تبليغاتX
بالاترازخبر - اخبار داغ ایران

 

شمارش آرای تهران ابهام دارد

«سیدحسین مرعشی» رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با ارائه تحلیلی آماری از انتخابات مجلس هشتم در حوزه تهران گفت: در مذاكراتی كه پس از برگزاری انتخابات با كارشناسان وزارت كشور و شخص وزیر داشتیم، مشخص شد كه وزارت كشور حداكثر دو ساعت پس از باز كردن صندوق‌ها قادر به اعلام نتایج غیررسمی تهران بوده است، اما نكته جالب آنجا بود كه در ملاقاتی كه 13 ساعت پس از پایان رای‌گیری با آقای پورمحمدی داشتیم، ایشان این مسئله را انكار كرده و گفتند وزارت كشور تا یك‌شنبه نمی‌تواند نتایج حتی اولیه انتخابات را اعلام كند.

 با این حال در ساعت 24 همان شب نتایج اولیه شمارش آرا در تهران اعلام شد.

در این آمار كاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان لیست تهران را به خود اختصاص داده بودند.

با اعتراض ما به این مسئله، كارشناسان وزارت كشور اعلام كردند كه این آرا تنها مختص به صندوق‌هایی در جنوب تهران است و با شمارش آرای مناطق غربی و شمالی تهران تغییر می‌كند، اما آرای كنونی هم هنوز همان تركیب اولیه را نشان می‌دهد كه این امر با واقعیات و گزارشات متعدد ناظران انتخاباتی اصلاح‌طلبان و حتی سخنان كارشناسان وزارت كشور به هیچ عنوان مطابقت ندارد.

وی ضمن بیان مطالب فوق به «كارگزاران» اضافه كرد: مردم تهران را می‌توان از حیث شركت در انتخابات به سه دسته تقسیم كرد: حدود 25 درصد از مردم تهران به دلایل مختلف عطای شركت در انتخابات را به لقایش بخشیده‌اند‌ و به هیچ عنوان حاضر به شركت در انتخابات‌های مختلف نیستند. حدود 25 درصد هم هستند كه براساس تكلیف و تعهد و تحت هر شرایطی در انتخابات شركت می‌كنند. 50 درصد دیگر هم طبقه متوسط شهری هستند كه متناسب با شرایط تصمیم می‌گیرند كه در انتخابات شركت كنند یا نه. مرعشی با بیان اینكه «با توجه به شرایط قبل از انتخابات مجلس هشتم و بر اساس نظرسنجی‌های صورت‌گرفته، بیش از نیمی از این 50 درصد، تصمیم قطعی گرفته بودند كه در انتخابات شركت نكنند»، اظهار داشت: «از این 50 درصد كه بدنه اصلی جامعه را تشكیل می‌دهند، در نهایت حدود هفت درصد در انتخابات شركت كردند و 43 درصد موضع قهر با انتخابات را در پیش گرفتند.» سخنگوی حزب كارگزاران سازندگی، دلایل این قهر را «نارضایتی از شرایط مدیریتی كشور، مشكلات فراوان اقتصادی، بریدگی از تمام جناح‌های سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب، اعتراض به ردصلاحیت‌های صورت‌گرفته و تردید در مورد سلامت انتخابات» بیان كرد. وی تصریح كرد: «ائتلاف اصلاح‌طلبان تمام تلاش خود را برای به میدان آوردن این عده انجام داد اما به دلیل محدودیت‌های زمانی و آثار منفی ناشی از رد صلاحیت‌ها و نیز عملكرد منفی رسانه فراگیری مانند صداوسیما، موفقیت چندانی عایدمان نشد اما به هر حال توانستیم در شرایط حساس كشور، به‌طور نسبی به انتخابات رونق بدهیم.»

