تبليغاتX
بالاترازخبر - اخبار داغ ایران

 

رکوردزنی احمدی نژاد در سفرهای خارجی

احمدی نژاد در سال گذشته، بار دیگر نیز به رکوردداری در سفرهای خارجی روسای جمهور اسلامی ایران نائل شد.


 اولین سفر خارجی احمدی نژاد در 23 اردیبهشت ماه با هدف «ارتباط با همسایگان بعنوان الویت سیاست خارجی ایران» به امارات متحده عربی سفر کرد.

این اولین سفر رئیس جمهور ایران به امارات متحده بود؛ تنش های موجود بین دو کشور بدلیل ادعا های واهی طرف اماراتی مبنی بر مالکیت جزایر سه گانه از موانع بروز این سفر در گذشته بوده است. گرچه دکتر احمدی نژاد در این سفر تاکید کرد:« بین ما و امارات هیچ محدودیتی برای توسعه روابط وجود ندارد و برخی مسائل در رسانه ها و یا توسط دشمنان مردم منطقه مطرح می شود که بیندو کشور وجود ندارد و برخی ها علاقمند هستند مشکلات مصنوعی ایجاد کنند اما دو طرف مصمم هستند روابط را هر چه بیشتر توسعه دهند و هیچ عاملی مانع گسترش روابط نخواهد بود. این سفر باعث گسترش روابط دیرپا دو کشور خواهد بود و هر دو طرف مصمم هستند روابط مستحکمی را ایجاد کنند.»

این درحالی است، که بارها پس از این سفر، ادعای واهی اماراتی ها تکرار شد.

در کنفرانسی خبری در همین سفر بود که رئیس جمهور ایران، آمادگی دستگاه دیپلماسی را برای احداث سفارتخانه تا بعدازظهر همان روز در مصر اعلام کرد و افزود:« عقیده داریم مردم این کشور سرمایه ای برای دنیای اسلام هستند و رابطه بین ایران ومصر به نفع صلح و امنیت جهانی است»

پس از امارات، رئیس جمهور عازم عمان شد و از ملت ایران «سرمایه بشریت» یاد کرد و در دیدار با پادشاه عمان خواستار «پیش قدم شدن ایران و عمان در برقراری صلح و آرامش در منطقه»شدند.

30 اردیبهشت ماه نیز احمدی نژاد به بلاروس سفر کرد؛ایشان این سفر را «ورود تهران و بلاروس به مرحله استراتژیک در روابط دو جانبه و مخالفت با یک جانبه گرایی در جهان» دانست و پس از ادای احترام به سربازان گمنام بلاروس، قرارداد توسعه خودروی سمند در بلاروس به امضای طرفین رسید. دکتر احمدی نژاد در ضیافت شام طرف بلاروسی بر «شکست خوردن طرح های نظام سلطه علیه ایران» سخن گفتند.

5 شنبه، 28 تیرماه نیز به دمشق سفر کرد و با رئیس جمهور سوریه و سران گروه های فلسطینی مذاکراتی را صورت داد. هم چنین ایشان مرقد حضرت رقیه و حضرت زینب (س) زیارت کردند.

احمدی نژاد در 15 مرداد، عازم الجزیره شد و ایران و الجزایر را «پرچم دار صیانت از حقوق ملت های مظلوم» نامید و توسعه دو کشور را «بدون محدودیت» و دغدغه های موجود را «مشترک» خواند.

23 مرداد نیزاحمدی نژاد به کابل رفت و ضمن دیدار با مقامات بلند پایه افغاستان و ایرانی های مقیم، با علمای شیعه و سنی افغانستان دیدار کرد.

پس از آن، رئیس جمهوری به ترکمنستان رفت.در این سفر، چهار تفاهنم نامه همکاری امضا شد.

احمدی نژاد، 24 مرداد ماه وارد قرقیزستان شد و با شورای علمای قرقیزستان و محققان و ایران شناسان آن کشور دیدار کرد.

پس از آن احمدی نژاد بعد از دیدار با رئیس جمهور چین، در اجلاس شانگهای شرکت کرد و در سخنرانی خود، آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای توسعه همکاری با سازمان شانگهای را اعلام داشت.

احمدی نژاد پس از این سفر به تهران آمد و 30 مرداد به باکو رفت و از گسترش همکاری های اقتصادی میان ایران و آذربایجان خبر داد.
دوشنبه، 2 مهر نیز محمود احمدی نژاد، جنجالی ترین سفرهای جنجالی خود را انجام داد، نیویورک.

در این سفر، ضمن دیدار با سران جهان، سخنرانی در دانشگاه کلمبیا، دیدار با ایرانیان مقیم، سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دیدار با باشگاه مطبوعات آمریکا، دیدار با خاخام های یهودی و رهبران کلیساهای آمریکا، در برنامه های رئیس جمهور گنجانده شده بود.

سوم مهر ماه نیز چاوز با احمدی نژاد تماسی تلفنی برقرار کرد و طی آن تماس توافق شد که سفری به ونزوئلا صورت گیرد.

احمدی نژاد، 5 مهر وارد بولیوی و پس از آن به ونزوئلا رفت. دیدوبازدیدها با رئیس جمهور ونزوئلا پرشمار بود.

30 مهرماه نیز رئیس جمهوری به ارمنستان رفت؛ سفری که کوتاه شد.

26 آبان، منامه بحرین، میزبان احمدی نژاد بود و پس از آن برای شرکت در اجلاس اوپک به ریاض رفت.

احمدی نژاد، 12 آذر ماه نیز تهران را به مقصد دوحه برای شرکت در شورای همکاری های خلیج فارس ترک کرد؛ همان شورایی که در حضور رئیس جمهوری ایران، خواهان بازپس گیری جزایر سه گانه و استفاده از نام خلیج عربی شد.

26 آذر ماه نیز احمدی نژاد،بار دیگر به سرزمین وحی برای حج عزیمت کرد.

احمدی نژاد در آخرین ماه سال، اسفند، به سفر تاریخی عراق رفت.

در این سفر رئیس جمهور با سفرای کشورهای خارجی در عراق،سران عشایر عراق، رئیس جمهور و نخست وزیر عراق، رئیس مجلس اعلای آن کشور دیدار کرد.

پس از آن نیز اجلاس سران کشورهای اسلامی در سنگال میزبان احمدی نژاد بود.

سفری که زودتر از موعد تمام شد و بدلیل شرکت در انتخابات 24 اسفند به تهران بازگشت.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

10 هزار دلار بدهید، در ماه دفن شوید

 

يك شركت تجاري اعلام كرد با دريافت 10 هزار دلار جسد سوزانده شده انسان ها را پس از مرگشان به كره ماه انتقال مي دهد.

به گزارش خبرگزاري رويترز،يك شركت امريكايي در نظر دارد سطح كره ماه را به گورستاني براي انسان ها تبديل كند.

رئيس شركت تجاري سلستيك گفت شركت متبوع وي در نظر دارد امكاناتي را فراهم كند كه بر اساس آن خاكستر اجساد انسان ها پس از مرگشان به كره ماه انتقال داده شود.

چارلز چافر گفت در همين خصوص موافقت نامه اي ميان شركت سلستيك و شركت فضائي اودسه مون و شركت استروبوتيك به امضاء رسيده است.

بر اساس اين گزارش عمليات انتقال بقاياي اجساد انسان ها به كره ماه به اين گونه است كه بخشي از خاكستر جسد فرد متقاضي پس از مرگش در كپسولي قرار داده مي شود و به همراه يك روبات به ماه فرستاده مي شود. در سطح ماه كپسول مربوط توسط اين روبات بر روي سطح ماه قرار داده مي شود و يا دفن مي شود.

ميزان مبلغي كه بابت اين عمل از سوي فرد متقاضي دريافت مي شود 10 هزار دلار تعيين شده است.

چافر ابراز اميدواري كرد اولين مرحله ارسال كپسول هاي حاوي بقاياي انسان ها به كره ماه در اواخر سال 2009 يا اوائل سال 2010 انجام شود.وي گفت در اين مرحله قرار است هزار كپسول به ماه فرستاده شود.

وي انتقال بقاياي جسم خود به كره اي ديگر را حركتي رومانتيك عنوان كرد و پيش بيني كرد ابتكار عمل شركت خود با استقبال خوبي از سوي مردم و به ويژه افراد ثروتمند رو به رو شود

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 بر اساس ضوابط اجرايي بودجه سال 1387 كل كشور كه توسط پرويز داودي معاون اول رئيس جمهوري ابلاغ شد، عيدي پايان سال 87 كاركنان دولت حداقل 250 هزار تومان تعيين شد.


در بند هشت ضوابط اجرايي بودجه سال 87 كل كشور آمده است، مبلغ قطعي و نحوه پرداخت پاداش پايان سال (عيدي) به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد ولي دستگاههاي اجرايي موظفند به ازاي هر نفر شاغل و بازنشسته معادل دو ميليون و پانصد هزار ريال پيش بيني و در موافقتنامه مربوط منظور نمايند.
هيئت وزيران به منظور ايجاد انضباط مالي و مديريت كارآمد در بودجه دستگاه‌هاي اجرايي، ارتقاي بهره‌وري در فعاليت‌ها، صرفه‌جويي و استفاده بهينه از منابع در اختيار دستگاه‌هاي اجرايي و ايجاد تعادل در منابع و مصارف، ضوابط مذكور را به تصويب رساند.
هيئت وزيران همچنين در تصويب ضوابط اجرايي بودجه سال 1387 كل كشور، اجراي احكام قانون برنامه‌ چهارم توسعه، كاهش تصدي‌هاي دولت و واگذاري امور به بخش‌هاي غيردولتي و جلوگيري از توسعه تصدي‌گري در فعاليت‌ها را هم مد نظر قرار داده است.
بر اساس اين گزارش، ضوابط مذكور همچنين بر مسوليت بالاترين مقام دستگاه اجرايي در تحقق اهداف بخش در چارچوب تكاليف قانون برنامه چهارم توسعه و پرهيز از ايجاد كسري اعتبارات تاكيد كرده است.
به موجب اين گزارش دستگاه‌هاي اجرايي موضوع ماده 17 قانون مديريت خدمات كشوري و نيز ماده 160 قانون برنامه چهارم توسعه مخاطب اين ضوابط تلقي مي‌شوند.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

دادگاه بدوي در شمال قاهره هدي عبدالناصر دختر جمال عبدالناصر رئيس جمهور اسبق مصر را به پرداخت صد هزار ليره مصر غرامت مالي به رقيه السادات دختر انور السادات رئيس جمهور سابق اين کشور ملزم کرد.
به گزارش واحد مرکزی خبر از شبکه تلويزيوني العربيه هدي عبدالناصر، رقيه السادات را به قتل پدرش با سم متهم کرده بود و رقيه السادات اين اتهام را رد کرد و با اقامه دعوا خواستار پنج ميليون دلار غرامت مالي شد. بنابراين گزارش اين حکم قابل استيناف است

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

تسیپی لیونی معاون نخست وزیر و وزیر خارجه اسرائیل، برای ملت ایران آرزو کرد که سال نو سال رسیدن به تفاهم با جامعه بین المللی باشد.

به نقل از رادیو اسرائیل، وزیر خارجه اسرائیل ابراز عقیده کرد که رسیدن به تفاهم میان ایران با جامعه جهانی امکان پذیر است.

وزیر خارجه اسرائیل، تاکید کرد که موقعیت بین المللی ایران در سال 1387 به تصمیمات ایران و ملت ایران بستگی دارد. وی گفت: «تنها گزینه ای که دربرابر جهان قراردارد تا مسائل به اتخاذ سایر تصمیمات علیه ایران نرسد، صرفا تحریم اقصادی است». تسیپی لیونی گفت: «متاسفانه نمی توان علیه حکومتی، به اقدامی از سوی جامعه جهانی دست زد که هیچ اثری نیز بر مردم آن کشور نداشته باشد».

لیونی مدعی شد که کشور و ملت اسرائیل هیچ مخالفتی با ملت و کشور ایران ندارند - بلکه بعکس اسرائیل و یهودیان همواره به روابط تاریخ خود با ایران نگاه افکنده اند.

تسیپی لیونی گفت که یهودیان جهان نیز این روزها عید «پوریم» را گرامی داشتند که ملت یهود را با سرزمین باستانی ایران ارتباط می دهد- و یهودیان جهان از حسن نیت پادشاه امپراطوری باستانی ایران خشایارشاه سپاسگزاری می کنند. پیام شما به ملت ایران در این نخستین روزهای سال جدید چیست

وزیرخارجه اسرائیل: یقینا من بر این باورم که هنگامی که سخن از روابط میان ملت ها و مردم هاست- گاهی برخلاف آنچه که میان حکومتها وجود دارد، ما برتاریخ، اشتراکات تاریخی و این تفاهم انگشت می گذاریم که ما انسان هائی با ارزشهای مشترک هستیم- حتی اگر اشتراکات تاریخی هم وجود نداشته – هنوز می توان از امید به آینده مشترک، خوشبختی مشترک و تفاهم مشترک سخن گفت و ما امیدواریم که سال آینده، سال رسیدن به تفاهم ها میان ملت هایمان باشد. البته ما باید از سختی ها نیز سخن بگوئیم و کسانی که به ارزشهای مشترک و تفاهم ها معتقدند، باید بتوانند اختلافات را نیز حل کنند. اما من گاهی فکر می کنم که کسانی نمی خواهند که ما در هارمونی و صلح با دیگران زندگی کنیم. گاه از مذهب برای ایجاد نفرت مورد نظرخود سوءاستفاده می کنند و این امری است که ما باید درباره آن سخن بگوئیم و هنگامی که من می گویم دیالوگ دراین باره ضروری است، منظورم الزاما دولت ها نیست بلکه مردم، ملتها، جامعه بین المللی و دنیا هم می توانند این امر مهم را انجام دهند.

مناسبات دیرینه و چند هزار سالۀ ملت یهود با کشور ایران جای خود را به دشمنی از سوی حکومت اسلامی ایران سپرده است. چه کارباید کرد که این روابط به روند گذشتۀ باستانی خود بازگردد؟

وزیرخارجه اسرائیل: مهمترین امر به باور من، تفاهم است. اما کسانی تحریک به اختلافاتی می کنند که پایه و اساسی در میان ملتها ندارد. من مشخصا دربارۀ ایدئولوژی و باورهای افراطی سخن می گویم که حتی مبتنی بر دیدگاههای مذهبی نیست. من بر این دیدگاه پای می فشارم که وقتی سخن از ادیان بزرگ و توحیدی است، یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام، ما از تفاهم یین یکدیگر، آزادی برای یکدیگر، پذیرفتن دیدگاههای هم وزندگی در جوار یکدیگر سخن می گوئیم- اما متاسفانه در 30 سال اخیر که ما با دیدگاههای افراطی در منطقه مواجهه شده ایم، بنیادگرایان، دین و مذهب را به گروگان خود گرفته اند، مذهب را به استثمار کشیده اند تا به باور خود، تخم نفرت بکارند اما این امر در راستای منافع ملت ها نیست!

وی در ادامه مدعی شد: من نمی توانم اصلا تصور کنم که منفعت ملت ایران باشد که بخواهند به دشمنان منطقه، دشمنان اسرائیل یا دشمنان جامعه جهانی تبدیل شوند- اما هنگامی که رهبرانشان از انکار یکی از بزرگترین حوادث و فجایع تاریخی جهان، که هولوکاست و قتل عام یهودیان بوده سخن می گویند، وقتی که رهبرانی از قتل و کشتار دیگران سخن می گویند یا از پاک کردن اسرائیل از نقشه دنیا حرف می زنند، اینها، تنها کلمات و واژه ها نیست، بلکه آنها همگام با سخنانشان به اعمالی دست می زنند تا اظهارات خود را عملی کنند، و این، برخلاف منافع ملت هاست. مردم در جوامع، می خواهند از رهبرانی برخوردار باشند که بتوانند از آنها حمایت کنند و به وجود آنها افتخارنمایند اما من فکر می کنم که در شرائط کنونی رهبران ایران مایه عزت و افتخار برای ملت خود نیستند- بالعکس- آنها خود را دشمن جهان به تصویر می کشند.

شما در مقام وزیر خارجه، با روند جهانی آشنائی نزدیک دارید و درشکل گیری آن ازنقشی مهم برخوردارید. شورای امنیت در یکسال اخیر سه قطعنامه علیه ایران صادر کرده اما دولتمران ایران تسلیم خواسته های بین المللی نشده اند. موقعیت بین المللی ایران در سال جدید چگونه است؟

وزیرخارجه اسرائیل در پاسخ مدعی شد که موقعیت بین المللی ایران بستگی به تصمیمات خود نظام ایران دارد. تا هنگامی که ایران به برنامه های غنی سازی اورانیوم، برخلاف قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل ادامه می دهد و مادامی که برنامه های هسته ای به هدف دستیابی به جنگ افزار اتمی را دنبال می کند، برنامه هائی که بدون هیچ دلیلی ادامه یافته- زیرا برای ایران سود و فایده ای ندارد، مشخص است که ایران خود را به این وضعیت دشوار کشانده است، شرائطی بر سر خود آورده که به تهدیدی علیه منطقه تبدیل شده است.

بنابراین، رفاه ملت ایران بستگی به سیاست های نظام ایران دارد. در کمال اندوه، هم اکنون شیوه های سیاستمداری حکومت ایران نادرست است. آنها قطعنامه های بین المللی و خواسته های جهانی را رد می کنند. بی پرده می گویند به خواسته جهانی وقعی نمی گذاریم، و به غنی سازی اورانیوم ادامه می دهند. ما امیدواریم که ملت ایران درک می کنند که این شیوه ها اثراتی زیانبار بر زندگی آنها دارد.

جامعه جهانی نمی خواهد که زندگی ایرانیان تحت تاثیر قرار گیرد. اما برای آنکه از سایر تصمیمات جلوگیری شود، چاره ای دیگر باقی نمانده است. گزینه هائی که برای جهان هست، تحریمهای اقتصادی است. این مجازاتها علیه ملت نیست- اما مسلم است که بر زندگی مردم اثرگذار است اما این تنها راهی است که با کاربرد آن، جامعه جهانی می تواند طرحهای جنگ افزار هسته ای ایران را خنثی کند.

من یقینا معتقدم که پاسخ، در دست مردم است و نه الزاما در دست رهبران. منظور من تنها رهبران اسرائیل نیستند. مردم باید حرف خود را بزنند- من امیدوارم که ایرانیان حرف و سخن خود را روشن بیان کنند و بگویند که می خواهند تا سال آینده به چه خواسته و دستآوردهائی برسند. من یقین دارم که مردم ایران می خواهند در صلح، در آرامش و در رفاه زندگی کنند. ملت ایران می خواهند روئی گشاده به جهان داشته باشند. می خواهند دوباره این فرصت را بدست آورند که از کشورها و نقاط دیگر دیدار کنند و با مردم جهان در تعامل باشند و نه اینکه دچار انزوا گردند. این خواسته مردم عادی ایران است. از عادی ترین افراد گرفته، تا بازرگانان و شاید حتی خواسته رهبرانشان. ولی آنچه که رهبران می گویند و انجام می دهند بر زندگی مردم ایران بدترین اثرات را دارد.

چگونه می توان بدون آنکه رنجی متوجه ملت ایران شود، سران تهران را وادارکرد که به خواسته های بین المللی تن در دهند؟

وزیرخارجه اسرائیل ادعا کرد که متاسفانه نمی توان علیه حکومتی به اقدامی دست زد که هیچ اثری بر مردم آن کشور نداشته باشد. از آنجا که شما دربارۀ دیدار همین امروز من در اورشلیم با وزیرخارجه ایالات متحده رایس صحبت کردید، باید اضافه کنم که اکنون در جامعه جهانی، تفاهم و اتفاق نظر بیشتری وجود دارد علیه کسانی که می گویند: نزاع فلسطینی- اسرائیلی موجب بنیادگرائی بیشتر در منطقه می شود. اما این تصور و اندیشه کهنه و قدیمی است و دیگر ازمد افتاده است.

صاحبان چینن دیدگاهی می خواهند نفرت را بپراکنند. موجب سوءتفاهم می شوند. ما اسرائیلی ها و فلسطینی های میانه رو و کسانی که این دیدگاه را مطرح می کنند، دقیقا به عمق نزاع پی نبرده اند و ریشه آن را درک نکرده اند.

هم اکنون ما اسرائیلی ها و مردم فلسطینی و رهبران میانه رو عملگرای فلسطینی، فرصت نوینی در اختیار داریم. پیشبرد صلح در راستای منافع دیگر کشورهای عرب و اسلامی و سایر ممالک منطقه نیز هست. اسرائیل به طور نهائی اندیشۀ وجود دو کشور برای دو ملت اسرائیلی و فلسطینی را که یکی در کنار دیگری در صلح و امنیت زندگی کنند، پذیرفته است. اما دشمنان صلح به راه خود می روند.

وی در ادامه مدعی شد که حماس که یک تشکل تروریستی است و متاسفانه، رهبران جمهوری اسلامی ایران که از این قبیل تشکل های تروریستی، چه از راه پول دادن، جنگ افزار یا آموزش نیروهای این سازمانها پشتیبانی می کنند، با عملی شدن اندیشه دوکشوربرای دوملت مخالفت عملی می کنند.

به خاطرمجموعه این رفتارهاست که رهبران ایران، کشور خود و خویشتن را به وضعیتی گرفتار کرده اند که مشخصا ایران را به گونه ای به تصویر می کشند که ایران دشمن همۀ کسانی محسوب می شود که در راه دستیابی به صلح و آرامش فعالیت می کنند. ما می کوشیم به صلح برسیم و برای پیمان صلح تلاش می کنیم. اکنون اتفاق نظر در جهان بیشتر شده که همه آنهائی که ارزشهای مشترک دارند، در کنار هم عمل کنند. اما متاسفانه کسانی در قبال نزاع اسرائیلی-فلسطینی دیدگاههای گذشته را حفظ کرده و در دنیای قدیمی در جا می زنند و تنفر را پراکنده می کنند.

وی مدعی است که آنهائی که فعالیت می کنند تا از دستیابی به پیمان صلح جلوگیری کنند، گاه این ادعا را نیزمطرح می کنند که جمهوری اسلامی ایران نماینده دیدگاههای اعراب، مسلمانان و طیف های فلسطینی است. اما آنها نمی دانند از چه سخن می گویند. تصورش را بکنید آن روزی که نزاع فلسطینی – اسرائیلی پایان یابد، آیا کسانی که ایدئولوژی بنیادگرائی مبتنی بر نفرت را شیوه خود قرارداده اند، تغیبر خواهند کرد؟ پاسخ متاسفانه این است: خیر. بنابراین، وظیفه ماست که این نزاع را به پایان ببریم، و بر نظام ایران واجب است که فصل این تنفر را ببندد و تلاش خود را برای ایجاد دورانی بهتر و آینده ای روشن تر برای مردم خود متمرکز کند.

در ایران 65 درصد از دانشجویان را زنان و دختران تشکیل می دهند. برای آنان و برای جنبش دانشجویان و جوانان ایرانی که حدود دو سوم از جمعیت ایران را تشکیل می دهند، چه سخنی دارید؟

وزیرخارجه اسرائیل: من به این اصل باور دارم که همه ما آزادی انتخاب داریم. من خود انتخاب کردم که وارد صحنه سیاست اسرائیل شوم تا بر مسائل و روند جریانها اثرگذار باشم. من از نتیجه کار خویش و اقداماتی که در صحنه سیاست انجام می دهم، احساس رضایت می کنم. من البته به زنان دیگر نمی گویم که آنها نیز الزاما باید همین مسیر را دنبال کنند. ولی امیدوارم که تک تک زنان از حق آزادی برای تصمیم گیری در مورد زندگی خویش- آنگونه که می خواهند- برخوردار باشند و بتوانند مسیرزندگی را به دلخواه خویش بدست گیرند و سرنوشت خویش را آنگونه که برای زندگی خود مناسب تشخیص می دهد، بنا کنند و انتخابشان تحت تاثیر دیگران نباشد.

در دورانی که اسرائیل و ایران روابط دوستانه داشتند، شما بسیار جوان بودید. بسیاری از سیاستمداران و شخصیت های اسرائیلی با اشتیاق از آن روابط دوستانه یاد می کنند. آنها حتی خود بارها از ایران دیدار داشته اند. آیا شما تصور رسیدن زمانی را می کنید که خود یا شهروندان اسرائیلی بتوانند دوباره از ایران دیدار کنند و یا ایرانی ها بتوانند به اسرائیل بیایند؟

وزیرخارجه اسرائیل: من امیدوارم. کاملا این امید را دارم.

 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

سازمان اطلاعاتی روسیه از فعالیتهای غیرمنتظره نیروهای مسلح ایالات متحده امریکا در مرزهای ایران خبر داد.

به گزارش انتخاب به نقل از اینفورمیشن کلیرینگ هاوس به نقل از ریانووستی؛ یک مقام عالیرتبه امنیتی روسیه روز سه شنبه گفت: سازمانهای اطلاعاتی روسیه از تشدید تمرینات نظامی هوایی و زمینی ارتش امریکا علیه ایران خبر داده اند.

وی در ادامه افزود؛ بر اساس اطلاعات بدست آمده، پنتاگون هنوز در رابطه با زمان دقیق حمله نظامی علیه ایران تصمیمی نگرفته است.

وی گفت: پنتاگون خواهان جنگی است که با اندک هزینه ای، ایران را به زانو در آورد.

این منبع اطلاعاتی همچنین گفته است که حضور نظامی امریکا در منطقه به سطحی مشابه به سال 2003 که به عراق حمله کرد، رسیده است.

ژنرال لئونید ایواشوف ،نایب رئیس آکادمی علوم ژئوپلتیک، هفته گذشته اظهار داشت که پنتاگون در نظر دارد تا در آینده ای نزدیک حمله هوایی گسترده ای را علیه زیر ساختارهای نظامی ایران آغاز کند.

برپایه این گزارش ناوگان جدید حامل نیروهای نظامی امریکایی عازم خلیج فارس شده است.

ایالات متحده امریکا ناوگان یو.اس.اس جان استنیس [که متشکل از حدود 3200 ملوان، حدود 80 هواپيمای جنگی اعم از "اف ای 18" و جنگنده بمب افکن‌های "سوپر هورنت"،هشت کشتی-ناوچه پشتیبانی و 4 زیردریایی اتمی است.] و ناوگروه دوایت دی آیزنهاور[که متشکل از نزدیک به 5000 ملوان، 80 تا 90 جنگنده بمب افکن های ای اف 18؛سوپر هورنت و سی هریر به همراه 15 کشتی پشتیبانی، ناوچه و زیر دریایی اتمی اعم از 8 ناوچه سریع و تهاجی، همچنین سامانه پرتاب موشک های هدایت شونده کروز،دسترویر و رماج است.] را در موقعیت منطقه خلیج فارس آماده دارد.

این گزارش می افزاید: ایالات متحده آمریکا همچنین سامانه دفاع ضد موشکی پاتریوت را نیز به خلیج فارس فرستاده است.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

14 و 15 فروردین تعطیل شد

بنابرشنیده ها در آخرین جلسه مسئولین آموزشی و اداری کشور تصمیم بر تعطیلی دو روز 14 و 15 فروردین گرفته شده است.


درخواست ویژه احمدی نژاد از 50 اقتصاددان منتقد
دکتر احمدی نژاد از 50 اقتصاددان که سال گذشته با نوشتن نامه ای سرگشاده نسبت به سیاست های اقتصادی دولت اعتراض کرده بودند، رسما دعوت کرده است تا وی را در اصلاح سیاست های اقتصادی جدید که وعده آن در پیام نوروزی به مردم داده شد، یاری کنند.

احداث مونوریل از بهشت تا پاستور
دکتر قالیباف، شهردار تهران به منظور تعامل با دولت دستور داده است که یک خط مونوریل مخصوص از خیابان بهشت( دفتر شهردار) تا خیابان پاستور ( دفتر رئیس جمهور) احداث شود و بعد از این تمام دیدارهای شهردار و رئیس جمهور از طریق این خط ویژه مونوریل انجام شود.

انتخاب کاندیدای اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری
محمدعلی ابطحی، معاون سابق سیدمحمد خاتمی با اصرار اصلاح طلبان موافقت کرده است به عنوان نامزد اصلاح طلبان وارد صحنه انتخابات دهم ریاست جمهوری شود. شنیده ها حاکی از آن است قرار است ابطحی قرار است به این منظور رژیم لاغری شدیدی بگیرد و با کاهش 40 کیلویی وزن خویش به نامزد ایده ال اصلاح طلبان در انتخابات آتی تبدیل شود، اصلاح طلبان قرار است یک صندوق ذخیره ارزی با حضور " مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، محمدرضا خاتمی" تاسیس کنند تا به مرور هزینه های مربوط به "لیفتیگ" ابطحی را فراهم کنند.

شغل جدید برای رحیم مشایی
رحیم مشایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و موسسه جهانی شدن درخواستی مبنی بر تاسیس یک معاونت جدید را به رئیس جمهور ارائه داده است. بنابر درخواست رحیم مشایی این معاونت، معاونت بررسی شکایات نام دارد و خود مشایی مسئولیت آن را بر عهده خواهد داشت. گفتنی است وی پیشتر شکایات خود را از طریق معاونت حقوقی سازمان میراث فرهنگی پیگیری می کرد.

احمدی نژاد کاندیدای ریاست جمهوری نبود
مشاور رسانه ای رئیس جمهور کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم را رد کرد. جوانفکر که پیشتر اکثریت شعارهای رئیس جمهور در زمان انتخابات ریاست جمهوری را از جمله شعار معروف «پول نفت بر سر سفره مردم» را رد کرده بود، و افزوده بود که احمدی نژاد هیچ گاه وعده نداده بود؛ اکنون با قاطعیت تاکید کرد که احمدی نژاد اصلا کاندیدا نبوده که شعار داده باشد. وی افزوده است:مردم به شهردار تهران که نه ستادی داشت و نه تبلیغی و نه حامی و اصلا کاندیدا نبود، رای دادند و دکتر احمدی نژاد در عمل انجام شده قرار گرفت و از این رو برای احترام به تصمیم مردم، رئیس جمهور شد.

اقدام مشترک دو خودروساز بزرگ کشور
دو خودروساز بزرگ کشور تصمیم دارند تا در اقدامی ابتکاری سطح آگاهی سیاسی مردم را افزایش دهند. بنابراین تصمیم سایپا و پارس خودرو در ازای خرید هر دستگاه خودروی تولیدی این شرکتها اشتراک مادام العمر روزنامه وطن امروز را به مشتریان واگذار نمایند. گفته می شود حق اشتراک این روزنامه که مدیر مسئولی آن بر عهده مدیرعامل یکی از کارخانه های فوق است، بر قیمت نهایی خودرو های واگذار شده افزوده خواهد شد. هم چنین در اقدامی دیگر، با توجه به شعار این روزنامه که عبارت است از:«دست به دست من بده، پا به پای من بیا...» این روزنامه به طور رایگان در اختیار زایشگاه ها، شیرخوارگاه ها،مهد کودک ها، پیش دبستانی ها و ... قرار می گیرد.

پیشنهاد مشکوک رسانه های بیگانه به محمد قوچانی
مدیر مسئول یک نشریه بیگانه به سردبیر یکی از نشریان داخلی پیشنهادی مهم داده است. بنابرشنیده ها مدیر مسئول نشریه آمریکایی تایم در اقدامی سوال برانگیز به محمد قوچانی سردبیر شهروند امروز، پیشنهاد داده است، وی سردبیری این نشریه را قبول نماید. گفته می شود شرط قوچانی برای پذیرفتن این شغل، مدیرعاملی نشریه تایم از سوی عطریان فر بوده است که با مخالفت این نشریه مواجه شده است.

چاوز دیگر به ایران سفر نمی کند
شنیده شده است هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا در اظهاراتی با بیان اینکه سفرهای زیاد سال گذشته اش به ایران دل وی را زده است ادعا نموده دیگر به ایران سفر نمی کند. احضار سفیر این کشور در دستور کار وزارت مربوطه قرار دارد.

خداحافظی شریعتمداری از روزنامه نگاری
در آخرین ساعات شب گذشته خبری بر روی تلکس هاس خبری قرار گرفت و بلافاصله حذف شد. این خبر که مربوط به خداحافظی حسین شریعتمداری از عرصه روزنامه نگاری بود باعث تعجب گرایش های مختلف سیاسی شده بود. در خبر حذف شده خبرگزاری ها از قول شریعتمداری تنها از همکارانش در سایت «فردا» تشکر شده بود که طی اقدامی وی را مهندس رسانه های ایرانی نامیده بودند.

عقب نشینی شبانه آمریکا از عراق
ارتش آمریکا در آخرین ساعات شب گذشته تمامی نیروهای نظامی خود را از عراق خارج کرد. گفته می شود توافقاتی با روسیه برای جایگزینی ارتش این کشور در عراق صورت گرفته است.

سهمیه بندی بنزین لغو شد
گفته می شود بعد از بررسی های کارشناسان وزارت خانه مربوطه درباره کارایی سیستم سهمیه بندی بنزین، این طرح بعد از تعطیلات لغو می شود. از طرح ارائه بنزین آزاد بدون محدودیت به عنوان طرح بعدی نام برده می شود.

تخفیف فوق العاده دانشگاه آزاد در شهریه های سال جدید
مسئولین دانشگاه آزاد اسلامی تصمیم گرفته اند در اقدامی خداپسندانه تخفیفی معادل 70 درصد در شهریه های دانشجویان اعمال نمایند. هدف از این اقدام تلاش در جهت کمک به قشر آسیب پذیر دانشجو عنوان شده است.

روسیه: نیروگاه اتمی بوشهر بیستم افتتاح می شود
رئیس جمهور روسیه اعلام کرد افتتاح نیروگاه اتمی بوشهر را که سال هاست به بهانه های مختلف به تاخیر انداخته است، روز بیستم فروردین افتتاح می کند. در این خصوص کارگران روسی بر میزان ساعت کاری خود افزوده اند. برخی صاحب نظران عدم اعلام سال مشخص، و تنها ذکر روز بیست فروردین را در اظهارات این مقام روسی یک مغالطه ارزیابی کرده اند.

توزیع جهانی روزنامه ایران
با تصویب کمیته رسانه ای مقرر شد در راستای تصمیم دولت مبنی بر مدیریت جهانی روزنامه ایران با تیراژ 2 میلیون نسخه در روز و سیستم توزیع جهانی به پوشش رسانه ای اهداف جهانی دولت بپردازد.

دستور نوروزی صفار هرندی
صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی دو دستور جداگانه، خواستار رفع توقیف جراید توقیف شده اخیر خصوصاً دو روزنامه شرق و هم میهن و همچنین تمامی سایت های خبری توقیف شده ازجمله ایلنا و بازتاب شد.
 
 
تعجب نکنید...
 
 
این اخبار گزیده دروغ های روز ۱۳ فروردین و ۱ آوریل بود....
 
 
لذا زیاد جدی نگیرید.....
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

ایران قصد دارد با خرید ترانس راپید هر سال بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون زائر را بین تهران و شهرهای اطراف آن و مشهد جا‌به‌جا کند.

دولت ایران برای اجرای مرحله‌ی مقدماتی این طرح، حدود ۱ / ۱ میلیارد یورو در اختیار دارد.

یک شرکت مهندسی در مونیخ به نام اشلگل اعلام کرد که دولت ایران قصد خرید قطار سریع‌السیر مغناطیسی ساخت آلمان موسوم به ترانس راپید را دارد.

 این خبر ابتدا در روزنامه‌ی "زود دویچه تسایتونگ" منتشر شد و سپس از سوی مدیر این شرکت مهندسی، هارالد اشپت، مورد تأئید قرار گرفت.

اشپت در این رابطه به خبرنگاران گفت که ایران به منظور کوتاه کردن راه زائران تهران ـ مشهد قصد دارد، این قطار را که در ساعت ۸۵۰ کیلومتر را می‌پیماید، خریداری کند.

با این قطار زیارت‌کنندگان حرم امام هفتم شیعیان، امام رضا، می‌توانند مسافت بین تهران و مشهد را در عرض سه ساعت طی کنند.

بنا به گفته‌ی هارالد اشپت، این دفتر مهندسی به سفارش مقامات ایرانی اکنون در حال تهیه‌ی «گزارشی در مورد امکان عملی بودن این طرح» است. در این بررسی قرار است هزینه‌ی ساخت مسیر ترانس راپید تخمین‌زده شود. به گفته‌ی اشپت قرار است تهیه‌ی این گزارش تا ۱۲ یا ۱۸ ماه آینده به پایان برسد. در صورت عملی ‌شدن این طرح، راه بین تهران ـ مشهد طولانی‌ترین مسافتی است که تا به حال برای راه‌اندازی این قطار مغناطیسی در سراسر جهان ساخته می‌شود.


- برای راحتی زائران مشهدی

بر اساس گزارش دفتر مهندسی اشلگل، هدف این طرح جابه‌جایی هر ساله‌ی ۱۲ تا ۱۵میلیون زائر از تهران و شهرهای اطرافش به مشهد است. اکنون این مسافت با اتوبوس که دو روز در راه است، طی‌می‌شود. هارالد اشپت اعلام کرده است که دولت ایران برای اجرای مرحله‌ی مقدماتی پیاده‌کردن این طرح، حدود ۵ / ۱ میلیارد دلار، (حدود ۱/۱ میلیارد یورو) در اختیار دارد. این مقام هم‌چنین توضیح داد که ایران قصد دارد برای تأمین هزینه‌ی ساخت این قطار مغناطیسی از سرمایه‌های خصوصی استفاده کند. او به خبرنگاران گفت: «در ایران آدم‌ پولدار زیاد است.»


- تدارکات سه ساله

مدیر دفتر مهندسی اشلگل که معمولاً سفارش‌های دولت آلمان را به اجرا در می‌آورد، در مورد تأمین هزینه‌ی ساخت این قطار گفت که برای ایران، مسئله‌ی مالی به دلیل وجود ذخائر نفتی، مسئله‌ی اصلی نیست. ایران حدود سه سال است که مشغول بررسی اجرای این طرح است و نمایندگان خود را برای بازدید نتایج فناوری ترانس راپید به منطقه‌ی امزلند در آلمان (که این قطار برای اولین بار در آن‌جا آزمایش شد) و به شانگهای (که در حال حاضر ترانس راپید در آن‌جا در حال کار است) فرستاده است.


- پیشینه‌ی تدارکات

بحث بر سر طرح ساخت ترانس راپید برای ایران در زمان وزیر اقتصاد پیشین ایالت بایرن، اتو ویزهوی، آغاز شد. او یک بار در مقام وزارت، سفر کوتاهی به ایران داشت. ویزهوی که اکنون یکی از اعضای هیئت اجرایی راه آهن آلمان است، در مصاحبه‌ای با زود دویچه تسایتونگ گفت که در گفت‌وگوهای اولیه با مقامات ایرانی «درباره‌ی طرح‌های شالوده‌ای» صحبت کرده است. اتو ویزهوی بر سر ساخت راه ترانس راپید، با وجود کشمکش هسته‌ای با ایران مانعی نمی‌بیند. او گفت: «جابه‌جایی زائران مسلماً در ایران، طرحی نیست که در چارچوب اقدامات تحریمی بگنجد.»

وزیر اقتصاد پیشین ایالت بایرن هم‌چنین معتقد است که اجرای طرح ترانس راپید بین تهران ـ مشهد برای پروژه‌ی ساخت راه این قطار سریع‌‌السیر بین فرودگاه و ایستگاه اصلی راه آهن شهر مونیخ نیز کمک ارزنده‌ ای است. او گفت راه‌اندازی ترانس راپید در کشورهای زیادی مورد بحث است: «آن‌ها تنها منتظرند که در آلمان بالاخره طرح به‌پیش برود.»


- مشکلات اجرای طرح ترانس راپید

طرح اجرای ترانس راپید در کشورهای جهان و هم‌چنین در آلمان همواره با مشکلات زیادی همراه بوده است. چندی پیش در چین طرح گسترش مسیر این قطار از شانگهای به هانگزو، پس از ماه‌ها اعتراض ساکنان این مناطق، متوقف شد. در آلمان سال‌هاست که در مورد ساخت راه بین فرودگاه و ایستگاه اصلی راه آهن شهر مونیخ بحث می‌شود. این طرح به دلیل ارزیابی نادرست در مورد هزینه‌های احتمالی اجرایش در حال حاضر متوقف شده است. میزان این هزینه‌ها ابتدا ۸۵ / ۱ میلیارد یورو تخمین‌زده شده‌بود. در بازبینی بعدی این مبلغ به حدود ۴ / ۳ میلیارد یورو افزایش یافت. از این‌رو دیروز، (۲۸ مارس) توافق دولت مرکزی آلمان و ایالت بایرن برای تأمین هزینه‌ی ساخت ترانس راپید که بر اساس ارزیابی اولیه صورت‌گرفته بود، منتفی اعلام شد.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

وزير آموزش و پرورش روز 14 فروردين به طور سرزده از چند مدرسه بازديد خواهد كرد



به رغم آن‌كه وزارت آموزش و پرورش با قاطعيت اعلام كرده است كه مدارس كشور تعطيل نيست اما اخباري مبني بر تعطيلي غير رسمي مدارس شنيده مي‌شود.

