زرتشتیان آیین خویش را در جهان زنده نگاه می دارند

مطلب زير به نقل از دكتر فرزانه ايراني، عضو جامعه زرتشتي ، در گفت وگو با روزنامه 'تايمز يونيون" به چاپ رسيده که سرویس بین الملل " بالاتر از خبر- اخبار داغ ایران و جهان " نظر به اهمیتی که ایران و ایرانی نزد افکار عمومی امریکا یافته است ، آن را به اطلاع خوانندگان می رساند......
شريفينيا : همسرم مرا به خوابيدن درون قبر ترغيب كرد

محمدرضا شريفينيا گفت: همسرم «آزيتا حاجيان» مرا راغب به حضور در قبر كرد. او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاعتري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد، زيرا از دريچهاي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي ميبيني. ....
اعلمي از دريافت 2 احضاريه ديگر خبر داد
نماينده مردم تبريز در خانه ملت !! از ابلاغ دو احضاريه ديگر از سوي شعبه دوم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت براي حضورش در اين شعبه خبر داد.
اكبر اعلمي ، با اعلام ابلاغ دو احضاريه جديد اظهار داشت: دو احضاريه به دستم رسيده كه با احضاريه قبل متفاوت است. در احضاريه قبلي شاكي دادستان تهران بوده و مستند احضار، خبر مندرج در روزنامه ايران مبني بر "از كابينه امام حسين(ع) نيز انتقاد ميكنم" بوده است.....
اظهارات صفار هرندی در مورد
دلایل اکران نشدن سنتوری
«در سال گذشته، دوستان ما جلوي نمايش فيلمي را بحق گرفتند. آن فيلم را وقتي منصفانه در دادگاه وجدان ملي و ديني خود بنشينيم و ببينيم، حتي يک نکته مثبت هم در آن پيدا نمي کنيم. چه توجيهي دارد که حتي اجازه دهيم اين فيلم توليد شود. اين فيلم هر بدي که توانسته در خودش جا داده، از اتهام به دين تا اتهام به ايران و اتهام به هموطنان و سياه نمايي جامعه.»
وي گفت: «بعضي ها متاسفانه اين پيشرفت ها را ناديده گرفتند و با ژست فيلسوف مآبانه گفتند که وضع فعلي فرهنگ از وضع قبلي بدتر است.» وزير ارشاد در ادامه اين اظهارات، افرادي را که وضعيت فعلي فرهنگ را بدتر از گذشته مي دانند، کساني دانست که مشاعرشان درست کار نمي کند......

يك خبرنگار اتريشي از ارسال داده ها و تجهيزات پيچيده شنود به ايران توسط شركت آلماني زيمنس خبر داد.
اريك موشل در وين مدعی شد که 99 درصد اطمينان دارد كه سيستمهاي مانيتورينگ و شنود براي رديابي موبايل و خطوط زميني تلفن به ايران ارسال شده است كه سازمانهاي اطلاعاتي ايران را قادر خواهد ساخت تا مكالمات بين ايران و اسراييل را كنترل كنند.....
بزرگترین مجموعه هنرهای مدرن جهان
در زیر زمینی در تهران !!

هنگامی که پای هنرهای تجسمی به میان می آید ، آیا می دانید که شگفت انگیز ترین ، مدرنترین و به عبارتی چشمگیرترین مجموعه ای که در جهان وجود دارد در همین تهران و در زیر زمین موزه هنر های معاصر نگه داری می شود !!
مهمترین آثار هنر معاصر از امپرسیونیست ها گرفته تا آثار پیکاسو و اندی وارهول و جکسون پالاک و خوان میرو ... همه و همه در زیرزمینی در بسته و قفل و کلید دار قرار دارد ؛ زیرزمینی در تهران که هیچ راهی برای دیدن آثار ارزشمند موجود در آن برای علاقه مندان هنر مدرن وجود ندارد .
باور نکردنی است ! در تمامی این سالها و در همین تهران زیر زمین موزه هنرهای معاصر تهران جایگاه یکی از ارزشمند ترین و گرانقیمت ترین مجموعه های هنر مدرن در دنیا بوده است . آثاری که حتی در موزه هایی در لندن و یا پاریس و نیویورک هم نمونه هایی از آنها پیدا نمی شود. نقاشی های این مجموعه در تمامی سالهای پس از انقلاب برای دیدن همگان به دیوار آویخته نشده است . برای انداختن نگاهی به آنها و دیدن مدارک مربوط به این آثار باید اجازه ویژه ورود به زیر زمین گرفت تا شاید بتوان به تماشای یکی از چشمگیر ترین مجموعه های هنری جهان رفت . آنچه در آنجا وجود دارد به گفته ی کارشناسان هنر مدرن جهان شگفت انگیز است . ده ها نقاشی از استادان هنر مدرن از پابلو پیکاسو و اندی وارهول تا دیه گو ریورا در کنار هم قرار دارد . اثر" نقاش و مدل او " اثر 1927 پیکاسو یکی از ده ها اثر بی نظیر از گنجینه های بسیار موزه است .
مجوز شرعی ازدواج موقت دختران صادر شد ... !


تو خود بخوان این حدیث مجمل
هاشمي شاهرودي در رأس هيأتي بلندپايه به قطر رفت. اما قبل از رفتن

ـ ببخشيد قطر از کدوم طرفه؟
نشست شوراي اتحاديه دانشگاههاي جهان اسلام برگزار شد.






تندیس ۴ متری "کورش بزرگ" در پارک المپیک سیدنی
![]()
انتشار تمبر به مناسبت ملی شدن صنعت نفت ایران در 29 اسفند ماه 1331

دو سال پس از تصویب مصوبه ملی شدن صنعت نفت در مجلس
سفره 7سين زير آبهاي خليج فارس










شرط بازگشت پيرموذن به ايران

بخواهید يا نخواهید، مونوريل را ميسازيم

مسئولان وزارت كشور بار ديگر به صراحت عنوان كردند كه ارزشي براي مطالعات كارشناسي در شهر تهران قائل نبوده و شوراي شهر موظف است به جاي بررسي طرحهاي مطالعاتي دستورات معاون عمراني وزارت كشور را كه از بالا صادر شده، اجرايي كند.
گويا برخي از مسئولان بلندمرتبه وزارت كشور در سال جديد اصل را بر اين قرار دادهاند كه «دستور» جايگزين «نظر كارشناسي» شود، چرا كه از همين ابتداي سال اتمام حجت كردند كه شوراي شهريها به هر نحو ممكن بايد نظر معاون عمراني وزارت كشور را اجرايي كنند. ....

جشن بزرگ هسته ای برای هزارمین بار آغاز شد. دولت اعلام کرد که ششهزار سانتریفیوژ، یا به قول رئیس جمهور سانتینفوژ، در نطنز کارشان را آغاز کردند. در همین راستا کرونولوژی جشن بزرگ هسته ای، یا به قول ایرانیان سابق، تاریخنگاری هسته ای به شرح زیر اعلام شد......
جشن بزرگ هسته اي پوچ درآمد

با اطلاعات مبهم و سخنان گنگ احمدی نژاد
یک روز بعد از تبلیغات وسیع دولت و صدا و سیما برای برگزاری جشن هسته ای و در حالی که استانداران هم با برنامه های نمایشی گروه هائی را آماده کرده بودند، برخلاف پیش بینی صبح کیهان رييس جمهور احمدی نژاد در حضور يكصد خبرنگار داخلي و خارجي خبری را اعلام داشت که پوششی در رسانه های بین المللی نگرفت و در این جمله خلاصه می شد: "با ساخت و بومي كردن مدرنترين دستگاه سانتريفيوژ سرعت غني سازي در كشورمان پنج برابر شد."......
دومین رای مجلس علیه دولت
در یک هفته
با رأي اكثريت نمايندگان مجلس هفتم و اصرار آنها بر لغو تصميم دولت احمدي نژاد در خصوص انحلال شوراهاي عالي، تعيين تكليف شوراهاي عالي دولتي، با مجمع تشخيص مصلحت نظام خواهد بود و اين مجمع كه رياست آن را هاشمي رفسنجاني برعهده دارد، درباره تصميم عجيب و غيرمنتظره دولت احمدي نژاد براي انحلال يكباره 28 شوراي عالي و غير عالي فعال در كشور و ادغام آنها در چند كميسيون ذيل دولت، تصميم نهايي را اتخاذ خواهد كرد.........
قابل هم به زندان رفت
هادي قابل، عضو و دبير شوراي مركزي جبهه مشارکت، بدون اطلاع قبلي روز دوشنبه دستگير و به زنداني به نام "لنگرود قم" منتقل شد.
اين موضوع را "روح الله قابل"، فرزند حجتالاسلام هادي قابل، عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي تاييد كرده و گفته است: "در پي تماس تلفني از دادگاه ويژه روحانيت قم در روز هفتم فروردين ماه، پدرم احضار شده بود كه با تقاضاي مهلت به دليل عدم امكان مراجعه وي روز گذشته به دادگاه مراجعه كرد. البته به دليل عدم اعلام دادگاه براي اجراي حكم، پدرم بدون آمادگي مراجعه كرده بود و روز گذشته به زندان لنگرود قم منتقل شد. در تماس تلفني كه صبح امروز پدرم با منزل داشتند از صحت و سلامت و حضور خود در زندان خبر دادند".
در تازه ترين واكنش به بازداشت و اجراي حكم زندان قابل، جبهه مشاركت ايران كه "قابل" پيش از اين دبير آن بوده، بيانيه اي صادر كرد. جبهه مشاركت در اين بيانيه به "اجراي حكم ناعادلانه صادر شده" در مورد قابل، اعتراض كرده و يادآور شده است كه "پيش از اين با رايزنيهاي صورت گرفته با مقامات و مسئولان امر متوقف گشته بود."
در اين بيانيه ضمن اشاره به سوابق هادي قابل، به نقش و حضور وي در ستاد انتخاباتي سيد محمد خاتمي در انتخابات 76 نيز اشاره شده و آمده است: "اين روحاني بزرگوار از نخستين همراهان جريان اصلاحات و مسئول ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي در دوم خرداد 76 در استان قم بوده و تلاش هاي ايشان موجب آن شد كه عليرغم نظر نهادها و ارگانهاي دولتي در آن زمان آقاي خاتمي بيشترين رأي را در شهر قم كسب نمايد و شايد همين مسأله آغاز كينهجويي و تخاصم با اين روحاني بزرگوار در ميان مسئولان امنيتي و اطلاعاتي وقت شهرستان قم شد كه اگر چه پس از آن به اتهامات واهي، همان نيروها با همكاري دادگاه روحانيت ايشان را به حبس كشاندند و نزديك به يكسال ايشان در زندان بود اما اقدامات اخير و حكم صادره بر مبناي پروندهسازي كه در دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي قم عليه ايشان صورت گرفته است نشانگر آن است كه تخاصم و كينهجويي اين نوع افراد با امثال جناب آقاي قابل پايان ندارد و هيچ حد و مرز و مبناي قانوني را نيز محترم نميدارد."
در اين بيانيه همچنين با اشاره به كيفرخواست آمده است: "مرور كيفرخواست صادره اخير عليه آقاي قابل كه مبناي صدور آن سخنراني هاي علني، اعتقادات و ديدگاههاي سياسي وفقهي و ديني ايشان از سال 76 تا كنون بوده است گوياي آن است كه در يك پروژه پروندهسازي آشكار اين مجموعه گردآوري شده و از لابه لاي صدها صفحه متون سخنرانيها، مقالات و مصاحبههاي ايشان جملاتي مقطع را دستچين كردهاند و با استناداتي بيارتباط و غيرحقوقي و غيرقانوني، از جمله اتكا به اقارير ساير متهماني كه خود در روند دادرسي پيشين تبرئه شدهاند، عليه ايشان حكم ناعادلانه، غيرقانوني و متكي بر سلايق و جهتگيريهاي سياسي صرف صادر شده است كه در نوع خود بيسابقه است. 40 ماه زندان، خلع لباس روحانيت و جزاي نقدي آن هم براي اتهاماتي كه هيچ محمل قانوني ندارد، چنان خارج موازين عرف و قانون است كه همه منصفان آگاهان به روند اين پرونده از گرايشهاي مختلف سياسي بر غيرقانوني و ناعادلانه بودن آن صحه ميگذارند."
چهل ماه حبس، خلع لباس
صبح روز چهارشنبه 21 شهريور 1386 ماموران به بهانه طرح سؤال شرعي به منزل حجتالاسلام هادي قابل مراجعت كردند. پس از حضور وي درمقابل در منزل، ماموران وارد خانه شدند و به دنبال تفتيش خانه، وسائل شخصي او از جمله اوراق و نوشتجات و كامپيوتر را ضبط و خود او را دستگير وزنداني کردند. سه روز بعد جبهه مشاركت اين اقدام را در بيانيه اي محكوم كرد، اما بازداشت وي دوماه به طول كشيد.
عليرغم نص صريح قانون كه تاكيد دارد "جرايم سياسي بايد با حضور هيات منصفه و علني بررسي شود" هادي قابل در طول دو ماه بازداشت چند بار در دادگاه ويژه روحانيت حاضر و بدون داشتن وكيل مدافع، در نهايت به چهل ماه زندان و خلع لباس محكوم شد.
جزييات اين راي که توسط شعبهي دوم دادگاه ويژه روحانيت قم صادر شد چنين بود: هادي قابل به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به يك سال حبس تعزيري، به اتهام تبليغ عليه نظام به 10 ماه حبس، به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي به 15 ماه حبس، به اتهام توهين به مقامات به پرداخت 500 هزار تومان جزاي نقدي بدل از حبس، به اتهام توهين به رياست قوه قضاييه، دادستان عمومي و انقلاب تهران و ساير قضات به يكصد روز حبس تعزيري و به اتهام هتك حيثيت روحانيت به خلع لباس محكوم شد.
پس از صدور اين حكم قابل و وكيل او به حكم صادره اعتراض كردند اما شعبهي دوم دادگاه تجديدنظر ويژه روحانيت مركز واقع در تهران اين حكم را عينا تاييد كرد.
از تعويق تا اجراي حكم
با قطعي شدن حكم قابل در دادگاه تجديد نظر، اجراي احكام دادگاه قم وي را براي اجراي حكم زندان در 21 بهمن ماه گذشته احضار كرد. پس از اين بود كه جبهه مشاركت "نشست خداحافظي فعالان سياسي- فرهنگي با قابل" را برگزار كرد كه درآن بسياري از چهره هاي سياسي از جمله ابراهيم يزدي، فريبرز رييس دانا، عيسي سحرخيز، فريده غيرت، محسن كديور، الهه كولايي و مصطفي معين سخنراني و اجراي اين حكم را "محكوم" كردند.
روز بعد درحالي كه قابل خود را براي اعزام به زندان آماده مي كرد، ساعت نه صبح با وي تماس گرفته شد و گفتند به زندان مراجعه نكند. "هادي قابل" در اين مورد گفت: "طبق برنامه قرار بود ساعت 11 صبح جهت معرفي خود به زندان مراجعه كنم كه ساعت 9 و نيم صبح با من تماس گرفته شد كه براي شما احضاريهاي - منظور ابلاغيه است - فرستادهايم آيا به دست شما رسيده است يا خير كه پاسخ دادم چيزي به دستم نرسيده است. شخص تلفن كننده اعلام كرد كه احضاريه - ابلاغيه - شما مربوط به عدم مراجعه به زندان است و شما تشريف نياوريد."
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت افزود: "با همه اينها اينجانب به تماس تلفني اعتماد نكرده و به زندان مراجعه كردم اما در همانجا نيز به من اعلام شد كه شما به زندان نخواهيد رفت.دليل اين مسئله را آنجا سئوال كردم كه هيچ پاسخ قانع كننده اي به اينجانب جهت جلوگيري از انجام حكم ارائه نشد و تنها به اين بسنده شد كه اگر لازم شد شما را مطلع ميكنيم."
در اينجا بود که برخي ها از "تاثير رايزنيهاي انجام شده" سخن گفتند؛ اما امروز با اجراي حكم زندان قابل مشخص شد "اجراي حكم" تا بعد از انتخابات به تعويق افتاده بود.
تبرئه دوباره موسويان از اتهام جاسوسي

برغم اعلام نارضايتي آشکار محمود احمدي نژاد، حسين موسويان، مذاکره کننده ارشد هسته اي و معاون مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت روز گذشته بار ديگر از سوي دادگاه شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران از اتهام جاسوسي تبرئه شد.
اين حکم به دنبال برگزاري يک جلسه محاکمه در تعطيلات نوروزي براي عضو سابق تيم مذاکره کننده هسته اي جمهوري اسلامي صادر شد.
روز گذشته ابتدا خبرگزاري فارس در خبري به نقل از "يک منبع آگاه" خبر تبرئه حسين موسويان از اتهام جاسوسي و محکوميت وي به استناد ماده 505 مجازات اسلامي را منتشر کرد. ساعتي بعد هوشنگ پوربابايي، وکيل موسويان به خبرگزاري ايسنا گفت: "اخبار منتشره درباره حكم پنج سال انفصال از خدمات دولتي براي موكل، كذب محض بوده و در مساله اصلي كه در يك سال اخير مورد جنجال بود يعني اتهام جاسوسي، براي دومين بار موسويان توسط قاضي رسيدگي كننده در دادسرا بيگناه شناخته شد و در تاريخ 25 اسفند 86 قرار منع تعقيب وي در مورد اين اتهام بر اساس ماده 501 قانون مجازات اسلامي صادر و به تاييد دادستان رسيد".
پور بابايي درباره برگزاري دادگاه موسويان در 10 فروردين نيز گفت: "برگه احضاريه دادگاه در پايان وقت اداري آخرين روز كاري سال 86 به تاريخ 28 اسفند به موكل ابلاغ شد كه جلسه دادگاه در ايام نوروز يعني براي تاريخ 10 فروردين 87 پيشبيني شده بود".
به گفته وي، با توجه به اينکه تا تاريخ مذكور، دو روز كاري بيشتر وجود نداشت و يكي از وكلاي پرونده نيز در سفر بود و امكان مطالعهي چند هزار صفحه پرونده براي دفاعيه وجود نداشت، وكلا در تاريخ 7 فروردين از قاضي پرونده تقاضاي تعويق در برگزاري جلسه دادگاه را كردند که مورد موافقت قاضي قرار نگرفت.
هوشنگ پور بابايي همچنين گفت که قاضي پرونده اجازهي مطالعه پرونده به موسويان را نداده و دو نفر از وكلاي وي در دو روز نيمه تعطيل ايام نوروز توانستند حداكثر 10 درصد پرونده را مطالعه كنند.
وي در عين حال گفت که قاضي شعبه 15 دادگاه انقلاب راي خود را بر اساس ماده 505 قانون مجازات اسلامي صادر كرده است.بنابر ماده 505 قانون مجازات اسلامي "هركس با هدف برهم زدن امنيت كشور به هروسيله اطلاعات طبقه بندي شده را با پوشش مسئولين نظام يا مامورين دولت يابه نحو ديگر جمع آوري كند چنانچه بخواهد آن را در اختيار ديگران قرار دهد و موفق به انجام آن شود به حبس از دو تا ده سال و در غير اينصورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم مي شود".
به گفته وکيل مدافع حسين موسويان، "استناد قاضي به اين ماده و محکوميت 2 سال حبس تعليقي براي موسويان بدين معناست كه بنابر نظر دادگاه موسويان قصد جمعآوري اسناد جهت ارايه به ديگران را داشته اما در عمل، اسنادي به ديگران ارايه نكرده است".
تبرئه از اتهام جاسوسي
حسين موسويان 11 ارديبهشت 86 توسط وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 زندان اوين منتقل شد.بازداشت وي که تحليلگران آن را اقدام علني احمدي نژاد بر عليه حسن روحاني دبير سابق شوراي عالي امنين ملي و هاشمي رفسنجاني دانسته اند، بازتاب هاي بين المللي گسترده اي داشت.وي که در زمان بازداشت معاون امور بين الملل مرکز تحقيقات مجمع تشخيص مصلحت نظام بود ده روز بعد با تعيين وثيقه آزاد شد.
اتهام اين مذاکره کننده سابق هسته اي جمهوري اسلامي ابتدا مسائل امنيتي يا مالي عنوان شد اما محسني اژهاي وزير اطلاعات در تير ماه 86 و در حالي که قوه قضائيه در حال بررسي اين پرونده بود، اعلام کرد: "از نظر وزارت اطلاعات، اتهامات متوجه موسويان است و جرم وي براي ما محرز است".
پس از آن محمود احمدي نژاد رسما وارد ميدان شد و ادعا کرد: "بعد از اينکه يک نفر را به دليل جاسوسي دستگير کرديم، از آن زمان قاضي را آن چنان تحت فشار سنگين گذاشتهاند تا جاسوس را تبرئه کند. اما همين جا اعلام ميکنم که ملت ايران اجازه نخواهد داد اين گونه افراد و گروهها با نفوذ سياسي و اقتصادي خود محرمان را از دست عدالت نجات دهد".
مرتضوي هم نتوانست
سه شنبه 6 آذر 86 عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه درست يک روز پس از آنکه بسيجيان دانشجو با برگزاري نشستي تحت عنوان "جاسوسي هسته اي" به حمايت از جناح احمدي نژاد وارد معرکه شدند و از مسئولين قضايي خواستند که در اين زمينه "گوش به فرمان دولت باشد" با اشاره به اينکه آخرين دفاع از موسويان اخذ شده، اتهامات اوليه موسويان را "جاسوسي"، "نگهداري اسناد محرمانه" و "تبليغ عليه نظام" عنوان کرد اما گفت: "وي در دو اتهام "جاسوسي" و "نگهداري اسناد محرمانه" بي گناه شناخته شده و در مورد اتهام "تبليغ عليه نظام" بي گناهي وي تا اين مرحله در دادسرا رد نشده و نتيجه نهايي اعلام خواهد شد".
اعلام خبر تبرئه موسويان از سوي سخنگوي قوه قضائيه واکنش دولت و رسانه هاي وابسته به آن را به دنبال داشت.پس از آن سعيد مرتضوي دادستان تهران ضمن مخالفت با قرار منع تعقيب و تبرئه موسويان در اتهام جاسوسي از سوي بازپرس پرونده موافت نکرد و خود راسا پرونده را در اختيار قرار گرفت.
سخنگوي دولت نيز چند روز بعد خواستار برگزاري دادگاه علني در اين مورد شد، خواسته اي که به گفته هوشنگ پوربابايي خواسته موکلش يعني حسين موسويان نيز بود که با مخالفت قاضي رد شد.در نهايت دادگاه در ميانه تعطيلات نوروزي به شکل غير علني برگزار شد تا با صدور دوسال حکم زندان تعليقي، 5 سال محروميت از مشاغل ديپلماتيک، و تبرئه از اتهام جاسوسي، نتيجه جدال تندرو ها و ميانه روهايي که هر دو دستي در حاکميت دارند به تساوي ختم شود.
خبر تغییر وزیران درست بود

