تبليغاتX
بالاترازخبر - اخبار داغ ایران

زرتشتیان آیین خویش را در جهان زنده نگاه می دارند

 

 

مطلب زير به نقل از دكتر فرزانه ايراني، عضو جامعه زرتشتي ، در گفت وگو با روزنامه 'تايمز يونيون" به چاپ رسيده که سرویس بین الملل " بالاتر از خبر- اخبار داغ ایران و جهان "  نظر به اهمیتی که ایران و ایرانی نزد افکار عمومی امریکا یافته است ، آن را به اطلاع خوانندگان می رساند......


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

شريفي‌نيا : همسرم مرا به خوابيدن درون قبر ترغيب كرد

 

 

محمدرضا شريفي‌نيا گفت: همسرم «آزيتا حاجيان» مرا راغب به حضور در قبر كرد. او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاع‌تري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد، زيرا از دريچه‌اي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي مي‌بيني. ....


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

اعلمي از دريافت 2 احضاريه ديگر خبر داد

 

نماينده مردم تبريز در خانه ملت !! از ابلاغ دو احضاريه ديگر از سوي شعبه دوم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت براي حضورش در اين شعبه خبر داد.

اكبر اعلمي ، با اعلام ابلاغ دو احضاريه جديد اظهار داشت:  دو احضاريه به دستم رسيده كه با احضاريه قبل متفاوت است. در احضاريه قبلي شاكي دادستان تهران بوده و مستند احضار، خبر مندرج در روزنامه ايران مبني بر "از كابينه امام حسين(ع) نيز انتقاد مي‌كنم" بوده است.....


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

اظهارات صفار هرندی در مورد

 

دلایل اکران نشدن سنتوری

«در سال گذشته، دوستان ما جلوي نمايش فيلمي را بحق گرفتند. آن فيلم را وقتي منصفانه در دادگاه وجدان ملي و ديني خود بنشينيم و ببينيم، حتي يک نکته مثبت هم در آن پيدا نمي کنيم. چه توجيهي دارد که حتي اجازه دهيم اين فيلم توليد شود. اين فيلم هر بدي که توانسته در خودش جا داده، از اتهام به دين تا اتهام به ايران و اتهام به هموطنان و سياه نمايي جامعه.»

وي گفت: «بعضي ها متاسفانه اين پيشرفت ها را ناديده گرفتند و با ژست فيلسوف مآبانه گفتند که وضع فعلي فرهنگ از وضع قبلي بدتر است.» وزير ارشاد در ادامه اين اظهارات، افرادي را که وضعيت فعلي فرهنگ را بدتر از گذشته مي دانند، کساني دانست که مشاعرشان درست کار نمي کند......


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

يك خبرنگار اتريشي از ارسال داده ها و تجهيزات پيچيده شنود به ايران توسط شركت آلماني زيمنس خبر داد. 

اريك موشل در وين مدعی شد که  99 درصد اطمينان دارد كه سيستمهاي مانيتورينگ و شنود براي رديابي موبايل و خطوط زميني تلفن به ايران ارسال شده است كه سازمانهاي اطلاعاتي ايران را قادر خواهد ساخت تا مكالمات بين ايران و اسراييل را كنترل كنند.....


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

بزرگترین مجموعه هنرهای مدرن جهان

 

در زیر زمینی در تهران !!

هنگامی که پای هنرهای تجسمی به میان می آید ، آیا می دانید که شگفت انگیز ترین ، مدرنترین و به عبارتی چشمگیرترین مجموعه ای که در جهان وجود دارد در همین تهران و در زیر زمین موزه هنر های معاصر نگه داری می شود !!

مهمترین آثار هنر معاصر از امپرسیونیست ها گرفته تا آثار پیکاسو و اندی وارهول و جکسون پالاک و خوان میرو ... همه و همه در زیرزمینی در بسته و قفل و کلید دار قرار دارد ؛ زیرزمینی در تهران که هیچ راهی برای دیدن آثار ارزشمند موجود در آن برای علاقه مندان هنر مدرن وجود ندارد .

باور نکردنی است ! در تمامی این سالها و در همین تهران زیر زمین موزه هنرهای معاصر تهران جایگاه یکی از ارزشمند ترین و گرانقیمت ترین مجموعه های هنر مدرن در دنیا بوده است . آثاری که حتی در موزه هایی در لندن و یا پاریس و نیویورک هم نمونه هایی از آنها پیدا نمی شود. نقاشی های این مجموعه در تمامی سالهای پس از انقلاب برای دیدن همگان به دیوار آویخته نشده است . برای انداختن نگاهی به آنها و دیدن مدارک مربوط به این آثار باید اجازه ویژه ورود به زیر زمین گرفت تا شاید بتوان به تماشای یکی از چشمگیر ترین مجموعه های هنری جهان رفت . آنچه در آنجا وجود دارد به گفته ی کارشناسان هنر مدرن جهان شگفت انگیز است . ده ها نقاشی از استادان هنر مدرن از پابلو پیکاسو و اندی وارهول تا دیه گو ریورا در کنار هم قرار دارد . اثر" نقاش و مدل او " اثر 1927 پیکاسو یکی از ده ها اثر بی نظیر از گنجینه های بسیار موزه است .


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

مجوز شرعی ازدواج موقت دختران صادر شد ... !

 

image001.gif

image002.gif

 

تو خود بخوان این حدیث مجمل


هاشمي شاهرودي در رأس هيأتي بلندپايه به قطر رفت. اما قبل از رفتن

ـ ببخشيد قطر از کدوم طرفه؟


نشست شوراي اتحاديه دانشگاه‌هاي جهان اسلام برگزار شد.

چقدر عضو داره اين شورا!

بوش در حاشيه سفر خود با همسر رئيس‌جمهور اوکراين ديدار کرد.

لورا: ولش کن جورج، بيا بريم. الان شوهرش ميادها!

وزير بازرگاني: قيمت مواد غذايي گران نشده است
اين هم يكي از مواد غذايي تازه اغنيا كه در محله جناب وزير گران نشده!

حداد جمعه اين هفته به منتخبين مجلس هشتم ناهار مي‌دهد

ـ جناب حداد، بچه‌ها گفتن بي‌زحمت جوجه بديد، گوشت قرمز هم براي سلامتي و هم براي جيب مجلس ضرر داره!

مجلس علي‌رغم قانون ممنوعيت تصدي چند شغل، قانوني براي ممنوعيت عضويت در شوراي نگهبان تصويب كرد

ـ ديگه چي مي‌خواين از جون من؟ يه دفه همين سخنگويي و وزارت دادگستري و ستاد قاچاق رو هم از من بگيرين راحتم كنين ديگه!
نمي‌دونم اعتماد چه اصراري داره كه چراغ سبز بشه!

مشايي: دارندگان سفركارت كه قبلا جا رزرو كرده بودند، از تخفيفات بهره‌مند شدند.

اين هم يه بنده خدا كه يا احتمالا سفركارتشون سوخته بوده، يا رزرو نكرده بودند

تندیس ۴ متری "کورش بزرگ" در پارک المپیک سیدنی

دولت که قدرومنزلت فرهنگ ایران را پاس نمیدارد...بازهم از بیگانگان


انتشار تمبر به مناسبت ملی شدن صنعت نفت ایران در 29 اسفند ماه 1331

oil53.jpg

دو سال پس از تصویب مصوبه ملی شدن صنعت نفت در مجلس


سفره 7‌سين زير آبهاي خليج فارس

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 بهتر نبود از نقشه فارسی استفاده نمیشد؟
یه اسپانیایی اینو ببینه نمی فهمه که اینجا عربی نوشته شده یا فارسی

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

شرط بازگشت پيرموذن به ايران


بنا بر شنيده‌ها ، مقامات مسئول به يکي از نمايندگان اقليت مجلس هفتم گفته‌اند که نورالدين پيرموذن چنانچه با يکي از شبکه‌هاي بين‌المللي ايراني مصاحبه کند و مواضع اخير خود را اصلاح کند، هيچ گونه مشکلي براي بازگشت به ايران نخواهد داشت.

چندي پيش نماينده اردبيل و سخنگوي فراکسيون اقليت در يک اقدام تامل برانگيز با صداي آمريکا مصاحبه کرده بود......

 


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

بخواهید يا نخواهید، مونوريل را مي‌سازيم

مسئولان وزارت كشور بار ديگر به صراحت عنوان كردند كه ارزشي براي مطالعات كارشناسي در شهر تهران قائل نبوده و شوراي شهر موظف است به جاي بررسي طرح‌هاي مطالعاتي دستورات معاون عمراني وزارت كشور را كه از بالا صادر شده، اجرايي كند. 

گويا برخي از مسئولان بلند‌مرتبه وزارت كشور در سال جديد اصل را بر اين قرار داده‌اند كه «دستور» جايگزين «نظر كارشناسي» شود، چرا كه از همين ابتداي سال اتمام حجت كردند كه شوراي شهري‌ها به هر نحو ممكن بايد نظر معاون عمراني وزارت كشور را اجرايي كنند. ....


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

سه هزار سانتین فوژ

 

سید ابراهیم نبوی

 

 

جشن بزرگ هسته ای برای هزارمین بار آغاز شد. دولت اعلام کرد که ‏ششهزار سانتریفیوژ، یا به قول رئیس جمهور سانتینفوژ، در نطنز کارشان را آغاز کردند. در ‏همین راستا کرونولوژی جشن بزرگ هسته ای، یا به قول ایرانیان سابق، تاریخنگاری هسته ‏ای به شرح زیر اعلام شد.‏.....


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

جشن بزرگ هسته اي پوچ درآمد

 

با اطلاعات مبهم و سخنان گنگ احمدی نژاد

 

 

یک روز بعد از تبلیغات وسیع دولت و صدا و سیما برای برگزاری جشن هسته ای و در حالی که ‏استانداران هم با برنامه های نمایشی گروه هائی را آماده کرده بودند، برخلاف پیش بینی صبح کیهان ‏رييس جمهور احمدی نژاد در حضور يكصد خبرنگار داخلي و خارجي خبری را اعلام داشت که ‏پوششی در رسانه های بین المللی نگرفت و در این جمله خلاصه می شد: "با ساخت و بومي كردن ‏مدرنترين دستگاه سانتريفيوژ سرعت غني سازي در كشورمان پنج برابر شد."......


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

دومین رای مجلس علیه دولت

 

 

در یک هفته

 Click for Full Size View

 

 

با رأي اكثريت نمايندگان مجلس هفتم و اصرار آنها بر لغو تصميم دولت احمدي نژاد در خصوص انحلال ‏شوراهاي عالي، تعيين تكليف شوراهاي عالي دولتي، با مجمع تشخيص مصلحت نظام خواهد بود و اين مجمع كه ‏رياست آن را هاشمي رفسنجاني برعهده دارد، درباره تصميم عجيب و غيرمنتظره دولت احمدي نژاد براي انحلال ‏يكباره 28 شوراي عالي و غير عالي فعال در كشور و ادغام آنها در چند كميسيون ذيل دولت، تصميم نهايي را ‏اتخاذ خواهد كرد.‏........


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

قابل هم به زندان رفت

 

 

هادي قابل، عضو و دبير شوراي مركزي جبهه مشارکت، بدون اطلاع قبلي روز دوشنبه دستگير و به زنداني به نام ‏‏"لنگرود قم" منتقل شد.‏

اين موضوع را "روح الله قابل"، فرزند حجت‌الاسلام هادي قابل، عضو شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي ‏تاييد كرده و گفته است: "در پي تماس تلفني از دادگاه ويژه روحانيت قم در روز هفتم فروردين ماه، پدرم احضار‎ ‎شده ‏بود كه با تقاضاي مهلت به دليل عدم امكان مراجعه وي روز گذشته به دادگاه مراجعه‎ ‎كرد. البته به دليل عدم اعلام ‏دادگاه براي اجراي حكم، پدرم بدون‎ ‎آمادگي مراجعه كرده بود و روز گذشته به زندان لنگرود قم منتقل شد. در تماس ‏تلفني كه صبح امروز پدرم با منزل داشتند از صحت و سلامت و حضور خود در‎ ‎زندان خبر دادند"‏.

در تازه ترين واكنش به بازداشت و اجراي حكم زندان قابل، جبهه مشاركت ايران كه "قابل" پيش از اين دبير آن بوده، ‏بيانيه اي صادر كرد. جبهه مشاركت در اين بيانيه به "اجراي حكم ناعادلانه صادر شده" در مورد قابل، اعتراض كرده ‏و يادآور شده است كه "پيش از اين با رايزني‌هاي صورت گرفته با مقامات و مسئولان امر متوقف گشته بود."‏

‏ در اين بيانيه ضمن اشاره به سوابق هادي قابل، ‌به نقش و حضور وي در ستاد انتخاباتي سيد محمد خاتمي در انتخابات ‏‏76 نيز اشاره شده و آمده است: "اين روحاني بزرگوار از نخستين همراهان جريان اصلاحات و مسئول ستاد انتخاباتي ‏آقاي خاتمي در دوم خرداد 76 در استان قم بوده و تلاش هاي ايشان موجب ‌آن شد كه علي‌رغم نظر نهادها و ارگان‌هاي ‏دولتي در آن زمان آقاي خاتمي بيشترين رأي را در شهر قم كسب نمايد و شايد همين مسأله آغاز كينه‌جويي و تخاصم با ‏اين روحاني بزرگوار در ميان مسئولان امنيتي و اطلاعاتي وقت شهرستان قم شد كه اگر چه پس از آن به اتهامات ‏واهي، همان نيروها با همكاري دادگاه روحانيت ايشان را به حبس كشاندند و نزديك به يكسال ايشان در زندان بود اما ‏اقدامات اخير و حكم صادره بر مبناي پرونده‌سازي كه در دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي قم عليه ايشان صورت گرفته ‏است نشانگر آن است كه تخاصم و كينه‌جويي اين نوع افراد با امثال جناب آقاي قابل پايان ندارد و هيچ حد و مرز و ‏مبناي قانوني را نيز محترم نمي‌دارد."‏

در اين بيانيه همچنين با اشاره به كيفرخواست آمده است: "مرور كيفرخواست صادره اخير عليه آقاي قابل كه مبناي ‏صدور آن سخنراني هاي علني، اعتقادات و ديدگاه‌هاي سياسي وفقهي و ديني ايشان از سال 76 تا كنون بوده است گوياي ‏آن است كه در يك پروژه پرونده‌سازي آشكار اين مجموعه گردآوري شده و از لابه لاي صدها صفحه متون ‏سخنراني‌ها، مقالات و مصاحبه‌هاي ايشان جملاتي مقطع را دست‌چين كرده‌اند و با استناداتي بي‌ارتباط و غيرحقوقي و ‏غيرقانوني، از جمله اتكا به اقارير ساير متهماني كه خود در روند دادرسي پيشين تبرئه شده‌اند، عليه ايشان حكم ‏ناعادلانه، غيرقانوني و متكي بر سلايق و جهت‌گيري‌هاي سياسي صرف صادر شده است كه در نوع خود بي‌سابقه ‏است. 40 ماه زندان، خلع لباس روحانيت و جزاي نقدي آن هم براي اتهاماتي كه هيچ محمل قانوني ندارد، چنان خارج ‏موازين عرف و قانون است كه همه منصفان آگاهان به روند اين پرونده از گرايش‌هاي مختلف سياسي بر غيرقانوني و ‏ناعادلانه بودن آن صحه مي‌گذارند."‏

چهل ماه حبس، خلع لباس

صبح روز چهارشنبه 21 شهريور 1386 ماموران به بهانه طرح سؤال ‏شرعي به منزل حجت‌الاسلام هادي قابل ‏مراجعت كردند. پس از حضور وي درمقابل در منزل، ماموران وارد خانه ‏شدند و به دنبال تفتيش خانه، وسائل شخصي ‏او از جمله اوراق ‏و نوشتجات و كامپيوتر را ضبط و خود او را دستگير وزنداني کردند. سه روز بعد جبهه مشاركت ‏اين اقدام را در بيانيه اي محكوم كرد، اما بازداشت وي دوماه به طول كشيد. ‏

عليرغم نص صريح قانون كه تاكيد دارد "جرايم سياسي بايد با حضور هيات منصفه و علني بررسي شود" ‌هادي قابل ‏در طول دو ماه بازداشت چند بار در دادگاه ويژه روحانيت حاضر و بدون داشتن وكيل مدافع، در نهايت به چهل ماه ‏زندان و خلع لباس محكوم شد.‏

جزييات اين راي که توسط شعبه‌ي دوم دادگاه ويژه روحانيت قم صادر شد چنين بود: هادي قابل به اتهام اقدام عليه ‏امنيت ملي به يك سال حبس تعزيري، به اتهام تبليغ عليه نظام به 10 ماه حبس، به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش ‏اذهان عمومي به 15 ماه حبس، به اتهام توهين به مقامات به پرداخت 500 هزار تومان جزاي نقدي بدل از حبس، به ‏اتهام توهين به رياست قوه قضاييه، دادستان عمومي و انقلاب تهران و ساير قضات به يكصد روز حبس تعزيري و به ‏اتهام هتك حيثيت روحانيت به خلع لباس محكوم شد.‏

پس از صدور اين حكم قابل و وكيل او به حكم صادره اعتراض كردند اما شعبه‌ي دوم دادگاه تجديدنظر ويژه روحانيت ‏مركز واقع در تهران اين حكم را عينا تاييد كرد.‏

از تعويق تا اجراي حكم

با قطعي شدن حكم قابل در دادگاه تجديد نظر، اجراي احكام دادگاه قم وي را براي اجراي حكم زندان در 21 بهمن ماه ‏گذشته احضار كرد. پس از اين بود كه جبهه مشاركت "نشست خداحافظي فعالان سياسي- فرهنگي با قابل" را برگزار ‏كرد كه درآن بسياري از چهره هاي سياسي از جمله ابراهيم يزدي، فريبرز رييس دانا، عيسي سحرخيز، ‌فريده غيرت، ‏محسن كديور، الهه كولايي و مصطفي معين سخنراني و اجراي اين حكم را "محكوم" كردند. ‏

روز بعد درحالي كه قابل خود را براي اعزام به زندان آماده مي كرد، ‌ساعت نه صبح با وي تماس گرفته شد و گفتند به ‏زندان مراجعه نكند. "هادي قابل" در اين مورد گفت: "طبق برنامه قرار بود ساعت 11 صبح جهت معرفي خود به ‏زندان مراجعه كنم كه ساعت 9 و نيم صبح با من تماس گرفته شد كه براي شما احضاريه‌اي - منظور ابلاغيه است - ‏فرستاده‌ايم آيا به دست شما رسيده است يا خير كه پاسخ دادم چيزي به دستم نرسيده است. شخص تلفن كننده اعلام كرد ‏كه احضاريه - ابلاغيه - شما مربوط به عدم مراجعه به زندان است و شما تشريف نياوريد."‏

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت افزود: "با همه اينها اينجانب به تماس تلفني اعتماد نكرده و به زندان مراجعه ‏كردم اما در همانجا نيز به من اعلام شد كه شما به زندان نخواهيد رفت.دليل اين مسئله را آنجا سئوال كردم كه هيچ پاسخ ‏قانع كننده اي به اينجانب جهت جلوگيري از انجام حكم ارائه نشد و تنها به اين بسنده شد كه اگر لازم شد شما را مطلع ‏مي‌كنيم."‏

در اينجا بود که برخي ها از "تاثير رايزني‌هاي انجام شده" سخن گفتند؛ اما امروز با اجراي حكم زندان قابل مشخص شد ‏‏"اجراي حكم" تا بعد از انتخابات به تعويق افتاده بود.

 رسا قاضي نژاد

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

تبرئه دوباره موسويان از اتهام جاسوسي

 

برغم اعلام نارضايتي آشکار محمود احمدي نژاد، حسين موسويان، مذاکره کننده ارشد هسته اي و معاون مرکز ‏تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت روز گذشته بار ديگر از سوي دادگاه شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران ‏از اتهام جاسوسي تبرئه شد.‏‏
اين حکم به دنبال برگزاري يک جلسه محاکمه در تعطيلات نوروزي براي عضو سابق تيم مذاکره کننده هسته اي ‏جمهوري اسلامي صادر شد.‏

روز گذشته ابتدا خبرگزاري فارس در خبري به نقل از "يک منبع آگاه" خبر تبرئه حسين موسويان از اتهام ‏جاسوسي و محکوميت وي به استناد ماده 505 مجازات اسلامي را منتشر کرد. ساعتي بعد هوشنگ پوربابايي، ‏وکيل موسويان به خبرگزاري ايسنا گفت: "اخبار منتشره‎ ‎درباره‌ حكم پنج سال انفصال از خدمات دولتي براي ‏موكل، كذب محض بوده و در مساله‌‏‎ ‎اصلي كه در يك سال اخير مورد جنجال بود يعني اتهام جاسوسي، براي ‏دومين بار موسويان‎ ‎توسط قاضي رسيدگي كننده در دادسرا بي‌گناه شناخته شد و در تاريخ 25 اسفند 86 قرار‏‎ ‎منع ‏تعقيب وي در مورد اين اتهام بر اساس ماده 501 قانون مجازات اسلامي صادر و به‏‎ ‎تاييد دادستان رسيد".‏

پور بابايي درباره برگزاري دادگاه موسويان در 10 فروردين نيز گفت: "برگه‌ احضاريه‌ دادگاه در‏‎ ‎پايان وقت ‏اداري آخرين روز كاري سال 86 به تاريخ 28 اسفند به موكل ابلاغ شد كه‏‎ ‎جلسه‌ دادگاه در ايام نوروز يعني براي ‏تاريخ 10 فروردين 87 پيش‌بيني شده بود".‏

به گفته وي، با‎ ‎توجه به اينکه تا تاريخ مذكور، دو روز كاري بيشتر وجود نداشت و يكي از وكلاي‎ ‎پرونده نيز در ‏سفر بود و امكان مطالعه‌ي چند هزار صفحه پرونده براي دفاعيه وجود‏‎ ‎نداشت، وكلا در تاريخ 7 فروردين از ‏قاضي پرونده تقاضاي تعويق در برگزاري جلسه‌‏‎ ‎دادگاه را كردند که مورد موافقت قاضي قرار نگرفت.‏

هوشنگ پور بابايي همچنين گفت که قاضي پرونده اجازه‌ي مطالعه‌ پرونده به موسويان را نداده و دو نفر از وكلاي ‏وي در دو روز نيمه تعطيل ايام نوروز توانستند‎ ‎حداكثر 10 درصد پرونده را مطالعه كنند.‏

وي در عين حال گفت که قاضي شعبه 15 دادگاه انقلاب راي خود را بر اساس ماده 505‏‎ ‎قانون مجازات اسلامي ‏صادر كرده است.بنابر ماده 505 قانون مجازات اسلامي "هركس با هدف برهم زدن امنيت كشور به هروسيله ‏اطلاعات طبقه بندي شده را با پوشش مسئولين نظام يا مامورين دولت يابه نحو ديگر جمع آوري كند چنانچه ‏بخواهد آن را در اختيار ديگران قرار دهد و موفق به انجام آن شود به حبس از دو تا ده سال و در غير اينصورت ‏به حبس از يك تا پنج سال محكوم مي شود".‏

به گفته وکيل مدافع حسين موسويان، "استناد قاضي به اين ماده و محکوميت 2 سال حبس تعليقي براي موسويان ‏بدين معناست كه بنابر نظر دادگاه موسويان قصد جمع‌آوري اسناد‎ ‎جهت ارايه به ديگران را داشته اما در عمل، ‏اسنادي به ديگران ارايه نكرده است".‏

‎تبرئه از اتهام جاسوسي‎

حسين موسويان 11 ارديبهشت 86 توسط وزارت اطلاعات‎ ‎بازداشت و به بند 209 زندان اوين منتقل شد.بازداشت ‏وي که تحليلگران آن را اقدام علني احمدي نژاد بر عليه حسن روحاني دبير سابق شوراي عالي امنين ملي و ‏هاشمي رفسنجاني دانسته اند، بازتاب هاي بين المللي گسترده اي داشت.وي که در زمان بازداشت معاون امور بين ‏الملل مرکز تحقيقات مجمع تشخيص مصلحت نظام بود ده روز بعد با تعيين وثيقه آزاد شد.‏

اتهام اين مذاکره کننده سابق هسته اي جمهوري اسلامي ابتدا مسائل امنيتي يا مالي عنوان شد اما محسني اژه‌اي ‏وزير اطلاعات در تير ماه 86 و در حالي که قوه قضائيه در حال بررسي اين پرونده بود، اعلام کرد: "از نظر ‏وزارت‎ ‎اطلاعات، اتهامات متوجه موسويان است و جرم وي براي ما محرز است".‏

پس از آن محمود احمدي نژاد رسما وارد ميدان شد و ادعا کرد: "بعد از اينکه يک نفر را به‎ ‎دليل‎ ‎جاسوسي ‏دستگير کرديم، از ‏آن زمان قاضي را آن چنان تحت فشار سنگين‎ ‎گذاشته‌اند تا‎ ‎جاسوس را تبرئه کند. اما همين جا ‏اعلام مي‌کنم که ملت ‏ايران اجازه‎ ‎نخواهد داد اين‎ ‎گونه افراد و گروه‌ها با نفوذ سياسي و اقتصادي خود محرمان را ‏از‎ ‎دست عدالت نجات‏‎ ‎دهد".‏

‎مرتضوي هم نتوانست‏‎

سه شنبه 6 آذر 86 عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه درست يک روز پس از آنکه‎ ‎بسيجيان دانشجو با ‏‏برگزاري نشستي تحت عنوان "جاسوسي هسته اي" به حمايت از جناح‎ ‎احمدي نژاد وارد معرکه شدند و از ‏مسئولين ‏قضايي خواستند که در اين زمينه "گوش‎ ‎به فرمان دولت باشد" با اشاره به اينکه آخرين دفاع از موسويان ‏‏اخذ شده، اتهامات اوليه موسويان را "جاسوسي"، "نگهداري اسناد‎ ‎محرمانه" و "تبليغ‎ ‎عليه نظام" عنوان کرد اما ‏گفت: "وي در دو اتهام "جاسوسي‎" ‎و‏‎ ‎‏"نگهداري اسناد محرمانه" بي گناه شناخته شده و ‏در مورد اتهام "تبليغ عليه‎ ‎نظام" بي گناهي وي تا اين مرحله در دادسرا رد نشده و نتيجه نهايي اعلام خواهد‏‎ ‎شد".‏

اعلام خبر تبرئه موسويان از سوي سخنگوي قوه قضائيه واکنش دولت و رسانه هاي وابسته به آن را به دنبال ‏داشت.پس از آن سعيد مرتضوي دادستان تهران ضمن مخالفت با قرار منع تعقيب و تبرئه موسويان در اتهام ‏جاسوسي از سوي بازپرس پرونده موافت نکرد و خود راسا پرونده را در اختيار قرار گرفت.‏

سخنگوي دولت نيز چند روز بعد خواستار برگزاري دادگاه علني در اين مورد شد، خواسته اي که به گفته هوشنگ ‏پوربابايي خواسته موکلش يعني حسين موسويان نيز بود که با مخالفت قاضي رد شد.در نهايت دادگاه در ميانه ‏تعطيلات نوروزي به شکل غير علني برگزار شد تا با صدور دوسال حکم زندان تعليقي، 5 سال محروميت از ‏مشاغل ديپلماتيک، و تبرئه از اتهام جاسوسي، نتيجه جدال تندرو ها و ميانه روهايي که هر دو دستي در حاکميت ‏دارند به تساوي ختم شود.‏

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

خبر تغییر وزیران درست بود

با وجود آنكه الهام، سخنگوي دولت احمدي نژاد، در اولين مصاحبه مطبوعاتي خود در سال جديد، خبر استعفاي ‏وزير اقتصاد را كه توسط رسانه‌هاي محافظه‌كار منتشر شده بود، تكذيب كرد و آن را سنارويي عليه دولت و ‏‏"دروغ سيزده" ناميد، رسانه‌هاي نزديك به دولت و حتي مسئولان دولتي نزديك به احمدي نژاد در روزهاي گذشته ‏همچنان به تكرار اين "شايعه تكذيب شده" مي‌پرداختند.‏

اما در آخرين تحول در اين خصوص، مجتبي هاشمي ثمره مشاور ارشد احمدي نژاد، شب گذشته در حاشيه جشن ‏فناوري هسته‌اي، به صراحت وقوع تغييرات كابينه را تأييد كرد و انجام و اعلام آن را به "سه چهار روز آينده" ‏موكول كرد؛ بدون اينكه به سوال خبرنگاران درباره سياسي يا اقتصادي بودن تغييرات كابينه، پاسخ دهد. ‏

در همين حال، ساعتي پيش از مصاحبه هاشمي ثمره، در وبلاگ شخصي منتسب به محمود احمدي نژاد نيز كه ‏مدت‌ها بود مطلب جديدي در آن منتشر نشده بود، مطلبي با عنوان "نوآوري: موانع و راهكارها" منتشر شد كه در ‏آن به "تغييرات كابينه" اشاره شده و اين موضوع، مصداق نوآوري ذكر شده و آمده بود: "تغييراتي كه در هيئت ‏دولت صورت مي گيرد در راستاي نوآوري است. ما يك گروه منسجم هستيم كه به اقتضاي ‏موقعيت وشرايط، ‏انعطاف و تغييرات لازم را در خود به وجود مي آوريم و هيچ يك به مسئوليتهاي خود به ‏عنوان يك امتياز يا سر ‏قفلي نگاه نمي كنيم.‏"‏

ثمره هاشمي نيز ديشب وقتي از پاسخ صريح به پرسش‌هاي مكرر خبرنگاران درباره تغييرات كابينه طفره رفت، با ‏اين پرسش يكي از آنان مواجه شد كه چرا وقتي خود احمدي نژاد هم در وبلاگش تغييرات را تاييد مي‌كند، شما ‏حاضر نيستيد در اين باره صحبت كنيد؟ وي به اين خبرنگار پاسخ داد: "وقتي رييس جمهوري چنين نوشته است، ‏من ديگر پاسخي ندارم!"‏

تاييد صريح وقوع تغييرات كابينه در وبلاگ احمدي نژاد و نيز از زبان مشاورش، نقطه اوج اخبار و گزارش‌هايي ‏است كه پس از تكذيب رسمي اين موضوع از سوي سخنگوي دولت، اين تكذيب را به هيچ انگاشتند و به گمانه‌زني ‏و انتشار خبر و تحليل در اين باره ادامه دادند. اكنون جاي اين پرسش است؛ پرسشي كه احتمالا در اولين جلسه ‏بعدي الهام با خبرنگاران مطرح خواهد شد: آيا او هنوز هم اين موضوع را دروغ و ناشي از بيكاري نوروزي ‏رسانه‌ها، و هدف از انتشار آن را "تحت‌الشعاع قرار دادن برنامه‌هاي اقتصادي دولت" مي‌داند؟

‎ادامه انتشار اخبار تغييرات در رسانه‌ها‎

هرچند سخنگوي دولت احمدي نژاد كه به تازگي با تصويب يك قانون جديد از عضويت همزمان در دولت و ‏شوراي نگهبان نيز منع شده است، خبر تغيير در كابينه و استعفاي داود دانش‌جعفري را تكذيب كرد؛ اما رسانه‌ها ‏در روزهاي اخير همچنان به گمانه‌زني در خصوص تغييرات احتمالي در دولت پرداختند، و جالب اينجا بود كه باز ‏هم رسانه‌هاي نزديك به احمدي نژاد، پيشتاز بودند.‏

اولين واكنش نسبتا تند و البته عجيب و غيرمنتظره درباره سخنان تكذيبي الهام، از سوي سايت رجانيوز، ارگان ‏غير رسمي حاميان احمدي نژاد مطرح شد. اين سايت با وجود تكذيب خبر استعفاي دانش‌جعفري، از جلسه ‏چهارشنبه شب احمدي نژاد با وزير اقتصاد خبر داد و به علاوه، نام پورمحمدي وزير كشور را نيز به عنوان ديگر ‏وزير در آستانه جابجايي مطرح كرد كه: "تغيير احتمالي وزير كشور به پس از برگزاري دور دوم انتخابات مجلس ‏موكول شده اما پرونده تغيير وزير امور خارجه فعلاً بسته شده است." ‏

سايت‌هاي محافظه‌كار ديگري همچون تابناك، برنا (وابسته به سازمان ملي جوانان)، فردا و عصر ايران، و ‏جالب‌تر از اينها خبرگزاري فارس، نيز از مرحله انتشار خبر استعفا و تغيير و تاكيد بر قطعي شدن استعفاها عبور ‏كردند و به گمانه‌زني در خصوص جانشين‌هاي وزرايي همچون رحمتي، وزير راه و ترابري و دانش‌جعفري، ‏وزير امور اقتصادي و دارايي پرداختند.‏

جديدترين خبر را نيز خبرگزاري آفتاب به نقل از يك نماينده مجلس كه نامش را فاش نكرده، منتشر كرده است. وي ‏شش وزير كابينه احمدي نژاد را "در صف تغييرات" توصيف كرده و به نام وزراي اقتصاد، کشور، راه و ‏ترابري، امور خارجه، جهاد کشاورزي و فرهنگ و ارشاد اسلامي اشاره كرده است

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 


بحث سیاسی در اتاق بازجوئی


همراه با سیلی، لگد و فحش

 

برخی فعالان حقوق بشر در ایران که ناظر پیگیر رویدادهای دانشگاهی و دانشجوئی هستند، گزارشی را به نقل از دانشجویان زندانی و بویژه سه دانشجوی قربانی توطئه "توهین به مقدسات در نشریات دانشجوئی" منتشر کرده اند. توطئه ای که با هدف توقیف نشریات دانشجوئی و رفتن به سوی فلج جنبش دانشجوئی در انتخابات مجلس هشتم صورت گرفت. این سه دانشجو که تاکنون هم محکوم و هم تبرئه (!) شده اند، احسان منصوری ، مجید توکلی و احمد قصابان نام دارند و بقایای زندانی دانشجویانی هستند که دراین ارتباط دستگیر شده بودند.