مرعشی با اشاره به آنچه «بی‌مهری‌ها و بداخلاقی‌های انتخاباتی» خواند، به بیان مواردی از این مسئله پرداخت و گفت: «اولین بداخلاقی این بود كه اگرچه ائتلاف اصلاح‌طلبان به عنوان یك مجموعه متحد و با مخاطبان كاملا مشخص در انتخابات حاضر شد ولی صداوسیما هرگز حاضر به پذیرش این واقعیت نشد و به‌طور منظم و پی‌درپی تلاش كرد تا ما را متفرق و پراكنده جلوه دهد. حتی روزنامه وابسته به این رسانه نیز در یك اقدام كاملا ضداخلاقی درست یك روز پیش از انتخابات كه هیچ فرصتی برای پاسخگویی و جبران نداشتیم، یك فهرست جعلی را به نام ما منتشر كرد.» رئیس ستاد تهران ائتلاف اصلاح‌طلبان، بداخلاقی دیگر صورت‌گرفته علیه اصلاح‌طلبان را اینگونه تشریح كرد: «بداخلاقی و بی‌مهری دیگر علیه ما این بود كه علی‌‌رغم آنكه تمام كاندیداهای اصلاح‌طلب حاضر در انتخابات به تایید شورای نگهبان با تمام دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه آن رسیده بودند، اما غیرواقعی و شكننده‌ترین تعابیر هر روز علیه آنها بیان می‌شود.» وی با طرح این پرسش كه «چه كسی در كشور وجود دارد كه در اصالت و شخصیت انقلابی، ملی و اسلامی اصلاح‌طلبان و كاندیداهای ایشان تردید داشته باشد؟»، اظهار داشت: «این در حالی است كه رسانه فراگیر كشور، این جریان ریشه‌‌دار و متكی به اندیشه‌های امام را كه هدفی جز اصلاح جمهوری اسلامی و افزایش ضریب پایداری نظام ندارد، به شدیدترین شكل تخریب می‌كرد.» مرعشی درباره اتفاقاتی كه برای ناظران اصلاح‌طلبان افتاد، گفت: «این حق مسلم تمام كاندیداهای حاضر در انتخابات است كه بتوانند در هر صندوق یك ناظر داشته باشند. در این راستا اگرچه برخورد ابتدایی هیات نظارت تهران با ستاد ائتلاف مثبت بود ولی در مرحله اجرا، از 3300 نفری كه به عنوان ناظر معرفی كرده بودیم در مرحله اول فقط برای 950 نفر و با پیگیری‌های بعدی تنها برای 170 نفر آن هم در ساعات اولیه بامداد روز برگزاری انتخابات كارت نظارت صادر شد.» رئیس ستاد تهران ائتلاف اصلاح‌طلبان، این مسئله را باعث بر هم خوردن برنامه‌ریزی‌های این ستاد دانست و بیان داشت: «این‌گونه ما عملا قادر به اعزام 400 نفر ناظر به 10 درصد صندوق‌های موجود شدیم اما جالب این بود كه با آغاز شمارش آرا اكثر همین تعداد محدود از ناظران نیز از شعب اخذ رای اخراج شدند.» وی تاكید كرد: «به راستی اگر اصولگرایان مدعی پیروزی قاطع در انتخابات هستند، چرا اجازه ندادند ناظران ما تا پایان شاهد این موفقیت آنها باشند؟»
سخنگوی حزب كارگزاران سازندگی در عین حال تصریح كرد: «با تمام این اوصاف گزارش‌های ناظران اندك ما كه توانسته بودند به‌رغم فشارهای سنگین ناظران شورای نگهبان در محل ماموریت خود باقی بمانند، حاكی از موفقیت كامل و قطعی فهرست ائتلاف اصلاح‌طلبان در حدود نیمی از صندوق‌ها به طور مشخص در مناطق غربی و شمالی تهران و موفقیت نسبی حداقل پنج كاندیدای ما در مناطق شرقی و جنوبی بود.»
مرعشی بر این مبنا تاكید كرد: «ما بسیار علاقه‌مند بودیم كه امروز می‌توانستیم آمارهای ارائه شده از شمارش آرا توسط وزارت كشور را تایید كنیم اما افسوس كه باید با شك و تردید به نتایج اعلام شده نگاه كنیم.» رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌‌طبان در پاسخ به این پرسش كه «چه دلایلی در اثبات موارد تخلف اشاره شده وجود دارد؟»، اظهار داشت: «نتایج اعلام شده تا كنون به هیچ وجه با ده‌ها گزارش مستند دریافتی از صندوق‌های مختلف در سراسر تهران سازگاری ندارد. به همین دلیل هم از وزارت كشور خواسته‌ایم تا آمار و ارقام تك تك صندوق‌ها و نیز نتایج تجمیع آنها را در اختیار قرار بدهد تا بشود در مورد صحت آمار اعلام شده، با قاطعیت اظهارنظر كنیم.» وی خاطرنشان كرد: «ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان از دسترسی به اطلاعات ریز صندوق‌ها در زمان شمارش كاملا محروم است و به خواسته‌ ما برای بازشماری تصادفی برخی از صندوق‌ها نیز هیچ پاسخی داده نمی‌شود. رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران مجددا تاكید كرد: در اولین آمار شمارش صندوق‌ها، كاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان تمام سهمیه تهران را به خود اختصاص داده بودند. با اعتراض ما به این مسئله، كارشناسان وزارت كشور اعلام كردند كه این آرا تنها مختص به صندوق‌هایی در جنوب تهران است و با شمارش آرای مناطق غربی و شمالی تهران تغییر می‌كند، اما آرای كنونی هم هنوز همان تركیب اولیه را نشان می‌دهد كه این امر با واقعیات و گزارشات متعدد ناظران انتخاباتی اصلاح‌طلبان و حتی سخنان كارشناسان وزارت كشور به هیچ عنوان مطابقت ندارد.
+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