با وجود آنكه الهام، سخنگوي دولت احمدي نژاد، در اولين مصاحبه مطبوعاتي خود در سال جديد، خبر استعفاي وزير اقتصاد را كه توسط رسانههاي محافظهكار منتشر شده بود، تكذيب كرد و آن را سنارويي عليه دولت و "دروغ سيزده" ناميد، رسانههاي نزديك به دولت و حتي مسئولان دولتي نزديك به احمدي نژاد در روزهاي گذشته همچنان به تكرار اين "شايعه تكذيب شده" ميپرداختند.
اما در آخرين تحول در اين خصوص، مجتبي هاشمي ثمره مشاور ارشد احمدي نژاد، شب گذشته در حاشيه جشن فناوري هستهاي، به صراحت وقوع تغييرات كابينه را تأييد كرد و انجام و اعلام آن را به "سه چهار روز آينده" موكول كرد؛ بدون اينكه به سوال خبرنگاران درباره سياسي يا اقتصادي بودن تغييرات كابينه، پاسخ دهد.
در همين حال، ساعتي پيش از مصاحبه هاشمي ثمره، در وبلاگ شخصي منتسب به محمود احمدي نژاد نيز كه مدتها بود مطلب جديدي در آن منتشر نشده بود، مطلبي با عنوان "نوآوري: موانع و راهكارها" منتشر شد كه در آن به "تغييرات كابينه" اشاره شده و اين موضوع، مصداق نوآوري ذكر شده و آمده بود: "تغييراتي كه در هيئت دولت صورت مي گيرد در راستاي نوآوري است. ما يك گروه منسجم هستيم كه به اقتضاي موقعيت وشرايط، انعطاف و تغييرات لازم را در خود به وجود مي آوريم و هيچ يك به مسئوليتهاي خود به عنوان يك امتياز يا سر قفلي نگاه نمي كنيم."
ثمره هاشمي نيز ديشب وقتي از پاسخ صريح به پرسشهاي مكرر خبرنگاران درباره تغييرات كابينه طفره رفت، با اين پرسش يكي از آنان مواجه شد كه چرا وقتي خود احمدي نژاد هم در وبلاگش تغييرات را تاييد ميكند، شما حاضر نيستيد در اين باره صحبت كنيد؟ وي به اين خبرنگار پاسخ داد: "وقتي رييس جمهوري چنين نوشته است، من ديگر پاسخي ندارم!"
تاييد صريح وقوع تغييرات كابينه در وبلاگ احمدي نژاد و نيز از زبان مشاورش، نقطه اوج اخبار و گزارشهايي است كه پس از تكذيب رسمي اين موضوع از سوي سخنگوي دولت، اين تكذيب را به هيچ انگاشتند و به گمانهزني و انتشار خبر و تحليل در اين باره ادامه دادند. اكنون جاي اين پرسش است؛ پرسشي كه احتمالا در اولين جلسه بعدي الهام با خبرنگاران مطرح خواهد شد: آيا او هنوز هم اين موضوع را دروغ و ناشي از بيكاري نوروزي رسانهها، و هدف از انتشار آن را "تحتالشعاع قرار دادن برنامههاي اقتصادي دولت" ميداند؟
ادامه انتشار اخبار تغييرات در رسانهها
هرچند سخنگوي دولت احمدي نژاد كه به تازگي با تصويب يك قانون جديد از عضويت همزمان در دولت و شوراي نگهبان نيز منع شده است، خبر تغيير در كابينه و استعفاي داود دانشجعفري را تكذيب كرد؛ اما رسانهها در روزهاي اخير همچنان به گمانهزني در خصوص تغييرات احتمالي در دولت پرداختند، و جالب اينجا بود كه باز هم رسانههاي نزديك به احمدي نژاد، پيشتاز بودند.
اولين واكنش نسبتا تند و البته عجيب و غيرمنتظره درباره سخنان تكذيبي الهام، از سوي سايت رجانيوز، ارگان غير رسمي حاميان احمدي نژاد مطرح شد. اين سايت با وجود تكذيب خبر استعفاي دانشجعفري، از جلسه چهارشنبه شب احمدي نژاد با وزير اقتصاد خبر داد و به علاوه، نام پورمحمدي وزير كشور را نيز به عنوان ديگر وزير در آستانه جابجايي مطرح كرد كه: "تغيير احتمالي وزير كشور به پس از برگزاري دور دوم انتخابات مجلس موكول شده اما پرونده تغيير وزير امور خارجه فعلاً بسته شده است."
سايتهاي محافظهكار ديگري همچون تابناك، برنا (وابسته به سازمان ملي جوانان)، فردا و عصر ايران، و جالبتر از اينها خبرگزاري فارس، نيز از مرحله انتشار خبر استعفا و تغيير و تاكيد بر قطعي شدن استعفاها عبور كردند و به گمانهزني در خصوص جانشينهاي وزرايي همچون رحمتي، وزير راه و ترابري و دانشجعفري، وزير امور اقتصادي و دارايي پرداختند.
جديدترين خبر را نيز خبرگزاري آفتاب به نقل از يك نماينده مجلس كه نامش را فاش نكرده، منتشر كرده است. وي شش وزير كابينه احمدي نژاد را "در صف تغييرات" توصيف كرده و به نام وزراي اقتصاد، کشور، راه و ترابري، امور خارجه، جهاد کشاورزي و فرهنگ و ارشاد اسلامي اشاره كرده است
همراه با سیلی، لگد و فحش
برخی فعالان حقوق بشر در ایران که ناظر پیگیر رویدادهای دانشگاهی و دانشجوئی هستند، گزارشی را به نقل از دانشجویان زندانی و بویژه سه دانشجوی قربانی توطئه "توهین به مقدسات در نشریات دانشجوئی" منتشر کرده اند. توطئه ای که با هدف توقیف نشریات دانشجوئی و رفتن به سوی فلج جنبش دانشجوئی در انتخابات مجلس هشتم صورت گرفت. این سه دانشجو که تاکنون هم محکوم و هم تبرئه (!) شده اند، احسان منصوری ، مجید توکلی و احمد قصابان نام دارند و بقایای زندانی دانشجویانی هستند که دراین ارتباط دستگیر شده بودند.
این گزارش را که حاوی نکات جالبی پیرامون بحث ها در اتاق های بازجوئی است .....
« پرونده نشریات دانشجویی با بازداشت شماری از فعالان دانشجویی دانشگاه امیرکبیر و انجمن اسلامی پلی تکنیک و به بهانه انتشار مطالبی در چهار نشریه دانشجوئی شروع شد . ولی انتشار آن چهار نشریه جز یک حاشیه جزئی در طول بازجویی ها مطرح نبود و سئوالات بازجوها و حساسیت های دستگاه اطلاعاتی به مباحثی دیگر به ویژه فعالیت ها و روابط بازداشت شدگان متمرکز بود؛ که اکثراً از اعضای اصلی و فعال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر بودند. آنچه که از رفتارها، گفتگوها و سئوالات مسئولان و ضابطان اطلاعاتی و امنیتی استنباط میگردید، دال بر پروژه ای هدفمند از سوی عده ای خاص جهت سرکوب فضای دانشگاه داشت. پروژه ای که در خلال آن نشریات پرتعداد و پرمحتوای پلی تکنیک همگی توقیف شدند و انگشت اتهام به سمت انجمن اسلامی نشانه رفت تا آخرین تلاشها جهت نابودی این تشکل پرسابقه صورت گیرد. در این میان ما نیز که در دسترس بازجوها بودیم میبایست به نظاره هزار بی اخلاقی و ددمنشی مینشستیم و شاید اگر تدبیر ما نبود شرایط بسیار بدی رقم میخورد . وقتی ما میدیدیم که وزارت اطلاعات به هیچیک حاضر نیست از اهداف پروژه خود کوتاه بیاید ترجیح دادیم قسمتی از سناریوی وزارت را به شکل هنرمندانه ای بپذیریم و با پذیرش اتهام توسط خودمان و عدم اجازه به کشیده شدن آن به سطح تحکیم و احزاب و گروه های دیگر به محض قرار گرفتن در مقابل محاکم قضائی با استناد به مواد سراسر کذب پرونده به تکذیب اعترافات کذب تحت فشار و شکنجه دوران بازجویی بپردازیم که همین امر را نیز در طول دوران بازداشت در مراحل بازپرسی، دادگاه انقلاب و دادگاه عمومی و دادگاه تجدید نظر به انجام رساندیم و مهمترین علت اینکار نیز هماهنگونه که گفته شد این بود که میترسیدیم در صورتی که بازجوها نتوانند از ما نتیجه ای بگیرند شاید به سراغ داشنجویان دیگری بروند و همین مسیر ادامه یابد تا پروژه آنها تحقق یابد پس سعی کردیم با اطلاعاتی که از پرونده بدست آورده ایم و اعترافات و مدارک موجود در نزد بازجوها سوار بر پروژه آنها شویم .
در طول بازجویی ها بارها پیش می آمد که اعتراض و سئوالاتی را مطرح میکردیم و به دنبال پاسخ میگشتیم که از صحبتهای بازجوها این نتیجه حاصل میشد که اهداف مورد نظر آنها با بازداشت افرادی خاص (پنج ، شش نفر) انتساب برخی اتهامات به انجمن اسلامی پلی تکنیک ، دخیل دانستن نقش تحکیم و برخی احزاب ، تائید ارتباط ویژه با گروههای خارج از ایران و ... تامین میگردید که تلاشها جهت اخذ اعترافات در این راستا صورت میگرفت که در این زمینه با توجه به وضعیت خاص پیش آمده و تدبیر بازداشت شدگان در انحراف از اهداف دستگاه اطلاعاتی و ترسیم یک سناریوی دانشجویی ، حاضران پشت پرده پروژه نتیجه زیادی کسب نکردند . یک بحث اساسی پیرامون شروع بازداشتها با چهار مدیر مسئول نشریات بود . در حالی که بازجوها مدعی بودند هر کسی را بخواهند بازداشت میکنند ولی از صحبتها و رفتارهای بازجوها به نظر میرسید که از نظر آنها بازداشت مدیران مسئول دلیل داشت و از نظر قانونی مقدور بود و اساساً آنها ترجیح میدادند پروژه بازداشتها از مسیر فعالان نشریات نیز عبور کند و شاید حساسیت کمتری نیز در مورد بازداشت ایشان وجود داشت و پس از آن با توجه به اعترافات احتمالی مدیران مسئول، اعضای فعال و اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی بازداشت میشدند و سپس پروژه کاملی برای سرکوب جنبش دانشجویی و گروهها و نهادهای مدنی و احزاب و گروههای منتقد دیگر پیگیری میگردید ولی آنچه به نظر میرسید ترجیح بر بازداشتهای مدیران مسئول عضو انجمن و مدیران مسئول میانه رو تر و مدیران مسئول مستقل در کنار هم بود تا در ظاهر بحث سرکوب انجمن در میان نباشد و هم پیامی برای تمامی مدیران مسئول نشریات باشد که در مورد فعالیت نشریاتی خود دقت بیشتری به خرج دهند قرار بود پس از اخذ اعترافات از مدیران مسئول پیرامون برخی مسائل زمینه بازداشتهای بعدی فراهم گردد که در این زمینه با عدم موفقیت سناریوی دستگاه اطلاعاتی در برابر استقامت و هوشیاری بازداشت شدگان نهایتاً تغییراتی در اهداف پروژه صورت گرفت که شاید اگر دقت بیشتری در اعترافات صورت
میگرفت نتایج بهتری هم صورت میپذیرفت که با توجه به نیات اصلی پروژه بی تردید این وضعیت نمیتواند شکست برای جنبش دانشجویی و فعالان پلی تکنیک محسوب گردد.
مورد سوم
نگاه بازجوها در مورد فعالیتهای سیاسی مجموعه بسیار خاص بود . تصور ایشان بر ترس جنبش دانشجویی در ارتباط با گروههای سیاسی مختلف ، ایشان را به تهدید ما به کشف ارتباطات وا میداشت در حالی که ما دلیلی برای انکار دیدارهای صورت گرفته و روابط موجود نمیدیدیم درمورد گروههای اپوزیسیون خارج از کشور لحن تهدید آمیز و عبارات کلی به کار میرفت . اگر چه به واسطه دانشجو بودن و پلی تکنیکی بودن ما، اسم افشاری بیشتر ذکر میشد . ولی گاهاً در کشف ارتباط با سازمان مجاهدین خلق تا دستگاههای اطلاعاتی غربی تلاشهای وِیژه ای از سوی بازجوها صورت میگرفت که برای ما بسیار احمقانه به نظر میرسید که چقدر بازجوها از فضای واقعی فاصله دارند . در مورد ارتباطات و رفت و آمدهای داخل نیز حساسیت ویژه معطوف به سه حزب مشارکت ، سازمان مجاهدین انقلاب و کارگزاران بود و به کرات اسم عطریانفر و تاج زاده در صحبتهای بازجوها به گوش میرسید (از نبوی ، آرمین ، خاتمی، رمضانزاده ، یزدی و مرعشی هم صحبت به میان می آمد) البته از عباس عبدی در موارد خاصی سخن به میان می آمد و نوعی نگاه ویژه به سعید حجاریان کلام پرتردیدی را از بازجوها موجب میگردید که نشان میداد فعالیتها و ارتباط او با دانشجویان مورد کنجکاوی بازجوها بوده است و شاید هم سعی در محک و نگاه دانشجویان به طیف منتقدتر اپوزیسیون داخل بود .
بازجوها در یک فضای بسیار تخیلی از ما میخواستند که نوعی نقش برای احزاب در تنشهای دانشگاه قائل شویم و حتی اموری را به ایشان منتسب نماییم که پس از پی بردن به غیر واقعی بودن این خواسته خود از آن دست برداشتند .
نوعی توهم توطئه در سراسر بازجویی ها وجود داشت و بازجوها نسبت به کلیه فعالیت های ما نوعی ترس داشتند. ثمره این توهمات نیزبرخوردهای غیر عقلانی و سئوالات بی ارتباط از ما بود . نوعی شکایت و دلخوری خاص نسبت به شعار آزادی و دموکراسی، دلخوری از روشن کردن شمع ، استفاده از بازو بندهای نمادین، استفاده از پوسترها و پلاکاردهای فراوان در برنامه ها، نامگذاری برنامه وشعارهای منظم مورد خشم و کنجکاوی بازجوها بود . (به ویژه در مورد چند برنامه خارج از دانشگاه) مایل بودند دلیل نامگذاریها و تعیین کننده نامهای برنامه ها را بدانند «دانشگاه آزاد ، منتقد دولت» ، «آزادی باید زنده بماند» ، «دانشگاه در حصار میله ها» ، نام های برنامه های سال 85 و 86 انجمن بود.( قبل از بازداشت ما ) که بازجوها بیشتر ما که بازجوها خواستار تعطیل شدن این برنامه ها بودند . اتاق بازجویی فضای منطق و عقلانیت نبود و پاسخ هر استدلال مشت و لگد و فحاشی و ناسزا بود . در هر جای بازجویی ها وقتی که صحبت به سمت و سوی فعالیت های انجمن میرفت به اموری اشاره میشد که ما مدعی بودیم انجام نداده ایم. عباراتی از طرف بازجوها شنیده میشد که «شما در این چند سال هر چه خواسته اید در تریبونها و برنامه هایتان گفته اید، هیچ حدی قائل نبوده اید، کاری نکرده نداشته اید، سخنی نگفته نداشته اید و...» و این نشان میداد که چقدر از تجمعات دانشجویان، از دور هم جمع شدن و صحبت کردن دانشجویان ترس داشتند . ولی در این میان اصلاً به این موضوع توجه نداشتند که اگر دوهزار دانشجو یکصدا شعاری را سر میدهند حتماً ایرادی وجود دارد حتماً کمبودها و ضعفهایی وجود دارد و این اعترافات را میتوان به فال نیک گرفت و در حل مسئله کوشید نه سرکوب دانشجو . علیرغم صحبت های ما در این باره بازجوها فقط به فکر گوشمالی و انتقام از ما بودند. در خلال صحبت ها همیشه انجمن اسلامی را مقصر قلمداد میکردند و ثمره این فضای سراسر اعتراض دانشگاهها را فعالیت های انجمن میدانستند که اینک ما به نمایندگی از انجمن مستحق هر تنبیه بودیم و اساساً برخوردها از سر کینه صورت میپذیرفت. در حالی که ما مدعی بودیم فضای فعلی و نابسامانی های دانشگاه محصول عملکرد غلط و بی عدالتی ها و خرد ستیزی های مدیریت و حاکمیت است، متاسفانه از آنجایی که اتاق بازجویی محل استدلال و حجت نبود ثمره طرح این موضوعات جز شکنجه های خارج از تصور از سوی بازجوها نبود .
در مورد شعارهای برنامه های چند سال اخیر حساسیت ویژه ای داشتند در مورد تک تک شعارها و علت بیان آنها و همچنین طراحان و مجریان آن از ما سئوال می کردند، اگر چه در مورد شعارهایی چون «وزیر بی لیاقت (بی کفایت) استعفا ، استعفا» یا «محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد» یا «فلسطین را رها کن فکری به حال ما کن» بحثی در کار نبود (گویا خود آنها نیز این شعارها را قبول داشتند) ولی با برخی شعارها اساساً مشکل داشتند و بحثهای مفصلی در آن موارد صورت میگرفت از جمله شعارهای «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» ، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» بحث اساسی این بود که به شما ربطی ندارد که زندانیان سیاسی آزاد گردند و ما هم در جواب مدعی بودیم شعار اصلی ما آزادی دانشجویان بوده است و در بدو امر مطالبات سیاسی کمتر مورد نظر بوده است ولی وقتی شما (دستگاه های غیردانشگاهی) وارد دانشگاه میشوید، وقتی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی وارد دانشگاه میشوند، وقتی پلیس و نهادهای پادگانی با دانشجویان برخورد میکنند، آنگاه دیگر ماندن در سطح مطالبات دانشجویی ممکن نمی شود. وقتی دانشجو توسط وزارت اطلاعات بازداشت میشود، او یک زندانی سیاسی شده است و این محصول عملکرد غلط دستگاههای اطلاعاتی است. چرا مسائل دانشگاه را باید نهادهایی از بیرون دانشگاه حل کنند. در مورد شعارهای « بسیجی برو گمشو» یا «نظامی برو گمشو» بسیار تعصبی برخورد میشد و با ما رفتارهای غیرانسانی هم صورت می گرفت. ولی بیان این شعارها ربطی به شخص ما نداشت و نظامی ستیزی در فضای دانشگاه آنقدر بدیهی است که احتیاجی به توضیح نداشت. در ضمن تنها دلیل وجود حمایت از تشکل های شبه نظامی و رفتارهای پلیسی و پادگانی در دانشگاه نظامی خوئی و عقلانیت گریزی عده ای خاص بود. البته آنجایی که بحث این شعارها و استفاده از آن در مورد احمدی نژاد مطرح بود عصبانیت و تعصب بازجوها بیشتر هم میشد که منجر به شکنجه ما می گردید . با بحث شعارهایی چون «پلیس به این بی غیرتی هرگز ندیده ملتی» ، «مردم چرا نشستید اینجا شده فلسطین» کشیده میشد که هم تداعی شعارهای انقلاب 57 بود (ارتش به این بی غیرتی ...) و هم اینکه مخاطب آن عمدتاً فضای بیرون دانشگاه و تجمعات خاص بود که در آن حمایت مردم نیز در قالب شعارهایی چون «ای مردم آزاده حمایت حمایت» خواسته میشد که از این بابت بازجوها نگرانی ویژه ای داشتند ولی واقعیت این بود که هیچیک از این شعارها ربطی به ما نداشت . اما مهمترین شعار و حساس ترین آنها که از سوالهای اساسی دوران بازجویی های ما نیز بود، شعار «مرگ بر دیکتاتور» بود که این دیدگاه با شعار «حکومت زور نمی خواهیم، دولت مزدور نمی خواهیم» همراه میشد و در مورد هدف شعار سئوال میشد. از یک سو این شعار در اکثر برنامه های ما استفاده شده بود و اساساً ربطی به شخص ما هم نداشت و از سوی دیگر پاسخگویی به این شعار در اتاق بازجویی کار بسیار سختی بود . بازجوها با اشاره به تیتر یکی از نشریات ما که «در روزی که پینوشه مرد، پلی تکنیک یکصدا فریاد زد مرگ بر دیکتاتور» خواهان پاسخگویی ما در مورد شعارها بودند. یا با اشاره به سال 78 و شعارهایی که به صورت علنی نام شخص اول مملکت در آن آورده میشد شاید به ما یادآوری می کردند که حق شما هماهنگونه برخوردها میباشد ما نیز در تائید شعارها و سخنهای خود ، رفتارها و عملکردهای بخشهای مختلف حاکمیت را گوشزد میکردیم ، تعطیلی نشریات ، اخراج اساتید ، تعلیق های تحصیلی ، بازداشتهای دانشجویان ، شکنجه های موجود ، برخورد پلیسی با دانشجویان ، ممانعت از بیان نظرات و... همگی مصادیق ظلم و موید شعارهای ما بود که ما مدام آنها را بیان میکردیم و میگفتیم با تعطیلی این موارد و جلوگیری از هرگونه ظلم و بیعدالتی مسلماً این شعارها و تجمعات به پایان خواهد رسید و گرنه برخوردها در جهت تائید راه و سخن ما خواهد بود . متاسفانه در حالی که ما مایل بودیم این مسائل حل شود و راه حل هایی ارائه گردد ، بازجوها فقط به دنبال پاک کردن صورت مسئله و قطع شدن این روند بودند .
از همان ابتدای بازجویی ها ، بازجوها در جایگاه مدافع بسیج، نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه و مدیریت قرار گرفت و به تصویه حساب های تمامی اختلافات چند سال اخیر ما در دانشگاه پرداختند . همیشه به ما گفته میشد که فکر کردید اینجا هم دانشگاه است و می توانید چند تا دانشجو را دور خودتان جمع کنید و هر کاری می خواهید بکنید ، الان چه کاری می توانید بکنید ، حالا صحبت کنید ، حالا تریبون بگیرید ، حالا اگر می توانید مطالباتتان را منتشر کنید ، حالا بگوئید بسیجی ها بروند ، حالا تابلو نهاد را پائین بیاورید ، حالا دفتر مدیریت را قروق کنید و ... و این نشان از این داشت وقتی مدیریت و بسیج و نهاد و وابستگانشان در دانشگاه نتوانسته بودند در برابر خواست دانشجویان پیشرفتی در کنترل فضای دانشگاه داشته باشند اینک این پروژه براه افتاده است .
ما هر چه تلاش می کردیم با بیان حقایق دانشگاه دلایل بروز این مسائل را عنوان کنیم و در حل مسئله مفید واقع شویم به دلیل اینکه بر حقیقت این مسئله که ضعف و ناتوانی مدیریت در اداره دانشگاه ، رفتارهای غیر عقلانی و غیر آکادمیک مدیریت و نهاد رهبری و فقر و دانایی و توانایی گروه های وابسته و بسیج در دانشگاه تاکید می کردیم و اشاره می کردیم که نمی توان با سرکوب انجمن و دانشجویان راه درمان مشکلات را یافت . ولی متاسفانه بازجو ها در دفاع و توجیه عملکرد های غلط این مجموعه ها به انتقام از دانشجویان و برخورد با ما می پرداختند و گاه در جایگاه عضو دگمی از این مجموعه ها فقط به حفظ مجموعه اشان می اندیشیدند .
مهمترین هدف بازجو ها از بازداشت های صورت گرفته در پلی تکنیک ، تعطیلی انجمن اسلامی پلی تکنیک بود . بر همین مبنا در طول بازجویی ها تلاش ویژه ای صورت می پذیرفت تا از بازداشت شدگان علیه سایر دانشجویان ( چه بازداشت شدگان و چه سایر دانشجویان ) اعترافاتی اخذ گردد و با یافتن اختلافات میان آنها از آن مطالب استفاده کنند . نکته دیگر که شاید مهم باشد ادعای بازجو ها مبنی بر این بود که «ما دائماً پیام هایی را برای شما پلی تکنیکی ها مخابره می کردیم. شما مسیری را می رفتید که ما می دانستیم به این نقطه خواهد رسید. شما ما را مجبور کردید که به این شکل با شما برخورد کنیم » .
قبل از اینکه پروژه بازداشت ها شروع شود ما مطلع شده بودیم که از نگهبان های خوابگاه ها خواسته شده زمان رفت و آمد و میهمانان و افراد شاخص عضو انجمن کنترل گردد . در ضمن نگهبانان در درب های دانشگاه و دانشکده ها زمان ورود برخی از دانشجویان خواص را به دانشگاه سریعا به حراست اطلاع می دادند . بخشی دیگری از مدارک مورد استناد مربوط میشد به متون اس ام اس های بین اعضای انجمن ، شرح مکالمات و دفعات تماس بین فعالان دانشجویی دانشگاه ، برخی از مطالب ارسال شده بازداشت شدگان از طریق ایمیل ، زمان های خاموش و روشن شدن گوشی های برخی افراد و ... که بریده هایی از مطالب و پیام های کوتاه و ایمیل های ما که دو پهلو بود ( به دلیل کوتاه بودن و اکتفا به چند کلمه ذهنی افراد ) دائما در طول بازجویی ها مورد استناد بازجوها بود آنها سعی در برداشت های شخصی از آن مطالب داشتند .
ادبیات حاکم بر بازجویی ها و لحن کلام بازجو ها سراسر فحاشی و ناسزاگویی بود ، شاید چون از همان ابتدای بازداشت با پاسخ های ما در دفاع از تمامی رفتارها و فعالیت ها و نوشته های ما روبرو شدند، روال بازجویی ها برخورد های تند و تصفیه حساب و انتقام گیری شده بود و در این بین شاید تصور توهین های شخصی و ناسزاگویی و فحاشی با شدت بود ولی متاسفانه بازجو ها که هیچ حد و مرز اخلاقی و رفتاری برای خود قائل نبودند ، در کنار همه شکنجه ها ، تحقیر ها و ناسزا ها ، به خانواده ها نیز فحاشی می کردند که ذکر این مورد به واسطه دلیل ایشان است که مدعی بودند که وقتی شما به پدر ما ( منظورشان رهبری بود) توهین می کنید ، فکر اینجا را نمی کردید، وقتی ما مصداق توهین را می خواستیم آنها به نوشته های چند سال اخیر و تریبون های ما اشاره می کرد که مشمول انتقادات و اعتراضات به شیوه حکومت داری در ایران و نقد نظریه ولایت فقیه در حوزه های معرفتی بر پایه دلیل و حجت و توسل به اسناد و شواهد تاریخی و روائی بود که هیچ یک مصداق توهین نبود .
حساسترین مسئله از طرف بازجوها بحث ولایت فقیه و گروه روشنفکری دینی بود . می خواستند در اتاق بازجویی قصه ولایت فقیه را حل کنند.
سروش که تاثیر فراوانی بر دانشجویان یکی دو دهه گذشته داشته مدام مورد فحاشی قرار میگرفت و در کنار آن دکتر کدیور ، دکتر شبستری ، دکتر آغاجری و دکتر ملکیان نیز بی بهره نبودند. از نقدهای ما بر مصباح یزدی ، آیت الله کاشانی ، شیخ فضل الله نوری و آیت الله خمینی بسیار عصبانی بودند .
در طول دوران بازداشت بارها اتفاق افتاد که با معاون امنیتی دادستان تهران ( حسن حداد ) مواجه شدیم . وی که مرجع بازداشت کننده ما نیز بود متاسفانه زیاد مقید به قانون نبود. مهمترین صحبت های آقای حداد پیرامون شکنجه ها بود که وی حدی از فشار و شکنجه را عادی و لازم می دانست و میگفت " وقتی شما اعتراف نمی کنید، ما چه کار باید بکنیم؟" که در جواب ما می گفتیم وقتی کاری از طرف ما صورت نپذیرفته چرا باید اعتراف کنیم و او مدعی بود مدارکی دارد. عجیب بود که واقعا اگر مدرکی وجود دارد چرا هیچ وقت ارائه نشد و فقط سعی در کسب اعترافات کذب تحت فشار و شکنجه از ما شده بود . آقای حداد و بازپرس پرونده ( آقای موسوی ) و نماینده دادستان در دادگاه ( آقای سبحانی ) در طول دوران بازداشت تمام تلاش ها را معطوف به بازداشت های بیشتر و نگه داشتن دانشجویان در زندان کردند و در این مسیر توجه به تهیه مدارک و مستندات لازم قانونی نداشتند و نبود مدارک در دادگاه عمومی برای اولین بار طرح گردید از این به بعد با فشارهای ویژه پوشش داده شد و متاسفانه نگاه دادگاه از آن منحرف شده که تا امروز نیز ادامه دارد .
جلسه دادگاه انقلاب بشکل خاصی برگزار شد. قاضی بابایی از همان لحظات نخست به برخورد با ما در جایگاه دادستان و شاکی پرونده قرار گرفت. اجازه صحبت به ما داده نمیشد نماینده دادستان هر صحبتی را می خواست مطرح میکرد. در کمال تعجب نماینده وزارت اطلاعات در جلسه حضور داشت و گزارشات خلاف واقعی را در مورد ما و انجمن اسلامی پلی تکنیک مطرح می کرد . به وکیل ما ( محمد علی دادخواه ) اجازه صحبت داده نمیشد . وقتی وکیل از قاضی بابایی خواست که تا آن لحظه صحبتی با ما نداشته و چند دقیقه با ما صحبت کند یا اینکه یک اجازه ملاقات در زندان داده شود قاضی بابایی با لحن تندی بیان کرد که " شما چه صحبتی با هم دارید؟ شما ( وکیل ) یک ضد انقلاب هستید و اینها (دانشجویان) هم ضد انقلاب و حرف هایتان مشخص و مثل هم. دیگر چه صحبتی با هم دارید. لازم نیست با هم ملاقات و صحبت داشته باشید " در بیرون اتاق جلسه دادگاه یکی از مسئولان دفتر شعبه ششم با ما با لحن تندی به عنوان عده ای فریب خورده و وابسته به بیگانگان صحبت می کرد . حال عجیب نبود از آن دادگاه که نه دفاعی از ما می خواستند و نه طلب مدرکی شد آن رای صادر شود . سه سال حبس سقف حکم بود و قاضی بابایی طبق قانون بیشتر از آن نمی توانست رای صادر کند و اگر نیز میزان رای ما سه نفر متفاوت بود به نظر یک تاکتیک بود وگرنه قاضی همراستا با وزارت اطلاعات مایل به صدور سه سال حبس برای هر سه نفر ما بود .
از جمله مسائل بسیار جالبی که پس از دادگاه تجدید نظر اتفاق افتاده است از اظهارات مسئولان قضائی پیرامون عدم صدور رای دادگاه می باشد . دلیل عدم صدور رای از طرف ایشان عدم پاسخگویی به استعلامات از سوی وزارت اطلاعات اعلام شده است و این جای سوال است که آیا دستگاه قضائی برای صدور حکم به اجازه وزارت اطلاعات احتیاج دارد؟ و یا اینکه در مواردی ابهام احتیاج به توضیحات کارشناسان وزارت دارد؟ که این مسئله هم باز جای تعجب دارد که در روز حضور ما در دادگاه به دلیل تاخیر یک ساعتی کارشناس وزارت او را به جلسه دادگاه راه ندادند که اگر انقدر حضور و پاسخ ایشان مهم بوده چرا آن اتفاق افتاده؟ و اساسا چه اتفاقی در این پرونده افتاده است که پس از گذشت 11 ماه و چندین کلاس گردش کار و اظهارات و جلسات متعدد دادگاه و مطالبی که در حاشیه دادگاه ها رفته و در بیرون منتشر شده، همچین سوال مورد ابهامی در کار مانده است .
با توجه به اینکه بازجوها از ما مطالبی می خواستند که یا با اعقاید ما متضاد بود و یا اینکه از واقعیت فاصله زیادی داشت ، پاسخی از طرف ما دریافت نمیکردند و همین امر موجب شده بود که بازجوها که از ابتدا نیز با ما برخوردهای شخصی و تند داشتند. در این شرایط به شکنجه و رفتارهای غیر عقلانی و غیر انسانی دست بزند . بازجوها در روزهای مختلف از روشهای مختلفی استفاده می کردند و شدت فشارها و نوع شکنجه ها تفاوت هایی با سایر روزها داشت حتی " بازجوی خوب و بازجوی بد " که یک تاکتیک مرسوم بود پس از مدتی کاملا کنار گذاشته شد و نوع برخورد بازجوها همه با هم یکسان و تند و غیرانسانی بود تا معیار همان برخورد های شخصی باشد . در مورد شکنجه ها نیز موارد متعددی وجود داشت. در حالی که چشم بند مانع دید ما بود ، ما را از راهروهای مختلف به چپ و راست می بردند و با نشستن و خم کردن بدن ما طی مسافت طولانی برای رفتن به اتاق بازجوی سعی در تداعی رفتن به محلی مخوف می نمودند در حالی که اتاق های بازجویی در مکان یا محلی دور از سلول ها قرار نداشت . در اتاق بازجویی گاهی اوقات مدتی طولانی به حالت ایستاده ما را نگه می داشتند ( معمولا تا 8 ساعت ) و بیشتر بازجویی ها تا 14 ساعت در روز طول میکشید . در موارد خاصی بازجویی ها به 38 ساعت و حتی 48 ساعت به طول می انجامید که برای جلوگیری از خوابیدن ما بازجویی ها بیشتر در حالت ایستاده بود در تمام طول بازجویی ها ، لحن بازجویی ها سراسر تند و با فحاشی ، توهین و ناسزاگویی به ما بود، بازجوها تلاش ویژه ای برای تحقیر و شکستن شخصیت ما داشتند و در این میان از توهین ها و فحاشی به خانواده ها و دوستان ما تهدید آسیب به آنها نیز می کردند . ولی آنچه که ادعای ما در مورد شکنجه هست نه این موارد که زدن ضربات متعدد مشت و سیلی و لگد، کوبیدن سر بر روی دیوار، پرت کردن بر روی زمین، فشار دادن پا بر روی انگشتان دست و پا، گذاشتن زانو بر کمر، گذاشتن پا بر روی صورت در حالی که ما را بر زمین پرت کرده بودند، زدن ضربات به وسیله کابل، صندلی یا فشار دادن کلید و وسایل مشابه بر روی بدن که آثار و آلام آن تا چندین روز باقی می ماند و در همان لحظه نیز موجب خونریزی ها و کوفتگی ها متعدد بویژه در ناحیه دهان می گردید، می باشد .
گاه برای فشار هر کدام از ما را برای دیدن صحنه بازجویی دیگری می بردند که در آن دوست ما به شدت مورد شکنجه بود و یا اینکه در حالت یاس و نا امیدی و اعترافات خلاف واقع بود که در دو حالت تاثیر بسیار بدی بر ما می گذاشت . اگر چه صدای کوبیده شدن سر و بدن دوستان به دیوار و صداهای سیلی و مشت و لگد های فراوان همیشه در طول بازجویی ها ما را آزار می داد ولی دیدن صحنه ای که سه چهار فرد به صورت همزمان در حال زدن ضربات مختلف به سر و صورت و بدن دوست ماست واقعا سخت و غیر قابل تحمل بود . در بازجویی های خاصی که بازجوها آن را بازجویی فنی می نامیدند سه تا چهار بازجو همزمان به طرح سوالات متعدد بی ربط می پرداختند و هر یک ما را به سمتی میکشیدند و ضربه ای به ما وارد می کرد ، در گوش ما فریاد میکشید ند و از ما می خواستند به سوالات متناقض و بی ارتباط آنها پاسخ دهیم و پس از یک ربع ساعت که ما حسابی خسته میشدیم ، ( اگرچه آنها هم خسته میشدند وگرنه بیشتر ادامه می دادند ) مسئول پرونده یا کارشناس اصلی جلو می آمد و میگفت ما وساطت می کنیم به شرطی که همکاری کنید و اساسا این اتفاق که مسئول پرونده یا کارشناس این کار را پس از شکنجه با حمایت بسیار مبنمود قابل تامل بود چه بسا در ابتدای بازداشت این مسئله در قبال آزادی ، عدم بازداشت سایر افراد ، عدم شکنجه دوستان و مواردی از این دست طرح می گردید .
تیم بازجویی متشکل از افراد مختلفی بود. مثلا در پرونده ما مسئول پرونده بیشتر در حضور کارشناس اصلی حضور داشت ولی دو دسته بازجوی دیگر نیز حاضر بودند ، عده ای که بیشتر به طرح سوال می پرداختند و عده ای که بیشتر به شکنجه مشغول بودند . شاید در این پرونده که بیش از 7 نفر کار بازجویی را انجام می دادند استمرار بازجویی ها تا ساعاتی طولانی قابل درک تر باشد .
در برهه هایی از روند بازجویی بنظر میرسید ما به اتاق بازجویی منتقل شده ایم که شکنجه شویم ، روند اتفاقات دوران بازداشت و بازجویی ها بشکلی رقم خورده بود که بازجو ها با ما به صورت شخصی و خصلتی برخورد می کردند. مثلا در یک مورد ساعت 3 نیمه شب سریعا از سلول بیرون کشیده شدم و مرا دوان دوان به اتاق بازجویی بردند و در حالی که هنوز تمرکز لازم را به دست نیاورده بودم با اکتفا به یک سوال " چی شد؟ " و پاسخ " چی ، چی شد ؟ " بازجوها چند نفری شروع به زدن ضربات مختلف به من کردند و من را به روی زمین پرت کردند، پا روی کمر و صورتم میگذاشتند ، سرم را به دیوار می کوبیدند و انواع مختلف شکنجه را به اجرا می رساندند تا اینکه از حال رفتم . شدت برخورد به حدی بود که وقتی هوشیاری خود را بدست آوردم ، نمی توانستم بر روی پاهای خود بایستم . رعشه تمام بدنم را فرا گرفته بود . بازجوها که می بایست فقط در قبال جان ما پاسخگو باشند سریع به خود آمدند و شکنجه ها و ضربات را قطع کردند . سریع برای من آب قند آوردند و مدت زیادی طول کشید تا توانستم به حالت طبیعی برگردم . درست به یاد ندارم چقدر طول کشید . یادم می آید مرا وقتی روی صندلی نشاندنم ، تمام بدنم می لرزید ، محکم دست و پایم را گرفتند و بر روی صندلی فشار دادند که صندلی هم به لرزه افتاده بود . از این اتفاقات در طول بازجویی ها زیاد می افتاد . بارها با نام بازجویی های فنی فقط به خاطر شکنجه کردن به شکنجه ما می پرداختند . در طول شکنجه بازجوها لذت می بردند و می خندیدند و حتی به شکلی با هم به شکنجه کردن و ضربه زدن به ما رقابت می کردند .
سایر موارد پیرامون صحبت های بازجوها در مورد جنبش دانشجویی دهه گذشته و روابط طیف های مختلف ایشان بویژه در مورد اتفاقات 18 تیر 78 ، سناریوی های وزارت اطلاعات پیرامون انتخابات مجلس و ریاست جمهوری ، نظرات وزارت اطلاعات در مورد احزاب و گروه ها ، شرح جلسات دادگاه های انقلاب و عمومی ، مصاحبه های تصویری و اهداف آن ، شکنجه های خاص ، اسامی بازجوها، برخی نظرات آنها، ادامه برخورد های احتمالی با دانشجویان ، برخی همکاری های فعالان سیاسی و دانشجویی به صورت ناخواسته با وزارت اطلاعات، ایجاد فضاهای امنیتی در دانشگاه و خصوصا خوابگاه ها و ... را در آینده منتشر خواهد شد .»
انتخابات مرحله دوم
سینه به سینه مرکز قدرت