این گزارش را که حاوی نکات جالبی پیرامون بحث ها در اتاق های بازجوئی است .....

« پرونده نشریات دانشجویی با بازداشت شماری از فعالان دانشجویی دانشگاه امیرکبیر و انجمن اسلامی پلی تکنیک و به بهانه انتشار مطالبی در چهار نشریه دانشجوئی شروع شد . ولی انتشار آن چهار نشریه جز یک حاشیه جزئی در طول بازجویی ها مطرح نبود و سئوالات بازجوها و حساسیت های دستگاه اطلاعاتی به مباحثی دیگر به ویژه فعالیت ها و روابط بازداشت شدگان متمرکز بود؛ که اکثراً از اعضای اصلی و فعال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر بودند. آنچه که از رفتارها، گفتگوها و سئوالات مسئولان و ضابطان اطلاعاتی و امنیتی استنباط میگردید، دال بر پروژه ای هدفمند از سوی عده ای خاص جهت سرکوب فضای دانشگاه داشت. پروژه ای که در خلال آن نشریات پرتعداد و پرمحتوای پلی تکنیک همگی توقیف شدند و انگشت اتهام به سمت انجمن اسلامی نشانه رفت تا آخرین تلاشها جهت نابودی این تشکل پرسابقه صورت گیرد. در این میان ما نیز که در دسترس بازجوها بودیم میبایست به نظاره هزار بی اخلاقی و ددمنشی مینشستیم و شاید اگر تدبیر ما نبود شرایط بسیار بدی رقم میخورد . وقتی ما میدیدیم که وزارت اطلاعات به هیچیک حاضر نیست از اهداف پروژه خود کوتاه بیاید ترجیح دادیم قسمتی از سناریوی وزارت را به شکل هنرمندانه ای بپذیریم و با پذیرش اتهام توسط خودمان و عدم اجازه به کشیده شدن آن به سطح تحکیم و احزاب و گروه های دیگر به محض قرار گرفتن در مقابل محاکم قضائی با استناد به مواد سراسر کذب پرونده به تکذیب اعترافات کذب تحت فشار و شکنجه دوران بازجویی بپردازیم که همین امر را نیز در طول دوران بازداشت در مراحل بازپرسی، دادگاه انقلاب و دادگاه عمومی و دادگاه تجدید نظر به انجام رساندیم و مهمترین علت اینکار نیز هماهنگونه که گفته شد این بود که میترسیدیم در صورتی که بازجوها نتوانند از ما نتیجه ای بگیرند شاید به سراغ داشنجویان دیگری بروند و همین مسیر ادامه یابد تا پروژه آنها تحقق یابد پس سعی کردیم با اطلاعاتی که از پرونده بدست آورده ایم و اعترافات و مدارک موجود در نزد بازجوها سوار بر پروژه آنها شویم .

 در طول بازجویی ها بارها پیش می آمد که اعتراض و سئوالاتی را مطرح میکردیم و به دنبال پاسخ میگشتیم که از صحبتهای بازجوها این نتیجه حاصل میشد که اهداف مورد نظر آنها با بازداشت افرادی خاص (پنج ، شش نفر) انتساب برخی اتهامات به انجمن اسلامی پلی تکنیک ، دخیل دانستن نقش تحکیم و برخی احزاب ، تائید ارتباط ویژه با گروههای خارج از ایران و ... تامین میگردید که تلاشها جهت اخذ اعترافات در این راستا صورت میگرفت که در این زمینه با توجه به وضعیت خاص پیش آمده و تدبیر بازداشت شدگان در انحراف از اهداف دستگاه اطلاعاتی و ترسیم یک سناریوی دانشجویی ، حاضران پشت پرده پروژه نتیجه زیادی کسب نکردند . یک بحث اساسی پیرامون شروع بازداشتها با چهار مدیر مسئول نشریات بود . در حالی که بازجوها مدعی بودند هر کسی را بخواهند بازداشت میکنند ولی از صحبتها و رفتارهای بازجوها به نظر میرسید که از نظر آنها بازداشت مدیران مسئول دلیل داشت و از نظر قانونی مقدور بود و اساساً آنها ترجیح میدادند پروژه بازداشتها از مسیر فعالان نشریات نیز عبور کند و شاید حساسیت کمتری نیز در مورد بازداشت ایشان وجود داشت و پس از آن با توجه به اعترافات احتمالی مدیران مسئول، اعضای فعال و اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی بازداشت میشدند و سپس پروژه کاملی برای سرکوب جنبش دانشجویی و گروهها و نهادهای مدنی و احزاب و گروههای منتقد دیگر پیگیری میگردید ولی آنچه به نظر میرسید ترجیح بر بازداشتهای مدیران مسئول عضو انجمن و مدیران مسئول میانه رو تر و مدیران مسئول مستقل در کنار هم بود تا در ظاهر بحث سرکوب انجمن در میان نباشد و هم پیامی برای تمامی مدیران مسئول نشریات باشد که در مورد فعالیت نشریاتی خود دقت بیشتری به خرج دهند قرار بود پس از اخذ اعترافات از مدیران مسئول پیرامون برخی مسائل زمینه بازداشتهای بعدی فراهم گردد که در این زمینه با عدم موفقیت سناریوی دستگاه اطلاعاتی در برابر استقامت و هوشیاری بازداشت شدگان نهایتاً تغییراتی در اهداف پروژه صورت گرفت که شاید اگر دقت بیشتری در اعترافات صورت

میگرفت نتایج بهتری هم صورت میپذیرفت که با توجه به نیات اصلی پروژه بی تردید این وضعیت نمیتواند شکست برای جنبش دانشجویی و فعالان پلی تکنیک محسوب گردد.

مورد سوم

نگاه بازجوها در مورد فعالیتهای سیاسی مجموعه بسیار خاص بود . تصور ایشان بر ترس جنبش دانشجویی در ارتباط با گروههای سیاسی مختلف ، ایشان را به تهدید ما به کشف ارتباطات وا میداشت در حالی که ما دلیلی برای انکار دیدارهای صورت گرفته و روابط موجود نمیدیدیم درمورد گروههای اپوزیسیون خارج از کشور لحن تهدید آمیز و عبارات کلی به کار میرفت . اگر چه به واسطه دانشجو بودن و پلی تکنیکی بودن ما، اسم افشاری بیشتر ذکر میشد . ولی گاهاً در کشف ارتباط با سازمان مجاهدین خلق تا دستگاههای اطلاعاتی غربی تلاشهای وِیژه ای از سوی بازجوها صورت میگرفت که برای ما بسیار احمقانه به نظر میرسید که چقدر بازجوها از فضای واقعی فاصله دارند . در مورد ارتباطات و رفت و آمدهای داخل نیز حساسیت ویژه معطوف به سه حزب مشارکت ، سازمان مجاهدین انقلاب و کارگزاران بود و به کرات اسم عطریانفر و تاج زاده در صحبتهای بازجوها به گوش میرسید (از نبوی ، آرمین ، خاتمی، رمضانزاده ، یزدی و مرعشی هم صحبت به میان می آمد) البته از عباس عبدی در موارد خاصی سخن به میان می آمد و نوعی نگاه ویژه به سعید حجاریان کلام پرتردیدی را از بازجوها موجب میگردید که نشان میداد فعالیتها و ارتباط او با دانشجویان مورد کنجکاوی بازجوها بوده است و شاید هم سعی در محک و نگاه دانشجویان به طیف منتقدتر اپوزیسیون داخل بود .

بازجوها در یک فضای بسیار تخیلی از ما میخواستند که نوعی نقش برای احزاب در تنشهای دانشگاه قائل شویم و حتی اموری را به ایشان منتسب نماییم که پس از پی بردن به غیر واقعی بودن این خواسته خود از آن دست برداشتند .

نوعی توهم توطئه در سراسر بازجویی ها وجود داشت و بازجوها نسبت به کلیه فعالیت های ما نوعی ترس داشتند. ثمره این توهمات نیزبرخوردهای غیر عقلانی و سئوالات بی ارتباط از ما بود . نوعی شکایت و دلخوری خاص نسبت به شعار آزادی و دموکراسی، دلخوری از روشن کردن شمع ، استفاده از بازو بندهای نمادین، استفاده از پوسترها و پلاکاردهای فراوان در برنامه ها، نامگذاری برنامه وشعارهای منظم مورد خشم و کنجکاوی بازجوها بود . (به ویژه در مورد چند برنامه خارج از دانشگاه) مایل بودند دلیل نامگذاریها و تعیین کننده نامهای برنامه ها را بدانند «دانشگاه آزاد ، منتقد دولت» ، «آزادی باید زنده بماند» ، «دانشگاه در حصار میله ها» ، نام های برنامه های سال 85 و 86 انجمن بود.( قبل از بازداشت ما ) که بازجوها بیشتر ما که بازجوها خواستار تعطیل شدن این برنامه ها بودند . اتاق بازجویی فضای منطق و عقلانیت نبود و پاسخ هر استدلال مشت و لگد و فحاشی و ناسزا بود . در هر جای بازجویی ها وقتی که صحبت به سمت و سوی فعالیت های انجمن میرفت به اموری اشاره میشد که ما مدعی بودیم انجام نداده ایم. عباراتی از طرف بازجوها شنیده میشد که «شما در این چند سال هر چه خواسته اید در تریبونها و برنامه هایتان گفته اید، هیچ حدی قائل نبوده اید، کاری نکرده نداشته اید، سخنی نگفته نداشته اید و...» و این نشان میداد که چقدر از تجمعات دانشجویان، از دور هم جمع شدن و صحبت کردن دانشجویان ترس داشتند . ولی در این میان اصلاً به این موضوع توجه نداشتند که اگر دوهزار دانشجو یکصدا شعاری را سر میدهند حتماً ایرادی وجود دارد حتماً کمبودها و ضعفهایی وجود دارد و این اعترافات را میتوان به فال نیک گرفت و در حل مسئله کوشید نه سرکوب دانشجو . علیرغم صحبت های ما در این باره بازجوها فقط به فکر گوشمالی و انتقام از ما بودند. در خلال صحبت ها همیشه انجمن اسلامی را مقصر قلمداد میکردند و ثمره این فضای سراسر اعتراض دانشگاهها را فعالیت های انجمن میدانستند که اینک ما به نمایندگی از انجمن مستحق هر تنبیه بودیم و اساساً برخوردها از سر کینه صورت میپذیرفت. در حالی که ما مدعی بودیم فضای فعلی و نابسامانی های دانشگاه محصول عملکرد غلط و بی عدالتی ها و خرد ستیزی های مدیریت و حاکمیت است، متاسفانه از آنجایی که اتاق بازجویی محل استدلال و حجت نبود ثمره طرح این موضوعات جز شکنجه های خارج از تصور از سوی بازجوها نبود .

در مورد شعارهای برنامه های چند سال اخیر حساسیت ویژه ای داشتند در مورد تک تک  شعارها و علت بیان آنها و همچنین طراحان و مجریان آن از ما سئوال می کردند، اگر چه در مورد شعارهایی چون «وزیر بی لیاقت (بی کفایت) استعفا ، استعفا» یا «محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد» یا  «فلسطین را رها کن فکری به حال ما کن» بحثی در کار نبود (گویا خود آنها نیز این شعارها را قبول داشتند) ولی با برخی شعارها اساساً مشکل داشتند و بحثهای مفصلی در آن موارد صورت میگرفت از جمله شعارهای «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» ، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» بحث اساسی این بود که به شما ربطی ندارد که زندانیان سیاسی آزاد گردند و ما هم در جواب مدعی بودیم شعار اصلی ما آزادی دانشجویان بوده است و در بدو امر مطالبات سیاسی کمتر مورد نظر بوده است ولی وقتی شما (دستگاه های غیردانشگاهی) وارد دانشگاه میشوید، وقتی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی وارد دانشگاه میشوند، وقتی پلیس و نهادهای پادگانی با دانشجویان برخورد میکنند، آنگاه دیگر ماندن در سطح مطالبات دانشجویی ممکن نمی شود. وقتی دانشجو توسط وزارت اطلاعات بازداشت میشود، او یک زندانی سیاسی شده است و این محصول عملکرد غلط دستگاههای اطلاعاتی است. چرا مسائل دانشگاه را باید نهادهایی از بیرون دانشگاه حل کنند. در مورد شعارهای « بسیجی برو گمشو» یا «نظامی برو گمشو» بسیار تعصبی برخورد میشد و با ما رفتارهای غیرانسانی هم صورت می گرفت. ولی بیان این شعارها ربطی به شخص ما نداشت و نظامی ستیزی در فضای دانشگاه آنقدر بدیهی است که احتیاجی به توضیح نداشت. در ضمن تنها دلیل وجود حمایت از تشکل های شبه نظامی و رفتارهای پلیسی و پادگانی در دانشگاه نظامی خوئی و عقلانیت گریزی عده ای خاص بود. البته آنجایی که بحث این شعارها و استفاده از آن در مورد احمدی نژاد مطرح بود عصبانیت و تعصب بازجوها بیشتر هم میشد که منجر به شکنجه ما می گردید . با بحث شعارهایی چون «پلیس به این بی غیرتی هرگز ندیده ملتی» ، «مردم چرا نشستید اینجا شده فلسطین» کشیده میشد که هم تداعی شعارهای انقلاب 57 بود (ارتش به این بی غیرتی ...) و هم اینکه مخاطب آن عمدتاً فضای بیرون دانشگاه و تجمعات خاص بود که در آن حمایت مردم نیز در قالب شعارهایی چون «ای مردم آزاده حمایت حمایت» خواسته میشد که از این بابت بازجوها نگرانی ویژه ای داشتند ولی واقعیت این بود که هیچیک از این شعارها ربطی به ما نداشت . اما مهمترین شعار و حساس ترین آنها که از سوالهای اساسی دوران بازجویی های ما نیز بود، شعار «مرگ بر دیکتاتور» بود که این دیدگاه با شعار «حکومت زور نمی خواهیم، دولت مزدور نمی خواهیم» همراه میشد و در مورد هدف شعار سئوال میشد. از یک سو این شعار در اکثر برنامه های ما استفاده شده بود و اساساً ربطی به شخص ما هم نداشت و از سوی دیگر پاسخگویی به این شعار در اتاق بازجویی کار بسیار سختی بود . بازجوها با اشاره به تیتر یکی از نشریات ما که «در روزی که پینوشه مرد، پلی تکنیک یکصدا فریاد زد مرگ بر دیکتاتور» خواهان پاسخگویی ما در مورد شعارها بودند. یا با اشاره به سال 78 و شعارهایی که به صورت علنی نام شخص اول مملکت در آن آورده میشد شاید به ما یادآوری می کردند که حق شما هماهنگونه برخوردها میباشد ما نیز در تائید شعارها و سخنهای خود ، رفتارها و عملکردهای بخشهای مختلف حاکمیت را گوشزد میکردیم ، تعطیلی نشریات ، اخراج اساتید ، تعلیق های تحصیلی ، بازداشتهای دانشجویان ، شکنجه های موجود ، برخورد پلیسی با دانشجویان ، ممانعت از بیان نظرات و... همگی مصادیق ظلم و موید شعارهای ما بود که ما مدام آنها را بیان میکردیم و میگفتیم با تعطیلی این موارد و جلوگیری از هرگونه ظلم و بیعدالتی مسلماً این شعارها و تجمعات به پایان خواهد رسید و گرنه برخوردها در جهت تائید راه و سخن ما خواهد بود . متاسفانه در حالی که ما مایل بودیم این مسائل حل شود و راه حل هایی ارائه گردد ، بازجوها فقط به دنبال پاک کردن صورت مسئله و قطع شدن این روند بودند .

از همان ابتدای بازجویی ها ، بازجوها در جایگاه مدافع بسیج، نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه و مدیریت قرار گرفت و به  تصویه حساب های تمامی اختلافات چند سال اخیر ما در دانشگاه پرداختند . همیشه به ما گفته میشد که فکر کردید اینجا هم دانشگاه است و می توانید چند تا دانشجو را دور خودتان جمع کنید و هر کاری می خواهید بکنید ، الان چه کاری می توانید بکنید ، حالا صحبت کنید ، حالا تریبون بگیرید ، حالا اگر می توانید مطالباتتان را منتشر کنید ، حالا بگوئید بسیجی ها بروند ، حالا تابلو نهاد را پائین بیاورید ، حالا دفتر مدیریت را قروق کنید و ... و این نشان از این داشت وقتی مدیریت و بسیج و نهاد و وابستگانشان در دانشگاه نتوانسته بودند در برابر خواست دانشجویان پیشرفتی در کنترل فضای دانشگاه داشته باشند اینک این پروژه براه افتاده است .

ما هر چه تلاش می کردیم با بیان حقایق دانشگاه دلایل بروز این مسائل را عنوان کنیم و در حل مسئله مفید واقع شویم به دلیل اینکه بر حقیقت این مسئله که ضعف و ناتوانی مدیریت در اداره دانشگاه ، رفتارهای غیر عقلانی و غیر آکادمیک مدیریت و نهاد رهبری و فقر و دانایی و توانایی گروه های وابسته و بسیج در دانشگاه تاکید می کردیم و اشاره می کردیم که نمی توان با سرکوب انجمن و دانشجویان راه درمان مشکلات را یافت . ولی متاسفانه بازجو ها در دفاع و توجیه عملکرد های غلط این مجموعه ها به انتقام از دانشجویان و برخورد با ما می پرداختند و گاه در جایگاه عضو دگمی از این مجموعه ها فقط به حفظ مجموعه اشان می اندیشیدند .

مهمترین هدف بازجو ها از بازداشت های صورت گرفته در پلی تکنیک ، تعطیلی انجمن اسلامی پلی تکنیک بود . بر همین مبنا در طول بازجویی ها تلاش ویژه ای صورت می پذیرفت تا از بازداشت شدگان علیه سایر دانشجویان ( چه بازداشت شدگان و چه سایر دانشجویان ) اعترافاتی اخذ گردد و با یافتن اختلافات میان آنها از آن مطالب استفاده کنند . نکته دیگر که شاید مهم باشد ادعای بازجو ها مبنی بر این بود که «ما دائماً پیام هایی را برای شما پلی تکنیکی ها مخابره می کردیم. شما مسیری را می رفتید که ما می دانستیم به این نقطه خواهد رسید. شما ما را مجبور کردید که به این شکل با شما برخورد کنیم » .

قبل از اینکه پروژه بازداشت ها شروع شود ما مطلع شده بودیم که از نگهبان های خوابگاه ها خواسته شده زمان رفت و آمد و میهمانان و افراد شاخص عضو انجمن کنترل گردد . در ضمن نگهبانان در درب های دانشگاه و دانشکده ها زمان ورود برخی از دانشجویان خواص را به دانشگاه سریعا به حراست اطلاع می دادند . بخشی دیگری از مدارک مورد استناد مربوط میشد به متون اس ام اس های بین اعضای انجمن ، شرح مکالمات و دفعات تماس بین فعالان دانشجویی دانشگاه ، برخی از مطالب ارسال شده بازداشت شدگان از طریق ایمیل ، زمان های خاموش و روشن شدن گوشی های برخی افراد و ... که بریده هایی از مطالب و پیام های کوتاه و ایمیل های ما که دو پهلو بود ( به دلیل کوتاه بودن و اکتفا به چند کلمه ذهنی افراد ) دائما در طول بازجویی ها مورد استناد بازجوها بود آنها سعی در برداشت های شخصی از آن مطالب داشتند .

ادبیات حاکم بر بازجویی ها و لحن کلام بازجو ها سراسر فحاشی و ناسزاگویی بود ، شاید چون از همان ابتدای بازداشت با پاسخ های ما در دفاع از تمامی رفتارها و فعالیت ها و نوشته های ما روبرو شدند، روال بازجویی ها برخورد های تند و تصفیه حساب و انتقام گیری شده بود و در این بین شاید تصور توهین های شخصی و ناسزاگویی و فحاشی با شدت بود ولی متاسفانه بازجو ها که هیچ حد و مرز اخلاقی و رفتاری برای خود قائل نبودند ، در کنار همه شکنجه ها ، تحقیر ها و ناسزا ها ، به خانواده ها نیز فحاشی می کردند که ذکر این مورد به واسطه دلیل ایشان است که مدعی بودند که وقتی شما به پدر ما ( منظورشان رهبری بود) توهین می کنید ، فکر اینجا را نمی کردید، وقتی ما مصداق توهین را می خواستیم آنها به نوشته های چند سال اخیر و تریبون های ما اشاره می کرد که مشمول انتقادات و اعتراضات به شیوه حکومت داری در ایران و نقد نظریه ولایت فقیه در حوزه های معرفتی بر پایه دلیل و حجت و توسل به اسناد و شواهد تاریخی و روائی بود که هیچ یک مصداق توهین نبود .

حساسترین مسئله از طرف بازجوها بحث ولایت فقیه و گروه روشنفکری دینی بود . می خواستند در اتاق بازجویی قصه ولایت فقیه را حل کنند.

 سروش که تاثیر فراوانی بر دانشجویان یکی دو دهه گذشته داشته مدام مورد فحاشی قرار میگرفت و در کنار آن دکتر کدیور ، دکتر شبستری ، دکتر آغاجری و دکتر ملکیان نیز بی بهره نبودند. از نقدهای ما بر مصباح یزدی ، آیت الله کاشانی ، شیخ فضل الله نوری و آیت الله خمینی بسیار عصبانی بودند .

در طول دوران بازداشت بارها اتفاق افتاد که با معاون امنیتی دادستان تهران ( حسن حداد ) مواجه شدیم . وی که مرجع بازداشت کننده ما نیز بود متاسفانه زیاد مقید به قانون نبود. مهمترین صحبت های آقای حداد پیرامون شکنجه ها بود که وی حدی از فشار و شکنجه را عادی و لازم می دانست و میگفت " وقتی شما اعتراف نمی کنید، ما چه کار باید بکنیم؟" که در جواب ما می گفتیم وقتی کاری از طرف ما صورت نپذیرفته چرا باید اعتراف کنیم و او مدعی بود مدارکی دارد. عجیب بود که واقعا اگر مدرکی وجود دارد چرا هیچ وقت ارائه نشد و فقط سعی در کسب اعترافات کذب تحت فشار و شکنجه از ما شده بود . آقای حداد و بازپرس پرونده ( آقای موسوی ) و نماینده دادستان در دادگاه ( آقای سبحانی ) در طول دوران بازداشت تمام تلاش ها را معطوف به بازداشت های بیشتر و نگه داشتن دانشجویان در زندان کردند و در این مسیر توجه به تهیه مدارک و مستندات لازم قانونی نداشتند و نبود مدارک در دادگاه عمومی برای اولین بار طرح گردید از این به بعد با فشارهای ویژه پوشش داده شد و متاسفانه نگاه دادگاه از آن منحرف شده که تا امروز نیز ادامه دارد .

جلسه دادگاه انقلاب بشکل خاصی برگزار شد. قاضی بابایی از همان لحظات نخست به برخورد با ما در جایگاه دادستان و شاکی پرونده قرار گرفت. اجازه صحبت به ما داده نمیشد نماینده دادستان هر صحبتی را می خواست مطرح میکرد. در کمال تعجب نماینده وزارت اطلاعات در جلسه حضور داشت و گزارشات خلاف واقعی را در مورد ما و انجمن اسلامی پلی تکنیک مطرح می کرد . به وکیل ما ( محمد علی دادخواه ) اجازه صحبت داده نمیشد . وقتی وکیل از قاضی بابایی خواست که تا آن لحظه صحبتی با ما نداشته و چند دقیقه با ما صحبت کند یا اینکه یک اجازه ملاقات در زندان داده شود قاضی بابایی با لحن تندی بیان کرد که " شما چه صحبتی با هم دارید؟ شما ( وکیل ) یک ضد انقلاب هستید و اینها (دانشجویان) هم ضد انقلاب و حرف هایتان مشخص و مثل هم. دیگر چه صحبتی با هم دارید. لازم نیست با هم ملاقات و صحبت داشته باشید " در بیرون اتاق جلسه دادگاه یکی از مسئولان دفتر شعبه ششم با ما با لحن تندی به عنوان عده ای فریب خورده و وابسته به بیگانگان صحبت می کرد . حال عجیب نبود از آن دادگاه که نه دفاعی از ما می خواستند و نه طلب مدرکی شد آن رای صادر شود . سه سال حبس سقف حکم بود و قاضی بابایی طبق قانون بیشتر از آن نمی توانست رای صادر کند و اگر نیز میزان رای ما سه نفر متفاوت بود به نظر یک تاکتیک بود وگرنه قاضی همراستا با وزارت اطلاعات مایل به صدور سه سال حبس برای هر سه نفر ما بود .

از جمله مسائل بسیار جالبی که پس از دادگاه تجدید نظر اتفاق افتاده است از اظهارات مسئولان قضائی پیرامون عدم صدور رای دادگاه می باشد . دلیل عدم صدور رای از طرف ایشان عدم پاسخگویی به استعلامات از سوی وزارت اطلاعات اعلام شده است و این جای سوال است که آیا دستگاه قضائی برای صدور حکم به اجازه وزارت اطلاعات احتیاج دارد؟ و یا اینکه در مواردی ابهام احتیاج به توضیحات کارشناسان وزارت دارد؟ که این مسئله هم باز جای تعجب دارد که در روز حضور ما در دادگاه به دلیل تاخیر یک ساعتی کارشناس وزارت او را به جلسه دادگاه راه ندادند که اگر انقدر حضور و پاسخ ایشان مهم بوده چرا آن اتفاق افتاده؟ و اساسا چه اتفاقی در این پرونده افتاده است که پس از گذشت 11 ماه و چندین کلاس گردش کار و اظهارات و جلسات متعدد دادگاه و مطالبی که در حاشیه دادگاه ها رفته و در بیرون منتشر شده، همچین سوال مورد ابهامی در کار مانده است .