بنابراين گزارش، وزارت آموزش و پرورش اعلام كرده است كه به هيچ عنوان مدارس كشور تعطيل نخواهد بود و در روز 14فروردين مسئولان اين وزارتخانه از مدارس به صورت سرزده بازديد خواهند كرد.

در استان‌هاي كشور نيز رؤساي سازمان‌هاي آموزش و پرورش به طور سرزده از مدارس بازديد خواهند كرد تا نشان دهند كه به طور حتم در نظر دارند كه مدارس كشور در روزهاي 14 و 15 فروردين داير باشد.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

مطبوعات اندونزی علاوه بر توجه به مسائل دیگر کشورها از جمله پرونده هسته ای ایران، مسائل داخلی کشورشان را نیز به طور گسترده پوشش میدهند. 
الف - اخبار ایران:
روزنامه جورنال ملی اندونزی به نقل از رویترز و آسوشیتدپرس نوشت: منوچهر متکی وزیر امورخارجه ایران در نامه 20 صفحه ای خود به شبکه خبری "رویترز" خواهان جبران ضررهای وارد آمده به ایران کشور در اثر تصویب قطعنامه های ناعادلانه علیه این کشور بدلیل عدم پذیرش توقف فعالیت های غنی سازی اورانیوم خود شد.
در این نامه آمده است : من به عنوان وزیر امورخارجه ایران بهمراه مردم این کشور حق داریم تا بدلیل ضررهای وارد آمده به کشور ما از کشورهای حامی قطعنامه طلب جبران ضرر نماییم.
متکی با متهم نمودن کشورهای حامی قطعنامه خصوصا آمریکا، فرانسه، چین، انگلیس و روسیه سیاسی نمودن مسئله هسته ای ایران گفت : این کشورها باید به اشتباه خود اعتراف نمایند، از ملت ایران پوزش بطلبند و خسارات و ضررهای وارد آمده به ایران در این راستا را جبران نمایند.
لازم بذکر است محمود البرادعی دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارش ماه گذشته خود در ارتباط با برنامه های هسته ای ایران از پیشرفت های بسیار در همکاری میان ایران و آژانس خبر داده بود.
ب- اخبار و تحولات داخلی اندونزی
1- اخبار سیاسی
روزنامه مدیا اندونزی نوشت: "بانتاتو بادورو" یکی از کارشناسان موسسه مطالعات استراتژیک اندونزی (CSIS) اندونزی به سه معاون وزیر امورخارجه در زمینه اقتصاد بین الملل، سیاست بین الملل و مسائل داخلی نیازمند است.
وی با اشاره به اینکه نقش اندونزی و تأثیرگذاری این کشور در بسیاری از مسائل بین المللی افزایش یافته است گفت : با توجه به افزایش نقش اندونزی در نتیجه کارهای بسیاری نیز در وزارت امورخارجه باید انجام شود لذا پست معاون وزیر امورخارجه پست بسیار ضروری برای ادامه فعالیت وزارت امور خارجه محسوب می شود.
وی در ارتباط با معونین "حسن ویرایودا" وزیر امورخارجه اندونزی نیز گفت : به نظر من "مارتی ناتالگاوا" نماینده دائم اندونزی در سازمان ملل، "مکارم ویبیسونو" نماینده دائم اندونزی در معاون نماینده دائم اندونزی در سازمان ملل (ژنو) و "دینو پاتی جلال" سخنگوی رئیس جمهور بهترین گزنه ها برای احراز پست معاون وزیر امورخارجه هستند.
این کارشناس مسائل سیاسی در ارتباط با تفسیر مقامات دولت و مجلس از پست معاون وزیر امورخارجه نیز گفت : بنظر من مقامات دولت به این پست بعنوان یک رویکرد در راستای حفظ وجهه رئیس جمهور اندونزی در دنیا می نگرند ولی نمایندگان مجلس معتقد هستند انتخاب معون برای وزیر امورخارجه در این زمان تنها با هدف کسب افزایش قدرت برخی از احزاب سیاسی می باشد آن هم در شرایطی که روز به روز به تاریخ برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 اندونزی نزدیک می شویم.
2- اخبار اقتصادی
روزنامه سوارا پکباروان می نویسد: رئیس جمهور اندونزی با اشاره به افزایش بی سابقه قیمت نفت و ارزاق عمومی که اقتصاد جهان سوم را فلج کرده، یادآور شده از سازمان ملل متحد خواهد خواست تا برای چاره جویی اقدام موثری انجام دهد. همچنین تمدومزی از اوپک بویژه عربستان سعودی درخواست می کند تا در سه ماهه دوم سال جاری سقف تولید خود را حفظ کند تا هماهنگ با ماهش مصرف سوخت قیمت ها نیز کاهش یابد.
3- اخبار فرهنگی
روزنامه جاکارتا پست در خبری ویژه با عنوان فوق می نویسد: روز گذشته وب سایت رسمی وزارت ارتباطات اندونری بمدت چند ساعت حک گردید.طبق این خبر معلوم نیست چه کسانی اقدام به این عمل کرده اند.
قابل ذکر است در هقته جاری پارلمان اندونزی قانونی تحت عنوان « اطلاعات و تجارت الکترونیکی » به تصویب رسید که تصویب قانون مذکور با حمایت گسترده گروههای دانشگاهی و علماء و قشرهای مختلف مردم مسلمان مواجه شده. اینک زمزمه مخالفت از سوی محافل لائیک از جمله توسط روزنامه جاکارتا پست که تمایلات غربی دارد شروع شده است .
روزنامه کوران تمپو خبر داد: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اندونزی قصد دارد تا برای مبارزه با سایت های اینترنتی مستهجن موجود در شبکه جهانی اینترنت از کمک آحاد مردم اندونزی برخوردار شود و با بسیج نمودن آنان به مبارزه اساسی با این مسئله ضد اخلاقی بپردازد.
"چاهایانی احمدیانی" یکی از مقامات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اندونزی در این رابطه به خبرنگاران گفت : ما در حال تنظیم لیست کاملی از سایت های مستهجن موجود در شبکه اینترنیت می باشیم و قصد داریم تا این اطلاعات را بصورت یک نرم افزار در اختیار مردم و همچنین مسئولان کافی نت ها قرار دهیم تا بدین وسیله دسترسی به این سایت ها مسدود گردد.
وی ادامه داد : این اطلاعات بصورت طبقه بندی شده در اختیار مردم قرار خواهند گرفت و آنان خواهند توانست با بروزرسانی آن با سایت های مستهجن جدید نیز به مبارزه بپردازند.
روزنامه : کمپاس نوشت: دیروز سمیناری در جاکارتا تحت عنوان "مالکیت فردی شبکه های تلوزیونی و تآثیر آن بر اخبار" برگزار گردید.
در این سمینار که جمع کثیری از شخصیت های رسانه ای در آن حضور داشتند سخنرانان بسیاری به سخنرانی پرداختند که بطور عمومی تمامی آنان به تآثیر منفی مالکیت فردی شبکه های تلوزیونی نسبت به پوشش اخبار مختلف معتقد بودند.
"امیر افندی" یکی از کارشناسان حاضر در این سمینار طی سخنانی در این رابطه گفت : به یقین مالکیت فردی یک شبکه بر فعالیت آن شبکه در بخش اطلاع رسانی تأثیرخواهد گذاشت و سبب خواهد شد تا شبکه فوق بیش از انجام هر کاری به یک تریبون تبلیغاتی تبدیل شود و این امر سبب خواهد شد تا استقلال رسانه ها زیر سوال رود.
"ایشادی اس. کی" مدیرشبکه TV7 اندونزی یکی دیگر از شرکت کندگان در این سمینار نیز گفت : مدیران تمامی شبکه های تلوزیونی معتقد هستند باید هئت رئیسه شبکه خود را به کونه ای تنظیم نمایند تا از تمامی طرز فکر های موجود در جامعه نماینده ای در این هیئت وجود داشته باشد تا در نتیجه آن شبکه با انسجام بکار خود ادامه دهد و این دقیقا همان رویکردی می باشد که ما در شبکه TV7 آنرا اتخاذ نموده ایم.
ج- اخبار روابط خارجی اندونزی
روزنامه سوارا پکباروان در خبری دیگر نوشت: "حسن ویرایودا" وزیر امورخارجه اندونزی امروز پس از دیدار با وزیر امورخارجه صربستان در ارتباط با مسئله کوزوو گفت : دولت اندونزی از دولت صربستان برای درخواست نظر حقوقی از دادگاه بین المللی در ارتباط با اعلام استقلال یکجانبه کوزوو حمایت می نماید.
وی با تاکید بر تلاش اندونزی برای حل مسالمت آمیز مسئله کوزوو تصریح کرد : ما همچنین از دولت صربستان برای حل مسالمت آمیز این مشکل از راه مذاکره و گفتگو حمایت می نماییم.
لازم بذکر است وزیر امورخارجه صربستان در دیدار با وزیر امورخارجه اندونزی اعلام داشت که موضوع کوزوو و صربستان هیچ ارتباطی با تفاوت ادیان مردم کوزوو و صربستان ندارد بلکه این موضوع یک بحث کاملا سیاسی می باشد.
د- اخبار جهان اسلام
روزنامه کمپاس نیز در خبر دیگری می نویسد: دین شمس الدین رئیس محمدیه طی سخنانی در سمینار گفتگوی جهان اسلام و ژاپن که در ریاض برگزار شده ، اظهار نموده مشارکت جهان اسلام با آسیای دور از جمله ژاپن می تواند قدرت جهان اسلام را بعنوان قدرت برتر جهانی تثبیت کند. به اعتقاد وی، چنانچه همکاری سازنده بین تمدن های یادشده بدرستی شکل گیرد هر چند ژاپن و یا آسیای دور به نوبه خود قدرتی محسوب می شوند، این اتحاد می تواند به عنوان قدرت مهم جهانی خودنمایی کند

 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

صلح مسلح میان ایران و عراق

 

پشت خبرهای رسمی


جنگ چند روزه در بصره و بغداد

شبحی پشت پرده اتاقم

سنگر بندی های خیابانی در بغداد و بصره و شهرهای کوچک اقماری آن نیز، از حوادث مهم دو هفته نوروزی بود. دولت عراق توان نظامی خویش را برای سرکوب جیش الهمدی مقتدا صدر به میدان آورد و در جریان چند روز جنگ خیابانی و اعلام حکومت نظامی و منع رفت و آمدهای شبانه، نکات بسیار مهمی فاش شد. جنگ خیابانی ارتش جدید عراق و جیش المهدی فعلا پایان یافت، اما از نکات زیر نباید غافل ماند:

1- یک هیات عراقی، با اختیارات کامل و به همراه نامه نورالمالکی نخست وزیر عراق، پیش از اعلام آتش بس و عقب نشینی جیش المهدی از خیابان های بصره و بغداد راهی تهران شد. این هیات بموجب اطلاعاتی رسیده ، نه تنها با مقتدا صدر- که هنوز رسما اعلام نشده که در ایران بسر می برد- ملاقات و مذاکره کرد، بلکه با دیگر مقامات دولتی و رهبری جمهوری اسلامی نیز مذاکره کرد. نتیجه این مذاکره همان سخنان احمد جنتی در نماز جمعه هفته گذشته تهران بود که در آن به جیش المهدی توصیه کرد با دولت همکاری کند و دست از مقاومت در برابر آن بردارد! احمدجنتی در همین سخنرانی از دولت مالکی در عراق حمایت کرد. هیات اعزامی دولت عراق با این دستآورد تهران را ترک کرد و بدنبال آن مقتدا صدر نیز اعلام داشت که نیروهای جیش المهدی خیابان ها را ترک می کنند.

2-  در فاصله همین مذاکرات و مانورهای سیاسی که شانه به شانه جنگ خیابانی در بصره و بغداد جریان داشت، مقتدا صدر با تلویزیون الجزیره مصاحبه کرد. او در این مصاحبه دست به یک مانور امریکا پسند زد و گفت که با دخالت جمهوری اسلامی در امور عراق مخالف است!

با آنکه این مانور عمدتا برای بیرون کشیدن مقامات جمهوری اسلامی از زیر ضربات تبلیغاتی مبنی بر کمک های مالی و نظامی و آموزشی سپاه پاسداران به جیش المهدی صورت گرفت، اما از سوی دیگر تائیدی شد بر دخالت های جمهوری اسلامی در امور عراق، همچنان که تائیدی شد بر جاه طلبی مقتدا صدر، تا حد زدوبندی با امریکا و تبدیل شدن به عاملی امریکائی علیه ایران!

3- بسته شدن مرزهای ایران وعراق و جلوگیری از سفر ایرانی ها به شهرهای مذهبی عراق و حتی انگشت نگاری – به سبک امریکائی- از همه زائران ایرانی مقیم عراق، نشانه دیگری است که از عمق بحران رو به رشد در مناسبات جمهوری اسلامی و عراق پرده برداشت. بحرانی که همسوئی رسمی عراق با کشورهای خلیج فارس برای تائید مالکیت سه جزیره ایرانی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی به سود امارات متحده پرده از آن برداشته بود.

این، همه ماجرای هفته های اخیر در مناسبات جمهوری اسلامی و دولت عراق نیست از زدوبندهای پنهان احمدی نژاد با امریکائی ها درجریان سفر به عراق هم خبر میرسد

 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مجلس قدرت فرموده، عیدی سال 87


پایان دو هفته فرصت حکومت


برای بی خبر نگهداشتن مردم

5gppvn90ivpb19w60gqg.jpg

 

14 روز پرخبر، در محاصره تعطیلات نوروزی گذشت و این همان نقشه‌ای بود که طراحان انتخابات فرمایشی از یکسال پیش کشیده بودند. رای گیری شتابزده و در چنبره و مهار سیمای جمهوری اسلامی و بلبشوی گرانی و دهها گرفتاری مردم در شب عید و سپس شمارش صندوق ها در گرماگرم تدارک مردم برای برپائی چهارشنبه آخر سال و سپس سال نو و آغاز تعطیلات.

هیچ فریاد و فغان و اعتراضی به آن همه تقلب و جابجائی آراء (بویژه تهران) و حتی در خواست محمد خاتمی و مهدی کروبی – دو رئیس جمهور و رئیس مجلس سابق- برای بازشماری آرای بشدت دستکاری شده تهران به جائی نرسید و سرانجام پیش از آنکه تعطیلات نوروزی تمام شود، شورای نگهبان به استقبال نحسی 13 نوروز رفت و آنچه را بعنوان نتیجه انتخابات تهران زمزمه شده بود، بصورت رسمی اعلام و تائید کرد و بقیه تقلب ها برای تکمیل صندلی های تهران برای مجلس شورا را گذاشت برای مرحله دوم انتخابات این مجلس که تا چند هفته دیگر قرار است برگزار شود.

فغان و فریاد مردم و حتی برخی امام جمعه های شهرستان ها در باره تقلب های آشکار در انتخاباتی که رهبری با عجله و شتابزده با صدور یک اعلامیه تشکر آمیز(!) از مردم آن را تبریک گفته بود نیز به جائی نرسید و مجلس قدرت فرموده بالاخره شکل گرفت. سال نو، با این انتخابات و این مجلس آغاز می شود. مجلسی که نه رکن چهار مشروطه، بلکه چرخ پنجم رویدادهای مهمی است که ایران در انتظار آنست. در همین شماره پیک نت می خوانید که طی 14 روزی که ایران فلج و تعطیل بود، مهم ترین رویدادهای مرتبط با ایران بوقوع پیوست که اکثریت مردم از آن بی خبر ماندند.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مذاکرات محرمانه


احمدی نژاد با امریکائی ها

 

معامله پنهانی ایران و آمریکا در مورد امنیت عراق و رابطه آن با سفر مک کین به اسرائیل

 روزنامه "عرب آن لاین" که در لندن منتشر می شود در 16 مارس خبری منتشر کرد که حاکی از معامله ای سری میان ایران و آمریکا در مورد امنیت عراق بود.

عرب آن لاین می نویسد که مذاکرات محرمانه ای میان احمدی نژاد در طول سفرش به عراق با مقامات آمریکائی در عراق صورت گرفته است.

این نشریه ضمن افشای نام افرادی که در این مذاکره حضور داشتند؛ گزارش کوتاهی در این مورد به چاپ رسانده است. براساس این نوشته، احمدی نژاد پس از ورود به عراق، در طول مدت اقامتش که سه روز قرار بود ادامه یابد؛ سه روز آرامش در عراق را پیشنهاد داد و در پیشنهادی دیگر موافقتنامه ای طویل المدت میان ایالات متحده و عراق را به طور رسمی پذیرفت.

به منظور برداشتن قطعنامه 1546 سازمان ملل در مورد عراق که به نیروهای ائتلاف در این کشور اجازه می دهد به هر کشوری در همسایه عراق، در صورت صدور تروریسم حمله کند، احمدی نژاد پیشنهادات زیر را عنوان نمود:

1- پایان حمایت های سیاسی و پشتیبانی مالی و نظامی آمریکا و اروپا از مخالفان ایران به خصوص شورای مقاومت ایران، سازمان پژواک کردستان و گروه های مخالف دیگر (عرب ها، ترکمن ها، آذری ها و غیره)

2- توقف تمهیدات سری و غیر سری دولت آمریکا برای سرنگونی رژیم حاکم در ایران.

3- توقف شرکت های ایالات متحده و اروپا در فشار به یهودیان ایران به منظور مهاجرت به اسرائیل.

4- پایان دادن به تلاش به منظور حملات بازدارند بر علیه پایگاه های نظامی و هسته ای و همچنین سازمان های اطلاعاتی حساس.

 مهم ترین بخش این مذاکرات این است که ایران چه اقداماتی برای آمریکا در عراق انجام خواهد داد:

احمدی نژاد متذکر شد که وی با تائید آیت الله خامنه ای در مورد جدی بودن مذاکرات به آمریکائی ها مجددا اطمینان داده است.

از اینرو تعهداد احمدی نژاد به شرح زیر آمده است:

1- همکاری اطلاعاتی با عراق و کشورهای منطقه در صورتی که واشنگتن به ایران فضائی بین المللی برای مانور دهد و فشارهای بین المللی و تحریم را از میان بردارد، تهران نیز به مدت دو سال غنی سازی اورانیوم را با تائید گروه بازرسی آژانس اتمی به تعویق خواهد انداخت.

2- همکاری کامل میان تهران و واشنگتن در تمام زمینه ها. ایران که تا کنون به این دلیل که جرج بوش قصد داشت تا از قدرت نظامی اش برای حمله به پایگاه های حساس در ایران استفاده کند در صورت تغییر عقیده، این کشور ایالات متحده را مطمئن می سازد که هیچ گونه مخالفتی در وضع قوانین متعدد در عراق از جمله قانون مربوط به گاز و نفت در کردستان عراق و قوانین مربوط به ائتلاف شیعه نخواهد داشت.

3- در این ارتباط نیز ایران امنیت نیروهای آمریکائی و مردم عراق را تضمین خواهد کرد.

معامله سری میان ایران و آمریکا کنجکاوی هائی را در اسرائیل برانگیخت، از اینرو مقامات این کشور مک کین، نامزد جمهوریخواه ریاست جمهوری را به اسرائیل دعوت کردند و از وی خواستند تا به عراق برود و در مورد مذاکرات ایران و آمریکا اطلاعاتی در اختیار آنان قرار دهد. اسرائیل پس از دریافت اطلاعات لازم، قول داد در صورتی که این معامله با موفقیت روبرو شود، تل آویو و لابی های صیهونیست آمریکا از انتخاب مک کین برای ریاست جمهوری آینده امریکا حمایت می کنند.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

انتقاد روسیه از موضعگیری اتمی ایران

 

 

نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد از مخالفت ایران برای گفتگوهای اتمی با شش قدرت جهانی انتقاد کرده است.

پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد همراه با آلمان ابراز آمادگی کرده اند در صورت توقف غنی سازی اورانیوم توسط ایران درباره تقویت بسته پیشنهادی ژوئن سال ۲۰۰۶ با تهران مذاکره کنند.

اما ایران گفته است تنها با سازمان ملل متحد مذاکره می کند.!!

ویتالی چرکین سفیر روسیه در سازمان ملل متحد به خبرنگاران گفت: "اظهارات منفی (ایران) در زمینه مذاکرات قطعا نه کمکی می کند نه سازنده است."

وی افزود: "ما امیدواریم این تغییر کند زیرا تنها راه حل سیاسی و دیپلماتیک این موضوع از طریق مذاکره است."

شورای امنیت سازمان ملل متحد سوم مارس گذشته سومین قطعنامه تحریم های خود علیه ایران را به تصویب رساند.

اما چند روز پس از آن محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران اعلام کرد تهران تنها با آژانس بین المللی انرژی اتمی مذاکره می کند.

ویتالی چرکین گفت گروه ۱+۵ باید کوشش کند بسته پیشنهادی خود به ایران را تا جای ممکن تقویت کند.

این گروه عبارت است از پنج عضو دایم شورای امنیت یعنی آمریکا، روسیه، فرانسه، بریتانیا و چین همراه با آلمان.

وی افزود این شش کشور به رویکرد خود برای جذاب کردن مشوق های سیاسی و اقتصادی به ایران ادامه می دهد.

او تاکید کرد اما ایران هم باید نشان دهد نیاز به گفتگو با گروه ۱+۵ را سازنده می داند و درک می کند.

آمریکا و برخی کشورهای اروپایی ایران را متهم کرده اند که بدنبال سلاح اتمی است.

اما ایران همواره تاکید کرده بدنبال استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

شرکت اینترنتی یاهو
 
 
یک وبسایت تازه برای زنان 25 تا 54 ساله
 
 
راه اندازی کرد
 
In this file photo a woman jogs in front of Yahoo! headquarters ...
 

یاهو این دسته از زنان را گروهی کلیدی از مخاطبانش معرفی کرده که تاکنون خدمات قابل توجهی را از مجموعه سایت های این شرکت دریافت نمی کردند.

در صفحه نخست این سایت که شاین Shine نام دارد موضوعاتی چون مد لباس، زیبایی، سرگرمی، عشق و تغذیه به چشم می خورد.

راه اندازی این وب سایت تازه به عنوان تلاشی دیگر از سوی یاهو تلقی شده تا آگهی های بیشتری را برای هدف قرار دادن زنان، یعنی قشری تاثیرگذار و تصمیم گیر در بسیاری از خانه ها جذب کند.

این شرکت اینترنتی گفته است بسیاری از آگهی دهندگان محصولات خانگی و دارویی خواستار ایجاد راه های بیشتری برای دسترسی به این نوع از مصرف کنندگان شده بودند.

مطالعات داخلی یاهو نیز حاکی از علاقه زنان به سایتی بوده که مجموعه اطلاعات مختلف را همراه با ابزارهای ارتباطی در خود جمع کرده باشد.

به گفته یاهو این زنان که به نوعی مسئول همه افراد دیگر در زندگی شان هستند به دنبال فضایی می گردند تا همه چیز را در اختیارشان قرار دهد.

این نخستین سایت یاهو است که متوجه یک گروه سنی خاص و مشخص است.

یاهو با این سایت قصد دارد موضوعاتی چون مادر بودن، رابطه جنسی، عشق، زندگی سالم، تغذیه، کار و درآمد، سرگرمی، مد لباس و طالع بینی را پوشش دهد.

برای تهیه محتوای اختصاصی شاین، یاهو با چند موسسه مطبوعاتی همکاری می کند و علاوه بر این، چند سردبیر را برای تولید مواد دست اول و یافتن موضوعات جذاب به کار گماشته است.

برخلاف سایت های دیگر یاهو، شاین شبیه یک وبلاگ گروهی طراحی شده است.

مطالب آن اغلب کوتاه هستند و مخاطبان می توانند نظرات خود را نیز در مورد هر مطلب ارسال کنند.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

ایران 'دشمن اصلی آمریکا'

بر اساس یک نظرسنجی انجام شده در بین مردم آمریکا، ایران، عراق و چین سه دشمن اصلی آمریکا هستند.

در این مطالعه که توسط موسسه گالوپ انجام شده ۳۵ درصد از پاسخ دهندگان گفته اند ایران بزرگترین دشمن آمریکاست.

بیست و دو درصد عراق و ۱۴ درصد هم چین را مهمترین دشمن آمریکا خوانده اند.

اما تنها ۹ درصد گفته اند کره شمالی دشمن اصلی آمریکاست.

این در حالیست که سال گذشته این رقم برای کره شمالی ۱۸ درصد بود.

پیونگ یانگ سال گذشته موافقت کرد برنامه تسلیحات اتمی خود را در مقابل دریافت کمک متوقف کند.

چین که رقیب اقتصادی جدی آمریکا محسوب می شود سال گذشته نگرانی تنها ۱۱ درصد را برانگیخته بود که افزایشی سه درصدی را نشان می دهد.

موسسه گالوپ در سال ۲۰۰۱ و پیش از حملات یازده سپتامبر برای اولین بار دست به این مطالعه زد.

در نظرسنجی سال ۲۰۰۱ عراق بزرگترین دشمن آمریکا خوانده شده بود.

پس از آن چین و ایران در رده های بعدی قرار داشتند.

از دیدگاه بسیاری از پاسخ دهندگان در نظرسنجی امسال با وجود سرنگونی صدام حسین عراق همچنان یکی از دشمنان اصلی آمریکا باقی مانده است.

مطالعه یاد شده نشان می دهد شهروندان جمهوریخواه بیش از شهروندان دمکرات ایران را دشمن نخست آمریکا می دانند.

برای پاسخ دهندگان دمکرات عراق همچنان دشمن اصلی آمریکاست.

افراد مسن تر و کسانیکه می گویند اخبار جهانی را دنبال می کنند کمتر از جوانان و اشخاصی که به اخبار علاقه چندانی ندارند عراق را بزرگترین دشمن کشور خود می دانند.

این نظرسنجی در ۱۱ تا ۱۴ فوریه گذشته بطور تلفنی انجام شد و در آن ۱۰۰۷ نفر شرکت کردند.

نظرسنجی اخیر مؤسسه گالوپ نشان می دهد، پرسش شوندگان آمریکایی ایران را به خاطر فعالیت های هسته ای، به عنوان بزرگترین تهدید و خطر جهانی، و چین را به عنوان دومین دشمن بزرگ می شناسند. 

جالب اینجاست که هشت درصد از پرسش شوندگان نیز خود آمریکا را به عنوان بزرگترین تهدید برای جهان شناخته اند. 

همچنین درگزارش آمده که سهم پرسش شوندگان جمهوری خواه از سهم پرسش شوندگان دموکرات، در بین کسانی که ایران را به عنوان بزرگترین تهدید جهان انتخاب کرده اند، بیشتر بوده است.

ضریب خطای این نمونه گیری مثبت و منفی ۳ درصد است

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

بازهم

 

 تاکید ایران به مالکیت جزایر سه گانه

عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب :  مذاکره فوری ایران و امارات متحده عربی در مورد "جزایر اماراتی" و یا ارجاع موضوع به دادگاه بین المللی

متکی : این اظهارات "بی اساس و تکراری است که با برخی دخالت های خاص مطرح می شود."

 

محمدعلی حسینی، سخنگوی وزیر خارجه ایران، در پی صدور بیانیه پایانی اجلاس سران اتحادیه عرب در دمشق، بار دیگر تاکید کرد جزایر سه گانه جزء لاینفک سرزمین ایران است.

در بیانیه پایانی اجلاس سران اتحادیه عرب آمده است: "ما ارتباطات کنونی بین امارات متحده عربی و جمهوری اسلامی ایران برای حل مسئله سه جزیره اماراتی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی از طرق قانونی و شیوه های صلح آمیز را تشویق می کنیم، تا امارات متحده عربی بتواند مالکیت این جزایر را دوباره بدست آورد. از طریقی که به برادری اعراب و ایران لطمه ای وارد نشده و باعث تحکیم و گسترش آن شود."

 

نشست سران عرب در دمشق هم ایران را اشغالگر! نامید.

قربان، بشار اسد گفت حله! فعلا نیازی به تهران نداریم، بیانیه رو بدید بره!

 

عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب نیز در افتتاحیه این اجلاس خواستار مذاکره فوری ایران و امارات متحده عربی در مورد "جزایر اماراتی" و یا ارجاع موضوع به دادگاه بین المللی شده بود.

سخنان آقای موسی در حالی بیان شده که منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران نیز در اجلاس حضور داشته است.

آقای متکی بعد از سخنان عمرو موسی در اجلاس افتتاحیه به خبرنگاران گفت این اظهارات "بی اساس و تکراری است که با برخی دخالت های خاص مطرح می شود."

آقای متکی گفت: "در دیدار با برخی سران و مقامات حاضر در این اجلاس، آن ها موضعی دیگر داشتند و بر اساس اخبار دریافتی در نشست های محرمانه سران عرب هم، هیات اماراتی هیچ مطلبی در این خصوص مطرح نکرده است."

مالکیت جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در خلیج فارس در اختیار ایران است، اما امارات متحده عربی مدعی مالکیت این جزایر و خواستار باز پس گیری آنهاست.

در سال گذشته محمود احمدی نژاد به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران به امارات متحده عربی سفر کرد و بعد از سفر او نیز نخست وزیر امارات متحده عربی، به تهران آمد. نخست وزیر امارات بلندپایه ترین مقام اماراتی بود که بعد از انقلاب ایران به این کشور سفر کرده بود.

آقای متکی همچنین گفته است در جریان این دیدارها نیز تاکنون چنین مسئله ای مطرح نشده است و "طرح این مسائل تکراری در برخی جلسات حاصل شیطنت ها و دخالت های برخی کشورها در امور منطقه می باشد."

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مخالفت قزاقستان با ممنوعیت پنج ساله صید ماهی خاویار

 

قزاقستان پیشنهاد روسیه برای توقف پنج ساله صید ماهی خاویار در دریای خزر را رد کرد.

پیشنهاد منع پنج ساله صید ماهی خاویار را سازمان فدرال شیلات روسیه با هدف جلوگیری از انقراض نسل ماهی خاویار مطرح کرده است.

این سازمان اعلام کرده که به دلیل صید بی رویه ماهی استورژن که گونه اصلی ماهی خاویار دریای خزر به شمار می رود، روسیه در سال گذشته میلادی نتوانسته است حتی به اندازه سهم پنجاه تنی که برای این کشور تعیین شده بود از دریای خزر، خاویار به دست آورد.

در پی فروپاشی اتحاد شوروی که انحصار دولتی صید ماهی خاویار را در چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان از میان برداشت، صید بی رویه ماهی خاویار در این کشورها آغاز شد، تا آنجا که نسل ماهی استورژن در دریای خزر در خطر انقراض قرار گرفته است.

خاویار که در واقع تخم ماهی استورژن است ماده خوراکی بسیار گرانبهایی است که درآمد حاصل از استحصال آن در دریای خزر به سالیانه یک میلیارد دلار تخمین زده می شود.

صندوق جهانی طبیعت (WWF) که بزرگترین تشکل غیردولتی فعال در زمینه بقای حیات وحش در جهان است هشدار داده که طی چند دهه گذشته شمار ماهیان سه گونه اصلی استورژن (اوسترا، سوروگا و بلوگا) هفتاد درصد کاهش پیدا کرده است.

آمار رسمی اتحادیه اروپا نیز حاکی از این است که طی سالهای 2000 تا 2005 میلادی حدود دوازده تن خاویار که از صید غیرقانونی به دست آمده بود در بازارهای اروپایی فروخته شده است.

طی سالهای اخیر پلیس روسیه تدابیر سختی علیه صید غیرقانونی خاویار در دریای خزر و قاچاق آن اتخاذ کرده است، ماه اوت سال گذشته طی تنها یک مورد عملیات، حدود دو تن خاویار قاچاق از اطراف مسکو، پایتخت روسیه به دست پلیس افتاد.

سازمان فدرال شیلات روسیه لایحه ای به مجلس این کشور تسلیم کرده که در صورت تصویب، صید ماهی خاویار در روسیه بار دیگر در انحصار دولت درخواهد آمد.

روسیه و ایران طرحهایی برای جلوگیری از صید بی رویه ماهی خاویار و همچنین افزایش شمار این گونه آبزی در دریای خزر در پیش گرفته اند اما بارها خواهان مشارکت دیگر کشورهای ساحلی دریای خزر در این طرحها شده اند.

علاوه بر صید بی رویه، آلودگی ناشی از استخراج نفت و گاز نیز از عوامل جدی تهدید کننده ماهی خاویار و دیگر آبزیان دریای خزر است.

آلکساندر کیتانوف، سخنگوی سازمان فدرال شیلات روسیه گفته است: "شاید بتوانیم جمعیت ماهی خاویار دریای خزر را در همین حد پایین نگه داریم اما نمی توانیم دوران درخشان دریای خزر را احیا کنیم".

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

YouTube Coming to TV, With TiVo the Gateway

By BRIAN STELTER 

 

Correction Appended

Pick up the remote, turn on the television and watch YouTube.

The blurring of the television and the computer, envisioned by technology enthusiasts for years, advanced another step on Wednesday when TiVo, the popular maker of digital video recorders, announced an agreement with YouTube that will deliver millions of Web videos directly to users’ TV screens.

“TiVo’s strategy is to bridge the gap between Web video and television and make as much content available as possible for our subscribers,” said Tara Maitra, TiVo’s vice president and general manager for content services.

TiVo is the latest entrant into the marketplace for porting Internet videos to television. Apple has introduced a version of Apple TV with similar features. Although several companies are trying to merge online content with the big screen in the living room, no one product dominates the market.

“Leaning forward at my computer screen, I’ve got this giant amount of content,” said Dmitry Shapiro, the founder of Veoh, one such company. “But as soon as I want to relax in my living room with friends, I’m stuck with what’s on my TV.”

TiVo pioneered the digital video recorder technology that enabled television viewers to time-shift their favorite shows, and its set-top boxes are increasingly acting like digital video retrievers and receivers as well. The company already makes video from about 40 partners available through its box.

Just as users can sign up for a season pass to record “Desperate Housewives” on ABC, they will be able to subscribe to CNet video clips, CBS episode recaps and other segments and have the content downloaded to their hard drives. The YouTube clips, however, will be streamed by broadband Internet connection.

When it is introduced this year (the exact time has not been specified), the YouTube service will be available only to TiVo users who have up-to-date hardware — a Series 3 or HD set-top box — and a broadband connection.

Of the four million TiVo users nationwide, more than half get their set-top box from a cable operator. Of the 1.7 million who bought their box directly from TiVo, only about 800,000 have the necessary broadband connection.

Users will be able to log into their accounts and gain access to playlists on the video-sharing site directly from their televisions. The company also plans to let users subscribe to video feeds from across the Internet by using software called an R.S.S. reader.

“TiVo should be the best experience for all video options, whether it’s coming from cable, satellite or off of a server,” Ms. Maitra said.

The integration of Web video and TiVo was a result of YouTube’s decision, announced last August and made public Wednesday, to open the YouTube platform for outside developers. The platform promises to make it easier for other sites to upload and manage videos.

This article has been revised to reflect the following correction:

Correction: March 14, 2008
An article in Business Day on Thursday about an agreement between TiVo and YouTube to allow Internet video clips to be viewed on television sets referred imprecisely in some editions to a rival service from Apple. Apple introduced a way to stream videos from YouTube to a television set in March 2007, not January of this year. (In January, it introduced a version with features similar to those planned by TiVo, which will allow the porting of Internet videos to television without the need for a computer.)
 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران همواره زندانيان سياسي و عقيدتي با هر عنوان و پسوند و پيشوندي را نماد بارز نقض حقوق بشر و بي حرمت نمودن واژه انسانيت و بي اعتنايي به معاهدات الزام آور بين المللي ميداند .
انقلاب اسلامي به هدف ريشه کن نمودن واژه زنداني عقيدتي از قاموس فرهنگي ملت ايران شکل گرفت اما آنچه که در تداوم سه دهه حاکميت نظام جمهوري اسلامي حاصل شد ، هزاران زنداني قتل و عام شده ، مفقود الاثر ، شکنجه شده و... ميباشد ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران توان خود را معطوف به ديده باني جامعه مدني و افشاي نقض حقوق بشر در ايران نموده است ، در اين راستا اين مجموعه تا کنون ليستهاي ماهانه و فصلي مختلفي از زندانيان سياسي منتشر نموده است که با مدد آزادانديشان اين ليست هر روز کاملتر و نقض حقوق بشر در ايران مستدلتر ميگردد .
ليست ذيل اسامي زندانيان سياسي و عقيدتي مي باشد که هم اکنون در زندانهاي پيدا و نهان جمهوري اسلامي در سراسر کشور ايران به سر ميبرند و چشم مدد به مدافعان حقوق بشر دارند .  شايان ذکر است اين ليست تنها دربرگيرنده تعداد اندک و شناخته شده اي از خيل عظيم اين زندانيان مي باشد و اميد است با ياري متداوم ساير همسنگران دفاع از آزادي هر روز کاملتر گردد.

                                 

دانلود نسخه word                                           دانلود نسخه PDF   

 

 مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

در باره نوروز و پيدايش آن صدها جستار و کتاب نوشته اند، اما اندک کسی به پيوند آن با تمدن بابلی پرداخته است.

بنا به اساطير و باور سنتی، آغاز تجليل از نوروز به پانزده هزار سال پيش برمی گردد، به روزی که جمشيد شاه (ييما يا يامای هند و ايرانی) بر تخت نشست. اصطلاح "نوروز جمشيدی" از همين باور بر می آيد. شاهان دوران معاصر نيز به مانند فتحعلی شاه قاجار تلاش می کردند به تقليد از جمشيد در روز نوروز تاج بر سر بگذارند.

بر مبنای باور مزديسنی، زرتشت پيامبر بود که اخترشناسی ايرانی را بنياد نهاد و با محاسبات دقيق در کنار جشن های طبيعی سده و مهرگان، اعتدال ربیعی یا برابری بهاری شب و روز را نيز به مثابه جشن اصلی و واپسين روز از هفته آفرينش پروردگار تعيين کرد که همين نوروز است.

 

برخی تلاش کرده اند تا نام و نشانی از جشن نوروز را در کتيبه های هخامنشی رديابی کنند و نوشته اند که جشن نوروز در فرمان کورش بزرگ، پايه گذار امپراتوری هخامنشی که در سال ٥٤٢ پيش از ميلاد به مردمان بابل آزادی های ملی و مذهبی را ارزانی داشت،  جاودانه شده است.

شاهد مثال آنها اين پاره از متن کتيبه ماندگار کورش است: "زمانی که من به بابل اندر شدم... به کسی اجازه ندادم که به اين سرزمين و مردم آن ستم کند... من نياز های بابل را مد نظر داشتم و همه جايگاه های مقدس آن را و در بهزيستی آنها کوشيدم... من آنها را از بردگی ناشايسته نجات دادم. من ويرانه های آنها را آباد کردم. من به بدبختی های آنان پايان نهادم." اما در این متن ذکری از نوروز نيست.

نوروز و بابل

اما يادگار های مکتوب بازمانده از بابل باستان، به مانند کتيبه های "سنه خريب" از شاهان آشوری در "بيت اکيتی" يا جشنگاه های آشوری در اين مورد ترديدی باقی نمی گذارد که در دوران مقدم بر ورود کورش بزرگ به بابل شب اعتدال روز و شب پيش بابلی ها گرامی بوده و با نام های "اکيدی" و "خاب نيسان" (اول نيسان) به عنوان سال نو از آن تجليل می شده است.

دکتر کاوه فرخ، تاريخ نگار يونانی ایرانی تبار، می نويسد: "در زمان فتح نسبتا آرام بابل توسط کورش بزرگ (٥٣٩ پيش از ميلاد) بابلی ها از دانش فوق العاده زمان شناسی برخوردار بودند. آنها دريافته بودند که ١٩ سال برابر با ٢٣٥ ماه است و بر مبنای آن از سده پنج پيش از ميلاد به بعد چرخه يا سيکل هفت گانه ای را تعيين کردند که هر دوره آن ١٩ سال را دربر می گرفت... بدين گونه سال نو بابلی ها با نخستين روز ماه نيسان در آغاز بهار مصادف می شد. از اين رو به نظر می آيد که اين تاريخ بابلی سرآغاز جشن نوروز آريايی بوده باشد."

سال ها پيش از اين ويليام آيلرز در کتاب "تاريخ ايران کمبريج" نوشته بود: "پارس ها افزون بر علم اخترشناسی بين النهرين گاهشماری آن را نيز پذيرفتند که بر مبنای آن آغاز سال با نخستين شب بهار (٢٠ مارس) مصادف می شد."

"زيباترين جشن ايران باستان (نوروز يا نوسارد) جشن سال نو بابليان باستان بود که در آن روز مردوک، خدای بابلی ها سرنوشت نسل بشر را از نو رقم می زد... بنا به يافته های باستان شناختی، همه شهرهای بزرگ بابل و آسور دارای جشنگاه ويژه ای بودند با نام "بيت اکيتی" که بيرون از دروازه های شهر قرار داشت."