بعد از انتخابات دور اول، جمع زیادی از اصلاح طلبان از جا به جایی وسیع مستقیم و غیرمستقیم آراء حرف زدند. دلائل مستند فراوانی هم برای آن ذکر کردند. در اولین جلسه مجمع روحانیون مبارز (بعد از تعطیلات نوروز) در یکشنبه گذشته نیز، گزارش مفصل و مستندی آقای مجید انصاری از تخلفات تاثیرگذار می داد. بر اساس همین آمارهای تکان دهنده جا به جایی در نتایج آراء، قبل از پایان سال، آقای خاتمی و کروبی نامه مشترکی برای شورای نگهبان نوشتند و خواستار بازشماری بعضی صندوقها شدند که شورای نگهبان به آن اعتنایی نکرد. در چنین شرایطی ورود 10 نفر از اصلاح طلبان نامدار به مرحله دوم اعلام شد. در این روزها بحث های زیادی در جبهه اصلاحات شده است. از نظر منطقی با همه استدلالهایی که در مورد شرکت در انتخابات داشتیم ولی اگر قرار باشد نتایج آن، چنانچه افرادی مثل آقای انصاری می گویند چیز دیگری اعلام شود، نمی دانم فعال بودن در این مرحله ی انتخابات چه معنایی می تواند داشته باشد. اکنون از این ۵ نفر باقیمانده بعضی هایشان به هر شکل می خواهند با وسعت به کار خود ادامه دهند و ۵ نفر آنها تصمیم قطعی اعلام نکرده اند. مهم این است که اگر اینها انصراف بدهند، افراد بعدی هم باز اکثراً از اصلاح طلبان هستند. چند راه حل وجود دارد. یا همه انصراف دهند که به دلیل لیست و طبعاً نظرات مختلفی که افراد دارند، کنار کشیدن عملی نخواهد بود و یا همه مثل دور قبل فعالانه شرکت کنند و ستادهای ائتلاف و نام یاران خاتمی هم بر آن وجود داشته باشد که این کار با ادعاهای فراوانی که در مورد تقلب و تخلف و جا به جائی آرا مطرح شده و نامه آقایان خاتمی و کروبی و بی پاسخ ماندن آن منافات دارد. به نظر می رسد تنها راه عملی این باشد که خود کاندیداها تصمیم بگیرند و بدون آنکه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و نام یاران خاتمی مطرح شود، نسبت به ادامه ی فعال یا غیر فعال بدون برای دور دوم تصمیم بگیرند. گرچه دلیلی وجود ندارد که در مرحله دوم برای ورود اصلاح طلبان، به خصوص افرادی مثل مجید انصاری که می توانند هدایت کننده ی اقلیت اصلاح طلب باشند امکانی بگذارند. در هر حال مشارکت غیرفعال احتمالاً گزینه ی اصلاح طلبان برای دور دوم انتخابات در تهران خواهد بود.
درمحافل سیاسی چه می گذرد؟