با توجه به اینکه بازجوها از ما مطالبی می خواستند که یا با اعقاید ما متضاد بود و یا اینکه از واقعیت فاصله زیادی داشت ، پاسخی از  طرف ما دریافت نمیکردند و همین امر موجب شده بود که بازجوها که از ابتدا نیز با ما برخوردهای شخصی و تند داشتند. در این شرایط به شکنجه و رفتارهای غیر عقلانی و غیر انسانی دست بزند . بازجوها در روزهای مختلف از روشهای مختلفی استفاده می کردند و شدت فشارها و نوع شکنجه ها تفاوت هایی با سایر روزها داشت حتی " بازجوی خوب و بازجوی بد " که یک تاکتیک مرسوم بود پس از مدتی کاملا کنار گذاشته شد و نوع برخورد بازجوها همه با هم یکسان و تند و غیرانسانی بود تا معیار همان برخورد های شخصی باشد . در مورد شکنجه ها نیز موارد متعددی وجود داشت. در حالی که چشم بند مانع دید ما بود ، ما را از راهروهای مختلف به چپ و راست می بردند و با نشستن و خم کردن بدن ما طی مسافت طولانی برای رفتن به اتاق بازجوی سعی در تداعی رفتن به محلی مخوف می نمودند در حالی که اتاق های بازجویی در مکان یا محلی دور از سلول ها قرار نداشت . در اتاق بازجویی گاهی اوقات مدتی طولانی به حالت ایستاده ما را نگه می داشتند ( معمولا تا 8 ساعت ) و بیشتر بازجویی ها تا 14 ساعت در روز طول میکشید . در موارد خاصی بازجویی ها به 38 ساعت و حتی 48 ساعت به طول می انجامید که برای جلوگیری از خوابیدن ما بازجویی ها بیشتر در حالت ایستاده بود در تمام طول بازجویی ها ، لحن بازجویی ها سراسر تند و با فحاشی ، توهین و ناسزاگویی به ما بود، بازجوها تلاش ویژه ای برای تحقیر و شکستن شخصیت ما داشتند و در این میان از توهین ها و فحاشی به خانواده ها و دوستان ما تهدید آسیب به آنها نیز می کردند . ولی آنچه که ادعای ما در مورد شکنجه  هست نه این موارد که زدن ضربات متعدد مشت و سیلی و لگد، کوبیدن سر بر روی دیوار، پرت کردن بر روی زمین، فشار دادن پا بر روی انگشتان دست و پا، گذاشتن زانو بر کمر، گذاشتن پا بر روی صورت در حالی که ما را بر زمین پرت کرده بودند، زدن ضربات به وسیله کابل، صندلی یا فشار دادن کلید و وسایل مشابه بر روی بدن که آثار و آلام آن تا چندین روز باقی می ماند و در همان لحظه نیز موجب خونریزی ها و کوفتگی ها متعدد بویژه در ناحیه دهان می گردید، می باشد .

گاه برای فشار هر کدام از ما را برای دیدن صحنه بازجویی دیگری می بردند که در آن دوست ما به شدت مورد شکنجه بود و یا اینکه در حالت یاس و نا امیدی و اعترافات خلاف واقع بود که در دو حالت تاثیر بسیار بدی بر ما می گذاشت . اگر چه صدای کوبیده شدن سر و بدن دوستان به دیوار و صداهای سیلی و مشت و لگد های فراوان همیشه در طول بازجویی ها ما را آزار می داد ولی دیدن صحنه ای که سه چهار فرد به صورت همزمان در حال زدن ضربات مختلف به سر و صورت و بدن دوست ماست واقعا سخت و غیر قابل تحمل بود . در بازجویی های خاصی که بازجوها آن را بازجویی فنی می نامیدند سه تا چهار بازجو همزمان به طرح سوالات متعدد بی ربط می پرداختند و هر یک ما را به سمتی میکشیدند و ضربه ای به ما وارد می کرد ، در گوش ما فریاد میکشید ند و از ما می خواستند به سوالات متناقض و بی ارتباط آنها پاسخ دهیم و پس از یک ربع ساعت که ما حسابی خسته میشدیم ، ( اگرچه آنها هم خسته میشدند وگرنه بیشتر ادامه می دادند ) مسئول پرونده یا کارشناس اصلی جلو می آمد و میگفت ما وساطت می کنیم به شرطی که همکاری کنید و اساسا این اتفاق که مسئول پرونده یا کارشناس این کار را پس از شکنجه با حمایت بسیار مبنمود قابل تامل بود چه بسا در ابتدای بازداشت این مسئله در قبال آزادی ، عدم بازداشت سایر افراد ، عدم شکنجه دوستان و مواردی از این دست طرح می گردید .

تیم بازجویی متشکل از افراد مختلفی بود. مثلا در پرونده ما مسئول پرونده بیشتر در حضور کارشناس اصلی حضور داشت ولی دو دسته بازجوی دیگر نیز حاضر بودند ، عده ای که بیشتر به طرح سوال می پرداختند و عده ای که بیشتر به شکنجه مشغول بودند . شاید در این پرونده که بیش از 7 نفر کار بازجویی را انجام می دادند استمرار بازجویی ها تا ساعاتی طولانی قابل درک تر باشد .

در برهه هایی از روند بازجویی بنظر میرسید ما به اتاق بازجویی منتقل شده ایم که شکنجه شویم ، روند اتفاقات دوران بازداشت و بازجویی ها بشکلی رقم خورده بود که بازجو ها با ما به صورت شخصی و خصلتی برخورد می کردند. مثلا در یک مورد ساعت 3 نیمه شب سریعا از سلول بیرون کشیده شدم و مرا دوان دوان به اتاق بازجویی بردند و در حالی که هنوز تمرکز لازم را به دست نیاورده بودم با اکتفا به یک سوال " چی شد؟ " و پاسخ " چی ، چی شد ؟ " بازجوها چند نفری شروع به زدن ضربات مختلف به من کردند و من را به روی زمین پرت کردند، پا روی کمر و صورتم میگذاشتند ، سرم را به دیوار می کوبیدند و انواع مختلف شکنجه را به اجرا می رساندند تا اینکه از حال رفتم . شدت برخورد به حدی بود که وقتی هوشیاری خود را بدست آوردم ، نمی توانستم بر روی پاهای خود بایستم . رعشه تمام بدنم را فرا گرفته بود . بازجوها که می بایست فقط در قبال جان ما پاسخگو باشند سریع به خود آمدند و شکنجه ها و ضربات را قطع کردند . سریع برای من آب قند آوردند و مدت زیادی طول کشید تا توانستم به حالت طبیعی برگردم . درست به یاد ندارم چقدر طول کشید . یادم می آید مرا وقتی روی صندلی نشاندنم ، تمام بدنم می لرزید ، محکم دست و پایم را گرفتند و بر روی صندلی فشار دادند که صندلی هم به لرزه افتاده بود . از این اتفاقات در طول بازجویی ها زیاد می افتاد . بارها با نام بازجویی های فنی فقط به خاطر شکنجه کردن به شکنجه ما می پرداختند . در طول شکنجه بازجوها لذت می بردند و می خندیدند و حتی به شکلی با هم به شکنجه کردن و ضربه زدن به ما رقابت می کردند .

سایر موارد پیرامون صحبت های بازجوها در مورد جنبش دانشجویی دهه گذشته و روابط طیف های مختلف ایشان بویژه در مورد اتفاقات 18 تیر 78 ، سناریوی های وزارت اطلاعات پیرامون انتخابات مجلس و ریاست جمهوری ، نظرات وزارت اطلاعات در مورد احزاب و گروه ها ، شرح جلسات دادگاه های انقلاب و عمومی ، مصاحبه های تصویری و اهداف آن ، شکنجه های خاص ، اسامی بازجوها، برخی نظرات آنها، ادامه برخورد های احتمالی با دانشجویان ، برخی همکاری های فعالان سیاسی و دانشجویی به صورت ناخواسته با وزارت اطلاعات، ایجاد فضاهای امنیتی در دانشگاه و خصوصا خوابگاه ها و ... را در آینده منتشر خواهد شد .»

 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

انتخابات مرحله دوم


اصلاح طلبان، پشت به دیوار


سینه به سینه مرکز قدرت


محمد علی ابطحی

 

بعد از انتخابات دور اول، جمع زیادی از اصلاح طلبان از جا به جایی وسیع مستقیم و غیرمستقیم آراء حرف زدند. دلائل مستند فراوانی هم برای آن ذکر کردند. در اولین جلسه مجمع روحانیون مبارز (بعد از تعطیلات نوروز) در یکشنبه گذشته نیز، گزارش مفصل و مستندی آقای مجید انصاری از تخلفات تاثیرگذار می داد. بر اساس همین آمارهای تکان دهنده جا به جایی در نتایج آراء، قبل از پایان سال، آقای خاتمی و کروبی نامه مشترکی برای شورای نگهبان نوشتند و خواستار بازشماری بعضی صندوقها شدند که شورای نگهبان به آن اعتنایی نکرد. در چنین شرایطی ورود 10 نفر از اصلاح طلبان نامدار به مرحله دوم اعلام شد. در این روزها بحث های زیادی در جبهه اصلاحات شده است. از نظر منطقی با همه استدلالهایی که در مورد شرکت در انتخابات داشتیم ولی اگر قرار باشد نتایج آن، چنانچه افرادی مثل آقای انصاری می گویند چیز دیگری اعلام شود، نمی دانم فعال بودن در این مرحله ی انتخابات چه معنایی می تواند داشته باشد. اکنون از این ۵ نفر باقیمانده بعضی هایشان به هر شکل می خواهند با وسعت به کار خود ادامه دهند و ۵ نفر آنها تصمیم قطعی اعلام نکرده اند. مهم این است که اگر اینها انصراف بدهند، افراد بعدی هم باز اکثراً از اصلاح طلبان هستند. چند راه حل وجود دارد. یا همه انصراف دهند که به دلیل لیست و طبعاً نظرات مختلفی که افراد دارند، کنار کشیدن عملی نخواهد بود و یا همه مثل دور قبل فعالانه شرکت کنند و ستادهای ائتلاف و نام یاران خاتمی هم بر آن وجود داشته باشد که این کار با ادعاهای فراوانی که در مورد تقلب و تخلف و جا به جائی آرا مطرح شده و نامه آقایان خاتمی و کروبی و بی پاسخ ماندن آن منافات دارد. به نظر می رسد تنها راه عملی این باشد که خود کاندیداها تصمیم بگیرند و بدون آنکه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و نام یاران خاتمی مطرح شود، نسبت به ادامه ی فعال یا غیر فعال بدون برای دور دوم تصمیم بگیرند. گرچه دلیلی وجود ندارد که در مرحله دوم  برای ورود اصلاح طلبان، به خصوص افرادی مثل مجید انصاری که می توانند هدایت کننده ی اقلیت اصلاح طلب باشند امکانی بگذارند. در هر حال مشارکت غیرفعال احتمالاً گزینه ی اصلاح طلبان برای دور دوم انتخابات در تهران خواهد بود.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

درمحافل سیاسی چه می گذرد؟


شیر یا خط سیاسی، برای


ریاست مجلس و رئیس جمهوری

 

شیر یا خط، برای ریاست مجلس هشتم، بحث داغ محافل سیاسی در داخل کشور است. مسئله تنها انتخاب رئیس جدیدی برای مجلس نیست، بلکه مسئله مهم تر سمت گیری برای انتخابات آینده ریاست جمهوری است.

با آنکه مطبوعات و خبرگزاری های داخلی از رایزنی ها و مهمانی حداد عادل برای نمایندگان جدید و زمینه چینی برای حفظ ریاست خود بر مجلس هشتم خبر داده اند، اما همه ماجرا این نیست.

هم رهبران موتلفه اسلامی و هم تیم هدایت کننده اصلی کابینه احمدی نژاد، در حال رصد کردن فعل و انفعالاتی اند که از درون آن باید تمایل علی خامنه ای برای ریاست جمهوری آینده بیرون بیآید. در این میان است که حضور علی لاریجانی بعنوان منتقد روش های دولتمداری احمدی نژاد در مجلس هشتم و ادامه ریاست حداد عادل بر مجلس بحث انگیز شده است.

در برخی محافل درون مجلس هشتم که به علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس نزدیک اند گفته شده که هنوز انتخابات تهران از سوی شورای نگهبان تائید نشده، حاج حبیب الله عسگراولادی به همراه محمدرضا باهنر به بهانه تبریک و در واقع برای رصد کردن اوضاع آینده مجلس، به دیدار علی لاریجانی در خانه وی رفته اند. در همین دیدار مستقیم و غیر مستقیم نظر لاریجانی برای ریاست مجلس هشتم سئوال شده و به وی مژده داده شده است که زمینه این ریاست در مجلس هشتم فراهم است.

لاریجانی که باهنر را "شترمرغ" میداند که نه معلوم است مرغ است و نه معلوم است شتر، با این یقین که او هر چه را بشنود کف دست احمدی نژاد خواهد گذاشت، گفته است باید دید نظر "آقا" چیست، بنده تابع ام!

در همین محافل گفته می شود، مسئله تنها بستگی به نظر رهبر ندارد، بلکه باید دید توازن توافق ها بین احمد جنتی در شورای نگهبان و شیخ محمد یزدی که حالا هم عضو شورای نگهبان است و هم در راس تشکل سیاسی- مذهبی "جامعه روحانیت حوزه علمیه قم" به کجا خواهد انجامید. آیا حوزه برای جلب نظر روحانیون مقیم قم، لاریجانی را بعنوان کاندیدای اول قم در راس مجلس می پسندد و یا او را می خواهد برای انتخابات آینده ریاست جمهوری ذخیره کند؟!

محافل نزدیک به بروجردی که چه لاریجانی رئیس مجلس شود و چه رئیس جمهور آینده، در کنار او رکاب خواهد زد و از هم اکنون بحث نشستن او در راس وزارت خارجه در کابینه لاریجانی مطرح است، معتقدند، احمدی نژاد ترجیح میدهد لاریجانی جانشین حداد عادل شود تا رقیب انتخاباتی او. دلیل این تمایل آنست که احمدی نژاد میداند حداد عادل اگر از ریاست مجلس کنار برود وارد انتخابات ریاست جمهوری خواهد شد و او حریف حداد عادل هست.

از سوی دیگر گفته می شود که از بیت رهبری پیام آمده که فعلا و تا آستانه انتخابات ریاست جمهوری ترکیب اصلی هیات رئیس مجلس هفتم برای مجلس هشتم حفظ شود و در صورت تمایل هر یک از آقایان برای ورود به صحنه انتخابات ریاست جمهوری، آن موقع این ترکیب تغییر کند. یعنی لاریجانی با حمایت فراکسیون اکثریت مجلس و رای تمایل فراکسیون مستقل و اقلیت برود برای ریاست جمهوری و حداد عادل بماند در مجلس و یا برعکس، حداد عادل بعنوان مجری و تابع بی جنجال برنامه ها و سیاست های علی خامنه ای برود برای نشستن بر کرسی احمدی نژاد.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

درس های حمله به لبنان


درمانور دفاع موشکی اسرائیل

ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل در جریان برگزاری بزرگترین مانور نظامی 5 روزه اسرائیل گفت: در جنگ های امروزه، مواضع پشت سر برای هرگونه رویارویی اهمیت فوق العاده یی دارد. ما می خواهیم با مانور موشکی درس های جنگ دوم لبنان را به نمایش بگذاریم.

مانور زیر نظر مستقیم "ماتان فلنایی" معاون وزیر دفاع انجام می شود.

 

 
 

تفسیر "میشل شوسودفسکی" از مانور موشکی اسرائیل


تمرین اسرائیل و امریکا


برای حمله به ایران و سوریه

 

 

میشل شوسودوفسکی تحلیلگر سیاسی جهان که در امریکا مقیم است، در شماره اول اپریل World Tribune  اهداف جنگی اسرائیل را بسیار کوتاه بر شمرد. تفسیر کوتاه او دراین زمینه در سایت Global Research  نیز بلافاصله منعکس شد. شوسودفسکی که با تفسیرهای خود در باره حمله امریکا به عراق و پیش بینی آن شهرت جهانی یافت، در تفسیر خود از مانورها و اهداف جنگی اسرائیل نوشت:

«اسراییل، خود را آماده  جنگ می کند و بر خلاف آنچه مدعی است، مانورهای نظامی آن دفاعی نیست؛ بلکه یک برنامه تنظیم شده نظامی آمریکایی ـ اسرائیلی علیه ایران و سوریه است.»

 

تفسیر "نووستی" از مانور ضد موشکی در سراسر اسرائیل


خرمن حمله و آغاز جنگ


در انتظار یک جرقه

مسيرهای احتمالی حمله هوايی اسراييل به ايران

 

مانور دفاع موشکی اسرائیل، همانگونه که پیش بینی می شد در 48 ساعت گذشته مهم ترین خبر خبرگزاری ها جهان و بویژه رسانه های منطقه خاورمیانه بوده است.

این مانور، که خبرگزاری های داخل کشور سعی می کنند آن را آماده شدن اسرائیل برای حمله به حزب الله لبنان تلقین کنند، عمدتا برای دفاع در برابر موشک پرانی ایران به سمت اسرائیل، پس از حمله نظامی به ایران صورت می گیرد. اگر حمله ای در دستور کار نبود، نیاز به چنین مانوری نیز نمی توانست باشد. ضمن آنکه تدابیر جدیدی نیز در جمهوری اسلامی دراین زمینه آغاز شده است.

در همین ارتباط، خبرگزاری «نووستی» روز گذشته از مسکو گزارش داد:

طی بزرگترین مانور دفاع شهروندی در تاریخ اسرائیل، در این کشور حالت اضطراری اعلام شده است. "ایهود اولمرت" نخست وزیر اسرائیل این وضعیت را اعلام کرده است.

در این مانور، صدها موشک از سوریه و نوار غزه به اسرائیل پرتاب می شوند. سپس اسرائیل حمله به دمشق و حزب الله لبنان و حماس فلسطین را آغاز می کند که طی آن "ده ها اسرائیلی کشته می شوند".

جنگ (طبق سناریوی مانور) پس از حمله موشکی به شمال اسرائیل از خاک لبنان آغاز می شود. روز بعد اسرائیل آماده حمله به ایران می شود. دراین حمله از سلاح شیمیایی و میکروبی استفاده می شود. مردم اسرائیل به نزدیکترین پناهگاه به خانه خود را باید پیدا کنند و در آنجا پناه بگیرند. همزمان، سازمان های امداد خارج سازی مردم از "نقاط داغ" را تمرین می کنند و بیمارستان ها آمادگی پذیرش هزاران زخمی را بررسی می کنند.

نخست وزیر اسرائیل تاکید می کند که این تنها مانوری معمولی است و اسرائیل سعی ندارد اوضاع را در مرز شمالی خود حاد کند.   "

نووستی در ادامه این گزارش و شرح مانوری که اکنون به مراحل پایانی خود می رسد، می نویسد:

"بنیامین بن الیعاذر" وزیر زیرساخت های ملی اسرائیل روز دوشنبه اعلام داشت که "حمله ایران به اسرائیل منجر به پاسخی فوری خواهد شد و قدرت نظامی ایران بطور کامل نابود می شود". در مانور اوضاعی واقعی تمرین شد زیرا ما فکر می کنیم که در آینده مجبور به رویارویی با مشکلاتی جدی تر نسبت به واقعیاتی شویم که اکنون با آن آشنا هستیم. فکر می کنم که در اولین ضربه به اسرائیل، صدها موشک شلیک شود، سراسر اسرائیل در محدوده قابل دسترس موشک های سوریه و حزب الله خواهد بود. البته ایرانی برای حمله به اسرائیل شتاب نخواهند کرد، زیرا بخوبی از پیامدهای آن آگاهی دارند. آنها بسیار خوب از توان نظامی اطلاع دارند. به همین دلیل آنها با ارسال سلاح برای سوریه و حزب الله واکنش ما را می سنجند. ما باید این مشکلات را حل کنیم".

 

 


ادامه مطلب
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 


از تخم "جارو" در کدام کشور


گل "رُز" روئیده که درایران بروید؟


احمد شیرزاد

 

سال 67 که جنگ تمام شد. نیروی عظیمی رهسپار شهرها شدند. فضای حماسی زمان جنگ دچار تغییراتی شده بود و در نتیجه آن بودجه عظیم، امکانات وسیع و مهم تر از آنها نیروی انسانی گسترده باید به نحوی به کار گرفته می شد . مدیران آن زمان کشور تلاش داشتند مجموعه امکانات فوق و بویژه روحیه سلحشوری دوران جنگ را در مسیر سازندگی به کار گیرند. اینجا درصدد تجزیه و تحلیل آن رویکردها و موفقیت یا عدم موفقیت آنها نیستم. اما ماجرایی در حاشیه آن رفتارها را برای امروزمان قابل ذکر می بینیم. در آن زمان طرحی مطرح شد به نام طرح «جنات» که بعد از فوت امام راحل(ره) به آن طرح «حرم تا حرم» نیز گفته می شد. این طرح را وزارت جهاد سازندگی آن زمان مطرح کرده بود، بنابر آن می خواستند تمام مسیر تهران- قم یعنی از حرم امام خمینی تا حرم حضرت معصومه را درختکاری کنند. دو طرف بزرگراه تهران - قم تا عرض حدود 50- 40 متر درختان کاج کاشته شد. اما مهم تر از درختان غرس شده تابلوهای عظیم تبلیغاتی بود که به تعداد زیاد در حاشیه جاده دیده می شد و روی آنها شعارهایی از قبیل «کویر ایران را سرسبز می کنیم»، «اگر ما به سمت کویر پیش نرویم کویر به سمت ما خواهد آمد»، «درخت عامل سرسبزی است» و امثال اینها درج شده بود. گاه نقاشی هایی هم دیده می شد که چشم انداز رویایی جاده را پس از روییدن و رشد درختان کاشته شده نشان می داد و دل را می برد. برای من که مسافر همیشه این جاده کویری و خسته کننده بودم بسیار امیدبخش بود که حتی اگر بیابان مسیر تغییر شکل نمی دهد لااقل ردیفی از درختان سبز را به جای سنگ های زمخت و خاک تفتیده مسیر در مقابل چشمم ببینم. هیچ کس نه در آن زمان و نه در هیچ زمان دیگری بدش نمی آمد که در مسیری سبز و باطراوت سفر کند. اما آیا اراده انسان ها برای تغییر شکل محیط طبیعی پیرامون خویش کافی است؟ ظاهراً همه چیز مهیا بود؛ بودجه دولتی، ماشین آلات و امکاناتی که بعد از جنگ باید به شکلی به کار گرفته می شد، نیروی انسانی فراوانی که تشنه کار بودند، همراهی و همدلی و شاید مهم تر از آن عزم و اراده مسوولان کشور برای آنکه در کمترین مدت چهره ایران را دگرگون کنند، فضای بدون مزاحم سیاسی و تبلیغاتی و خلاصه هر چیزی که برای پیشبرد پروژه های بزرگ ضروری بود. اما آیا همه اینها می توانست برخلاف واقعیت های طبیعی به ریشه گیاه زبان بسته دستور دهد که آب شیرین را از زمین شوره زار جذب کند و با گرما و سرمای روزها و شب ها یا تابستان ها و زمستان های کویر بی رحم مقابله کند؟

همان زمان دوستی داشتم که دانش آموخته کشاورزی بود و وقتی با ذوق و شوق برایش گفتم که دارند حاشیه جاده تهران- قم را با نواری سبز مزین می کنند با ظرافت گفت بعید است این کار نتیجه دهد. او معتقد بود به غیر از منطقه محدودی در نزدیکی تهران، خاک مسیر بسیار نامساعد است و امکان ریشه دوانی و رشد گیاه را نمی دهد. او یادآور می شد که کافی نیست تا نهالی را بکاری و به آن آب دهی. باید گونه یی که انتخاب می شود با طبیعت محیط اطراف سازگار باشد.

این حرف ها البته برای من که شیفته مسافرت در جاده یی سبز بودم خوشایند نبود. اما گویا واقعیت های علمی و تجارب آنها که پیش از ما تلاش شان را کرده اند و نتایج سعی و خطای خویش را در قالب دانش و فن بشری تدوین کرده اند به همان سرسختی و زمختی سنگ های بیابان خود را بر ما تحمیل می کنند و گریزی از آنها نیست. در همان سفرها می دیدم که لابه لای نهال های نوپا برخی از آنها خشک و قهوه یی شده اند و امیدی به روییدن آنها نیست. بعداً متوجه شدم برای جلوگیری از شکست زودهنگام طرح، نهال های خشک شده بلافاصله با نهال های سبز رشد یافته تری که از گلخانه ها می آوردند جایگزین می شدند و در ظاهر به نظر می رسید که نهال ها در حال رشد و سر بر کشیدن هستند.

ظرف یکی، دو سال اول طرح که انگیزه ها جدی تر بود افراد زیادی را می شد در حاشیه جاده مشاهده کرد که مشغول آبیاری و رسیدگی به نهال ها هستند . وسعت طرح بسیار زیاد بود و رسیدگی به آن نیروی گسترده یی را طلب می کرد. بعد از مدتی به یاد دارم اقامتگاه هایی به شکل چادر در مسیر طرح برقرار شده بود تا نیروها در محل به کار شبانه روزی لازم روی طرح مشغول شوند. بعد از دو سه سال بتدریج تابلوهای تبلیغاتی در زمینه طرح جنات برچیده شد و از تعداد نیروهایی که لابه لای نهال ها در تردد بودند کاسته شد. فضای کشور هم به مرور تغییر کرد و از التهاب شعارهای زمان جنگ و بعد از جنگ کاسته شد. نیروهای جهادی زمان جنگ دیگر حاضر نبودند صرفاً با شعارهای انقلابی با اجر و مزد پایین کار کنند. اورکت های سبز رنگ دوران جنگ که با آن هم کار می کردند و هم به میهمانی می رفتند جای خود را به کت و شلوارهای مرتب و اتو کشیده دادند و سر و ریش های ژولیده و خاک آلود زمان جنگ و جهاد جای خود را به موهای شسته شده و ریش های آنکادر شده دادند. نیروهای جهادی هر کدام در شرکتی و موسسه یی کار پیدا کردند و از توان و تجربه خود برای یک زندگی بهتر بهره گیری کردند و بخشی هم دفترنشین شدند و وزارتخانه عظیمی با قریب به یکصد هزار پرسنل را برای دولت به میراث گذاشتند. با این بخش از تحولات انسانی کاری ندارم و آن را بسیار طبیعی می دانم. اما نکته این است که نهال های کاج مسیر تهران - قم قادر به درک این تحولات نبودند. آنها فقط آب می خواستند، خاک مناسب و اقلیم سازگار. هر کدام از اینها که لنگ بود نهال پلاسیده می شد و به مرور به چوب خشک بی حیات تبدیل می گشت. بعد از چند سال از وسعت منطقه طرح کاسته شد. در بخش هایی از مسیر از قبل معلوم بود شرایط مناسب تری دارند. به خصوص در نزدیکی تهران و در جاهایی که تاسیسات و امکاناتی توسط موسسات خصوصی و عمومی ایجاد شده بود شرایط بهتری برای ماندگاری نهال ها برقرار بود. در مناطق دیگر نهال ها تا حدی رشد کردند اما تنک و کم بار و بر ماندند و شاید پیمانکارانی به کار گرفته شدند تا هر از چندی، آبی به آنها بدهند.اما ضربه سخنم اینجاست. امسال بعد از دقیقاً 20 سال از آن زمان با صحنه بهت آور برجای مانده از طرح جنات رو به رو شدم. شاید همه مسافران نوروزی امسال مسیر تهران - قم مثل من چوب های خشک و بی جان حاصل از طرح فوق را دیده باشند. سرمای کم نظیر سال گذشته بخش عمده یی از کاج های کم رمق باقی مانده از طرح جنات را به یک بسته قهوه یی رنگ از برگ های سوزنی تبدیل کرده است که به مرور دستخوش تاراج باد خواهند شد. به زحمت می توانم تصور کنم که حتی اگر رودخانه یی از آب شیرین را در پای آنها جاری کنند، جز اندکی از آنها بتوانند جان بگیرند. سرمای پارسال کم نظیر بود، اما ناممکن نبود. سوال این است که آیا بیست سال پیش که اراده برخی مدیران جهادی برگشته از جنگ بر سبز کردن بیابان مسیر تهران - قم قرار گرفته بود هیچ کارشناسی در مجموعه دو وزارتخانه عظیم «جهاد سازندگی» و «کشاورزی و منابع طبیعی» آن زمان و دانشگاه های دارنده دانشکده کشاورزی وجود نداشت که بتواند ارزیابی واقع بینانه یی از استعداد خاک و اقلیم منطقه ارائه دهد؟ آیا این امکان وجود نداشت که کسی بررسی کند آیا گونه های کاشته شده قادر هستند سرماهای سخت کویری و دمای 15 تا 20 درجه زیر صفر را تحمل کنند یا نه؟ آیا کسی نبود که چنین بررسی هایی را انجام دهد یا کسی نبود که چنین حرف هایی را گوش دهد؟

تجربه ما گویای آن است که احتمال دوم صحیح تر است. وقتی مجموعه یی از مدیران و تصمیم گیرنده ها عزمشان را جزم کنند که در کویر، نهال سبز کنند کارشناسان چاره یی ندارند جز آنکه همان تصمیم را تایید کنند تا از جلسات تصمیم گیری کنار گذاشته نشوند. آنها که با عزم سران تصمیم گیر مخالفت و نسبت به موفقیت مسیر در پیش گرفته ایجاد تردید کنند به مرور به عنوان کارشناسان منفی باف، نق زن، ناامید، تئوری باف، بدون خودباوری و تکرارکننده نظریه های شکست خورده غربی ها شناخته می شوند. این کارشناسان اگر مورد رافت باشند حداکثر می توانند نظرات خود را در صفحات داخلی روزنامه های روشنفکری مطرح کنند، وگرنه جایی در نظام برنامه ریزی و تصمیم سازی نخواهند داشت.فکر می کنید برای چه سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل شد و بسیاری از کارشناسان خبره و متخصص وزارتخانه ها کنار گذاشته شدند یا کنار رفتند. امروز روزی است که اگر سیاست های جدید برخی مقامات محترم اقتضا کند که آب خود به خود از سربالایی بالا برود و گاو نر شیر دهد، کارشناس حقوق بگیر دولتی چاره یی جز تایید آن ندارد، قرار است بنا به تصمیم های اتخاذ شده تزریق منابع سرشار نفتی به اقتصاد کشور ایجاد تورم نکند، واردات انبوه کالاها با ارز حاصل از نفت به رونق تولید کمک کند، سیاست های جدید خلق شود که همزمان با کاهش تورم اشتغال زایی گسترده به همراه داشته باشد، سانسور فیلم و کتاب، خلاقیت هنرمندان و نویسندگان را به دنبال داشته باشد، مهار دانشگاه ها شکوفایی فکری استاد و دانشجو را نتیجه دهد و فضای نامطمئن اقتصادی رشد سرمایه گذاری را دامن زند،.