جشن سال نو بابلی ١٢ روز به درازا می کشيد و هر روز آن مراسم خاص مذهبی داشت. از جمله در يکی از آن روزها روحانی ارشد بابلی شاه را به نيايشگاه مردوک می خواند و به عنوان کفاره گناهان خواسته و ناخواسته شاه در سال گذشته بر رخسار او سيلی می زد، چنان که اشک او جاری می شد.

دوازده روز جشن نوروز آريايی نيز که در آن "مير نوروزی" هم ظاهر می شد، احتمالا با اين سنت بابلی ها پيوندی دارد.

از نويسندگان ايرانی هاشم رضی است که در کتاب "آيين مغان" به جشن اکيتی اشاره می کند: "اکيتو جشن کهن بابلی است که سالی دوبار در آغاز بهار و پاييز برگزار می شد و قدمت آن به موجب آگاهی هايی که داريم، به هزاره دوم پيش از ميلاد می رسد و ميان اين جشن بابلی با نوروز ايرانی شباهت بسياری وجود دارد."

در پی سقوط امپراتوری بابلی جشن های آن نيز ميان اقوام سريانی و سومری و اکاد به تدريج متروک شد. اما دوباره در اوايل سده بيستم ميلادی سريانی ها به تجليل از سال نو باستانی خود با نام "اکيتو" پرداختند که به دليل روی آوردن آنها به کيش مسيحيت و پذيرفتن گاهشماری گرگوری آن از شب بيستم مارس به اول آوريل منتقل شده است.

نوروز و تخت جمشيد

با وجود نبود يادکرد از نوروز در نوشته های هخامنشی بيشتر تاريخ نگاران بر اين باوراند که در پی اشغال بابل توسط کورش بزرگ جشن اعتدال روز و شب ميان ايرانيان رايج شد و داريوش بزرگ برای برگزاری اين جشن با شکوه تخت جمشيد را ساخت.

ارنست هرتزفلد، ايران شناس برجسته آلمانی که نخستين حفاری علمی تخت جمشيد را رهبری کرده است، بر اين باور بود که داريوش آن را به عنوان نوروزگاه ساخته بود.

با اينکه پايتخت هخامنشی از پارس فرسنگ ها فاصله داشت، داريوش بزرگ به طور نمادينی بارگاه نوروزی خود را در حوالی خاستگاه دودمان هخامنشی بنياد کرد. شاهان هخامنشی در ايام نوروز در همين محل جلوس می کردند و از اقوام مختلف قلمرو پهناورشان ارمغان های نوروزی دريافت می کردند که تصوير آن را می توان روی ديوار نگاره های تخت جمشيد ديد.

مايکل اکسوورتی در کتاب "امپراتوری انديشه" می نويسد: "هدف از احداث مجتمع عظيم تخت جمشيد هنوز روشن نيست. ممکن است جايگاه برگزاری جشن ها و مراسم اعتدال شب و روز در بهار باشد که همان نوروز ايرانی است. صفوف باج آوران که روی ديوارها منقش است حاکی از اين احتمال است که تخت جمشيد محل اعلام رسمی بيعت و وفاداری سالانه از سوی استان های ايران باستان بوده است."

احيای نوروز پس از اسکندر

نگاشته های تاريخی حاکی است که شاهان اشکانی يا پارتی، که پس از ویرانی های اسکندر، فرمانروا شدند، سنت های هخامنشيان را از نو زنده  کردند و به آنها ارج گذاشتند و نوروز را گرامی داشتند.

بلاش اول، نخستین شاه اشکانی ای بود که نحوه تجليل او از نوروز به عنوان جشن سراسری در تاريخ کهن آمده است، هرچند جزئيات آن برايمان روشن نيست.

اما از دوران ساسانی يادگارهای فراوانی بجا مانده است که جايگاه رفيع نوروز در آن زمان را آشکار می کند. نوروز ساسانی مهم ترين روز سال بود و مهم ترين امور ملی دولت نيز، به مانند بار دادن به مردم و عفو زندانيان، در همان روز انجام می گرفت.

در پی سقوط سلسله ساسانی و پيروزی تازيان بر ايران و ترويج کيش اسلام که از سال٦٥٠ ميلادی آغاز گرفت، نوروز همچنان ماندگار بوده است.

به تدريج جشن های ديگر ايران باستان به مانند مهرگان و گاهنباران، مختص پيروان کيش مزديسنی شد و تنها نوروز و سده را همگان تجليل می کردند. سرانجام، شکوه سده هم کاهش يافت و نوروز تنها جشن باستانی ای شد که ايرانيان، صرف نظر از مذهبشان، جشن می گيرند.

ماندگاری نوروز پس از اسلام

لغتنامه دهخدا با استناد به کتاب "تمدن اسلامی" جرجی زيدان می نويسد: "در دربارهای نخستين خلفای اسلامی به نوروز اعتنائی نداشتند، ولی بعدها خلفای اموی برای افزودن درآمد خود هدايای نوروز را از نو معمول داشتند. بنی اميه هديه در نوروز را بر مردم ايران تحميل می کردند که در زمان معاويه تعداد آن به پنج تا ده ميليون درم بالغ می شد."

در ادامه تفسير نوروز لغتنامه دهخدا می افزايد: "اميران ايشان (عرب ها) برای جلب منافع خود مردم را به اهداى تحف دعوت می کردند. نخستين کسی که در اسلام هدايای نوروز و مهرگان را رواج داد حجاج بن يوسف بود. اندکی بعد اين رسم نيز از طرف عمر بن عبدالعزيز به عنوان گران آمدن اهداى تحف بر مردم منسوخ گرديد."

اما با ظهور ابو مسلم خراسانی و روی کار آمدن خلافت عباسی و تشکيل سلسله های طاهريان و صفاريان و سامانيان جشن های ايرانی و به ويژه نوروز دوباره رونق يافتند و تا به روزگار ما رسيدند. 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

به احمدی نژاد گفتم غرب فرض اشتباهی دارد

 

دکتر هوشنگ امیراحمدی رییس شورای ایرانیان آمریکا و از حامیان روابط ایران و آمریکا در گفت و گوئی جدید از جزئیات جلسه شهریور ماه 1386 با محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران که به نیویورک سفر کرده بود سخن گفته و از پیشنهاداتی که با وی درمیان گذاشته، گفته است.
آقای امیر احمدی چندی قبل به ایران سفر کرده و آن طور که خود می گوید این سفر به دعوت محمود احمدی نژاد صورت گرفته است.
آقای امیراحمدی دکترای خود را در رشته "برنامه ريزی و توسعه ی بین المللی" از دانشگاه کُرنل در ایالت نیویورک دریافت کرده است و هم اکنون در دانشگاه راتگرز، دانشگاه ايالتی نيوجرسی، به تدريس و تحقیق مشغول است و  مديريت مرکز مطالعات خاورميانه اين دانشگاه را نیز به عهده دارد.
 
شما در سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک جلسه ای با وی داشتید در این جلسه چه گذشت؟
بیشتر حرف های ما پیرامون رابطه ایران و آمریکا بود در جلسه ای که با هم داشتیم من این موضوع را به آقای رییس جمهور گفتم که غرب در مورد ایران یک فرض اشتباهی دارد که این فرض غلط را 150 سال پیش انگلیسی ها برای نگه داشتن مستعمره خود هند جا انداختند و آن اینکه یک ایران قدرتمند یک ایران خطرناک است. بر اساس همین فرضی که ایران قوی ایران خطرناک است غرب بویژه انگلیسی ها بیش از 150 سال است که با ایران رفتار می کنند.
 
مطالعه تاریخ یکی از دو قرن گذشته گویای این واقعیت است که هر زمان که ایران در مسیر قدرتمند شدن قرار گرفته است غربی ها به یک شکلی ایجاد مزاحمت کرده اند در راه انقلاب مشروطه کارشکنی هایی کرده اند. مصداق آن هم مثلا این است که از راه اندازی راه آهن در ایران جلوگیری کردند سرانجام آلمان ها راه آهن ایران را تاسیس کردند.
 
 دولت مردمی دکتر مصدق را سرنگون کردند. غربی ها حتی ذوب آهن به ایران ندادند تا اینکه مجبور شدیم از روس ها ذوب آهن بگیریم.  بعد از انقلاب هم جنگ را راه انداختند و الان هم که داستان غنی سازی را پیش کشیده اند در واقع غربی ها از 150سال گذشته با این فرضی که ایران قوی ایران خطرناک است با ما برخورد کرده اند و سعی کرده ایران را همیشه ضعیف نگه دارند.
 
در جلسه ای که با آقای دکتراحمدی نژاد داشتم این موضوع را به اطلاع ایشان رساندم که این فرض غلط انگلیسی ها را آمریکاییها هم دنبال می کنند و متاسفانه این فرض غلط را در غالب پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده اند.
 
 به عبارتی ماجرای پرونده غنی سازی ایران را در چارچوب همین فرض غلط باید دید. غربی ها معتقدند باید ایران را ضعیف نگه داشت آنها معتقدند ایران ضعیف منافع آنها را در منطقه و جهان فراهم می کند.
 
من به آقای احمدی نژاد پیشنهاد دادم که وزارت امورخارجه و دستگاههای مرتبط روی این موضوع کار کنند و نشان بدهند که به طور تجربی در عمل  چرا این فرض غرب غلط است و یک ایران قدرتمند نه تنها خطرناک نیست بلکه برعکس موجب ثبات منطقه می شود و منافع غربی ها را بهتر در منطقه تأمین می کند.
 
در تاریخ 250سال گذشته هر زمان ایران قدرتمند بود منطقه هم ثبات داشته است و آرام تر بوده است. بطور مثال زمانی که در ایران و در سال 1357 انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و در حالی که نیروهای انقلابی هنوز بطور کامل قدرت را در اختیار نگرفته بودند صدام حسین جرات کرد و به ایران حمله کرد حمله عراق به ایران و هشت سال جنگ موجب شد که صدام جرات بیشتری پیدا کند و به کویت حمله کند بدنبال آن آمریکا به عراق حمله کرد و در حاتل حاضر هم با بحران عراق روبرو هستیم.  یعنی اگر ایران ضعیف نشده بود ما نه جنگ ایران و عراق را داشتیم و نه جنگ عراق علیه کویت و جنگ آمریکا علیه عراق.
 
در واقع مشکل اساسی در منطقه زمانی شروع شد که ایران در سال های اول انقلاب به دلیل شرایط انقلابی حاکم بر کشور ضعیف شد. نکته اساسی این است که در 250 سال گذشته تاریخ نشان نداده است که ایران به کشوری حمله کرده باشد.
 
آخرین بار که ما به کشوری حمله کردیم جنگ نادرشاه با هندی ها بود بعد از آن به هیچ کشوری حمله نکردیم اما زمانی که ضعیف شدیم به ما حمله شد. ما همیشه در دفاع بودیم متجاوز نبودیم.
متاسفانه ما در دوره هایی که در ضعف بودیم هم در درون خود و هم در بیرون از خود شاهد بحران هایی بوده ایم بنابراین ایران قدرتمند یک ایران خطرناک نیست.
 
پاسخ آقای احمدی نژاد به این ایده چه بود؟
آقای دکتر احمدی نژاد فرمودند این ایده خوبی است و من این حرف را قبول دارم. این حرف مهم است من به ایشان توضیح دادم که ما نباید این حرف ها را به این جلسه ختم کنیم بلکه وزارت خارجه و سازمان های فکری کشور روی این موضوع کار کنند در همین زمینه باید کتاب های مختلف نوشته شود فیلم تهیه کنیم و این موضوع را به جهانیان ثابت کنیم که یک ایران قدرتمند ضامن ثبات منطقه و جهان است.
 
سخنرانی آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا را چگونه ارزیابی می کنید آیا تصور نمی کنید آمریکایی ها به بهانه دموکراسی به رییس جمهور توهین کردند؟
سخنرانی دکتراحمدی نژاد خوب بود اما برخورد با وی بسیار بد بود برخوردی که با رییس جمهور کشورمان شد برخوردی بسیار زننده، بی ادبانه، غیرآکادمیک و ناجوانمردانه بود. نباید با وی چنین برخوردی می کردند.
 به نظر من این برخورد با رییس جمهور ایران نشان از یک تنش میان ایران و اسراییل و آمریکا است و از آن مهم تر نشان از یک جریان در آمریکا و در منطقه دارد که می خواهد ایران را عصبی کند و بعد با همان بهانه ای که ما به دستش می دهیم اقدام خصمانه علیه ایران انجام بدهد.
 
به نظر شما آقای رییس جمهور توانست از پس این برنامه های توهین آمیز آمریکایی ها برآید؟
به نظر من آقای احمدی نژاد با سیاست صبر و حوصله خوب از پس موضوع برآمد و جلسه سخنرانی در دانشگاه کلمبیا را خوب اداره کرد. اما جریان خیلی بد شد در واقع دسته های که از پیش خودشان را آماده کرده بودند جریان را بردند به سمت و سوی که آقای محمود احمدی نژاد کیست؟ نه اینکه او در دانشگاه کلمبیا چه گفت و چی می خواهد بگوید.
 
 این رسانه ها تنها یک هدف داشتند و آن تخریب چهره احمدی نژاد بود. بلافاصله پس از حضور آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا مطبوعات آمریکا شروع به نوشتن این کردند که احمدی نژاد کیست و چکار می کند حتی برخی مطبوعات متاسفانه وی را با هیتلر مقایسه کردند.
 
در حالی انتظار من این بود که رسانه ها به این موضوع مهم می پرداختند که نظر احمدی نژاد چه هست ایران چه می خواهد بگوید سیاست کلی تهران درباره مسایل جهانی و بحران ها چیست و چه سیاستی را پیش گرفته است اما موضوع بطور کلی رفت به این سمت که احمدی نژاد کی ست و چکار می کند.  این مشکل ایجاد کرد.
 
از این مسایل بگذریم پرونده هسته ایران در چه مرحله ای است. ایران و آژانس اخیراً به توافق هایی رسیدند.
در واقع آمریکا به ایران فرصت می دهد که غنی سازی را متوقف کند ویا اینکه سطح غنی سازی را چنان کاهش دهد که به یک چیز بی موردی تبدیل شود. متأسفانه آمریکا پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده است و در شورای امنیت این رای را صادر کرده است که ایران ابتدا باید غنی سازی را متوقف کند و با این کار اجماع جهانی گرفته است.هدف آمریکا در شورای امنیت تحریم نیست هدف ایجاد یک اجماع بین المللی علیه ایران است.
به نظر من شورای امنیت چیز مهمی برای آمریکا ندارد و زیاد هم روی شورای امنیت کار نمی کند. الان آمریکا دنبال بهره برداری از جوی است که علیه ایران ایجاد کرده است .اسراییلی ها هم پشت سر این موضوع هستند آن ها می کوشند یک سال باقی مانده زمان ریاست جمهوری بوش یک ضربه به ایران بزنند.آنها دوست ندارند این فرصت را از دست بدهند بنابراین ایران باید هوشیار باشد.
 
اما اگر چنین اتفاقی رخ دهد منطقه به آشوب کشیده می شود؟
این موضوع به نفع اسراییل خواهد بود اسراییلی ها همین را می خواهند. تمام زور اسراییلی به آشوب کشیدن منطقه است. دقیقاً برنامه اسراییل همین است.
 
اما خاورمیانه فقط اسراییل نیست شلیک حتی یک گلوله توپ قیمت رو به افزایش نفت را به بشکه ای بالای 100دلار می برد؟
قیمت نفت در آمریکا یک چهارم قیمت نفت در اروپا، چین و ژاپن و غیره است هر چه قیمت نفت بالا برود به سود آمریکا است.
 
اما به سود اروپا،چین و ژاپن نیست؟
اروپا که نمی خواهد ایران را بزند بلکه اسراییل و آمریکا دنبال آشوب هستند فراموش نکنیم آمریکایی ها دوست اروپایی ها نیستند. کشور ها دوست ندارند منافع دارند. منافع آمریکا در ایجاد آشوب است.
 
 اروپایی ها کاری نمی توانند انجام دهند حداکثر این است که غر می زنند در جنگ آمریکا علیه عراق هم غر زدند. از سوی دیگر الان فرانسوی ها و انگلیسی ها بیشتر از آمریکاییها مشتاق فشار آمریکا به ایران هستند.
 
اما ایران اخیراً با آژانس به توافق هایی رسیده است.
بله. من هم معتقدم تنها راه حل بحران کنونی این است که آژانس و ایران به قدری همکاری نزدیکی را برقرار کنند که آمریکاییها نتوانند بهانه ای پیدا کنند. من فکر می کنم مسئله غنی سازی را باید بشکلی در همان آژانس حل کرد

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

روابط نظامی و امنیتی امریکا
 
 
با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس

 

پس از پيروزى نظامى امريکا در افغانستان، به کارگيرى نيروى نظامى به عنوان يکى از ابزارهاى مهم سياست مداخله امريکا، امرى قابل پيش بينى بود. در دهه 1990 و پس از جنگ خليج فارس، بکارگيرى نيروى نظامى يکى از عمده ترين شاخص‏هاى استيلاجويى ايالات متحده را تشکيل مى داده است.
 
 البته سرآغاز آن را مى توان در سال 1986 و در جريان جنگ نفتکش‏ها در خليج فارس دانست که کويت از امريکا تقاضاى مراقبت و همراهى کشتي‏هاى خود در اين آبراه را نمود. بنابراين يکى از شاخصه‏هاى مهم سياست مداخله امريکا در مناطق بحرانى، انعقاد قراردادهاى دوجانبه و چند جانبه نظامى با کشورهاى آن منطقه براى استفاده از پايگاه‏هاى نظامى يا فروش تسليحات يا حتى انجام مانورهاى مشترک نظامى است.
 
 در خليج فارس نيز نيروهاى امريکايى اجازه داشتند که از تجهيزات کشورهاى عرب خليج فارس و پايگاه‏هاى آنها استفاده کند و حتى بعد از سرنگونى صدام حسين آنها روابط نظامى شان را با امريکا تعليق يا قطع نکردند.
 
 اما مشکل در اينجا بود که برخى از اين کشورها خصوصا عربستان به علت مخالفت‏هاى شديد داخلى، در مورد حضور نظامى امريکا در عربستان، مجبور به کاهش و حتى بازپس ديگرى پايگاه‏هاى نظامى اش از امريکا شد با اين وجود در واقعيت ما شاهد انعقاد قراردادهاى امنيتى بسيارى ميان امريکا و کشورهاى عربى حوزه خليج فارس هستيم.
 
قطر: حتى قبل از جنگ خليج فارس و حمله به عراق، قطر با امريکا روابط نظامى-دفاعى نزديکى داشت. مهمترين پايگاه نظامى امريکا در خليج فارس در اين کشور قرار دارد. پايگاه عملياتى هوايى العديددر 35 کيلومترى جنوب دوحه، پايتخت قطر و در 70 کيلومترى مرز مشترک اين کشور با عربستان سعودى قرار دارد که از اکتبر 2001 به مهم ترين پايگاه هوايى آمريکا در آسيا و خاورميانه تبديل شده است.
بر اين اساس اکنون فرماندهى عمليات در پايگاه العديد قطر قرار دارد.
پايگاه العديد يکى از جديدترين يايگاه‏ها با تاسيسات نظامى پيشرفته است که قابليت فرود و نگهدارى حدود 120 فروند هواپيماى نظامى پيشرفته را دارا مى باشد. از پايگاه آمريکايى العديد براى نگهدارى تانک‏ها و نفربرهاى زرهى و سلاح مورد نياز يک لشکر استفاده مى شود.
 
اين پايگاه داراى ارتباطات ماهواره اى و سيستم ارتباطى کنترل از راه دور براى انجام روزانه يک هزار عمليات بمباران هوايى است، که در عمليات نظامى عليه عراق نقش مهمى ايفا خواهد کرد. علاوه بر العديد، پايگاه سيليه نيز پس از تشکيل پايگاه العديد به يک مرکز ستاد عملياتي تبديل شده است. البته دولت قطر مدعى است ايجاد اين پايگاه در کشور عطف به قرارداد امنيتى و نظامى دو کشور در سال 1992 است که التزامات دو طرفه‌اى بين دوحه و واشنگتن ايجاد کرده است؛ و به شدت اين نظريه را تکذيب مى کنند که تسريع در اجرايى کردن و بهينه سازى پايگاه العديد، ربطى به حمله آمريکا به عراق در سال 1382 داشته است.
 
بحرين: بحرين ميزبان مقر فرماندهى نيروى دريايى امريکا در خليج فارس از 1948 بوده است قبل از اينکه امريکا نيروى غربى اصلى در خليج فارس شود. بحرين قرارداد همکارى دفاعى جداگانه با امريکا در 1991 امضا کرده که همچنان به قوت خود باقى است. بندر سلمان، فرودگاه المحرق و پايگاه هوايى شيخ عيسى و پايگاه نظامى الجفير در منامه، از مهم ترين پايگاه‌هاى آمريکا در بحرين به شمار مى رود. بحرين به هواپيماهاى جنگى امريکا در هر دو عمليات OEF و OIF اجازه استفاده از خاکش را داد.
 
کويت: کويت که خودش را در معرض بيشترين آسيب پزيرى در مقابل حمله عراق به کشورش ديده بود، يک معاهده 10 ساله با امريکا امضا کرد؛ که در سال 2002 براى 10 سال ديگر تمديد شد. امريکا همچنين 170 ميليون دلار کمک براى بازسازى و ارتقاء دو پايگاه هوايى کويت (على السالم و على الجبير) که هواپيماهاى جنگى امريکا را در طول دهه 1990 در عمليات بر ضد عراق، به اين کشور ميزبانى کرده بود، اعطا کرد. پايگاه نظامى على السالم و پايگاه هوايى احمدالجابر نيز از پايگاه‌هاى استقرار نيروهاى نظامى آمريکا در کويت به شمار مى‌رود.
 
امارات متحده عربى: تا قبل از جنگ خليج فارس ارتباطات نظامى نزديکى با امريکا نداشت؛ اما بعد از جنگ براى ترساندن و ايجاد تعادل با ايران خواهان ارتباط دفاعى نزديک شد. در سال 1994 اولين معاهده نظامى را با امريکا امضا نمود. هر چند که در مورد قلمرو قدرت کارکنان نظامى امريکا در امارات متحده عربى اختلاف نظرهايى وجود داشت.
 
امارات براى کشتي‏هاى امريکايى براى استفاده از بندر جبل على اجازه صادر کرد و همچنين براى هواپيماهاى جنگى امريکا در مورد سوخت گيرى در پايگاه هوايى الدهفرا در حمله به عراق. اما امارات بيشتر موافق تصميم گيرى دسته جمعى کشورهاى عرب منطقه در مورد موضوع عراق بود.
 
عمان: در 1980 عمان يک قرارداد نظامى با امريکا امضا کرد که بر اساس آن اين کشور دسترسى به تسهيلات نظامى امريکايى يافت و در مقابل امريکا به پايگاه‏هاى هوايى عمان. بعدها امريکا در طى معاهدات ديگر 120 ميليون دلار هزينه بهبود و ارتقاء پايگاه هوايى الموسدانه را به عمان اعطا کرد.
 
عربستان سعودى: اين کشور به علت نگرانى از مخالفت‏هاى داخلى با حضور نظامى امريکا در منطقه، معاهده رسمى دفاعى با امريکا امضا نمى کند. هرچند که وارد چندين قرارداد آموزش نظامى و خريد تسليحاتى با ايالات متحده شده.
 
با آنکه از سال 2001 پايگاه‌هاى آمريکا از عربستان به قطر انتقال يافته است، اما هنوز نيز نيروهاى آمريکايى در الدمام و منطقه الظهران و پايگاه دريايى ملک فهد و پايگاه هوايى ملک خالد و پايگاه نظامى هوايى الامير سلطان در جنوب رياض استقرار دارند.
عربستان در جريان جنگ افغانستان به نيروى هوايى امريکا اجازه نداد از کشورش به افغانستان پرواز کنند، ولى پذيرفت که از مرکز عمليات مشترک هوایی در پايگاه هوايى پرنس سلطان در جنوب رياض براى هماهنگى سازى عمليات هوايى بر افغانستان استفاده شود. با وجود اين شرط‏ها در جنگ عليه عراق، عربستان پذيرفت که تعدادى از عمليات ويژه نيروهاى امريکا از آنجا به سمت عراق صورت پذيرد.
 
علاوه بر پايگاه‏ها در کشورهاى خليج فارس، امريکا داراى ناوهاى هواپيمابرى نيز در خليج فارس است. ناوهاى هواپيمابر آيزنهاور و جان استينز و اضافه شدن ناوهاى هواپيمابر ريگان و نيميتز که در مجموع مى‌تواند چهارصد هواپيماى جنگى را با خود حمل کنند.
 
در بين اين ناوها، ناو هواپيمابر ريگان جديدترين آن است که براى يک دوره پنجاه ساله طراحى شده است. آمريکا با فرض اينکه ايران در يک برخورد نظامى احتمالى، اقدام به مين گذارى آب‌هاى خليج فارس و به ويژه تنگه هرمز خواهد کرد، يکى از وظايف ناو رونالد ريگان را از بين بردن مين‌ها در آبهاى خليج فارس قرار داده است.
 
سیاست های کنونی ایالات متحده امریکا موئد حفظ و در برخی موارد افزایش نیروهای نظامی در منطقه به طور عام و در عراق به طور خاص می باشد. که البته این کار با همکاری کشورهای ائتلاف و موافقت ضمنی کشورهای عرب منطقه صورت می گیرد
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

يک ازدواج نه چندان جنجالى

 

ازدواج جنا بوش، يکى از دختران دو قلوى رئيس جمهور آمريکا که قرار است 10 مه (20 ارديبهشت) در اقامتگاه وى در تگزاس جشن گرفته شود، باعث شده است که رسانه هاى اين کشور هر روز خبر جديدى و تا حدى ضد و نقيض در مورد اين رويداد منتشر کنند.
 
آخرين خبر را خبرگزاى آسوشيتدپرس منتشر کرده است. اين خبرگزارى با انتشار خبرى تحت عنوان: بوش با ازدواج دخترش شوخى مى کند، به نقل از وى آورده است: من بايد تصميمات سختى در مورد پرداخت هزينه ها بگيرم و مجبورم که ديپلماسى حساسى را اتخاذ کنم. اين تصميم برنامه ريزى براى ازدواج است.
 
کاخ سفيد تاکنون تلاش داشته است که جزئيات زيادى از ازدواج دختر بوش که قل دوم بارابا است، منتشر نشود. مثلا هنوز در اين مورد که به ميهمانى جشن عروسى جنا بوش چه کسانى دعوت مى شوند و يا چه تعداد مهمانان دعوت خواهند شد، چيزى گفته نشده است. اما کنجکاوى رسانه ها گاهى باعث مى شود که رئيس جمهور آمريکا به طور نه چندان رسمى و در قالب شوخى به اين موضوع اشاراتى داشته باشد.
 
البته اين اولين بار نيست که رئيس جمهور آمريکا با لحنى طنز آميز به اين موضوع اشاره مى کند. او چندى پيش هم در ضيافت شامى که کميته کنگره ملى جمهوريخواهان برگزار کرده بود، گفت که همسرش لورا به اين دليل در ضيافت شرکت نکرده است که درگير امور مربوط به جشن ازدواج دخترشان است.
 
بوش همچنين طى مراسمى در سفارت کويت، به پيشنهاد ازدواج داماد آينده اش اشاره کرده و گفته بود: اين پسر پيش من مى آيد و مى گويد که مى خواهم با دخترت ازدواج کنم. خب من هم جواب مى دهم؛ معامله تمام است. لورا بوش گفته است که همسرش در مورد داشتن دامادى که جاى پسرش را خواهد گرفت به هيجان آمده، زيرا او هرگز طعم پسر داشتن را نچشيده است.
 
پيشتر قرار بود اين ازدواج در کاخ سفيد جشن گرفته شود، اما به دلايلى که هنوز معلوم نيست، اعلام شد که اين مراسم در مزرعه بوش در کرافورد تگزاس برگزار خواهد شد.
 
داماد خوشبخت کسى نيست جز هنرى هاگر، يکى از اعضاى دفتر کارل روو، مشاور سابق بوش. هاگر هم اکنون مشغول گذراندن آخرين سال تحصيلش در مدرسه بازرگانى داردون دانشگاه ويرجنيا است. جان هاگر، پدر هنرى به عنوان معاون وزير آموزش در دولت بوش خدمت کرده و به رياست حزب جمهوريخواهان در اين ايالت منسوب شد. نايب سابق فرماندار ويرجينيا نيز از جمله عنوان هاى ديگر در کارنامه کارى جان هاگر است.
 
جنا بوش در سال 2000 از پدرش خواسته بود که در انتخابات رياست جمهورى شرکت نکند، چون ورودش به کاخ سفيد مى تواند زندگيشان را دستخوش تغييراتى ناخوشايند کند. اما در زمستان سال 2003 جنا از از اين عقيده دست کشيد و اعلام کرد که براى پدرش در مبارزات انتخاباتى 2004 فعاليت خواهد کرد.
 
جنا و باربارا با مشارکت هم سفرهايى را به ايالت هاى آمريکا آغاز کرده و طى اين سفرهاى در نقاط مختلف به سخنرانى پرداختند. مهمترين اين رويدادها مربوط بود به سخنرانى آنان در کميسيون جمهوريخواهان که در 31 آگوست سال 2004 انجام گرفت.
 
البته در آن زمان دختران جان کرى، رقيب اصلى جورج بوش در انتخابات رياست جمهورى 2004 آمريکا نيز اقدامات مشابهى را انجام دادند که باعث شد رسانه ها عنوان «جنگ دختران» را براى اين جدال انتخاب کنند.
 
در همين دوران بود که جنا با هنرى هاگر در ريچموند ويرجينيا آشنا شد. يک سال بعد اين موضوع زمانى علنى شد که جنا و هنرى در جريان ضيافت شامى در کاخ سفيد به افتخار پرنس چارلز و کامليا کنار هم ظاهر شدند. بالاخره آگوست سال 2007 نامزدى دختر بوش با هاگر رسما اعلام شد، اما تلاش شد تا جزئيات زيادى در اين مورد به رسانه ها درز پيدا نکند.
 
از آن زمان به بعد حدس و گمان هاى زيادى در مورد زمان و محل برگزارى جشن ازدواج جنا و هنرى زده شد، اما بالاخره مجله مردم اعلام کرد که اين مراسم 10 مه در مزرعه بوش در تگزاس برگزار خواهد شد.
 
با وجودى که ازدواج دختر بوش مى تواند خوراک خوبى براى رسانه هاى نزديک به کاخ سفيد باشد، اما محدوديتى که خانواده بوش در مورد اخبار اين ازدواج اعمال کرده اند، موجب انتشار گزارش هاى ضد و نقيضى پيرامون اين موضوع طى چند هفته گذشته شده است

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

نزدیک به بیست و پنج سال پیش،در نیمه شب آوریل1983 زنگ تلفن "میز لبنان" در وزارت خارجه ایالات متحده به صدا در آمد. از آن سوی خط به دیوید ولش،مسئول مربوطه خبر دادند که یک بمب گذار انتحاری با کوبیدن کامیون خود به سفارت ایالات متحده در لبنان موجب قتل بیش از شصت نفر شده است. پس از آن، یک بار دیگر بمب گذار دیگری با کوبیدن کامیون بزرگتری به قرارگاه مرکزی تفنگداران آمریکایی در لبنان 241 نفر دیگر را به قتل رساند.

این دو حادثه تروریستی،که سپس موجب خروج نیروهای ایالات متحده ار لبنان گشت، عصر جدیدی را در تروریسم گشود. پدیده "بمب گذار انتحاری" از آن پس به صورت تاکتیکی نوین کاربرد گسترده ای در استراتژی تروریست ها بدست آورد. آن حوادث،اما،پی آمد دیگری نیز داشتند؛از آن به بعد نام عماد مغنیه به مشهورترین و برجسته ترین نام در فهرست سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده درآمد. مردی که در سال های گذشته،سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده و اسرائیل او را مسبب ترور ها،آدم ربایی ها، و هواپیما ربایی های مختلفی معرفی کرده اند. انفجار مرکز یهودیان در پایتخت آرژانتین و ربودن هواپیمای تی دبلیو ا در مسیر آتن به رم، و ربودن قتل ویلیام باکلی، رئیس ایستگاه بیروت سازمان سیا، از جمله حوادثی است که در صدر فهرست بلند بالای کارهای منسوب به عماد مغنیه، از شیعیان اهل روستای طائر دیبه و دومین فرزند یک سبزی فروش شیعه در جنوب لبنان، قرار گرفته اند.

او که خود محصول خشونت و جنگ داخلی لبنان بود در جوانی با پیوستن به "نیروی هفده"،گارد شخصی یاسر عرفات،زندگی شبه نظامی خود را آغاز کرد. نام مغنیه،اما، همواره با نام حزب الله درآمیخته بوده است. تا پیش از مرگ او در حالیکه ایالات متحده و اسرائیل او را از فرماندهان و رهبران برجسته حزب الله معرفی می کرده اند،حزب الله،اما،همیشه هرگونه ارتباط خود با مغنیه و هر گونه خبر از وجود او را تکذیب می کرده است.

آقای حسن نصرالله،رهبر کاریزماتیک حزب الله لبنان، از جمله در مصاحبه با گزارشگر نیویورک تایمز در سال 2002 می گوید که او اصولا چنین فردی را نمی شناسد و بر این باور است که چنین فردی وجود خارجی ندارد. مغنیه اگرچه هیچگاه شهرت علنی و جنجالی کسانی چون اسامه بن لادن را بدست نیاورد،اما،در نزد کارشناسان سازمان های اطلاعاتی غرب، خاصه اسرائیل،به لحاظ تکنیکی و عملیاتی،، اهمیتی فراتر از او یافته بود. رابرت بیر، از کارشناسان برجسته سابق سازمان سیا، در مصاحبه ای با بی بی سی بین المللی او را "باهوش ترین،عملیاتی ترین،و قابل ترین کسی دانسته است که تا کنون سیا بدنبالش بوده است".

به گفته مگنوس ران استروپ،از کارشناسان ضد تروریسم در "کالج دفاع ملی سوئیس"، عماد مغنیه پس از عملیات بمب گذاری قرار گاه آمریکائیان،که آن را به او نسبت داده اند، "به مسئله شماره یک سیاست خارجی ایالات متحده و پرارزش ترین شخص تحت تعقیب این کشور در دهه های هشتاد و نود تبدیل شد". از آن پس،ایالات متحده تیمی از زبده ترین کارشناسان و ماموران اطلاعاتی خود را برای تعقیب،شناسایی و دستگیری مغنیه پدید آورد. رابرت بیر می گوید به همراه تیمی از زبده ترین ماموران سازمان سیا نزدیک به بیست سال در تعقیب مغنیه بوده است و تنها دوبار با کمک همکاران لبنانی به او نزدیک شده و امکان قتل محتمل او را داشته اند، اما به سبب آنکه قوانین ایالات متحده اجازه قتل و ترور مخالفین را نمی داده است از قتل او صرف نظر کرده اند.

او،اما،گفت امکان دستگیری او را هیچگاه بدست نیآوردند. یکی از دقیق ترین عملیات برای دستگیری مغنیه هنگامی رخ داد که هواپیمای حامل او در سال 1995 در آستانه فرود آمدن در ریاض پایتخت عربستان سعودی بود. در آن زمان آمریکائیان خود را آماده کرده تا با یورش به گروه همراه او در هنگام پیاده شدن از هواپیما او را دستگیر کرده و به ایالات متحده منتقل کنند. سعودی ها،اما،از بیم واکنش چنین کاری در بین مسلمانان،پس از آگاهی از طرح آنها از اجازه دادن به هواپیما برای فرود خودداری کرد. عماد مغنیه افسانه ای،اما،اکنون در سوریه به قتل رسیده است. او که آسوده خاطر در مراسم بزرگداشت انقلاب اسلامی، که از سوی سفارت جمهوری اسلامی در دمشق برگزار شد، شرکت کرده بود،زودتر از سایر مهمانان دیگر،با روبوسی با آقای احمد موسوی، سفیر جدید ایران در دمشق،خداحافظی کرده و به قصد به خانه رفتن بر خودرو میتسوبیشی نقره ای رنگ خود سوار شد،اما،انفجار بمب مجال روشن کردن خودرو را از او گرفت.

بنا به گزارش روزنامه تایمز،و به نقل از منابع اطلاعاتی اسرائیلی، تکه بالایی صندلی راننده که مخصوص تکیه دادن سر می باشد، پیشاپیش با مشابه آن که حاوی بمب بوده است تعویض شده بوده تا به محض تکیه دادن سر راننده با انفجار او را به قتل برساند.اگر چه جمهوری اسلامی و حزب الله بلافاصله اسرائیل را مسئول این قتل اعلام کرده اند،اسرائیل و ایالات متحده نه تنها مسئولیت این قتل را به گردن نگرفته اند، بلکه اسرائیل بر خلاف آن به صراحت دخالت خود در قتل را رد کرده است. دفتر آقای اولمرت،نخست وزیر اسرائیل، اعلام کرد که "نخست وزیر گزارشات را در اینباره بررسی می کند،اما،هرگونه تلاش برخی گروههای تروریست را برای منتسب کردن این کار به اسرائیل یا هرگونه دخالت اسرائیل را در آن به شدت رد می کند".

اسرائیل معمولا آن هنگام که به قتل رهبران گروههای مخالف و مسلح خود نیز اقدام می کند هیچگاه به طور رسمی آن را بر عهده نمی گیرد،اما،آن را تکذیب نیز نمی کند. تکذیب اسرائیل موجب گمانه زنی درباره عوامل قتل مغنیه از سوی برخی از تحلیل گران و سیاست مداران شده است. در این میان کسان زیادی انگشت اتهام را به سمت سوریه نشانه رفته اند. از جمله، آقای ولید جنبلاط،رهبر دروزی های لبنان،و عبداللحیم خدام،معاون پیشین رئیس جمهوری سوریه، به صراحت از سوریه به عنوان قاتل مغنیه نام برده اند.

نوع واکنش دولت سوریه به قتل مغنیه موجب افزایش بدگمانی به آن دولت شده است. دولت سوریه به سرعت این ادعای یکی از مقامات دولت ایران را مبنی بر تشکیل کمیته مشترک بین دو کشور برای بررسی قتل آقای مغنیه تکذیب کرد. همچنین، مت فرای، خبرنگار ارشد رادیو بی بی سی بین المللی در ایالات متحده، در گفتگویی با رادیوی ان پی آر گفت که برخی از شاهدان محلی در سوریه گفته اند که پلیس سوریه در بررسی های پس از بمب گذاری هیچ تلاش جدی برای جمع آوری اطلاعات نکرده است. بنا به گزارش دیگری،پلیس سوریه حتی با کسانی که خواستار گزارش دیده های خود از چگونگی حادثه بوده اند،برخورد سردی داشته است.

نگارنده بلافاصله به یاد قتل ابونضال تروریست مشهور فلسطینی در عراق در آستانه حمله ایالات متحده به آن کشور افتاد. در آن هنگام مأموران رژیم بعثی با قتل او در صدد بر آمدند تا از دستگیری او به دست نیروهای آمریکایی که در آستانه رخنه به عراق بودند ممانعت کند. آنان-که هنوز یورش همه جانبه ایالات متحده به کشور خود را باور نمی کردند- بیم آن داشتند که ربودن او موجب دستیابی آمریکایی ها به اطلاعات پنهانی درباره ارتباطات رژیم بعث و عملیات ابونضال گردد. با وجودی که هنوز هیچ سندی قطعی مبنی بر دخالت سوریه در قتل مغنیه در دست نیست، تاریخ رژیم های بعثی،اما، نشان داده است که آنان با بیرحمی تمام، هر گاه منافع آنان اقتضاء کرده است، در قتل نزدیک ترین متحدان و مأموران پیشین خود کوتاهی نکرده اند.

سوری ها هیچگاه پنهان نکرده اند که پشتیبانی آنها از گروههایی چونان حماس ،جهاد اسلامی، حزب الله لبنان،و یا هر گروه دیگر، برخلاف رویکرد دولت فعلی جمهوری اسلامی ایران،نه بر اساس بنیاد های اعتقادی و یا باور آنها به حقوق ملی فلسطینیان،بلکه بر اساس منافع ملی سوریه و اختلاف آن کشور با اسرائیل درباره بلندی های جولان است. بنابراین،همه این گروهها در نزد آنها برگهائی برای بازی بزرگ نهایی با اسرائیل اند. از زمان شرکت سوریه در کنفرانس آناپولیس، و به خصوص پس از حمله چند ماه پیش بمب افکن های اسرائیلی و نابودی جایگاه مظنون به فعالیت های اتمی در خاک سوریه، که با سکوت شگفت آور دولت های عربی مواجه شد، سوریه در تلاش بوده است که،از یک سو، از سطح تنش در روابط خود با ایالات متحده کاسته، و از دیگر سو، در تماس های پنهانی با اسرائیل به چانه زنی درباره شرایط آغاز گفتگوهای رسمی دو طرف بپردازد.