ریاست مجلس و رئیس جمهوری
شیر یا خط، برای ریاست مجلس هشتم، بحث داغ محافل سیاسی در داخل کشور است. مسئله تنها انتخاب رئیس جدیدی برای مجلس نیست، بلکه مسئله مهم تر سمت گیری برای انتخابات آینده ریاست جمهوری است.
با آنکه مطبوعات و خبرگزاری های داخلی از رایزنی ها و مهمانی حداد عادل برای نمایندگان جدید و زمینه چینی برای حفظ ریاست خود بر مجلس هشتم خبر داده اند، اما همه ماجرا این نیست.
هم رهبران موتلفه اسلامی و هم تیم هدایت کننده اصلی کابینه احمدی نژاد، در حال رصد کردن فعل و انفعالاتی اند که از درون آن باید تمایل علی خامنه ای برای ریاست جمهوری آینده بیرون بیآید. در این میان است که حضور علی لاریجانی بعنوان منتقد روش های دولتمداری احمدی نژاد در مجلس هشتم و ادامه ریاست حداد عادل بر مجلس بحث انگیز شده است.
در برخی محافل درون مجلس هشتم که به علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس نزدیک اند گفته شده که هنوز انتخابات تهران از سوی شورای نگهبان تائید نشده، حاج حبیب الله عسگراولادی به همراه محمدرضا باهنر به بهانه تبریک و در واقع برای رصد کردن اوضاع آینده مجلس، به دیدار علی لاریجانی در خانه وی رفته اند. در همین دیدار مستقیم و غیر مستقیم نظر لاریجانی برای ریاست مجلس هشتم سئوال شده و به وی مژده داده شده است که زمینه این ریاست در مجلس هشتم فراهم است.
لاریجانی که باهنر را "شترمرغ" میداند که نه معلوم است مرغ است و نه معلوم است شتر، با این یقین که او هر چه را بشنود کف دست احمدی نژاد خواهد گذاشت، گفته است باید دید نظر "آقا" چیست، بنده تابع ام!
در همین محافل گفته می شود، مسئله تنها بستگی به نظر رهبر ندارد، بلکه باید دید توازن توافق ها بین احمد جنتی در شورای نگهبان و شیخ محمد یزدی که حالا هم عضو شورای نگهبان است و هم در راس تشکل سیاسی- مذهبی "جامعه روحانیت حوزه علمیه قم" به کجا خواهد انجامید. آیا حوزه برای جلب نظر روحانیون مقیم قم، لاریجانی را بعنوان کاندیدای اول قم در راس مجلس می پسندد و یا او را می خواهد برای انتخابات آینده ریاست جمهوری ذخیره کند؟!
محافل نزدیک به بروجردی که چه لاریجانی رئیس مجلس شود و چه رئیس جمهور آینده، در کنار او رکاب خواهد زد و از هم اکنون بحث نشستن او در راس وزارت خارجه در کابینه لاریجانی مطرح است، معتقدند، احمدی نژاد ترجیح میدهد لاریجانی جانشین حداد عادل شود تا رقیب انتخاباتی او. دلیل این تمایل آنست که احمدی نژاد میداند حداد عادل اگر از ریاست مجلس کنار برود وارد انتخابات ریاست جمهوری خواهد شد و او حریف حداد عادل هست.
از سوی دیگر گفته می شود که از بیت رهبری پیام آمده که فعلا و تا آستانه انتخابات ریاست جمهوری ترکیب اصلی هیات رئیس مجلس هفتم برای مجلس هشتم حفظ شود و در صورت تمایل هر یک از آقایان برای ورود به صحنه انتخابات ریاست جمهوری، آن موقع این ترکیب تغییر کند. یعنی لاریجانی با حمایت فراکسیون اکثریت مجلس و رای تمایل فراکسیون مستقل و اقلیت برود برای ریاست جمهوری و حداد عادل بماند در مجلس و یا برعکس، حداد عادل بعنوان مجری و تابع بی جنجال برنامه ها و سیاست های علی خامنه ای برود برای نشستن بر کرسی احمدی نژاد.
درس های حمله به لبنان
درمانور دفاع موشکی اسرائیل

ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل در جریان برگزاری بزرگترین مانور نظامی 5 روزه اسرائیل گفت: در جنگ های امروزه، مواضع پشت سر برای هرگونه رویارویی اهمیت فوق العاده یی دارد. ما می خواهیم با مانور موشکی درس های جنگ دوم لبنان را به نمایش بگذاریم.
مانور زیر نظر مستقیم "ماتان فلنایی" معاون وزیر دفاع انجام می شود.
تفسیر "میشل شوسودفسکی" از مانور موشکی اسرائیل

برای حمله به ایران و سوریه
میشل شوسودوفسکی تحلیلگر سیاسی جهان که در امریکا مقیم است، در شماره اول اپریل World Tribune اهداف جنگی اسرائیل را بسیار کوتاه بر شمرد. تفسیر کوتاه او دراین زمینه در سایت Global Research نیز بلافاصله منعکس شد. شوسودفسکی که با تفسیرهای خود در باره حمله امریکا به عراق و پیش بینی آن شهرت جهانی یافت، در تفسیر خود از مانورها و اهداف جنگی اسرائیل نوشت:
«اسراییل، خود را آماده جنگ می کند و بر خلاف آنچه مدعی است، مانورهای نظامی آن دفاعی نیست؛ بلکه یک برنامه تنظیم شده نظامی آمریکایی ـ اسرائیلی علیه ایران و سوریه است.»
تفسیر "نووستی" از مانور ضد موشکی در سراسر اسرائیل
در انتظار یک جرقه

مسيرهای احتمالی حمله هوايی اسراييل به ايران
مانور دفاع موشکی اسرائیل، همانگونه که پیش بینی می شد در 48 ساعت گذشته مهم ترین خبر خبرگزاری ها جهان و بویژه رسانه های منطقه خاورمیانه بوده است.
این مانور، که خبرگزاری های داخل کشور سعی می کنند آن را آماده شدن اسرائیل برای حمله به حزب الله لبنان تلقین کنند، عمدتا برای دفاع در برابر موشک پرانی ایران به سمت اسرائیل، پس از حمله نظامی به ایران صورت می گیرد. اگر حمله ای در دستور کار نبود، نیاز به چنین مانوری نیز نمی توانست باشد. ضمن آنکه تدابیر جدیدی نیز در جمهوری اسلامی دراین زمینه آغاز شده است.
در همین ارتباط، خبرگزاری «نووستی» روز گذشته از مسکو گزارش داد:
طی بزرگترین مانور دفاع شهروندی در تاریخ اسرائیل، در این کشور حالت اضطراری اعلام شده است. "ایهود اولمرت" نخست وزیر اسرائیل این وضعیت را اعلام کرده است.
در این مانور، صدها موشک از سوریه و نوار غزه به اسرائیل پرتاب می شوند. سپس اسرائیل حمله به دمشق و حزب الله لبنان و حماس فلسطین را آغاز می کند که طی آن "ده ها اسرائیلی کشته می شوند".
جنگ (طبق سناریوی مانور) پس از حمله موشکی به شمال اسرائیل از خاک لبنان آغاز می شود. روز بعد اسرائیل آماده حمله به ایران می شود. دراین حمله از سلاح شیمیایی و میکروبی استفاده می شود. مردم اسرائیل به نزدیکترین پناهگاه به خانه خود را باید پیدا کنند و در آنجا پناه بگیرند. همزمان، سازمان های امداد خارج سازی مردم از "نقاط داغ" را تمرین می کنند و بیمارستان ها آمادگی پذیرش هزاران زخمی را بررسی می کنند.
نخست وزیر اسرائیل تاکید می کند که این تنها مانوری معمولی است و اسرائیل سعی ندارد اوضاع را در مرز شمالی خود حاد کند. "
نووستی در ادامه این گزارش و شرح مانوری که اکنون به مراحل پایانی خود می رسد، می نویسد:
"بنیامین بن الیعاذر" وزیر زیرساخت های ملی اسرائیل روز دوشنبه اعلام داشت که "حمله ایران به اسرائیل منجر به پاسخی فوری خواهد شد و قدرت نظامی ایران بطور کامل نابود می شود". در مانور اوضاعی واقعی تمرین شد زیرا ما فکر می کنیم که در آینده مجبور به رویارویی با مشکلاتی جدی تر نسبت به واقعیاتی شویم که اکنون با آن آشنا هستیم. فکر می کنم که در اولین ضربه به اسرائیل، صدها موشک شلیک شود، سراسر اسرائیل در محدوده قابل دسترس موشک های سوریه و حزب الله خواهد بود. البته ایرانی برای حمله به اسرائیل شتاب نخواهند کرد، زیرا بخوبی از پیامدهای آن آگاهی دارند. آنها بسیار خوب از توان نظامی اطلاع دارند. به همین دلیل آنها با ارسال سلاح برای سوریه و حزب الله واکنش ما را می سنجند. ما باید این مشکلات را حل کنیم".
از تخم "جارو" در کدام کشور
گل "رُز" روئیده که درایران بروید؟