این زمان روزگاری نیست که متخصصان سوال کنند آخر چگونه ممکن است تخم جارو بکارید و گل رُز انتظار داشته باشید؟ مشکل این متخصصان آن است که زمانی طول می کشد تا معلوم شود هیچ معجونی نمی شود پای این تخم ریخت تا آن محصول دیگر از آن نتیجه شود. بیست سال طول می کشد تا معلوم شود طرح جنات لااقل به آن شکلی که تصور می شد، به بار نمی نشیند. سه سال طول می کشد تا روشن شود ریخت و پاش های منابع اقتصادی توسط مقامات دولتی تورم زاست. سال های سال طول می کشد تا درک شود که رشد نهادهای دولتی کارآمدی مدیریتی را پایین می آورد. یک دهه زمان لازم است تا در عمل فهمیده شود که راه حل رفع محرومیت از مناطق محروم سفرهای استانی و بذل و بخشش مستقیم نیست. جامعه یی که نخواهد به تجارب انسان های دیگر بها دهد، جامعه یی که در آن کارشناسان و متخصصان بیم داشته باشند از اینکه بگویند بذر در شوره زار شکوفا نمی شود، جامعه یی که در آن صاحبان قدرت سیاسی واقعیت های مسلم علمی و تجربه های بشری را به سخره می گیرند و جامعه یی که مجذوب وعده های پرزرق و برق و غیرقابل تحقق سخنوران شود چاره یی ندارد جز اینکه هر کدام از موارد فوق را یک به یک تجربه کند. چنین جامعه یی هزینه یی کلان باید بپردازد تا به این نتیجه برسد که با هیچ راه میان بری نمی شود یک شبه راه صد ساله را طی کرد، امکان ندارد قرن ها توسعه نیافتگی ظرف یکی دو سال برطرف شود و کپسولی وجود ندارد که با یک لیوان آب به خورد افراد بدهیم تا ظرف چند ساعت بیماری فقر و دشواری های زندگی آنها درمان شود. راه رشد و توسعه از مسیر کار و تلاش جدی، مشارکت اجتماعی، همدلی مردم و نظام سیاسی، عقلانیت در تصمیم گیری ها، فضای اخلاق و معنویت، عدالت واقعی در پناه قانون، امنیت و آسایش برای تمام شهروندان، امید به پیشرفت برای تمام آحاد جامعه، به حساب آوردن تمام استعدادها و نیروها، به کارگیری مدیران خلاق و نوآور با هر فکر و اندیشه یی و خلاصه ایجاد فضای مثبت و امیدوارانه در سطح عموم مردم می گذرد. بدون استفاده از این ابزارها هرازچندگاهی شعاری نو ظهور علم خواهد شد، هزینه یی کلان بر منابع مالی محدود کشور تحمیل خواهد شد، نیروهای گسترده به کار گرفته خواهند شد و سرانجام بعد از سال ها معلوم خواهد شد که نهال در شوره زار نمی روید. شاید آنها که بیست سال پیش طرح جنات را بر روی تابلوهای بزرگ تبلیغاتی به راه انداختند خیلی زود تجربه گرفتند که کارها را باید از مسیر علمی خود به پیش برند. امروز با کدام طرح هایی از نوع طرح جنات مواجه هستیم که بیست سال دیگر جز چوب خشکی از آن بر زمین نخواهد بود؟

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مردم در مرداب گرانی


دو هدف احمدی نژاد


از طرح جدید پول نقد بجای "يارانه"

 

بانک مرکزی رشد نرخ تورم در اسفندماه سال گذشته را نسبت به بهمن‌ماه 3 درصد اعلام داشت. بدین ترتیب بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در اسفندماه 1386 نسبت به ماه قبل سه درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل 22.5 درصد افزایش یافت.  تورم نسبت به سال گذشته 8،4 درصد رشد داشته است.

پرداخت وام های کلان که بدستور دولت احمدی نژاد صورت گرفت و از آن بعنوان یک ابتکار اقتصادی دفاع می شد و عمدتا سر از بازار مسکن در آوردند و قیمت آن را بشدت بالا بردند، نتایج عملی خود را بصورت گرانی و تورم شتاب گیر نشان داد. تصمیم توطئه آمیز دیگری که اکنون در باره نقد پرداخت کردن يارانه ها دولت گرفته بر این گرانی و تورم شتاب بیشتری خواهد داد.

دولت و کارشناسان سیاسی و اقتصادی احمدی نژاد، با دو هدف طرح جدید را مثل گوی به میدان انداخته اند. نخست کسب رای مردم در انتخابات آینده ریاست جمهوری و دوم حذف و حل شدن "يارانه" در شکم گرانی و خارج کردن "يارانه" از برنامه دولت. به این ترتیب و علیرغم ظاهری که برای پرداخت نقد يارانه ساخته اند، توده عظیم فقیر و تنگدست با پرداخت فریبکارانه پول نقد در مرداب گرانی بیشتر فرو خواهند رفت و کنترل دولت بر ضروری ترین مایحتاج روزانه مردم لغو خواهد شد. این تصمیم، علیرغم ظاهر عوامفریبانه آن، اجرای دقیق فرمان صندوق بین الملل و بانک جهانی برای حذف یارانه هاست و احمدی نژاد با یک تیر دو نشان می خواهد بزند. نخست فریب چند ماهه مردم و گرفتن رای از آنها برای دوره دوم ریاست جمهوری و سپس همسو ساختن هرچه بیشتر دولت خود با فرامین بانک جهانی و جلب حمایت بین المللی آن!

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

اجلاس مهم و اضطراری


باحضور سران نظامی وغیرنظامی

 

در تهران گفته می شود، که در 48 ساعت گذشته یک جلسه فوق العاده نظامی- سیاسی تشکیل شده است که علاوه بر بررسی مانور موشکی و نظامی اسرائیل، مهم ترین چالش های سیاسی درون حکومتی نیز بررسی شده است. در همین جلسه نتایج واقعی انتخابات اخیر برای مجلس هشتم نیز طرح و تحلیل شده است. با آنکه گفته نمی شود چه کسانی بطور مشخص در این جلسه شرکت داشته اند، اما تاکید می شود که جلسه با شرکت رهبر جمهوری اسلامی تشکیل شده و شماری از فرماندهان ارشد سپاه و ارتش، چند تن از اعضای مجمع تشخیص مصلحت و احمدی نژاد در آن حضور داشته اند. اعلام نصب نسل جدید سانتريفوژهای جدید در روز انرژی اتمی نیز در همین جلسه تائید شده اما با قید جنجال کمتر و به دور از تحریک های خارجی. جلوگیری و یا تعویق در ترمیم کابینه احمدی نژاد، نرمش در انتخابات مرحله دوم مجلس هشتم و حفظ توازن برای افزوده شدن شمار بیشتری از کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان به مجلس هشتم و همچنین بحران اقتصادی و بویژه گرانی و تورم نیز مورد بررسی قرار گرفته است.

گفته می شود، در همین جلسه علی خامنه ای ضمن ابراز نارضائی از آنچه که درجریان عملیات مسلحانه اخیر در بصره و بغداد صورت گرفت و انتقاد از آشفتگی سیاسی و نظامی در برابر این عملیات، تفسیری در باره مانور نظامی اسرائیل ارائه داده که چارچوب کلی آن چنین بوده است:

دلیل و انگیزه این مانور در درجه اول برای نشان دادن مخالفت با تماس های ایران و امریکا بر سر عراق است. (بخوانید برخی مذاکرات محرمانه احمدی نژاد در سفر به عراق که هنوز جزئیات آن اعلام نشده  و فراتر از مسائل عراق بوده و کل مناسبات ایران و امریکا را در بر می گرفته است) اسرائیل می خواهد با این عملیات و مانورها به امریکائی های طرفدار قبول نقش ایران در منطقه بگوید که اگر چنین محافلی در امریکا بتوانند نظر خود را بر کاخ سفید هم بقبولانند، اسرائیل راسا وارد عمل شده و امریکا را ناچار به دنباله روی از خود خواهد کرد. چنین اقدامی البته با حمله به ایران شروع نخواهد شد، بلکه ابتدا سعی خواهند کرد خاکریزهای اول ما را در سوریه و لبنان و غزه از بین ببرند و سپس ما را در موضع ضعف و در کوچه بن بست به تله بیاندازند و حتی ایران را دست بسته به پشت میز مذاکره با امریکا بنشانند.

بنابراین، همانطور که آقایای فرماندهان سپاه نیز موافقت دارند، با تمام قدرت باید از خاکریزهای مقدم جبهه دفاع کرد و آنها را نگهداشت، که تدابیری نیز در نظر گرفته شده است. البته این تدابیر به معنای آن نیست که وارد یک جنگ می خواهیم بشویم (نکته ای که بصورت هشدار دراین جلسه و از سوی هاشمی رفسنجانی مطرح شده است!) بلکه می خواهیم از این طریق جلوی جنگ را بگیریم!

در همین ارتباط باید کدورت ها میان ما و دولت عراق بسرعت برطرف شود، وضع کنونی به نفع ایران نیست و اگر لازم باشد آقای صدر(مقتدا) کارهای خودش را برای مدتی تعطیل کند و عقب بنشیند تا از حساسیت دولت کنونی کاسته شود و امریکائی ها هم تحریک نشوند. این موضع در عراق، علیه اسرائیل است و همراهی امریکا با اسرائیل برای عملیات نظامی را دشوار می کند."

در ارتباط با اوضاع داخل کشور و بویژه شرکت بسیار کم و تکاندهنده مردم در تهران و شهرهای بزرگ در انتخابات مجلس، روی ضرورت تاکید بیشتر روی مسائل ملی بحث شده و خواسته شده که سیمای جمهوری اسلامی درکنار تبلغ وحدت اسلامی، روی وحدت ملی- تاریخی ایران بیشتر کار کند و دولت و مجلس آینده نیز همین جهت گیری را دنبال کنند و درنماز جمعه ها نیز عمده بحث ها در همین عرصه باشد.

محافل مهمی بعنوان منبع این گزارش و خبر ذکر شده اند و جزئیات دیگری نیز در همین ارتباط برای انتشار قرار گرفته است که بنا بر ملاحظات ضروری انتشار گزارش بالا را از مجموعه ای که ارسال شده تنظیم شد.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

در روز فن آوری اتمی


سرکوب تجمع کارگران بیکار شده


در مقابل استانداری بوشهر اتمی

 

بدنبال تظاهرات و اجتماع کارگران کارخانه "ایران صدرا" در مقابل استانداری بوشهر و با هدف اعتراض به اخراج خود از کار، نیروی انتظامی و نیروی ضد شورش به این اجتماع حمله کرده و پس از سرکوب کارگران معترض شماری از آنها دستگیر شدند.

این واقعه در آستانه اعلام نوآوری جدید در عرصه فعالیت اتمی توسط احمدی نژاد و در کانون مرکزی و اتمی ایران "بوشهر" صورت گرفت. گفته می شود چند خبرنگار و عکاس محلی نیز به جرم تهیه خبر و عکس از این تجمع اعتراضی و انتشار این عکس ها در سایت های خبری خارج از کشور دستگیر شده اند. اسامی این دستگیر شدگان را روزنامه اعتماد ملی میترا انبارکی خبرنگار هفته‌نامه دریای جنوب، مریم خویین خبرنگار هفته‌نامه سفیر بوشهر و اسماعیل جعفری دیگر خبرنگار این نشریه  اعلام کرد.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

بدنبال عراق و برای محکم کاری


انگشت نگاری از حجاج ایرانی


در عربستان سعودی اجباری شد

عربستان سعودی نیز مانند دولت عراق انگشت‌نگاری از حجاج و زائران ایرانی را شرط اعطای روادید به آنها در فصل جدید پذیرش حجاج اعلا‌م کرد. نوشتن نام مسئول و عامل عربستانی عمره در گذرنامه زائران نیز الزامی اعلام شده تا زائرانی که پس از اتمام مدت روادید و اجازه اقامت از عربستان خارج نمی شوند، ردیابی شوند.

نیاز به توضیح نیست که این با هدف مستحکم کردن پشت جبهه حمله نظامی به ایران و جلوگیری از جاسازی شدن عوامل جمهوری اسلامی در عربستان و آماده شدن برای عملیات در عربستان، در صورت حمله به ایران است. انگیزه ای که دولت عراق نیز براساس آن انگشت نگاری از زوار ایرانی را به اجرا گذاشته است

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

بازتاب آنچه از دهان احمدی نژاد در رفت


همه ظرفیت های اتمی


مورد استفاده قرار خواهد گرفت!

 

نصب مرحله دوم 6000 سانتریفیوژ جدید روز گذشته توسط احمدی نژاد اعلام شد. او در جریان اعلام این خبر گفت:

" به دستاوردهای جدیدی رسیده‌ایم. ما یک کشور هسته‌یی هستیم و باید از همه ظرفیت‌های هسته‌ ای خود‌مان استفاده کنیم! استفاده از همه‌ ظرفیت‌ها ایران را به سرعت از لحاظ اقتصادی، صنعتی و علمی در جایگاه‌های بالای جهان قرار خواهد داد.

اخبار خوش هسته‌ ای و هوا - فضا در سال نوآوری و شکوفایی خبرهایی خوبی را می‌شنوید. سرعت رشد ما در بخش علمی و فناوری و اقتصادی و تجاری‌سازی فناوری بسیار بالا و روزافزون است. "

نکته مهمی که احمدی نژاد یا از دهانش بیرون پرید و یا آگاهانه آن را بیان داشت "استفاده از همه ظرفیت های اتمی" بود، که بلافاصله نیز مورد توجه خبرگزاری های جهان قرار گرفت. در عین حال که همین خبرگزاری ها از قول مقامات امریکائی و اروپائی گزارش دادند که این شتابگیری نصب سانتریفیوژها آن نگرانی را تائید می کند که بموجب آن ایران در تدارک تهیه کلاهک اتمی است.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

هادی قابل و موسویان


اولی چوب منتظری و دومی


چوب رفسنجانی را خوردند

 

حجت‌الاسلام هادی قابل، عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت و از مقلدان جسور آیت الله منتظری، سرانجام و دراجرای حکم صادره از سوی دادگاه ویژه روحانیت قم، خلع لباس شده و برای گذراندن 40 ماه حبس به زندان منتقل شد.

با آنکه دلیل محکومیت هادی قابل به جرم اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و توهین به مقامات – بویژه رئیس قوه قضاییه، دادستان عمومی و انقلاب تهران- محکوم به خلع لباس و حبس شد، اما همه این اتهامات در یک جمله خلاصه می شود و آن رد حقوقی و اسلامی "ولایت فقیه" و دفاع از آیت الله منتظری و بویژه ایجاد پل ارتباط آیت الله منتظری در قم و اصلاح طلبان  و منتقدان رهبر کنونی جمهوری اسلامی است.

در یک حکم دیگر، حسین موسویان سفیر مشهور جمهوری اسلامی در آلمان در دوران بحرانی ترور میکونوس و همچنین عضو تیم مذاکره کننده اتمی در زمان محمد خاتمی سرانجام به دو سال حبس تعلیقی و 5 سال محرومیت از خدمات دولتی – درامور دیپلماتیک و سیاست خارجی- محکوم شد.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

اعلام نوآوری و شکوفائی واردات

 

 

هیات دولت تصویب کرد، واردات کالا به کشور به استثنای کالاهای ممنوعه، نیاز به اخذ مجوز از دستگاه‌های موضوع ماده (‌١٦٠) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ـ مصوب‌١٣٨٣ـ ندارد.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مایکروسافت اعتبار ویندوز XP را تا دو سال دیگر تمدید نمود





البته این اعتبار تنها مشمول سیستم‌های بسیار خاص و سطح پائین شده و مدل‌های عام را در بر نمی‌گیرد.

سخنگوی این شرکت اعلام داشت این تمدید اعتبار تنها شامل آن دسته از دستگاه‌ها می‌شود که بنا به تشخیص مایکروسافت بعنوان سیستم‌های بسیار ارزان‌قیمت یا ultra-low cost مشخص می‌گردند.

«به عقیده ما ویندوز ویستا بهترین سیستم‌عامل برای رفع نیازهای اصلی و روزمره مشتریان و شرکای ما می‌باشد.»
وی در ادامه افزود: «البته ما درجریان گسترش روزافزون دسته‌ای دیگر از سیستم‌های کم‌قدرت و ارزان‌قیمت و نیاز آنان به راه‌حل‌های متفاوت ویندوز نیز قرار داریم.»

«مادامیکه ویندوز ویستا روشی آسان و مطمئن را برای رفع نیازهای کاربران عرضه می‌نماید، ویندوز XP خانگی نیز راه‌حل مؤثری برای آن دسته از ابزارهایی خواهد بود که از لحاظ قدرت و هزینه در شرایط متفاوتی قرار دارند.»

مایکروسافت پیش از این اعلام کرده بود که فروش نسخه‌های جدید ویندوز XP را در تاریخ 31 ژانویه 2008 متوقف خواهد کرد.

پس از آن و بعد از اینکه تولیدکنندگان از این شرکت تقاضا کردند تا در این تاریخ تجدید نظر کند مایکروسافت30 ژوئن را آخرین مهلت برای فروش و عرضه XP تعیین نمود.

همزمان با این تصمیم مایکروسافت تأکید کرد که این تاریخ برای اکثر سیستم‌ها برقرار خواهد ماند تا تولیدکنندگان مجبور به استفاده از ویندوز ویستا در کامپیوترهای جدید خود بشوند.

Michael Dix مدیر بخش محصولات کلاینت مایکروسافت دراینباره گفت: «ما با داشتن چنین چشم‌اندازی و بعد از مشورت و گفت‌وگو با شرکای تجاری‌مان تصمیم گرفتیم برای رفع نیاز سیستم‌های کم‌قدرت و ارزان‌قیمت مدت اعتبار ویندوز XP خانگی را تا دوسال دیگر تمدید نمائیم.»

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |


در دور تازه جشنواره‌ جوائز ایرانسل، اين شركت از تعیین 13 جایزه ویژه خبر داد.


به گزارش رسیده «یک هواپیمای تفریحی دو نفره به همراه آموزش و مجوز پرواز» به قید قرعه و با توجه به شرایط تعيين شده به یکی از مشترکین سیم‌کارت‌های دائمی، اعتباری و پیام‌رسان ایرانسل اهدا خواهد شد.

شرايط به اين شرح است: صرف‌نظر از زمان خریداری سیم‌کارت، مشترکین به ازای هر بار که سیم‌کارت اعتباری و یا پیام‌رسان خود را به مبلغ 5 هزار تومان شارژ و استفاده می‌نمایند و یا صورت‌حساب سیم‌کارت دائمی خود را به همین مبلغ پرداخت می‌کنند، یک امتیاز در سیستم ایرانسل دریافت و پس از کسب حداقل 4 امتیاز، در قرعه‌کشی هواپیمای تفریحی دو نفره ایرانسل شرکت داده می‌شوند.

 افرادی که مصرف بیشتری داشته باشند، امتیاز بیشتری کسب کرده و شانس بیشتری برای برنده شدن در این قرعه‌کشی خواهند داشت.

بخش دیگر قرعه‌کشی ایرانسل ویژه مشترکینی است که در مدت تعیین شده، پس از تکمیل ثبت‌نام، نخستین تماس را از سیم‌کارت دائمی، اعتباری و پیام‌رسان خود برقرار نمایند.

 بر این اساس مشترکینی که در فاصله 20 فروردین تا 27 اردیبهشت سال جاری نخستین تماس را از سیم‌کارت دائمی، اعتباری و یا پیام‌رسان خود برقرار و ثبت‌نام خویش را تکمیل کنند، در قرعه‌کشی یک ویلا در شمال کشور، یک ویلا در جزیره کیش و 10 دستگاه پژو 206 شرکت داده می‌شوند.

مهلت شرکت در قرعه کشی 10 دستگاه پژو 206 تا پایان خردادماه ادامه خواهد داشت. بنابراین مشترکینی که در دوره اول قرعه‌کشی شرکت داده شده و برنده جایزه‌ای نشده باشند به طور خودکار در دور دوم قرعه‌کشی که از 28 اردیبهشت تا 31 خرداد برگزار می‌شود، شرکت داده می‌شوند. کلیه مشترکینی که در فاصله 28 اردیبهشت تا 31 خرداد نخستین تماس را از سیم‌کارت خود برقرار و ثبت‌نامشان را تکمیل کرده باشند در قرعه کشی 10 دستگاه خودروی پژو 206 شرکت داده می‌شوند.

خاطرنشان مي‌سازد مراسم قرعه‌کشی و اهدای جوایز ایرانسل با حضور هیئت نظارت بر امر قرعه‌کشی، نمایندگان محترم دادستانی کل کشور، سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی و خبرنگاران صورت می‌پذیرد

 

جزئیات طرح های تعرفه تشویقی جدید ایرانسل

جوايز باورنكردني جشنواره شگفتي ها جشنواره شگفتي هاي ايرانسل يك هديه ويژه هر مشترك: همه برنده اند

 

روابط عمومی ایرانسل: جزئیات طرح های تعرفه تشویقی رنگی ایرانسل که از 20 فروردین تا 31 خرداد ماه سال جاری ارائه می شوند، همراه با نرخ ها و دو طرح تعرفه طلایی جدید این اپراتور اعلام شد.

بر این اساس، مشترکین سیم کارت های دائمی و اعتباری ایرانسل می توانند با انتخاب و فعال سازی هر یک از طرح های تعرفه قرمز، آبی، طلایی، طلایی یک ستاره و طلایی دو ستاره از امتیازات این طرح ها برخوردار شوند.

هریک از طرح های تعرفه رنگی فوق، علاوه بر کاهش نرخ مکالمه و پیام کوتاه، شامل زمان های رایگان برای مکالمه و بهای تخفیفی برای استفاده از سرویس GPRS (اینترنت همراه) نیز میباشند.

به این ترتیب مشترکین ایرانسل می توانند با در نظر گرفتن میزان و نوع مصرف خود، مناسب ترین طرح تعرفه را انتخاب و هزینه استفاده از تلفن همراه خویش را تا حد چشمگیری کاهش دهند.

براساس این گزارش، مشترکین سیم کارت های دائمی و اعتباری ایرانسل با انتخاب و فعال سازی هر یک از طرح های تعرفه تشویقی رنگی، از تخفیف قابل ملاحظه ای در هزینه ارسال پیام کوتاه (SMS) برخوردار خواهند شد به طوری که هزینه ای که مشترکین هر ماه بابت ارسال پیام کوتاه می پردازند،"حداقل نصف" می شود چراکه هزینه ارسال هر پیام کوتاه به دیگر مشترکین ایرانسل به حداکثر 40 ریال و هزینه ارسال هر پیام کوتاه به مشترکین سایر خطوط تلفن همراه کشور به 80 ریال کاهش می یابد.

همچنین هزینه ارسال هر پیام کوتاه به دیگر مشترکین ایرانسل از ساعت 12 شب پنجشنبه تا ساعت 6 صبح روز جمعه هر هفته تنها یک ریال است.همچنین بهای ارسال هر پیام کوتاه به دیگر مشترکین ایرانسل از شنبه تا پنجشنبه، برای مشترکین طرح طلایی 30 ریال، برای مشترکین طرح طلایی یک ستاره 20 ریال و برای مشترکین طرح تعرفه طلایی دو ستاره تنها 10 ریال محاسبه می شود.

نرخ مکالمات مشترکین سیم کارت های دائمی و اعتباری ایرانسل، با فعال سازی طرح تعرفه قرمز و پرداخت ماهیانه 20 هزار ریال به عنوان هزینه ماهانه این طرح، باتوجه به زمان و مقصد تماس از 12 تا 80 درصد کاهش می یابد.

از سوی دیگر با انتخاب و فعال سازی طرح تعرفه آبی و پرداخت ماهیانه 40 هزار ریال هزینه ماهیانه این طرح، نرخ مکالمات مشترکین باتوجه به زمان و مقصد تماس از 28 تا 90 درصد کمتر می شود.

همچنین مشترکین با انتخاب و فعال سازی هر یک از سه طرح تعرفه طلایی، طلایی یک ستاره و طلایی دو ستاره و پرداخت هزینه ماهیانه اشتراک طرح (که بر اساس نوع طرح تعرفه طلایی انتخابی و نوع سیم کارت مشترک متفاوت است) از تخفیف 52 تا 99 درصدی در هزینه مکالمات خویش برخوردار می شوند به عنوان مثال با انتخاب طرح تعرفه طلایی دو ستاره، هزینه هر دقیقه مکالمه با دیگر مشترکین ایرانسل در هر زمان و در هر مکان به تنها 9 ریال و هزینه هر دقیقه مکالمه با مشترکین دیگر خطوط تلفن همراه و ثابت کشور در هر کجا و هر زمان به 249 ریال کاهش می یابد.

همچنین مشترکین هر یک از طرح های تعرفه 5 گانه فوق می توانند از ساعت 12 پنجشنبه تا ساعت 6 صبح روز جمعه به طور کاملا رایگان با دیگر مشترکین ایرانسل در سراسر کشور مکالمه کنند.

همچنین بهای استفاده از سرویس GPRS (اینترنت همراه ) که تنها توسط ایرانسل در ایران عرضه می شود برای مشترکین طرح های تعرفه تشویقی مشمول تخفیف خواهد بود به طوریکه بهای تبادل هر کیلوبایت اطلاعات از ساعت 12 شب تا 6 صبح روزهای عادی و تمام ساعات روزهای پنجشنبه و جمعه تنها یک ریال است.

بهای تبادل هر کیلوبایت اطلاعات از ساعت 6 صبح تا 12 شب روزهای شنبه تا چهارشنبه برای مشترکین طرح های تعرفه تشویقی قرمز و آبی 2 ریال و برای مشترکین طرح های تعرفه طلایی، طلایی یک ستاره و طلایی دو ستاره 1 ریال خواهد بود.

فعال سازی هر یک از طرح های تعرفه تشویقی از طریق کدهای دستوری (USSD) و دریافت پیام کوتاه تایید فعال سازی از طریق سیم کارت و در هر ساعت از شبانه روز ممکن است.

متقاضیان برای دریافت جزئیات بیشتر درخصوص طرح های تعرفه تشویقی ایرانسل و نحوه فعال سازی می توانند به وب سایت رسمی ایرانسل به نشانی www.irancell.ir مراجعه فرمایند

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

درسال گذشته


میزان واردات آهن دو برابر افزايش یافت



رئيس اتحاديه آهن فروشان تهران گفت: حدود 11 ميليون تن آهن سال 86 وارد کشور شد که نسبت به سالهاي گذشته افزايش دوبرابري داشت.

به گزارش اکونیوز:

 

"محمد آزاد" افزود: افزايش واردات و مصرف آهن به دليل افزايش ساخت‌ و ساز و طرح‌هاي عمراني دولت نهم بوده است.

 

وي با اشاره به اينکه از اين مقدار 9 ميليون و 500 هزار تن آهن به طور مستقيم وارد بازار شده است اضافه کرد: ميزان واردات آهن در سال‌هاي قبل حدود 5 ميليون و هفتصد هزار تن درسال بود.

 

آزاد با بيان اينکه عمده واردات آهن را بخش خصوصي انجام داده است، گفت: مقداري از اين واردات 11 ميليون تني را هم دولت و به منظور انجام کارهاي عمراني و زيربنايي انجام داده است.

 

وي اضافه کرد: عمده اين واردات از چين بوده است و پس از آن هم کشورهايي از آْسياي مرکزي، اوکراين، روسيه، ترکيه و لهستان عمده‌ترين صادرکنندگان آهن به ايران بودند.

 

رئيس اتحاديه آهن فروشان تهران گفت: برخي از محصولات وارداتي از چين در اوايل با استانداردهاي کشور همخوان نبود ولي درحال حاضر همه کالاهايي که وارد کشور مي‌شود تحت نظارت استاندارد است و کالاهاي غيراستاندارد مرجوع مي‌شود!!

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

تبریک نوروز از هیتلر به رضا شاه؟


 بازار داغ روبوسی در مجلس















بعد از ۴۵ روز استراحت واقعاً خسته نباشند دوستان...

ونیز "یزدی" در دوبی
 
 
 
 
 
  
  
 
  

خوب است بدانید که هنر" بادگیر" های یزد را اماراتی ها بنام خویش در فهرست آثارمعنوی یونسکو بنام خویش به ثبت رسانده اند....!!

این است تهاجم فرهنگی و تاراج هویت فرهنگی کشور نه آن چیزی که بعضی ها میپندارند


+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

ادعاي وزير بازرگاني

 

 

مواد غذايي گران نشده!

 

 

 

وزير بازرگاني‌ اجراي طرح ذخيره‌سازي و توزيع مركبات در روزهاي پاياني سال و نوروز را در مقايسه با سال‌هاي قبل موفقيت‌آميز برشمرد.!!


سيدمسعود ميركاظمي افزود: فعاليت كارگروه اين طرح از خرداد ماه سال گذشته با انتخاب مباشران خريد ذخيره‌سازي بخش خصوصي و معرفي آنان به بانك آغاز شده بود كه در نهايت نيز با توجه به حساسيت تامين مركبات در نوروز امسال به دليل سرمازدگي مركبات در استان گيلان،‌ مازندران و بخشي از گلستان ذخيره‌سازي از سوي بخش خصوصي در كنار كنترل كيفيت، بازرسي كالا و نيز نظارت كامل از سوي وزارت بازرگاني به موقع انجام گرفت.


وزير بازرگاني عنوان كرد: كنترل و نظارت بر نحوه اجراي طرح مذكور از سوي شركت بازرسي و كنترل كيفيت «
IGI» انجام گرفت به طوري كه مبادي تامين مركبات از سوي بخش خصوصي، پس از كنترل كيفيت پلمپ و سپس اطلاعات كامل آن بر روي نرم‌افزار سيستم مديريت توزيع كالا بر روي شبكه (GDMS) منتقل و در انتها نيز از سوي مقصد اعلام وصول مي‌شد و به اين ترتيب جابه‌جايي بارها خارج از شبكه امكان‌پذير نبود و در مقصد نيز از سوي شركت بازرسي و كنترل كيفيت فك پلمپ صورت مي‌گرفت.


به‌ گفته‌ وي اعمال اين نظارت موجب كاهش زمان مورد نياز براي كنترل و نظارت شد و از توزيع ميوه‌هاي ذخيره‌ شده در خارج از شبكه توزيع جلوگيري كرد.


ميركاظمي ادامه داد: علاوه بر اجراي طرح ذخيره‌سازي مركبات وزارت بازرگاني همانند دو سال قبل از ابزار تعرفه نيز استفاده كرد و با كاهش تعرفه واردات ميوه در 15 بهمن در زماني كه محصولي در دست كشاورزان نيست از ابزار تنظيم بازار استفاده شد كه نتايج اثربخشي را در چند سال اخير در پي داشته است.