در تمام این مدت،البته،آنها کارت جمهوری اسلامی ایران را همچنان در دست داشته و حتی به تقویت روابط خود با ایران پرداخته و می پردازند. از نظر آنانی که بر این گمان هستند که سوریه در قتل عماد مغنیه دست داشته است سوری ها با قتل او، ازیک سو، از دست کسی که دارای اطلاعات دست اولی در باره ترورهای دو دهه گذشته،ازجمله محتملأ ترور رفیق حریری و ترورهای پس از آن در لبنان،بوده است خلاص گشته اند. از دیگر سو،سوری ها با همکاری در قتل او خواسته اند با فرستادن علامتی آشکار به ایالات متحده .و اسرائیل تمایز هدف نهایی و استراتژی خود با جمهوری اسلامی را مورد تأکید جدی قرار دهند و از رهگذر آن خواستار کاهش فشار های ایالات متحده شوند.

از زمان روی کار آمدن آقای احمدی نژاد در ایران، و با توجه به مواضع علنی او درباره موجودیت اسرائیل- که به مراتب از تمام مواضعی که جمهوری اسلامی در سالهای گذشته در این باره گرفته است رادیکال تر و ایدئولوژیک تر است- سوریه در صدد بوده است اختلاف خود را با جمهوری اسلامی در باره پذیرفتن اصل موجودیت اسرائیل بر اساس قطعنامه های سازمان ملل نشان بدهد. سوری ها حتی با زیرکی خاص خود از نادانی آقای احمدی نژاد، و اشتیاق شدید او در صدور بیانیه مشترک با سوری ها،استفاده کردند و در آخرین سفر رئیس جمهور ایران به سوریه در متن بیانیه مشترک ماده ای دایر بر بازگشت همه کشورها به مرزهای پیش از جنگ و حل و فصل اختلافات بر اساس قطعنامه های سازمان ملل گنجاندند. بر اساس برخی گزارشات خبری رئیس جمهوری ایران تنها پس از آنکه یکی از خبرنگاران عرب به او یاد آور شد که این بیانیه به معنای شناسایی غیر رسمی اسرائیل است، متوجه کار خود شد.

بنابراین، با توجه به سنت رژیم های بعثی در برخورد با دوستان و متحدان گذشته خود، نظر برخی از تحلیل گران درباره دست داشتن سرویس های اطلاعاتی سوری- یا دست کم باندی در میان نیروهای امنیتی سوریه- در قتل مغنیه قابل تأمل است. به گفته مگنوس ران استروپ "رخنه در سیستم مشهور و مستحکم حزب الله" کار ساده ای نیست که در کشوری پلیسی مانند سوریه بدون دخالت دست هایی از درون شدنی باشد. مغنیه عامل ارتباط دهنده دمشق و گروههای اسلام گرا بوده است. او در میان سری ترین و مستحکم ترین حصار های امنیتی سوری و حزب الله به سر می برد. همانطور که رابرت بیر می گوید او هیچگاه از دری که داخل شده بود خارج نمی شد،در بیست سال گذشته هیچگاه خود به زنگ تلفن جواب نداده بوده است،کمتر شبی در یک محل به سر میبرد، و دقیق ترین نکته های امنیتی را مراعات می کرده است.با اینهمه، این فرد در امنیتی ترین بخش دمشق در میان نیروهای امنیتی سوری به قتل می رسد.

به نظر میرسد دستاوردهائی که جمهوری اسلامی با صرف هزینه های مالی گزاف و از دست دادن فرصت های سیاسی بسیار بزرگتری بدست آورده است، به سبب استراتژی جدید دولت آقای احمدی نژاد و قمار خطرناک او در حال سوختن و بر باد رفتن است، سوریه،اما،همچنانکه در همه تاریخ اخیر خود نشان داده است،بهتر می داند که چگونه کارت ایران و گروههای سیاسی لبنانی و فلسطینی را در برابر آمریکائیان و اسرائیلی ها بازی کند.

حتی اگر گمانه زنی برخی درباره دخالت سوری ها در قتل عماد مغنیه نادرست باشد،هنگام آن است که جمهوری اسلامی ایران - که به اتحاد و اتکاء سوریه در رویارویی با ایالات متحده و اسرائیل در بازی سرتاسر ماجراجویانه و ایئولوژیک کنونی خود امید بسته است- از خود بپرسد که کشوری چونان سوریه که در زمانی کوتاه دوباره اینگونه سرسخت ترین مرزهای امنیتی و هوایی اش در معرض رخنه دشمن قرار گرفته است تا چه میزان می تواند ایران را در قمار بزرگ آقای احمدی نژاد یاری کند
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مامور کشتن دکتر بختیار سخن می گوید

 

انیس نقاش تروریست لبنانی الاصل که در جریان ترور نافرجام دکتر شاهپور بختیار در پاریس یک پلیس فرانسه و یکی از همسایه های او را کشت در مصاحبه با یکی از تار نماها در ایران ، خاطره خود از عماد مغنیه و آموزش تروریستی به داوطلبان ایرانی در لبنان را حکایت می کند . انیس نقاش در تابستان 1359 در پاریس اقدام به ترور آخرین نخست وزیر شاه کرد اما با هشیاری محافظان بختیار در جنایت خود موفق نشد . او در درگیری طی سوء قصد مجروح شد ولی جان سالم به در برد . در جریان این ترور یک پلیس و یکی از همسایگان خانه بختیار به دست او کشته شدند . نقاش بوسیله پلیس فرانسه دستگیر و در دادگاه به حبس ابد محکوم شد اما پس از مدتی ، پاریس او را با تهران معامله کرد و به جمهوری اسلامی تحویل داد . انیس نقاش اینک در تهران بسر می برد و ظاهرا به تجارت اشتغال دارد . وی یکی از ثروتمندان بر آمده از جمهوری اسلامی است که مالک یکی از برجهای مرتفع تهران است . عماد مغنیه چندی پیش در انفجار اتوموبیلش در سوریه کشته شد .

جناب آقاي نقاش، لطفا براي ما بگوييد كه شما از كي "حاج رضوان" يا همان "عماد مغنيه" را مي‌شناختيد؟
تقریبا از سال 1355، كه من عضو "سازمان الفتح" به رهبري "ياسر عرفات" بودم و مسئوليت آموزش نيروهايي را در اردوگاهي در جنوب لبنان برعهده داشتم، او آمد پيش من؛ سنش تقريباً پانزده سال و نيم اين طورها بود. آن زمان اكثر گروه هاي مبارز، چپي ها و كمونيست ها بودند، و بچه هاي مومن (مسلمان) در بيروت خيلي كم بودند. عماد آمد و گفت: "ما يك گروه از بچه هاي مومن هستيم، به من آموزش نظامي بدهيد، من مي خواهم با صهيونيست ها بجنگم." من قبول كردم ولي او گفت: "آيا براي ديدن آموزش نظامي حتماً بايد عضو الفتح باشم؟" كه من گفتم: "لازم نيست شما رسما عضو الفتح بشويد."

شما آن زمان به نيروها آموزش مي داديد؟
بله. من يك اردوگاه آموزشي داشتم كه گروه هاي زيادي مثل ماركسيست ها، مائوئيست ها، ناسيوناليست ها و گروهي هم از بچه هاي مسلمان "اخوان المسلمين" در آن جا آموزش مي ديدند. تقريباً پانزده روز آموزش اسلحه و تاكتيك و جنگ غير متقارن و اي جور آموزش ها صورت گرفت.

بعدها روابط ما ادامه پيدا كرد و به مرور خيلي نزديك تر شد. او فكر مي كرد كه براي ورود به الفتح بايد كاري انجام دهد، لكن ديد كه آسان تر مي شود با من كنار بيايد و من به ايشان اختيار دادم كه مثلاً گروه خودش را آموزش دهد.

آن زمان بحبوحه جنگ هاي داخلي لبنان بود، اما من در اين جنگ ها دخالتي نداشتم. آن موقع جنوب لبنان از آرامش برخوردار بود. آن هم به خاطر جنگ هاي داخلي كه لبناني ها را مشغول خود مي ساخت. من براي خودم برنامه ريزي كردم كه مبارزه و جنگ خودم را معطوف جنوب كنم. آن جا تشكيلاتي از بچه ها را درست كردم و به محض اين كه جنگ داخلي لبنان آرام شد، تشكيلات ما رفت در جنوب و عليه اسرائيل وارد عمل شد. حاج عماد هم جزوي از اين تشكيلات بود كه در جنوب متمركز شدند. مرتب با من در تماس بود و فنون جنگي را مي آموخت. كم كم تشكيلات و گروهي كه با او بودند تجربه شان بيشتر شد.

گروهي براي خودش تشكيل داده بود؟
او اول رفته بود پيش "علامه فضل الله" و دروس مذهبي مي آموخت. اما مسائل نظامي و انقلابي را از طرف ما ياد گرفته بود. بعداً من سال 1358 رفتم فرانسه و ديگر خبري از او نداشتم. البته وقتي كه انقلاب اسلامي پيروز شد، او خيلي دلش مي خواست به ايران بيايد و با امام خميني بيشتر آشنا بشود. او از من درباره انقلاب اسلامي ايران مي پرسيد. عكس و پوسترهاي امام را پخش مي كرد و بعد از آن با سفارت ايران آشنا شد.

وقتي كه من رفتم فرانسه و در عمليات اعدام انقلابي "شاهپور بختيار" - كه نيروهاي ضد انقلاب را براي انجام كودتا عليه انقلاب اسلامي گردآوري كرده بود - مجروح و اسير شدم، آنها مثل خيلي از دوستان راه خود را ادامه دادند. حاج عماد از اين بچه هايي بود كه خيلي مراقبت از مشي مبارزاتي مي كرد و كاري جدي را در پيش گرفته بود و دل شان به امام و انقلاب اسلامي چسبيده بود.

بعد از ده سال من اخبارش را در روزنامه ها مطالعه مي كردم كه مبارز بزرگي شده و در تشكيلات حزب الله است. سال 1369 وقتي كه من از زندان فرانسه آزاد شدم، مجدداً عماد را ديدم؛ پس از اين چند سال، او خودش را به نام ديگري معرفي كرد و فكر كرد كه من او را نمي شناسم و فراموشش كرده ام. ولي من به او گفتم كه او عماد است و من او را مي شناسم. اما فهميدم كه او حتي به دوستان نزديك خود هم، خودش را به نام ديگري معرفي مي كند. من اين را محترم شمردم كه اين مسئله خوبي است. منتها قبل از شهادتش، هيچ جا اشاره اي به آشنايي ام با او نكردم و البته خيلي از خبرنگارهاي عربي كه از من درباره او مي پرسيدند، من انكار مي كردم و مي گفتم حتي نمي دانم كه او زنده است يا نه. تا اين حد من روابطم با او را پنهان مي كردم.

ولي ما مرتب با هم ملاقات هايي راجع به فلسطين، اسرائيل و مبارزه داشتيم و من مي ديدم كه الحمدلله او پيشرفت زيادي كرده است. هم از لحاظ تاكتيك و هم از لحاظ استراتژيكي. با وجود اعتقادات بسيار زياد مذهبي كه داشت، تفكرات نظامي و مبارزه هم داشت و آدم خلاقي بود. اين را خودش هم مي دانست.هميشه مي گفت: "بايد يك شيوه و اسلوبي پيدا كنم كه اسرائيلي ها توقع و انتظار آن را نداشته باشند."
و در عمليات هايي كه داشت، همواره موفق هم بود. تا آن كه آخر رسيد به اين كه فرمانده نظامي حزب الله شد.

ما آن زمان به همه گروه هاي مبارز كمك مي كرديم. خيلي از تشكيلات لبناني مي گفتند كه ما الفتح نيستيم ولي مي خواهيم از شما ياد بگيريم. از شما امكانات بگيريم. الفتح هم به آنها اسلحه و امكانات و غيره ... مي داد. به شرط اين كه عليه اسرائيل كار كنند. حتي به مبارزين و سازمان هاي ديگر در خارج از فلسطين و لبنان.

من خودم هم به اين واسطه با ايران مرتبط شدم. يعني مبارزين ايراني مخالف شاه مي آمدند لبنان مثل شهيد "محمد منتظري"، "جلال الدين فارسي"، شهيد "محمدصالح حسيني"، شهيد "دكتر چمران". همه شان مي آمدند در لبنان. نه براي زندگي، بلكه براي مبارزه. مي آمدند از الفتح امكانات مي گرفتند. حتي بعضي هاي شان مي رفتند در فلسطين اشغالي براي الفتح اطلاعات مي آوردند. با پاسپورت ايراني آن زمان مي شد رفت اسرائيل. روابط خودم با ايران از اين راه شروع شد.

من مسئول پرونده ارتباط فلسطيني ها با ايراني ها بودم؛ همه مبارزيني كه از ايران مي آمدند، مي آمدند به اردوگاهي آموزشي در جنوب بيروت بنام "اردوگاه دامور" كه البته حاج عماد هم آن جا بود. توي جاده خلده - بيروت. يك اردوگاه ديگر در شهر صور بود كه خيلي از ايراني ها مي آمدند. مخصوصاً از تشكيلات جلال الدين فارسي و محمد منتظري كه مي آمدند اسلحه و مبارزه و مواد منفجره مي آموختند.

الفتح حيطه ارتباطش خيلي باز بود. يعني به هر كس كه مي آمد كمك مي كرد. بعد از اين كه عماد آمد پيش من و فنون نظامي را آموخت، به من گفت كه اسلحه و امكانات ديگر مي خواهد. من گفتم: خودم شخصاً امكاناتي ندارم و بايد از "خليل الوزير" (ابوجهاد) - معاون ياسر عرفات - اجازه بگيرم. رفتم پيش ابوجهاد و گفتم: "يك گروه خارج از الفتح امكاناتي مي خواهند براي مبارزه." او گفت: "آيا مي خواهند با صهيونيست بجنگند؟"
گفتم: "بله." او گفت: "اشكالي ندارد اسلحه به آنان بده. روزي خواهد آمد كه آنان، خودشان عليه اسرائيل مبارزه خواهند كرد."

اين يك جمله تاريخي است. به خاطر اين عماد مغنيه الان در فلسطين معروف است. چون فلسطيني ها مي گويند اين حاج عماد پيش تر در فتح آموزش ديده است براي آزادي فلسطين.

به نظر شما علت اين امر چه مي تواند باشد؟
علتش اين است كه حاج عماد با تمام اين گروه ها ارتباط عملياتي داشته است. امكانات از او مي گرفتند. تاكتيك از او ياد مي گرفتند، اطلاعات مي گرفتند. روابطش محكم بوده است. وقتي در سازمان الفتح با عماد مرتبط بودم، كسان ديگري هم شاهد بر اين ارتباط بودند، و مي توانند بعداً آن را فاش كرده باشند. در اين اردوگاه كه پنجاه نفر هم بودند مثلاً هر كسي كه يادش باشد مي توانسته اين را فاش كند.

شما با همان اسم عماد آن را مي شناختيد؟
خير. با اسم ديگري بود. ولي مي دانستم كه همه آن بچه ها اهل جنوب لبنان هستند. همه مي آمدند پيش من و مثلاً هر كس مي خواست كار تجارت هم بكند، مي آمد پيش من مشاوره مي گرفت. هركس هم مي خواست درس بخواند، مي آمد. مثلا پانزده نفر از علماي لبنان كه الان براي خودشان كسي شده اند، همه شان الان در قم هستند. اما من يك روز نگفتم تا الان كه با او رابطه داشته ام.

رابطه شهيد مغنيه با ياسر عرفات چگونه بود؟
رابطه اش با عرفات درجه يك بود. اختلاف سياسي داشت، لكن حاج عماد مي گفت اين عرفات اصلاً خائن نيست و فرد با جرأتي است و من مي توانم با ايشان برخي از كارها را انجام دهم. تا آخرين روز زندگي عرفات، روابط شان محرمانه و خوب بود.

اين كه برخي مي گويند مغنيه عضو نيروي 17 و محافظ عرفات بود صحيح است؟
نه درست نيست. عماد همكاري و روابطي با افرادي كه در تشكيلات نيروي 17 بودند داشت، اما جزو اين تشكيلات نبود. امكان دارد كارهاي مشتركي با آن واحد انجام داده باشد. البته روابطش با عرفات شخصي بود و خيلي نزديك. سال 1369 وقتي از فرانسه آزاد شدم، رفتم تونس و با عرفات ملاقات كردم. راجع به جنوب لبنان با او بحث داشتم. آن زمان مشكلات و درگيري هايي ميان امل، حزب الله و الفتح وجود داشت. در مورد اشتباهاتي كه كرده بودند با او بحث و جدل كردم. اصرارم هم اين بود كه الفتح با حزب الله همكاري كرده و در جنوب لبنان مبارزه كنند. او مي گفت: "سخت است و امكان دارد نشود." تا آن جا كه بعد از بحث زياد گفت: "من وظيفه ام را در مورد بازگشت به جنوب لبنان انجام داده و باز مي گردم و مبارزه مي كنم، ولي به يك شرط و آن هم اين كه حاج عماد موافقت كند." من خودم تعجب كردم و از دهان عرفات شنيدم كه روابط شان چقدر محكم است. بعداً وقتي برگشتم لبنان از حاج عماد پرسيدم.

اين قضيه تقريباً مال چه مقطع زماني است؟
دو هفته بعد از حمله صدام به كويت. تقريباً ماه اكتبر 1990. حاج عماد به من گفت: "بله هنوز من با عرفات ارتباط دارم، لكن نصيحت نمي كنم به او كه به لبنان برگردد، به خاطر اين كه مهم ترين چيزي كه در مورد اسرائيل در جنوب لبنان هست، اين است كه بايد بچه جنوب لبنان در خود لبنان مبارزه كند و فلسطيني ها هم در داخل فلسطين. به اين خاطر كه من مي دانم اين زمين مال من است و دهات و شهرك و غيره را بهتر از ديگران بلد هستم.

شما در عمليات خاصي هم با حاج عماد شركت داشتيد؟
انيس نقاش: خير.

آخرين بار كي او را ديديد؟
- انيس نقاش: بعد از جنگ 33 روزه، حدود يك سال پيش.

شما گفتيد كه زمان آشنايي شما با عماد مغنيه سال 1355 بوده است، اين درست مقطعي بوده كه "جنبش امل" به عنوان يك سازمان شيعه نيز وجود داشته و حتي شاخه نظامي هم داشته، چرا عماد به سمت اين سازمان نرفت؟
اصلاً نيروهاي سازمان امل هم پيش ما آموزش مي ديدند. يعني آن زمان اگر كسي مي خواست عمليات نظامي انجام دهد، مي آمد پيش الفتح . البته بايد توجه داشته باشيد كه آن زمان جنبش امل به عنوان سازماني مومن مطرح نبود. درست است كه امل شيعه بود، اما مثل حزب الله نبود. شيعه بودند، اما خواندن يا نخواندن نماز براي شان مهم نبود. درحالي كه عماد پيش از آن و زماني كه با آقاي فضل الله رفت و آمد داشت، مومن بود. نماز مي خواند و معتقداتي داشت و اين گونه مي ديد كه امل به دردش نمي خورد. امل بعداز پيروزي انقلاب اسلامي ايران بود كه اكثريتش مومن شدند.

آن ايام، اكثريت احزاب لبناني يعني حدود هفتاد درصدشان شيعه بودند، اما شيعه هايي كمونيست و ناسيوناليست. رهبران اين احزاب مسيحي بودند، لكن تشكيلات آنان هفتاد درصدشان شيعه بودند. اما نه شيعه هايي مومن و معتقد. اما بعد از پيروزي انقلاب اين عوض شد. اينها را شما بايد بدانيد كه امام خميني فقط در ايران نيست، فقط در لبنان نيست. الان شما در اروپا مي بينيد كه بعد از قضيه سلمان رشدي و فتواي امام، انقلاب جديدي در دنيا شده است. فتواي امام عليه سلمان رشدي، خودش شايد چيز كوچكي باشد، لكن از بس كه درگيري تبليغاتي شد بين غرب و بين اسلام، هر مسلماني كه در اروپاست، فكر مي كند حتي اگر شده خودش تنها بايد از اسلام دفاع كند.

به عنوان يك دوست، چقدر به عماد علاقه مند بوديد؟
- انيس نقاش: فقط اين را بگويم: اگر كسي به من مي گفت كه همه جان و وجودم را براي يك ساعت از عمر او بدهم، اين كار را براي كسي جز عماد نمي كردم.

اين بحث عمليات تروريستي كه غربي ها آن را به عماد نسبت مي دهند، چيست؟
براي اين كه آنها به ضررشان است كه چهره اي اينچنين از او نشان بدهند.اصلاً او چه كار تروريستي انجام داده است؟ مبارزه عليه نيروهاي مارنيز در بيروت؟ مگر اين زمين زمين من نيست؟ پس آنان خودشان شروع كرده اند. حتي عمليات هواپيماربائي كويت را هم هست. وقتي حكومت كويت ميلياردها دلار به حكومت صدام حسين مي داد، براي چه اين كار را مي كرد؟ براي شعله ورتر كردن آتش جنگ ميان مسلمان ها. آيا اين كار خوبي است؟ اين يك كار تروريستي نيست؟ كه بعد از آن هم صدام خودش كويت را اشغال كرد.

يعني اين قدر احمق بودند كه نمي فهميدند به چه كسي پول مي دهند؟ چه كسي را تقويت مي كنند؟ اين تلاش ها فايده اي ندارد و مردم دل شان با حاج عماد است. الان بچه اي كه به دنيا مي آيد، نام او را رضوان يا عماد مي گذارند.

ماجراي ترور ايشان به چه صورت بود؟
- انيس نقاش: من شنيدم كه اين پنج ماه آخر، كارش تقريباً در خارج لبنان بوده و روي تشكيلاتي غير لبنان كار مي كرد. مثل عراق و فلسطين و سوريه. فلذا در جاهاي ديگر مجدانه مشغول بود. امنيت سوريه احتياطاتش مثل لبنان نبود. امنيت سوريه تا بخشي مي تواند اين كار را بكند، لكن تشكيلاتي مثل تشكيلات خودشان در لبنان بايد مي بود. لذا اين يك نقطه ضعف بود. ديگر اين كه عواملي كه در شبكه هاي مختلف كار مي كنند و ديگر اين كه در سوريه امنيت مثل لبنان نبود. يعني او وقتي به ايران هم مي آمد، به او مي گفتم مواظب خودت باش، اين جا اين قدر هم امن نيست، درست است كشور جمهوري اسلامي است، اما ممكن است چهار پنج تا منافق كه براي آمريكا كار مي كنند، درحالي كه ايراني هم هستند بيايند و شما را ترور كنند. البته ايران هم آن امنيت را نمي تواند پياده كند. آن جا كشور خودشان است. يعني در لبنان بهتر مي توانند مسائل امنيتي را پياده كنند.

آيا شهيد مغنيه در رفت و آمدهايش محافظ هم داشت؟
به خاطر اين كه كسي عكسي از او نداشت و چهره او را نمي شناختند، او به راحتي مي رفت و مي آمد. با اسامي مختلف مي آمد و اصلاً شما نمي دانستي كه اين چه كسي است

آيا با عماد رفت و آمد خانوادگي هم داشتيد؟
بله، با خانواده ام آشنا بودند. خودش و زن و بچه هايش.

همسر او لبناني است؟
بله. او سه تا بچه دارد. دخترش ازدواج كرده و الان نوه هم دارد. دو تا پسر دارد كه يكي شان به تازگي ازدواج كرده است؛ حدود چهار ماه پيش.

آيا خانم ايشان خانم "سعدي بدرالدين"، خواهر آقاي "مصطفي بدرالدين" از مبارزان قديمي حزب الله است؟
بله!! درست است!!

شهيد "فواد" برادر ديگر عماد، چگونه بود؟
فواد جزو مبارزين قديمي هم بود، اما مثل ايشان نبود. مي شود گفت دو كاره بود. هم براي حزب الله مبارزه مي كرد و هم كار تجارت داشت.

فواد چگونه به شهادت رسيد؟
با مواد منفجره. درحالي كه دنبال حاج عماد بودند و فكر كرده بودند كه آنها الان ملاقات دارند، اما حاج عماد نيامد و ماشين حامل بمب منفجر شد و عماد به شهادت رسيد.

برخي سايت هاي غربي نوشته اند كه ربوده شدن دو تن از اتباع فرانسوي ها در بيروت در سال 1365توسط سازمان جهاد اسلامي كه فرماندهي آن با شهيد مغنيه بود، به خاطر دوستي ايشان با شما بود كه در آن وقت در زندان فرانسه بوديد تا آنها را با شما مبادله كنند؟
گرفتن گروگان هاي فرانسوي فقط به خاطر من نبود به خاطر خيلي از مسائل ديگر نيز بود. البته خودم هم در زندان مذاكره كردم. مثلا يك ميليارد دلار از اموال ايران را كه گرفته اند پس بدهند. يا 2 نفر از معارضين و مخالفين صدام را كه فرستاده اند عراق، بايد به فرانسه برگردند والا صدام آنها را اعدام مي كند. مجاهدين خلق هم بايد فرانسه را ترك كنند. همه اين مذاكرات در سلول زندان انجام شد.

لطفا آن چه را از ماجراي ترور شهيد مغنيه متوجه شديد براي ما هم بگوييد.
عماد يك آپارتمان در جائي مثل منطقه اكباتان تهران در دمشق داشت. ساختمان هاي زيادي دور تا دور است كه وسط آن هم پاركينگي بزرگ است. پاركينگ آن عمومي بود يعني هركسي مي آمد و جائي خالي پيدا مي كرد، پارك مي كرد. عماد از آپارتمان كه خارج مي شود، مجبور است مقداري راه را طي كند تا به پاركينگ برسد. نزديك اين راه، يك ماشين پارك شده بوده كه وقتي مي خواسته از آپارتمان خارج شده و به سوي ماشينش برود، آن ماشين منفجر مي شود.

يعني ماشين منفجر شده اي كه تصاوير آن منتشر شده، متعلق به عماد نبوده؟
نخير، ماشين خودش نبوده است. روزنامه "ساندي تايمز" هم اشتباه نوشته است و من هم به آنها گفتم. لكن آنها قبول نكردند. اسرائيل مي خواهد بگويد كه مثلا با مهارت در ماشين خود او بمب را كار گذاشته اند يعني زير صندلي كه اين غلط است. وقتي من در بيروت بودم ساندي تايمز با من تماس گرفت و گفت: "خبرنگارما در اسرائيل اين گونه مي گويد، نظر شما چيست؟ آيا تأييد مي كنيد؟"

گفتم: "نخير اين يك دروغ است. من جنازه عماد را ديده ام، سر او سالم بود و تركش هاي ريزي به او اصابت كرده بود و حتي سوختگي اش درجه سه بود." يعني اين طور كه شما ادعا مي كنيد، در درجه اول بايد سر ايشان مي رفت. بعداً هم يكي از بچه هاي حزب الله كه از دمشق برگشته بود، در صحبتي كه با من داشت، اين را تأييد كرد و گفت كه ماشين در مسير راه او منفجر شده است.

به خبرنگار ساندي تايمز گفتم: "آيا مي شود شما اين را رسماً تكذيب كنيد؟" گفت: "خير. اگر شما بخواهيد ما مي گوييم يكي از عناصر حزب الله اين را گفته است."
ساندي تايمز در لندن اين را قبول نمي كرد و ادعاي اسرائيلي ها را پذيرفته بود.

بدن شهيد مغنيه بيشتر از كدام ناحيه مورد اصابت قرار گرفته بود؟
از پهلو، از بالا به پائين، كل بدنش پر از تركش هاي ريز شده بود.

آيا كس ديگري هم با او بوده است؟
خير، تنها بوده. همان شب در سفارت ايران در دمشق مراسمي بوده است و آقاي "سيداحمد موسوي" سفير جديد ايران، به مناسبت پيروزي انقلاب در آن جا مراسمي داشته است. اما عماد به آن جا نرفته است. اينها مي خواهند بگويند كه ما دانستيم رفته است پيش سفير و از نزد او آمده است. درحالي كه اين دروغ است. آنها فقط مي دانستند كه او در آن جا آپارتماني دارد.

آيا عماد با خودش اسلحه حمل مي كرد؟
بله! ايشان اصلاً بدون اسلحه حركت نمي كرد.

اسلحه اش چي بود؟
يك قبضه كلت "رولور" داشت. يك بار به او گفتم كه من رولور دوست ندارم، ولي او گفت: اين اسلحه سريع شليك مي كند. كه گفتم: من دوست ندارم و بيشتر از كلت برتا استفاده مي كردم.

آيا عماد قبل از اين ترور شده بود؟
خير. البته خيلي سعي كردند ولي هيچ گاه موفق نشدند.

آيا در نبردي زخمي هم شده بودند؟
خير.

آيا خودش مستقيم در شناسايي ها شركت داشت؟
بله. اكثر مواقع با بچه ها مستقيماً در متن شناسايي ها بوده است. من هم همين گونه بودم. وقتي در رأس گروه ها در جنوب لبنان بودم، دو بار هم زخمي شدم. در فرانسه دكتر از من پرسيد در جنگي زخمي شده اي؟ گفتم بله اينجا حاصل انفجار است، اينجا حاصل از گلوله. گفت: از كجا آمده اي از ويتنام؟ گفتم بدتر از آن. از بيروت!
البته او سال 1361،چندين ماه مخفيانه در منطقه اشغالي جنوب لبنان زندگي كرده بود. زير يك وان حمام، اتاقي درست كرده بود و شب ها با بچه ها ارتباط داشت و تردد مي كرده است.

آخرين ديدارهاي تان با او كي بود؟
سال گذشته، قبل از جنگ 33 روزه با ايشان ملاقات كردم كه توي اتاق عمليات، مفصل به من توضيح داد و وضعيت را تشريح كرد كه چقدر آمادگي دارند براي مقابله با حملات اسرائيل. اين كه چه سلاحي آماده كرده اند، چه تاكتيكي در نظر گرفته اند، و از لحاظ تاكتيكي چه كار مي خواهند بكنند. من از او تقدير كردم و گفتم: "مطمئناً اگر جنگي بشود، مطمئنا پيروز مي شويد."

اين قدر كه طرح آماده و مستحكمي داشت. همين طور هم شد. 33 روز، بحمدالله و با همين برنامه، تقريباً عمل شد و اسرائيل لطمه خورد.
بعد از اين جنگ، عماد اصلاً استراحت نداشت. فهميده بود كه اسرائيل نمي خوابد و ساكت نمي نشيند. بعد از لطمه اي كه خورده است، بايد كاري كند تا آن را جبران نمايد. به همين خاطر عماد شروع كرد به تغييرات تاكتيكي و استراتژيك در مناطق و آماده كردن هزار تا هزار تا نفرات جديد براي جنگ احتمالي در آينده. همين الان مطمئنم كه پس از گذشت يك سال و نيم از اين جنگ كه تمام شده است، تقريباً برنامه شان را در لبنان تمام كرده اند و الان حزب الله و مقاومت در لبنان، صد در صد آماده شده اند و اگر جنگ شروع شود، مطمئناً صدمه اي بزرگ براي اسرائيل خواهد بود و اسرائيل ديگر تحمل اين صدمه را نخواهد داشت.
لبنان يك كشور استثنايي است. مثل كشورهاي ديگر نيست. اسرائيل به مجرد خوردن يك لطمه بزرگ متلاشي خواهد شد. مردم آن جا مثل ديگر مردم نيستند. چون از كشورهاي ديگر آمده اند، نمي توانند آن را تضمين كنند. فلذا الان اسرائيل خيلي جدي عمل كرده و مي خواهد تاكتيك خودش را عوض كند. لكن من مطمئنم كه بچه هاي حزب الله، هم از لحاظ روحي و فكري آماده اند و هم از لحاظ تاكتيكي و عملياتي.

* به نظر شما رمز موفقيت حاج رضوان چه بود؟

- انيس نقاش: اول "سكينة القلوب" يعني آرامشي بزرگ از خدا. يعني اصلاً ترسي نداشت.
دوم در هر كار خود توسل به خدا و ائمه داشت. يعني اول فكر مي كرد، برنامه و امكانات را آماده مي كرد و بعداً به خدا توسل و توكل مي كرد كه يا مي شد و يا نمي شد. اين نشان مي دهد كه خيلي عقيده داشت و دل ايشان صاف بود و آماده براي اين كار. او مثل افسرهاي نظامي مدرسه نظامي نرفته بود، لكن الان تعليمات مدرسه خودش را در دنيا پخش مي كند. يعني اين جنگ استثنايي را كه نظيرش را دنيا نديده است. الان اين را در كشورهاي ديگر درس مي دهند و از اين تجربيات استفاده مي كنند. همه اينها برگرفته از خلاقيت اينهاست.
آنها از مبارزه فلسطيني ها درس و تجربه گرفتند و اشتباهات آنها را تكرار نكردند. خيلي يادداشت مي كردند درباره كارها. كه اين كار خوب است، اين كار اشتباه. تا اينها بعداً به كسي ديگر منتقل شده و علمي كار كنند. او معتقد بود كه طبق گفته خدا در قرآن، اسرائيل روزي بايد برود.
هر استراتژي اي را كه مي بينيم، براي خودش هدفي دارد. هدف اين استراتژي معلوم است. شما مي توانيد ده تا استراتژي درست كنيد با يك هدف، ولي مطمئن نيستيد كه به سرانجام مي رسد يا نمي رسد. لكن اين هدف نابود كردن اسرائيل در قرآن نوشته شده و از سرانجام آن مطمئن هستيد. پس شما با فكرتان بايد يك استراتژي خوب درست كنيد و جدي بايد عمل كنيد تا به اين هدف برسيد. لكن به اين روالي كه مي رويد، مي توانيد مطمئن باشيد كه هدف تان صددرصد محقق خواهد شد. اين باعث اطمينان قلبي، روحي و ذهني خواهد شد.
وقتي خداوند در قرآن مي فرمايد "عباداً لنا" يعني اين كه مومنون براي خودم. جندالله مال منه.
حاج عماد مي گويد: "هر كس مي خواهد بيايد توي اين كار و با ما باشد، بايد جدي باشد. شما ارتش هركسي نيستيد، شما ارتش خدا هستيد. نبايد الكي و با هر تاكتيكي عمل كنيد."
حتي در كوچك ترين مسئله هم نظارت داشت. امكان نداشت كه كسي مثلا كفشي بپوشد و حاج عماد نظري ندهد كه آيا با تجربيات من، اين كفش، اين لباس خوب است يا نه؟! يا اين اسلحه بهتر از آن يكي عمل مي كند. در مسائل خيلي دقت مي كرد. شما اين را به ندرت در دنيا پيدا مي كنيد. يعني هم در تاكتيك باشد و هم در استراتژي.
يعني برخي از افسران نظامي در ارتش هاي دنيا فقط استراتژي مي خواهند، برخي شان هم در خود ميدان مبارزه مي كنند وعملياتي هستند، يعني در صحنه، مبارز خوبي هستند. لكن او هم در استراتژي دخالت داشت و هم در تاكتيك. حتي در تبليغات.
من شنيدم كه او در تبليغات تلويزيون المنار هم نظر مي داد. به او گفته بودند: "شما در كجا كار تلويزيوني را آموخته ايد؟" و او مي گفت: "جايي نياموخته ام، از اين كه خيلي تلويزيون نگاه كرده ام، از اين كار مطلع هستم."
خلاصه نظارت دقيق داشته بر همه چيز. يعني الحمدلله شما مي دانيد "احدالحسنيين اوالنصرا او الشهادة"، خودش هم نصر را آورد و هم شهادت را براي حزب الله. به عنوان مثال "خالدبن وليد" در تاريخ اسلام، خيلي از لحاظ نظامي قوي و دقيق بود، ولي به مرگ عادي مرده است .

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

ملیجک!

 

بعد از تشریف‌ فرمایی پرزیدنت دکتر محمود احمدی‌نژاد به مجلس خبرگان و ایراد فرمایشات کذائی که به شنیدنش «خر بخندید و شد از قهقهه سست»، چند روزی مابین جناب ایشان و رئیس مجلس خبرگان کدورت واقع بود.

روزنامه‌های تهران، این خبر را بفهمی نفهمی درز داده و نوشته‌اند بین آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد «مباحثۀ کلامی» رخ داده است بدین کیفیت که رفسنجانی، در مقام رئیس مجلس خبرگان، از احمدی‌نژاد دعوت می‌کند «برای دادن گزارش یکسالۀ اقدامات دولت در زمینۀ انسجام اسلامی و اتحاد ملی» به جایگاه ناطقان برود و او، در واکنشی سریع می‌گوید من هرچه خودم لازم بدانم گزارش می‌دهم!

بعد، قهر و قهرکشی... و شکایت بردن رئیس خبرگان از رفتار رئیس دولت به «مقام معظم رهبری» و توصیه ایشان به رفتن و نشستن و روی یکدیگر را بوسیدن و آشتی کردن!

همزمانی قضایا، با تعریف و تحسین «مقام معظم رهبری» از سیاست و کیاست احمدی‌نژاد، فردای روزی که دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی، سیاست خارجی دولت نهم را به‌ویژه در مورد مذاکرات هسته‌ای به باد انتقاد گرفت، یادآور عشق عجیب سلطان صاحبقران است به ملیجک.
ناصرالدین شاه به تحفۀ عزیز کرده‌اش غلامعلی خان، برادرزادۀ زردنبوی کوتاه‌قد امینه اقدس گروسی یکی از زنان سوگلی حرم، «ملیجک» خطاب می‌کرد و الاّ لقب رسمی او "عزیزالسبطان بود .

محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در یادداشتهای روزانۀ خود (18 صفر 1299) می‌نویسد «ملیجک که تازه زبان باز کرده و خیلی طرف میل شاه است متصل در اطاق شاه بازی می‌کند... متصل دور شاه راه می‌رود و به زبان طفولیت شاه، شاه گفته نی‌نی وقوقو می‌گوید. سبحان‌الله مالک‌الملک از محبت شاه به این طفل»!


 


ملیجک و ناصرالدین شاه در شکارگاه

و سال بعد (13 صفر 1300): «ملیجک تب کرده بود. شاه به این واسطه کسالت دارند... از ناخوشی ملیجک زیاد متغیّر بودند. نه ناهار خوردند و نه خوابیدند»!

دو سال بعد (سوم جمادی‌الاخری 1302): «سلام تحویل در تالار موزه منعقد شد... شاه در اطاق نارنجستان لباس می‌پوشیدند که به سلام بروند. شمشیر جهان‌گشای تمام الماس خاقان (فتحعلی شاه) را که هر سال در این موقع به کمر می‌بندند حاضر کرده بودند. در پشت غلاف صورت فتحعلی‌شاه را مینا نموده‌اند. ملیجک وارد شد، شاه‌جون شاه‌جون گویان، مثل این که هزار سال پدر در پدر شاه و شاهزاده بوده است خود را به دامان شاه انداخت و بنا کرد شمشیر را تماشا کردن. از شاه پرسید این مرد که ریش بلند دارد کیست؟ شاه فرمود جدّ من فتحعلی‌شاه است که مثل من شاه بود. گفت این هم شاه بود. به ریشش ریدم، ریش این را خوب بود به دُم قاطر بست!

از این حرف مهره از پشت ما کشیدند و به خود لرزیدیم. اما شاه فرمود راست می‌گویی ملیجک، ریشش خیلی بلند بود. من از او بهترم. به این ختم شد...»
همان سال (دهم ذی‌الحجه 1302): «... در این بین ملیجک ورود کرد. بندگان همایون برخاستند، او را در آغوش گرفته بوسیدند، لیسیدند، قریب یک ساعت با حکیم‌الممالک زن قحبه گفتگوی این بود که ملیجک را چطور باید ختنه کرد. آلت ملیجک را بندگان همایون دست می‌زدند و حکیم پدرسوخته که در باطن صدهزار فحش می‌داد در ظاهر تحقیقات می‌کرد. قرار شد ملیجک را هرگز ختنه نکنند»!

دو سال مابعد (غرّه جمادی‌الثانیه 1304): «از تفصیلات تازه این که به ملیجک حمایل سرتیپی اول و منصب سرتیپی اول (فیلد مارشال) داده شد در صورتی که این طفل هشت سال زیادتر ندارد. شاهنشاه به منصب و امتیازات تغوّط فرمودند. ان‌شاءالله سلامت باشند. صلاح مملکت خویش خسروان دانند. ما را به چون و چرا چه‌کار است»؟!

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

محمد رضا شاه -اسفندماه 1356 - کاخ نیاوران ، تهران
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مبارک است انشاءالله

پروازهای خاور دور "هما" از روز گذشته به فرودگاه امام منتقل شده است.


شرکت ايران اير طی اطلاعيه ای اعلام کرد: پروازهای توکيو ، سئول، کوالالامپور ، پکن و بمبئی و بالعکس هواپيمايی جمهوری اسلامی ايران از روز دهم فروردين ماه از فرودگاه امام انجام خواهد شد.
لازم به ذکر است فقط پروازهای حج عمره از فرودگاه مهرآباد انجام می شود.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

کوه دماوند

 

نخستين اثر طبيعی ايران

 

در يونسکو ثبت شد

 

چه عجب !!!

 

معاون ميراث فرهنگی سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری کشور از ثبت جهانی کوه دماوند به عنوان نخستين اثر طبيعی ثبت شده ايران در يونسکو خبر داد.