سال 67 که جنگ تمام شد. نیروی عظیمی رهسپار شهرها شدند. فضای حماسی زمان جنگ دچار تغییراتی شده بود و در نتیجه آن بودجه عظیم، امکانات وسیع و مهم تر از آنها نیروی انسانی گسترده باید به نحوی به کار گرفته می شد . مدیران آن زمان کشور تلاش داشتند مجموعه امکانات فوق و بویژه روحیه سلحشوری دوران جنگ را در مسیر سازندگی به کار گیرند. اینجا درصدد تجزیه و تحلیل آن رویکردها و موفقیت یا عدم موفقیت آنها نیستم. اما ماجرایی در حاشیه آن رفتارها را برای امروزمان قابل ذکر می بینیم. در آن زمان طرحی مطرح شد به نام طرح «جنات» که بعد از فوت امام راحل(ره) به آن طرح «حرم تا حرم» نیز گفته می شد. این طرح را وزارت جهاد سازندگی آن زمان مطرح کرده بود، بنابر آن می خواستند تمام مسیر تهران- قم یعنی از حرم امام خمینی تا حرم حضرت معصومه را درختکاری کنند. دو طرف بزرگراه تهران - قم تا عرض حدود 50- 40 متر درختان کاج کاشته شد. اما مهم تر از درختان غرس شده تابلوهای عظیم تبلیغاتی بود که به تعداد زیاد در حاشیه جاده دیده می شد و روی آنها شعارهایی از قبیل «کویر ایران را سرسبز می کنیم»، «اگر ما به سمت کویر پیش نرویم کویر به سمت ما خواهد آمد»، «درخت عامل سرسبزی است» و امثال اینها درج شده بود. گاه نقاشی هایی هم دیده می شد که چشم انداز رویایی جاده را پس از روییدن و رشد درختان کاشته شده نشان می داد و دل را می برد. برای من که مسافر همیشه این جاده کویری و خسته کننده بودم بسیار امیدبخش بود که حتی اگر بیابان مسیر تغییر شکل نمی دهد لااقل ردیفی از درختان سبز را به جای سنگ های زمخت و خاک تفتیده مسیر در مقابل چشمم ببینم. هیچ کس نه در آن زمان و نه در هیچ زمان دیگری بدش نمی آمد که در مسیری سبز و باطراوت سفر کند. اما آیا اراده انسان ها برای تغییر شکل محیط طبیعی پیرامون خویش کافی است؟ ظاهراً همه چیز مهیا بود؛ بودجه دولتی، ماشین آلات و امکاناتی که بعد از جنگ باید به شکلی به کار گرفته می شد، نیروی انسانی فراوانی که تشنه کار بودند، همراهی و همدلی و شاید مهم تر از آن عزم و اراده مسوولان کشور برای آنکه در کمترین مدت چهره ایران را دگرگون کنند، فضای بدون مزاحم سیاسی و تبلیغاتی و خلاصه هر چیزی که برای پیشبرد پروژه های بزرگ ضروری بود. اما آیا همه اینها می توانست برخلاف واقعیت های طبیعی به ریشه گیاه زبان بسته دستور دهد که آب شیرین را از زمین شوره زار جذب کند و با گرما و سرمای روزها و شب ها یا تابستان ها و زمستان های کویر بی رحم مقابله کند؟
همان زمان دوستی داشتم که دانش آموخته کشاورزی بود و وقتی با ذوق و شوق برایش گفتم که دارند حاشیه جاده تهران- قم را با نواری سبز مزین می کنند با ظرافت گفت بعید است این کار نتیجه دهد. او معتقد بود به غیر از منطقه محدودی در نزدیکی تهران، خاک مسیر بسیار نامساعد است و امکان ریشه دوانی و رشد گیاه را نمی دهد. او یادآور می شد که کافی نیست تا نهالی را بکاری و به آن آب دهی. باید گونه یی که انتخاب می شود با طبیعت محیط اطراف سازگار باشد.
این حرف ها البته برای من که شیفته مسافرت در جاده یی سبز بودم خوشایند نبود. اما گویا واقعیت های علمی و تجارب آنها که پیش از ما تلاش شان را کرده اند و نتایج سعی و خطای خویش را در قالب دانش و فن بشری تدوین کرده اند به همان سرسختی و زمختی سنگ های بیابان خود را بر ما تحمیل می کنند و گریزی از آنها نیست. در همان سفرها می دیدم که لابه لای نهال های نوپا برخی از آنها خشک و قهوه یی شده اند و امیدی به روییدن آنها نیست. بعداً متوجه شدم برای جلوگیری از شکست زودهنگام طرح، نهال های خشک شده بلافاصله با نهال های سبز رشد یافته تری که از گلخانه ها می آوردند جایگزین می شدند و در ظاهر به نظر می رسید که نهال ها در حال رشد و سر بر کشیدن هستند.
ظرف یکی، دو سال اول طرح که انگیزه ها جدی تر بود افراد زیادی را می شد در حاشیه جاده مشاهده کرد که مشغول آبیاری و رسیدگی به نهال ها هستند . وسعت طرح بسیار زیاد بود و رسیدگی به آن نیروی گسترده یی را طلب می کرد. بعد از مدتی به یاد دارم اقامتگاه هایی به شکل چادر در مسیر طرح برقرار شده بود تا نیروها در محل به کار شبانه روزی لازم روی طرح مشغول شوند. بعد از دو سه سال بتدریج تابلوهای تبلیغاتی در زمینه طرح جنات برچیده شد و از تعداد نیروهایی که لابه لای نهال ها در تردد بودند کاسته شد. فضای کشور هم به مرور تغییر کرد و از التهاب شعارهای زمان جنگ و بعد از جنگ کاسته شد. نیروهای جهادی زمان جنگ دیگر حاضر نبودند صرفاً با شعارهای انقلابی با اجر و مزد پایین کار کنند. اورکت های سبز رنگ دوران جنگ که با آن هم کار می کردند و هم به میهمانی می رفتند جای خود را به کت و شلوارهای مرتب و اتو کشیده دادند و سر و ریش های ژولیده و خاک آلود زمان جنگ و جهاد جای خود را به موهای شسته شده و ریش های آنکادر شده دادند. نیروهای جهادی هر کدام در شرکتی و موسسه یی کار پیدا کردند و از توان و تجربه خود برای یک زندگی بهتر بهره گیری کردند و بخشی هم دفترنشین شدند و وزارتخانه عظیمی با قریب به یکصد هزار پرسنل را برای دولت به میراث گذاشتند. با این بخش از تحولات انسانی کاری ندارم و آن را بسیار طبیعی می دانم. اما نکته این است که نهال های کاج مسیر تهران - قم قادر به درک این تحولات نبودند. آنها فقط آب می خواستند، خاک مناسب و اقلیم سازگار. هر کدام از اینها که لنگ بود نهال پلاسیده می شد و به مرور به چوب خشک بی حیات تبدیل می گشت. بعد از چند سال از وسعت منطقه طرح کاسته شد. در بخش هایی از مسیر از قبل معلوم بود شرایط مناسب تری دارند. به خصوص در نزدیکی تهران و در جاهایی که تاسیسات و امکاناتی توسط موسسات خصوصی و عمومی ایجاد شده بود شرایط بهتری برای ماندگاری نهال ها برقرار بود. در مناطق دیگر نهال ها تا حدی رشد کردند اما تنک و کم بار و بر ماندند و شاید پیمانکارانی به کار گرفته شدند تا هر از چندی، آبی به آنها بدهند.اما ضربه سخنم اینجاست. امسال بعد از دقیقاً 20 سال از آن زمان با صحنه بهت آور برجای مانده از طرح جنات رو به رو شدم. شاید همه مسافران نوروزی امسال مسیر تهران - قم مثل من چوب های خشک و بی جان حاصل از طرح فوق را دیده باشند. سرمای کم نظیر سال گذشته بخش عمده یی از کاج های کم رمق باقی مانده از طرح جنات را به یک بسته قهوه یی رنگ از برگ های سوزنی تبدیل کرده است که به مرور دستخوش تاراج باد خواهند شد. به زحمت می توانم تصور کنم که حتی اگر رودخانه یی از آب شیرین را در پای آنها جاری کنند، جز اندکی از آنها بتوانند جان بگیرند. سرمای پارسال کم نظیر بود، اما ناممکن نبود. سوال این است که آیا بیست سال پیش که اراده برخی مدیران جهادی برگشته از جنگ بر سبز کردن بیابان مسیر تهران - قم قرار گرفته بود هیچ کارشناسی در مجموعه دو وزارتخانه عظیم «جهاد سازندگی» و «کشاورزی و منابع طبیعی» آن زمان و دانشگاه های دارنده دانشکده کشاورزی وجود نداشت که بتواند ارزیابی واقع بینانه یی از استعداد خاک و اقلیم منطقه ارائه دهد؟ آیا این امکان وجود نداشت که کسی بررسی کند آیا گونه های کاشته شده قادر هستند سرماهای سخت کویری و دمای 15 تا 20 درجه زیر صفر را تحمل کنند یا نه؟ آیا کسی نبود که چنین بررسی هایی را انجام دهد یا کسی نبود که چنین حرف هایی را گوش دهد؟
تجربه ما گویای آن است که احتمال دوم صحیح تر است. وقتی مجموعه یی از مدیران و تصمیم گیرنده ها عزمشان را جزم کنند که در کویر، نهال سبز کنند کارشناسان چاره یی ندارند جز آنکه همان تصمیم را تایید کنند تا از جلسات تصمیم گیری کنار گذاشته نشوند. آنها که با عزم سران تصمیم گیر مخالفت و نسبت به موفقیت مسیر در پیش گرفته ایجاد تردید کنند به مرور به عنوان کارشناسان منفی باف، نق زن، ناامید، تئوری باف، بدون خودباوری و تکرارکننده نظریه های شکست خورده غربی ها شناخته می شوند. این کارشناسان اگر مورد رافت باشند حداکثر می توانند نظرات خود را در صفحات داخلی روزنامه های روشنفکری مطرح کنند، وگرنه جایی در نظام برنامه ریزی و تصمیم سازی نخواهند داشت.فکر می کنید برای چه سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل شد و بسیاری از کارشناسان خبره و متخصص وزارتخانه ها کنار گذاشته شدند یا کنار رفتند. امروز روزی است که اگر سیاست های جدید برخی مقامات محترم اقتضا کند که آب خود به خود از سربالایی بالا برود و گاو نر شیر دهد، کارشناس حقوق بگیر دولتی چاره یی جز تایید آن ندارد، قرار است بنا به تصمیم های اتخاذ شده تزریق منابع سرشار نفتی به اقتصاد کشور ایجاد تورم نکند، واردات انبوه کالاها با ارز حاصل از نفت به رونق تولید کمک کند، سیاست های جدید خلق شود که همزمان با کاهش تورم اشتغال زایی گسترده به همراه داشته باشد، سانسور فیلم و کتاب، خلاقیت هنرمندان و نویسندگان را به دنبال داشته باشد، مهار دانشگاه ها شکوفایی فکری استاد و دانشجو را نتیجه دهد و فضای نامطمئن اقتصادی رشد سرمایه گذاری را دامن زند،.
این زمان روزگاری نیست که متخصصان سوال کنند آخر چگونه ممکن است تخم جارو بکارید و گل رُز انتظار داشته باشید؟ مشکل این متخصصان آن است که زمانی طول می کشد تا معلوم شود هیچ معجونی نمی شود پای این تخم ریخت تا آن محصول دیگر از آن نتیجه شود. بیست سال طول می کشد تا معلوم شود طرح جنات لااقل به آن شکلی که تصور می شد، به بار نمی نشیند. سه سال طول می کشد تا روشن شود ریخت و پاش های منابع اقتصادی توسط مقامات دولتی تورم زاست. سال های سال طول می کشد تا درک شود که رشد نهادهای دولتی کارآمدی مدیریتی را پایین می آورد. یک دهه زمان لازم است تا در عمل فهمیده شود که راه حل رفع محرومیت از مناطق محروم سفرهای استانی و بذل و بخشش مستقیم نیست. جامعه یی که نخواهد به تجارب انسان های دیگر بها دهد، جامعه یی که در آن کارشناسان و متخصصان بیم داشته باشند از اینکه بگویند بذر در شوره زار شکوفا نمی شود، جامعه یی که در آن صاحبان قدرت سیاسی واقعیت های مسلم علمی و تجربه های بشری را به سخره می گیرند و جامعه یی که مجذوب وعده های پرزرق و برق و غیرقابل تحقق سخنوران شود چاره یی ندارد جز اینکه هر کدام از موارد فوق را یک به یک تجربه کند. چنین جامعه یی هزینه یی کلان باید بپردازد تا به این نتیجه برسد که با هیچ راه میان بری نمی شود یک شبه راه صد ساله را طی کرد، امکان ندارد قرن ها توسعه نیافتگی ظرف یکی دو سال برطرف شود و کپسولی وجود ندارد که با یک لیوان آب به خورد افراد بدهیم تا ظرف چند ساعت بیماری فقر و دشواری های زندگی آنها درمان شود. راه رشد و توسعه از مسیر کار و تلاش جدی، مشارکت اجتماعی، همدلی مردم و نظام سیاسی، عقلانیت در تصمیم گیری ها، فضای اخلاق و معنویت، عدالت واقعی در پناه قانون، امنیت و آسایش برای تمام شهروندان، امید به پیشرفت برای تمام آحاد جامعه، به حساب آوردن تمام استعدادها و نیروها، به کارگیری مدیران خلاق و نوآور با هر فکر و اندیشه یی و خلاصه ایجاد فضای مثبت و امیدوارانه در سطح عموم مردم می گذرد. بدون استفاده از این ابزارها هرازچندگاهی شعاری نو ظهور علم خواهد شد، هزینه یی کلان بر منابع مالی محدود کشور تحمیل خواهد شد، نیروهای گسترده به کار گرفته خواهند شد و سرانجام بعد از سال ها معلوم خواهد شد که نهال در شوره زار نمی روید. شاید آنها که بیست سال پیش طرح جنات را بر روی تابلوهای بزرگ تبلیغاتی به راه انداختند خیلی زود تجربه گرفتند که کارها را باید از مسیر علمی خود به پیش برند. امروز با کدام طرح هایی از نوع طرح جنات مواجه هستیم که بیست سال دیگر جز چوب خشکی از آن بر زمین نخواهد بود؟
مردم در مرداب گرانی

از طرح جدید پول نقد بجای "يارانه"
بانک مرکزی رشد نرخ تورم در اسفندماه سال گذشته را نسبت به بهمنماه 3 درصد اعلام داشت. بدین ترتیب بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در اسفندماه 1386 نسبت به ماه قبل سه درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل 22.5 درصد افزایش یافت. تورم نسبت به سال گذشته 8،4 درصد رشد داشته است.
پرداخت وام های کلان که بدستور دولت احمدی نژاد صورت گرفت و از آن بعنوان یک ابتکار اقتصادی دفاع می شد و عمدتا سر از بازار مسکن در آوردند و قیمت آن را بشدت بالا بردند، نتایج عملی خود را بصورت گرانی و تورم شتاب گیر نشان داد. تصمیم توطئه آمیز دیگری که اکنون در باره نقد پرداخت کردن يارانه ها دولت گرفته بر این گرانی و تورم شتاب بیشتری خواهد داد.
دولت و کارشناسان سیاسی و اقتصادی احمدی نژاد، با دو هدف طرح جدید را مثل گوی به میدان انداخته اند. نخست کسب رای مردم در انتخابات آینده ریاست جمهوری و دوم حذف و حل شدن "يارانه" در شکم گرانی و خارج کردن "يارانه" از برنامه دولت. به این ترتیب و علیرغم ظاهری که برای پرداخت نقد يارانه ساخته اند، توده عظیم فقیر و تنگدست با پرداخت فریبکارانه پول نقد در مرداب گرانی بیشتر فرو خواهند رفت و کنترل دولت بر ضروری ترین مایحتاج روزانه مردم لغو خواهد شد. این تصمیم، علیرغم ظاهر عوامفریبانه آن، اجرای دقیق فرمان صندوق بین الملل و بانک جهانی برای حذف یارانه هاست و احمدی نژاد با یک تیر دو نشان می خواهد بزند. نخست فریب چند ماهه مردم و گرفتن رای از آنها برای دوره دوم ریاست جمهوری و سپس همسو ساختن هرچه بیشتر دولت خود با فرامین بانک جهانی و جلب حمایت بین المللی آن!
اجلاس مهم و اضطراری
در تهران گفته می شود، که در 48 ساعت گذشته یک جلسه فوق العاده نظامی- سیاسی تشکیل شده است که علاوه بر بررسی مانور موشکی و نظامی اسرائیل، مهم ترین چالش های سیاسی درون حکومتی نیز بررسی شده است. در همین جلسه نتایج واقعی انتخابات اخیر برای مجلس هشتم نیز طرح و تحلیل شده است. با آنکه گفته نمی شود چه کسانی بطور مشخص در این جلسه شرکت داشته اند، اما تاکید می شود که جلسه با شرکت رهبر جمهوری اسلامی تشکیل شده و شماری از فرماندهان ارشد سپاه و ارتش، چند تن از اعضای مجمع تشخیص مصلحت و احمدی نژاد در آن حضور داشته اند. اعلام نصب نسل جدید سانتريفوژهای جدید در روز انرژی اتمی نیز در همین جلسه تائید شده اما با قید جنجال کمتر و به دور از تحریک های خارجی. جلوگیری و یا تعویق در ترمیم کابینه احمدی نژاد، نرمش در انتخابات مرحله دوم مجلس هشتم و حفظ توازن برای افزوده شدن شمار بیشتری از کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان به مجلس هشتم و همچنین بحران اقتصادی و بویژه گرانی و تورم نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
گفته می شود، در همین جلسه علی خامنه ای ضمن ابراز نارضائی از آنچه که درجریان عملیات مسلحانه اخیر در بصره و بغداد صورت گرفت و انتقاد از آشفتگی سیاسی و نظامی در برابر این عملیات، تفسیری در باره مانور نظامی اسرائیل ارائه داده که چارچوب کلی آن چنین بوده است:
دلیل و انگیزه این مانور در درجه اول برای نشان دادن مخالفت با تماس های ایران و امریکا بر سر عراق است. (بخوانید برخی مذاکرات محرمانه احمدی نژاد در سفر به عراق که هنوز جزئیات آن اعلام نشده و فراتر از مسائل عراق بوده و کل مناسبات ایران و امریکا را در بر می گرفته است) اسرائیل می خواهد با این عملیات و مانورها به امریکائی های طرفدار قبول نقش ایران در منطقه بگوید که اگر چنین محافلی در امریکا بتوانند نظر خود را بر کاخ سفید هم بقبولانند، اسرائیل راسا وارد عمل شده و امریکا را ناچار به دنباله روی از خود خواهد کرد. چنین اقدامی البته با حمله به ایران شروع نخواهد شد، بلکه ابتدا سعی خواهند کرد خاکریزهای اول ما را در سوریه و لبنان و غزه از بین ببرند و سپس ما را در موضع ضعف و در کوچه بن بست به تله بیاندازند و حتی ایران را دست بسته به پشت میز مذاکره با امریکا بنشانند.
بنابراین، همانطور که آقایای فرماندهان سپاه نیز موافقت دارند، با تمام قدرت باید از خاکریزهای مقدم جبهه دفاع کرد و آنها را نگهداشت، که تدابیری نیز در نظر گرفته شده است. البته این تدابیر به معنای آن نیست که وارد یک جنگ می خواهیم بشویم (نکته ای که بصورت هشدار دراین جلسه و از سوی هاشمی رفسنجانی مطرح شده است!) بلکه می خواهیم از این طریق جلوی جنگ را بگیریم!
در همین ارتباط باید کدورت ها میان ما و دولت عراق بسرعت برطرف شود، وضع کنونی به نفع ایران نیست و اگر لازم باشد آقای صدر(مقتدا) کارهای خودش را برای مدتی تعطیل کند و عقب بنشیند تا از حساسیت دولت کنونی کاسته شود و امریکائی ها هم تحریک نشوند. این موضع در عراق، علیه اسرائیل است و همراهی امریکا با اسرائیل برای عملیات نظامی را دشوار می کند."
در ارتباط با اوضاع داخل کشور و بویژه شرکت بسیار کم و تکاندهنده مردم در تهران و شهرهای بزرگ در انتخابات مجلس، روی ضرورت تاکید بیشتر روی مسائل ملی بحث شده و خواسته شده که سیمای جمهوری اسلامی درکنار تبلغ وحدت اسلامی، روی وحدت ملی- تاریخی ایران بیشتر کار کند و دولت و مجلس آینده نیز همین جهت گیری را دنبال کنند و درنماز جمعه ها نیز عمده بحث ها در همین عرصه باشد.
محافل مهمی بعنوان منبع این گزارش و خبر ذکر شده اند و جزئیات دیگری نیز در همین ارتباط برای انتشار قرار گرفته است که بنا بر ملاحظات ضروری انتشار گزارش بالا را از مجموعه ای که ارسال شده تنظیم شد.
در روز فن آوری اتمی

بدنبال تظاهرات و اجتماع کارگران کارخانه "ایران صدرا" در مقابل استانداری بوشهر و با هدف اعتراض به اخراج خود از کار، نیروی انتظامی و نیروی ضد شورش به این اجتماع حمله کرده و پس از سرکوب کارگران معترض شماری از آنها دستگیر شدند.
این واقعه در آستانه اعلام نوآوری جدید در عرصه فعالیت اتمی توسط احمدی نژاد و در کانون مرکزی و اتمی ایران "بوشهر" صورت گرفت. گفته می شود چند خبرنگار و عکاس محلی نیز به جرم تهیه خبر و عکس از این تجمع اعتراضی و انتشار این عکس ها در سایت های خبری خارج از کشور دستگیر شده اند. اسامی این دستگیر شدگان را روزنامه اعتماد ملی میترا انبارکی خبرنگار هفتهنامه دریای جنوب، مریم خویین خبرنگار هفتهنامه سفیر بوشهر و اسماعیل جعفری دیگر خبرنگار این نشریه اعلام کرد.
بدنبال عراق و برای محکم کاری

عربستان سعودی نیز مانند دولت عراق انگشتنگاری از حجاج و زائران ایرانی را شرط اعطای روادید به آنها در فصل جدید پذیرش حجاج اعلام کرد. نوشتن نام مسئول و عامل عربستانی عمره در گذرنامه زائران نیز الزامی اعلام شده تا زائرانی که پس از اتمام مدت روادید و اجازه اقامت از عربستان خارج نمی شوند، ردیابی شوند.
نیاز به توضیح نیست که این با هدف مستحکم کردن پشت جبهه حمله نظامی به ایران و جلوگیری از جاسازی شدن عوامل جمهوری اسلامی در عربستان و آماده شدن برای عملیات در عربستان، در صورت حمله به ایران است. انگیزه ای که دولت عراق نیز براساس آن انگشت نگاری از زوار ایرانی را به اجرا گذاشته است
بازتاب آنچه از دهان احمدی نژاد در رفت

مورد استفاده قرار خواهد گرفت!
نصب مرحله دوم 6000 سانتریفیوژ جدید روز گذشته توسط احمدی نژاد اعلام شد. او در جریان اعلام این خبر گفت:
" به دستاوردهای جدیدی رسیدهایم. ما یک کشور هستهیی هستیم و باید از همه ظرفیتهای هسته ای خودمان استفاده کنیم! استفاده از همه ظرفیتها ایران را به سرعت از لحاظ اقتصادی، صنعتی و علمی در جایگاههای بالای جهان قرار خواهد داد.
اخبار خوش هسته ای و هوا - فضا در سال نوآوری و شکوفایی خبرهایی خوبی را میشنوید. سرعت رشد ما در بخش علمی و فناوری و اقتصادی و تجاریسازی فناوری بسیار بالا و روزافزون است. "
نکته مهمی که احمدی نژاد یا از دهانش بیرون پرید و یا آگاهانه آن را بیان داشت "استفاده از همه ظرفیت های اتمی" بود، که بلافاصله نیز مورد توجه خبرگزاری های جهان قرار گرفت. در عین حال که همین خبرگزاری ها از قول مقامات امریکائی و اروپائی گزارش دادند که این شتابگیری نصب سانتریفیوژها آن نگرانی را تائید می کند که بموجب آن ایران در تدارک تهیه کلاهک اتمی است.
هادی قابل و موسویان


اولی چوب منتظری و دومی
چوب رفسنجانی را خوردند
حجتالاسلام هادی قابل، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و از مقلدان جسور آیت الله منتظری، سرانجام و دراجرای حکم صادره از سوی دادگاه ویژه روحانیت قم، خلع لباس شده و برای گذراندن 40 ماه حبس به زندان منتقل شد.
با آنکه دلیل محکومیت هادی قابل به جرم اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و توهین به مقامات – بویژه رئیس قوه قضاییه، دادستان عمومی و انقلاب تهران- محکوم به خلع لباس و حبس شد، اما همه این اتهامات در یک جمله خلاصه می شود و آن رد حقوقی و اسلامی "ولایت فقیه" و دفاع از آیت الله منتظری و بویژه ایجاد پل ارتباط آیت الله منتظری در قم و اصلاح طلبان و منتقدان رهبر کنونی جمهوری اسلامی است.
در یک حکم دیگر، حسین موسویان سفیر مشهور جمهوری اسلامی در آلمان در دوران بحرانی ترور میکونوس و همچنین عضو تیم مذاکره کننده اتمی در زمان محمد خاتمی سرانجام به دو سال حبس تعلیقی و 5 سال محرومیت از خدمات دولتی – درامور دیپلماتیک و سیاست خارجی- محکوم شد.
اعلام نوآوری و شکوفائی واردات
هیات دولت تصویب کرد، واردات کالا به کشور به استثنای کالاهای ممنوعه، نیاز به اخذ مجوز از دستگاههای موضوع ماده (١٦٠) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ـ مصوب١٣٨٣ـ ندارد.