استراتژی سیاسی – نفتی امریکا


زیر گوش ایران، کلید می خورد

 

در ماه آپریل 2008 قرار است پاکستان، ترکمنستان و افغانستان ساخت خط لوله انتقال گاز از ترکمنستان با گذر از افغانستان را از سر گیرند. نمایندگان سه کشور برای بررسی امکان از سرگیری پروژه جدید خطوط انتقال گاز در اسلام آباد دیدار می کنند. مبتکر این دیدار، بانک آسیایی توسعه است.

هدف استراتژیک

10 سال قبل ساخت خط لوله ای در مسیر ترکمنستان- افغانستان- پاکستان مطرح شد، اما اوضاع بی ثبات نظامی و سیاسی در افغانستان اجرای پروژه ساخت خطوط انتقال گاز را غیر ممکن ساخت. جالب است که اوضاع امنیتی در افغانستان بهتر نشده و در پاکستان بدتر نیز شده اما آن طرح در دستور قرار گرفته است.

هدف از پروژه ای با چنین مقیاس، هیچ  توجیه اقتصادی ندارد. اهمیت سیاسی پروژه امروز مبرم تر از اهمیت تجاری آن است و تلاش برای احیای برنامه های قدیمی بیشتر یک پیشنهاد سیاسی است که با سایر پروژه های نظامی- سیاسی و اقتصادی در منطقه هم ساز است. همه این پروژه ها در حقیقت بخشی از استراتژی کلی و جدید غرب، در درجه اول آمریکا، و همچنین برخی کشورهای آسیایی برای ایجاد ساختار سیاسی جدیدی در منطقه آسیای مرکزی و جنوبی است.

پروژه گازی، استفاده از ترانزیت جدید سوختی در جنوب منطقه خزر بسوی آسیای جنوبی و پاکستان و هند است. طبق این پروژه، گاز ترکمنستان بدون گذر از خاک روسیه و چین منتقل  خواهد شد که کاملاً منطبق با منطق آمریکایی "بازی بزرگ انرژی" در منطقه حاشیه خزر و خاور نزدیک است.

واشنگتن مدتهاست از ایجاد مسیر جدید ترانزیت سوخت که از روسیه و چین گذر نکند، حمایت می کند. "معماران" پروژه خطوط انتقال گاز از افغانستان نیز همین هدف را دنبال می کنند.

بدین ترتیب هدف اصلی سیاسی پروژه تخریب انحصار روسیه و کمپانی "گازپروم" آن برای ترانزیت سوخت از خاک کشورهای مشترک المنافع است. مسلم است که آمریکا و متفقین آن در ناتو چنین تمایلی دارند.

برنامه ایجاد آرامش

علاوه بر هدف استراتژیک یاد شده، هدف آمریکایی ها این است که به کمک خطوط انتقال گاز به امکانی برای حل سه مشکل سیاسی مربوط به امنیت در آسیای میانه و آسیای جنوبی و مدرنیزه سازی فضای پس از فروپاشی شوروی دست یابند.