به‌ گزارش مرکز اطلاع‌رسانی ستاد تسهيلات سفرهای نوروزی خراسان رضوی، دکتر فريبرز دولت‌آبادی افزود : ايران به لحاظ دارا بودن تاريخ و تمدن کهن از جايگاه ممتازی در جهان برخوردار است،علاوه بر آن آثار طبيعی قابل توجهی نيز در کشورمان برای حمايت‌های جهانی وجود دارد.

وی با بيان اينکه ثبت جهانی يک اثر ملی موجب افزايش ميزان گردشگر خارجی و بالا رفتن ضريب امنيت آن می‌شود، گفت : حمايت‌های جهانی و پشتيبانی فنی و تخصصی جوامع بين‌المللی در اين ارتباط اهميت بسزايی دارد.

دولت آبادی در خصوص ديگر پرونده‌های آثار طبيعی ايران جهت ارسال به يونسکو گفت: هم‌اينک دو پرونده برای سال آينده، جهت ارسال به‌سازمان يونسکو آماده شده، که يکی از آنها جنگل‌های مشترک با کشور آذربايجان است و ديگری جنگل‌های "مانگرو" به‌صورت مستقل خواهد بود.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مقتدی صدر، روحاني جوان عراقي و رهبر گروه نظامي جيش‌المهدی، در سخناني كه از شبكه الجزيره پخش شد، اظهار كرد، در ديداري كه سال گذشته با رهبر ايران داشتم، به آيت‌الله خامنه‌اي گفته‌ام كه به اقدامات سياسی و نظامی ايران در عراق پايان دهد.

گفت‌وگوي صدر با شبكه الجزيره كه گويا مدتي پيش ضبط شده بود، در شرايطي پخش شد كه تحركات گروه شبه نظامي منتسب به وي در روزهاي گذشته پس از 6 ماه آرامش نسبي در عراق، بار ديگر اين كشور را به آشوب كشاندند، به گونه اي كه طبق اعلام منابع عراقي در اين هفته قريب 2500 تن كشته يا زخمي شده‌اند.

مقتدي در اين گفت‌وگو شبه نظاميان و هواداران خود را به مقاومت فرا خواند و گفت: هدف نهايی جيش‌المهدی آزادی عراق از دست اشغالگران است. چون تاثيرحضور نيروهای آمريکايی در عراق از حکومت صدام حسين و حزب بعث منفی تر است.

در خلال مصاحبه برنامه «حوار مفتوح» غسان‌ بن جدو، مجري اين شبكه از وي پرسيد: برخي مدعيند شما در عراق، برنامه‌هاي ايران را در عراق اجرا مي‌كنيد.
مقتدي صدر در پاسخ، با رد اين موضوع گفت: من در ديداري كه سال گذشته با رهبر ايران داشتم، ايشان را نصيحت كردم، ببخشيد يادآور شدم كه با اهداف «سياسی و نظامی» دولت ايران در عراق موافق نيستم و ايران بايد به اين دخالتها پايان دهد.

این در حالي است كه تندترين اتهام آمريکا به ايران، اتهام دادن اسلحه و پول به گروه مقتدی صدر است و رسانه‌هاي غربي هر از چندگاه براي تضعيف ايران مدعي سفر مقتدي به ايران مي‌شوند. ايران كه متحد جدي دولت عراق است، همواره با اين تحركات طيف‌هاي تندرو كه نتيجه اقدامات آنان صرفا تضعيف دولت و مردم عراق و بهانه‌جويي اشغالگران عراق است، مخالف بوده و همواره اين اتهامات را رد کرده است!!

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

نام نویسی تورهای رایگان تهرانگردی

 

نام نویسی تورهای رایگان تهرانگردی در ایستگاه های اصلی مترو انجام می شود.

به گزارش شبكه خبر، مختاری مدیر تورهای تهرانگردی نوروزی شهرداری تهران گفت: این تورها از 8 ایستگاه اصلی مترو و در 10 مسیر علاقه مندان را با شاخصه های تاریخی، مذهبی، نمایشگاه ها و موزه های شهر آشنا می كند.

وی افزود: غرفه های تورهای تهرانگردی در ایستگاه های صادقیه، آزادی، امام خمینی ،میرداماد، سرسبز، امام حسین و شهرری آماده نام نویسی علا قه مندان است .

مختاری گفت: تور ایستگاه صادقیه شامل بازدید از موزه پول و آستان مقدس امامزادگان عینعلی و زینعلی (ع) ، تور آزادی شامل بازدید موزه هفت چنار و آستان مقدس امامزاده حسن (ع ) ، تور سرسبز شامل بازدید از موزه سعدآباد و آستان مقدس امامزاده صالح (ع ) و تور ایستگاه امام حسین شامل بازدید از موزهای رضاعباسی و فرش است .

وی افزود :شهروندان تهرانی در ایستگاه های میرداماد و امام خمینی، با سلیقه خود می توانند از 2 تور برنامه ریزی شده در این ایستگاه ها استفاده كنند.

مختاری گفت: تور نخست ایستگاه میرداماد شامل بازدید از موزه سعدآباد و حسینیه جماران و تور دوم آن شامل موزه های نیاوران و دارآباد است .

مدیر تورهای تهرانگردی گفت :تور كاخ موزه گلستان و موزه ملی و تور موزه های پشت شیشه و ایران باستان نیز عناوین تورهای ایستگاه امام خمینی را تشكیل می دهد.

وی افزود:تور شهرری كه طولانی ترین مسیر و متنوع ترین برنامه تورهای تهرانگردی را تشكیل می دهد شامل بازدید از برج طغرل، آرامگاه ابن بابویه، چشمه علی، آرامگاه بی بی شهربانو، دژ رشكان و زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع ) است .

مختاری گفت :این طرح از سوم فروردین تا 13 فروردین برای آشنایی شهروندان تهرانی با ویژگی های شهرخود برگزار می شود كه براساس برنامه ریزی بیش از 20 هزارنفر از خدمات رایگان تورهای رایگان تهرانگردی استفاده می كنند.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

علیرضا واحدی نیکبخت 250 میلیون تومان برای یک سال، آرش برهانی 220 میلیون تومان برای یک سال، علی انصاریان 190 میلیون تومان برای یک سال، مجتبی جباری 110 میلیون تومان برای یک سال، وحید شمسایی 100 میلیون تومان برای یک سال، تازه این آخری بازیکن فوتسال است، نه فوتبال.

جام جم در ویژه نامه نوروزی خود به بررسی رقم قراردادهای برخی ورزشکاران در رشته های مختلف پرداخته است.
 
 
در گزارش جام جم آمده است: اگر قرار باشد اسامی تمامی بازیکنانی را که در فوتبال ایران مبالغ این چنینی دریافت می‌کنند، بنویسیم، مطمئناً تعدادشان از شمار انگشتان 2ـ3 دست هم تجاوز می‌کند و نکته جالب آن که همه آنها هم به نوعی تکذیب می‌کند، اما مگر می‌شود مرفه بودن را هم تکذیب کرد.

نکته دیگر این که وقتی از آنها درباره مبالغ بالای قراردادشان می‌پرسیم، می‌گویند پولی که ما می‌گوییم در مقایسه با بازیکنان کشورهای دیگر واقعاً کم است.

البته بنده خداها حق هم دارند. وقتی به همین جواد کاظمیان خودمان برای 4 ماه بازی در الجزیره امارات مبلغ یک میلیارد و صد میلیون تومان پیشنهاد می‌شود باید هم فوتبالیست‌های شاغل در لیگ ایران از مبالغ قراردادهایشان ناراضی باشند.

اگر تا اینجای گزارش را خواندید و فکر کرده‌اید که از همین فردا می‌توانید با ورزشکار شدن، میلیاردر شوید، باید بگویم اشتباه کرده‌اید. پول در همه رشته‌های ورزشی علف خرس نیست که بی‌حساب و کتاب بذل و بخشش شود.

اگر فوتبالیستی مثل نیکبخت واحدی برای یک سال 250 ـ 240 میلیون تومان می‌گیرد، اگر بسکتبالیستی مثل صمد نیکخواه بهرامی ترکاشوند برای یک سال 140 میلیون تومان می‌گیرد، اگر والیبالیستی همون محمد ترکاشوند برای یک فصل 120 میلیون تومان می‌گیرد و بالاخره اگر کشتی‌گیری مثل فردین معصومی برای 8 کشتی 6 دقیقه‌ای 50 میلیون تومان می‌گیرد! بله، 35 میلیون ریال!

در ادامه این گزارش آمده است: جالب است بدانید قرارداد علی مظاهری در بین بوکسورها یک رکورد محسوب می‌شود و برای بقیه گرفتن همین 5/3 میلیون تومان هم یک آرزو به حساب می‌آید.

مرتضی سپهوند را که حتماً می‌شناسید. او بعد از علی مظاهری نفر دوم بوکس ایران به شمار می‌رود و به همراه مظاهری 2 سهمیه المپیکی بوکس کشورمان در پکن 2008 را به دست آورده‌اند. با او صحبت کردیم تا ببینیم سهم او از قراردادهای ناچیز رشته ورزشی بوکس چقدر است.

سپهوند می‌گوید: من برای یک فصل مبارزه در لیگ بوکس 3 میلیون و 300 هزار تومان می‌گیرم؛ یعنی بعد از علی مظاهری بیشترین پول را به من می‌دهند. من این مبلغ را برای 5 تا 8 مبارزه سنگین در طول فصل می‌گیرم!

اگر مبلغ دریافتی مرتضی سپهوند را بر 12 ماه سال تقسیم کنیم، درآمد ماهیانه این قهرمان ملی بوکس می‌شود 275 هزار تومان! تازه این وضعیت بهترین بوکسورهای ماست، اگر نگاهی به رقم قرارداد سالیانه هومن کرمی که نفر سوم بوکس آسیا است، بیندازید، بیشتر تعجب خواهید کرد. هومن برای یک فصل رقابت فقط یک میلیون و 500 هزار تومان می‌گیرد و این در حالی است که او شانس سوم بوکس ایران برای کسب سهمیه المپیک به شمار می‌رود.
سپهوند می‌گوید: ما در لیگ بوکس قراردادهای 750 هزار تومانی هم داریم. بعضی‌ها هم اصلاً پیش قراردادی نمی‌گیرند فقط به ازای هر بردشان 100 یا 200 هزار تومان دریافت می‌کنند که این فاجعه است.

مبلغ قراردادها در رشته‌هایی چون بوکس و دوچرخه‌سواری به حدی پایین است که بچه‌های سانشو کار در بین آنها پادشاهی می‌کنند. اعضای تیم ملی سانشو چیزی حدود 7 و 8 میلیون تومان دریافت می‌کنند، اما برای یک بوکسور فکر کردن به این ارقام زیاده خواهی محسوب می‌شود. سپهوند رد این باره به نکته جالبی اشاره می‌کند: علی مظاهری قهرمان بلامنازع بوکس آسیاست، اما همین آدم اگر برای یک فصل رقم 9 میلیون تومان را در خواست می‌کند، می‌گویند خیلی انتظارش بالاست. این در حالی است که یکی دیگر از دوستان من که در لیگ بسکتبال بازی می‌کند و یار ذخیره است، با آن که فقط برای دقایقی در هر بازی به میدان می‌رود، 95 میلیون تومان برای یک فصل گرفته است!

برخلاف کشتی‌گیرها که برای حضور در اردوهای تیم ملی هم روزانه 20 هزار تومان دریافت می‌کنند، بوکسورها، دوچرخه‌سوارها و حتی ملی‌پوشان ورزش‌های رزمی از حضور و عضویت در تیم ملی هم درآمدی ندارند و فقط در صورت کسب مدال یا قهرمانی است که می‌توانند به دریافت جوایز ناچیزی دل‌خوش کنند.

یک پله پایین‌تر از فوتبال بروبچه‌های بسکتبال قرار دارند. سقف قراردادها در بسکتبال 140 یا 150 میلیون تو مان است که در این میان صمد نیکخواه بهرامی بیشترین مبلغ را برای بازی در یک فصل دریافت می‌کند. در بین بسکتبالی‌ها در مجموع 6 نفر رقمی بیشتر از 100 میلیون تومان دریافت می‌کنند که حامد حدادی، مهدی کامرانی و صمد نیکخواه بهرامی از آن جمله هستند.

این ارقام نجومی فقط مختص ملی‌پوشان بسکتبال نیست. نفراتی چون پویا تاجیک و ایمان زندی که در آخرین رادوی تیم ملی حضور نداشتند هم چیزی بین 80 میلیون تومان برای یک فصل بازیدر لیگ دریافت می‌کنند. حداقل قراردادها در لیگ بسکتبال هم 15 میلیون تومان است. یعنی باز 3 برابر درآمد یک کارمند رسمی دولت.

بسکتبالیست‌ها علاوه بر این دریافت‌های بالا، پاداش‌هایی هم دارند که پس از پیروزی در بازی‌های مهم به آنها داده می‌شود. مبلغ این پاداش‌ها هم از 100 هزار تومان برای هر بازیکن تا 600 هزار تومان متغیر است.

اگر علاقه‌ای به فوتبال ندارید و یا از پرتاب کردن توپ به درون حلقه خوشتان نمی‌آید، می‌توانید از راه والیبال میلیونر شوید. نجومی‌ترین قراردادها بعد از فوتبال و بسکتبال در والیبال بسته می‌شود. سرآمد بازیکنان این رشته هم محمد ترکاشوند است که برای یک فصل بازی 120 میلیون تومان دریافت کرده است.

پس از ترکاشوند بیشترین پول را پیمان اکبری می‌گیرد، مبلغ قرارداد یکساله پیمان چیزی حدود 100 میلیون تومان است.

قراردادهای سالانه دیگر ملی‌پوشان والیبال هم کمتر از 85 میلیون تومان نیست و مبالغ دریافتی آنها بین 85 تا 100 میلیون تومان متغیر است.

در ادامه این گزارش آمده است: والیبالیست‌ها هم مثل فوتبالیست‌ها و بسکتبالیست‌ها از بابت حضور در اردوهای تیم ملی پولی دریافت نمی‌کنند اما پاداش‌های آنها حسابی دندانگیر است. اگر تورنمنت‌ها و بازی‌های رسمی تیم ملی والیبال بین‌المللی و خارج از ایران باشد، هر بازیکنی 300 دلار می‌گیرد، ضم این که برای هر پیروزی بین 50 تا 200 دلار به تک تک اعضای تیم پاداش داده می‌شود. البته بیشترین پاداش بعد از پیروزی والیبالیست‌های جوان مقابل ایتالیا در جام جهانی پرداخت شد که رهر نفر 300 دلار دریافت کرد.

با جمشید حمیدی، کارشناس برجسته والیبال صحبت کردیم تا نظر او را درباره درآمد والیبالیست‌ها را با قشر تحصیلکرده جامعه که الان یا راننده تاکسی هستند یا بیکار و یا در شغل‌های غیرتخصصی فعالیت می‌کنند، مقایسه کنیم، باید بگوییم وضع والیبالی‌ها خوب است. پولی که در کشور ما به بازیکنان والیبال می‌دهند، معادل پولی است که در کشور پیشرفته‌ای چون فرانسه به والیبالیست‌ها می‌دهند، اما تمرینات حرفه‌ای آنها کجا و تمرینات ما کجا؟ اینجا فقط چند بازیکن از جمله پیمان اکبری، محمد ترکاشوند و امیرحسینی هستند که موقعیت حرفه‌ای خودشان را درک می‌کنند، اما بسیاری دیگر فقط در این اندیشه هستند که امسال از سال گذشته پول بیشتری بگیرند و هیچ احساس مسوولیتی در قبال پول دریافتی‌شان نداشته باشند، این گروه را مقایسه کنید با برخی والیبالیست‌های قدیمی ما همچون حسن کرد، مسعود صالحیه، یدالله کارگر پیشه و مرحوم چنگیز انصاری که آن زمان در حد بازیکنان اروپایی بازی می‌کردند، اما پول کفش و لباس خود را هم از جیب خودشان می‌دادند.

وقتی از جمشید حمیدی درباره حداقل قراردادها در والیبال پرسیدیم، او در پاسخ گفت: حداقل قراردادها در والیبال 10 میلیون تومان است، اما در سوپر لیگ والیبال کسی کمتر از 25 میلیون تومان نمی‌گیرد.

بازیکنان خارجی هم که چیزی حدود 100 هزار دلار می‌گیرند یعنی 80 تا 90 میلیون تومان.

یک کشتی و یک معصومی
اما کشتی؛ اگر قرار است از راه کشتی پولدار شوید، حتماً باید شماره یک وزن خود در تیم ملی و آسیا باشید. کمی سخت است، نه؟!

سقف قراردادها در این رشته 50 میلیون تومان است که آن هم به فردین معصومی تعلق دارد. فدرین این مبلغ را به شرطی گرفت که در هر 8 مبارزه فصل روی تشک برود. به عبارتی او برای هر کشتی 6 دقیقه‌ای بیش از 6 میلیون تومان گرفت. یا به عبارتی هر دقیقه کشتی بیشتر از یک میلیون تومان!

البته سقف این قرارداد سال گذشته برای مراد محمدی و علیرضا رضایی 20 میلیون تومان بود. با وجود این مهدی رستم پور کارشناس کشتی معتقد است، در حق کشتی‌گیران با این پول‌ها ظلم شده است. او می‌گوید: پول‌هایی که کشتی‌گیران می‌گیرند، با فوتبالیست‌ها که اصلاً قابل مقایسه نیست، اما در قیاس با والیبالیست‌ها و بسکتبالیست‌ها هم خیلی کم است. ما در لیگ کشتی با توجه به این که تیم‌ها در بعضی اوزان تا 3 کشتی‌گیر می‌توانند معرفی کنند، قراردادهای رایگان، پانصد هزار تومانی و یک میلیونی هم داریم. اردوهای تیم ملی هم نفع چندانی برای ملی پوشان ندارد. آنها برای هر روز حضور در اردو 20 هزار تومان دریافت می‌کنند که این رقم برای تمرین کشتی‌گیران که 3 ماه در سال در اردوی تیم ملی هستند، باز به 2 میلیون تومان نمی‌رسد.

رقم پاداش کشتی‌گیران هم به نسبت دیگر رشته‌ها ناچیز است. فقط این را در نظر بگیرید که اگر بازیکنان تیم‌های فوتبال برای یک نتیجه مساوی با قطر در دیداری دوستانه 1000 دلار پاداش می‌گیرند، حمید سوریان برای قهرمانی جهان، آن هم با 6 پیروزی متوالی 600 دلار پاداش گرفت، یعنی برای هر پیروزی 100 دلار!

حالا که صحبت از کشتی‌فرنگی شد، بد نیست بدانید سقف قراردادها در فرنگی 20 میلیون تومان است که اتفاقاً به همین حمید سوریان تعلق دارد.

ساعی، پرچمدار رزمی‌کارها
حکایت ورزش‌های رزمی این گونه است که ووشوکارها و جودو کارها با حسرت به قراردادهای کاراته‌کارها نگاه می‌کنند و البته خود کاراته‌کاها هم در آرزوی این هستند که مثل تکواندوکارها پول بگیرند.

در این میان هادی ساعی، قهرمان پرآوازه تکواندوی جهان و مرد طلایی المپیک آتن با دریافت مبلغی در حدود 50 میلیون تومان، سقف قراردادها را در جمع رزمی‌کاران به خود اختصاص داده است.

پس از ساعی بیشترین پول را بهزاد خداداد و یوسف کرمی گرفته‌اند. رقم قرارداد آنها برای حضور در یک فصل لیگ تکواندو، حدود 35 میلیون تومان است.

بقیه تکواندوکاران لیگی هم چیزی بین 10 تا 20 میلیون تومان گرفته‌اند.

در کاراته شرایط کاملاً فرق می‌کند و خبری از پرداخت‌های 50 یا 35 میلیونی نیست. گفته می‌شود در جمع کاراته‌کاها جاسم ویشگاهی با 19 میلون تومان، بیشترین پول را می‌گیرد و البته قرارداد حسین روحانی هم چیزی در حدود یک یا 2 میلون ویشگاهی کمتر است.

خلاصه آن که در کاراته کسی بیشتر از 20 میلیون تومان نمی‌گیرد، حتی اگر قهرمان آسیا و جهان باشد، با این حال این رقم خود دو برابر سقف قراردادها در جودو و ووشوست.

بالاترین پول را در جودو آرش میراسلماعیلی و محمود میران می‌گیرند، درست مانند حسین اوجاقی در ووشو. قرارداد اینها نزدیک به 10 میلیون تومان و شاید اندکی بیشتر باشد.اگر چه ووشوکارها باید بیش از جودوکارها راضی باشند، چون لیگ ووشو در سال 86 برای اولین بار راه‌اندازی شد.

البته در تمام این رشته‌های ورزشی قراردادهای یک و 2 میلیون تومانی هم دیده می‌شود و حتی بعضی تیم‌ها فقط از پس تامین رفت‌ و آمد و لباس ورزشکارانشان برمی‌آیند. به هر حال از قدیم گفته‌اند هر چقدر پول بدهی، آش می‌خوری. البته یک ضرب‌المثل دیگر هم داریم که می‌گوید: هر که بامش بیش، برفش بیشتر، در خصوص کیفیت قراردادها رزمی‌کاران با انوشیروان دادگر، کارشناس رشته‌های رزمی صحبت کردیم: حساب فوتبال از بقیه رشته‌ها جداست، اما واقعاً نمی‌دانم در لیگ‌های حرفه‌ای بسکتبال و والیبال بر چه اساسی پول می‌دهند.

رشته‌هایی مثل کارادته، تکواندو، جدود و کتشتی، هم با استقبال بیشتری از سوی تماشاگران روبه‌روست وهم در مبحث مدال‌آوری در سطح بالاتری قرار دارند، اما پولی که ورزشکاران این رشته‌‌ها می‌گیرند، در حد ثلث بسکتبالیست‌ها و والیبالیست‌ها هم نیست. با این حال آرزوی دادگر این است که روزی درآمدها در ورزش‌های محروم به بسکتبال و والیبال برسد، نه این که درآمد ورزشکاران این 2 رشته پایین بیاید.

ورزش مادر؛ دارا و ندار
دو و میدانی یا همان ورزش مادر که اتفاقاً پر مدال‌ترین ورزش در المپیک‌هاست، در کشور ما چندان مورد توجه سرمایه‌داران قرار ندارد و جز 3 باشگاه نفت، ذوب آهن و دانشگاه آزاد بقیه باشگاه‌ها با قراردادهای 2، 3 میلیونی اداره می‌شوند.

مهران تیشه‌گران، مسوول روابط عمومی فدراسیون دو و میدانی، با تایید این مطلب می‌کوید: متاسفانه همین طور است. فعلاً وضعیت در دو و میدانی ایران به گونه‌ای است که باشگاه‌ها هر چقدر برای قرار داد بگویند، ورزشکاران باید قبول کنند.

سقف قراردادها در دو و میدانی 28 میلیون تومان است و احتمالاً شما هم می‌توانید حدس بزنید این پول را کدام ورزشکار می‌گیرد. بله! درست حدس زدید؛ احسان حدادی، رکورددار پرتاب دیسک ایران و آسیا و یکی از 6 پرتابگر برتر دنیا.

بعد از احسان، سجاد مرادی بیشتری پو رادر دو و میدانی می‌گیرد. رقم قرارداد سجاد حدود 25 میلیون تومان است. مهدی شاهرخی، رکورددار پرتاب وزنه کشور نیز چیزی حدود 17 میلوین تومان می‌گیرد. میانگین قراردادهای سالانه دیگر ملی‌پوشان دو و میدانی از جمله عباس صمیمی، روح‌الله عسگری و محمد ارزنده هم بین 13 تا 15 میلیون تومان است.

نکته جالب این که در 3 باشگاه متمول نفت، ذوب‌ آهن و دانشگاه آزاد، حداقل قراردادها 10 میلیون تومان است؛ اما در سایر تیم‌های لیگی این رقم، سقف قراردادهای آنها به شمار می‌رود. در قسمت بانوان هم ورزشکاران براساس امتیازهایی که می‌گیرند، پول دریافت می‌کنند. مثلاً باشگاه‌های نفت و دانشگاه آزاد برای هر امتیازی که شرکت‌ کننده‌ها در لیگ به دست می‌آورند، 50 هزار تومان می‌دهند. یعنی اگر دونده‌ای در مسابقه‌ای 7 امتیاز بگیرد، 350 هزار تومان دریافت می‌کند. این 2 باشگاه به بهترین خود حدود 2 میلیون تومان هم پیش پرداخت داده‌اند.

وزنه برداران؛ ناراضی
وزنه‌برداران هم همچون کشتی‌گیران، دونده‌ها و رزمی‌کارها خود را کم درآمدترین و محروم‌ترین اقشار جامعه ورزشی می‌دانند. استدلال آنها هم این است که وقتی هم المپیکی هستیم و هم جهانیع چرا باید اینقدر کم‌ درآمد باشیم.
میانگین قرارداد ملی‌پوشان در لیگ وزنه برداری 13 تا 15 میلیون تومان است که البته حساب حسین رضا زاده جداست.

رضا زاده که تقریباً افتخارات و مدال‌های جهانی‌اش از چشم هیچ کس پوشیده نیست، برای یک فصل رقابت در لیگ وزنه‌برداری 40 میلیون تومان می‌گیرد که البته شاید از نظر خودش از کم هم کمتر باشد. البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که رضا زاده، سال گذشته 100 میلیون تومان گرفته بود. در لیگ وزنه برداری هم قراردادهای 2، 3 میلیونی زیاد است اما وزنه‌بردارانی که کمی مطرح‌تر هستند، بین 7 تا 14 میلیون تومان می‌گیرند.

پینگ پنگ‌ بازها، راضی
در پینگ‌پنگ رقم قراردادها ایده‌آل است. نه خیلی بالا و نه خیلی پایین. به همین دلیل هم تقریباً همه راضی‌اند. این را شاهرخ شهنازی، رئیس فدراسیون پینگ پنگ می‌گوید. سقف قراردادها در تنیس روی میز 25 میلیون تومان است و این پول را برخی اعضای ثابت تیم ملی از جمله افشین نوروزی، شاهین اخلاق‌پسند و مهران احمدی می‌گیرند. حداقل قراردادها هم در لیگ پینگ پنگ حدود 3 میلیون تومان است.

شهنازی با مقایسه این ارقام و پولی که پینگ پنگ بازها حدود 10 سال پیش می‌گرفتند، می‌گوید: زمانی که من به عنوان رئیس فدراسیون پینگ پنگ انتخاب شدم، قراردادها بین 50 تا 100 هزار تومان بود و مجید احتشام زاده با 700 هزار تومان رکورددار بود، اما حالا بازیکن خوش آتیه و نوجوان چون نوشاد عالمیان برای یک فصل چیزی در حدود 10 میلیون تومان می‌گیرد که این خوشحال کننده است. و ختم کلام به امید روزی که بشریت به آن اندازه از سخاوت برسد که خوشی خودش را در خوشی همه مردم ببیند. امید به روزی که این سفره باز طبیعت را بیشتر بگسترانیم تا همه از نعمت‌های آن بهره‌مند شوند. نه این که سفره را مال خود بدانیم و دیگران را از بهره‌مندی از آن محرورم کنیم.

2 نکته مهم
رقم این قرارداد ورزشکاران هم مثل بازیگران سینما و بسیاری دیگر از اقشار جامعه سکرت و یا به قول خودمان محرمانه است. برخی می‌گویند شاید به دلیل فرار از پرداخت مالیات باشد، اما به هر حال باید پذیرفت که این یک مساله شخصی است. از این رو، از تمام ورزشکراانی که در این گزارش به صورت تقریبی به رقم قراردادهای سالانه آنها در سال 86 اشاره شده است، عذرخواهی می‌کنیم.

منابع اطلاعاتی ما در درج رقم قراردادها یا روسای فدراسیون‌ها مدیران روابط عمومی و دست‌اندرکاران فدراسیون‌های مربوطه بودند و یا مربیان و خود ورزشکاران.

با این حال ورزشکاران عزیز ما را ببخشند اگر قم قرارداد آنها دقیقاً همان چیزی نبوده که آنها در سال 86 گرفته‌اند ...

 

 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

داوران دربی تغییر کردند

بر اساس اعلام کمیته داوران فدراسیون فوتبال "برناردینو گونزالس وازکوئز" دیدار تیم های فوتبال پرسپولیس و استقلال تهران از هفته بیست و ششم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه های کشور را قضاوت خواهد کرد.

کمیته داوران فدراسیون فوتبال در اقدامی غیر منتظره با تغییر داوران شصت و چهارمین دربی پایتخت، سه داور اسپانیایی دیگر را به عنوان داوران جدید این مسابقه انتخاب کرد.

برپایه این گزارش، طبق اعلام این کمیته "برناردینو گونزالس وازکوئز" به همراه "پدرو بارسیا فرناندز" و "جاس مانوئل فرناندز میراندا" هر سه از اسپانیا قضاوت دربی 64 را برعهده خواهند داشت.

پیش از این و در روز نخست فروردین ماه سال جاری کمیته داوران فدراسیون فوتبال اعلام کرد که "ادواردو ایتورالده گونزالس" به همراه "روبرتو پرز دل پالامار" و "رافائل گوئررو آلونسو" مهمترین دیدار هفته بیست و ششم مسابقات فوتبال لیگ برتر باشگاه های کشورمان بین تیم های پرطرفدار پایتخت را قضاوت می کند

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

هرچند برخوردهاي فراقانوني و گاه قانوني تند يا ملايم با رسانه‌ها و مطبوعات در دوره‌هاي گوناگون تاريخ كشور وجود داشته، اما سال 86 را مي‌توان سال خداحافظي با رسانه‌هاي منتقد دولت دانست؛ سالي كه برخورد با رسانه‌ها دست‌كم شيوه‌اي متفاوت داشت و حتي برخي رسانه‌هاي مدافع دولت نيز آن را تجربه كردند.

در سال 86 خبرگزاري «ايلنا» ابتدا «فيلتر» و سپس توقيف كامل شد، روزنامه‌هاي «هم‌ميهن» و «شرق» توقيف شدند، سايت خبري «بازتاب» ابتدا فيلتر و سپس توقيف شد و سرانجام با فشارهاي وارده، مديران عامل دو خبرگزاري «ايسنا» و «فارس» نيز تغيير كردند.

در اين سال، مجموعا 27 نشريه، توقيف يا لغو امتياز شدند و با اين حساب در دولت احمدي‌نژاد تاكنون 67 نشريه توقيف شده‌اند.

بنا بر اين گزارش، سايت خبري «بازتاب» كه به گفته مسئولان آن، یکی ازپربيننده‌ترين سايت خبري فارسي به شمار مي‌رفت، پس از آن‌كه ديوان عدالت اداري، حكم فيلترينگ آن را ابطال نمود و در آخرين روز سال 85 رفع فيلتر شد، يك هفته بعد، بار ديگر مشمول فيلترينگ شد. از آنجا كه حكم قضائي عليه سايت «بازتاب» صادر نشده بود، اين سايت پس از فيلترينگ نيز شش ماه به كار خود ادامه داد، اما بنا بر ادعاي مسئولان آن، اين رسانه فيلترشده هم تحمل نشد و با فشار دولت، دادستاني اقدام به پلمپ و توقيف اين سايت كرد.

فيلترينگ و توقيف خبرگزاري «ايلنا» هم از پديده‌هاي نوظهور در سال 86 بود كه با شكايات متعدد، به ويژه از سوي دستگاه‌هاي دولتي و حكم دستگاه قضائي و به رغم تغيير مدير اين خبرگزاري، رخ داد.

همچنين روزنامه «هم‌ميهن» كه با حكم دستگاه قضائي در اواخر سال 85، رفع توقيف شده بود، تنها پس از انتشار حدود 50 شماره، مشمول توقيف شد. حتي عوامل ميانه‌روتر روزنامه سابق «شرق» كه با رفع توقيف اين روزنامه، بار ديگر در آن مشغول به كار شده بودند، در مرداد 86 با توقيف مجدد روبه‌رو شدند. هرچند اين توقيف پس از انتشار مصاحبه با يك شاعر بدنام و با اين بهانه انجام شد، اما انتشار كامل ديدگاه‌ها و افكار مبتذل فرد مذكور در يك خبرگزاري نزديك به دولت و مصون بودن از هر نوع برخورد، اين فرضيه را تقويت كرد كه علت اصلي برخورد با شرق، موارد ديگري بوده است.

در سال 86 البته دولت در اقدامي ابتكاري، در حاشيه نمايشگاه مطبوعات، از رسانه‌هاي منتقد خود تقدير كرد و با اهداي جوايز به حسين شريعتمداري و كاظم انبارلويي، مدير «كيهان» و سردبير «رسالت»، اوج انتقادپذيري خود را  مشخص نمود. جالب آن‌كه در همان روزها ولي‌زاده، صاحب وبلاگ «ايستگاه» كه ضمن طرح ادعاهايي درباره سگ‌هاي محافظ رئيس‌جمهور، از بازرسي نمايشگاه مطبوعات به وسيله آنها انتقاد كرده بود، روانه زندان شد و از همانجا يادداشتي در دفاع از اين سگ‌ها براي حفاظت از رئيس‌جمهور نوشت، او اندكي بعد آزاد شد.

پديده ديگر سال 86، تغيير مديران عامل خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) و خبرگزاري فارس بود. «ايسنا» پيش از اين هم يك بار با تغيير مديرعامل روبه‌رو شده بود اما گويا اين تغيير، نظر مقامات دولتي را تأمين نكرده بود و اندك مصاحبه‌هايي كه داراي نقدهاي ملايمي به عملكرد دولت بود، در خبرگزاري كه با بودجه دولت روزگار مي‌گذراند، قابل قبول نبود. به اين ترتيب حسن‌زاده رفت تا شايد رحيميان، از مسئولان بخش فرهنگي جهاد دانشگاهي، اين «نقيصه» را برطرف كند.

جالب آن‌كه اين تغيير مدير، شامل حال «خبرگزاري فارس» كه علاوه بر حضور در طيف اصولگرا، از حاميان سرسخت دولت به شمار مي‌رفت، نيز شد و فضايلي كه پنج سال زحمت كشيده بود تا اين خبرگزاري را به يك رسانه حرفه‌اي تبديل كند، ناگهان كنار گذاشته شد تا كار به حميدرضا مقدم سپرده شود و او نيز البته در اين چند ماه، تفاوت رويكرد خود را نشان داد تا خبرگزاري فارس را به رسانه‌اي كاملا در خدمت دولت نهم تبديل كند.

در آخرين روزهاي سال 86، علاوه بر صدور حكم توقيف يا لغو امتياز 9 نشريه، چندين سايت اينترنتي نيز با حكم قضائي يا توسط كميته ساماندهي دولت، فيلتر شدند.

سايت «نوسازي» البته با تهمت به نوه امام، بسياري را آزرده‌خاطر كرده بود، اما سايت «عدالتخانه» با شكايت حسين موسويان، متهم به جاسوسي هسته‌اي، فيلتر شد و او كه مدام مورد حمله مقامات دولتي بود، كوشيد تمام اين مسائل را با شكايت از تعدادي جوان دانشجوي جنبش عدالتخواه، پاسخ گويد و البته جايگاه خود را هم نشان داد.

در عين حال، سايت‌هاي اصولگراي «شيعه‌نيوز» و «البرزنيوز» نيز ناگهان فيلتر شدند و هنوز دليل مشخصي براي اين اقدام، اعلام نشده است.
 
اكنون پرسش اينجاست كه رسانه‌ها در سال 87 چگونه روزگار خواهند گذراند، آيا در سال نوآوري و شكوفايي هم خودسانسوري انتقادات مانع نوآوري خواهد شد؟

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

New York Auto Show

نمايش خودروی پرنده در نيويورک

يکی از خودروهايی که در نمايشگاه بين المللی خودروی نيويورک به نمايش درآمده است، تعجب بسياری از بازديدکنندگان را برانگيخته و اين سوال را در ذهن آن ها به وجود آورده که آيا چنين خودرويی می تواند در بازار موفقيت کسب کند.

سرانجام پس از مدت ها انتظار خودروی مفهومی پرنده امسال در نمايشگاه بين المللی خودروی نيويورک به نمايش عمومی درآمد و بازديدکنندگان که سوالات زيادی در ذهنشان درباره اين خودرو به وجود آمده است، عنوان می کنند که آيا اين خودرو همان طور که نام پرنده بر آن گذاشته شده است، آيا می تواند در بازار فروش نيز به پرواز خود ادامه دهد.

هرچند که اين خودرو تاکنون به پرواز درنيامده و فقط روی زمين به نمايش درآمده است و تاکنون نيز هيچ کس پرواز اين خودرو را نديده است، اما خالق اين خودرو معتقد است که آينده خوبی پيش روی خود دارد.

هوا خودرو نام ديگری است که بر اختراع جيمز ميلنر مالک شرکت ميلنر موتورز گذاشته شده است. وی حدود سه سال روی ايده ساخت چنين وسيله ای کار کرده است.

مدل چهار دره اين خودرو توانايی حمل ۴ مسافر را داشته و حداکثر سرعت آن روی زمين به ۱۴۰ کيلومتر در ساعت می رسد.

به گفته ميلنر اين خودرو توسط باتری الکتريکی همراه با گاز کار کرده و قادر است در مسيرهايی که ترافيک سنگينی وجود دارد، به پرواز درآيد و از ترافيک عبور کند!

وی در عين حال عنوان می کند که استفاده از اختراع او به شلوغ شدن آسمان ها نمی انجامد، اما بايد برای استفاده از اين خودرو آموزش های مناسبی به افراد داده شود.

وی افزود که برای طی مسافت های هزاران مايلی در حال حاضر خودروی پرنده بهترين و سريعترين وسيله حمل و نقل به شمار می رود.

اما جالب اينجاست که ميلنر در ادامه توضيح می دهد که خودروی پرنده نيز مانند هواپيما به باند فرودگاه و ايرلاين نياز دارد تا بتواند بال های خود را باز کرده و پرواز کند.

به گفته وی اين خودرو قادر است در هوا تا سرعت ۳۲۰ کيلومتر در ساعت حرکت کرده و ارتفاع پروازی آن نيز حداکثر ۲۵ هزار پا خواهد بود.

پيش بينی می شود در صورت عرضه اين خودرو به بازار، قيمت آن حدود ۵۰۰ هزار دلار تعيين شود. با چنين پولی خريداران می توانند دو خودروی بسيار گران قيمت خريده و حتی اضافه هم بياورند!

گفتنی است که ايجاد پارکينگ برای چنين خودرويی نيز از مشکلاتی است که هم اکنون ميلنر در حال بررسی آن است. در شرايطی که عرض اين خودرو به ۷ پا می رسد ايجاد مکانی مناسب برای پارک اين وسيله ضروری است.

ميلنر معتقد است که خودروی پرنده سه سال ديگر آماده استفاده می شود.

 

HAKOMAIL

Hyundaigenesiscoupe

2009 Nissan MaximaMaximawl

2009 Honda Fit Fitwl

2009 Dodge Challenger R/T, SEChallengerwl

2009 Honda Fit Fitwl

2010 Hyundai Genesis CoupeGenesiswl

2009 Infiniti FX fxwl

2009 Mercedes-Benz M-Class Mclasswl

2010 Pontiac G8 Sport TruckG8stwl

2009 Pontiac Solstice Coupe Solsticewl

2009 Volvo XC60Volvoxc60wl

Scion Hako ConceptHakowl

Kia Koup

Kiakoupwl

Suzuki Kizashi 3Kizashi3wl

 2009 Volvo XC60
Suvrecap

Land Rover LRX Concepts

 


+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

معرفي کتاب کالبد شکافي حقوق بشر 

 

 تاليف کيوان رفيعي

 

کتاب کالبدشکافي حقوق بشر
تاليف شده توسط کيوان رفيعي دبير مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران در زمان زندان .
اين کتاب مشتمل بر 49 صفحه مي باشد که حقيقت حقوق بشر ذاتي را از ديدگاه فلسفي مورد بازکاوي قرار داده و براي مکمل نمودن موضوع ، تاريخ تکامل حقوق بشر را نيز پيگيري و بررسي مي نمايد.
اين کتاب از سوي واحد انتشارات مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران تدوين و به صورت گسترده در راستاي ارتقاء تفکر حقوق بشر منتشر ميگردد.

                              

 

دانلود نسخه PDF                                            دانلود نسخه word             

   http://hra-iran.org/Doc/Book_hra.doc                                                     http://hra-iran.org/Doc/Book_hra.pdf

 

 مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

سیزده را چگونه به در کنیم

در روز سیزده بدر بنا به رسم قدیمی مردم به دامان طبیعت می‌روند تا روزی را به شادی و به دور از هیاهوی زندگی روزمره بگذرانند.

سیزده بدر معمولا آخرین روز تعطیلات نوروزی به حساب می‌آید. 13 فروردین که در ادبیات دولتی بعد از انقلاب « روز طبیعت» نامیده شد، روزی است که مردم به کوه و دشت و دمن می‌روند تا ساعاتی را در طبیعت بگذرانند.