مایکروسافت اعتبار ویندوز XP را تا دو سال دیگر تمدید نمود
البته این اعتبار تنها مشمول سیستمهای بسیار خاص و سطح پائین شده و مدلهای عام را در بر نمیگیرد.
سخنگوی این شرکت اعلام داشت این تمدید اعتبار تنها شامل آن دسته از دستگاهها میشود که بنا به تشخیص مایکروسافت بعنوان سیستمهای بسیار ارزانقیمت یا ultra-low cost مشخص میگردند.
«به عقیده ما ویندوز ویستا بهترین سیستمعامل برای رفع نیازهای اصلی و روزمره مشتریان و شرکای ما میباشد.»
وی در ادامه افزود: «البته ما درجریان گسترش روزافزون دستهای دیگر از سیستمهای کمقدرت و ارزانقیمت و نیاز آنان به راهحلهای متفاوت ویندوز نیز قرار داریم.»
«مادامیکه ویندوز ویستا روشی آسان و مطمئن را برای رفع نیازهای کاربران عرضه مینماید، ویندوز XP خانگی نیز راهحل مؤثری برای آن دسته از ابزارهایی خواهد بود که از لحاظ قدرت و هزینه در شرایط متفاوتی قرار دارند.»
مایکروسافت پیش از این اعلام کرده بود که فروش نسخههای جدید ویندوز XP را در تاریخ 31 ژانویه 2008 متوقف خواهد کرد.
پس از آن و بعد از اینکه تولیدکنندگان از این شرکت تقاضا کردند تا در این تاریخ تجدید نظر کند مایکروسافت30 ژوئن را آخرین مهلت برای فروش و عرضه XP تعیین نمود.
همزمان با این تصمیم مایکروسافت تأکید کرد که این تاریخ برای اکثر سیستمها برقرار خواهد ماند تا تولیدکنندگان مجبور به استفاده از ویندوز ویستا در کامپیوترهای جدید خود بشوند.
Michael Dix مدیر بخش محصولات کلاینت مایکروسافت دراینباره گفت: «ما با داشتن چنین چشماندازی و بعد از مشورت و گفتوگو با شرکای تجاریمان تصمیم گرفتیم برای رفع نیاز سیستمهای کمقدرت و ارزانقیمت مدت اعتبار ویندوز XP خانگی را تا دوسال دیگر تمدید نمائیم.»

در دور تازه جشنواره جوائز ایرانسل، اين شركت از تعیین 13 جایزه ویژه خبر داد.
به گزارش رسیده «یک هواپیمای تفریحی دو نفره به همراه آموزش و مجوز پرواز» به قید قرعه و با توجه به شرایط تعيين شده به یکی از مشترکین سیمکارتهای دائمی، اعتباری و پیامرسان ایرانسل اهدا خواهد شد.
شرايط به اين شرح است: صرفنظر از زمان خریداری سیمکارت، مشترکین به ازای هر بار که سیمکارت اعتباری و یا پیامرسان خود را به مبلغ 5 هزار تومان شارژ و استفاده مینمایند و یا صورتحساب سیمکارت دائمی خود را به همین مبلغ پرداخت میکنند، یک امتیاز در سیستم ایرانسل دریافت و پس از کسب حداقل 4 امتیاز، در قرعهکشی هواپیمای تفریحی دو نفره ایرانسل شرکت داده میشوند.
افرادی که مصرف بیشتری داشته باشند، امتیاز بیشتری کسب کرده و شانس بیشتری برای برنده شدن در این قرعهکشی خواهند داشت.
بخش دیگر قرعهکشی ایرانسل ویژه مشترکینی است که در مدت تعیین شده، پس از تکمیل ثبتنام، نخستین تماس را از سیمکارت دائمی، اعتباری و پیامرسان خود برقرار نمایند.
بر این اساس مشترکینی که در فاصله 20 فروردین تا 27 اردیبهشت سال جاری نخستین تماس را از سیمکارت دائمی، اعتباری و یا پیامرسان خود برقرار و ثبتنام خویش را تکمیل کنند، در قرعهکشی یک ویلا در شمال کشور، یک ویلا در جزیره کیش و 10 دستگاه پژو 206 شرکت داده میشوند.
مهلت شرکت در قرعه کشی 10 دستگاه پژو 206 تا پایان خردادماه ادامه خواهد داشت. بنابراین مشترکینی که در دوره اول قرعهکشی شرکت داده شده و برنده جایزهای نشده باشند به طور خودکار در دور دوم قرعهکشی که از 28 اردیبهشت تا 31 خرداد برگزار میشود، شرکت داده میشوند. کلیه مشترکینی که در فاصله 28 اردیبهشت تا 31 خرداد نخستین تماس را از سیمکارت خود برقرار و ثبتنامشان را تکمیل کرده باشند در قرعه کشی 10 دستگاه خودروی پژو 206 شرکت داده میشوند.
خاطرنشان ميسازد مراسم قرعهکشی و اهدای جوایز ایرانسل با حضور هیئت نظارت بر امر قرعهکشی، نمایندگان محترم دادستانی کل کشور، سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی و خبرنگاران صورت میپذیرد
جزئیات طرح های تعرفه تشویقی جدید ایرانسل
روابط عمومی ایرانسل: جزئیات طرح های تعرفه تشویقی رنگی ایرانسل که از 20 فروردین تا 31 خرداد ماه سال جاری ارائه می شوند، همراه با نرخ ها و دو طرح تعرفه طلایی جدید این اپراتور اعلام شد.
بر این اساس، مشترکین سیم کارت های دائمی و اعتباری ایرانسل می توانند با انتخاب و فعال سازی هر یک از طرح های تعرفه قرمز، آبی، طلایی، طلایی یک ستاره و طلایی دو ستاره از امتیازات این طرح ها برخوردار شوند.
هریک از طرح های تعرفه رنگی فوق، علاوه بر کاهش نرخ مکالمه و پیام کوتاه، شامل زمان های رایگان برای مکالمه و بهای تخفیفی برای استفاده از سرویس GPRS (اینترنت همراه) نیز میباشند.
به این ترتیب مشترکین ایرانسل می توانند با در نظر گرفتن میزان و نوع مصرف خود، مناسب ترین طرح تعرفه را انتخاب و هزینه استفاده از تلفن همراه خویش را تا حد چشمگیری کاهش دهند.
براساس این گزارش، مشترکین سیم کارت های دائمی و اعتباری ایرانسل با انتخاب و فعال سازی هر یک از طرح های تعرفه تشویقی رنگی، از تخفیف قابل ملاحظه ای در هزینه ارسال پیام کوتاه (SMS) برخوردار خواهند شد به طوری که هزینه ای که مشترکین هر ماه بابت ارسال پیام کوتاه می پردازند،"حداقل نصف" می شود چراکه هزینه ارسال هر پیام کوتاه به دیگر مشترکین ایرانسل به حداکثر 40 ریال و هزینه ارسال هر پیام کوتاه به مشترکین سایر خطوط تلفن همراه کشور به 80 ریال کاهش می یابد.
همچنین هزینه ارسال هر پیام کوتاه به دیگر مشترکین ایرانسل از ساعت 12 شب پنجشنبه تا ساعت 6 صبح روز جمعه هر هفته تنها یک ریال است.همچنین بهای ارسال هر پیام کوتاه به دیگر مشترکین ایرانسل از شنبه تا پنجشنبه، برای مشترکین طرح طلایی 30 ریال، برای مشترکین طرح طلایی یک ستاره 20 ریال و برای مشترکین طرح تعرفه طلایی دو ستاره تنها 10 ریال محاسبه می شود.
نرخ مکالمات مشترکین سیم کارت های دائمی و اعتباری ایرانسل، با فعال سازی طرح تعرفه قرمز و پرداخت ماهیانه 20 هزار ریال به عنوان هزینه ماهانه این طرح، باتوجه به زمان و مقصد تماس از 12 تا 80 درصد کاهش می یابد.
از سوی دیگر با انتخاب و فعال سازی طرح تعرفه آبی و پرداخت ماهیانه 40 هزار ریال هزینه ماهیانه این طرح، نرخ مکالمات مشترکین باتوجه به زمان و مقصد تماس از 28 تا 90 درصد کمتر می شود.
همچنین مشترکین با انتخاب و فعال سازی هر یک از سه طرح تعرفه طلایی، طلایی یک ستاره و طلایی دو ستاره و پرداخت هزینه ماهیانه اشتراک طرح (که بر اساس نوع طرح تعرفه طلایی انتخابی و نوع سیم کارت مشترک متفاوت است) از تخفیف 52 تا 99 درصدی در هزینه مکالمات خویش برخوردار می شوند به عنوان مثال با انتخاب طرح تعرفه طلایی دو ستاره، هزینه هر دقیقه مکالمه با دیگر مشترکین ایرانسل در هر زمان و در هر مکان به تنها 9 ریال و هزینه هر دقیقه مکالمه با مشترکین دیگر خطوط تلفن همراه و ثابت کشور در هر کجا و هر زمان به 249 ریال کاهش می یابد.
همچنین مشترکین هر یک از طرح های تعرفه 5 گانه فوق می توانند از ساعت 12 پنجشنبه تا ساعت 6 صبح روز جمعه به طور کاملا رایگان با دیگر مشترکین ایرانسل در سراسر کشور مکالمه کنند.
همچنین بهای استفاده از سرویس GPRS (اینترنت همراه ) که تنها توسط ایرانسل در ایران عرضه می شود برای مشترکین طرح های تعرفه تشویقی مشمول تخفیف خواهد بود به طوریکه بهای تبادل هر کیلوبایت اطلاعات از ساعت 12 شب تا 6 صبح روزهای عادی و تمام ساعات روزهای پنجشنبه و جمعه تنها یک ریال است.
بهای تبادل هر کیلوبایت اطلاعات از ساعت 6 صبح تا 12 شب روزهای شنبه تا چهارشنبه برای مشترکین طرح های تعرفه تشویقی قرمز و آبی 2 ریال و برای مشترکین طرح های تعرفه طلایی، طلایی یک ستاره و طلایی دو ستاره 1 ریال خواهد بود.
فعال سازی هر یک از طرح های تعرفه تشویقی از طریق کدهای دستوری (USSD) و دریافت پیام کوتاه تایید فعال سازی از طریق سیم کارت و در هر ساعت از شبانه روز ممکن است.
متقاضیان برای دریافت جزئیات بیشتر درخصوص طرح های تعرفه تشویقی ایرانسل و نحوه فعال سازی می توانند به وب سایت رسمی ایرانسل به نشانی www.irancell.ir مراجعه فرمایند
|
|
به گزارش اکونیوز:
"محمد آزاد" افزود: افزايش واردات و مصرف آهن به دليل افزايش ساخت و ساز و طرحهاي عمراني دولت نهم بوده است.
وي با اشاره به اينکه از اين مقدار 9 ميليون و 500 هزار تن آهن به طور مستقيم وارد بازار شده است اضافه کرد: ميزان واردات آهن در سالهاي قبل حدود 5 ميليون و هفتصد هزار تن درسال بود.
آزاد با بيان اينکه عمده واردات آهن را بخش خصوصي انجام داده است، گفت: مقداري از اين واردات 11 ميليون تني را هم دولت و به منظور انجام کارهاي عمراني و زيربنايي انجام داده است.
وي اضافه کرد: عمده اين واردات از چين بوده است و پس از آن هم کشورهايي از آْسياي مرکزي، اوکراين، روسيه، ترکيه و لهستان عمدهترين صادرکنندگان آهن به ايران بودند.
رئيس اتحاديه آهن فروشان تهران گفت: برخي از محصولات وارداتي از چين در اوايل با استانداردهاي کشور همخوان نبود ولي درحال حاضر همه کالاهايي که وارد کشور ميشود تحت نظارت استاندارد است و کالاهاي غيراستاندارد مرجوع ميشود!!
تبریک نوروز از هیتلر به رضا شاه؟

بازار داغ روبوسی در مجلس






















خوب است بدانید که هنر" بادگیر" های یزد را اماراتی ها بنام خویش در فهرست آثارمعنوی یونسکو بنام خویش به ثبت رسانده اند....!!
این است تهاجم فرهنگی و تاراج هویت فرهنگی کشور نه آن چیزی که بعضی ها میپندارند
ادعاي وزير بازرگاني
مواد غذايي گران نشده!

وزير بازرگاني اجراي طرح ذخيرهسازي و توزيع مركبات در روزهاي پاياني سال و نوروز را در مقايسه با سالهاي قبل موفقيتآميز برشمرد.!!
سيدمسعود ميركاظمي افزود: فعاليت كارگروه اين طرح از خرداد ماه سال گذشته با انتخاب مباشران خريد ذخيرهسازي بخش خصوصي و معرفي آنان به بانك آغاز شده بود كه در نهايت نيز با توجه به حساسيت تامين مركبات در نوروز امسال به دليل سرمازدگي مركبات در استان گيلان، مازندران و بخشي از گلستان ذخيرهسازي از سوي بخش خصوصي در كنار كنترل كيفيت، بازرسي كالا و نيز نظارت كامل از سوي وزارت بازرگاني به موقع انجام گرفت.
وزير بازرگاني عنوان كرد: كنترل و نظارت بر نحوه اجراي طرح مذكور از سوي شركت بازرسي و كنترل كيفيت «IGI» انجام گرفت به طوري كه مبادي تامين مركبات از سوي بخش خصوصي، پس از كنترل كيفيت پلمپ و سپس اطلاعات كامل آن بر روي نرمافزار سيستم مديريت توزيع كالا بر روي شبكه (GDMS) منتقل و در انتها نيز از سوي مقصد اعلام وصول ميشد و به اين ترتيب جابهجايي بارها خارج از شبكه امكانپذير نبود و در مقصد نيز از سوي شركت بازرسي و كنترل كيفيت فك پلمپ صورت ميگرفت.
به گفته وي اعمال اين نظارت موجب كاهش زمان مورد نياز براي كنترل و نظارت شد و از توزيع ميوههاي ذخيره شده در خارج از شبكه توزيع جلوگيري كرد.
ميركاظمي ادامه داد: علاوه بر اجراي طرح ذخيرهسازي مركبات وزارت بازرگاني همانند دو سال قبل از ابزار تعرفه نيز استفاده كرد و با كاهش تعرفه واردات ميوه در 15 بهمن در زماني كه محصولي در دست كشاورزان نيست از ابزار تنظيم بازار استفاده شد كه نتايج اثربخشي را در چند سال اخير در پي داشته است.
وزير بازرگاني گفت: استفاده به موقع از ابزار تعرفه در بحث مركبات علاوه بر جلوگيري از شكلگيري انحصار بيانگر روند مطلوب صادرات آن بوده است به طوري كه براساس آمار 11 ماهه سال گذشته در مجموع 127 هزار تن سيب و مركبات وارد كشور شده در حالي كه صادرات آن بيش از 237 هزار تن بوده است. !!!
وي بر لزوم توجه جدي به گسترش فرهنگ صادرات با هدف ايجاد در زمينههاي اشتغال افزود: معتقدم بايد فرهنگ صادرات به موقع كالاها و خدمات در كشور گسترش يابد كه براي اين منظور اصلاح سازوكارهاي بازار ضروري است به طوري كه قبل از نگراني واردات كالاها نگران پايين آمدن صادرات آن باشيم.
ميركاظمي همچنين با اشاره به همكاري اندك سيستم بانكي براي تامين مالي اجراي طرح ذخيرهسازي مركبات از سوي بخش خصوصي اظهار كرد: در اين طرح تنها 30 درصد از بخش خصوصي موفق به دريافت تسهيلات بانكي شدند اما با اين وجود تشكلهاي مردمي و اصناف مشاركت مطلوبتري داشتند به طوري كه 21 هزار و 800 غرفه صنوف در توزيع و عرضه انواع كالاها، ميوه، مواد غذايي، خشكبار و پوشاك حضور يافتند.
وي عنوان كرد: آمار نشان ميدهد كه قيمت اقلام مواد غذايي در پايان سال قبل روند افزايشي نداشته كه علت اصلي آن نيز عرضه مستقيم و برپايي نمايشگاههاي مختلف كالايي بوده است.
وزير بازرگاني در ادامه تغيير عوامل توليد از جمله افزايش دستمزد، نوسانات قيمت مواد اوليه و نيز تاثير افزايش قيمت جهاني برخي مواد اوليه و ساير دلايل ساختاري از جمله نقدينگي و بهرهوري و ديگر موارد را از دلايل اصلي تاثيرگذار در رشد قيمتها و نيز تنظيم نشدن بازار برشمرد و افزود: تغيير عوامل توليد تاثير مستقيم در افزايش قيمت تمام شده كالاها در پي دارد براي مثال ماده اوليه روغن كه پيش از اين 480 دلار در تن وارد شد در حال حاضر با افزايش قيمت جهاني به 1600 دلار در تن رسيده است و يا با آزاد شدن قيمت محصولات پتروشيمي هزينه بستهبندي نايلوني و پلاستيكي افزايش يافته و در قيمت نهايي محصول تاثير مستقيم خواهد داشت، بنابراين چگونه ميتوان انتظار داشت روغني كه به يكباره گران شده به قيمت قبلي باز ميگردد؛ بنابراين معتقدم بخشي از افزايش قيمتها با تنظيم بازار قابل كنترل نيست.
وزير بازرگاني افزايش قيمت بسياري از مواد غذايي در سال گذشته را بيسابقه توصيف كرد و افزايش قيمت نفت، حمل و نقل دريايي، كاهش ارزش دلار بر برابر يورو، تهيه سوخت از روغن و جايگزيني ساير كالاها، عرضه اندك برخي محصولات و نيز ورود هند و چين به بازار مصرف برخي كالاها را از دلايل اصلي تاثيرگذار در رشد قيمت هاي جهاني برشمرد.!!
"عجب نبوغی"!!
آغاز جلسات محفلی
براي حفظ هيأت رئيسه کنوني در مجلس هشتم؟
خبرهاي رسيده ، از آغاز جلسات محفلي با حضور شماري از اعضاي هيأت رئيسه مجلس فعلي حکايت دارد.
گفته ميشود يکي از اهداف تشکيل اين جلسات، تلاش براي حفظ ترکيب کنوني هيأت رئيسه مجلس در مجلس هشتم تا حد امکان است.