حل مشکل اول: با آغاز اجرای پروژه دریچه ای بسوی برقراری روابط سازنده با سران قبایل پشتو و بلوچ در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان گشوده می شود که تا کنون پشتوانه ای مطمئن برای جنگجویان طالبان و القاعده بودند. بدین ترتیب ایجاد زمینه هایی برای خرید رهبران قبایل پشتو و بلوچ و نیز ایجاد اشتغال برای جنگجویانی که برای امرار معاش در خدمت طالبان و اسلام گرایان هستند، از اواسط سال 2007 میلادی در شمار اولویت های واشنگتن و متفقین آن در ناتو قرار گرفته اند. یکی از پیشنهاداتی که اواخر سال 2007اعلام شده بود، تشکیل "سپاهی مرزی از پشتوها" با هزینه آمریکاست.

بازگشت به پروژه ساخت خط لوله می تواند بطور تنگاتنگی مرتبط با این پیشنهاد باشد. تا زمانی که ضمانت امنیتی وجود داشته باشد، هیچ سرمایه گذاری در احداث خطوط انتقال گاز افغانستان در کار نخواهد بود و کار روی آن آغاز نخواهد شد. در شرایط بوجود آمده، هیچ روش دیگری برای حل این مشکل دیده نمی شود، بجز این که مردان قبایل پشتو و بلوچ که در آن منطقه زندگی می کنند را بعنوان کارمندان امنیتی خط لوله استخدام کرد. خلاصه این که قبایل پشتو که طرفدار طالبان هستند باید از تهدید اصلی برای پروژه به ضامن امنیت و کارکرد بدون نقص آن تبدیل شوند.

با انجام مذاکراتی با حضور میانجی های مستبد سازمان جاسوسی پاکستان و یا بزرگان می توان رهبران قبایل را متقاعد کرد که آرامش را در مرز افغانستان و پاکستان تامین کنند و باور کنند که حفظ خط لوله انتقال گاز از ترکمنستان به پاکستان مقرون به صرفه تر و امن تر از جنگیدن است.

استدلال مالی در اینجا نقش اصلی را ایفا می کند. علاوه بر پولی که از سوی آمریکایی ها برای خرید وفاداری از سوی قبایل (از طریق پروژه سپاه مرزی) تخصیص داده می شود، تخصیص بخشی از درآمدهای پروژه انتقال گاز ترکمنستان از طریق خاک افغانستان به پاکستان نیز می تواند از اهمیت بسیاری برخوردار باشد. از ترانزیت گاز پاکستان می تواند سالانه حدود 400 میلیون دلار درآمد داشت. اگر کابل و اسلام آباد بعنوان "مالیات برای امنیت" از درآمدهای پروژه هر یک سالانه 100 میلیون دلار واریز کنند، رهبران قبایل پشتو می توانند سالانه روی 200 میلیون دلار حساب کنند. این رقم می تواند آشتی ناپذیر ترین طرفداران "جهاد" را به فکر فواید صلح بیندازد.

مسلم است که تمامی طرفداران طالبان نمی توانند به "پلیس انرژی" تبدیل شوند، اما توافق با بیشتر بزرگان قبایل و بسیاری از فرماندهان محلی درعمل امکان پذیر است.

بدین ترتیب پروژه یادشده امروز به ابزاری دورنگرانه برای حل بحران افغانستان تبدیل می شود.

حل مشکل دوم: هم ایالات متحده و هم اروپا به تحقق پروژه ترکمنستان-افغانستان-پاکستان امیدوارند و آن را سبب "مدرنیزه سازی سیاسی" ترکمنستان می دانند. تعدادی از خبرگزاری ها اعلام کرده اند که "غرب امید بسیاری به امکان انجام اصلاحاتی در ترکمنستان دارد که می توانند به پیشنهاد رئیس جمهور جدید کشور آغاز شوند". بعبارت دیگر، پروژه می تواند مکانیزم جدیدی برای "صادرات دموکراسی" بواسطه نفوذ سیاسی غرب بر عشق آباد باشد. روشن است که در صورت اجرای موفقیت آمیز آن، روسیه نه تنها از نفوذ سیاسی خود بر ترکمنستان، بلکه از دسترسی به منابع سوختی جمهوری های سابق اتحاد شوروی نیز محروم می شود. اگر چنین چیزی رخ دهد، مسکو یکی از ابزارهای استراتژیک در فضای پس از فروپاشی را از دست می دهد، چرا که ذخایر اصلی گاز در ترکمنستان هستند.