وزير بازرگاني گفت: استفاده به موقع از ابزار تعرفه در بحث مركبات علاوه بر جلوگيري از شكل‌گيري انحصار بيانگر روند مطلوب صادرات آن بوده است به طوري كه براساس آمار 11 ماهه سال گذشته در مجموع 127 هزار تن سيب و مركبات وارد كشور شده در حالي كه صادرات آن بيش از 237 هزار تن بوده است. !!!


وي بر لزوم توجه جدي به گسترش فرهنگ صادرات با هدف ايجاد در زمينه‌هاي اشتغال افزود: معتقدم بايد فرهنگ صادرات به موقع كالاها و خدمات در كشور گسترش يابد كه براي اين منظور اصلاح سازوكارهاي بازار ضروري است به طوري كه قبل از نگراني واردات كالاها نگران پايين آمدن صادرات آن باشيم.

ميركاظمي همچنين با اشاره به همكاري اندك سيستم بانكي براي تامين مالي اجراي طرح ذخيره‌سازي مركبات از سوي بخش خصوصي اظهار كرد: در اين طرح تنها 30 درصد از بخش خصوصي موفق به دريافت تسهيلات بانكي شدند اما با اين وجود تشكل‌هاي مردمي و اصناف مشاركت مطلوبتري داشتند به طوري كه 21 هزار و 800 غرفه صنوف در توزيع و عرضه انواع كالاها، ميوه، مواد غذايي، خشكبار و پوشاك حضور يافتند.

وي عنوان كرد: آمار نشان مي‌دهد كه قيمت اقلام مواد غذايي در پايان سال قبل روند افزايشي نداشته كه علت اصلي آن نيز عرضه مستقيم و برپايي نمايشگاه‌هاي مختلف كالايي بوده است.

وزير بازرگاني در ادامه تغيير عوامل توليد از جمله افزايش دستمزد، نوسانات قيمت مواد اوليه و نيز تاثير افزايش قيمت جهاني برخي مواد اوليه و ساير دلايل ساختاري از جمله نقدينگي و بهره‌وري و ديگر موارد را از دلايل اصلي تاثيرگذار در رشد قيمت‌ها و نيز تنظيم نشدن بازار برشمرد و افزود: تغيير عوامل توليد تاثير مستقيم در افزايش قيمت تمام شده كالاها در پي دارد براي مثال ماده اوليه روغن كه پيش از اين 480 دلار در تن وارد شد در حال حاضر با افزايش قيمت جهاني به 1600 دلار در تن رسيده است و يا با آزاد شدن قيمت محصولات پتروشيمي هزينه بسته‌بندي نايلوني و پلاستيكي افزايش يافته و در قيمت نهايي محصول تاثير مستقيم خواهد داشت، بنابراين چگونه مي‌توان انتظار داشت روغني كه به يك‌باره گران شده به قيمت قبلي باز مي‌گردد؛ بنابراين معتقدم بخشي از افزايش‌ قيمت‌ها با تنظيم بازار قابل كنترل نيست.


وزير بازرگاني افزايش قيمت بسياري از مواد غذايي در سال گذشته را بي‌سابقه توصيف كرد و افزايش قيمت نفت، حمل و نقل دريايي، كاهش ارزش دلار بر برابر يورو، تهيه سوخت از روغن و جايگزيني ساير كالاها، عرضه‌ اندك برخي محصولات و نيز ورود هند و چين به بازار مصرف برخي كالاها را از دلايل اصلي تاثيرگذار در رشد قيمت ها‌ي جهاني برشمرد.!!

 

"عجب نبوغی"!!

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

آغاز جلسات محفلی

 

 

براي حفظ هيأت رئيسه کنوني در مجلس هشتم؟

 

 

خبرهاي رسيده ، از آغاز جلسات محفلي با حضور شماري از اعضاي هيأت رئيسه مجلس فعلي حکايت دارد.
گفته مي‌شود يکي از اهداف تشکيل اين جلسات، تلاش براي حفظ ترکيب کنوني هيأت رئيسه مجلس در مجلس هشتم تا حد امکان است.

 

بنا بر اين گزارش، گويا برخي به دنبال اين بوده‌اند که نمايندگان راه‌يافته به مجلس هشتم از سوي گروه 6+5 دعوت شوند که با مخالفت اين گروه، عضو ارشد هيأت رئيسه کنوني مجلس اقدام به دعوت شماري به اين جلسه کرده است.

اين‌گونه اقدامات در حالي رخ مي‌دهد که به دليل کشيده شدن انتخابات در بسياري از حوزه‌هاي انتخابيه به مرحله دوم، هنوز تکليف 81 کرسي مجلس هشتم مشخص نيست.

همچنين در ميان کل 209 کانديداي راه‌يافته به مجلس، تنها 33 درصد از نمايندگان مجلس هفتم به چشم مي‌خورند.

 

 

قریب به شش میلیارد ریال جریمه

 

برای قاچاق البسه خارجی

 

 

 یک دستگاه کامیون حامل کالای گمرکی شامل کفش و پوشاک خارجی توسط مامورین انتظامی فارس متوقف و مراتب به ظن قاچاق تحویل گمرکات فارس می شود.

به گزارش روابط عمومی سازمان تعزیرات حکومتی، با معرفی مالکین کالا توسط راننده و پذیرش مالکیت کالا از طرف ایشان، گمرکات استان با اعلام شکایت، پرونده را به اداره کل تعزیرات استان فارس ارسال و پس از انجام تشریفات قانونی و اخذ دفاعیات متهمین، شعبه هفتم ویژه رسیدگی به امور قاچاق کالا و ارز علاوه بر ضبط کالاهای مکشوفه به نفع دولت، متهم را به پرداخت پنج میلیارد و 999میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت محکوم می کند

 

 

توزيع كتاب‌هاي حضرت معاويه

 

در جنوب ايران!

 

 

به تازگي در برخي از شهرهاي جنوب كشور، كتاب‌هايي در تأييد و تمجيد معاوية بن ابي‌سفيان توزيع مي‌شود و حتي به فروش مي‌رسد.

اين كتاب‌ها در استان هرمزگان آزادانه عرضه مي‌شود و در آن به مناقب معاويه با عنوان «حضرت معاويه، پرچمدار اسلام» اشاره و از خدمات وي به مسلمانان تجليل شده است.

يادآور مي‌شود، به تازگي برخي از گروه‌هاي وهابي و سلفي امارات متحده عربي در اميرنشين دوبي، كارتن‌هاي اين كتاب را به همراه مقداري پول نقد در اختيار ملوانان بومي لنج‌هاي ايراني فعال در سواحل خليج فارس مي‌گذارند تا در شهرهاي جنوبي ايران پخش كنند.

گفتني است، مشابه اين موارد دو سال پيش نيز در خرمشهر ديده شد و هم‌اكنون نيز در جزاير و بنادر استان هرمزگان ديده مي‌شود.

 

انتصاب اعضاء هیأت مدیره

 

 ایران خودرو

 

 

 

اعضاي هيات مديره شركت ايران خودرو با حكم رئيس سازمان گسترش و نوسازي صنايع منصوب شدند.

به گزارش رسیده ، با حكم احمد قلعه‌باني رحيم اسماعيلي دانا به عنوان نماينده شركت رنا، همايون رياحي چالشتري به عنوان نماينده شركت توسعه صنعتي (وابسته به سازمان گسترش و نوسازي صنايع)، برزو مختاري به عنوان نماينده شركت ساختمان و خدمات نوسازي و منوچهر منطقي عنوان نماينده سازمان گسترش و نوسازي صنايع در هيات مديره شركت ايران خودرو منصوب شده‌اند.
بر اساس اين گزارش ضيايي نيز به عنوان نماينده تامين اجتماعي در هيات مديره ايران خودرو حضور دارد.
وزير صنايع و معادن پيش از اين در سخنراني اش در شركت ايران خودرو انتصاب همزمان منوچهر منطقي به مديرعاملي و رياست هيات مديره ايران خودرو را اعلام كرده بود.
مجمع عمومي ايران خودرو نيز اواخر سال قبل با برگزاري نشستي موانع قانوني حضور توامان منطقي در اين دو سمت را مرتفع كرد.

بر اين اساس به نظر مي‌رسد منوچهر منطقي به طور همزمان عهده‌دار دو سمت رياست هيات مديره و مديرعاملي ايران خودرو شود.

 

 

امکان ميزباني سايت

 

در کشور

 

 

رئيس سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي از تهيه پيش‌نويس آيين‌نامه اجرايي مراکز خدمات داده اينترنتي خبر داد و گفت: امکان ميزباني سايت‌هاي اينترنتي در داخل کشور فراهم خواهد شد. !!

محمود خسروي با بيان اين خبر گفت: با توجه به اين‌که ميزباني بيشتر سايت‌هاي داخلي خصوصي و دولتي در خارج از کشور صورت مي‌گيرد و با توجه به ضرورت طبقه‌بندي اطلاعات محرمانه و حفظ آنها در داخل کشور در سال گذشته بررسي و تهيه پيش‌نويس آيين‌نامه اجرايي مراکز خدمات داده اينترنتي (IDC) توسط سازمان انجام شد که با اجراي اين آيين نامه در سال جديد براي دارندگان اين پروانه، امکان ميزباني سايت‌هاي اينترنتي در داخل کشور به وجود خواهد آمد.

وي همچنين به سازماندهي و ضابطه‌مند کردن ورود، خريد، توليد و فروش تجهيزات راديويي و تهيه دستورالعمل صدور پروانه در اين باره و تصويب آن در کميسيون تنظيم مقررات و ارتباطات و ابلاغ اعلام همگاني از طريق سايت سازمان خبر داد و گفت: اين كار، يکي از فعاليت‌هاي با ارزش سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي در زمينه ارتقاي بازار و افزايش کارآيي بخش خصوصي به شمار مي‌آيد.

 

بليت سينماها روزهاي دوشنبه

 

نيم بهاست

 

 

 

بنا بر مصوبه شوراي صنفي نمايش، از اول تير ماه سال جاري به جاي روزهاي شنبه‌‌ها، دوشنبه‌ها بليت سينماها نيم‌بها خواهد بود.

«محمدرضا صابري»، سخنگوي شوراي صنفي نمايش ضمن اعلام اين خبر اظهار داشت: نخستين جلسه شوراي صنفي نمايش امروز با حضور سيدرضا ميركريمي، مديرعامل خانه سينما و اعضاي شورا در خانه سينما برگزار شد که در پايان جلسه نسبت به تخلفي که سينما عصر جديد براي اکران فيلم‌هاي نوروزي کرده بود، رسيدگي شد.

وي در ادامه گفت: شكايتي از سوي سينما قدس كه سرگروه سينماهاي نمايش دهنده «دايره زنگي» است، به شورا ارايه شد كه سينما عصر جديد در ايام نوروز، اقدام به نمايش فيلم مربوط به اين گروه سينمايي کرده است. شورا هم به پخش کننده اين فيلم تذکرات لازم را داده بود، اما متأسفانه به دليل بي‌توجهي آنها، اين اتفاق افتاد و به علت تحقيقاتي كه رئيس شورا و بيشتر اعضا انجام داده بودند، تخلف اين سينما براي همه محرز و همچنين پخش کننده فيلم نيز توبيخ کتبي شد.


وي افزود: بر پايه نظر اعضاي شورا از روز چهارشنبه اين هفته نيز فيلم «پابرهنه در بهشت» به كارگرداني بهرام توكلي به مدت سه هفته در سينما عصر جديد اكران خواهد شد. همچنين سالن 2 سينما عصر جديد كه موظف به اكران فيلم «به همين سادگي» بود، نيز بايد اين فيلم را اكران كند.

 

عضو هيأت مديره انجمن سينماداران در ادامه اظهار کرد: سينما ايران هم تخلفي در زمينه نمايش فيلم «دايره زنگي» داشت که با توجه به اين تخلف و تماس رئيس شورا با دفتر پخش فيلم «دايره زنگي» و نشان ندادن واكنشي از سوي اين دفتر، هدايت فيلم نيز از سوي شورا به طور كتبي توبيخ شد.


صابري به مصوبات ديگر اين شورا اشاره کرد و افزود: در اين نشست، بحث مربوط به نيم بهاي سينماها در روزهاي شنبه بررسي و تصميم بر اين شد که استفاده از بليت نيم‌‌بها كه ويژه روزهاي شنبه بود، از اول تير ماه به دوشنبه‌ها منتقل شود و مسئولان سينماها به مدت سه ماه فرصت دارند تا اين تغيير را به شکل مناسبي به مردم اطلاع‌رساني کنند.

سخنگوي شوراي صنفي نمايش تصريح كرد: گروه سينمايي آفريقا فيلم «زن‌ها فرشته‌اند»، گروه سينمايي استقلال فيلم «تلافي» و گروه سينمايي قدس فيلم «تيغ‌زن» را به عنوان فيلم‌هاي اكران دوم نوروز خود برگزيده‌اند و براي سينما عصر جديد هم از طرف شوراي صنفي نمايش فيلم «ايستگاه بهشت» به كارگرداني نادر مقدس برگزيده شده است.

وي در پايان گفت: فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» به کارگرداني کمال تبريزي هم پس از «تيغ زن» در گروه سينمايي قدس اکران خواهد شد.

 

اعلام تاریخ آخرالزمان و اقدام عجیب یک فرقه روسی!

 

هفت زن روس که به خاطر عقايد فرقه اي و از بيم آخرالزمان و پايان کار دنيا، ماهها خود را در درون غاري در دل زمين مخفي کرده بودند با کمک مسئولان از غار بيرون آورده شدند.

به گزارش آسوشيتدپرس از مسکو، مسئولان روسي براي بيرون آوردن اين افراد از مخفيگاه شان مجبور شدند کوزنتسف رئيس اين فرقه را که ادعاي پيامبري مي کند از بيمارستان رواني بيرون بياورند و به محل غار منتقل کنند.

 

به گفته مسئولان روسي، هنوز بيش از بيست تن ديگر از اعضاي اين فرقه در غار هستند و پيش بيني مي شود اين افراد نيز امروز از غار بيرون بيايند.

 


جنجال به خاطرخريدار صهيونيست کليد کعبه

 

 

پنجاه و هشتمين کليد خانه کعبه که تنها کليد موجود در خارج از موزه هاست پس از اعلام فروش ان در يک مزايده علني در لندن و احتمال خريد ان توسط يک تاجر اسرائيلي ، جنجال افرين شده است.

 

 

به گزارششبکه تلويزيوني العربيه اين کليد براي سال پانصد و هفتاد و پنج هجري قمري و يکي از پنجاه و هشت کليد کعبه است.

 

شبکه العربيه از شيخ عبد العزيز الشيبي کليد دار کعبه مشرفه درباره ديدگاهش درخصوص فروش اين کليد سئوال کرده که وي گفته از اين موضوع غمگين است .

 

وي ابراز اميدواري کرد اين کليد را يک مسلمان بخرد و ان را به خانواده الشيبي بازگرداند.

 

اين کليد روز چهار شنبه در مرکز بين المللي حراج "ساتبي " در لندن به مزايده گذاشته خواهد شد.

 

قيمت پايه براي اين کليد يک ميليون دلار اعلام شده است.

در قسمتي از اين کليد که طول آن 37 سانتيمتر است ، سوره مبارکه حج حک شده و 930 سال پيش در مصر ساخته شده است .

 

اين گزارش مي افزايد: 58 کليد کعبه وجود دارد که 54 عدد از آنها در يکي از موزه هاي استانبول نگه داري مي شود و يکي نيز در موزه پاريس و ديگري در موزه آثار اسلامي قاهره نگه داري مي شود.

 

 

 

در ميان افراد باقي مانده در غار چهار کودک زير دو سال ديده مي شوند.

 


سي و پنج تن از هواداران اين فرقه در ماه نوامبر از بيم آخرالزمان که به اعتقاد‌ آنها در ماه مه رخ خواهد داد، اين غار را نزديکي يک روستا حفر کردند.

 

پل نيمه كاره BRT تخريب شد

 

 

پل نيمه‌كاره بهبودي كه تقريباً رو به اتمام بود به دليل اختلاف نظر ميان شوراي شهر و شهرداري تهران افتتاح نشده به رغم صرف حدود 2 ميليارد تومان هزينه تخريب شد.

 

شهرداري تهران در اواخر سال گذشته تقاطع غيرهمسطح در مسير اتوبوسراني BRT و تقاطع خيابان‌هاي بهبودي و آزادي شروع كرد و تقريباً زماني كه كار رو به اتمام بود، با نظر شوراي شهر ادامه كار متوقف و پايه‌هاي پل جمع‌آوري شد.


اين پل نيز به سرنوشت پل تخريب شده آسيا قبل از افتتاح دچار شد كه شهرداري تهران براي ساخت آن نيز هزينه زيادي صرف كرده بود.


*براي ساخت اين پل مجوز شوراي شهر را داشتيم


سيامك عطايي مدير نظارت ابنيه شهرداري تهران در با اشاره به تخريب پل افتتاح نشده بهبودي گفت: شوراي شهر براي احداث اين پل رديف بودجه در نظر گرفته بود.

وي در پاسخ به اين پرسش كه چرا پل تقاطع غيرهمسطح بهبودي ـ آزادي را هنوز افتتاح نكرده تخريب كرده‌ايد؟ گفت: جلوي ادامه كار را شوراي اسلامي شهر تهران گرفته است.

عطايي در پاسخ به پرسش ديگري كه شوراي اسلامي شهر تهران اعلام كرده اين پل فاقد مصوبه و مطالعات كارشناسي بوده است؟ گفت: اينطور نبوده، ما براي اين پروژه رديف بودجه داشته‌ايم.

وي اظهار داشت: تقريباً كار به اتمام رسيده بود كه شوراي شهر جلوي ادامه كار را گرفت.

عطايي ادامه داد: شوراي اسلامي شهر تهران به اين علت كه با احداث اين تقاطع ديد ميدان آزادي تهران از بين مي‌رود جلوي اين كار را گرفت اين در حالي است كه در همين مسير 5 پل عابر پياده وجود دارد كه ارتفاع آن‌ها بيش از 8 متراست‌، در حالي كه ارتفاع اين پل 7 متر بود.

عطايي در خصوص هزينه صرف شده براي اين پروژه گفت: حدود 2 ميليارد تومان براي ساخت اين پل هزينه صرف كرديم كه نگذاشتند به كار خود ادامه دهيم و جلوي ادامه احداث آن گرفته شد.

 

وي گفت: در زمان ساخت معارضان تأسيساتي و مشكلات فراوان ديگري داشتيم كه آن را به سختي برطرف كرديم.

 

به گفته عطايي، با احداث اين تقاطع بار ترافيكي در اين محدوده به شدت كاهش مي‌يافت. در حال حاضر در پشت چراغ قرمز در اين محدوده حدود 11 اتوبوس معطل مي‌شوند و با گرم شدن هوا شهروندان دچار مشكلات فرواني در ترافيك اين محدوده خواهند‌ شد.

 

وي ادامه داد: با ساخت اين تقاطع اتوبوس‌ها بدون توقف از اين محدوده عبور مي‌كردند حتي خودروهاي امدادي نيز مي‌توانستند از اين مسير عبور كنند.

*شهرداري مجوزي براي ساخت اين پل نداشت


اين در حالي است كه حمزه شكيب رئيس كميسيون فني و عمراني شوراي اسلامي شهر تهران در گفت‌وگويي اعلام كرده است؛ با احداث اين تقاطع ديد ميدان آزادي تهران از بين مي‌برد و از سويي احداث تقاطع كمكي به حل ترافيك تقاطع خيابان آزادي ـ بهبودي نكرده و فقط راه را براي اتوبوس هاي تندرو باز مي‌كرد.

 

شكيب گفت: شوراي اسلامي شهر تهران نيز باتوجه به وضعيت موجود از شهرداري تهران خواست روند احداث اين تقاطع را متوقف كرده و گزينه‌هاي ديگري را براي كاهش ترافيك آن منطقه اجرايي كند.

 

رئيس كميسيون فني و عمران شوراي اسلامي شهر تهران در خصوص گزينه‌هاي جايگزين تقاطع غير همسطح در مسير اتوبوسراني خيابان آزادي، تأكيد كرد: يكي از اين گزينه‌ها احداث زير گذر عمود بر خيابان آزادي است.

 

وي ادامه داد: براساس اين طرح زير گذر در تقاطع خيابان آزادي و بهبودي ايجاد شده تا هم ترافيك خودروهاي شخصي را برطرف كرده و هم راه رابراي اتوبوس‌ها هموار كند.

 

شكيب در خصوص هزينه‌هاي توقف اجراي اين طرح‌ گفت: به طور قطع اگر اين طرح به طور كامل افتتاح و بهره‌برداري مي‌شد هزينه‌هاي بيش‌تري را براي مردم تهران به دنبال داشت.

 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

فرمان دستم نبود
 
فرهاد رهبر كه خروجي پرسروصدا از سازمان مديريت وبرنامه ريزي داشت،با سروصداي زياد به دانشگاه تهران رفت تا جاي تنها رئيس روحاني تاريخ دانشگاه تهران را بگيرد.

او پس از حضور دردانشگاه تهران،درنشستي مطبوعاتي رودرروي خبرنگاران قرار گرفت ودر مورد دليل پذيرش پست رياست دانشگاه تهران كه رده‌اي پايين‌تر از پست قبلي او دارد، بي‌پرده گفت «چه كسي گفته است پست رياست دانشگاه تهران كم‌تراز رياست سازمان مديريت وبرنامه‌ريزي است؟هركسي مي‌تواند وزير علوم شود اما هركسي نمي‌تواند رئيس دانشگاه تهران باشد.»اظهارات فرهاد رهبر كه اين روزها روزه سكوت 15 ماهه‌اش را شكسته است،نشان مي‌دهد رئيس جديد دانشگاه تهران دردومين مرحله از تجربه مديريتي‌اش در دولت نهم، با كسي تعارف ندارد حتي با وزيرعلوم.فرهاد رهبر كه پيش ازاين درپست‌هايي نظير معاونت اطلاعات اقتصادي وزارت اطلاعات و رياست سازمان مديريت وبرنامه‌ريزي فعاليت داشته، به سياسي‌ترين دانشگاه ايران پا گذاشته است.دانشگاه تهران با تمام حاشيه‌ها وجنجال‌هايش مي‌تواند عرصه تازه‌اي براي محك توان مديريتي اقتصادداني باشد كه زماني وظيفه مبارزه با مفاسد اقتصادي را عهده‌داربود وزماني ديگر قصد داشت بودجه را عملياتي كند. رئيس جديد دانشگاه تهران ،با اين شرط كه پرسش‌ها به موضوع استعفايش از سازمان مديريت ختم نشود،تن به گفت‌وگو مي‌دهد.فرهاد رهبركه درابتداي تشكيل دولت نهم دردسته نزديكان رئيس دولت قرار داشت،به دليل اختلافاتي كه با محمود احمدي‌نژاد پيدا كرد،با نوشتن نامه‌اي انتفادي،از پست رياست سازمان مديريت وبرنامه‌ريزي استعفا كرد.استعفاي او كه انعكاس زيادي دررسانه‌ها داشت،منجربه گسترش دامنه انتقاد ازدولت شد.

چه ناگفته‌هايي از پيدا و پنهان فرهاد رهبر وجود دارد كه تمايل داريد به آن اشاره كنيد. وقتي در مورد شما در اينترنت جست‌وجو مي‌كنيم، به موارد متضادي برمي‌خوريم كه هيچگاه در مورد آن صحبت نكرده‌ايد. شما چگونه فرهاد رهبر را تعريف مي‌كنيد؟

من شخصيت پيچيده‌اي ندارم. نمي‌دانم در مورد من چه چيزهايي گفته مي‌شود. در خيلي موارد،‌ گفته‌ها و شنيده‌ها اهميت زيادي نمي‌توانند داشته باشند. مثل كف روي آب، مي‌آيند و مي‌روند. فرهاد رهبر آدم پيچيده‌اي نيست. اگر هفته گذشته با من بوديد، اين سادگي را مي‌توانستيد در چشمان دانشجويي ببينيد كه در اتاق‌اش را به روي من باز كرد و من را نمي‌شناخت.اصولا در كشور ما، نام‌ها جلوتر و بسيار فراتر و مبهم‌تر از شخصيت‌ها، راه مي‌افتند و هر روز كه بزرگ‌تر مي‌شوند، بر ابهام آنها هم افزوده مي‌شود. فرهاد رهبر هم يكي از نام‌هايي است كه در كوچه و خيابان براي خودش مي‌چرخد و مثل اسم رستم شده است كه حالا من هم مي‌ترسم صدايش كنم. اما فرهاد رهبر آدم پيچيده‌اي نيست.

اهل كجاييد؟ كجا درس خوانده‌ايد؟ و پرسش‌هايي از اين دست كه هيچگاه در موردش صحبت نكرده‌ايد.

من روز اول مردادماه سال 1338 در شهر سمنان به دنيا آمده‌ام. از ابتداي تولد، تا سال 1356 در همين شهر زندگي و تحصيل كردم تا اينكه در سال 1356 وارد دانشگاه تهران شدم.در تمام سال‌هاي تحصيل، چه در مدرسه و چه در دانشگاه،‌ درسخوان و منضبط بودم و همواره تحت تاثير آموزه‌هاي مذهبي، قرار داشتم. بد نيست در همين زمينه به نكته بامزه‌اي اشاره كنم كه اثبات‌كننده درسخواني من است. يكي، دو ماه پيش، يك نفر كه من هيچ‌گونه سابقه آشنايي با ايشان نداشتم، با دفتر من در دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران تماس گرفت و درخواست ملاقات كرد. قرار ملاقات گذاشته شد و روزي كه با ايشان مواجه شدم، بريده‌اي از روزنامه كيهان سال‌هاي پيش را ديدم كه عكس من و پسر ايشان را به عنوان شاگرد اول چاپ كرده بود. اين عكس مربوط به 40 سال پيش بود و من از ديدن آن كلي خوشحال شدم.

من در سال 1356 وارد دانشگاه شدم و با همان جديتي كه در دوران تحصيل در مقاطع مختلف داشتم،‌ تصميم گرفتم در رشته اقتصاد هم درس بخوانم. از ورود من به دانشگاه، مدت زمان زيادي نگذشت كه دانشگاه به دليل وقوع انقلاب و پس از آن انقلاب فرهنگي، تعطيل شد و من فقط 12 واحد را پشت سر گذاشته بودم. بنابراين تا سال 1362 كه دانشگاه بازگشايي شد، تحصيل من هم متوقف ماند. در اين مدت احساس كردم مدت زمان زيادي را از دست داده‌ام به همين دليل از سال 62 تا 64، بيش از 140 واحد را به اصطلاح «پاس» كردم و موفق به دريافت مدرك كارشناسي اقتصاد شدم.در دوره تحصيل دانشگاه هم، شاگرد اول بودم. اين را مي‌توانيد از دكتر علي طيب‌نيا و دكتر الياس نادران بپرسيد كه همدوره‌هاي من بودند.بعد از اينكه در سال 1364 با رتبه اول، فارغ‌التحصيل شدم، بورسيه تحصيل در خارج از كشور، به من تعلق گرفت اما ترجيح دادم در داخل كشور، ادامه تحصيل بدهم. در همين شرايط در مقطع كارشناسي ارشد دانشگاه تهران قبول شدم و در ايران ماندم و پس از آن در مقطع دكتري به تحصيل ادامه دادم تا اينكه در سال 1373 فارغ‌التحصيل شدم.نكته جالب اين است كه به محض اتمام درس من در دوره دكتري، با توجه به شناختي كه اساتيد از درس و نحوه كار من داشتند، جلسه تشكيل دادند و من را به عنوان عضو هيات علمي دانشگاه تهران انتخاب كردند.

چه موضوعي را به عنوان رساله دكتري انتخاب كرديد؟

«مدل بهره‌برداري از ذخاير زيرزميني و دارايي‌هاي مولد». همين موضوعي كه اين روزها همه در مورد آن اظهارنظر مي‌كنند. يعني چگونه بايد از پول نفت استفاده كرد؟ در رساله‌ام به موضوعات مختلف مرتبط با اين موضوع پرداخته بودم.

ظاهرا شما از ابتداي تحصيل، كار هم مي‌كرديد اما تا اين لحظه به سابقه كاري خود اشاره نكرديد.

من از سال 1356 كه به تهران آمدم، به‌گونه‌اي ارتباط مستمر با دانشگاه تهران داشته‌ام. از فاصله سال‌هاي 56 تا 73 علاوه بر تحصيل، فعاليت‌هاي مختلفي را تجربه كردم. زماني كه دانشگاه تهران به دليل وقوع انقلاب فرهنگي تعطيل شد، مدتي را در جهاد سازندگي گذراندم.

پس از آن به مدت سه سال در بنياد مسكن انقلاب اسلامي فعاليت كردم و از آنجا به وزارت بازرگاني رفتم. از سال 1363 تا سال 1368 به عنوان كارشناس اقتصادي دفتر نخست‌وزيري فعاليت كردم و در دولت آقاي هاشمي، به مدت سه سال، مديركل بررسي‌هاي اقتصادي مركز استراتژيك بودم و همانطور كه اشاره كردم، از سال 1373 تاكنون عضو هيات علمي دانشگاه تهران بوده‌ام.

از چه سالي وارد وزارت اطلاعات شديد؟

بعد از مديريت بررسي‌هاي اقتصادي مركز بررسي‌هاي استراتژيك كه از سال 68 تا 73 ادامه داشت، به مدت 5 سال، در دانشگاه تهران حضور داشتم اما در كنار تدريس اقتصاد خرد، همكاري‌هاي مختلفي با نهادها و سازمان‌هاي دولتي داشتم. در طول اين مدت، بيشتر به صورت مشاور با نهادهايي مثل شوراي امنيت ملي همكاري داشتم. در سال 1378 توسط آقاي يونسي به وزارت اطلاعات دعوت شدم و به مدت سه سال به عنوان معاون ايشان فعاليت كردم.

يعني دوران ورود شما به وزارت اطلاعات، پس از وقوع قتل‌هاي زنجيره‌اي بود و حضور گروه سعيد امامي؟

بله. ماجراي قتل‌ها در سال 1377 اتفاق افتاده بود و من در سال 1378 به وزارت اطلاعات پيوستم. ما زماني به وزارت اطلاعات رفتيم كه آقاي يونسي وزير بودند و برنامه‌هاي خوبي براي اصلاح ساختار و در مجموع اصلاح مسائل به وجود آمده تدوين كرده بودند.