بنا بر اين گزارش، گويا برخي به دنبال اين بودهاند که نمايندگان راهيافته به مجلس هشتم از سوي گروه 6+5 دعوت شوند که با مخالفت اين گروه، عضو ارشد هيأت رئيسه کنوني مجلس اقدام به دعوت شماري به اين جلسه کرده است.
اينگونه اقدامات در حالي رخ ميدهد که به دليل کشيده شدن انتخابات در بسياري از حوزههاي انتخابيه به مرحله دوم، هنوز تکليف 81 کرسي مجلس هشتم مشخص نيست.
همچنين در ميان کل 209 کانديداي راهيافته به مجلس، تنها 33 درصد از نمايندگان مجلس هفتم به چشم ميخورند.
|
قریب به شش میلیارد ریال جریمه برای قاچاق البسه خارجی |
|
یک دستگاه کامیون حامل کالای گمرکی شامل کفش و پوشاک خارجی توسط مامورین انتظامی فارس متوقف و مراتب به ظن قاچاق تحویل گمرکات فارس می شود. |
|
به گزارش روابط عمومی سازمان تعزیرات حکومتی، با معرفی مالکین کالا توسط راننده و پذیرش مالکیت کالا از طرف ایشان، گمرکات استان با اعلام شکایت، پرونده را به اداره کل تعزیرات استان فارس ارسال و پس از انجام تشریفات قانونی و اخذ دفاعیات متهمین، شعبه هفتم ویژه رسیدگی به امور قاچاق کالا و ارز علاوه بر ضبط کالاهای مکشوفه به نفع دولت، متهم را به پرداخت پنج میلیارد و 999میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت محکوم می کند |
توزيع كتابهاي حضرت معاويه
در جنوب ايران!
به تازگي در برخي از شهرهاي جنوب كشور، كتابهايي در تأييد و تمجيد معاوية بن ابيسفيان توزيع ميشود و حتي به فروش ميرسد.
اين كتابها در استان هرمزگان آزادانه عرضه ميشود و در آن به مناقب معاويه با عنوان «حضرت معاويه، پرچمدار اسلام» اشاره و از خدمات وي به مسلمانان تجليل شده است.
يادآور ميشود، به تازگي برخي از گروههاي وهابي و سلفي امارات متحده عربي در اميرنشين دوبي، كارتنهاي اين كتاب را به همراه مقداري پول نقد در اختيار ملوانان بومي لنجهاي ايراني فعال در سواحل خليج فارس ميگذارند تا در شهرهاي جنوبي ايران پخش كنند.
گفتني است، مشابه اين موارد دو سال پيش نيز در خرمشهر ديده شد و هماكنون نيز در جزاير و بنادر استان هرمزگان ديده ميشود.
انتصاب اعضاء هیأت مدیره
ایران خودرو
اعضاي هيات مديره شركت ايران خودرو با حكم رئيس سازمان گسترش و نوسازي صنايع منصوب شدند.
به گزارش رسیده ، با حكم احمد قلعهباني رحيم اسماعيلي دانا به عنوان نماينده شركت رنا، همايون رياحي چالشتري به عنوان نماينده شركت توسعه صنعتي (وابسته به سازمان گسترش و نوسازي صنايع)، برزو مختاري به عنوان نماينده شركت ساختمان و خدمات نوسازي و منوچهر منطقي عنوان نماينده سازمان گسترش و نوسازي صنايع در هيات مديره شركت ايران خودرو منصوب شدهاند.
بر اساس اين گزارش ضيايي نيز به عنوان نماينده تامين اجتماعي در هيات مديره ايران خودرو حضور دارد.
وزير صنايع و معادن پيش از اين در سخنراني اش در شركت ايران خودرو انتصاب همزمان منوچهر منطقي به مديرعاملي و رياست هيات مديره ايران خودرو را اعلام كرده بود.
مجمع عمومي ايران خودرو نيز اواخر سال قبل با برگزاري نشستي موانع قانوني حضور توامان منطقي در اين دو سمت را مرتفع كرد.
بر اين اساس به نظر ميرسد منوچهر منطقي به طور همزمان عهدهدار دو سمت رياست هيات مديره و مديرعاملي ايران خودرو شود.
امکان ميزباني سايت
در کشور
رئيس سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي از تهيه پيشنويس آييننامه اجرايي مراکز خدمات داده اينترنتي خبر داد و گفت: امکان ميزباني سايتهاي اينترنتي در داخل کشور فراهم خواهد شد. !!
محمود خسروي با بيان اين خبر گفت: با توجه به اينکه ميزباني بيشتر سايتهاي داخلي خصوصي و دولتي در خارج از کشور صورت ميگيرد و با توجه به ضرورت طبقهبندي اطلاعات محرمانه و حفظ آنها در داخل کشور در سال گذشته بررسي و تهيه پيشنويس آييننامه اجرايي مراکز خدمات داده اينترنتي (IDC) توسط سازمان انجام شد که با اجراي اين آيين نامه در سال جديد براي دارندگان اين پروانه، امکان ميزباني سايتهاي اينترنتي در داخل کشور به وجود خواهد آمد.
وي همچنين به سازماندهي و ضابطهمند کردن ورود، خريد، توليد و فروش تجهيزات راديويي و تهيه دستورالعمل صدور پروانه در اين باره و تصويب آن در کميسيون تنظيم مقررات و ارتباطات و ابلاغ اعلام همگاني از طريق سايت سازمان خبر داد و گفت: اين كار، يکي از فعاليتهاي با ارزش سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي در زمينه ارتقاي بازار و افزايش کارآيي بخش خصوصي به شمار ميآيد.
بليت سينماها روزهاي دوشنبه
نيم بهاست
بنا بر مصوبه شوراي صنفي نمايش، از اول تير ماه سال جاري به جاي روزهاي شنبهها، دوشنبهها بليت سينماها نيمبها خواهد بود.
«محمدرضا صابري»، سخنگوي شوراي صنفي نمايش ضمن اعلام اين خبر اظهار داشت: نخستين جلسه شوراي صنفي نمايش امروز با حضور سيدرضا ميركريمي، مديرعامل خانه سينما و اعضاي شورا در خانه سينما برگزار شد که در پايان جلسه نسبت به تخلفي که سينما عصر جديد براي اکران فيلمهاي نوروزي کرده بود، رسيدگي شد.
وي در ادامه گفت: شكايتي از سوي سينما قدس كه سرگروه سينماهاي نمايش دهنده «دايره زنگي» است، به شورا ارايه شد كه سينما عصر جديد در ايام نوروز، اقدام به نمايش فيلم مربوط به اين گروه سينمايي کرده است. شورا هم به پخش کننده اين فيلم تذکرات لازم را داده بود، اما متأسفانه به دليل بيتوجهي آنها، اين اتفاق افتاد و به علت تحقيقاتي كه رئيس شورا و بيشتر اعضا انجام داده بودند، تخلف اين سينما براي همه محرز و همچنين پخش کننده فيلم نيز توبيخ کتبي شد.
وي افزود: بر پايه نظر اعضاي شورا از روز چهارشنبه اين هفته نيز فيلم «پابرهنه در بهشت» به كارگرداني بهرام توكلي به مدت سه هفته در سينما عصر جديد اكران خواهد شد. همچنين سالن 2 سينما عصر جديد كه موظف به اكران فيلم «به همين سادگي» بود، نيز بايد اين فيلم را اكران كند.
عضو هيأت مديره انجمن سينماداران در ادامه اظهار کرد: سينما ايران هم تخلفي در زمينه نمايش فيلم «دايره زنگي» داشت که با توجه به اين تخلف و تماس رئيس شورا با دفتر پخش فيلم «دايره زنگي» و نشان ندادن واكنشي از سوي اين دفتر، هدايت فيلم نيز از سوي شورا به طور كتبي توبيخ شد.
صابري به مصوبات ديگر اين شورا اشاره کرد و افزود: در اين نشست، بحث مربوط به نيم بهاي سينماها در روزهاي شنبه بررسي و تصميم بر اين شد که استفاده از بليت نيمبها كه ويژه روزهاي شنبه بود، از اول تير ماه به دوشنبهها منتقل شود و مسئولان سينماها به مدت سه ماه فرصت دارند تا اين تغيير را به شکل مناسبي به مردم اطلاعرساني کنند.
سخنگوي شوراي صنفي نمايش تصريح كرد: گروه سينمايي آفريقا فيلم «زنها فرشتهاند»، گروه سينمايي استقلال فيلم «تلافي» و گروه سينمايي قدس فيلم «تيغزن» را به عنوان فيلمهاي اكران دوم نوروز خود برگزيدهاند و براي سينما عصر جديد هم از طرف شوراي صنفي نمايش فيلم «ايستگاه بهشت» به كارگرداني نادر مقدس برگزيده شده است.
وي در پايان گفت: فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» به کارگرداني کمال تبريزي هم پس از «تيغ زن» در گروه سينمايي قدس اکران خواهد شد.
اعلام تاریخ آخرالزمان و اقدام عجیب یک فرقه روسی!
هفت زن روس که به خاطر عقايد فرقه اي و از بيم آخرالزمان و پايان کار دنيا، ماهها خود را در درون غاري در دل زمين مخفي کرده بودند با کمک مسئولان از غار بيرون آورده شدند.
به گزارش آسوشيتدپرس از مسکو، مسئولان روسي براي بيرون آوردن اين افراد از مخفيگاه شان مجبور شدند کوزنتسف رئيس اين فرقه را که ادعاي پيامبري مي کند از بيمارستان رواني بيرون بياورند و به محل غار منتقل کنند.
به گفته مسئولان روسي، هنوز بيش از بيست تن ديگر از اعضاي اين فرقه در غار هستند و پيش بيني مي شود اين افراد نيز امروز از غار بيرون بيايند.
جنجال به خاطرخريدار صهيونيست کليد کعبه
پنجاه و هشتمين کليد خانه کعبه که تنها کليد موجود در خارج از موزه هاست پس از اعلام فروش ان در يک مزايده علني در لندن و احتمال خريد ان توسط يک تاجر اسرائيلي ، جنجال افرين شده است.

به گزارششبکه تلويزيوني العربيه اين کليد براي سال پانصد و هفتاد و پنج هجري قمري و يکي از پنجاه و هشت کليد کعبه است.
شبکه العربيه از شيخ عبد العزيز الشيبي کليد دار کعبه مشرفه درباره ديدگاهش درخصوص فروش اين کليد سئوال کرده که وي گفته از اين موضوع غمگين است .
وي ابراز اميدواري کرد اين کليد را يک مسلمان بخرد و ان را به خانواده الشيبي بازگرداند.
اين کليد روز چهار شنبه در مرکز بين المللي حراج "ساتبي " در لندن به مزايده گذاشته خواهد شد.
قيمت پايه براي اين کليد يک ميليون دلار اعلام شده است.
در قسمتي از اين کليد که طول آن 37 سانتيمتر است ، سوره مبارکه حج حک شده و 930 سال پيش در مصر ساخته شده است .
اين گزارش مي افزايد: 58 کليد کعبه وجود دارد که 54 عدد از آنها در يکي از موزه هاي استانبول نگه داري مي شود و يکي نيز در موزه پاريس و ديگري در موزه آثار اسلامي قاهره نگه داري مي شود.
در ميان افراد باقي مانده در غار چهار کودک زير دو سال ديده مي شوند.
سي و پنج تن از هواداران اين فرقه در ماه نوامبر از بيم آخرالزمان که به اعتقاد آنها در ماه مه رخ خواهد داد، اين غار را نزديکي يک روستا حفر کردند.
پل نيمه كاره BRT تخريب شد
پل نيمهكاره بهبودي كه تقريباً رو به اتمام بود به دليل اختلاف نظر ميان شوراي شهر و شهرداري تهران افتتاح نشده به رغم صرف حدود 2 ميليارد تومان هزينه تخريب شد.
شهرداري تهران در اواخر سال گذشته تقاطع غيرهمسطح در مسير اتوبوسراني BRT و تقاطع خيابانهاي بهبودي و آزادي شروع كرد و تقريباً زماني كه كار رو به اتمام بود، با نظر شوراي شهر ادامه كار متوقف و پايههاي پل جمعآوري شد.
اين پل نيز به سرنوشت پل تخريب شده آسيا قبل از افتتاح دچار شد كه شهرداري تهران براي ساخت آن نيز هزينه زيادي صرف كرده بود.
*براي ساخت اين پل مجوز شوراي شهر را داشتيم
سيامك عطايي مدير نظارت ابنيه شهرداري تهران در با اشاره به تخريب پل افتتاح نشده بهبودي گفت: شوراي شهر براي احداث اين پل رديف بودجه در نظر گرفته بود.
وي در پاسخ به اين پرسش كه چرا پل تقاطع غيرهمسطح بهبودي ـ آزادي را هنوز افتتاح نكرده تخريب كردهايد؟ گفت: جلوي ادامه كار را شوراي اسلامي شهر تهران گرفته است.
عطايي در پاسخ به پرسش ديگري كه شوراي اسلامي شهر تهران اعلام كرده اين پل فاقد مصوبه و مطالعات كارشناسي بوده است؟ گفت: اينطور نبوده، ما براي اين پروژه رديف بودجه داشتهايم.
وي اظهار داشت: تقريباً كار به اتمام رسيده بود كه شوراي شهر جلوي ادامه كار را گرفت.
عطايي ادامه داد: شوراي اسلامي شهر تهران به اين علت كه با احداث اين تقاطع ديد ميدان آزادي تهران از بين ميرود جلوي اين كار را گرفت اين در حالي است كه در همين مسير 5 پل عابر پياده وجود دارد كه ارتفاع آنها بيش از 8 متراست، در حالي كه ارتفاع اين پل 7 متر بود.
عطايي در خصوص هزينه صرف شده براي اين پروژه گفت: حدود 2 ميليارد تومان براي ساخت اين پل هزينه صرف كرديم كه نگذاشتند به كار خود ادامه دهيم و جلوي ادامه احداث آن گرفته شد.
وي گفت: در زمان ساخت معارضان تأسيساتي و مشكلات فراوان ديگري داشتيم كه آن را به سختي برطرف كرديم.
به گفته عطايي، با احداث اين تقاطع بار ترافيكي در اين محدوده به شدت كاهش مييافت. در حال حاضر در پشت چراغ قرمز در اين محدوده حدود 11 اتوبوس معطل ميشوند و با گرم شدن هوا شهروندان دچار مشكلات فرواني در ترافيك اين محدوده خواهند شد.
وي ادامه داد: با ساخت اين تقاطع اتوبوسها بدون توقف از اين محدوده عبور ميكردند حتي خودروهاي امدادي نيز ميتوانستند از اين مسير عبور كنند.
*شهرداري مجوزي براي ساخت اين پل نداشت
اين در حالي است كه حمزه شكيب رئيس كميسيون فني و عمراني شوراي اسلامي شهر تهران در گفتوگويي اعلام كرده است؛ با احداث اين تقاطع ديد ميدان آزادي تهران از بين ميبرد و از سويي احداث تقاطع كمكي به حل ترافيك تقاطع خيابان آزادي ـ بهبودي نكرده و فقط راه را براي اتوبوس هاي تندرو باز ميكرد.
شكيب گفت: شوراي اسلامي شهر تهران نيز باتوجه به وضعيت موجود از شهرداري تهران خواست روند احداث اين تقاطع را متوقف كرده و گزينههاي ديگري را براي كاهش ترافيك آن منطقه اجرايي كند.
رئيس كميسيون فني و عمران شوراي اسلامي شهر تهران در خصوص گزينههاي جايگزين تقاطع غير همسطح در مسير اتوبوسراني خيابان آزادي، تأكيد كرد: يكي از اين گزينهها احداث زير گذر عمود بر خيابان آزادي است.
وي ادامه داد: براساس اين طرح زير گذر در تقاطع خيابان آزادي و بهبودي ايجاد شده تا هم ترافيك خودروهاي شخصي را برطرف كرده و هم راه رابراي اتوبوسها هموار كند.
شكيب در خصوص هزينههاي توقف اجراي اين طرح گفت: به طور قطع اگر اين طرح به طور كامل افتتاح و بهرهبرداري ميشد هزينههاي بيشتري را براي مردم تهران به دنبال داشت.
فرهاد رهبر كه خروجي پرسروصدا از سازمان مديريت وبرنامه ريزي داشت،با سروصداي زياد به دانشگاه تهران رفت تا جاي تنها رئيس روحاني تاريخ دانشگاه تهران را بگيرد.