در تحقق این پروژه برخی کشورهای اتحادیه اروپا نیز که نگران "سلاح سوختی" کرملین هستند، ذینفع می باشند. علیرغم این که پیشنهاد اخیر درباره پروژه از سوی بانک آسیایی توسعه بوده است،  "منافع ناتو" محسوس است. نکته جالب این که در اخبار اولیه درباره نشست سران کشورهای ترکمنستان، افغانستان و پاکستان در ماه آپریل در اسلام آباد به کمپانی انگلیسی "BP" نیز اشاره شده بود که مولفین اخبار به نقل از اطلاعات این کمپانی درباره ذخایر گاز در ترکمنستان خبر می دادند. این در حالیست که ترکمن ها هیچ گاه درباره معادن گاز کشور خود به متخصصین خارجی اطلاعاتی نداده اند.

چنین تصور می شود که یکی از روش های اصلی برای جذب عشق آباد به پروژه های ناتو، جذب ترکمنستان به حل مشکلات حاد در افغانستان است.

حل مشکل سوم: و بالاخره این که پروژه ایجاد خط لوله جدید گاز در صورت اجرا می تواند ابزاری مهم برای تاثیر گذاری بر مناقشه کهنه هند و پاکستان باشد. خطوط انتقال گاز، هر دو کشور را به دو نظام سوختی در آسیای جنوبی تبدیل می کند که ذینفع به کاهش تنش ها در منطقه خواهند بود. همکاری متقابل و سودبخش برای هر دو طرف، نفوذی چشمگیر بر موضع سیاستمداران دو کشور نیز خواهد داشت.

توقف رقابت بین دهلی و اسلام آباد درباره مسائل ارضی، یکی از وظایف استراتژیک واشنگتن است. اما بر عکس، پکن در حفظ تنش ها در شبه جزیره هندوستان ذینفع است. به همین دلیل، احتمال احداث خط لوله ترکمنستان- افغانستان- پاکستان سبب نگرانی جمهوری خلق چین نیز می شود. دلیل دیگری نیز برای نارضایتی وجود دارد: سازمان دهی جریان دائم گازی از خزر به هند تاثیر مثبتی بر آینده اقتصاد هند خواهد داشت که رقیب چین محسوب می شود.

اجرای پروژه به شکل کنونی ضربه ای جدی به مسکو و پکن در آسیای میانه و آسیای جنوبی است. این خطوط لوله به احتمال زیاد نه تنها ابزاری برای محدود سازی نفوذ روسیه و چین در نقاط استراتژیک منطقه خزر خواهند بود، بلکه امکانات سیاسی آمریکا و متفقین آن در ناتو را افزایش داده و منجر به تحکیم روابط واشنگتن و دهلی و اسلام آباد نیز می شوند.

در پایان باید خاطر نشان داشت که پروژه احداث خطوط انتقال گاز ترکمنستان- افغانستان- پاکستان، تنها پروژه سوختی نیست که کابل و اسلام آباد امروز در آن ذینفع هستند. در اوایل سال 2008 اعلام شد که پاکستان درصدد شرکت در ساخت کابل های جدید انتقال برق از تاجیکستان به پاکستان از طریق افغانستان است.

بدین ترتیب امروز اسلام آباد تلاش های خود را نه تنها بر حل مشکلات امنیت انرژی متمرکز می کند، بلکه درصدد کسب جایگاه "واسطه سوختی" بین کشورهای آسیای میانه و جنوب آسیاست. امکانات جدید سوختی پاکستان، بطور قطع سبب بالاتر بردن موضع آن در دیالوگ استراتژیک با هند خواهند شد.

 

خبرگزاری «نووستی»

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

غنی سازی در ایران


یعنی ادامه حرکت به سوی سلاح اتمی

 

نیکلاس برنز معاون سابق وزارت خارجه امریکا طی سخنانی در همایش مرکز مطالعاتی بلفر دانشگاه هاروارد گفت:

ایران حامی اصلی همه گروههایی است که با سیاست آمریکا در خاورمیانه مخالفت می کنند.

این چالشی است که از گذشته پیش روی آمریکا به عنوان تضمین کننده اصلی ثبات در منطقه قرار داشته است. برنامه اتمی ایران و تمایل این کشور برای تبدیل شدن به قدرتمندترین کشور خاورمیانه مایه نگرانی است و گزینه نظامی را در برابر ایران را نباید حذف کرد،  درعین حال که باید دیپلماسی خلاقانه را ترجیح داد.