اگر چه بعد از انقلاب به دلیل آنکه این روز پایه اسلامی و دینی نداشت !!! و ریشه در باورهای و آداب پیش از اسلام داشت،‌ از سوی مسئولان جمهوری اسلامی به عنوان یک جشن ملی، همانند چهارشنبه سوری،‌ مورد توجه قرار نگرفت  ولی اصرار مردم به انجام آن چاره‌ای جز اندیشیدن تدابیری برای راحت‌تر برگزار شدن آن باقی نگذاشت.

دولت برای کاهش بار ترافیکی خروجی‌های شهر در این روز،‌هرساله تدابیری می‌اندیشد ولی تا کنون مشکل و بار ترافیک و حجم زیاد آدم‌ها و ماشین‌ها در این روز به یک معضل بزرگ تبدیل می‌شود.

برای امسال شهرداری تهران، سعی در آماده سازی فضای پارک‌های شهری دارد تا مردم بیشتر از این فضاها برای به در کردن سیزده استفاده کنند. در این روز برای تشویق کردن شهروندان برای استفاده از وسایل نقلیه به جای خودروهای شخصی، اتوبوس‌ها به طور رایگان مسافران را جابه‌جا می‌کنند.

 

سیزده بدر ازکجا می‌آید؟

گفته می‌شود به دلیل اینکه در فرهنگ ایرانی 13 عدد نحس به شمار می‌رود، ایرانیان از قدیم برای آن که در اولین 13 سال، نحسی را از خود دور کنند به دامان طبیعت می‌رفتند.

اگر چه این روزها این رسم نه به دلیل برون کردن نحسی است بلکه بهانه ای است تا روزی را همراه با افراد خانواده و دوستان در فضایی سبز و به دور از هیاهوی شهر سپری کرد.

روایات مختلفی در خصوص دلایل وجود سیزده بدر بیان شده است. گفته می‌شود در آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن در برابر سیزده نوروز که «تیر روز» نام دارد کلمهً (سعد) به معنی فرخنده آمده است و بعد از اسلام چون سیزدهً تمام ماه‌ها را نحس می‌‌دانستند، سیزده عید نوروز را نیز نحس شمرده‌اند

 مواردی که در  روز سیزده بدر باید رعایت شود

 عدم تخریب آشیانه پرندگان و مسدود کردن محل زندگی حیوانات وحشی

عدم شکار لاک پشت و جوجه تیغی

 رعایت کردن نکات ایمنی در هنگام افروختن آتش در جنگل‌ها و همراه داشتن منقل باخود و خاموش کردن خاکستر آتش با آب

 خاموش کردن کامل سیگار

 عدم روشن کردن آتش در کنار درختها، جمع آوری زباله‌ها

 کاهش سرعت در رانندگی در محل زندگی حیوانات و کمک به حیوانات مصدوم

ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌‌رفتند و شادی می‌‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند.

رسوم این روز در ایران باستان متنوع است.گفته می‌شود در این روز، از دیر باز مردم ایران به دشت و صحرا می رفتند تا با شکست دیو خشکسالی، گوسفندی برای فرشته باران قربانی و بریان کنند تا این فرشته کشت های نومید را از باران سیراب کند. و یا رسم بوده است که سبزه سفره هفت سین را به نخستین رودی که از روستا یا شهر می گذشت بسپارند تا با پیوستن به مزارع و کشتزار ها به آنها رونق و برکت بخشد.

یکی دیگر از مراسم روز سیزده بدر،‌ گره زدن سبزه است. دختران و پسران مجرد به امید یافتن همسر در سال آینده سبزه گره می‌زنند تا به قولی « بختشان باز شود».

در این خصوص نیز روایت است که مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهً ازدواج خود را بنا نهادند.

طبیعت سیزده بدر

انجمن‌های حفاظت از محیط زیست و حمایت از حیوانات در این روز از مردم خواسته اند که برخی نکات را در خصوص نگهداری و حفظ محیط زیست رعایت کنند. مواردی مانند رعایت اصول ایمنی در هنگام روشن کردن آتش در جنگل ها و عدم آزار به حیوانات اهلی و وحشی در مسیر رانندگی و در محل اتراق

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

بازی انتخابات مجلس هشتم به پايان رسيد

نو ـ روز ما آغاز می گردد

 

آنچه درمتن بازی انتخابات مجلس هشتم توجه را جلب می کرد، تلاش افراد و گروه هايی بود که هر يک با ادعای در دست داشتن برنامه ای راه گشا در انتخابات کوشا شده بودند. در ميان مدعيان قدرت هر جناحی تلاش ميکرد حتا از طريق حمله به شخصيت افراد، سياست خود را به عنوان روشی کارآمد به مردم بقبولاند. واقعيت اما اين است که نه اين و نه آن شيوه هيچ کدام نمی توانستند راه حلی درست و عقلانی برای جامعه ی ايران باشند، به ويژه که مدعيان و موافقان شرکت در انتخابات برای فردای روز انتخابات، بر فرض اينکه کرسی ای در مجلس به دست آورند هيچ گونه برنامه ی راه گشايی نداشتند.
موضوع برای ملت ايران انتخاب بين بد و بدتر بود.

۲۹ سال پس از انقلابی با اهداف استقلال و آزادی ، کارزار انتخابات مجلس هشتم ديگر بار آشکار گرداند که آرمان های استقلال و آزادی به ماجراجويی و جنگ قدرت ميان جنا حهای مختلف نظام تبديل گرديده اند. اينکه جناحهای درون سيستم درراستای انتخابات به جان هم افتاده بودند، جای تعجب نيست، اينان همواره بر سر قدرت ، تقسيم ثروت ملت و منابع طبيعی کشور با يکديگر می جنگند. آنچه مورد شگفتی است اين است که چرا نيروهای مخالف رژيم، که هيج سهمی از قدرت ندارند در اين بازی انتخاباتی آری يا نه وارد شدند. طيفی از مخالفين در تحريم انتخابات می کوشيد ، طيفی ديگر برای شرکت در انتخابات بگونه ای « مشروط» تبليغ می کرد. خطی ديگر با پشتيبانی دادگاه ها و مراجع بين المللی در صورت رد صلاحيت، سعی بر ورود به مبارزه ی انتخاباتی داشت. عده ای هم بلا تکليف مانده بودند و نمی دانستند به کدام سوی رو آوردند.

وقتی پس از ۲۹ سال به جای استقلال و آزادی، هنوز جوخه ی اعدام، سنگسار وطرح به اصطلاح تامين امنيت اجتماعی جاری است ، ديگر تامل وغوطه خوردن نيروهای مخالف و "چالش" آنها با انتخابات آب در هاون کوبيدن بود. انتخابات مجلس هشتم بار ديگر روشن ساخت که هر نيروئی که خود را اپوزيسيون، مخالف رژيم و تغيير طلب ميداند می بايست به جای گرفتار شدن در جنگ قدرت نظام ، فرصت را مغتنم شمرده، وقت و نيرويش را صرف ارايه ی آلترناتيوی مردمی کند. انتخابات روشن ساخت که بهترين انتخاب اين است که نيروهای مخالف برنامه ای مشخص، عملی و ملموس برای مردم پايه گذاری کنند. وجود يک برنامه ی قابل اجرا ميتوانست و می تواند به جای گمانه زنی در مورد احتمالات پيشروی و پسروی اين جناح يا آن جناح و پی آمدهای اين گمانه زنی ها برای جامعه ايران بهترين گزينه باشد.
ما به عنوان نيروهای مخالف رژيم و چاره انديش به جای اينگونه گمانه زنی ها و تاکتيک های کوتاه مدت می بايست فکری به حال واقعيت بسيار نزديک و پيش روی خود می کرديم که فردای ۲۴ اسفند و اجرای انتخابات، حال و روز مردم زير فشار و دست به گريبان با فقر، صرف نظر از تقسيم کرسی های مجلس به چه روی خواهد بود.
اگر اصلاح طلبان حکومتی، بازی انتخابات را تا انتها بازی کردند، از آن روی است که آنها همواره در بازی بازار و دلالی جمهوری اسلامی در استفاده از مزايای خودی بودن ذی نفع هستند، اگر چه اينبار در صندلی قدرت به گوشه ای تنگ سرانده شده اند.

اکنون با روشن شدن اين امر که حتی پروژه ی اصلاح طلبی حکومتی هم برای ايجاد تغييرات از طريق شرکت در انتخابات و سعی بر کسب قدرت از راه های قانونی به بن بست رسيده و حاکميت به صورتی همگون و يکدست درآمده است، کليه ی نيرو ها به جز محافظه کاران تحت پوشش رهبر در مقابل اين سوال قرار گرفته اند که چه روشی در پيش بگيرند. بدين ترتيب انتخابات مجلس هشتم لزوم بازنگری در نقش و جای نيروهای مخالف و اپوزيسيون را ضروری ساخت. بدان معنا که وقتی اصلاح طلبان حکومتی امکان ايفای نقش نمی يابند و با صراحت هر چه تمامتر پس رانده می شوند، پس نيرو های تغيير طلب و تحريم کننده ی انتخابات جايشان در فضای سياسی کجاست؟ در اين چارچوب سياسی که جز جناح محافظه کار مورد تاييد رهبر، هر جناح دگرانديشی ، اپوزيسيون محسوب ميگردد، لازمه ی ادامه ی فعاليت سياسی تعيين نقش و برنامه ی نيروها و همچنين باز تعريف مفهوم اپوزيسيون راه گشا و سازنده است

بازی انتخابات مجلس بار ديگرنمايان ساخت که حکومت گرسنه قدرت است و قدرت را برای پايداری قدرت می خواهد.
ملت ايران اما گرسنه ی نان و گرسنه ی آزادی است. راه حل برای ملت ايران که خزانه ی ملی اش، منابع طبيعی اش و آثار باستانی اش به تاراج ميروند و حقوق شهرونديش هر روزه پايمال می گردد، تنها از طريق يک برنامه ی منسجم اقتصادی و سياسی امکان پذير است. بحث پيرامون تحريم يا ترغيب به شرکت در انتخابات و ژست های سياسی، پاسخ گوی معضل غول پيکر سياسی – اجتماعی و چاه بدون ته اقتصاد ورشکسته و بدون برنامه ی ايران نيست.
با پايان بازی انتخابا ت شايسته است نوـ روزمان را با قدم برداشتن در راه ارائه ی يک برنامه ی عملی آغاز کنيم.

بخش زنان جبهه ملی ايران - اروپا
فروردين ۱۳۸۷ خورشيدی
آسمان مقدم
شيوا نصر رمزی
شيوا نوجو

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

جديدترين اسامی افراد ممنوع المعامله اعلام شد

در راستای اجرای بخشنامه رييس قوه قضاييه مبنی براعلام آخرين وضعيت اسامی افراد ممنوع‌المعامله در سرار کشور که با هدف رفع موانع و ايجاد تسهيلات در امر سرمايه‌گذاری در تاريخ ‌١٥ / ‌٧ / ‌٨٦ اعلام شده بود، دادستانی کل کشور در نامه‌ای به دادگستری‌های سراسر کشور خواستار غربال‌گری و بازنگری در اسامی اين افراد شد.

به گزارش گروه دريافت خبر، متعاقبا آخرين وضعيت اسامی افراد ممنوع‌المعامله از مراجع ذيصلاح قضايی کشور استعلام و طی نامه‌ای در اختيار سازمان ثبت اسناد و املاک کشور قرار گرفت.

بر اين اساس کليه هموطنان و ايرانيان مقيم خارج از کشور که مايل به کسب اطلاع از وضعيت ممنوع‌المعامله بودن خود باشند می‌توانند شخصا يا از طريق وکيل قانونی خود به نمايندگی‌های ايران در خارج از کشور مستقيم و يا به هر يک از دفاتر اسناد رسمی مراجعه کنند تا چنانچه ممنوعيتی درباره آنها اعلام نشده است در صورت نياز مبادرت به نقل و انتقال اموال خود کنند و در صورت اعلام ممنوعيت معامله، از طريق مرجع قضايی که آنها را ممنوع‌المعامله کرده،‌ علت را پی‌گيری و نسبت به تعيين تکليف قضايی موضوع اقدام کنند.

هم‌چنين در راستای تحقق سياست راهبردی دستگاه قضايی مبنی بر حمايت از سرمايه‌گذاری سالم و مولد و تسهيل امر مبادلات خارج از کشور مقرر شد با لغو اثر از بخشنامه‌های سابق دادستان وقت کل کشور مبنی بر تنفيذ و تاييد وکالتنامه‌های ايرانيان خارج از کشور توسط دادگاههای انقلاب اسلامی ويژه اصل ‌٤٩ قانون اساسی، از اين پس هموطنان خارج از کشور خواهند توانست از طريق تنفيذ وکالت‌نامه در خارج از کشور و بدون حضور در ايران در صورت لزوم طبق مقررات نسبت به اموال غيرمنقول و املاک قطعی و مسلم خود تعيين تکليف و تفويض وکالت و نقل و انتقال کنند.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

مثلث هاشمی، خاتمی، کروبی

 اين بار برای مردم

 

اگر اين سه شخصيت محترم، چنان وزن سياسی چشمگيری در ارکان نظام دارند(که مطمئنا" دارند) و اگر می توانند مثلث مقتدری باشند که حتی شورای نگهبان را مجاب کنند تا بسياری از افراد ردصلاحيت شده را دوباره تأييدصلاحيت کند چرا از اين وزن و اعتبار و نفوذ سياسی خود استفاده نمی کنند تا به برخوردهای غيرقانونی و آزار منتقدان سياسی و معترضان صنفی پايان دهند؟

خانواده منتقدان دربند،ايام عيد را هم با غريبی و غم و تلخی گذراندند و متأسفانه کسی از بزرگان نظام، به غم غريب آنان نگاهی نکرد و برای پادرميانی سياسی اقدامی ننمود.حال آنکه برای تأييدصلاحيت برخی نامزدهای مجلس،آقايان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و کروبی بسرعت وارد عمل شدند و مثلث مقتدری شدند و نهايتا" لابی های مؤثری هم انجام دادند. سئوال اين است: اگر اين سه شخصيت محترم،چنان وزن سياسی چشمگيری در ارکان نظام دارند(که مطمئنا" دارند) و اگر می توانند مثلث مقتدری باشند که حتی شورای نگهبان را مجاب کنند تا بسياری از افراد ردصلاحيت شده را دوباره تأييدصلاحيت کند و بنوعی قانون استصوابی خود را دور بزند، و اگر اعتبارشان چنان است که همه ما بخوبی می دانيم، چرا از اين وزن و اعتبار و نفوذ سياسی خود استفاده نمی کنند تا به برخوردهای غيرقانونی و آزار منتقدان سياسی و معترضان صنفی پايان دهند؟ اين برخوردهای تند با منتقدان،بدون شک می تواند خدشه جدی به نظام و انقلابی وارد کند که اين آقايان همواره نگران بقا و حفظ آن بوده اند.ضمن اينکه ادامه اين برخوردها،قطعا" فاصله مردم و حاکميت را زياد می کند و آثار مخرب بسياری برای جامعه دارد.

اگر برای اصل احترام به حق اظهارنظر منتقدين،علاقه ای به دخالت در اين عرصه ندارند،دست کم بخاطر حفظ نظام هم که شده،ضروری است اين شخصيتهای محترم به فعاليت در اين عرصه بپردازند.منتقدان مادامی که نظر خود را ابراز می کنند،بايد طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی آزاد باشند.اما در عمل اينگونه نيست.اگر آقايان هاشمی رفسنجانی،خاتمی و کروبی، بخواهند در آستانه ١٢ فروردين ، کاری برای حفظ جمهوری اسلامی انجام دهند، بی شک اين کار مهمترين است و نهايتا موجب حفظ نظامی می شود که بنيانگذار فقيد آن، حفظ نظام را «اوجب واجبات» می دانست.ضمن اينکه اين حرکت انسانی، حاوی ارزشهای ديگری نيز خواهد بود.کافی است آن مثلث نيرومند، اين بار برای اين حقوق اساسی مردم شکل بگيرد

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

برخی از

 

 

 جملات قصار مسئولین کشور

 

 

طی سال ۸۶

 

سردار رادان: “قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب می آید.”

 

آیتالله جوادی آملی: “دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی نفهمند.”

 

حسنی، امام جمعه ارومیه: “اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد.”

 

امام جمعه شیراز: “گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند.”

 

شکوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا: “بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل میشود.”

 

قرائتی: “ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.”

 

احمدی نژاد: “ما یک کشور آزاد هستیم.”

 

سید حسین مرعشی: “احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.”

 

امام جمعه تبریز: “علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود.”

 

آیت الله خزعلی: “حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود.”

 

احمدی نژاد: “در ایران همجنسگرا نداریم.”

 

آیت الله امینی، امام جمعه قم: “سنگسار باید علنی باشد.”

 

احمدی نژاد: “ایران قدرت اول جهان است.”

 

آیت الله حسنی: “اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند مشکلات کمبود گاز مرتفع می شود.”

 

وزیر مسکن: “ساکنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن نداشته باشند.”

 

وزارت اطلاعات: “سنجابهای جاسوس در مرز دستگیر شدند.”

 

احمدی نژاد: نفت را سر سفره مردم می آوریم، … بعد از انتخابات: “نفت خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم.”

 

الهام، سخنگوی (وقت) دولت: “نفت را سر سفره مردم نمی آوریم، بوی بد می دهد.”

 

مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از وزارت کشور آلمان آمادگی خود را برای تامین امنیت بازیهای جام جهانی (در آلمان) اعلام کردند.

 

اسماعیل ططری، نماینده سابق کرمانشاه: “آلمانی ها اگر بشر بودند یک زن رقاص رئیسشان نمی شد.”

 

احمدی نژاد: ” اینها …. به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.”

 

علی لاریجانی در جریان رسیدگی به پرونده هسته ای ایران: “با شکلات راضی نمی شویم.”

 

لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی: “در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن بدست نامحرم مداوا شود.”

 

شکراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: “کوندالیزا رایس یک پیر دختر امریکایی ولگرد است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است.”

 

سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه: “دولت مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود.”

 

وزیر کشور (در مورد انتخابات): ” آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم به فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم.”

 

احمدی نژاد: “امریکا به ایران حمله نمی کند چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم.”

 

احمدی نژاد: “یه دختر بچه دو ساله … زبونشنون اسپانیولیه .. یه نیگاه کرد به من، گفت: “این محموده ، این محموده.”

 

احمدی نژاد: “یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک اومد به دیدن ما ..خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتری شما هستیم.”

 

احمدی نژاد: “دختر ۱۶ ساله ای در خونه شون انرژی هسته ای را کشف کرده.”

 

حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور، محقق و پژوهشگر مهدویت: “رواج بی بندو باری در یک جامعه باعث بروز زلزله می گردد.”

 

برگفته از وبلاگ تقویم تبعید

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، در حالی در انتظار صدور حکم نهایی دادگاه تجدیدنظر هستند، که بررسی مستندات مورد اشاره دادستانی و وزارت اطلاعات، که اصرار بر گناهکار بودن دانشجویان دارند، حکایت از بی گناهی این افراد در خصوص انتشار ۴ نشریه موهن در دانشگاه امیرکبیر دارد.

 

این مستندات که  نسخه ای از آن در اختیار خبرنامه امیرکبیر قرار گرفت، به علت غیرعلنی بودن کلیه دادگاه های برگزار شده، تاکنون منتشر نشده و برای اولین بار به صورت کامل منتشر می شود. مستندات موجود در پرونده حکایت از ضعف دادستانی و دستگاه امنیتی در اثبات اتهامات وارده به دانشجویان دارد. به نظر می رسد به همین علت سه دادگاه مختلفی که تاکنون برای این دانشجویان برگزار شد، هر سه حالت غیرعلنی داشت.

 

بررسی مستندات موجود در پرونده حکایت از آن دارد علیرغم آن که دادستانی و دستگاه های ذی ربط سعی کرده اند موارد مختلفی را به عنوان سند اثبات اتهام این سه دانشجو به دادگاه تحویل دهند، اما در نهایت همگی آن ها متکی بر اعترافات ساختگی و دروغینی است که تحت فشارهای فراوان و شکنجه های غیرانسانی از این دانشجویان در بند ۲۰۹ زندان اوین اخذ شده است. مستندات موجود در پرونده به شرح زیر است:

 

مستندات دادستانی (۲ مورد):

 

۱- اعترافات موجود در پرونده: پیش از این دانشجویان بارها اعلام کرده اند این اعترافات تحت شدیدترین فشارها از آن ها اخذ شده و فاقد اعتبار است. منصوری، قصابان و توکلی از زمان خروج از سلول انفرادی و یافتن امکان تماس با خارج از زندان، از جمله در مرحله بازپرسی، این مسئله را به طرق مختلف اعلام کرده اند. همچنین ۵ دانشجوی آزاد شده به قید وثیقه با تایید این مسئله، به دفتر حقوق شهروندی دادگستری استان تهران اعلام شکایت کرده اند که نتیجه قطعی این شکایت هنوز اعلام نشده است. جالب آن که اعترافات موجود در پرونده در موارد متعدد با واقعیت و با یکدیگر تناقضاتی فاحش دارد که به زودی تناقضات موجود در اعترافات اخذ شده توسط خبرنامه امیرکبیر منتشر خواهد شد.

 

۲- کامپیوتر لب تاپ متعلق به مجید توکلی: نکته جالب توجه این که دادستان در حالی از لب تاپ مجید توکلی به عنوان یکی از مستندات خود نام می برد که هیچ گاه امکان دست یابی به آن را نیافتند. نماینده دادستان ادعا کرده که ۴ نشریه موهن با این کامپیوتر صفحه بندی شده است. نماینده دادستان در جریان بررسی پرونده به سبب ناتوانی از ارائه لب تاپ مورد اشاره به دادگاه، از این مستند صرف نظر کرده است.

 

 

مستندات وزارت اطلاعات (۹ مورد):

 

۱- برگه های درخواست متهمین بند ۲۰۹: در بند ۲۰۹ زندان اوین در صورتی که افراد بازداشت شده درخواستی از مسئول این بند داشته باشند، بایستی این مسئله را در برگه های مخصوصی که برگه درخواست نام دارد، نوشته و به نگهبانان بند تحویل دهند تا پس از بررسی مورد رسیدگی قرار گیرد. درخواست های مطرح شده از سوی متهمین معمولا در خصوص وضعیت سلامت و احتیاج به ویزیت شدن توسط پزشک، خرابی لامپ یا شیر آب سلول، تماس تلفنی با خانواده، دریافت کتاب یا روزنامه و چیزهایی از این قبیل بوده و جدا از جریان بازجویی است. متهمین گاه برخوردها و فشارهای غیرقانونی وارده در طول مدت بازجویی را در قالب درخواست با مسئولین بند ۲۰۹ مطرح می کنند. مسئولین پرونده دانشجویان با گزینش چند برگه درخواست از میان انبوهی از درخواست هایی که ۸ دانشجوی بازداشت شده در طول مدت بازداشت با مسئول بند ۲۰۹ مطرح کرده اند، در صدد برآمدند که شرایط موجود در مدت نگه داری دانشجویان را در این بند عادی و فارغ از هر گونه فشار نشان دهند. در حالی که در بسیاری از موارد دانشجویان بازداشت شده شرح بیماری ها و مشکلات جسمی و روحی که برایشان در زمان بازجویی و در اثر رفتارهای خشن بازجویان به وجود آمده بود را در قالب همین برگه های درخواست به مسئولین بند ۲۰۹ گوشزد کرده بودند. ولی هیچ یک از این برگه ها در اختیار قضات پرونده قرار نگرفته است. برگه های درخواست ارائه شده به دادگاه هیچ نشانه ای مبنی بر دست داشتن دانشجویان در انتشار نشریات موهن و صرفا در صدد است شرایط بازداشت را عادی جلوه دهد.

 

۲- دست نوشته ضبط شده از احسان منصوری هنگام تردد به محل ملاقات در زندان: اوایل مردادماه در حالی که ۵ نفر از ۸ دانشجوی بازداشت شده به قید وثیقه از زندان آزاد شده بودند و ۳ دانشجوی دیگر همچنان در بند ۲۰۹ نگه داری می شدند، برگه یادداشتی که توسط احسان منصوری، یکی از این سه دانشجو، برای تحویل به خانواده اش در جریان ملاقات نوشته شده بود، توسط نگهبانان بند ۲۰۹ ضبط و تحویل تیم بازجویی پرونده شد. احسان منصوری در این دست نوشته به خانواده اش توصیه کرده بود با اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر تماس بگیرند و ضمن مشورت با آن ها، شرح شکنجه ها و بدرفتاری هایی که با آن ها در طول مدت بازداشت شده بود را به اطلاع مقامات عالیرتبه قضایی، از جمله آیت الله هاشمی شاهرودی، برسانند. جالب آن که در این یادداشت آمده که از قول دانشجویان در بند هیچ چیزی گفته نشود، چرا که به محض انتقال این مسئله به تیم بازجویی، این تیم آن ها را بار دیگر تحت فشار قرار می دهند.

 

۳- فیلم مراسم بزرگداشت روز دانشجو، سال ۸۵، دانشگاه تهران: این فیلم حضور احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری را در تجمع روز دانشجو، که به زعم وزارت اطلاعات به صورت غیرقانونی برگزار شده، نشان می دهد و شعارهایی که دانشجویان علیه دولت و محمود احمدی نژاد سر می دهند را مورد توجه قرار داده است. این فیلم نیز حاوی هیچ گونه سندی مبنی بر اثبات اتهامات وارده به این ۳ دانشجو نبوده و به نظر می رسد صرفا جهت سنگین کردن فضای اتهام علیه دانشجویان به دادگاه ارائه شده باشد.

 

۴- فیلم خط سیاه، تهیه شده توسط وزارت اطلاعات: شرح کامل محتویات این فیلم پیش از این در خبرنامه امیرکبیر آمده بود. سعی تهیه کننده این فیلم این است که با سنگین کردن فضای اتهام علیه دانشجویان، با نمایش گزارش رسانه های خارجی در خصوص انتشار نشریات موهن و اعتراض سازماندهی شده بسیجیان مقابل دانشگاه امیرکبیر، در نهایت به اعترافات اخذ شده از ایشان در طول مدت بازجویی استناد کند و اعلام کند نشریات موهن را همین ۳ نفر منتشر کرده اند.

 

۵- یک عدد سی دی حاوی تصاویر اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر: به نظر می رسد این عکس ها توسط بسیجیان و مامورین امنیتی از تجمعات دانشجویی در طول سالیان اخیر گرفته شده است. این سی دی بدون هیچ گونه توضیحی تنها تصاویر اعضای انجمن را در اختیار دادگاه می گذارد و هیچ گونه مدرکی دال بر گناهکاری سه دانشجو ارائه نمی دهد.

 

۶- sms فرستاده شده توسط احسان منصوری برای مجید توکلی: بامداد روز ۱۰ اردیبهشت، روزی که نشریات موهن در دانشگاه امیرکبیر پخش شد، احسان منصوری با ارسال sms ی به مجید توکلی از او می پرسد: «حاجی بیداری؟ می دونی چه جوری می شه فایل رو تبدیل به پی دی اف کرد؟». وزارت اطلاعات ادعا کرده منظور احسان منصوری از فایل، فایل نشریات موهن بوده است. مستند آن ها هم در این خصوص اعترافات اخذ شده تحت فشار و شکنجه از این دو دانشجو است. در حالی که فایل های مورد اشاره احسان منصوری هیچ گونه ارتباطی با نشریات موهن نداشته و چندین نفر از دانشجویان در آن زمان در خوابگاه بوده و حاضرند در این خصوص شهادت دهند.

 

۷- آرشیو نشریات سحر، آتیه، سرخط و ریوار: وزارت اطلاعات با ارائه آرشیو این ۴ نشریه، که بدون شک از اداره کل فرهنگی دانشگاه امیرکبیر دریافت شده است، و تاکید بر بخش هایی از آن در صدد است توهین به مقدسات را در این ۴ نشریه مسبوق به سابقه جلوه دهد. این مسئله نه تنها هیچ اشاره مستقیمی به دست داشتن دانشجویان در انتشار ۴ نشریه موهن ندارد، بلکه کارنامه نشریات سحر، آتیه، سرخط و ریوار نشان دهنده آن است که اساسا به کار بردن مقالاتی مشابه آن چه در ۴ نشریه موهن آمده بود، در این نشریات سابقه نداشته است.

 

۸- نامه دانشجویان خطاب به هاشمی شاهرودی مبنی بر عدم وجود شکنجه: پس از انتشار خبر شکنجه دانشجویان در بند ۲۰۹، تیم بازجویی این سه دانشجو را مجبور می کند با نگارش نامه ای خطاب به هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، شکنجه شدن خود را طول مدت بازجویی تکذیب کنند. جالب آن که این نامه نیز در اواسط تابستان و در بند ۲۰۹ از دانشجویان اخذ شده است.

 

۹- sms مبادله شده بین توکلی، منصوری، علی اشرفی و محمودیان: ساعتی پس از انتشار نشریات موهن در دانشگاه امیرکبیر در حالی که ۴ مدیرمسئول این نشریات دخالت خود را در انتشار آن ها تکذیب می کردند، بازار گمانه زنی در این خصوص که این نشریات کار کدام جریان می توانسته باشد، در دانشگاه به طرز قابل توجهی داغ شد و بالا گرفت. وزارت اطلاعات سعی نموده با ارائه متن یکی از smsهای ردوبدل شده میان دانشجویان، صحت اتهام نشر اکاذیب توسط سه دانشجوی در بند را به دادگاه القا کند.

 

 

مستندات دانشجویان (۱۲ مورد):

در مقابل مستندات فوق الذکر، ارائه شده توسط دادستانی و وزارت اطلاعات، دانشجویان و وکیل مدافعشان نیز مستنداتی مبنی بر بیگناهی دانشجویان ارائه کردند. این مستندات به شرح زیر است:

 

۱- نامه تکذیبیه ۴ مدیرمسئول خطاب به رئیس دانشگاه: ساعتی پس از انتشار ۴ نشریه موهن در دانشگاه امیرکبیر، احمد قصابان، مجید شیخ پور، پویان محمودیان و مقداد خلیل پور با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، ضمن محکوم کردن توهین به مقدسات، نشریات منتشر شده را جعلی خوانده، آن ها را منتسب به خود نداسته و به رئیس دانشگاه در این خصوص شکایت کرده اند.

 

۲- سخنرانی در تریبون آزاد ۱۱ اردیبهشت: مجید توکلی و احمد قصابان در سخنرانی هایی که در تریبون آزاد ۱۱ اردیبهشت داشتند، هر یک به صورت جداگانه نشریات را جعلی خوانده، توهین به مقدسات را قاطعانه محکوم کرده و خواستار برخورد قوه قضاییه با جاعلین نشریات و توهین کنندگان به مقدسات شده اند. لازم به ذکر است احسان منصوری در آن زمان به دانشگاه ممنوع الورود و در این مراسم شرکت نداشت.

 

۳- نامه تظلم خواهانه خطاب به هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه: در روز ۱۲ اردیبهشت ۴ مدیرمسئول نشریات دانشجویی با ارسال نامه ای تظلم خواهانه به هاشمی شاهروی، رئیس قوه قضاییه، خواستار دستور ویژه وی جهت رسیدگی به قضیه جعل نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر شده اند. این ۴ دانشجو در این نامه بار دیگر نشریات موهن را جعلی خوانده بودند.

 

۴- حضور دانشجویان نزد مراجع عظام: چند نفر از مدیران مسئول نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر یک روز پس از انتشار نشریات موهن، ۱۱ اردیبهشت، با مراجعه به مراجع تقلید، در شهر قم، استفتائاتی در خصوص حکم تکذیب ۴ مدیرمسئول این نشریات به عمل آوردند و مراجع بالاتفاق تکذیب این دانشجویان را مسموع و قابل پذیرش دانسته و اصرار انتساب اتهام به ایشان را گناه قلمداد کردند.

 

۵- تصویر نامه طرح شکایت رسمی دانشجویان نزد قوه قضاییه: ۴ مدیرمسئول با تنظیم شکایتی قصد داشتند در تاریخ ۱۳ اردیبهشت از جاعلین نشریاتشان و همچنین کسانی که در آن مدت افترائاتی را علیه آن ها مطرح کرده بودند شکایت کنند. احمد قصابان در حین این که قصد داشت شکایت نامه خود و سه مدیرمسئول دیگر را به دادگاه ببرد، توسط مامورین دستگیر و روانه زندان شد. کپی این شکواییه به دادگاه ارائه شده است.

 

۶- نامه احسان منصوری در زندان به خانواده اش: این نامه که شرح آن پیش از این ذکر شد، توسط مامورین بند ۲۰۹ ضبط و توسط تیم بازجویی تحویل دادگاه شده است. در این نامه صراحتا به اعمال شکنجه در طول مدت بازجویی اشاره شده است.

 

۷- نامه سرگشاده ۳ دانشجو از داخل زندان: مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری با تحویل سه نامه، به صورت جداگانه به خانواده هایشان در تاریخ ۲۲ مردادماه، به صراحت اعلام کردند هیچ گونه دخالتی در چاپ و انتشار ۴ نشریه موهن نداشته و اعترافات اخذ از آن ها تحت فشار و شکنجه بوده است. در زمان نگارش این نامه، دانشجویان همچنان در بند ۲۰۹ و در اتاق های عمومی جداگانه نگه داری می شدند. متن این نامه توسط خبرنامه امیرکبیر و خبرگزاری ایسنا منتشر شد.

 

۸- ملاقات حضوری دانشجویان با رئیس دادگستری استان تهران در بند ۲۰۹: اوایل شهریورماه طی ملاقاتی که آوایی، رئیس دادگستری استان تهران، با این ۳ دانشجو در بند ۲۰۹ داشت، آن ها وجود شکنجه در جریان بازجویی را تایید کردند، شرح شکنجه های اعمال شده را بازگو کردند و بر عدم دخالت در انتشار ۴ نشریه جعلی پافشاری کردند.

 

۹- دفاعیات دانشجویان نزد مقام قضایی: ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر هنگام حضور در مرحله بازپرسی در اردیبهشت ماه و شهریورماه، حضور در دادگاه انقلاب در مهرماه، حضور در دادگاه عمومی در آبان ماه و حضور در دادگاه تجدیدنظر در بهمن ماه، بارها و بارها دخالت خود در انتشار نشریات موهن را تکذیب کرده و اعترافات اخذ شده در بند ۲۰۹ را فاقد اعتبار ذکر کردند.

 

۱۰- استفتا از مراجع تقلید: با استفتائی که خانواده دانشجویان از مراجع تقلید کرده اند، اخذ اعتراف تحت شکنجه را فاقد اعتبار دانسته و تکذیب دانشجویان را مسموع و پذیرفتنی دانسته اند. این استفتا که از آیات عظام موسوی اردبیلی، صانعی، منتظری، گرامی، تهرانی و… اخذ شده قبلا در خبرنامه امیرکبیر منتشر شد و به مراجع قضایی تحویل داده شده است.

 

۱۱- آرشیو نشریات سحر، سرخط، ریوار و آتیه: ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با استناد به شماره های پیشین این نشریات، سابقه درج مطالب توهین آمیز در نشریات دانشجویی را زیر سوال برده و با توجه به چنین سابقه ای، خود را از این اتهام مبرا دانسته اند.

 

۱۲- پرونده پزشکی دانشجویان در بند ۲۰۹: دانشجویان از مراجع قضایی خواسته اند با دریافت پرونده پزشکی آن ها از بند ۲۰۹، شرح انواع ناراحتی های جسمی که در اثر شکنجه به آن ها وارد شده را در این پرونده بازبینی کنند. پرونده پزشکی دانشجویان به طور کامل در اختیار مراجع قضایی قرار نگرفته است.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

سردارزارعی مردی که خشونت او هنگام اجرای طرح مبارزه با اراذل اجتماعی صدای خیلی ها را درآورده بود، ‏به نوشته برخی سایت های خبری- دریک خانه فساد ودرمیان شش زن دستگیرشده است وهم اکنون مقامات قضایی ‏تلاش می کنند بی سروصدا به پرونده او رسیدگی کنند.‏

 

ظاهرا این پرونده را آیت الله شاهرودی به صورت مستقیم دنبال می کند تا اعمال نفوذ افراد قدرتمند پرونده را ‏ازمسیر عادی خود خارج نکند و درثانی بیت رهبری نیز درجریان پیگیری پرونده است وندا آمده که به پرونده هم ‏‎”‎‏”ی سروصدا” و هم “بعد از انتخابات رسیدگی” شود. این اولین بار نیست که یکی از مقامات عالی رتبه نظامی یا ‏کشوری مرتکب خلاف می شود. اما پرده پوشی ومخفی کاری مقامات قضایی در مسیر چنین پرونده هایی سنتی ‏دیرینه است. با این وجود اگر این پنهان کاری ده سال پیش درجهت کاهش تبعات منفی وتخریب چهره نیروی ‏انتظامی، مقامات عالی رتبه کشور ودرنهایت نظام جمهوری اسلامی اقدامی بود که ممکن بود جواب بدهد، با توجه ‏به گسترش ابزارهای ارتباط جمعی امروز عملا عکس خود می کند. چنانکه این روزها جایی نیست که جزییات ‏آنچه مقامات تلاش می کنند پنهان نمایند را در وب سایت های خبری و وب لاگ ها منتشر نکند. ‏

 

درواقع نظام با مخفی کاری وتلاش برای آنچه “بی سروصدا” برگزارکردن چنین پرونده هایی به خرج می دهد، ‏ازجیب آبروی خود هزینه می کند. اطلاع رسانی شفاف ودقیق درمورد پرونده سردارزارعی عملا نظام سیاسی را ‏از چنین افرادی که به سوء استفاده از مقام خود می پردازند وبا حیثیت دستگاه پلیس - به عنوان سرمایه اصلی ‏اش- بازی می کنند، جدا می سازد و مردم را ازقضاوت نادرست برحذرمی دارد. همچنین اطلاع رسانی کامل و ‏تحقیقات بی پرده هراس به دل کسانی خواهد انداخت که به خاطر همین مخفی کاری ها دائم دروسوسه استفاده از ‏قدرت های بی حصرخود هستند درحالی که اگر آنچه می کنند درمحضر مردم عیان شوند، از انجام یا ادامه آنچه ‏می کنند هراسناک خواهند شد.‏

 

جالب آنکه درست همزمان با اخباری که از دستگیری سردار با شش زن دروضعیتی که شرح آن درخبرها آمده ‏منتشر می شود، فرماندارقدرتمند شهر ثروتمند نیویورک با افشای رابطه اش با یک شبکه فساد در روزنامه ‏نیویورک تایمز، به جلوی دوربین های تلویزیونی آمد و از خانواده ومردم شهر عذرخواهی کرد وروز گذشته ‏نیزاستعفا کرد. الیوت اسپیتزر، مردی که به عنوان یکی ازستاره های نوظهور دموکرات ها درآمریکا ویکی از ‏چهره هایی که به عنوان کاندیدای بالقوه برای ریاست جمهوری درسالهای آینده مطرح می شد، همان زمان که ‏معلوم می شود دارای چنین رابطه ایی بوده است، توسط رسانه های جمعی و نمایندگان مردم پرسش قرار می ‏گیرد. نظام سیاسی یعنی جمهوری خواهان ودموکرات ها هیچ کدام تلاشی برای پرده پوشی وبی سروصدا ‏برگزارکردن ماجرا ندارد. این فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد که هشت سال درمقام دادستان کل، مسئول ‏بزرگترین پرونده های جرائم اقتصادی دروال استریت نیویورک بوده است و دشمنان زیادی دروال استریت برای ‏خود داشت همه شهرت خود را حول “مردپاک” وطرفدار اخلاق درست کرده بود. برای او همه شهرتش به خاطر ‏پاک بودنش می آمد. دیروز او تنها ترین مرد سیاست آمریکا بود وباید صحنه سیاست را برای مدتها ترک کند ‏ورسانه ها لحظه به لحظه هرچیزی که از پرونده او به دست می آوردند را به اطلاع مردم می رساندند. ‏

 

اما سردارزارعی، وسردار زارعی ها، با این سیستم پنهان کاری وبی سروصدا برگزار کردن، همواره خود را ‏امن می بینند که از گوشه ای به گوشه دیگر بخزند و در پناه آن سایه امن هر چه می خواهند انجام بدهند. ‏

سوال اینجاست که اگر نظام مردمی است چه چیزی را از مردم پنهان می کند؟ بی اعتماد به نفسی مسئولان عالی ‏رتبه از آنجا نشات می گیرد که گمان می کنند همه مقامات نظام اسلامی باید معصوم باشند واگر کسی خلافی کرد ‏به پای کلیت نظام نوشته می شود وبه همین جهت همه هم وغمشان این است که تا آنجا که می شود چنین مواردی ‏را از مردم مخفی کرد. این هراس تا آنجاست که برای روحانیون دادگاه ویژه روحانیت تشکیل می شود که ‏درتاریخ قضا بی سابقه است که برای یک صنف به خصوص دادگاه مخصوص درست کرد و سایه چنین تفکری ‏می بینیم که هر کسی ازمسئولان گرفته تا خانواده ها وبستگانشان از مصونیت های خاص برخوردارهستند. ‏

 

درحالی که مردم به مراتب احترام بیشتری برای نظامی قائل هستند که وقتی شهروندانش درهرسطحی از کارمند ‏ادارات گرفته و کسبه بازار تا مقامات عالی رتبه کشوری مرتکب خلافی می شوند، به صورت یکسان برخورد ‏کند. نه آنکه یکی که اتفاقا ازهمان کاری که جناب سردار کرده را در شهر بی آبرو کنند وآفتابه به سرش بکشند ‏ودور خیابان به صورتی تحقیر آمیز بگردانند ولی جناب سردار را درزندانی خاص دور ازچشم شهروندان چنان ‏مراقبت کنند که مبادا دوستان ناراحت شوند. ‏

 

این است که آبروی نظام را می برد. درواقع مقامات عالی رتبه قضایی با تن دادن به این سنت نامیمون خود را ‏شریک اعمال چنین افرادی می کنند که دورویی وفریبکاری شان به کلیت نظام سیاسی گره می خورد. پس وقتی ‏مردم سردار زارعی را به همه نظام گره می زنند، نباید به آنها خرده گرفت. ‏

 

دستگیری سردار زارعی، همچنین نشان می دهد کسانی که طرح هایی مانند امنیت اجتماعی را با آن همه عواقب ‏اجتماعی دنبال می کنند، تا چه حد وبه چه دلایلی با آنها موافقت می کنند. کسانی که برای زندگی شخصی وطرز ‏لباس پوشیدن مردم دستورالعمل صادر می کنند ودرخیابان آنها را مورد آزار واذیت قرار می دهند، چنین ایمانی به ‏کارخود دارند. این هم درسی برای برخی ازمسئولان نظام تا نگاهی جدی به سیاست های اجتماعی سال های ‏گذشته خود بیاندازند. اگر چه پیش از هرچیز به نظر می رسد مسئولان قضایی باید با شجاعت جریان امور را با ‏مردم درمیان بگذارند. ‏

 

پنهان کاری مقامات قضایی وتاکید دفتر رهبری بر اینکه ماجرا بی سروصدا حل شود، همچنین به شایعاتی که ‏درزمینه حضوربرخی دیگر مقامات بلند پایه دراین پرونده وجود دارد دامن می زند. به گونه ایی که درتهران گفته ‏می شود اگر برخی پایشان در پرونده هایی مانند قتل های زنجیره ایی و کوی دانشگاه گیر نکرد، درپرونده سردار ‏زارعی حتما به میان کشیده خواهد شد. رفتارشفاف مقامات عالی رتبه قضایی است که می تواند واقعیت را نشان ‏دهد. برای این کار البته همواره وقت محدودی دراختیاراست. پس ازآن مردم قضاوت خود را خواهند کرد.