شما پيش از اين با وزارت اطلاعات همكاري داشتيد؟

نه. سابقه فعاليت‌هاي من همان چيزي بود كه اشاره كردم.

پس اينكه گفته مي‌شود شما كارمند يا مامور رسمي وزارت اطلاعات هستيد، صحت ندارد؟

شما طوري صحبت مي‌كنيد كه انگار مامور وزارت اطلاعات بودن كار زشت و ناپسندي است.

منظور من اين نبود. اما در همه جاي دنيا به شخصيت‌هاي امنيتي، طور ديگري نگاه مي‌شود.

من در سال 1378 از دانشگاه تهران در قالب حكم ماموريت به وزارت اطلاعات دعوت شدم.

چرا از يك دكتراي اقتصاد كه رساله‌اش را در مورد نحوه مصرف درآمدهاي نفتي نوشته بود،‌ دعوت به همكاري شد؟ اصلا سابقه دوستي يا همكاري شما با آقاي يونسي به چه زماني بر مي‌گشت؟

بعد از اينكه موفق شدم مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد رشته اقتصاد را بگيرم، به صورت دوره‌اي براي مقامات ارشد قضايي يا مديران ارشد دولت، كلاس‌هايي برگزار مي‌شد براي اينكه هر كدام از مديران دولتي يا قضات شناخته شده بتوانند با مباني و مفاهيم اوليه علوم آشنا شوند. من در همين زمينه، افتخار تدريس مفاهيم و مقدمات اوليه علم اقتصاد را داشتم و بزرگاني همچون آقاي يونسي و محسني‌اژه‌اي در اين كلاس‌ها حضور مي‌يافتند. دوستي اوليه من با آقاي يونسي هم از همين كلاس‌ها آغاز شد تا اينكه مسايل و مشكلاتي در وزارت اطلاعات به وجود آمد كه شما حتما از كيفيت آن اطلاع داريد. پس از آن ماجراها، آقاي يونسي به عنوان وزير اطلاعات به مجلس معرفي شدند و اندكي بعد ايشان خواستار مذاكره با من شدند. همانطور كه اشاره كردم، در آن دوره، من به عنوان عضو هيات علمي، حضور پررنگي در دانشگاه تهران داشتم و به جز مشاوره در امور اقتصادي و تهيه طرح‌هاي مطالعاتي، هيچ فعاليت ديگري نداشتم. وقتي با آقاي يونسي در مورد پذيرش پست معاونت وزارت اطلاعات مذاكره‌اي داشتم، متوجه شدم كه ايشان اراده‌اي جدي براي اصلاح‌ ساختار وزارتخانه دارند. به همين دليل من هم عنوان كردم كه مي‌توانم برنامه‌اي براي پايان فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات بنويسم.

پس از آن، برنامه‌اي كامل تهيه كردم كه اساس و مبناي آن، پايان فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات بود اما در كنار آن براي نخستين‌بار، لزوم مبارزه نرم‌افزاري با پديده فساد در اقتصاد ايران را مطرح كردم.

در اين مورد گفته مي‌شود، دوستي يا حيطه نفوذ شما آنقدر زياد بود كه آقاي يونسي، براي نخستين‌بار معاونتي با نام معاونت اقتصادي را به خاطر حضور شما در زيرمجموعه خود ايجاد كرد. ايجاد معاونت اقتصادي، پيشنهاد شما بود يا در برنامه‌هاي آقاي يونسي وجود داشت؟

آقاي يونسي پس از اينكه در وزارت اطلاعات مستقر شدند، پي به لزوم طراحي چنين معاونتي بردند. البته در مورد نحوه فعاليت‌هاي اين معاونت، با من مذاكراتي شد اما ايجاد معاونت، پيشنهاد من نبود.

چگونه شد كه از دانشگاه تهران به وزارت اطلاعات رفتيد، آن هم در شرايطي كه وزارت اطلاعات بسيار بدنام شده بود؟

همانطور كه اشاره كردم من كارمند رسمي دانشگاه تهران بودم و توسط وزير وقت اطلاعات، به كار دعوت شدم. در اين زمينه پس از مذاكراتي كه با آقاي يونسي داشتم، به اين نتيجه رسيدم كه مي‌‌توانم حضور مثبتي داشته باشم.

در صحبت‌هاي اوليه‌اي كه با آقاي يونسي داشتيد، شما چه انتظاري از وزير اطلاعات داشتيد و توقع ايشان از شما چه بود؟

سوال خوبي مطرح كرديد. در مذاكره اوليه، آقاي يونسي از تاكيد رهبري بر مبارزه با فساد اقتصادي گفتند و از من خواستند كه برنامه‌اي براي تحقق اين خواسته تنظيم كنم. در مقابل من هم دايره فعاليت‌‌هاي معاونت اقتصادي وزارت اطلاعات را بسيار فراتر از مبارزه با فساد اقتصادي مي‌دانستم و به ايشان گفتم كه ترجيح مي‌دهم به جاي برخورد با فساد، برنامه‌هايي تنظيم كنم كه حالت پيشگيرانه داشته باشد. اولويت من در تنظيم برنامه، ايجاد امنيت اقتصادي بود. همه اين مسايل مورد تاييد آقاي يونسي قرار گرفت و من هم از سال 1378 به عنوان معاون ايشان به وزارت اطلاعات پيوستم.

براي پيوستن به وزارت اطلاعات، ماموريت ويژه‌اي داشتيد؟

ماموريت ويژه، به معنا و بار ژورناليستي‌اش نه. اما وقتي معاونت امور اقتصادي وزارت اطلاعات شكل گرفت، ماموريت ويژه من، ايجاد امنيت اقتصادي، توقف فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات و در نهايت شناسايي گلوگاه‌هاي فساد بود.

در زمينه توقف فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات چه برنامه‌اي تدوين كردید؟

بحث توقف فعاليت‌‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات يكي از مهم‌ترين محورهاي توافق من با آقاي يونسي بود. صريح‌تر بگويم؛ من به آقاي يونسي گفتم؛ شما تازه به وزارت اطلاعات پيوسته‌ايد و من هم در صورتي كنار شما مي‌‌ايستم كه از برنامه قاطع من براي توقف فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات حمايت قاطع كنيد.همين موضوع محور اصلي برنامه‌هاي آقاي يونسي قرار گرفت و پس از تدوين راهكارهاي تحقق اين هدف، بيشتر فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات را متوقف كرديم.

شركت‌ها را واگذار كرديد يا به‌طور كلي از روش انحلال استفاده كرديد؟

از همه روش‌ها استفاده شد. در حال حاضر تعداد شركت‌‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي را به خاطر ندارم اما بايد اين نكته را عنوان كنم كه تعداد شركت‌ها خيلي زياد نبود اما خيلي كم هم نبود. در هر صورت شركت‌ها، با اين استراتژي به وجود آمده بودند كه وزارت اطلاعات بتواند منابع مورد نياز خود را بدون اتكاي بودجه تامين كند. بحث خودگرداني بعضي سازمان‌ها و موسسه‌ها زماني طرفداران زيادي در دولت و شبه‌دولت داشت. در مجموع به اين نتيجه رسيديم كه فعاليت اقتصادي وزارت اطلاعات به صلاح اقتصاد كشور نيست و بايد هر چه زودتر متوقف شود.

اين ايده را سعيد امامي مطرح كرده بود؟

اين ايده سابقه زيادي دارد. عده‌اي معتقد بودند فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات به دليل كمبود بودجه، لازم و ضروري است اما مطالعات ما نشان داد بنگاه‌داري وزارت اطلاعات نه‌تنها سودي عايد وزارتخانه نكرده كه بدنامي به دنبال داشته است.

بنگاه‌هاي وزارت اطلاعات به گونه‌اي شده بودند كه اقتصاد نگران انحصار آنها باشد؟

در اين حد و اندازه نبودند. بحث‌ تراست و كارتل در مورد شركت‌هاي وزارت اطلاعات مصداق نداشت. من به آقاي يونسي گفتم: اگر قرار است امنيت اقتصادي ايجاد كنيم، بهتر است بساط فعاليت‌هاي اقتصادي را جمع كنيم. در همين زمينه به صراحت عنوان كردم كه برخورد من با متخلفان اقتصادي وزارت اطلاعات بسيار سنگين‌تر از برخورد با متخلفان عادي خواهد بود. شرط كردم كه هيچ تخفيفي داده نشود تا بخش خصوصي به معناي واقعي معني امنيت اقتصادي را لمس كند. بعد از اين مذاكرات بود كه آقاي يونسي دستور صريحي صادر كردند مبني بر توقف فعاليت شركت‌هاي وابسته به وزارت اطلاعات.

ايده توقف فعاليت‌هاي اقتصادي وزارت اطلاعات براي نخستين بار توسط شما مطرح شد يا جزو برنامه‌هاي آقاي يونسي بود؟

تشكيل معاونت اقتصادي وزارت اطلاعات ايده و نظريه آقاي يونسي بود اما توقف فعاليت‌‌هاي اقتصادي وزارتخانه، در اثر تلاش‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي من و البته و صدالبته، حمايت قاطع آقاي يونسي امكانپذير شد.

به جز توقف فعاليت‌هاي اقتصادي، چه ماموريت ديگري به معاونت اقتصادي وزارت اطلاعات سپرده شده بود؟

بحث امنيت اقتصادي يكي از مهم‌ترين برنامه‌ها بود كه ما براي اينكه قصد داشتيم اين هدف را محقق كنيم در ابتدا، مرز فعاليت‌هاي قانوني و مشروع اقتصادي را با فعاليت‌هاي نامشروع و غيرقانوني، مشخص كرديم و در دومين مرحله براي جلوگيري از فعاليت‌هاي غيرقانوني برنامه‌هاي مختلفي نوشتيم كه هم شامل پيشگيري از جرايم اقتصادي مي‌شد و هم شامل برخورد.ما سعي كرديم راهكارهايي تدوين كنيم براي اينكه فعاليت‌هاي مشروع دامنه گسترده‌تري پيدا كند و در عين حال تلاش مي‌كرديم تا راهكارهاي مقابله با فعاليت‌هاي غيرقانوني را هم بيابيم. در اين زمينه، آنچه تدوين مي‌شد، به دستگاه‌هاي مرتبط هم انتقال مي‌يافت.

به صورت حكم يا دستور؟ يا به صورت راهنمايي و مشاوره؟

نه. به صورت دستوري نبود. نتيجه تحقيقات را معمولا مي‌فرستاديم. در هر صورت گزارش‌هاي كارشناسي معاونت اقتصادي، نكات بسيار مهمي داشت كه در گزارش‌هاي مشابه ديده نمي‌شد. همانطور كه اشاره كردم، آنچه در برنامه‌هاي ما مورد تاكيد قرار داشت، راهكارهايي براي پيشگيري از جرايم اقتصادي بود. با تكيه بر همين هدف بود كه در معاونت اقتصادي وزارت اطلاعات، نشست‌هاي متعددي با مسوولان و مديران اقتصادي برگزار مي‌شد تا با توجه به اطلاعات مهمي كه در اختيار همكاران ما بوده نسبت به وقوع جريان‌هايي كه ممكن بود مخل امنيت اقتصادي باشند، هشدار بدهيم.به طور مثال، همكاران من در معاونت اقتصادي، پيش از اينكه مقام ناظر بازار پول متوجه شود، نسبت به ظهور پديده‌اي مثل «پنتاگونه» هشدار دادند اما به فاصله چند ماه بعد و زماني كه اين پديده فراگير شده بود، بانك مركزي واكنش نشان داد.در اين زمينه، اعتقاد قوي داشتم كه ايجاد امنيت اقتصادي تنها در سايه سياست‌گذاري صحيح امكان‌پذير است. در بحث فساد اقتصادي نيز اعتقادي به برخوردهاي فيزيكي نداشتم و همواره تاكيد مي‌كردم كه بهترين راه‌حل مبارزه با فساد،‌ انقلاب نرم‌افزاري است.

به طور مشخص حاصل فعاليت‌هاي شما در آن دوره چه محصولي بود؟ چه لايحه يا طرحي تنظيم كرديد؟

لايحه مبارزه با پولشويي، يكي از مهمترين برنامه‌هايي بود كه روي آن تمركز زيادي داشتيم. واقعا تلاش زيادي كرديم تا ضرورت اين قانون بسيار مهم را براي مديران ارشد قوه قضائيه و دولت، تفهيم كنيم. قانون مبارزه با پولشويي اواخر سال 1386 تنظيم شد اما اگر به سابقه آن نگاه كنيد، به 9 سال پيش برمي‌گرديد كه براي نخستين بار در معاونت اقتصادي وزارت اطلاعات مطرح و بررسي شد.البته اين را هم بايد اضافه كنم كه در نبود قانون مقابله با پولشويي، از اهرم‌هاي نهفته در قدرت وزارت اطلاعات استفاده مي‌شد به طور مثال بخشنامه‌هايي كه صادر مي‌كرديم كارساز بود و راه وقوع جرايم سازمان‌يافته‌اي مثل پولشويي را مي‌گرفت.اگر بخواهم ساده بگويم، بايد اين نكته را عنوان كنم كه كار ما شناسايي جريان مخل امنيت اقتصادي بود و زماني كه اين نقاط را شناسايي مي‌كرديم، راهكارهايي هم براي مقابله با آن تدوين مي‌شد و در كنار آن، به مديران اقتصادي كشور گوشزد مي‌كرديم كه در آن بخش، خلاء قانوني يا ضعف ساختاري وجود دارد.باز در همين زمينه به خاطر دارم كه لزوم تصويب قوانين مربوط به افشاي عادلانه اطلاعات، مقابله با دارندگان اطلاعات نهاني و قوانيني از اين دست كه حالت پيشگيرانه داشتند، مورد بررسي قرار گرفتند.

بحث پليس مالي هم ظاهرا از سوي شما مطرح شده بود. پليس مالي قرار بود چه كاركردي داشته باشد؟

روش‌هاي مورد علاقه من پليسي نبود اما در مورد ماليات،‌ اين ضرورت احساس مي‌شد كه بايد از سيستم خاصي استفاده شود تا فرارهاي مالياتي و جرايم مربوط به آن به حداقل برسد. پليس‌مالي پليسي بود كه با جرايم مالي به خوبي آ‌شنا بود و مي‌توانست در جريان رسيدگي به مسائلي كه به اين حوزه مربوط مي‌شود، عملكرد خوبي داشته باشد.پيشنهاد ما اين بود كه پليس‌مالي در وزارت امور اقتصادي متمركز شود و البته اگر اين طرح اجرا مي‌شد، گامي بود براي تخصصي كردن كار پليس.طرح پليس‌مالي هيچگاه اجرا نشد اما گاهي در مطبوعات مي‌نويسند كه قرار است پليس‌مالي ايجاد شود.

در طول حضور در معاونت وزارت اطلاعات هيچ‌گاه برخورد پليسي با مفاسد اقتصادي نداشتيد؟

اگر در جريان جرم يا خلاف قانوني قرار مي‌گرفتيم، بايد برخورد مي‌كرديم. با اين حال نمي‌خواهم بگويم اصلا برخوردي صورت نمي‌گرفت اما 80 درصد فعاليت‌هاي ما مبتني بر پيشگيري بود و بقيه، به برخوردهاي احتمالي يا تهيه گزارش‌هاي خاص محدود مي‌شد.

مي‌‌توانيد به مواردي كه برخورد صورت گرفته است اشاره كنيد؟

نمي‌توانم. اجازه بدهيد وارد اين مسائل نشويم.

گفته مي‌شود گزارش‌هاي كارشناسي شما طرفداراني فراتر از سطح وزير پيدا كرده بود.

اصلا دوست ندارم اينگونه القا شود كه گزارش‌هاي تهيه‌شده در معاونت اقتصادي وزارت اطلاعات شبيه بولتن‌هاي محرمانه يا ستون شايعات و شنيده‌هاي روزنامه‌ها بوده است. در معاونت اطلاعات اقتصادي وزارت اطلاعات، افراد بيشتر صبغه كارشناسي داشتند تا صبغه امنيتي. گزارش‌ها به آمار و نمودار مجهز بود و در كنار آن خيلي از مسائل و مشكلات پيش‌بيني مي‌شد بنابراين طرفداران زيادي داشت.كار ما زماني مشكل‌تر شد كه رهبري، فرمان معروف مبارزه با فساد اقتصادي را مطرح كردند. در اين فرمان 8 ماده‌اي وظايف وزارت اطلاعات گوشزد شده بود و رهبري در بند 6 اين فرمان تاكيد كرده بودند كه وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظايف قانوني خود،‌ نقاط آسيب‌پذير فعاليت‌هاي اقتصادي را شناسايي و پوشش اطلاعاتي بدهد.بعد از صدور اين فرمان، نگاه به معاونت اطلاعات اقتصادي تغيير كرد و جايگاه اين معاونت ارتقا يافت. در نتيجه گزارش‌هاي ما نيز وزن بيشتري پيدا كرد.در همين زمينه، با دستور رهبري، ستاد عالي مبارزه با مفاسد اقتصادي تشكيل شد كه سران قوا در آن حضور داشتند كه در اين زمينه معاونت اطلاعات اقتصادي هم ميزبان محسوب مي‌شد و هم تاثيرگذاري بسيار زيادي داشت.

تا اينجاي كار، همه چيز حاكي از آن است كه شما وزن و جايگاه خوبي در وزارت اطلاعات داشته‌ايد، با وزير اطلاعات هم سابقه دوستي و نزديكي خوبي داشتيد اما گفته مي‌شود شما به دليل فشارهايي كه از بيرون وزارت اطلاعات، هدايت مي‌شد، مجبور به استعفا شديد. اين را قبول داريد؟

حكم ماموريت من به پايان رسيده بود استعفايي در كار نبود. اسنادي وجود دارد كه نشان مي‌دهد وزارت اطلاعات از يك كارمند دانشگاه تهران دعوت به همكاري موقت كرد و اين كارمند به مدت دو سال يعني تا پايان دولت اول آقاي خاتمي، مامور به خدمت در وزارت اطلاعات بوده و پس از آن، او يك سال ديگر در وزارت اطلاعات باقي مانده و در نهايت به دانشگاه تهران بازگشته است.

پس از اتمام دوره ماموريت من در وزارت اطلاعات، آقاي يونسي پيشنهاد پذيرفتن پست رياست دانشكده وزارت اطلاعات را مطرح كردند كه پذيرفتم و مدت كوتاهي هم در اين پست فعاليت كردم.

و در نهايت باز هم به دانشگاه تهران بازگشتيد. همكاران شما چه نوع نگاهي به شما داشتند؟ به‌خصوص پس از اينكه سر و صداي زيادي در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادي ايجاد شده بود.

چه واكنشي؟ خيلي محترمانه. مگر قرار بود چگونه برخورد كنند؟

گفته مي‌شود خروج شما از وزارت اطلاعات به دليل اختلافي بود كه با آقاي يونسي پيدا كرده بوديد.

نه. اين موضوع درست نيست.

به دليل تغيير رويكرد شما نبود؟ در اواخر حضور شما در وزارت اطلاعات شاهد بازشدن پرونده‌هاي بزرگ فساد اقتصادي بوديم. بعضي‌ها مي‌گويند شما به جناح راست وزارت اطلاعات تمايل پيدا كرده بوديد. در حالي كه وزير، همسو با جناح چپ يا اصلاح‌طلبان بود.

من فكر نمي‌كنم آقاي يونسي اصلاح‌طلب باشند. همانطور كه من به جناح راست وابسته نيستم.

آغازكننده پرونده شهرام جزايري شما بوديد؟

اين پرونده يكي از داغ‌ترين پرونده‌هاي فساد اقتصادي در آن دوران بود. طبيعي بود كه در ستاد رسيدگي به آن، من هم حضور داشتم و در عين حال، وزير اقتصاد و رئيس كل بانك مركزي هم در جريان آن قرار داشتند.

شما هيچ نقشي در كشف يا مبارزه با گروه شهرام جزايري نداشتيد؟

اين پرونده همانطور كه اشاره كردم، داغ‌ترين پرونده فساد اقتصادي بود و من هم به عنوان معاون وزير اطلاعات در جريان تحقيق و رسيدگي به آن قرار داشتم.

در جريان رسيدگي به اين پرونده، با آقاي يونسي اختلاف پيدا كرديد؟

هيچ وقت با ايشان اختلاف جدي پيدا نكردم.

اگر ايشان باز هم وزير اطلاعات شوند و از شما دعوت كنند كه معاون اقتصادي ايشان باشيد، قبول مي‌كنيد؟

اگر ايشان پذيرفتند وزير اطلاعات باشند من هم معاونتي ايشان را مي‌پذيرم.

بعد از خروج از وزارت اطلاعات، به‌طور كامل رابطه خود را با نهادهاي امنيتي قطع كردید؟

بيشتر درگير تدريس در دانشگاه شدم و فعاليت‌هايي در زمينه مطالعه و تحقيق داشتم.

حلقه مشاوره شما با خارج از وزارت اطلاعات گسسته نشد؟

من از ابتداي دهه 60 توفيق آشنايي و رفت‌وآمد با زعماي انقلاب را داشتم و هميشه اين افتخار را داشته‌ام كه به عنوان كارشناس اقتصادي معتقد به نظام جمهوري اسلامي مورد اعتماد قرار گيرم. در طول اين سال‌ها، حلقه نزديكي من به بزرگان اين انقلاب، هيچ‌گاه گسسته نشده است.

پس از خروج از وزارت اطلاعات و گذر از زماني كه كار تدريس در دانشگاه تهران را برعهده داشتيد، به انتخابات رياست جمهوري نزديك شديم. شما در اين دوران چه سمت‌وسويي گرفتيد؟

من از گروه خاصي حمايت نكردم اما دوستان زيادي در اردوگاه اصولگرايان داشتم. چند ماه مانده به داغ شدن رقابت‌هاي انتخاباتي، كار مطالعاتي گسترده‌اي در مورد مسائل و مشكلات اقتصاد ايران تدوين كرديم كه شبيه برنامه و مدل جامعي بود براي اداره اقتصاد كشور. ما جمعي از اقتصاددانان و چهره‌هاي دانشگاهي بوديم كه چنين مطالعه‌اي انجام داديم. اين مدل در اختيار گروه‌هاي حاضر در انتخابات قرار گرفت اما اصولگرايان به آن تمايل بيشتري نشان دادند. اما جالب است بدانيد كه كانديداهاي طيف مقابل اصولگرايان هم از مدل ارايه شده استفاده كردند. به اين دليل كه در گروه مطالعاتي ما، اقتصاددانان اصلاح‌طلب هم حضور داشتند.

مي‌توانيد نام ببريد؟

هم دكتر معين و هم آقاي هاشمي. اما طيف اصولگرايان، استقبال بيشتري از مدل ارائه شده كردند.

كدام كانديداي اصولگرا از مدل شما استفاده كرده؟

مطالعات ما در اختيار گروهي قرار گرفت كه از ميان چهار كانديداي اصولگرا، يعني آقايان رضايي، احمدي‌نژاد، قاليباف و توكلي قرار بود يك نفر را به عنوان كانديداي اصلي انتخاب كنند.

شما در انتخابات نهم، به چه كسي رأي داديد؟

در دوره دوم به آقاي احمدي‌نژاد رأي دادم.

در دوره اول به چه كسي؟

به خاطر ندارم. اما فكر نمي‌كنم به آقاي احمدي‌نژاد راي داده باشم.

به آقاي قاليباف راي داديد؟

به خاطر ندارم.

اگر آقاي توكلي انصراف نمي‌داد، به ايشان راي مي‌داديد؟

نه لزوما. يكي از مواردي كه ما با دوستان توافق كرده بوديم...

منظور شما از دوستان چه افرادي هستند؟

من با همه دوست هستم. اما در تيم مطالعاتي ما دكتر دانش‌جعفري يا خانم دكتر پروين هم حضور داشتند. همه اقتصاددان بودند و همه طيف‌ها را شامل مي‌شدند.

ظاهرا حلقه دوستان شما،‌ نفوذ زيادي در اصولگرايان داشت به اين دليل كه بعدها يك نفر از اين جمع به وزارت اقتصاد رفت و ديگري به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي. كاري به ديگر دوستان شما ندارم اما كنجكاوم بدانم شما چگونه بعد از پيروزي آقاي احمدي‌نژاد به حلقه دوستان نزديك ايشان پيوستيد؟

من تلاش زيادي نكردم.

چطور از همان روزهاي اول بعد از پيروزي آقاي احمدي‌نژاد، جزو دوستان نزديك ايشان شديد؟

در روزهاي اول، اين رابطه ايجاد نشد. آقاي احمدي‌‌نژاد،‌ پرسان‌پرسان به فرهاد رهبر رسيد.

سابقه دوستي با ايشان نداشتيد؟

من اسم ايشان را شنيده بودم و ايشان اسما با من آشنايي داشت. پيش از شكل‌گيري كابينه، دوستي و رفاقتي نداشتيم. هيچ وقت با هم مواجه نشده بوديم مگر در بعضي جلسه‌ها كه شايد دورادور همديگر را مي‌ديديم.

پس چگونه به كابينه دعوت شديد؟

آقاي احمدي‌نژاد پرس‌وجو كرده بود.

شما به آقاي احمدي‌نژاد پيشنهاد شديد؟

بله، چند نفر پيشنهاد شده بودند و من هم يكي از اين افراد بودم.

از طرف چه كسي؟

آقاي احمدي‌نژاد دنبال اقتصاددان مي‌گشت و پرس‌وجو كرده بود تا اينكه آدرس من را به ايشان داده بودند.

شما به كابينه آقاي احمدي‌نژاد تحميل نشديد؟

نه. اولين‌بار است كه مي‌شنوم.

شايد از سوي كساني مطرح شديد كه آقاي احمدي‌نژاد با آنها رودربايستي داشت. يعني به نوعي انتخاب اصلي رئيس‌جمهوري نبوديد.

دكتر احمدي‌نژاد با هيچ‌كس تعارف ندارد. لااقل در طول سال‌هاي گذشته بايد اين را فهميده باشيد.

شما چه زماني براي اولين‌بار با آقاي احمدي‌نژاد مواجه شدید؟

عرض كردم كه ايشان من را نمي‌شناختند و حالا كه اينقدر اصرار داريد بد نيست خاطره‌اي را بازگو كنم. ظاهرا آقاي احمدي‌نژاد در مورد من با كسي مشورت كرده بود و دنبال اين بود كه نشست مشتركي داشته باشيم. سراغ من را گرفته بودند و به دفترشان سفارش كردند كه فرهاد رهبر را پيدا كنيد. به اين دليل كه من آدم ناشناسي براي مجموعه آنها بودم،‌ كسي شماره تلفن يا ردي از من نداشت. احتمال داده بودند كه فرهاد رهبر بايد يكي از مديران شهرداري تهران باشد به همين دليل با شهرداري ارتباط برقرار كردند و اتفاقا با كسي صحبت كردند كه نام خانوادگي‌اش رهبر بود. قرار ملاقات با آقاي احمدي‌نژاد تنظيم شده بود و روزي كه ايشان با آقاي رهبر شاغل در شهرداري ملاقات كرده بودند،‌ در مورد مسائل اقتصادي بحث پيش آمده بود و در نهايت متوجه شدند كه اشتباه شده است. مي‌خواهم بگويم هيچ‌گونه دوستي و رفاقتي پيش از دولت نهم با آقاي احمدي‌نژاد نداشتم.

شما سهميه كسي در كابينه نهم نبوديد؟

كابينه احمدي‌‌نژاد سهميه‌اي نبود و من هم سهميه و كوپن كسي نبودم.

شما سابقه آشنايي با پيروزي انتخابات رياست جمهوري را نداشتيد اما بعد از مدت كوتاهي، نه تنها عضو كابينه شديد كه طرف مشورت رئيس‌جمهور براي چيدمان ديگر اعضاي كابينه هم قرار گرفتيد. چطور اين اتفاق افتاد؟

من به اتفاق دكتر دانش‌جعفري و آقاي زريبافان و يك نفر ديگر كه واقعا نام ايشان را به خاطر نمي‌آورم،‌ جزو چهار نفري بوديم كه اعضاي تيم اقتصادي دولت را گزينش كرديم. پيشنهاد ما آخرين نسخه‌اي بود كه براي تصميم نهايي به آقاي احمدي‌نژاد ارايه مي‌شد.

اولين بار چه زماني به آقاي احمدي‌نژاد در مورد كابينه و برنامه‌هاي اقتصادي دولت مشورت داديد؟

شايد دو يا سه هفته بعد از انتخاب ايشان، در ساختمان مجلس قديم با ايشان جلسه‌اي داشتم. بحث ورود به كابينه در اين جلسه مطرح نشد و فقط اين جلسه به منظور آشنايي بيشتر برگزار شد. آقاي احمدي‌نژاد در اين جلسه مواردي را مطرح كردند و از من خواستند در مورد مسائل ارايه شده،‌ تحقيق و بررسي كنم. من هم يكسري مسايل مهم اقتصادي را براي ايشان فهرست كردم. اين فهرست شامل اولويت‌ها بود و مشكلات اقتصاد ايران را هم در بر مي‌گرفت.

آقاي احمدي‌‌نژاد پس از خواندن اين گزارش، به شما پيشنهاد حضور در كابينه را داد؟

رفته‌رفته با عقايد من آشنا شدند و البته همين گزارش، نقش زيادي در انتخاب من داشت.

شما قرار بود به وزارت اقتصاد برويد و دكتر دانش‌جعفري به سازمان مديريت. چرا معادله معكوس شد؟

چيز مهمي نبود. همه ما احساس كرديم اينگونه بهتر است.

آقاي دانش‌جعفري برنامه‌هاي شما را گرفت و در وزارت اقتصاد ماند اما شما برنامه‌هاي دكتر دانش‌جعفري را به سازمان مديريت برديد و مثل اينكه برنامه‌هاي ايشان براي شما شگون نداشت.

براي من تفاوتي نداشت كه چه پستي در كابينه داشته باشم. هم سازمان مديريت جاي حساس و مهمي بود و هم وزارت اقتصاد. البته من سازمان مديريت و برنامه‌ريزي را به دليل درگيري با مسائل تئوريك، بيشتر دوست داشتم. هيچ دليلي براي تغيير پست وجود نداشت و نكته جالب اين بود كه من با وجود عضويت در تيم گزينش وزراي اقتصادي، هيچ‌وقت قصد حضور در كابينه را نداشتم. اما با پيشنهاد آقاي احمدي‌نژاد مواجه شدم.