قانون بودجه سال ۱۳۸۷ کل کشور ـ که با مضای رییس جمهور جهت اجرا ابلاغ گردیده ـ اولین قانون بودجه کشور بعد از انحلال سازمان مدیدیت و برنامه ریزی می باشد و پس از کلی تبلیغات مبنی بر اینکه انقلاب عظیمی در بودجه نویسی رخ داده منتشر شده است،از تناقضهای بسیاری رنج می برد و دارای ویژگی های جالب و البته عجیبی است.که در مرحله نخست به ذکرچند مورد می پردازیم و در مطالب آینده به طور مختصر به تحلیل محتوایی بودجه سال جاری نیز خواهیم پرداخت:
..................................................................................
۱) اگرشنیدید که در این قانون سازمان منحله مدیریت و برنامه ریزی مجددا" احیا شده تعجب نکنید.!! در۱۱ مورد از متن قانون صراحتا" عبارت "سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور" بکار برده شده و وظایف و تکالیف متعددی بر عهده آن گذاشته شده است.قسمتهای ج (دو بار) ، د ، ز ، ی و ک بند ۷ و بندهای ۱۵ ،۲۰ ، ۲۲ ، ۲۵ و ۲۶ ماده واحده از جمله این موارد می باشند.همچنین در جداول مربوط به اعتبارات دستگاه های اجرایی ، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور با شماره ردیف ۱۰۲۵۰۰ دارای ۴۹۲۳۴۱ میلیون ریال اعتبار می باشد.!
نکته جالب موضوع اینجاست که علی رغم وجود نام و اعتبار سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به عنوان یک دستگاه اجرایی، رییس جمهور قانون فوق را جهت اجرا به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور که معاونت جایگزین برای سازمان مدیریت بوده ابلاغ کرده است.به عبارت دیگر اکنون معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور موظف است تکالیف و اعتبارات سلف منحل شده خود را برای اجرا به او ابلاغ کند.!!
۲)در بند ۳ ماده واحده تهیه و تصویب جداول تفصیلی اعتبارات مندرج در متن قانون به حداکثر پایان خرداد ۱۳۸۷ موکول شده است.جالب اینجاست که این اعتبارات جداول مذکور صرفا"به تصویب هیات وزیران خواهد رسید و مجلس در چگونگی توزیع و تصویب آن نقشی نخواهد داشت.احتمالا"منظور قاونون گذار از جداول تفصیلی چیزی شبیه پیوست های ۴گانه قانون بوجه سنوات قبل می باشد که هر سال همراه با متن قاونون بودجه تهیه و به تصویب می رسید.
۳)در صفحه اول قانون و در بند ۱ ماده واحده رقم بودجه کشور از حیث منابع بالغ بر ۲،۹۳۸،۸۴۵،۹۴۳،۰۰۰،۰۰۰ ریال اعلام شده است .این رقم در چند صفحه بعد و در جدول منابع بودجه کل کشور ۲،۹۰۲،۱۰۴،۵۸۲،۰۰۰،۰۰۰ ریال درج گردیده است.به نظر شما اسم این تفاوت،تحول و انقلاب شگرف در امر بودجه نویسی نیست؟!
۴)در این قانون ماده واحده تعریف جدیدی یافته است.ماده واحده این قانون دارای ۴۱ بند می باشد،بر این اساس دیگر ماده واحده زیبنده آن نیست و باید "ماده ۴۱ بنده" به آن اطلاق شود!! به عبارت دیگر تعداد زیادی از تبصره ها که در سنوات قبل مستقل از ماده واحده درج می گردید امسال با هدف تحول در بودجه نویسی و با شعار حذف تبصره ها به بندهای ماده واحده تغییر مکان کرده اند!
۵)بند ۴۰ ماده واحده حکایت جالبی دارد در این بند دولت مکلف شده است که تا پایان خرداد ۸۷ گزارش تطبیق بودجه سال ۱۳۸۷ کل کشور را با سیاستهای کلی نظام ، سند برنامه چهارم ، اصل ۴۴ و ... جهت تصویب به مجلس ارائه کند.به عبارت دیگر به دلیل انقلاب شگرفی که در امر بودجه نویسی رخ داده نه دولت خود را ملزم به ارائه لایحه منطبق با سیاستهای فوق دانسته و نه مجلس در زمان بررسی و تصویب بودجه به دلیل در اولویت بودن کارهای مهمتری از تصویب قانون بودجه( مثل فرصت کافی برای امور تبلیغاتی مجلس هشتم) دولت را به چنین کاری ملزم کرده است.از طرف دیگر معنای چنین بندی در ماده واحده این است که کشور حداقل تا خرداد ۸۷ با قانون بودجه ای اداره خواهد شد که معلوم نیست با سیاستهای کلی نظام و سند برنامه چهارم منطبق هست یا نه؟!
ناصر حضرتی
رييس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه کشور راه اندازي رشته امامت جمعه در حوزه علميه را ضروري خواند.!!
به گزارش رسیده حجتالاسلام سيد رضا تقوي، رييس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه کشور، در مراسم افتتاحيه طرح حکمت ويژه ائمه جمعه کشور در قم گفت: اين طرح آغاز شده است وبا عزم والاي مرکز جهاني علوم اسلامي ادامه خواهد يافت.
وي با بيان اينکه هجده سال است مسؤوليت رياست شوراي سياستگذاري ائمه جمعه کشور را به عهده دارد، يکي از دغدههاي اصلي اين مرکز را راهاندازي رشته امامت جمعه در حوزه علميه دانست.
حجتالاسلام تقوي افزود: در طول سالهاي متمادي به دنبال راه اندازي اين رشته بوديم كه مقام معظم رهبري نيز برآن تأکيد داشتند، اما انجام اين رسالت را براي شوراي سياستگذاري مناسب ندانستند و به همين منظور با وجود رايزنيهايي که در اين باره با مديران، علما و مراجع تقليد داشتهايم، تاکنون موفق به راه اندازي چنين رشتهاي نشدهايم.
وي ادامه داد: البته طرح حکمت ميتواند بخشي از اين دغدغهها را پاسخ گويد.
رييس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه نقش آموزش را در زندگي انسان بسيار کارساز و مهم خواند و اظهار داشت: بخش قابل توجهي از پيشرفتها و موفقيتهايي که انسان در طول تاريخ داشته است، نتيجه آموزش است و اگر آموزش نبود، موفقيتي نيز در زندگي بشر به چشم نميخورد.
وي آفرينش تمدنها (خوب شد خاتمی واژه گفتگوی تمدن ها رابر زبان جاری ساخت !! "اخبارداغ ایران") را بسيار مهم دانست که سهم عمدهاي در خلق تمدنها بر عهده دارد و ادامه داد: آموزش در موفقيت انسان نقش اساسي دارد و يکي از رسالتهاي آن شناسايي استعدادها و شکوفايي آنهاست.
حجتالاسلام سيد رضا تقوي همچنين نقش آموزش را در بهره وري عمر بسيار مهم خواند و تأکيد کرد: عمر انسان نبايد به بطالت بگذرد؛ از اين رو بايد از همه ظرفيتهايمان براي افزايش کيفيت عمر کمک بگيريم تا فرصتها را از دست نداده و استعداد و توانايي درونيمان را شکوفا كنيم.
وي در پايان اظهار داشت: اسلام به کيفيت عمر بيش از کميت آن توجه دارد؛ پس بايد اين کميت را به بهترين کيفيت برسانيم تا از منابع و نعمت الاهي بهره لازم را برده باشيم.
گفتني است، دوره آموزشي طرح حكمت ويژه ائمه جمعه سراسر كشور از روز هجدهم فروردين در قم آغاز شد
"اخبارداغ ایران" : مبارک باشد انشاالله تعالی....
درباره «گراني» و راه هاي مقابله با آن، اگرچه نظر كارشناسان اقتصادي متفاوت و گاه متضاد است ولي صورت مسئله كاملاً شفاف است و آن، اين كه «گراني» در مقياس گسترده اي وجود دارد و بار سنگين آن را مردم عادي و مخصوصاً توده هاي محروم و مستضعف به دوش مي كشند، يعني همان ها كه به قول حضرت امام (ره) «ولي نعمت» مسئولان هستند و بار دفاع از اسلام، انقلاب، استقلال و عزت نظام را نيز همواره بر دوش داشته و دارند و در يك كلام «صاحبان اصلي» كشورند. اگر اين غول لجام گسيخته با همين سرعت به حركت خود ادامه دهد و هيچ دستي از آستين همت مسئولان براي مهار كردن آن بيرون نيايد، بيم آن مي رود كه در آينده اي نه چندان دور، جمع محرومان و تهيدستان كه قرار بود از تعداد آنان كاسته شود با افزايش جمعيت قابل توجهي روبرو گردد! اين رخداد احتمالي اگرچه تلخ و ناگوار است ولي با تداوم رو به رشد گراني، دور از انتظار نيست و در اين باره اشاره به چند نكته ضروري به نظر مي رسد.

رییس اداره بنادر و کشتیرانی قشم گفت: سکوی نفتی متعلق به یک شرکت اماراتی در آبهای ساحلی جزیره قشم به گل نشست.
سید باقر موسوی در قشم افزود: این سکوی نفتی عظیم الجثه متعلق به شرکت نفتی" دلتا مارتین سرویس" تحت اداره کشور امارات بوده است که ارتفاع آن 80 متر و عمق آبخور آن به بیش از 11 متر می رسد.
وی گفت: 3 روز گذشته براثر طوفان دریایی، این سکوی نفتی از محل اصلی خود جدا شده و صبح امروز دوشنبه در ساحل روستای رمچاه جزیره قشم به گل نشسته است.
یگانهای متعدی از اداره کل بنادر و کشتیرانی هرمزگان با بهره گیری از چندین دستگاه یدک کش در حال خارج کردن این شناور از گل و هدایت آن به محدوده پر عمق تر هستند.
به گزارش رسیده ازقشم، این سکو ازساعات اولیه صبح امروز در حوالی منطقه ساحلی روستای رمچاه جزیره قشم مشاهده شد که با اطلاع مردم، یگانهایی از اداره کل بنادر و کشتیرانی هرمزگان و فرمانداری شهرستان قشم در منطقه حاضر و به بررسی هویت این سکوی نفتی پرداختند

در پي انتشار خبري با عنوان «فروش ماءالشعير الكلدار در فروشگاههاي تهران» به نقل ازسايت «شيعه آنلاين» وسایت های دیگرخبری، شركت تجارت جاده ابريشم پارس با ارسال جوابيهاي اعلام كرد: احتراما پيرو درج خبري با عنوان «فروش ماءالشعير الكلدار در فروشگاههاي تهران»، موارد ذيل جهت تنوير افكار عمومي اعلام تا طبق قانون مطبوعات موارد مذكور در همان صفحه درج گردد:
1. محصولات غيرالكلي شركت «بالتيكا» بيش از چهار سال است كه قانوني توسط شركت تجارت جاده ابريشم پارس وارد كشور ميشود و توزيع سراسري دارد.
2. نوشابههاي مذكور، غيرالكلي بوده و طبق بند 3 از يادداشتهاي فصل 22 كتاب مقررات صادرات و واردات جمهوري اسلامي، وارد كشور ميگردند.
توضيح اينكه ميزان الكل طبيعي مجاز در نوشابههاي غيرالكلي، نيم درصد است كه اين حجم در كليه نوشابههاي وارداتي اين شركت منظور شده است.
گفتني است، دارا بودن نيم درصد الكل طبيعي در كليه نوشيدنيها از جمله آب سيب، آلبالو و حتي در اكثر فراوردههاي لبني از جمله ماست و دوغ، قانوني، مجاز و شرعي ميباشد.
3. به نظر ميرسد از نام و لوگوي شركت تجارت جاده ابريشم پارس در خبر مذكور و نشر خبر كذب و تبديل نيم درصد الكل مجاز به 5 درصد به منظور خاصي انجام گرفته و مصداق تشويش اذهان و تخريب شخصيت حقوقي و حقيقي اين شركت بوده كه حق اعاده حيثيت براي اين شركت محفوظ است.
در ضمن، اتهام ناروا زدن به افراد، دور از شأن رسانهاي است كه نام شيعه (سايت «شيعه آنلاين») را بر خود گذاشته است.
شوخی نوروزی هاشمی با احمدی نژاد
تنزل درجه و تبعيد

آخرين خبر شنيده اينكه فرمانده سابق نيروي انتظامي كه اخيرا بركنار شده بود، تنزل درجه داده شده و به يكي از استانهاي شرقي تبعيد گرديده است. همین......
درمیان تعطیلات نوروزی
دادگاه حسین موسویان برگزار شد !!

بنابر شنیده ها ، شنبه هفته گذشته، جلسه دادگاه سید حسین موسویان، سخنگوی سابق تیم مذاکره کننده هسته ای و از مسئولان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، که از سوی دولت بعنوان جاسوس شناخته می شود،برگزار شده است.
بنابراین گزارش، این دادگاه علی رغم میل موسویان برگزار شده است؛ زیرا تیم وکالت موسویان خواستار برگزاری دادگاه در شنبه این هفته شده بود که ظاهرا با مخالفت شدید رییس دادگاه مواجه شد.
از موارد مطرح شده در جلسه دادگاه اطلاع موثقی در دست نیست،
اما بنابر برخی شایعات، ظاهرا با توجه به برخی فشارها ، موسویان به دو سال محرومیت از کارهای دولتی محکوم خواهد شد.
با این حال، این گزارش تاکید می کند که تصمیم برای مجازات قطعی موسویان در دست بررسی است.
حسين موسويان با خاتمی ديدار کرد

به گزارش يک مقام آگاه در بنياد باران، موسويان در حاشيه اين ديدار که محمدحسين عادلی، غلامرضا تاجگردون، عمادالدين باقی، سيد اسماعيل داوودی شمسی و برخی ديگر از اصلاحطلبان در آن حضور داشتند، دقايقی با خاتمی به صحبت پرداخت که از مفاد گفتوگوهای وی خبری منتشر نشده است.
موسويان همچنين در اين جلسه و پس از اقامه نماز ظهر و عصر به امامت خاتمی، در پاسخ به شوخیهای برخی از حضار در مورد اتهام جاسوسی ،با خنده و بذلهگويی پاسخ داد.
گفته می شود اين ديدار به مناسبت آغاز سال جديد و ديدارهای نوروزی انجام شده است.

يک مقام آگاه گفت: در پی قوت گرفتن تغيير و جابجايی داود دانش جعفری وزير امور اقتصادی و دارايی، جايگزينهای احتمالی وی مشخص شدند.
اين مقام آگاه افزود: پرويز داوودی معاون اول رئيس جمهوری، صادق محصولی مشاور رئيس جمهوری و محمد رضا رحيمی رئيس ديوان محاسبات محتمل ترين گزينه ها برای معرفی شدن به عنوان وزير پيشنهادی امور اقتصادی و دارايی از طرف رئيس جمهوری به مجلس هستند.
در ميان گزينه های مذکور پرويز داوودی شانس بيشتری برای کسب رای اعتماد از مجلس دارد.
وی افزود: صمصامی دبير کميسيون اقتصادی هيات دولت، زاهدی وفا معاون اقتصادی وزير امور اقتصادی و دارايی و علی ديواندری مدير عامل بانک ملت نيز برای اين پست مطرح هستند.
به گفته اين مقام آگاه، مذاکرات برای انتخاب و معرفی فرد مورد نظر همچنان ادامه دارد.
وی تصريح کرد: همچنين به داود دانش جعفری پست سفارت در آلمان و کانادا پيشنهاد شده است.
يک کارشناس حقوقی گفت: در صورتی که رئيس جمهوری هر يک از افراد مذکور را به عنوان وزير پيشنهادی معرفی کند و مجلس هفتم به وزير پيشنهادی رای اعتماد ندهد، رئيس جمهوری قانونا" می تواند به مدت سه ماه برای اين وزارت خانه سرپرست تعيين کند.
وی در پايان افزود: با توجه به شرايط ويژه مجلس هفتم که تا سه ماه ديگر دوره آن به پايان می رسد و مجلس هشتم آغاز به کار می کند، و از طرفی امضای اعتبار نامه نمايندگاه مجلس هشتم چند ماهی زمان می برد، انتخاب وزير امور اقتصادی و دارايی احتمالا با ابهام مواجه است و بايد ديد که آيا قانونا" می توان سرپرستی فرد مورد نظر را سه ماه ديگر تمديد کرد يا اينکه شخص رئيس جمهوری بايد برای سه ماهه دوم سرپرستی وزارت امور اقتصادی ودارايی را برعهده گيرد و يا اصولا آيا راه سومی هم وجود دارد.
وزیر اقتصاد: با احمدی نژاد اختلاف دیدگاه دارم

گفتگوی کوتاه اعتماد با وزیر اقتصاد:
- شنيده شده شما از دولت نهم کنار مي رويد خبر صحت دارد؟
من به طور مستقيم چنين خبري را نشنيده ام.
- با فرض صحت خبر چرا شما قرار است با دولت خداحافظي کنيد؟
من و رئيس جمهور درباره مسائل مختلف مثل سياست پولي و مالي تفاوت ديدگاه داريم. شايد رئيس جمهور صلاح ديدند فرد هماهنگ تري انتخاب کنند

بازپرس رسيدگی کننده به پروندهی خروج غيرقانونی شهرام جزايری، از ارسال پروندهی وی با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست به دادگاه عمومی – جزايی تهران در روز دوشنبه -۱۹ فروردين ۸۷- خبر داد.
سيدمحسن قاضی، بازپرس شعبهی پنجم دادسرای کارکنان دولت، با بيان اين مطلب گفت: پروندهی مربوط به اتهام خروج غيرقانونی شهرام جزايری از کشور و ماموران زندان که در نگهداری وی مسامحه کرده بودند پس از انجام تحقيقات لازم و بازجويی از کليهی متهمان با صدور کيفرخواست امروز به دادگاه ارسال شد.
وی عناوين اتهامی شهرام جزايری در اين پرونده را خروج غيرقانونی از کشور، تحصيل مال نامشروع و معاونت در جعل پاسپورت و کارت شناسايی عنوان کرد.

بازپرس شعبهی پنجم دادسرای کارکنان دولت، در رابطه با بخش ديگری از پرونده که مربوط به مسامحهی احتمالی قضات رسيدگی کننده به پرونده سابق شهرام جزايری بوده است گفت: پرونده جهت تکميل تحقيقات، مطرح و در مراحل پايانی تحقيقات است که در مورد آن در آيندهای نزديک اتخاذ تصميم خواهد شد.
سالگرد اعدام نخست وزیر زندانی شاه و انقلاب

عباس هویدا
روز يکشنبه، ۱۸ فروردين، مصادف با بيست و نهمين سالگرد اعدام امير عباس هويدا، نخست وزير ايران است که دوره صدارت وی مناقشه های زیادی بر انگیخته است.
امير عباس هويدا از هفتم بهمن ۱۳۴۳ تا پانزدهم مرداد ۱۳۵۶ نزديک به ۱۳ سال نخست وزير ايران بود و از نظر طول مدت صدارت در تاريخ ايران پس از مشروطيت منحصر به فرد است.
او همچنين تنها نخست وزير در تاريخ معاصر ايران بود که اعدام شد. هويدا که بود؟
خود او می گويد: «در تهران در چهار راه کنت يا همان لاله زار در سال ۱۲۹۸به دنيا آمدم. يک سال و نيمه بودم که پدرم به سوريه مأمور شد. من که يادم نيست ولی مادرم می گويد از اين جا با کالسکه و قاطر به خرمشهر رفتند و در خرمشهر سوار کشتی شدند و به هندوستان و از هندوستان با کشتی به لبنان و از آنجا به سوريه رفتند. مانند اغلب افراد اين مملکت، در بچگی و جوانی هم روزهای خوشی داشتم و هم روزهای سختی. روزهای خوشی داشتم چون خانواده ام از طبقه متوسط بود و زندگی خوبی داشتيم.»
وی می افزاید: «تحصيلات ابتدايی، متوسطه و عالی را خارج از کشور گذراندم زيرا پدرم مأمور وزارت خارجه بود. در۱۴ سالگی، پدرم فوت کرد و کانون خانواده به هم ريخت و امکانات مالی از بين رفت و پس از آن تا حدودی در دشواری زندگی کرديم. من مديون مادرم هستم زيرا کمر همت بست و در يک شهر غريب کار کرد و من و برادرم را تا آخر تحصيلات متوسطه رساند. پس از آن من برای تحصيلات عالی به اروپا رفتم و چون جنگ شد، آنجا ماندم و مجبور شدم هم کار کنم و هم تحصيل. بنابراين تمام مشکلات زندگی را تجربه کردم، اين مشکلات برای همه در زندگی وجود دارد ولی هيچگاه مرا شکست نداد. مثلاً از چيزی خوشم می آمد ولی نداشتم، نمی توانستم کتابی را که می خواستم بخرم يا لباسی می خواستم ولی امکان خريد آنرا نداشتم، اين ها برايم مهم نبود بلکه مکتبی بود که مرا برای حرکت آماده می کرد . »
هویدا می گوید: «سپس به مملکتم بازگشتم و در وزارت خارجه امتحان دادم و وارد وزارت خارجه شدم و فوراً با علاقه به نظام وظيفه رفتم، چون معتقدم نظام وظيفه برای هر فرد ايرانی لازم است. دفاع هر مملکت به وسيله افرادش صورت می گيرد نه به وسيله خارجی ها.»
هويدا که علوم سياسی خوانده بود و به زبان های عربی، فرانسه، انگليسی و آلمانی تسلط داشت، مدارج ترقی را با سرعت پيمود و هنگامی که دوستش حسن علی منصور به نخست وزيری رسيد وی به وزارت دارايی منصوب شد. يک هفته پس از قتل منصور به دست بنيادگرايان اسلامی در اول بهمن ۱۳۴۳، محمدرضا شاه پهلوی، امير عباس هويدا را به نخست وزيری منصوب کرد.
نکاث مثبت و منفی نخست وزیری هویدا
![]()
از دوران طولانی نخست وزيری هويدا، امروز چه نکات عمده مثبت يا منفی را می توان به ياد آورد؟
مهدی مظفری، استاد علوم سياسی در دانشگاه آهوس دانمارک به اين پرسش چنين پاسخ می دهد: «از نظر اقتصادی و اجتماعی می توان گفت تا آن موقع به جز نفت تمام شريان های اقتصادی مملکت در دست تجار و بازرگانان بود ولی با افزايش قيمت نفت و سيلان درآمدهای نفتی به ايران، قشرهای مختلفی فربه شدند که هيچ گونه سنخيت فرهنگی و اجتماعی با هم نداشتند و