 

امید معماریان

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

تجمع کارگران صدرا وارد پنجمین روز شد

 

جمعی از کارگران شرکت صنعتی دریایی ایران (صدرا) در بوشهر اعلام کردند که از کار اخراج شده‌اند و باید بر سرکار خود بازگردند.

 این افراد که در برابر استانداری بوشهر تجمع کرده بودند، این خواسته را بیان کردند. آنان گفتند: علت اصلی اخراج از این شرکت بکارگیری پیمانکار و نیروهای غیربومی درپروژه‌هاست و به رغم اینکه پنج روز از اعتراض ما می‌گذرد، مسوولان هیچ اقدامی برای حل مشکل انجام نداده‌اند. ایرنا گزارش داده است که یکی از تجمع‌کنندگان که نام خود را ذکر نکرد گفت: شرکت صدرا در ۲۸ اسفند سال گذشته با ۴۰۰ کارگر بومی این شرکت تسویه حساب و ما را بیکار کرد. وی افزود: هم‌اکنون تنها بهانه مسوولان این شرکت برای اخراج کارگران بومی فقدان کار و سفارش کار است این درحالی است شرکت صدرا اخیرا سفارش ساخت ۱۰ کشتی را از کشور آلمان گرفته است. وی با اشاره به اینکه مسوولان از واژه خصوصی‌سازی دولت سوء‌استفاده کرده‌اند افزود: شرکت صدرا پذیرای سیل عظیم پیمانکاران و نیروهای غیر بومی از شمال و جنوب کشور است.

 یکی دیگر از تجمع‌کنندگان گفت: چرا باید کارگری که تا بازنشستگی‌اش فقط چهار ماه باقی نمانده، از کار اخراج شود و به دنبال بیمه بیکاری باشد. محمد اکبری اضافه‌کرد: بیمه بیکاری نیز پاسخگوی زندگی ما نیست. وی بیان کرد: از بدو اخراج کارگران بومی شرکت صدرا در بوشهر به بهانه پایان کار و نبود کار، این شرکت با پیمانکاری از بندرعباس قرارداد بسته واین پیمانکار نیز باآوردن ۲۵۰ نیرو از این شهر،زمینه‌اشتغال استان بوشهر را بر نیروهای بومی بسته است. وی افزود: اخراج کارگران بومی شرکت صدرا دربوشهر درحالی است که این شرکت بطور مکرر به منظور ایجاد اشتغال جدید وحفظ اشتغال قبل از بانک‌های عامل استان بوشهر تسهیلات دریافت می‌کند.

شماری دیگراز این کارگران، اظهارداشتند: به‌رغم اینکه شرکت صدرا تاکنون چندین بار به اخراج نیروی خود اقدام کرده، مسوولان مربوط هیچ برخوردی با این شرکت نداشته‌اند. آنان بیان کردند: استاندار بوشهر در تجمع هفته گذشته کارگران اخراجی شرکت صدرا قول دارد در زمینه حل این مشکل کمک کند اما تاکنون هیچ گره‌ای از مشکل ما باز نشده است. این کارگران افزودند: درصورت حل نشدن این مشکل در روزهای آینده راه ورودی به جزیره صدرا را که تاسیسات این شرگت در آنجا مستقر است خواهند بست و از ورود کارگران غیر بومی به این جزیره جلوگیری خواهند کرد. این عده اضافه کردند:کارگران اخراجی شرکت صدرا بین هفت تا ۲۰ سال سابقه کار دارند. 

رییس سازمان کار واموراجتماعی استان بوشهر در تجمع هفته گذشته کارگران اخراجی از شرکت صدرا در بوشهر گفته بود: در روز پایان سال گذشته مسوولان این شرکت بدون هماهنگی بااین اداره اقدام به اخراج کارگران قراردادی خود کرده‌اند. حسین باشی زادگان افزود: در آمار اعلام شده ۳۸۴ کارگر اخراج شده‌اند اما نفرات اخراجی احتمالا بیش از این شمار باشد. وی گفت: ادعای مسوولان شرکت صدرا مبنی بر اخراج کارگران خود پایان پروژه است. باشی زادگان اظهار داشت: برای بررسی صحت این ادعا نشستی با مسوولان شرکت یادشده برگزار خواهد شد. وی با بیان اینکه مشکل بیکاری و تبعات آن بر زندگی کارگران اخراجی باعث نگرانی آنان شده است، یادآور شد: برای دفاع از حقوق کارگران اخراجی این موضوع به طور ویژه رسیدگی خواهد شد.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

تحليل کنت پولاک:

 

شاه

 

کارتر

 

و روز جمهوری اسلامی

 

تخيل يا تحليل پولاک، پاسخ به اين پرسش ها است که: آيا شاه به خاطر سرطان از ايران رفت؟ آقای خمينی از کجا می دانست که ترور نمی شود؟ کارتر چرا هايزر را ايران فرستاد؟ در پاريس آقای خمينی به امريکايی ها چه گفت؟ در روز انقلاب، اسناد دفتر مخصوص شاه کجا رفت؟ چرا اداره ساواک و اسنادش به دست ابراهيم يزدی افتاد؟ و چگونه داريوش همايون و ديگر وزيران از ايران گريختند؟ و... چرا فرودگاه منفجر نشد؟ و آيا آمريکا، امام را به ايران آورد؟

در منطقه‌ خليج‌فارس‌، گريز از نفت‌ بسيار مشکل‌ است‌ و هرچند که‌ ازبسياری‌ جهات‌ انقلاب‌ ايران‌ با نفت‌ شروع‌ شد. به‌ عبارتی‌ ديگر، موردی‌ که‌ به‌وجود آمد، نفت‌ بود که‌ انقلاب‌ را پديد آورد. در اوايل‌ دهه‌ ١۹۷٠، شاه‌فعاليتی‌ را آغاز کرد تا درآمد نفتی‌ ايران‌ را افزايش‌ دهد، به‌طور يکه‌ در پس‌رؤياهای‌ هيجانی‌ و ديوانه‌وارش‌ بدين‌ امر موفق‌ شد. پول‌ به‌ ايران‌ سرازير شدو آن‌ پول‌ همه‌ چيز را تغيير داد. اقتصاد ايران‌ بيش‌ از اندازه‌ رونق‌ گرفت‌. فساداندک‌اندک‌ بهم‌ ريخت‌، مقامات‌ در تهران‌ از دسترسی‌ به‌ واقعيت‌ موجود دورشدند. سرانجام‌ اقتصاد ايرانيان‌، پيچيده‌ و تحريف‌ شد. موجب‌ تهديد ساختاراجتماعی‌ شد ـ ساختاری‌ که‌ در اوج‌ بحران‌ بود ـ و سيستم‌ سياسی‌ استبدادی‌به‌ نقطه‌ انفجار و مرز فروپاشی‌ رسيد. ايران‌ قبل‌ از رونق‌ و ترقی‌ نفت‌ کشورشادی‌ نبود، اما پس‌ از آن‌، مانند اتبار باروت‌ ـ در وضع‌ قابل‌ انفجار بسرمی‌برد.نفت‌ آمريکا را برانگيخت‌ تا بيشتر از سابق‌ به‌ ايران‌ نزديک‌ شود. پس‌ ازترقی‌، آمريکا به‌ ايران‌ نياز داشت‌. نيازی‌ که‌ هرگز در سابق‌ چنين‌ نبود. ناگهان‌،آنچه‌ که‌ در ايران‌ اتفاق‌ افتاد، برای‌ اقتصاد آمريکا خطرناک‌ بود و نيز در اقتصادجهانی‌ هم‌ بحرانی‌ به‌ وجود آورد. وقتی‌ که‌ رژيم‌ شاه‌ غرق‌ شد، آمريکا هم‌ باآن‌ غروب‌ کرد و به‌ خاطر اين‌ تنزل‌ و افت‌ مشهود با سرزنش‌ و نقد مواجه‌ شد.
ريچارد نيکسون‌ و مشاوران‌ امنيت‌ ملی‌ کشورش‌، هنری‌ کيسينجر به‌واشنگتن‌، ديدگاهی‌ بی‌طرفانه‌، منصفانه‌ و جدی‌ نسبت‌ به‌ جهان‌ ارائه‌ کردند.آن‌ها جهان‌ را از ديدگاه‌ منشوری‌ مواجهه‌ جهانی‌ بين‌ شوروی‌ و آمريکانگريستند و آن‌ها سياست‌ جهانی‌ را عرصه‌ شطرنجی‌ تصور می‌کردند که‌ بين‌دو ابرقدرت‌ در حال‌ بازی‌ است‌ و آن‌ها به‌طور استثنايی‌ بازی‌ خود را حساس‌و پيچيده‌ خواندند و رغبت‌شان‌ بر اين‌ بود تا از هر ابزار و وسيله‌ای‌ در لوازم‌سياست‌ خارجی‌ آمريکا از نيروی‌ نظامی‌ تا نيروهای‌ کنترل‌ و و از عمليات‌پنهانی‌ تا همکاری‌ انسان‌دوستانه‌ استفاده‌ کنند. آنان‌ همچنين‌ برای‌ بعضی‌ ازموفقيت‌های‌ مهم‌ سياست‌ خارجی‌ آمريکا اعتبار خاص‌ قائل‌ بودند. گشودن‌فضای‌ باز ارتباطی‌ به‌ سوی‌ چين‌، آغاز پيشرفت‌ در صلح‌ خاورميانه‌ ـ که‌ منتهی‌به‌ برنامه‌ کمپ‌ ديويد تحت‌ نظارت‌ دولت‌ جيمی‌ کارتر شد و ديگربرنامه‌های‌ کنترل‌ نظامی‌ روسيه‌ که‌ همه‌ اتفاقات‌ و رخدادهای‌ آرامی‌ بودند که‌با نيکسون‌ و کيسينجر آغاز شد و دارای‌ اثری‌ درازمدت‌ و منفعتی‌ طولانی‌برای‌ آمريکا بود.اما نگاه‌ آنان‌ يک‌ نگاه‌ يک‌ بعدی‌ به‌ جهان‌ بود و تمرکز آنان‌ بر روی‌سياست‌ ابرقدرت‌های‌ جهان‌، گاه‌ موجب‌ بروز مشکلاتی‌ برای‌ آمريکا درجهان‌ سوم‌ می‌شد. در جاهايی‌ مانند آنگولا، کامبوج‌، شيلی‌ و ايران‌،مشکلاتی‌ به‌ وجود آمد که‌ برای‌ چندين‌ سال‌ آمريکا را در محاصره‌ قرار داد.برای‌ نيکسون‌ و کيسينجر، کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ در جنگ‌شان‌ با مسکو، درحد يک‌ آلت‌ دست‌ بيشتر نيستند. آنان‌ چندان‌ به‌ بررسی‌ و تمرکز بر اوضاعی‌که‌ در آن‌ کشورها می‌گذشت‌، مايل‌ نبودند تا جايی‌ که‌ حکومت‌ آنان‌، تنها دربرابر اعمال‌ ديکته‌ شده‌ توسط‌ واشنگتن‌، عکس‌العمل‌ نشان‌ می‌داد. از آن‌لحاظ‌، آنان‌ شاه‌ را يک‌ آلت‌ دست‌ خوب‌ می‌ديدند،تصميم‌ مربوط‌ به‌ شاه‌ به‌ عنوان‌ شاخص‌ منطقه‌ای‌ آمريکا موجب‌ تعبيرغلط‌ شاه‌ درباره‌ استراتژی‌ نيکسون‌ به‌ کيسينجر شد. شاه‌، در عبارت‌ مشهور وبه‌ يادماندنی‌ کيسينجر، که‌ «جزو بی‌نظيرترين‌ رهبران‌ و متحد و هم‌پيمان‌بی‌چون‌ و چرا» کسی‌ که‌ نظريات‌ و سياستش‌ به‌ درست‌ با آمريکا ـ از همه‌لحاظ‌ ـ همسان‌ و همسو هستند.. شاه‌ در بسياری‌ از اهداف‌ عمومی‌آمريکا در منطقه‌، سهيم‌ شد. او در جستجوی‌ ثبات‌ ـ عليه‌ ناصر وراديکال‌های‌ عرب‌ ـ بود. از اسرائيل‌ دفاع‌ و حمايت‌ و با کمونيسم‌ و شوروی‌مخالفت‌ می‌کرد و همچنين‌ او خواهان‌ حمايت‌ کردن‌ و سرپا نگه‌ داشتن‌، ديگرکشورهای‌ سلطنتی‌ محافظه‌کار منطقه‌ بود. اما تفاوقت‌های‌ عمده‌ و اساسی‌بين‌ ايران‌ و آمريکا وجود داشت‌، ائتلاف‌ و حمايت‌ بی‌چون‌ و چرای‌ آمريکا وثروت‌ نفتی‌ جديد در ايران‌ موجب‌ شد تا شاه‌ در جهانی‌ حرکت‌ کند که‌ دولت‌نيکسون‌ از تصميم‌های‌ آشکار و اهداف‌ صريح‌ تهران‌ چندان‌ موافق‌ نباشد.علاوه‌ بر اين‌، شاه‌ هرگز بی‌اعتمادی‌ و شک‌ و ترديد خود را نسبت‌ به‌ آمريکابه‌ کل‌ فراموش‌ نکرد و آرزو داشت‌ ايران‌ را به‌ قدری‌ قوی‌ سازد تا به‌طور کامل‌مستقل‌ شود و در برابر نفوذ خارجی‌ مقاوم‌ و تأثيرناپذير بماند.شاه‌ از به‌ عهده‌ گرفتن‌ نقش‌ جديد خود ـ از سوی‌ دوستانش‌ هنری‌کيسينجر و ريچارد نيکسون‌ ـ هيجان‌زده‌ و ذوق‌زده‌ شده‌ بود
و شاه‌ بهترمی‌دانست‌. او می‌دانست‌ که‌ اجرای‌ اين‌ نقش‌ برای‌ آمريکا ـ که‌ به‌ شدت‌ درجريان‌ ويتنام‌ آشفته‌ شده‌ است‌ ـ و نيز سياست‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌، به‌ او نوعی‌نفوذ، قدرت‌ و وسيله‌ اعمال‌ فشار می‌دهد. در نهايت‌، برای‌ شاه‌ اين‌ مسأله‌ به‌آن‌ معنی‌ بود که‌ اگر از منافع‌ آمريکا در خليج‌فارس‌ مراقبت‌ کنند، در نتيجه‌آمريکا ديگر از گفتن‌ و تذکر دادن‌ در چگونه‌ اداره‌ کردن‌ حکومت‌ دست‌ برخواهد داشت‌ و در حقيقت‌، دولت‌ نيکسون‌ چنان‌ کرد و تقريباً همه‌ نقدهايی‌که‌ به‌ خاطر تجاوز به‌ حقوق‌ بشر ايرانيان‌، مقاومت‌ شاه‌ در برابر پذيرفتن‌اطلاعات‌ سياسی‌ و رفرم‌ در سيستم‌ اقتصادی‌ خودداری‌ کردن‌ از قضاوت‌گذرا درباره‌ انقلاب‌ سفيد و ديگر سياست‌های‌ داخلی‌ ايران‌ و خصوصاً آنچه‌که‌ به‌طور کلی‌ درباره‌ شاه‌ و امورات‌ ايران‌ بود، از دور خارج‌ کرد و آن‌ها را به‌عهده‌ خود شاه‌ و ايرانيان‌ واگذار کرد . شاه‌ چنين‌ کرد. او در کنار مرد قوی‌ عراق‌، صدام‌حسين‌ جوان‌، در الجزاير نشست‌ و به‌ سرعت‌ کردها را در ازای‌ رضايت‌عراق‌ مبنی‌ بر مسايل‌ نوار مرزی‌ با ايران‌، فروخت‌!... هم‌ دولت‌ نيکسون‌ و هم‌کردها در قرارداد الجزاير، از شاه‌ خيانت‌ ديدند. هرچند کسی‌ از چنين‌قراردادی‌ خرسند نبود، اما کردها هزينه‌ و تاوان‌ سختی‌ پرداخت‌ کردند و اکثراًجانشان‌ را در اين‌ معامله‌ دادند، زيرا بدون‌ کمک‌های‌ ايران‌ و آمريکا، به‌راحتی‌ توسط‌ ارتش‌ صدام‌ سرکوب‌ شدند..سرانجام‌، سياست‌ جديد درباره‌ ايران‌، منجر به‌ کاهش‌ عمليات‌ روبه‌افزايش‌ اطلاعاتی‌ آمريکا در ايران‌ شد. شاه‌ پيوسته‌ و شديداً درباره‌تلاش‌های‌ آمريکا برای‌ تشخيص‌ و ديدن‌ آنچه‌ که‌ در داخل‌ کشورش‌می‌گذرد، شکايت‌ داشت‌ و پس‌ از مدتی‌، هرچند به‌ عنوان‌ محور منطقه‌ای‌آمريکا، تخلف‌ و تخطی‌ می‌کرد و اعتراض‌ و نگرانی‌ مقامات‌ آمريکاروزبه‌روز، شدت‌ می‌يافت‌. ميزان‌ گزارش‌های‌ سياسی‌ Cia درباره‌ ايران‌ دراوايل‌ ١۹۷٠، حقيقتاً از ميزان‌ اواخر دهه‌ ١۹۴٠، کم‌تر بود و سفارت‌ آمريکادر تهران‌، تعداد اندکی‌ افسر و مأمور داشت‌ که‌ می‌توانستند به‌ زبان‌ فارسی‌تکلم‌ کنند و يا به‌طور متناوب‌ در ايران‌ زندگی‌ کرده‌ باشند.. پس‌ از همه‌ اين‌مسايل‌، پرسنل‌ وزارت‌ امور خارجه‌ ايران‌ و ساواک‌ به‌ زبان‌ انگليسی‌ تکلم‌داشتند و از آن‌ وقت‌ آن‌ها، تنها ايرانيانی‌ بودند که‌ آمريکايی‌ها مجاز به‌صحبت‌ با آنان‌ بودند، اما فراگيری‌ زبان‌ فارسی‌ چه‌ سودی‌ داشت‌؟
در دسامبر ١۹۷٣، وزيران‌ نفت‌اپک‌ در تهران‌ دوباره‌ تشکيل‌ جلسه‌ دادند و شاه‌ آنان‌ را قانع‌ کرد به‌ اينکه‌قيمت‌ نفت‌ را هرچه‌ بيشتر، افزايش‌ دهند و به‌ قيمت‌ نجومی‌ ۶۵/١١ دلار دربشکه‌ برسانند. افزايش‌ قيمت‌ داخلی‌ و تحريم‌، موجب‌ نوعی‌ بحران‌ نفتی‌جدی‌ در غرب‌ شد و اين‌ افزايش‌ ناگهانی‌ قيمت‌ و بحران‌ به‌ وجود آمده‌،اوضاع‌ را وخيم‌تر کرد.. نيکسون‌ نامه‌ای‌ خصوصی‌ به‌ شاه‌ و رئوس‌ مطالب‌آن‌ دربارة‌ مشکلات‌ فاجعه‌آميز رشد قيمت‌ نفت‌ بود و به‌ او توصيه‌ کرد که‌دوباره‌ بررسی‌ و تجديدنظر کند، اما عکس‌العمل‌ شاه‌ اين‌ بود که‌ کاملاًدرخواست‌ نيکسون‌ را ناديده‌ گرفت‌برای‌ ايران‌، اوج‌ يا حد نهايی‌ تأثير بر رشد قيمت‌ نفت‌ چندان‌ فاجعه‌آميزتراز بقيه‌ مسايل‌ نبود، گرچه‌ در آن‌ زمان‌، آن‌ را تا حدی‌ متوجه‌ شد. درآمد نفت‌،که‌ از ٨٨۵ ميليون‌ دلار در سال‌ ١۹۷١، به‌ ۶/١ بيليون‌ دلار در سال‌ ١۹۷٢رسيده‌ بود، به‌ ۶/۴ بيليون‌ دلار در سال‌ ١۹۷۴ و آنگاه‌ ناگهان‌ ترقی‌ کرد و به‌سرعت‌، در سال‌ ١۹۷۵ تا ٨/١۷ بيليون‌ دلار بالا رفت‌. تهران‌ به‌ نظرمی‌رسيد که‌ ناگهان‌ در پول‌ غرقه‌ خواهد شد و شاه‌ می‌تواند هر آنچه‌ را که‌بخواهد انجام‌ دهد يا داشته‌ باشد. برنامه‌ريزان‌ و طراحان‌ ايرانی‌، که‌ هرگزتأثيری‌ ويژه‌ نداشتند، به‌ خاطر اين‌ واقعيت‌ موجود، همه‌ پايه‌ها را از دست‌دادند. به‌ نظر رسيد که‌ آنان‌ برای‌ حل‌ مشکلات‌شان‌ پول‌ بيش‌ از حدی‌ دراختيار دارند و در اوهام‌ و پندارهای‌ خود افراط‌ می‌کنند.به‌ معنی‌ واقعی‌ کلمه‌، يک‌ شبه‌، ٣۶ بيليون‌ دلار که‌ در اساس‌ به‌ برنامه‌ پنجم‌توسعه‌ شاه‌ اختصاص‌ يافت‌، به‌ حدود دو برابر، يعنی‌ ۶٣ بيليون‌ رسيد؛ بدون‌آنکه‌ کسی‌ به‌ عواقب‌ و پيامدهای‌ آن‌ بيانديشد و يا شرايط‌ و مقتضيات‌ لازم‌ رامهيا کننداکنون‌ فعاليت‌ تمام‌ زرادخانه‌ها و کارخانه‌های‌ اسلحه‌سازی‌ آمريکا برای‌فروختن‌ تسليحات‌ به‌ شاه‌ بود. او پول‌ بيشتری‌ می‌خواست‌ تا هر قلم‌ جنسی‌ راـ که‌ در سابق‌ از او مضايقه‌ کرده‌اند ـ خريداری‌ کند..در اين‌ نامه‌، مقاومت‌ مأموران‌ آمريکا بيشتر پيش‌ به‌ حيف‌ و ميل‌ و اتلاف‌دلارهای‌ آمريکايی‌ برای‌ خريد نفت‌ خاورميانه‌ توجه‌ می‌کردند. بدين‌ ترتيب‌،تعداد انگشت‌شماری‌ از افراد در واشنگتن‌ از برگرداندن‌ و ارسال‌ بيليون‌هادلار ـ حاصله‌ از درآمد نفت‌ ـ برای‌ خريد اسلحه‌ (و چه‌ برای‌ حدود کلی‌ ديگرخريدها) به‌ آمريکا، خرسند نبودند. تا حدی‌، مقامات‌ آمريکا تشويق‌ وترغيب‌ شدند که‌ زياده‌روی‌ و افراط‌ خريد شاه‌ و ميزان‌ ضرر و زيان‌ به‌ کسری‌داد و ستد آمريکا را به‌ حداقل‌ خواهد رسانيد. آنان‌ شاه‌ را به‌ شدت‌ تحت‌فشار گذاشتند تا از آمريکا خريد کند ـ و بدون‌ هم‌پيمانان‌ اروپايی‌ ـ دوباره‌ به‌آمريکا همان‌ دلارهای‌ نفتی‌ را بازگرداندوقتی‌ که‌ شاه‌ و درباريانش‌ در ثروت‌ جديد ايران‌ غوطه‌ور بودند، مردم‌ايران‌ به‌طور فزاينده‌ای‌ ناراحت‌ و معترض‌ بودند و يکی‌ از دلايل‌ عمده‌ آن‌اقتصاد ناموفق‌ ايران‌ بودبه‌ جای‌ تعليم‌ و آموزش‌ ايرانيان‌ برای‌ کاريابی‌و استخدام‌ در بخش‌های‌ حمل‌ونقل‌، خدمات‌ و صنعتی‌، کارخانجات‌ ايرانی‌،٠٠٠/٣٠٠ کارگر هندی‌، پاکستانی‌، فيليپينی‌، کره‌ای‌، آمريکايی‌، اروپايی‌ وافغانی‌ در ايران‌ به‌ کار گمارده‌ شدند. از زمانی‌ که‌ بسياری‌ از آمريکايی‌ها واروپايی‌ها برای‌ شغل‌های‌ نيازمند و تحفص‌ مهارت‌، به‌ کار گمارده‌ شدند، اين‌استنباط‌ عمومی‌ مردمی‌ را تقويت‌ کرد که‌ خارجی‌ها اکثر شغل‌های‌ مطلوب‌ وضروری‌ و مفيد را به‌ جای‌ ايرانيان‌ اشغال‌ کرده‌اند. و با جامعه‌ ايرانی‌ رقابت‌می‌کنند و آنان‌ را کنار نهاده‌انداقتصاد تنها مسأله‌ای‌ نبود که‌ ايرانيان‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اعتراض‌ داشتند. برای‌اکثر مردم‌، چيز زيادی‌ برای‌ ادامه‌ زيستن‌ با وعده‌های‌ رژيم‌ وجود نداشت‌، وآنان‌ روزبه‌روز ثروت‌ نفت‌ ايران‌ را به‌ باد می‌دادند و در مقايسه‌، کم‌ترين‌ کاری‌برای‌ پيشرفت‌ و ترقی‌ سطح‌ زندگی‌ مردمان‌ انجام‌ نمی‌دادند. طبقه‌ فرودست‌جامعه‌ ناراضی‌ترين‌ قشر بودند که‌ بنا به‌ فشار اقتصاد ايران‌، زندگی‌ بسيارمشکلی‌ را می‌گذراندند
ساواک‌ در واقع‌ در کشف‌ شورشيان‌ و مخالفان‌ حکومت‌ بسيار خوب‌ظاهر می‌شد (با پذيرش‌ اينکه‌ استاندارد رفتار فرد ضدرژيم‌ در آن‌ زمان‌ حتی‌شامل‌ عدم‌ موافقت‌ سياسی‌ با رژيم‌ هم‌ می‌شد) مابقی‌ کشور را رها کرده‌ بود.از آن‌ لحاظ‌، ترور ايرانيان‌ از لحاظ‌ فراگيری‌ و تکثير بسيار کم‌تر از روسيه‌استالينی‌ و عراق‌ بعثی‌ بود. هنوز، در عراق‌ و روسيه‌، مردم‌ از منزل‌های‌شان‌دزديده‌ و ناپديد می‌شدند، هيچ‌ رد پايی‌ و هيچ‌ جنبه‌ای‌ از احترام‌ به‌ حقوق‌بشر وجود ندارد، اعدام‌ در ملاء عام‌ هست‌ و شکنجه‌ای‌ که‌ در زندان‌ اوين‌تهران‌ اعمال‌ می‌شد در آزارگری‌ و ترسناکی‌ مانند زندانی‌های‌ لوبلجنکا وابوغريب‌ بود. چون‌ افراد ساواک‌، کارآمد بودند و توبيخ‌ و تنبيه‌ آنان‌ در اوج‌شدت‌ زمانة‌ خود بود، ساواک‌ در نسبت‌ به‌ عراق‌ و روسيه‌ در ترور در سطح‌اجتماع‌، با پرسنل‌ اندک‌ و کشتارهای‌ غيرقانونی‌ و خارج‌ از آيين‌ دادرسی‌ وفاقد اعتبار ـ به‌ نظر بسيار مؤثرتر، منشأ اثرتر و کاری‌تر به‌ نظر می‌آمد.گروه‌های‌ بين‌المللی‌ حقوق‌ بشر در قياس‌ با صدها و هزارها و ميليون‌هاسلاخی‌ و کشت‌ و کشتار در عراق‌ و روسيه‌، به‌ ترتيب‌، شواهدی‌ را دال‌ برفقط‌ هزاران‌ مورد از چنين‌ مرگ‌هايی‌ يافتند..و نيز حسی‌ قوی‌ در بين‌ ايراناين‌ از گردش‌ زندگی‌ که‌ خود حکومت‌ آنان‌ثابت‌ کرده‌ است‌ که‌ سنگدل‌ و بی‌رحم‌ و بدون‌ صلاحيت‌ و بی‌کفايت‌ است‌ وشاه‌ در جهانی‌ خيالی‌ و دنيايی‌ از توهم‌ و موهومات‌ و به‌ دور از واقعيات‌ داخل‌کشورش‌ زندگی‌ می‌کند، شاهی‌ که‌ با مجنيرگويان‌ چاپلوسی‌ که‌ دورتادورش‌ رافرا گرفته‌اند و جرأت‌ نمی‌کنند به‌ او بگويند که‌ نگاه‌ و بينش‌ او، ايران‌ را به‌آستانه‌ بدبختی‌ و فاجعه‌ سوق‌ می‌دهد، و در پرورش‌ شخصيت‌ تهی‌ او وطرفداری‌ سينه‌ چاک‌ بودن‌ افراط‌ می‌کند، که‌ همگان‌ را از او مات‌ و متحير وبيگانه‌ و منزوی‌ می‌گرداند.ايران‌ همواره‌ کشوری‌ مذهبی‌ بوده‌ است‌. شايد به‌ اين‌ علت‌ که‌ تنها مذهب‌شيعه‌ است‌ که‌ سال‌های‌ مديدی‌ است‌ بر آن‌ جامعه‌ تسلط‌ دارد، وابسته‌ بودن‌ايرانيان‌ به‌ اسلام‌ و آن‌ را منبع‌ قدرت‌ و ارشاد نگريستن‌ مانند، آنچه‌ که‌ هنجار ومعيار اکثر جوامع‌ شده‌ است‌، می‌باشد و شايد چندان‌ اتفاقی‌ نيست‌ که‌ آيت‌ا...کاشانی‌ و ديگر روحانيون‌ هم‌پيمانان‌ مهم‌ مصدق‌ شدند و عاقبت‌ پس‌ از آنکه‌از او رخ‌ برتافتند بزرگ‌ترين‌ بلای‌ جان‌ او هم‌ شدند. دهه‌های‌ ١۹۶٠ و ١۹۷٠،هرچند شاهد عمق‌ اعتقادات‌ مذهبی‌ در سراسر کشور است‌ اما اين‌ پديده‌ به‌نظر می‌رسيد که‌ به‌ عوامل‌ بسيار و متفاوتی‌ وابسته‌ می‌باشد. يک‌ عنصر مهم‌توسعه‌ شهری‌ است‌. در آن‌ هنگام‌ که‌ رعايا از زندگی‌ روستايی‌ خود دست‌شستند و به‌ سوی‌ دنيای‌ ناشناخته‌ و غريب‌ شهرها روی‌ آوردند، به‌ دنبال‌ملجا و پناهی‌ بودند که‌ بدان‌ بگروند تا توازنی‌ در بين‌ دنيای‌ وارونه‌ و واژگون‌آن‌ برقرار کنند. از اين‌رو، مساجد و هیأت‌های‌ مذهبی‌ در سراسر زاغه‌ها ومحلات‌ فقيرنشين‌ ايران‌ روييدند و قارچ‌گونه‌ سبز شدند
علاوه‌ بر اين‌، اعمال‌ رژيم‌ بيشتر و بيشتر موقعيت‌ روحانيت‌ را تقويت‌ کرد.زيرا رژيم‌ به‌ شدت‌ سکولا رونادين‌ مدار بود و ارزشی‌ برای‌ جنبه‌های‌ سنتی‌جامعه‌ ايرانيان‌ قائل‌ نمی‌شد و صرف‌ عمل‌ ايمان‌ و اعتقاد آوردن‌ به‌ مذهب‌،خود به‌ نوعی‌ نافرمانی‌ و اعتراض‌ عليه‌ رژيم‌ تلقی‌ می‌شد. بسياری‌ از زنان‌جوان‌ به‌ عنوان‌ ژست‌ يا حرکتی‌ به‌ نشانه‌ سياسی‌ بيشتر از آنکه‌ نشانه‌ ايمان‌ وپارسايی‌ باشد، چادر به‌ سر کردند. و به‌ طريق‌ مشابه‌، رژيم‌ از پذيرفتن‌ مستقيم‌مذهب‌ ابا داشت‌. شاه‌ با جديت‌ سعی‌ داشت‌ که‌ تصويری‌ از عمق‌ اعتقادمذهبی‌ خودش‌ را به‌ نمايش‌ بگذارد و روابطی‌ دوستانه‌ و گرم‌ با آيت‌ا...های‌مهم‌ و شاخص‌ داشته‌ باشد. زمانی‌ که‌ رژيم‌ با روحانيت‌ با بدرفتاری‌ وخشونت‌ رفتار می‌کرد و گاه‌ آنان‌ را آزار می‌داد به‌ قتل‌ می‌رساند، به‌ خاطرهراس‌ بی‌هدف‌ و کور از استقرار مذهبی‌ بود و بر همين‌ قياس‌، اخطاری‌ برای‌تجاوز به‌ حريم‌ مکان‌ مقدس‌ و سنتی‌ مساجد بود. در نتيجه‌ در ايران‌ مساجديکی‌ از معدود مکان‌هايی‌ شد که‌ مردم‌ احساس‌ می‌کردند در آنجا می‌توانندحرف‌ بزنند و با آزادی‌ بدون‌ هراس‌ از حضور ساواک‌ نفس‌ بکشند. و از زمانی‌که‌ شاه‌ مخالف‌ احزاب‌ سياسی‌ را ممنوع‌ کرد، و از جهات‌ ديگر موجبات‌تضعيف‌ اپوزيسيون‌ سياسی‌ سکولار را فراهم‌ کرد، فقط‌ مساجد و ملاهابودند که‌ باقی‌ ماندند..هرچند که‌ برای‌ روحانيت‌ تصور اين‌ نکته‌ هم‌ مشکل‌ بود که‌ شاه‌ تا چه‌اندازه‌ای‌ می‌خواهد با آنان‌ خصمت‌ بورزد. او روحانيت‌ را از زمين‌های‌شان‌محروم‌ کرد. پرداخت‌ يارانه‌ دولتی‌ را به‌ آنان‌ قطع‌ کرد. سازمان‌ اوقاف‌ را زيرسلطه‌ خود درآورد.سازمانی‌، که‌ هسته‌ مرکزی‌ آن‌ بر طيف‌ گسترده‌ای‌ ازدرآمد موقوفه‌های‌ سراسر کشور نظارت‌ داشت‌. حکومت‌، حتی‌ با تعطيل‌کردن‌ چايخانه‌هايی‌ که‌ کتب‌ مذهبی‌ منتشر می‌کردند و مُنحل‌ کردن‌سازمان‌های‌ مذهبی‌ و شعبه‌های‌ آنان‌ در سراسر کشور پرداخت‌. اومحدوديت‌ قيدوبندهايی‌ را برای‌ زيارت‌های‌ مذهبی‌ به‌ عراق‌ و عربستان‌سعودی‌ به‌ وجود آورد. و نوعی‌ هیأت‌های‌ مذهبی‌ را تشکيل‌ داد که‌ مانندسپاه‌ دانش‌ يا سپاه‌ بهداشت‌ عمل‌ می‌کردند و به‌ روستاهای‌ ايران‌ اعزام‌می‌شدند تا مردم‌ ايران‌ را با نوعی‌ از اسلام‌ مجاز و تصويب‌ شده‌ دولت‌ آشناکنند.نيروهای‌ امنيتی‌ او، دستگير می‌کردند، زندانی‌ می‌کردند، شکنجه‌می‌کردند و گاه‌ اعدام‌ می‌کردند و اين‌ مسأله‌ هم‌ شامل‌ اکثر رهبران‌ انقلاب‌آينده‌ ايران‌ شد افرادی‌ مانند آيت‌ا... حسينعلی‌ منتظری‌، علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی‌ (قهرمانی‌ / بهرمانی‌)، علی‌حسين‌ خامنه‌ای‌، در سال‌ ١۹۷۴ وحتی‌ آيت‌ا... حسين‌ غفاری‌ را شکنجه‌ کرد که‌ موجب‌ مرگ‌ او شد.
شاگردان‌ امام‌ نوارهای‌ موعظه‌های‌ رومی‌ نيز او را قاچاقی‌ وارد ايران‌می‌کردند و بدين‌ صورت‌ حمله‌ بدون‌ بگيروببند او عليه‌ شاه‌ و دربار وتبهکاران‌ و جانيان‌ و ديگر جنبه‌های‌ پليس‌ فاسد و رشوه‌خوار دولتی‌ ادامه‌داشت‌ و در سطح‌ گسترده‌ای‌ مشهور و معروف‌ شد.. متفکرين‌ با نفوذ ورهبران‌ مذهبی‌ برجسته‌، برای‌ ادای‌ احترام‌ به‌ او وارد نجف‌ شدند و به‌ حلقه‌پيروان‌ او پيوستند. در بخشی‌، خمينی‌ تشويق‌ می‌کرد و در بخشی‌ ديگر به‌خاطر تهديد آن‌ را ضروری‌ می‌دانست‌، طلبه‌های‌ حوزه‌ علميه‌ و روحانيون‌خود شبکه‌ ارتباطی‌ ملی‌ تأسيس‌ کردند تا پيام‌های‌ آن‌ها به‌ گوش‌ همة‌ مردم‌ايران‌ برسد. که‌ در واقع‌، در آن‌ زمان‌ به‌ شبکه‌ای‌ برای‌ بسيج‌ کردن‌ مردم‌ ايران‌مبدل‌ شد.در سال‌ ١۹۷۷، ايران‌ می‌دانست‌ به‌ چيزی‌ شبيه‌ انبار باروت‌ می‌ماند که‌ به‌خاطر وجود منابع‌ مختلف‌ نارضايی‌ و ناکامی‌ و اندوه‌ به‌ چُنين‌ روزگاری‌ مبتلاشد. با اقدام‌ و اعمال‌ خود و نيز عدم‌ اقدام‌ و مسامحه‌، شاه‌ و خدمه‌ باوفايش‌،اکثر بخش‌های‌ جامعه‌ ايرانی‌ را از خود بيگانه‌ و دور کردند. ارتش‌ برای‌ شاه‌خود باشکوه‌ مانده‌ بود و تاج‌وتخت‌ را برايش‌ محافظت‌ می‌کرد و بيشترين‌مقامات‌ اداری‌ را در دست‌ داشتند.سرانجام‌ دولت‌ کارتر از راه‌ رسيد. جيمی‌ کارتر رياست‌ جمهوری‌ خودرا ـ با دو برخورد جدی‌ و قابل‌ توجيه‌ عليه‌ محمدرضا پهلوی‌ ـ در ژانويه‌ سال‌١۹۷۷ آغا کرد. کارتر به‌ توجه‌ به‌ مسايل‌ حقوق‌ شبه‌ اعتقاد داشت‌ که‌ از وزن‌سنگينی‌ در تصميمات‌ مربوط‌ به‌ فروش‌ تسليحاتی‌ برخوردار بود که‌ آمريکابايد محدوديت‌ بيشتری‌ نسبت‌ به‌ فروش‌ تسليحات‌ داشته‌ باشد. و اين‌ آخرين‌چيزی‌ بود که‌ شاه‌ نياز داشت‌.او وحشت‌ داشت‌ که‌ کارتر، شخص‌ دمکراتی‌ مانند ترومن‌ ياکندی‌ باشدکه‌ ايران‌ را به‌ خاطر اصلاحات‌ تحت‌ فشار بگذارد.() و کارتر تصميم‌نيکسون‌ ـ کيسينجر را معکوس‌ کرد که‌ به‌ ايران‌ اجازه‌ دهد که‌ از آمريکاهرآنچه‌ را که‌ سلاح‌ غيراتمی‌ نياز دارد، خريداری‌ کند
شاه‌ اولين‌ قدم‌ محتاطانه‌ خود را به‌ اين‌ سمت‌ و سو، در اواسط‌ سال‌١۹۷۶، برداشت‌. درست‌ قبل‌ از آنکه‌ پيروزی‌ کارتر در انتخابات‌ ماه‌ نوامبرمشخص‌ شود. و سپس‌، محمدرضاشاه‌، نگران‌ ابتلا به‌ بيماری‌ سرطان‌ بود. وگويا به‌ اندازة‌ کافی‌ تهديد و خطری‌ جدی‌ برای‌ او بود تا که‌ درباره‌ مرگش‌،کمی‌ بيانديشد. او می‌خواست‌ که‌ پسرش‌ ـ رضا پهلوی‌ ـ جانشين‌ او شود وتصور می‌کرد که‌ ممکن‌ است‌ او کمی‌ از فشارهای‌ جامعه‌ ايرانيان‌ را کاهش‌بدهد، به‌ اين‌ اميد که‌ پسرش‌ وقتی‌ بر تخت‌ و اريکه‌ قدرت‌ می‌نشينيد، فضايی‌سالم‌تر و بهتر بر ايران‌ حکمفرما باشد.اهميت‌ بيشتر دغدغه‌ خاطر شاه‌ در اين‌ بود که‌ او کارتر را کانديدای‌رياست‌ جمهوری‌ می‌ديد که‌ مبادا مانند کندی‌ دوم‌ باشد و ديگر ايرانيان‌ هم‌چنين‌ دغدغه‌ای‌ داشتند. روزنامه‌ای‌ در خلال‌ سال‌ ١۹۷۶، به‌ صورت‌ سريالی‌کتاب‌ کارتر را منتشر کرد. که‌ در واقع‌ تهديد و هشدار غيرمستقيم‌ به‌ شاه‌ بودکه‌ آمريکا خواهان‌ تغيير و تبديل‌ و تعويض‌ (حکومت‌ و شاه‌ و ايران‌)است‌شايعه‌ای‌ پخش‌ شد مبنی‌ بر اينکه‌ وانس‌ به‌ شاه‌ گفته‌ است‌ که‌ اصلاحات‌ راانجام‌ دهد، در غير اين‌صورت‌ همانند فروپاشی‌ قدرت‌ مصدق‌، از تاج‌ و تخت‌برکنار خواهد شد. آنان‌ ـ هم‌ قبل‌ از کارتر و هم‌ پس‌ از نتيجه‌ انتخابات‌ ـحرکت‌های‌ داخلی‌ شاه‌ را به‌ سوی‌ آزادی‌ و تسهيل‌ و تسامح‌ ديدند و بدين‌نتيجه‌ رسيدند که‌ حکومت‌ آمريکا به‌ شاه‌ فشار آورده‌ است‌ تا که‌ به‌ حقوق‌بشر، احترام‌ بگذارد.و سپس‌ پنداشتند که‌ کارتر از ايرانيان‌ حمايت‌ خواهد کرد، اگر آنان‌ راهی‌را برگزينند که‌ نارضايتی‌ و اعتراض‌ خود را عليه‌ شاه‌، با صراحت‌ اعلام‌ دارند.روزنامه‌ها سعی‌ در ادامه‌ آزادی‌ تازه‌ به‌ دست‌ يافته‌شان‌ داشتند، و روزنامه‌کيهان‌ با تيتر پرسشی‌ «ايران‌ چه‌ اشتباهی‌ می‌کند؟» ۴٠٠٠٠ نامه‌ از شکايت‌ واعتراض‌ ايرانيان‌ درباره‌ جنبه‌های‌ مختلف‌ سياست‌ حکومت‌ دريافت‌ کرد.روشنفکران‌ و متخصصين‌ گروه‌هايی‌ را با شکل‌های‌ جديد و حتی‌ احزاب‌سياسی‌ نوينی‌ را تأسيس‌ و سروسامان‌ دادنددر اوايل‌ دهه‌ ١۹۷٠، تقريباً هر کسی‌ در ايران‌، آمريکا را به‌ خاطر همه‌ چيزمورد سرزنش‌ و انتقاد قرار می‌داد. از راست‌ مذهبی‌، چپ‌ مارکسيست‌ وليبرال‌ها تا طبقه‌ مرفه‌، طبقه‌ متوسط‌ و طبقه‌ فرودست‌ جامعه‌، همه‌ و همه‌تئوری‌هايی‌ متقارن‌ و همزمان‌ داشتند و يک‌ خصوصيت‌ و ويژگی‌ واحدداشتند و آن‌ هم‌ نقش‌ مرکزی‌ آمريکا بود. در حقيقت‌، حتی‌ رژيم‌ هم‌ به‌ گروه‌همسرايان‌ پيوسته‌ و در اين‌ زمينه‌ با مخالفان‌ يک‌صدا شده‌ بود. وقتی‌ که‌ شاه‌ به‌حملات‌ روبه‌ رشد تروريستی‌ و فاجعه‌آميز در رژيم‌ خود پی‌ برد، مطبوعات‌ايرانی‌ را به‌ اعتراض‌ و انتقاد عليه‌ آمريکا تشويق‌ و ترغيب‌ کرد، زيرا که‌ آمريکامسئول‌ اختلاف‌ها و بلاها و مصيبت‌های‌ کشور است‌دولت‌ شاپور بختيار، آخرين‌ حکومت‌ منصوب‌ شده‌ شاه‌ قبل‌از خروجش‌ از ايران‌ در ١۶ ژانويه‌، نزاع‌ در حفظ‌ قدرت‌ داشت‌.اما سرنوشت‌ بختيار به‌ ارتش‌ ايران‌ بستگی داشت‌، و ارتش‌ ايران‌ به‌آمريکا چشم‌ دوخته‌ بودند.همانگونه‌ که‌ در فصل‌ قبل‌ اشاره‌ رفت‌، آمريکا دير از غفلت‌ بيدار شد و براين‌ واقعيت‌ چشم‌ گشود که‌ رژيم‌ شاه‌ کاملاً متلاشی شده‌ و به‌ هم‌ ريخته‌است‌.تلاش‌های دولت‌ کارتر برای سخت‌ کردن‌ ستون‌ فقرات‌ محمدرضا شاه‌بسيار کند و با تأخير بود که‌ تأثيرگذار باشد
اما تا اواخر دسامبر، واشنگتن‌ به‌ طور جدی دربارة‌ ضرورت‌های متلاشی‌شدن‌ ارتش‌ به‌ گفتگو و رايزنی پرداخت‌ تا تلاش‌ کند شاه‌ خود را کنار بکشد ومسئوليت‌ به‌ ژنرال‌ها تعويض‌ شود که‌ برخلاف‌ ميل‌ و رغبت‌ شاه‌، از بروزچنين‌ فروپاشی جلوگيری کنند.فقط‌ از اين‌ لحاظ‌، شکاف‌های دولت‌ کارتر، به‌ وضوح‌، آشکارتر می‌شد.برژنسکی و ديگران‌ در شورای عالی امنيت‌ ملی‌، در واقع‌، به‌ طور بنيادی‌،بر سر کنترل‌ نظامی مباحثه‌ داشتند، در زمانی که‌ وزارت‌ خارجه‌ ـ با رهنمونی‌وانس‌ و سوليوان‌ ـ بر اين‌ اعتقاد بودند که‌ ليبرال‌های ميانه‌رو را حمايت‌کنند.. به‌ محض‌ اين‌ که‌ رژيم‌ شاه‌ در اوايل‌ ژانويه‌ متلاشی شد، بحث‌ها وجدال‌های آنان‌ کينه‌توزانه‌ انجام‌ می‌شد، اما در بازنگری‌، عملکرد هر دوگروه‌، کاملاً باتصورات‌ غلط‌ بوده‌ و هيچ‌ رهيافت‌ درستی که‌ با شانس‌ موفقيت‌همراه‌ باشد، نداشتند. شورای عالی امنيت‌ ملی‌، تصور می‌کرد که‌ نيروهای‌نظامی شاه‌ قادر به‌ کنترل‌ و تسلط‌ بر کشور است‌.برای تشويق‌ و کمک‌ به‌ اجرای برنامه‌ نظامی جهت‌ کنترل‌ اوضاع‌، کاخ‌سفيد به‌ ژنرال‌ رابرت‌ ـ داچ‌ ـ هايزر، در ۴ ژانويه‌ مأموريت‌ داد که‌ به‌ ايران‌برود. هايزر در نقش‌ کيم‌ روزولت‌ دوم‌ بازی کرد.هايزر روابط‌ گسترده‌ای با نيروهای نظامی ايران‌ داشت‌ و با جديت‌مأموريت‌ خود را برعهده‌ گرفت‌ و به‌ ايران‌ رفت‌.هر چند که‌، در ظرف‌ چند هفته‌، او مجبور به‌ پذيرفتن‌ اين‌ نکته‌ شد که‌نيروهای نظامی ايران‌ نمی‌توانند شغل‌ خود را ادامه‌ دهند؛ و پيوسته‌ با کاهش‌١٠٠٠ سرباز در روز مواجه‌ است‌، که‌ با اسلحه‌هايشان‌ از دست‌ مأموران‌متزلزل‌ وفادار به‌ شاهنشاهی می‌گريزند، ژنرال‌ها متفرق‌ و منشعب‌ شده‌اند وبعضی‌ها هم‌ هر رابطه‌ای با هيچ‌ باند و دسته‌ و جناحی ـ مخالف‌ و موافق‌ ـندارند و هيچ‌ طرحی برای کنترل‌ مجدد گروه‌های اصلی کشور وجود ندارد وديگر هيچ‌ توانايی و تمايلی برای اجرای چنين‌ طرح‌هايی نيست‌.به‌ طور طبيعی‌، اکثر ژنرال‌های ايرانی به‌ سوی واشنگتن‌ چشم‌ اميدداشتند، اما آمريکا ظرفيت‌ لازم‌ ـ و شايد اشتياق‌ و علاقه‌ای ـ به‌ کنترل‌ ديگ‌در حال‌ جوش‌ ايران‌ نداشت‌.اگر ارتش‌ ايران‌ نمی‌توانست‌ کاری از پيش‌ ببرد، طبعاً کسی ديگر هم‌ قادربه‌ انجام‌ کاری نبود..از ديگر سو، وزارت‌ خارجه‌ آمريکا کاملاً در گمراهی بود. در آن‌ هنگام‌ که‌هايزر به‌ تهران‌ رفت‌ تا سعی کند که‌ ارتش‌ بر اوضاع‌ سوار شود، وزارت‌خارجه‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد که‌ آيت اله خمينی هيچ‌ تهديدی برای آمريکا نيست‌، چون‌او حکومت‌ نخواهد کرد. او ليبرال‌های طبقه‌ متوسط‌ را به‌ حکومت‌ خواهدگمارد ـ با تکرار اين‌ تصور باطل‌ ـ و تنها آنها مهارت‌ ساختن‌ حکومتی جديد رادر ايران‌ دارند و کشور را اداره‌ خواهند کرد..حتی بعضی از کارشناسان‌ او بر ايران‌ در وزارت‌ خارجه‌ آمريکا، قدم‌ فراترمی‌گذاشتند و بر اين‌ عقيده‌ بودند که‌ نتيجه‌ حتی برای ايران‌ و آمريکا به‌ مراتب‌بهتر از شاه‌ خواهد بود..گرچه‌، وقتی هايزر با ژنرال‌های ايرانی تماس‌ گرفت‌ و سعی داشت‌ که‌ارتش‌ را به‌ يک‌ کودتا سوق‌ بدهد، سوليوان‌، عجولانه‌، گروه‌های متفاوت‌اپوزيسيون‌های سکولار را حمايت‌ می‌کرد ـ خصوصاً ليبرال‌ها ـ تا که‌ ائتلافی‌را برای حکومت‌گردانی در بين‌ خودشان‌ به‌ وجود بياورند.اما خيلی زود، ثابت‌ شد که‌ اين‌ هم‌ خيالی خام‌ و سودايی باطل‌ بيش‌ نبوده‌،
در صبح‌ روز ١۷ ژانويه‌ ١۹۷۹، تيتر درشت‌ روزنامه‌های تهران‌، نوشتند که‌«شاه‌ رفت‌!» و دو هفته‌ بعد، در صبح‌ روز ٢ فوريه‌ ١۹۷۹، در بوق‌ و کرنا کردندکه‌ «امام‌ آمد!»به‌ ديگر سخن‌، انقلاب‌ پيروز شده‌ بود و عمر رژيم‌ قبلی به‌ پايان‌ رسيده‌بود. يعنی‌،انقلاب‌، پيروز شد و رژيم‌ سابق‌، که‌ مرکز و کانون‌ نفرت‌ و انزجار بود،پايان‌ گرفت‌.اما انقلاب‌ها، ذاتاً حوادثی مخرب‌ و ويرانگرند. آنها وضع‌ و موقعيت‌موجود را تخريب‌ و ويران‌ می‌کنند و نيروی انگيزش‌ و تهييج‌ عمده‌ توده‌های‌مردم‌ که‌ منجر به‌ انقلاب‌ می‌شود، اعتقادی است‌ که‌ وضع‌ و موقعيت‌ موجودبايد برود. بسيار به‌ ندرت‌ در انقلاب‌، مردم‌، قبل‌ از وقوع‌ و موعد انقلاب‌، به‌وضوح‌ و روشنی می‌دانند که‌ به‌ جای رژيم‌ موجود چه‌ می‌خواهند و اين‌ بدان‌خاطر است‌ که‌ تقريباً هر انقلابی با دوره‌ای بی‌نظمی و عصيان‌ و آشوب‌ همراه‌است‌.وقتی که‌ انقلاب‌ موفق‌ می‌شود. معمولاً بنيادهايی که‌ در گذشته‌ عهده‌داربرقراری و حفظ‌ نظم‌ و امنيت‌ بوده‌اند، از بين‌ می‌روندآيت‌الله روح‌الله موسوی آيت اله خمينی که‌ در آن‌ هنگام‌ ۷۷ سال‌ سن‌ داشت‌، درسال‌ ١۹۷۹ به‌ کانون‌ مرکز توجه‌ جهان‌ پرتاب‌ شده‌ بود.