تيم گزينش وزرا چگونه عمل مي‌كرد؟

اول فهرستي از آدم‌هاي حائز شرايط تهيه مي‌كرديم و بعد قرار مذاكره مي‌گذاشتيم و كليات را مطرح مي‌كرديم. گزينه‌هاي نهايي پس از مذاكره و صحبت به رئيس‌جمهور ارايه مي‌شد و ايشان اختيار داشتند كه يكي از گزينه‌ها را انتخاب كنند.

با وجود سابقه فعاليت‌هاي امنيتي كه داشتيد، با سر و صداي زيادي به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي رفتيد. اما از شما و دكتر دانش‌جعفري به عنوان ميانه‌روترين افراد كابينه ياد مي‌شد. اندكي بعد معادلات به‌گونه‌اي رقم خورد كه دولت نهم نتوانست شما را تحمل كند. چرا اين اتفاق افتاد. چرا از كابينه كنار گذاشته شديد؟ آيا تحت فشار بوديد؟

نه اينگونه نبود. چرا فكر مي‌‌كنيد تحت فشار بودم.

از همان ابتداي ورود به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي و انتخاب دكتر طيب‌نيا و دكتر دژپسند،‌ به عنوان دو معاون كليدي، شما تحت فشار قرار گرفتيد. گفته مي‌شد يكي از معاونان شما گرايش كارگزاراني دارد و ديگري به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نزديك است.

زماني كه در وزارت اطلاعات، معاون اقتصادي وزير بودم، هميشه شعاري را آويزه گوش‌ام كرده بودم. «من متعلق به هيچ جناحي نيستم» در وزارت اطلاعات هر گونه گرايش سياسي را در خودم سركوب كردم. در وزارت اطلاعات تمرين استقلال كردم. در ستاد عالي مبارزه با مفاسد اقتصادي پرونده‌هايي مطرح مي‌شد كه بسيار حساس بود. گاهي متهم پرونده دستي راستي بود و گاهي دست چپي و گاهي مستقل از جناح‌ها و گروه‌ها. براي من تفاوتي نداشت كه چه كسي متهم يا مطلع پرونده است. مشي مستقل من به عنوان معاون وزير اطلاعات گاهي باعث شوخي و خنده بزرگان مي‌شد. به مزاح مي‌گفتند ما نفهميديم شما چپ‌گرا هستيد يا راست‌گرا. در وزارت اطلاعات احساس كردم نيرويي هستم كه مافوق جناح‌ها، وظيفه دارم چشم و گوش نظام و كشورم باشم. در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي هم چنين احساسي داشتم. علي طيب‌نيا در دانشگاه، همكلاس من بود و من از سال 1356 او را مي‌شناختم. در او هيچ‌گونه گرايش‌فكري سراغ نداشتم و با افتخار از او دعوت به همكاري كردم.

دكتر طيب‌نيا البته سابقه همكاري با دولت‌هاي آقاي هاشمي و خاتمي را هم داشت و از نظر من، سابقه فعاليت‌هاي او ويژگي مثبتي براي تدوين برنامه‌هاي ما بود. اگر علي طيب‌نيا، در دو دولت، به عنوان كارشناس و مشاور اقتصادي فعاليت كرده بود، نشانه‌اي از لياقت او بود و من نمي‌توانستم بپذيرم آدمي در سطح او كنار زمين بايستد و من از كمك‌هايش محروم باشم. در مورد علي طيب‌نيا، سوابق كاري و گزارش‌هاي موجود، نشان مي‌دهد كه او در همه دولت‌ها، اقتصاددان بوده و بدون گرايش سياسي، به اظهارنظر در مورد مسائل مختلف پرداخته است.

طيب‌نيا در دولت هاشمي حضور داشت، در دولت خاتمي، دبير كميسيون اقتصادي دولت بود و در دوره‌اي، به عنوان معاون دكتر عارف در دولت حضور داشت. اين سابقه كفايت از لياقت او دارد. هميشه براي من مايه تاسف است كه احزاب وقتي به قدرت مي‌رسند، فله‌اي مديران كشور را كنار مي‌گذارند. شما شاهد هستيد كه در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي من چنين رويه‌اي را در پيش نگرفتم.

در مورد دكتر دژپسند چه ديدگاهي داريد؟

بسيار مثبت. دكتر دژپسند،‌ سابقه‌‌اي طولاني در سازمان برنامه و بودجه داشت و پس از آن در كسوت معاونت وزارت بازرگاني، با زير و بم‌هاي اقتصاد ايران آشنا شده بود. من تنها كاري كه كردم اين بود كه دژپسند را به‌ خانه‌اش برگردانم.

آيا از دولت براي بركناري دو معاون شما و معاونان ديگر كه از دولت آقاي خاتمي باقي مانده بودند، فشاري به شما وارد شد؟

نه. هيچ وقت.

اما اين فشارها علني شده بود. اين را همكاران شما در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي هم عنوان مي‌كردند.

نه. اينگونه نبود. با اين حال من به دكتر طيب‌نيا و دكتر دژپسند گفتم به حاشيه‌ها توجه نكنيد. گوش خود من هم به اين مسائل بدهكار نبود. ما با هم آمديم و با هم رفتيم.

طيب‌نيا و دژپسند، با تابلوي احزاب وارد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي نشدند و اگر كسي پيدا مي‌شد كه دو كارشناس ديگر، بهتر از اين دو بزرگوار به من معرفي مي‌كرد، من دشتش را مي‌بوسيدم.

آقاي دكتر، اگر به گذشته برگرديد و دوباره به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي برويد، آيا باز هم از دكتر دژپسند و دكتر طيب‌نيا دعوت به همكاري مي‌كنید؟

به طور قطع.

با اين قاطعيت كه پاسخ مي‌دهيد، چاره‌اي ندارم جز اين كه از مقوله خارج شوم. اگر موافق باشيد، در مورد يگانه بودجه‌اي كه توسط شما نوشته شد و البته منتقدان زيادي هم داشت بحث كنيم.

بودجه سال 1385، بودجه مظلومي بود اما قبل از اين كه به ويژگي‌هاي اين بودجه بپردازم باز هم شما را بر مي‌گردانم به معاونت اقتصادي وزارت اطلاعات. حقيقت اين است كه تجربه فعاليت من در وزارت اطلاعات، به اندازه يك دوره درس خواندن از اول ابتدايي تا مقطع دكترا به من درس اقتصاد ايران داد. به قول شما، پيدا و پنهان اقتصاد ايران را در آن دوره بازبيني كردم. خيلي وقت‌ها به دليل اطلاعاتي كه در مورد برخي جريان‌ها داشتم، كار برايم دشوار مي‌شد. در وزارت اطلاعات، پي به نقاط فسادخيز اقتصاد ايران بردم و روابط آدم‌ها و جريان‌ها به خوبي برايم ترسيم شد. درست مثل اين است كه عينكي به چشم بزنيد كه قابليت ديدن پشت ديوار را به شما بدهد. در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، وقتي فصل بودجه مي‌شد، آدم‌ها و جريان‌ها را با تمام زواياي پيدا و پنهانشان مي‌ديدم كه آمده‌اند بودجه بگيرند. باور كنيد خيلي سخت بود كه به اين آدم‌ها بودجه بدهم. با اين حال قانون من را موظف كرده بود و من معذوريت داشتم. وقتي به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي آمدم، تمام تلاشم را معطوف به حذف چانه‌زني كردم. با وجود اين كه به خوبي با فضاي اقتصادي كشور آشنا بودم اما زماني كه عجز و لابه‌‌ها را مي‌ديدم و متوجه فشارها مي‌شدم، بسيار متعجب مي‌شدم. گروه‌هاي زيادي از سازمان مديريت و برنامه‌ريزي بودجه مي‌خواستند اما بودجه‌اي كه در اختيار آنها قرار مي‌گرفت، صرف توسعه كشور نمي‌شد، صرف فقرزدايي نمي‌شد. به اين ترتيب متوجه شدم كه مسائلي وجود دارد كه اجازه نمي‌دهد اولويت‌هاي بودجه مشخص شود بنابراين اولين بحثي را كه مطرح كردم، بودجه عملياتي بود. آرزو داشتم مبناي بودجه‌هاي مبتني بر چانه‌زني را تغيير دهم و بودجه را عملياتي تنظيم كنم به اين ترتيب بودجه 1385 را سعي كرديم با معيارهاي بودجه عملياتي تنظيم كنيم. ادعا نمي‌كنم كه اين بودجه عملياتي شد اما در دلم خوشحالم كه قدم‌هاي اوليه را برداشتم.

منتقدان مي‌گويند شما در روزهاي اولي كه وارد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي شديد به سازمان به ديده شك و ترديد نگاه مي‌كرديد. مي‌گفتند شما سازمان را سنگر دشمن مي‌پنداريد.

به اين حرف‌ها توجه نكنيد. آنها كه اينگونه حرف‌ها را مطرح مي‌كنند،‌ منتقد نيستند. من حرف منتقدان را جدي مي‌گيرم اما به اين مسائل بي‌توجه هستم.

اما شخصا از شما شنيدم كه گفتيد «من در سازمان مديريت پشت پيكاني نشسته‌ام كه فرمانش دست من است اما كس ديگري آن را هدايت مي‌كند.»

روزي كه وارد سازمان مديريت شدم، با روزي كه از آن خارج شدم هيچ تفاوتي نداشتم. من به سازمان اعتقاد داشتم اما مي‌دانستم كه نقاط ضعفي هم دارد. در مورد مثال پيكان كه يك بار در جمع دوستان شما مطرح كردم، هنوز هم به اين جمله‌ها اعتقاد دارم. شما ممكن است فكر كنيد كه رئيس‌سازمان مديريت و برنامه‌ريزي نشسته و در حال برنامه‌ريزي براي كشور است، فكر مي‌كنيد رئيس سازمان دارد با اتكا به توان كارشناسانش بودجه تخصيص مي‌دهد اما غافل از اين هستيد كه رئيس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي در نظام بودجه‌ريزي مبتني بر چانه‌زني، مثل چرخ پنجم است. در اين نظام، هر كس قدرت بيشتري دارد،‌ مي‌تواند بودجه بيشتري بگيرد. باور كنيد سازمان‌هايي وجود دارند كه اگر شرايط برايشان فراهم شود، قدرت بلعيدن كل بودجه را دارند. روزهاي اولي كه وارد سازمان شدم، ديدم خلبان الكترونيكي دارد هواپيما را هدايت مي‌كند يا بايد مي‌نشستم و لذت مي‌بردم و يا بايد قدرت را از خلبان الكترونيكي مي‌گرفتم. بودجه عملياتي را به اين دليل مطرح كردم.

روزي كه به سازمان رفتم، ديدم نظارت به كلي فراموش شده است. من در مدت كوتاهي كه در سازمان بودم نتوانستم كار خاصي صورت دهم. هنوز هم نظارت حلقه مفقوده اقتصاد ايران است.

روزي كه از سازمان خارج شديد، فكر مي‌كنيد موفق به گرفتن فرمان هواپيما از خلبان الكترونيكي شديد؟

سعي كردم. اما نتوانستم. فكر مي‌كنم اين توان را داشتم كه در طول سه بودجه، كنترل هواپيما و پيكان را در دست بگيرم. در جريان تنظيم بودجه سال 1385 براي نخستين‌بار برنامه يكساله نوشتيم.برنامه‌هاي ميان‌مدت ما بايد مبتني بر برنامه‌هاي بلندمدت باشد. برنامه‌هاي ميان‌مدت ما استراتژي بلندمدت نداشت كه در ذيل برنامه‌هاي بلندمدت قرار گيرد. يكي از ضعف‌هاي سازمان مديريت، همين بود. در حقيقت نگاه بلندمدت بر سازمان حاكم نبود و برنامه‌هاي ميان‌مدت، بدون اتصال به برنامه‌هاي بلندمدت تنظيم شده بود. دومين ضعف سازمان اين بود كه برنامه‌هاي ميان‌مدت بايد از طريق برنامه‌هاي كوتاه‌مدت سالانه مديريت مي‌شد اما چنين برنامه‌هاي كوتاه‌مدتي تدوين نشده بود.براي نخستين‌بار ما سعي كرديم برنامه كوتاه‌مدت سالانه تدوين كنيم بنابراين اعتراف مي‌كنم كه برنامه كاملي نبود اما مهم اين بود كه ما گام اول را برداشته بوديم.دومين قدمي كه بايد برداشته مي‌شد، اين بود كه بودجه سالانه، براساس برنامه سالانه تنظيم شود و چون برنامه سالانه‌اي وجود نداشت، بودجه براساس چانه‌زني تنظيم مي‌شد.به اين سيكل ناقص، نظارت ضعيف را هم اضافه كنيد. مي‌بينيد كه فرمان در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي دست هيچ كس نمي‌توانست باشد.

به دليل اينكه فرمان دست شما نبود و نمي‌خواستند فرمان دست شما باشد، از سازمان مديريت و برنامه‌ريزي رفتيد؟

سازمان مديريت و برنامه‌ريزي وظيفه دارد كه منابع محدود را به نيازهاي نامحدود تخصيص دهد. در كشور ما، دستگاه‌ها، نيازهاي نامحدودي دارند در حالي كه منابع ما خيلي محدود است. به همين دليل هيچ كس از سازمان مديريت راضي نيست. ما سعي كرديم با انضباط بيشتري بودجه اختصاص دهيم. راه را بر چانه‌زني بسته بوديم بنابراين منتظر نبوديم برايمان كف بزنند. در طول تاريخ، هيچ نخست‌وزير يا رئيس‌جمهوري نبوده است كه سازمان مديريت را تاييد كند. در طول دوران حضورم در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي مديري را نديدم كه عملكرد سازمان را تاييد كند. يك بار مجمع نمايندگان استان خوزستان به ديدن من آمدند. چند ساعت صحبت كردند و دليل آوردند كه بودجه كم است و بايد سهم خوزستان در بودجه افزايش پيدا كند. نشستم و به اظهارات آنها با حوصله گوش كردم خواسته‌هاي آنها را يكي‌يكي جمع زدم و در نهايت جمع عدد را به آنها نشان دادم. اگر مي‌خواستم به خواست آنها توجه كنم، بايد بودجه دو سال كل كشور را فقط به خوزستان اختصاص مي‌دادم.

با وجود اينكه بيش از يك سال از خروج شما از سازمان مديريت و برنامه‌ريزي مي‌گذرد، هنوز كسي نمي‌داند كه شما استعفا كرديد يا كنار گذاشته شديد.

با آقاي احمدي‌نژاد توافق كرديم كه من به خانه اصلي خودم يعني دانشگاه برگردم.

چرا كنار رفتيد؟

كنار نرفتم. توافق كرديم كه فرد ديگري مسووليت سازمان را برعهده گيرد.

چرا توافق كرديد كه فرد ديگري مسووليت را برعهده بگيرد؟

من معاون رئيس‌جمهور بودم و بايد او را در تحقق اهدافي كه داشت معاونت مي‌كردم. معاونت رئيس‌جمهور هم الزاماتي داشت و من احساس كردم نمي‌توانم در مسيري كه رئيس‌جمهور دارد حركت مي‌كند، ايشان را همراهي كنم. اين موضوع را مطرح كردم و توافق كرديم كه مسووليت به فرد ديگري سپرده شود.

اگر به گذشته برگرديد،‌ آيا باز هم دعوت محمود احمدي‌نژاد را براي احراز پست رياست سازمان مديريت مي‌پذيريد؟

بله.

و باز در همان مقطع جدا مي‌شويد؟

نه. مي‌مانم و رئيس‌جمهور را متقاعد مي‌كنم.

متقاعد به چه چيزي؟

به اينكه انحلال سازمان مديريت به سود اقتصاد ما نبود.

شما در زمان حضور در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي منتقد بداهه‌نوازي‌هاي رئيس‌جمهور بوديد؟ به طور مثال وعده‌هايي كه در مورد دوبرابر كردن بودجه در سفرهاي استاني داده مي‌شد.

در زمان من چنين وعده‌هايي داده نمي‌شد.

شما اجازه حركت خارج از ريل بودجه نمي‌داديد؟

من و آقاي احمدي‌‌نژاد در اين زمينه هيچ مشكلي نداشتيم. ايشان خيلي واقع‌بينانه رفتار مي‌كردند. البته گاهي در ميان ديگر اعضاي دولت اينگونه عنوان مي‌شد كه فرهاد رهبر بودجه را قفل كرده است.

فكر مي‌كنيد آقاي احمدي‌نژاد چرا سازمان مديريت و برنامه‌ريزي را منحل كرد؟

ايشان پاشنه آشيل سازمان را به خوبي مي‌شناخت و با نقاط ضعف آن آشنايي داشت. ما با هم در اين زمينه اشتراك نظر داشتيم اما روش آقاي احمدي‌نژاد را نمي‌توانم بپذيرم. من فكر مي‌كنم شبح سازمان مديريت هم اگر نباشد، اقتصاد چيزي كم دارد و آقاي احمدي‌نژاد زحمت اصلاح سازمان را متقبل نشدند و به كلي آن را منحل كردند.

سازمان مديريت و برنامه‌ريزي اگرچه بيمار بود اما وظيفه‌اش را تا حد امكان به درستي انجام مي‌داد. البته همان ضعف‌هايي كه در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي وجود داشت، در حال حاضر در معاونت راهبردي كه جايگزين سازمان مديريت شده است، وجود دارد. بنابراين بايد ديد چرا سازمان منحل شد در حالي كه جايگزين آن هم همان نقاط ضعف را دارد.

بعضي‌ها مي‌گويند شما به بازگو كردن نقاط ضعف سازمان و بزرگ كردن نقاط منفي آن، وسوسه انحلال سازمان را در رئيس‌جمهور ايجاد كرديد.

اين اظهارنظرها كار شما ژورناليست‌ها است. چرا من بايد چنين كاري بكنم؟ سازمان بدون شك در تحقق وظايف خود مشكلاتي داشت اما حق سازمان نبود كه منحل شود. آقاي احمدي‌‌نژاد بارها در مورد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي مسائلي مطرح مي‌كرد كه نشان مي‌داد سازمان را مي‌شناسد. با اين حال من نسبت به انحلال سازمان با آقاي احمدي‌نژاد اختلاف‌نظر دارم.

آيا بحث انحلال سازمان مديريت در زمان همكاري شما با دولت نهم مطرح شده بود؟

نه به اين صورت كه سازمان وجود خارجي نداشته باشد. ايشان سازمان را مانع تحقق اهداف خود مي‌دانست و سعي در كاهش حيطه نفوذ آن داشت. با اين حال خيلي وقت‌ها با استدلال و گفتمان با هم كنار مي‌آمديم.

گفته مي‌شود يكي از دلايل خروج شما از دولت، اختلافي بود كه با آقاي علي احمدي داشتيد كه آن زمان ايشان رياست دانشگاه پيام‌نور را بر عهده داشتند. ايشان براي به حاشيه راندن دانشگاه آزاد، طرحي تهيه كرده بودند كه بر مبناي آن قرار بود دانشگاه پيام‌نور جايگزين دانشگاه آزاد شود. ظاهرا ايشان درخواست مجوز استخدام 2800 نفر و افزايش بودجه دانشگاه را تا سقف 340 ميليارد تومان مطرح كرده بودند و شما به شدت مخالفت كرده بوديد. اين روايت درست است؟

از اين موارد زياد بود. آقاي احمدي‌ كه الان وزير آموزش و پرورش هستند، در جلسه‌اي كه وزير علوم هم حضور داشت، درخواست 318 ميليارد تومان بودجه و استخدام 3 هزار عضو را مطرح كرد. من با ايشان صحبت كردم و قانع شدند كه امكان‌پذير نيست. از اين دست خواست‌ها زياد مطرح مي‌شد. روزي يك درخواست.

جريان نگارش‌نامه استعفاي شما چه بود؟

قرار نبود نامه منتشر شود. نامه خداحافظي بود.

پس از استعفاي سحرآميزي كه داشتيد، كسي فكر نمي‌كرد دوباره به دولت برگرديد اما ديديم كه برگشتيد و اين بار در كسوت رئيس دانشگاه، رداي دولتي به تن كرديد. چرا اين مسووليت را پذيرفتيد؟

اگر به جز دانشگاه تهران بود هيچ پيشنهاد ديگري را نمي‌پذيرفتم. دانشگاه خانه من است و اگر توفيق داشته باشم، برنامه‌هاي خوبي براي اداره آن دارم.

منبع:شهروند امروز
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

سلب کلیه اختیارات علی سعیدلو در مناطق آزاد
 
محمود احمدی‌نژاد طي حكمي اختيارات عزل و نصب روساي هيات مديره و مديران عامل مناطق آزاد را به «محمود صلاحي» مشاور خود در امور مناطق آزاد تفويض كرد.
شهاب‌نیوز ـ محمود احمدی‌نژاد اختیارات علي سعيدلو معاون اجرايي رييس جمهور در مناطق آزاد را از وی سلب کرد و این اختیارات را به محمود صلاحي مشاور خود در امور مناطق آزاد تفويض نمود.

محمود احمدی‌نژاد طي حكمي اختيارات عزل و نصب روساي هيات مديره و مديران عامل مناطق آزاد را به «محمود صلاحي» مشاور خود در امور مناطق آزاد تفويض كرد.

این اختیارات در حالی به صلاحی تفویض شده که پیش از این، انتصاب روساي هيات مديره‌ و مديران عامل مناطق آزاد كشور توسط «علي سعيدلو» معاون اجرايي رييس جمهوري اسلامي ايران صورت می‌گرفت و حکم آن‌ها نیز توسط شخص سعیدلو صادر مي‌شد.

علی سعیدلو یکی از چهره‌های بسیار نزدیک به محمود احمدی‌نژاد است که علاوه بر معاونت اجرایی رئیس‌جمهور، مسئولیت‌های دیگری را نیز بر عهده دارد. عملکرد او در مناطق آزاد با انتقادات فراوانی مواجه شده بود.

 

تکذيب خبر سلب اختيارات سعيد لو
 
سعيد لو روز دوشنبه افزود: چنين موضوعي صحت ندارد و دروغ است .
ایرنا:علي سعيدلو معاون اجرايي رييس جمهوري گفت : خبر سلب اختيارات وي از سوي رياست محترم جمهوري در ارتباط با مناطق آزاد كذب محض است .

سعيد لو روز دوشنبه افزود: چنين موضوعي صحت ندارد و دروغ است .

 

تکذیبیه سعیدلو تکذیب شد !
 
احد اميرمحمدی مشاور و مدير روابط عمومي حوزه مشاورت رييس جمهور در امور مناطق آزاد در گفتگو با خبرگزاری ایرنا، خبر شهاب‌نیوز را تایید کرد و تصریح نمود اختیار عزل و نصب روساي هيات مديره و مديران عامل مناطق آزاد که پیشتر توسط سعیدلو صورت می‌گرفت، به محمود صلاحی تفویض شده است.
شهاب‌نیوز : دکتر علی سعیدلو معاون اجرایی رئیس‌جمهور عصر دوشنبه خبر شهاب ‌نیوز مبنی بر سلب اختیارات وی در مناطق آزاد و تفویض آن به محمود صلاحی را «کذب محض» و «دروغ» نامید. این تکذیبیه در حالی بود که لحظاتی بعد «احد امير محمدی» مدير روابط عمومي حوزه مشاورت رييس جمهوري در امور مناطق آزاد در گفتگو با خبرگزاری ایرنا، خبر شهاب‌نیوز را تایید کرد!

بنابراین گزارش ساعاتی پس از انتشار خبر سلب اختیار عزل و نصب روساي هيات مديره و مديران عامل مناطق آزاد از سعیدلو و تفویض این اختیارات به دكتر محمود صلاحي مشاور رئیس‌جمهور در امور مناطق آزاد؛ علی سعیدلو این خبر را به شدت تکذیب کرد. وی در گفتگویی با خبرگزاری ایرنا که ساعت 16:53 منتشر شد، این خبر را «کذب محض» و «دروغ» نامید.

این اظهارنظر دکتر سعیدلو در حالی بود که لحظاتی بعد، احد اميرمحمدی مشاور و مدير روابط عمومي حوزه مشاورت رييس جمهور در امور مناطق آزاد در گفتگو با خبرگزاری ایرنا، خبر شهاب‌نیوز را تایید کرد و تصریح نمود اختیار عزل و نصب روساي هيات مديره و مديران عامل مناطق آزاد که پیشتر توسط سعیدلو صورت می‌گرفت، به محمود صلاحی تفویض شده است.

احد اميرمحمدي در گفتگو با خبرنگار ايرنا در كيش افزود: در اين حكم رييس جمهوري [خطاب به صلاحی] تاكيد كرده است به استناد ماده شش قانون چگونگي اداره مناطق آزاد و ماده ‪ ۱۸‬اساسنامه سازمان‌هاي مذكور اختيار صدور حكم رييس هيات مديره و مدير عامل سازمان‌هاي مناطق آزاد به جنابعالي تفويض مي‌گردد.

ایرنا در پایان این خبر تاکید کرده است: قبلاً احكام انتصاب روساي هيات مديره‌ و مديران عامل مناطق آزاد كشور توسط دكتر علي سعيدلو معاون اجرايي رييس جمهوري اسلامي ايران صادر مي‌شد.
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

قانون بودجه سال ۱۳۸۷ کل کشور ـ که با مضای رییس جمهور جهت اجرا ابلاغ گردیده ـ اولین قانون بودجه کشور بعد از انحلال سازمان مدیدیت و برنامه ریزی می باشد و پس از کلی تبلیغات مبنی بر اینکه انقلاب عظیمی در بودجه نویسی رخ داده منتشر شده است،از تناقضهای بسیاری رنج می برد و دارای ویژگی های جالب و البته عجیبی است.که در مرحله نخست به ذکرچند مورد می پردازیم  و در مطالب آینده به طور مختصر به تحلیل محتوایی بودجه سال جاری نیز خواهیم پرداخت:

..................................................................................

۱) اگرشنیدید که در این قانون سازمان منحله مدیریت و برنامه ریزی مجددا" احیا شده تعجب نکنید.!! در۱۱ مورد از متن قانون صراحتا" عبارت "سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور" بکار برده شده و وظایف و تکالیف متعددی بر عهده آن گذاشته شده است.قسمتهای ج (دو بار) ، د ، ز ، ی و ک بند ۷ و بندهای ۱۵ ،۲۰ ، ۲۲ ، ۲۵ و ۲۶ ماده واحده از جمله این موارد می باشند.همچنین در جداول مربوط به اعتبارات دستگاه های اجرایی ، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور با شماره ردیف ۱۰۲۵۰۰ دارای ۴۹۲۳۴۱ میلیون ریال اعتبار می باشد.!

نکته جالب موضوع اینجاست که علی رغم وجود نام و اعتبار سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به عنوان یک دستگاه اجرایی، رییس جمهور قانون فوق را جهت اجرا به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور که معاونت جایگزین برای سازمان مدیریت بوده ابلاغ کرده است.به عبارت دیگر اکنون معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور موظف است تکالیف و اعتبارات سلف منحل شده خود را برای اجرا به او ابلاغ کند.!!

۲)در بند ۳ ماده واحده تهیه و تصویب جداول تفصیلی اعتبارات مندرج در متن قانون به حداکثر پایان خرداد ۱۳۸۷ موکول شده است.جالب اینجاست که این اعتبارات جداول مذکور صرفا"به تصویب هیات وزیران خواهد رسید و مجلس در چگونگی توزیع و تصویب آن نقشی نخواهد داشت.احتمالا"منظور قاونون گذار از جداول تفصیلی چیزی شبیه پیوست های ۴گانه قانون بوجه سنوات قبل می باشد که هر سال همراه با متن قاونون بودجه تهیه و به تصویب می رسید.

۳)در صفحه اول قانون و در بند ۱ ماده واحده رقم بودجه کشور از حیث منابع بالغ بر ۲،۹۳۸،۸۴۵،۹۴۳،۰۰۰،۰۰۰ ریال اعلام شده است .این رقم در چند صفحه بعد و در جدول منابع بودجه کل کشور ۲،۹۰۲،۱۰۴،۵۸۲،۰۰۰،۰۰۰ ریال درج گردیده است.به نظر شما اسم این تفاوت،تحول و انقلاب شگرف در امر بودجه نویسی نیست؟!

۴)در این قانون ماده واحده تعریف جدیدی یافته است.ماده واحده این قانون دارای ۴۱ بند می باشد،بر این اساس دیگر ماده واحده زیبنده آن نیست و باید "ماده ۴۱ بنده" به آن اطلاق شود!! به عبارت دیگر تعداد زیادی از تبصره ها که در سنوات قبل مستقل از ماده واحده درج می گردید امسال با هدف تحول در بودجه نویسی و با شعار حذف تبصره ها به بندهای ماده واحده تغییر مکان کرده اند!

۵)بند ۴۰ ماده واحده حکایت جالبی دارد در این بند دولت مکلف شده است که تا پایان خرداد ۸۷ گزارش تطبیق بودجه سال ۱۳۸۷ کل کشور را با سیاستهای کلی نظام ، سند برنامه چهارم ، اصل ۴۴ و ... جهت تصویب به مجلس ارائه کند.به عبارت دیگر به دلیل انقلاب شگرفی که در امر بودجه نویسی رخ داده نه دولت خود را ملزم به ارائه لایحه منطبق با سیاستهای فوق دانسته و نه مجلس در زمان بررسی و تصویب بودجه به دلیل در اولویت بودن کارهای مهمتری از تصویب قانون بودجه( مثل فرصت کافی برای امور تبلیغاتی مجلس هشتم) دولت را به چنین کاری ملزم کرده است.از طرف دیگر معنای چنین بندی در ماده واحده این است که کشور حداقل تا خرداد ۸۷ با قانون بودجه ای اداره خواهد شد که معلوم نیست با سیاستهای کلی نظام و سند برنامه چهارم منطبق هست یا نه؟!

ناصر حضرتی

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

رييس شوراي سياست‌گذاري ائمه جمعه کشور راه اندازي رشته امامت جمعه در حوزه علميه را ضروري خواند.!!

به گزارش رسیده حجت‌الاسلام سيد رضا تقوي، رييس شوراي سياست‌گذاري ائمه جمعه کشور، در مراسم افتتاحيه طرح حکمت ويژه ائمه جمعه کشور در قم گفت: اين طرح آغاز شده است وبا عزم والاي مرکز جهاني علوم اسلامي ادامه خواهد يافت.