عرفان قانعی فرد

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

کاهش رشد اقتصادي ايران به 4/5 درصد

رشد اقتصادي ايران امسال به 4/5 درصد مي رسد.

بيزينس مانيتور در تازه ترين گزارش خود رشد اقتصادي ايران در سال 85 را 8/5 درصد برآورد و پيش بيني کرد که اين شاخص در سال جاري به 4/5 درصد کاهش يابد.

انتظار مي رود رشد توليد ناخالص داخلي واقعي ايران در سال آينده معادل پنج درصد و در سال 88 برابر با 6/4 درصد باشد که تداوم روند نزولي منجر به ثبت رقم 4/4 درصد براي اين شاخص در سال 89 خواهد شد.

طي سال 1390 رشد اقتصادي ايران بدون تغيير برابر با 4/4 درصد خواهد بود. سال 1391 سالي است که توليد ناخالص داخلي واقعي ايران نسبت به سال 90 رشدي 6/3 درصدي نشان خواهد داد.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 انحلال سازمان مديريت

 

دستور کار يک رئيس دولت

 

 

تلاش هاي رئيس برکنار شده سازمان مديريت و برنامه ريزي براي رويارويي با تصميم رئيس دولت نهم- که به نوعي با خبر شوک آور خود محافل اقتصادي را به هم ريخت- بلافاصله به نماد «انتقاد از درون» دولت نهم تبديل شد. دکتر فرهاد رهبر سي امين رئيس سازمان مديريت در ايران که کار خود را با جنگ لفظي بر سر «فرماندهي اقتصادي کشور» با وزير اقتصاد آغاز کرد، ابتدا با تکيه بر داشته هاي علمي، نقشه هاي (خوب يا بد) بسياري براي سازماني در سر داشت که بخشي از آنها به صورت «ايدئولوژيک» و برخي ديگر ساختاري بود؛ اما در همان آغاز راه و در مواجهه با تصميم رئيس جمهور براي تغيير ساختار سازمان مديريت، به نوشتن نامه يي دست زد تا نسبت به عواقب انحلال سازماني هشدار دهد که از 60 سال پيش تاکنون، به سبب سهم خواهي قدرت، روساي پيشين خود را بلعيده است. سازمان مديريت هم اکنون روي کاغذ وجود ندارد. همچنان که در روزهاي آغازين انحلال آن به دستور رئيس جمهور، هيچ کس نمي داست برنامه ريزي، بودجه نويسي، نظارت و ارزيابي طرح هاي عمراني از اين پس بر عهده چه نهادي خواهد بود.

سازمان 60 ساله

سازمان مديريت و برنامه ريزي از 60 سال پيش تاکنون که دولت وقت نخستين تلاش ها را براي هماهنگ کردن برنامه هاي عمراني صورت داد، فراز و فرود بسياري را پشت سر گذاشته است. چنانکه نخستين بار «هيات عالي برنامه» با رويکرد به برنامه هاي عمراني در کشور تشکيل شد و بعدها با تغييرات اساسي در وظايف و تشکيلات آن «سازمان برنامه و بودجه» شکل گرفت. سال هاي آغازين پيروزي انقلاب، نقش چنداني براي سازمان مديريت درنظر نمي گرفت و تکاپوي جنگ و حالت فوق العاده کشور، تدوين بودجه را به نخست وزير سپرده بود. پس از جنگ و در دوران سيدمحمدخاتمي، سازمان برنامه و بودجه با سازمان امور اداري و استخدامي کشور ادغام شد تا سازمان مديريت و برنامه ريزي در قالب 9 معاونت و 10 شوراي عالي شکل بگيرد. اتفاقي که چهره جديدي از نظام برنامه ريزي و بودجه ريزي ايران را تصوير مي کرد؛ تصويري که سال ها بعد، با ساختارشکني رئيس دولتي که به گواه اقتصاددانان برنامه ريزي را در قالب يافته هاي آکادميک برنمي تابيد، درهم شکست. فرهاد رهبر که به عنوان يک مدير ايدئولوژيک و معتمد احمدي نژاد به مجموعه سازمان بودجه ريزي کشور وارد شده بود و سرانجام در قامت يک اقتصاددان سازمان مديريت را ترک کرد، اين نامه را با تکيه بر همان تعقل «اقتصادي» نوشت تا به احمدي نژاد گوشزد کند که «ادغام سازمان مديريت استان ها در استانداري ها، موجب تضعيف اين سازمان کلان نگر خواهد شد»، تا هشدار دهد که «ادامه اين روند به انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور مي انجامد و به صلاح نظام و دولت نيست»، تا صراحتاً از قبول تصميم رئيس جمهور سر باز زند و در نهايت اعلام کند «از قبول پيشنهاد مسووليتي که به موازي کاري مي انجامد معذور است اما هرگز به استقبال از ترک محل خدمت خود نخواهد رفت». فرهاد رهبر در پايان نامه خود عنوان کرد که حاضر است «به طور حضوري» راه حل ديگري را به احمدي نژاد ارائه کند؛ اما اين پيشنهاد رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي نيز بي پاسخ ماند تا او يک ماه بعد مجبور به ترک ساختمان بهارستان شود. گو اينکه در محافل خصوصي لب به گلايه از رفتار رئيس جمهور با خود وا کند؛ «سوزن ريل» سازمان مديريت بايد عوض مي شد، همچنان که بعدها اين اتفاق افتاد.

انحلال سازمان، نقطه صفر

همه چيز ابتدا از سخنان احمدي نژاد پيرامون تغيير نظام هاي برنامه ريزي، بيمه و پولي و بانکي آغاز شد و يک هفته بعد نمود عيني آن سازمان مديريت و برنامه ريزي را دربرگرفت. شامگاه دوشنبه 18 تيرماه، شوراي عالي اداري به رياست احمدي نژاد، حکم به ادغام سازمان مديريت و برنامه ريزي و ادغام آن در نهاد رياست جمهوري داد تا عملاً قديمي ترين نهاد برنامه ريزي کشور به يکي از معاونت هاي رئيس جمهور تبديل شود. پيش از اين تغيير سازمان مديريت و برنامه ريزي از لحاظ تشکيلاتي وابسته به رياست جمهوري نبود، اما از زمان شکل گيري معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري سازمان مديريت در اختيار رئيس دولت قرار گرفت. محمود احمدي نژاد در جلسه شوراي عالي اداري هدف از تغييرات جديد در سازمان مديريت را «تغيير ماموريت هاي سازمان مديريت» و «ارتقاي وضعيت نظارتي در کشور» عنوان کرده بود. مصوبه شوراي عالي اداري، در ظاهر، تحول در چارت سازماني بود، اما با انتشار اين خبر به سرعت مشخص شد که حکم احمدي نژاد، يک «انحلال» بي سروصدا بود که از جانب اميرمنصور برقعي مهندس سدسازي که جايگزين فرهاد رهبر در سازمان مديريت شده بود نيز تائيد شد. برقعي صبح هجدهم تيرماه (پيش از تشکيل جلسه شوراي عالي اداري) در جمع مديران «سازمان مديريت» گفته بود که «رئيس جمهور خواستار اعتلاي جايگاه اين سازمان، نظارت آن بر روند توسعه يي کشور و برنامه ريزي براي تحول در دستگاه هاي اجرايي است.» برقعي از تاکيد رئيس جمهور «براي واگذاري اختيارات سازمان مديريت ديگر دستگاه ها» خبر داده بود و بدين سان دور جديدي از تغييرات اساسي در ساختار نهاد برنامه ريزي ايران شکل گرفت.

تبعات انحلال

«يکي از وظايف سازمان مديريت و برنامه ريزي، اصلاح ساختار اداري کشور بوده است، اما برخلاف اين کارکرد، حجم اين سازمان طي پنج سال اخير دو برابر شده است و با اين وضع چگونه سازمان مديريت مي تواند بقيه دستگاه هاي دولتي را کوچک کند؟»

محمود احمدي نژاد در نشست خود با اقتصاددانان منتقد سياست هاي اقتصادي دولت اين استدلال را براي تغيير ساختار سازمان مديريت بيان کرد. او پيش از اين تاکيد کرده بود که «ما مي خواهيم به ساختار سازمان مديريت برش بزنيم» و سرانجام اين کار را انجام داد.

در اين ميان موجي از تلاش محافظه کاران نزديک به دولت براي توجيه اقدام دولت شکل گرفت. چنانکه مجتبي ثمره هاشمي به عنوان مشاور رئيس جمهور، سازمان مديريت را «سازماني دست و پاگير» خواند و مرتضي نبوي مديرمسوول روزنامه رسالت در مقام «عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام» انحلال سازمان را «امري ضروري» دانست. بلافاصله پس از انحلال سازمان مديريت، مرکز پژوهش هاي مجلس به سفارش احمد توکلي به تحليل اين اقدام پرداخت و در گزارشي که رنگ و بوي متمايل بودن به دولت را در خود داشت، اعلام کرد که «تصميم شوراي عالي اداري براي انحلال سازمان مديريت، از لحاظ حقوقي ايرادي ندارد».حمايت طيف کارشناسي و غيرکارشناسي نزديک به دولت از تصميم رئيس جمهور آنگاه رو به افول گذاشت که کارشناسان سازمان مديريت به فاصله شش ماه دو نامه سراسر انتقادي خطاب به رئيس قوه قضائيه نوشتند. در نامه اول کارشناسان سازمان خواستار لغو مصوبه شوراي عالي اداري بودند و در نامه دوم از «رفتار ناشايست با بدنه کارشناسي و نيروهاي متخصص سازمان» گلايه کردند. کارشناساني که بحران به وجود آمده «گاز» را در مناطق شمالي کشور از هفت ماه پيش پيش بيني کرده بودند و هم اينک با بلاتکليفي، تشويق به انتقال و بازنشستگي روبه رو هستند.

انقلابي

در ساختار سياسي، اقتصادي کشورهاي توسعه يافته، يک اصل مشترک و مهم وجود دارد و آن اجراي برنامه هاي نخبگان جامعه توسط مديران مياني و پاييني است. نخبگان در جوامع پيشرفته، برنامه تعريف مي کنند و مديران مياني و بدنه کارشناسي آن را اجرا مي کنند تا بدين سان رابطه يي ارگانيک و در قالب يک «ورودي- خروجي» تعريف شده و پويا شکل گيرد. اما روابط ميان دولت و مديران مياني در ايران اينگونه نيست. تحولاتي که رئيس دولت نهم از زمان روي کارآمدن تاکنون دست به آن زده يک نتيجه غالب داشته که اوج آن در دو نامه کارشناسان سازمان مديريت نمود يافته است؛ مديران مياني و بدنه کارشناسي نظام سياسي، اقتصادي ايران به برنامه ها و سياست هاي «انقلابي» رئيس دولت اعتقادي ندارند. از اين رو احمدي نژاد ظاهراً براي تحقق خواسته ها و تحولاتي که پيش از اين وعده داده ناگزير به افزايش «شدت» تحولات ساختاري در نظام اقتصادي است، به گونه يي که در نهايت بسياري از نيروهاي سياسي، اقتصادي مجرب و توانمند کشور که طي سال ها تجربه اندوخته اند و به عنوان بازوهاي اجرايي در ساختار قدرت ايران «جا» افتاده اند،کنار مي روند. انحلال مهم ترين نهاد برنامه ريزي براي عرصه هاي مختلف کشور، اينگونه با پاسخ منفي آنهايي مواجه مي شود که به «انقلابي گري» احمدي نژاد ايمان ندارند. آنها رو به نقد سياست هاي دولت آورده اند. گويا براي احمدي نژاد راهي باقي نمانده، جز دميدن بر «راديکاليسم» به شيوه يي که از همان آغاز راه دولت نهم تعريف کرده بود

سعيدشيركوند

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

گزارش اجلاس سران کشورهای ساحلی دريای خزر

زياده طلبيهای وارثان پطر کبير

بزرگ ترين درياي کوچک جهان ديگر جزء درياچه هايي نيست که نامش را بشنوي و دعواي پنج کشور مهم قفقاز و فلات ايران را به خاطر نياوري. خزر که طبيعت پيرامونش آن را به يکي از بکرترين و زيباترين مناطق ساحلي و جنگلي جهان مبدل ساخته است حالا سرشار از منابع فسيلي هم هست چنانچه دولت ها برايش شاخ و شانه مي کشند و بر سر متر متر سهم خود به چانه زني و يارکشي و رايزني مي پردازند. آنها در مجادله کسب امتياز بيشتر از اقدام و ابتکار و پيش دستي فرو نمي گذارند. حالا ديگر درياي مازندران بازو به بازوي خليج فارس مي سايد و خويش مي نماياند که منافعي همتاي منافع آن دريا به ايران تقديم مي کند. هيچ سياستمدار مدبري نيست که نگاهي به مختصات جغرافيايي و منابع عظيم درياي خزر بيندازد و آينده پررقابت و پرچالش آن را حدس نزند. فردا هر کسي حاکم تر و مسلط تر بر اين دريا باشد سر و گردني از ديگر کشورها بلندتر دارد و پيداست که همه توان ديپلماسي و قدرت چانه زني و ظرفيت يارکشي کشور را طلب مي کند تا از منافع سرشارش ملت محق ايران محروم نشوند. ما ايرانيان در همين منطقه خسارت هاي بزرگ تاريخي ديده ايم طبيعي است که حساسيت ويژه يي بدان داشته باشيم. در اين ميان سياست خارجي دولت نهم درست مصادف شده است با زماني که تحرکات گوناگون و فرصت طلبانه کشورهاي حوزه مذکور افزون شده است و رسيدن به يک رژيم حقوقي را قريب الوقوع مي نمايد، لذا به صراحت مي توان ديپلماسي خارجي دولت نهم را از اين زاويه محک زد و بررسي قابل اتکا و قضاوتي منصفانه را پيرامون قدرت و ضعفش ارائه کرد. تهران در روزهاي پاياني مهرماه شاهد برگزاري نشستي متفاوت در زمينه درياي خزر بود. به نظر مي رسد اهميت و تاثيرگذاري موضوعات پيراموني درياي مازندران معيار مناسبي براي سنجش عيار دستگاه ديپلماسي کشور در عرصه هاي مختلف به حساب آيد. در اجلاس سران کشورهاي ساحلي درياي خزر و در ميان چهار مهمان کاخ سعدآباد که شامل روساي جمهور ترکمنستان، آذربايجان، قزاقستان و روسيه بودند، سفر ولاديمير پوتين رهبر 55 ساله روسيه، با هواپيما و ليموزين سورمه يي ر نگ اختصاصي اش به خاک ايران در کانون توجهات جهاني قرار گرفت. سفري که در داخل با همه خبرهاي حاشيه يي و به رغم شايعه ترور با پيامي به مسوولان ايران همراه شد و بسياري توانستند انتهاي ماجراي اين سفر را پيش بيني کنند. بعد از سفر پر سرو صداي رئيس جمهور روسيه تنها کسي که توانست به گمانه زني ها قوت بيشتري ببخشد علي لاريجاني دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي بود. او رئيس جمهور روسيه را حامل پيامي براي ايران و مقام رهبري دانست؛ خبري که انتشار آن بعدها استعفاي مخبر آن را در پي داشت. با اين همه سفر پوتين رئيس دولت روسيه به تهران که از سوي رسانه هاي گروهي غرب به عنوان حادثه تاريخي و اسرارآميز قلمداد شد، بهانه يي شد تا سفر تاريخي ژوزف استالين رئيس جمهور اسبق اتحاد جماهير شوروي به ايران در سال 1943 ميلادي يعني حدود 64 سال پيش تداعي شود با اين تفاوت که اوضاع آن زمان با شرايط کنوني از زمين تا آسمان فرق داشت. طبيعي بود که پوتين به عنوان يکي از سران کشورهاي بزرگ موسوم به گروه 8 نخواهد روابطش با دنياي غرب براي سفر به ايران تيره و تار شود و ابتدا تمايل چنداني از خود نشان ندهد، اما وقتي پوتين که برخي او را استالين کوچک ناميده اند موضع جسورانه يي در تهران براي راضي کردن الهام علي اف رئيس جمهور آذربايجان براي ممانعت از اجازه استفاده از خاکش توسط امريکا در حمله احتمالي به ايران از خود نشان داد به نظر رسيد که متکي ماحصل تلاش هاي سياست خارجي خود را دريافت کرده است اما اخبار و حوادث بعدي اين گمانه را تقويت کرد که روسيه براي سفر جنجالي رئيس جمهورش پيش از ورود به ايران امتياز خود را دريافت کرده است. بدين صورت که در بيانيه پاياني اجلاس اشاره يي به قراردادهاي سال هاي 1921 و 1940 نشد، به هر روي تفاوت فاحش اين نشست با اجلاس عشق آباد از همين زاويه بيشتر خود را نشان داد. در اولين نشست سران کشورهاي ساحلي درياي خزر که در سال 1381 در عشق آباد برگزار شد کسي نمي تواند مقاومت و تلاش جدي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق را در برابر زياده خواهي کشورهاي ساحلي درياي خزر در خصوص تقليل دادن حقوق ايران به خط حسين قلي -آستارا کتمان کند. کشورهاي ساحلي خزر به خاطر موقعيت خاص آن روز ايران و به خاطر اينکه جرج بوش رئيس جمهور ايالات متحده بعد از حادثه 11 سپتامبر ايران را محور شرارت لقب داده بود تلاش کردند تهران را ناچار از پذيرش خط حسين قلي- آستارا کنند که خاتمي با تدابير ويژه خود آن را نپذيرفت، بنابراين در آن نشست بيانيه يي به عنوان سند نهايي صادر نشد؛ بيانيه يي که قرار بود در آن قراردادهاي مهم پيشين ناديده گرفته شود. سياست دستگاه ديپلماسي آن روز ايران تلاش هاي مصرانه صفرمراد نيازاف رئيس جمهور ترکمنستان که بارها همسايگان را براي نشستن سر ميز مذاکره درباره درياي خزر دعوت کرده بود ناکارآمد ساخت به طوري که ايران توانست دو بار آن را به تعويق بيندازد و از شرکت در اجلاس طفره رود. اما به هر ترتيب در بهار 81 پنج رئيس جمهور کشورهاي حوزه خزر در کاخ «روچيت» عشق آباد در ضيافتي عصرانه براي نخستين بار پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي که تولد همسايگان ناخوانده را به دنبال داشت دور هم گرد آمدند تا سرنوشت خزر را رقم بزنند. اما نگراني و تعجيل همسايگان جديد ايران هيچ گاه نتوانست آرامش هيات ايراني را در اين نشست برهم بزند تا جايي که کمال خرازي وزير امور خارجه دولت خاتمي لبخند بر لب اذعان کرد به رغم نگراني دوستانم در زمينه مذاکرات خزر من نگراني ندارم و معتقدم کارها بسيار خوب پيش مي رود. اين عدم نگراني در شرايطي عنوان مي شد که حتي در تعريف جغرافيايي خزر هم اختلاف وجود داشت چنانچه ايران، روسيه و ترکمنستان آن را «درياچه» و آذربايجان و قزاقستان خزر را «دريا» تلقي مي کردند. از همين روي ايران کماکان بر موضع سهم 20 درصدي که حاصل طرح کارشناسي خود بود پافشاري کرد و هرگز از توافقنامه هاي سال هاي 1921 و 1940 که منافع حاصل از امور کشتيراني و ماهيگيري در درياي مازندران را به صورت مشترک تقسيم مي کرد عدول نکرد. اما سران چهار کشور حاضر ساکت ننشسته و خواستار ارائه چگونگي محاسبات ايران شدند و انگشت ابهام بر درستي مدعاي ايران نهادند. از قضا کسالت رئيس جمهور ايران و روانه شدنش به بيمارستان يار شد و استيضاح هيات ايراني به تعويق افتاد و بهانه يي براي شبکه هاي خبر جهان شد که در تحليل هاي خود از نخستين نشست سران کشورهاي خزر به عنوان اجلاسي ناموفق و شکست خورده نام ببرند. اما اجلاس تهران طور ديگري رقم خورد. بي شک مهم ترين دستاورد اجلاس تهران که بسي مهم تر از سفر رهبران کشورهاي حوزه درياي خزر به تهران به حساب مي آمد، تدوين و صدور اعلاميه نهايي 25 ماده يي بود که تقريباً در راستاي سياست خارجي دولت احمدي نژاد و رضايت ضمني روسيه تنظيم شد. از اين نکته نمي توان چشم پوشي کرد که پيش از اجلاس سعدآباد دو قطعنامه صادر شده شوراي امنيت عليه ايران دو اهرم بودند تا ديگر کشورهاي درياي خزر دستگاه ديپلماسي ايران را هر چه بيشتر تحت فشار قرار دهند و امتيازات افزون تري را طلب کنند. شايد از اين رو بود که براي اولين بار قراردادهاي 1921 و 1940 در بيانيه پاياني مطرح نشد و در اين بيانيه هيچ گونه استنادي به قراردادهاي مذکور نشد و به نوعي در مجادله تقسيم منافع درياچه مازندران اين قراردادها مسکوت ماند؛ قراردادهاي مکتوبي که تکيه گاه خوبي براي مانور بيشتر ايران فراهم مي کرد. بدين ترتيب متکي به عنوان سکاندار وزارت خارجه گام هاي نخستين خود را در معادلات سياسي نه تنها چندان محکم برنداشت بلکه بر اقتدار ايران در يک موضوع مناقشه برانگيز و درازمدت نيفزود. خاصه آنکه پس از اين اجلاس نظربايف رئيس جمهور قزاقستان اعلام کرد قراردادهاي 1921 و 1940 به تاريخ پيوسته است. اگرچه همسايگان شمالي ايران به درستي مي دانستند که درياي خزر از عدم وجود يک مبناي حقوقي مشخص که همه کشورهاي ساحلي اين دريا از آن پيروي مي کنند رنج مي برد و همين امر موجب شده کشورهاي ذي نفع به تشکيل دو اجلاس مهم براي مذاکرات سياسي مبادرت ورزند اما بي شک آنچه پذيرفتني است اين است که هيچ کس براي منافع ديگري رنج مذاکرات اينچنين پيچيده يي را به خود نمي پذيرد بلکه براي سهم خواهي بيشتر و تنها جهت ازدياد منافع خود حاضر است بديهياتي که شامل قراردادهاي معتبر مي شود را نقض کند. به همين جهت انتظار مي رفت هيات ايراني در اجلاس مهرماه حداقل براي ناديده گرفتن قراردادهاي 1921 و 1940 به ضرر خود سوت نزند. در اين ميان شايد همين ملاحظات بود که دو ماه بعد محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت خارجه اين اشتباه را به نوعي جبران و استناد صريح و پايبندي تهران به قراردادهاي 1921 و 1940 را اعلام و تا حدودي اسباب عقب نشيني کشورهاي حاضر در اجلاس تهران را فراهم کرد. اما توافقات احمدي نژاد و پوتين در مورد افزايش مبادلات اقتصادي و تجاري دو کشور به طوري که حجم اين مبادلات در 10 سال به 200 ميليارد دلار برسد خبر از خلط اولويت ها و تغيير جايگاه متن و حاشيه مي داد. در همين راستا پيشنهادات پوتين نيز قابل تامل بود. «تشکيل پيمان دفاعي حوزه درياي خزر» و نيز ايجاد «تشکيلات نوين اقتصادي کشورهاي ساحلي درياي خزر» و همچنين احداث «کانال ارتباطي بين اين دريا و درياي سياه» نشانگر اهميت بالا و نيز محتواي چندوجهي سفر پوتين به تهران بود. اين اجلاس با تمام نقاط قوت و ضعفش به پايان رسيد اما موضوع رژيم حقوقي اين دريا به سامان خود نرسيد. ما همچنان در پي به کرسي نشاندن سخن حق خويش در اين منطقه هستيم. سخني که ايرانيان از گذشته تاکنون دغدغه آن را داشته اند و هرگاه به طريقي پيگير آن شده اند. وقتي برگ هاي تاريخ را ورق مي زنيم جسته و گريخته شاهد بروز اين دغدغه بوده ايم چه آن زمان که «امينه خاتون» مادربزرگ آغامحمدخان قاجار درخصوص درياي مازندران نوشت؛«فرزندان من بدانيد درياي مازندران حوضچه ما است. زندگي ما در اطراف اين دريا مي گذرد. در قلب آسيا جاده ابريشم احيا مي شود. اين دريا قلب دنيا مي شود. هر کسي آن را داشته باشد رهبر دنيا خواهد بود. فلات ايران بر ما که اهل درياييم جفا نمي کند..» و چه حالا که همه ايرانيان يکصدا سهم خود را از خزر مي خواهند و دولت را موظف به پيگيري و تحصيل آن مي کنند.

 

کاسپین را برای روس ها قربانی نکنیم!

ایرانیان در گذر تاریخ فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرده اند . اما شاید یکی از شومترین خاطره ها برای حافظه ی بیدار؟! مردم ایران ، خصوصا در دو قرن اخیر ، جدایی بخشهایی از سرزمینهای شمالی و از دست دادن حاکمیت هزاران ساله بر دریای مازندران باشد . متاسفانه این روز ها و همزمان با اوجگیری مناقشات میان ایران و غرب و میانجگری دلسوزانه ی  روس ها ! ، خبرهایی مبنی بر کاهش سهم ایران از دریای مازندران از میزان 50 درصدی اشاره شده در قرارداد 1940 به رقم ناچیز 13.7-11 درصد به گوش میرسد .

دریای مازندران ( کاسپین )

   دریای مازندران ، بزرگترین دریاچه ی جهان است . سواحل این دریا ، از دیرباز،  منزلگاه اقوام ایرانی چون کاسپ ها، تپورها، گیل ها، اماردها و هیرگانیان بوده است. تا پیش از دوران قاجار، دولت های ایرانی تقریبا بر تمامی این دریا و سواحل آن جز در مناطقی از شمال و شمال غربی  تسلط کامل داشته اند.

منابع دریای مازندران

   دریای مازندران از دیدگاه اقتصادی نیز، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و پس از خلیج فارس دارای بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان است. بر اساس آخرین گزارش های  اداره ی اطلاعات انرژی امریکا، این دریا،  دارای 200 میلیارد بشکه ذخیره ی نفتی و 89.7 تریلیون متر مکعب ذخیره ی گازی است، که دارای ارزشی برابر پنج تریلیون دلار ( 5000  میلیارد دلار) می باشد.

   این دریا  اوراسیا را به خاور میانه متصل می کند و این موضوع خود باعث افزایش اهمیت