وي با بيان اين‌که هجده سال است مسؤوليت رياست شوراي سياست‌گذاري ائمه جمعه کشور را به عهده دارد، يکي از دغده‌هاي اصلي اين مرکز را راه‌اندازي رشته امامت جمعه در حوزه علميه دانست.

حجت‌الاسلام تقوي افزود: در طول سال‌هاي متمادي به دنبال راه ‌اندازي اين رشته بوديم كه مقام معظم رهبري نيز برآن تأکيد داشتند، اما انجام اين رسالت را براي شوراي سياست‌گذاري مناسب ندانستند و به همين منظور با وجود رايزني‌هايي که در اين باره با مديران، علما و مراجع تقليد داشته‌ايم، تاکنون موفق به راه اندازي چنين رشته‌اي نشده‌ايم.

وي ادامه داد: البته طرح حکمت مي‌تواند بخشي از اين دغدغه‌ها را پاسخ گويد.

رييس شوراي سياست‌گذاري ائمه جمعه نقش آموزش را در زندگي انسان بسيار کارساز و مهم خواند و اظهار داشت: بخش قابل توجهي از پيشرفت‌ها و موفقيت‌هايي که انسان در طول تاريخ داشته است، نتيجه آموزش است و اگر آموزش نبود، موفقيتي نيز در زندگي بشر به چشم نمي‌خورد.

وي آفرينش تمدن‌ها  (خوب شد خاتمی واژه گفتگوی تمدن ها رابر زبان جاری ساخت !! "اخبارداغ ایران") را بسيار مهم دانست که سهم عمده‌اي در خلق تمدن‌ها بر عهده دارد و ادامه داد: آموزش در موفقيت انسان نقش اساسي دارد و يکي از رسالت‌هاي آن شناسايي استعدادها و شکوفايي آن‌هاست.

حجت‌الاسلام سيد رضا تقوي همچنين نقش آموزش را در بهره وري عمر بسيار مهم خواند و تأکيد کرد: عمر انسان نبايد به بطالت بگذرد؛ از اين رو بايد از همه ظرفيت‌هايمان براي افزايش کيفيت عمر کمک بگيريم تا فرصت‌ها را از دست نداده و استعداد و توانايي دروني‌مان را شکوفا كنيم.

وي در پايان اظهار داشت: اسلام به کيفيت عمر بيش از کميت آن توجه دارد؛ پس بايد اين کميت را به بهترين کيفيت برسانيم تا از منابع و نعمت الاهي بهره لازم را برده باشيم.

گفتني است،‌ دوره آموزشي طرح حكمت ويژه ائمه جمعه سراسر كشور از روز هجدهم فروردين در قم آغاز شد

"اخبارداغ ایران" : مبارک باشد انشاالله تعالی....

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

قوای سه گانه کشور بی عرضه اند ؟
 
دو تصور نسبت به مسئولان در سه بخش عمده نظام يعني دولت، مجلس و دستگاه قضايي در ذهن آنان شكل مي گيرد. اول؛ آن كه مسئولان نمي خواهند و اراده مقابله با گراني ندارند و دوم؛ آن كه مي خواهند ولي نمي توانند و- با عرض پوزش- عرضه ندارند! و... حالت دوم- مسئولان مي خواهند ولي نمي توانند- احتمال وقوع بيشتري دارد.
 
درباره «گراني» و راه هاي مقابله با آن، اگرچه نظر كارشناسان اقتصادي متفاوت و گاه متضاد است ولي صورت مسئله كاملاً شفاف است و آن، اين كه «گراني» در مقياس گسترده اي وجود دارد و بار سنگين آن را مردم عادي و مخصوصاً توده هاي محروم و مستضعف به دوش مي كشند، يعني همان ها كه به قول حضرت امام (ره) «ولي نعمت» مسئولان هستند و بار دفاع از اسلام، انقلاب، استقلال و عزت نظام را نيز همواره بر دوش داشته و دارند و در يك كلام «صاحبان اصلي» كشورند. اگر اين غول لجام گسيخته با همين سرعت به حركت خود ادامه دهد و هيچ دستي از آستين همت مسئولان براي مهار كردن آن بيرون نيايد، بيم آن مي رود كه در آينده اي نه چندان دور، جمع محرومان و تهيدستان كه قرار بود از تعداد آنان كاسته شود با افزايش جمعيت قابل توجهي روبرو گردد! اين رخداد احتمالي اگرچه تلخ و ناگوار است ولي با تداوم رو به رشد گراني، دور از انتظار نيست و در اين باره اشاره به چند نكته ضروري به نظر مي رسد.

1- با يك نگاه به عرصه كنوني كشور 5 طيف جداگانه را مي توان ديد كه همه آنها بدون استثناء مرثيه «گراني» بر لب دارند، دولت، مجلس، مسئولان قضائي، جريانات سياسي و توده هاي مردم. تمامي آنها از گراني كالاي مورد نياز مردم، خدمات عمومي و مخصوصاً مسكن- چه استيجاري و چه خريداري- ابراز نگراني مي كنند و بر ضرورت مقابله جدي با آن تاكيد مي ورزند. با مشاهده اين صحنه، اولين پرسشي كه به ذهن خطور مي كند و پاسخ قانع كننده مي طلبد، آن است كه چرا براي مهار گراني دستي از آستين بيرون نمي آيد؟ و اگر دست هايي براي مبارزه با اين غول لجام گسيخته بيرون آمده است، اولاً؛ چرا اين دست هاي همت چندان به چشم نمي خورند و ثانياً؛ چرا به نتيجه نمي رسند؟ آيا گراني، ريشه و خاستگاهي بيرون از اختيار مسئولان داشته و طبيعت دنياي مرتبط و اقتصاد پيوسته جهاني است؟ و چنانچه پاسخ اين سؤال مثبت باشد، چه ميزان از گراني سرسام آور كنوني ريشه بيروني دارد و چه ميزان از آن سهم كم توجهي و يا خداي نخواسته، بي خيالي و غفلت مسئولان است؟

2- بديهي است كه نمي توان نقش شماري از عوامل بيروني، نظير افزايش نزديك به جهش قيمت برخي از كالاهاي مورد نياز وارداتي، بيماري هلندي- تزريق نقدينگي در حالي كه اقتصاد كشور ظرفيت لازم براي تبديل آن به كالا و خدمات را ندارد- و... را در گراني كالا و خدمات داخلي ناديده گرفت ولي بسياري از شواهد و قرائن موجود، از نقش عوامل ديگري نيز حكايت مي كنند كه بيرون از حوزه اقتدار و اختيار مسئولان نيست.

در همين نقطه و قبل از هر سخن ديگري بايد به اين نكته اشاره كرد كه دولت و مجلس اصولگرا، اگرچه براي مقابله با گراني مورد بازخواست بيشتري قرار دارند- و اين نگاه چندان بي مورد نيست- ولي دلايل فراواني در دست است كه نشان مي دهد، اين دو طيف از 5 طيف ياد شده، درباره معضل گراني و تورم با توده هاي مردم دغدغه مشتركي دارند چرا كه دولت بارها اثبات كرده است در توزيع عادلانه ثروت، فقرزدايي، حمايت از محرومان، مبارزه با مفسدان و زراندوزان، مردم دوستي، ساده زيستي، پرهيز از اسراف و تجمل گرايي، جديت و اراده اي مثال زدني دارد و اين نكات از نگاه مردم نيز پوشيده نيست و گوياترين شاهد براي اثبات اين ادعا، انتخابات اخير مجلس شوراي اسلامي است كه علي رغم وجود گراني سرسام آور و تبليغات گسترده داخلي و خارجي براي نسبت دادن گراني به دولت و بازداشتن مردم از رأي دادن به اصولگرايان، نتيجه انتخابات كاملاً با آنچه سازمان دهندگان اين تبليغات درپي آن بودند تفاوت داشت و مردم اگرچه از گراني به شدت نگران بودند ولي سهم دولت و مجلس اصولگرا در پيدايش و تداوم گراني را چيزي بيشتر از برخي كم توجهي ها و نارسايي هاي غيرعمدي نمي دانستند و چنين بود كه بار ديگر مجلس شوراي اسلامي را به اصولگرايان سپردند. هرچند شماري از نقش آفرينان در دولت و مجلس قبلي در جريان انتخابات اخير بيشترين تبليغات منفي خود عليه اصولگرايان را روي مسئله گراني متمركز كرده بودند ولي مردم مواضع و عملكرد آنان را از ياد نبرده و نمي برند كه به هنگام تكيه بر كرسي قدرت، نه فقط دغدغه چنداني براي معيشت محرومان و مستضعفان نداشتند، بلكه از تريبون هاي در اختيار خويش، تهي دستان جامعه را با تعابيري نظير «لشكر قابلمه بدست ها»!، «اگر مرگ موش هم توزيع كنند، مردم براي گرفتن آن صف مي كشند»! و.... به تمسخر نيز مي گرفتند.

3- آنچه در بند پيشين آمد، اگرچه از اعتماد مردم به اصولگرايان و دولت و مجلس اصولگرا حكايت دارد ولي نمي تواند و نبايد باعث آن شود كه دولت و مجلس- و مخصوصاً دولت- مسئوليت خطير خود براي مقابله با گراني سرسام آور كنوني و سامان بخشيدن به اين عرصه اقتصادي را فراموش كند، زيرا مبارزه با گراني و تورم قبل از همه از كساني انتظار مي رود كه بر كرسي قدرت و مسئوليت نشسته اند.

و اما در اين باره، نكته درخور توجهي هست و آن اين كه، وقتي مردم با گراني سرسام آور و فلج كننده روبرو مي شوند و علي رغم تحمل فشار سنگين گراني بر شانه هاي خود، برخوردي جدي و محسوس با اين پديده نمي بينند، دو تصور نسبت به مسئولان در سه بخش عمده نظام يعني دولت، مجلس و دستگاه قضايي در ذهن آنان شكل مي گيرد. اول؛ آن كه مسئولان نمي خواهند و اراده مقابله با گراني ندارند و دوم؛ آن كه مي خواهند ولي نمي توانند و- با عرض پوزش- عرضه ندارند! اين دو برداشت اگرچه ماهيت جداگانه اي دارند ولي هر دو، آسيب رسان و خطرآفرين هستند.
حالت اول- مسئولين نمي خواهند- رويگرداني مردم از مسئولان را درپي خواهد داشت كه با توجه به آنچه در بند 2 يادداشت پيش روي آمده است، اين حالت احتمال بسيار كمتري براي پيدايش دارد و مردم به دلسوزي و تعهد اصولگرايان اعتقاد و اطمينان دارند- هرچند كه اين اعتماد مي تواند آسيب پذير هم باشد- و اما پيدايش حالت دوم- مسئولان مي خواهند ولي نمي توانند- احتمال وقوع بيشتري دارد و در هر دو حالت، نتيجه يكسان است و آن، دلسردي مردم از مسئولان و خم شدن پشت محرومان زير بار سنگين گراني است كه پذيرفتن آن براي هيچ مؤمن مردم دوست و خداجويي قابل قبول نيست چه رسد به مسئولان اصولگراي نظام اسلامي.

4- گفتني است كه علاوه بر دو حالت فوق، حالت سومي نيز قابل پيش بيني است و آن دست به كار شدن خود مردم است. به يقين در اين حالت احتمالي، مراكزي كه نشانه انباشت ثروت بر پيشاني خود دارند، نظير كاخ هاي افسانه اي ثروتمندان بي درد و... اولين هدف خواهند بود. راستي! مگر نه اين كه امير مؤمنان (ع) مي فرمود هر جا ثروت انباشته اي وجود دارد در كنار آن حق ضايع شده اي هست؟ بنابراين چرا اصولگرايان به عنوان پيروان راستين امير مؤمنان (ع) نبايد از حضور خود در كانون هاي قدرت نظام براي بازپس گيري اين حق پايمال شده از مرفهين بي درد و ثروت اندوزان مفت خور استفاده كنند و چرا نبايد با تكيه بر قانون- اگر وجود دارد- و يا تصويب قوانين مربوطه- كه براساس آموزه هاي اسلام، به آساني ممكن است- اين حق به ناحق ربوده شده ملت را بازپس بگيرند؟ امام راحل ما (ره) درباره اين قشر از مرفهان بي درد و قانون شكن مي فرمود اگر حقوق مردم از آنها پس گرفته شود، هرچه دارند بايد بدهند... و شرح اين مقوله به نوشته جداگانه اي نياز دارد.

5- شواهد و قرائن و اسناد غيرقابل انكار موجود به وضوح حكايت از آن دارند كه در عرصه اقتصاد كشور با يك «حاكميت دوگانه» روبرو هستيم. تعجب نكنيد! ظاهراً، حاكميت در عرصه اقتصاد كشور- به هر علت- ميان مسئولان نظام از يكسو و مفسدان اقتصادي از سوي ديگر تقسيم شده است، اولي اين عرصه را به سوي مردم شيب مي دهد و دومي به سوي خود. وجود گراني افسارگسيخته و تداوم و رشد آن نشانه آن است كه شاهين اين ترازو به سمت مفسدان اقتصادي ميل كرده و از سنگين تر بودن كفه حاكميت آنان نسبت به كفه حاكميت مسئولان نظام در اين عرصه حكايت مي كند! شاخك هاي تيز و حساس مفسدان اقتصادي مي تواند به كانون هاي رسمي نظام، دولت، مجلس و دستگاه قضايي هم سرك بكشد و در اين مراكز حساس جا خوش كرده و ماندگار شود... و متاسفانه ديده مي شود كه در برخي از موارد، شده است.

6-احساس عمومي كه با مشاهدات روزمره تائيد مي شود حكايت از آن دارد كه «گراني» از يكسو افسارگسيخته است و از سوي ديگر، مسئولان محترم نيز افسار آن را رها كرده و اين اسب چموش و سركش را به حال خود گذاشته اند. اين جملات نه فقط براي مردم آشناست بلكه تقريباً همه روزه با آن سروكار دارند...-چرا گران؟...-همين است كه هست...-شكايت مي كنم...-برو به هر جا و هر كس كه دلت مي خواهد شكايت كن!... و متاسفانه راست مي گويد، چون جايي براي شكايت نيست و اگر هست، گوشي براي شنيدن و اراده اي براي برخورد وجود ندارد!

7-چه بايد كرد؟! پاسخ هاي رايج بسياري از مسئولان در مقابل اين پرسش مردم، يك پاسخ كليشه اي، تكراري و با عرض پوزش بي خاصيت است...« بايد با گراني برخورد ريشه اي كرد»!... خب! كدام برخورد ريشه اي صورت گرفته؟ و يا قرار بوده صورت بگيرد و ناكام مانده؟... تقريباً- تاكيد مي شود كه تقريباً-هيچ!

اگر حاكميت دوگانه در عرصه اقتصادي كشور را قبول داريد- كه با توجه به اينهمه شواهد و اسناد غيرقابل انكار- نمي توانيد قبول نداشته باشيد، چرا با تروريست هاي اقتصادي و سرمايه داران حاكم در عرصه اقتصاد و حاكميت سرمايه برخورد جدي نمي كنيد؟ و دريغ از يك بازرسي خشك و خالي!... قديمي ترهاي تهران ضرب المثلي دارند كه وصف الحال است؛ يك گره شاخ، از صدگز دم بهتر است. دم مگس مي پراند و شاخ، سينه متجاوز را مي دراند.
 
منبع: روزنامه کیهان
 
" اخبارداغ ایران" : درنظر بگیرید اگر روزنامه ئی چز کیهان و شخصی بجز ایشان اینچنین سخنانی را ولو بحق بر زبان جاری میساخت با او چه میکردند ؟؟!!
 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

رییس اداره بنادر و کشتیرانی قشم گفت: سکوی نفتی متعلق به یک شرکت اماراتی در آبهای ساحلی جزیره قشم به گل نشست.

سید باقر موسوی در قشم افزود: این سکوی نفتی عظیم الجثه متعلق به شرکت نفتی" دلتا مارتین سرویس" تحت اداره کشور امارات بوده است که ارتفاع آن 80 متر و عمق آبخور آن به بیش از 11 متر می رسد.

وی گفت: 3 روز گذشته براثر طوفان دریایی، این سکوی نفتی از محل اصلی خود جدا شده و صبح امروز دوشنبه در ساحل روستای رمچاه جزیره قشم به گل نشسته است.

یگانهای متعدی از اداره کل بنادر و کشتیرانی هرمزگان با بهره گیری از چندین دستگاه یدک کش در حال خارج کردن این شناور از گل و هدایت آن به محدوده پر عمق تر هستند.

به گزارش رسیده ازقشم، این سکو ازساعات اولیه صبح امروز در حوالی منطقه ساحلی روستای رمچاه جزیره قشم مشاهده شد که با اطلاع مردم، یگانهایی از اداره کل بنادر و کشتیرانی هرمزگان و فرمانداری شهرستان قشم در منطقه حاضر و به بررسی هویت این سکوی نفتی پرداختند

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

محصولات غيرالكلي شركت «بالتيكا» بيش از چهار سال است كه قانوني توسط شركت تجارت جاده ابريشم پارس وارد كشور مي‌شود و توزيع سراسري دارد.!!

در پي انتشار خبري با عنوان «فروش ماءالشعير الكل‌دار در فروشگاه‌هاي تهران» به نقل ازسايت «شيعه‌ آنلاين» وسایت های دیگرخبری، شركت تجارت جاده ابريشم پارس با ارسال جوابيه‌اي اعلام كرد: احتراما پيرو درج خبري با عنوان «فروش ماء‌الشعير الكل‌دار در فروشگاه‌هاي تهران»، موارد ذيل جهت تنوير افكار عمومي اعلام تا طبق قانون مطبوعات موارد مذكور در همان صفحه درج گردد:
1. محصولات غيرالكلي شركت «بالتيكا» بيش از چهار سال است كه قانوني توسط شركت تجارت جاده ابريشم پارس وارد كشور مي‌شود و توزيع سراسري دارد.
2. نوشابه‌هاي مذكور، غيرالكلي بوده و طبق بند 3 از يادداشت‌هاي فصل 22 كتاب مقررات صادرات و واردات جمهوري اسلامي، وارد كشور مي‌گردند.
توضيح اينكه ميزان الكل طبيعي مجاز در نوشابه‌هاي غيرالكلي، نيم درصد است كه اين حجم در كليه نوشابه‌هاي وارداتي اين شركت منظور شده است.
گفتني است، دارا بودن نيم درصد الكل طبيعي در كليه نوشيدني‌ها از جمله آب سيب، آلبالو و حتي در اكثر فراورده‌هاي لبني از جمله ماست و دوغ، قانوني، مجاز و شرعي مي‌باشد.
3. به نظر مي‌رسد از نام و لوگوي شركت تجارت جاده ابريشم پارس در خبر مذكور و نشر خبر كذب و تبديل نيم درصد الكل مجاز به 5 درصد به منظور خاصي انجام گرفته و مصداق تشويش اذهان و تخريب شخصيت حقوقي و حقيقي اين شركت بوده كه حق اعاده حيثيت براي اين شركت محفوظ است.
در ضمن، اتهام ناروا زدن به افراد، دور از شأن رسانه‌اي است كه نام شيعه (سايت «شيعه‌ آنلاين») را بر خود گذاشته است.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

شوخی نوروزی هاشمی با احمدی نژاد

 

اولین جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال جدید برگزار شد که حاشیه جالبی داشت.
به گزارش رسیده ، احمدی نژاد که بدلیل حضور در سفرهای استانی و مشغله کاری در جلسات مجمع تشخیص مصلحت حضور نمی یافت، روز گذشته در اولین جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال 87 حاضر شد.

 

ورود احمدی نژاد به این جلسه در بین سخنرانی هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره سال نوآوری و شکوفایی بود، که هاشمی هنگام ورود وی به شوخی گفت حضور احمدی نژاد در جلسه مجمع تشخیص نیز یکی از این نوآوری های امسال است. 
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

تنزل درجه و تبعيد

آخرين خبر شنيده اينكه فرمانده سابق نيروي انتظامي كه اخيرا بركنار شده بود، تنزل درجه داده شده و به يكي از استان‌هاي شرقي تبعيد گرديده است. همین......

 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

درمیان تعطیلات نوروزی

 

دادگاه حسین موسویان برگزار شد !!

بنابر شنیده ها ، شنبه هفته گذشته، جلسه دادگاه سید حسین موسویان، سخنگوی سابق تیم مذاکره کننده هسته ای و از مسئولان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، که از سوی دولت بعنوان جاسوس شناخته می شود،برگزار شده است.

بنابراین گزارش، این دادگاه علی رغم میل موسویان برگزار شده است؛ زیرا تیم وکالت موسویان خواستار برگزاری دادگاه در شنبه این هفته شده بود که ظاهرا با مخالفت شدید رییس دادگاه مواجه شد.

از موارد مطرح شده در جلسه دادگاه اطلاع موثقی در دست نیست،
اما بنابر برخی شایعات، ظاهرا با توجه به برخی فشارها ، موسویان به دو سال محرومیت از کارهای دولتی محکوم خواهد شد.

با این حال، این گزارش تاکید می کند که تصمیم برای مجازات قطعی موسویان در دست بررسی است.

حسين موسويان با خاتمی ديدار کرد

 



به گزارش يک مقام آگاه در بنياد باران، موسويان در حاشيه اين ديدار که محمدحسين عادلی، غلامرضا تاجگردون، عمادالدين باقی، سيد اسماعيل داوودی شمسی و برخی ديگر از اصلاح‌طلبان در آن حضور داشتند، دقايقی با خاتمی به صحبت پرداخت که از مفاد گفت‌وگوهای وی خبری منتشر نشده است.

موسويان همچنين در اين جلسه و پس از اقامه نماز ظهر و عصر به امامت خاتمی، در پاسخ به شوخی‌های برخی از حضار در مورد اتهام جاسوسی ،با خنده و بذله‌گويی پاسخ داد.
گفته می شود اين ديدار به مناسبت آغاز سال جديد و ديدارهای نوروزی انجام شده است.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

يک مقام آگاه گفت: در پی قوت گرفتن تغيير و جابجايی داود دانش جعفری وزير امور اقتصادی و دارايی، جايگزينهای احتمالی وی مشخص شدند.


اين مقام آگاه افزود: پرويز داوودی معاون اول رئيس جمهوری، صادق محصولی مشاور رئيس جمهوری و محمد رضا رحيمی رئيس ديوان محاسبات محتمل ترين گزينه ها برای معرفی شدن به عنوان وزير پيشنهادی امور اقتصادی و دارايی از طرف رئيس جمهوری به مجلس هستند.

 در ميان گزينه های مذکور پرويز داوودی شانس بيشتری برای کسب رای اعتماد از مجلس دارد.
وی افزود: صمصامی دبير کميسيون اقتصادی هيات دولت، زاهدی وفا معاون اقتصادی وزير امور اقتصادی و دارايی و علی ديواندری مدير عامل بانک ملت نيز برای اين پست مطرح هستند.
به گفته اين مقام آگاه، مذاکرات برای انتخاب و معرفی فرد مورد نظر همچنان ادامه دارد.
وی تصريح کرد: همچنين به داود دانش جعفری پست سفارت در آلمان و کانادا پيشنهاد شده است.
يک کارشناس حقوقی گفت: در صورتی که رئيس جمهوری هر يک از افراد مذکور را به عنوان وزير پيشنهادی معرفی کند و مجلس هفتم به وزير پيشنهادی رای اعتماد ندهد، رئيس جمهوری قانونا" می تواند به مدت سه ماه برای اين وزارت خانه سرپرست تعيين کند.

وی در پايان افزود: با توجه به شرايط ويژه مجلس هفتم که تا سه ماه ديگر دوره آن به پايان می رسد و مجلس هشتم آغاز به کار می کند، و از طرفی امضای اعتبار نامه نمايندگاه مجلس هشتم چند ماهی زمان می برد، انتخاب وزير امور اقتصادی و دارايی احتمالا با ابهام مواجه است و بايد ديد که آيا قانونا" می توان سرپرستی فرد مورد نظر را سه ماه ديگر تمديد کرد يا اينکه شخص رئيس جمهوری بايد برای سه ماهه دوم سرپرستی وزارت امور اقتصادی ودارايی را برعهده گيرد و يا اصولا آيا راه سومی هم وجود دارد.

 

وزیر اقتصاد: با احمدی نژاد اختلاف دیدگاه دارم

 

گفتگوی کوتاه اعتماد با وزیر اقتصاد:

- شنيده شده شما از دولت نهم کنار مي رويد خبر صحت دارد؟

من به طور مستقيم چنين خبري را نشنيده ام.

- با فرض صحت خبر چرا شما قرار است با دولت خداحافظي کنيد؟


من و رئيس جمهور درباره مسائل مختلف مثل سياست پولي و مالي تفاوت ديدگاه داريم. شايد رئيس جمهور صلاح ديدند فرد هماهنگ تري انتخاب کنند

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

شهرام جزایری عرب گریخت!

بازپرس رسيدگی کننده به پرونده‌ی خروج غيرقانونی شهرام جزايری، از ارسال پرونده‌ی وی با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست به دادگاه عمومی – جزايی تهران در روز دوشنبه -۱۹ فروردين ۸۷- خبر داد.

سيدمحسن قاضی، بازپرس شعبه‌ی پنجم دادسرای کارکنان دولت، با بيان اين مطلب گفت: پرونده‌ی مربوط به اتهام خروج غيرقانونی شهرام جزايری از کشور و ماموران زندان که در نگهداری وی مسامحه کرده بودند پس از انجام تحقيقات لازم و بازجويی از کليه‌ی متهمان با صدور کيفرخواست امروز به دادگاه ارسال شد.

وی عناوين اتهامی شهرام جزايری در اين پرونده را خروج غيرقانونی از کشور، تحصيل مال نامشروع و معاونت در جعل پاسپورت و کارت شناسايی عنوان کرد.

بازپرس شعبه‌ی پنجم دادسرای کارکنان دولت، در رابطه با بخش ديگری از پرونده که مربوط به مسامحه‌ی احتمالی قضات رسيدگی کننده به پرونده سابق شهرام جزايری بوده است گفت: پرونده جهت تکميل تحقيقات، مطرح و در مراحل پايانی تحقيقات است که در مورد آن در آينده‌ای نزديک اتخاذ تصميم خواهد شد.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

سالگرد اعدام نخست وزیر زندانی شاه و انقلاب

عباس هویدا

 

 

روز يکشنبه، ۱۸ فروردين، مصادف با بيست و نهمين سالگرد اعدام امير عباس هويدا، نخست وزير ايران است که دوره صدارت وی مناقشه های زیادی بر انگیخته است.

امير عباس هويدا از هفتم بهمن ۱۳۴۳ تا پانزدهم مرداد ۱۳۵۶ نزديک به ۱۳ سال نخست وزير ايران بود و از نظر طول مدت صدارت در تاريخ ايران پس از مشروطيت منحصر به فرد است.

او همچنين تنها نخست وزير در تاريخ معاصر ايران بود که اعدام شد. هويدا که بود؟

خود او می گويد: «در تهران در چهار راه کنت يا همان لاله زار در سال ۱۲۹۸به دنيا آمدم. يک سال و نيمه بودم که پدرم به سوريه مأمور شد. من که يادم نيست ولی مادرم می گويد از اين جا با کالسکه و قاطر به خرمشهر رفتند و در خرمشهر سوار کشتی شدند و به هندوستان و از هندوستان با کشتی به لبنان و از آنجا به سوريه رفتند. مانند اغلب افراد اين مملکت، در بچگی و جوانی هم روزهای خوشی داشتم و هم روزهای سختی. روزهای خوشی داشتم چون خانواده ام از طبقه متوسط بود و زندگی خوبی داشتيم.»

وی می افزاید: «تحصيلات ابتدايی، متوسطه و عالی را خارج از کشور گذراندم زيرا پدرم مأمور وزارت خارجه بود. در۱۴ سالگی، پدرم فوت کرد و کانون خانواده به هم ريخت و امکانات مالی از بين رفت و پس از آن تا حدودی در دشواری زندگی کرديم. من مديون مادرم هستم زيرا کمر همت بست و در يک شهر غريب کار کرد و من و برادرم را تا آخر تحصيلات متوسطه رساند. پس از آن من برای تحصيلات عالی به اروپا رفتم و چون جنگ شد، آنجا ماندم و مجبور شدم هم کار کنم و هم تحصيل. بنابراين تمام مشکلات زندگی را تجربه کردم، اين مشکلات برای همه در زندگی وجود دارد ولی هيچگاه مرا شکست نداد. مثلاً از چيزی خوشم می آمد ولی نداشتم، نمی توانستم کتابی را که می خواستم بخرم يا لباسی می خواستم ولی امکان خريد آنرا نداشتم، اين ها برايم مهم نبود بلکه مکتبی بود که مرا برای حرکت آماده می کرد . »

هویدا می گوید: «سپس به مملکتم بازگشتم و در وزارت خارجه امتحان دادم و وارد وزارت خارجه شدم و فوراً با علاقه به نظام وظيفه رفتم، چون معتقدم نظام وظيفه برای هر فرد ايرانی لازم است. دفاع هر مملکت به وسيله افرادش صورت می گيرد نه به وسيله خارجی ها.»

هويدا که علوم سياسی خوانده بود و به زبان های عربی، فرانسه، انگليسی و آلمانی تسلط داشت، مدارج ترقی را با سرعت پيمود و هنگامی که دوستش حسن علی منصور به نخست وزيری رسيد وی به وزارت دارايی منصوب شد. يک هفته پس از قتل  منصور به دست بنيادگرايان اسلامی در اول بهمن ۱۳۴۳، محمدرضا شاه پهلوی، امير عباس هويدا را به نخست وزيری منصوب کرد.

نکاث مثبت و منفی نخست وزیری هویدا

از دوران طولانی نخست وزيری هويدا، امروز چه نکات عمده مثبت يا منفی را می توان به ياد آورد؟

مهدی مظفری، استاد علوم سياسی در دانشگاه آهوس دانمارک به اين پرسش چنين پاسخ می دهد: «از نظر اقتصادی و اجتماعی می توان گفت تا آن موقع به جز نفت تمام شريان های اقتصادی مملکت در دست تجار و بازرگانان بود ولی با افزايش قيمت نفت و سيلان درآمدهای نفتی به ايران، قشرهای مختلفی فربه شدند که هيچ گونه سنخيت فرهنگی و اجتماعی با هم نداشتند و