برنز در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا آمریکا برای انجام مذاکره با ایران پیش شرط هایی را تعیین می کند، گفت:

آمریکا بدون دلیل با چنین کارت مهمی بازی نمی کند. ضمن آنکه آنها هرگز نشان نداده اند که تمایلی به مذاکره دارند. بنابراین باید با همین معدود کارت هایی که داریم با دقت بازی کنیم. تعبیر غلط متداول در میان خبرنگاران این است که دولت بوش خواستار مذاکره نیست و ایران هست که واقعیت کاملا برعکس است. البته دلیل سر باز زدن ایران از مذاکره با امریکا مربوط به رقابت های سیاسی و اختلافات در ایران است.

توجه داشته باشید که مستقیم ترین راه به سوی توان تسلیحات اتمی، در اختیار داشتن تسلیحات نیست بلکه غنی سازی و بازفرآوری است. بسیاری از خبرنگاران به بخش دوم گزارش امنیتی که چند ماه پیش درامریکا منتشر شد توجه و تمرکز نکرده اند. در آن بخش گفته می شود ایران تلاش هایش در زمینه غنی سازی و بازفرآوری را افزایش داده است.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

طرد سیاست جنگی حاکم


انتخابات نشان داد، رای دهنده و تحریم کننده


هیچکدام جنگ نمی خواهند

 

انتخاباتی که نیمه انتصابات بود، سرانجام برگزار شد و از نتیجه آن مجلس هشتم سر در خواهد آورد. این مجلس قرار است ماشین تولید قوانین و تائید کننده دم به دم آن سیاستی شود که حاکم است و ما آن را بنام "سیاست نظامی- اتمی" می شناسیم!
شرح این که تن به چه رسوائی هائی دادند تا مجلس را به این ابزار تبدیل کنند، زائد است، زیرا عیان تر از بیان است. تمام وحشت ترتیب دهندگان چنین انتخابات و چنان مجلسی آن بود که مخالفان سیاست حاکم مجلس را قبضه کنند و به لفظ مستقیم رهبر، ولایت احزاب حاکم شود، بجای ولایت ایشان!(از سخنرانی های علی خامنه ای درجریان تحصن مجلس ششم)
جنبش درحال رکود مردم، هنوز آنقدر آگاه بود که بجای یک "بانگ"، چند ده "بانگ" را به مجلس هشتم بفرستد، گرچه نامشان بر سر زبان ها نبود و در حقیقت مردم علیرغم همه دشواری ها و کارشکنی ها و تهدید ها و ... به "لیست خاتمی" رای دادند. یعنی به اصلاحات. نکته بسیار مهم دیگری که قطعا باید در تمام محاسبات تحلیلی خود از این انتخابات در نظر داشته باشیم آنست که اکثریت قریب به اتفاق مردمی، که درانتخابات شرکت کردند و سیمای جمهوری اسلامی با آن ها مصاحبه کرد دلیل شرکت خود در انتخابات را دفع خطر حمله امریکا به ایران اعلام داشتند، که در عمل یعنی مخالفت عمومی با سیاست جنگی و ماجراجویانه حاکم! و این اعتراف ناخواسته دستگاه تبلیغاتی گوش به دستورات بیت رهبری و فرماندهان سپاه پاسداران بود. سپاهی که یکی از سرداران آن "ضرغامی" ریاست سیمای جمهوری اسلامی را برعهده دارد.
بنظر ما، این دو نکته، یعنی :
1- ترس حاکمیت کنونی از افتادن مجلس به دست اصلاح طلبان و مخالفان سیاست نظامی- اتمی و تن دادن به رسواترین شیوه ها در انتخابات اخیر برای جلوگیری از واقعه ای که اگر انتخاباتی واقعی در جمهوری اسلامی برگزار می شد، وقوع آن قطعی بود.
2- مصاحبه هائی که با مردم در حوزه های رای گیری انجام شد و سیمای جمهوری اسلامی پخش کرد و در همه آنها بزرگترین انگیزه مردم از شرکت در انتخابات، از زبان خود آنها، جلوگیری از حمله به ایران بود.
نه تنها فضای عمومی کشور را نشان داد، نه تنها گرایش عمومی جامعه را منعکس کرد، بلکه تاثیرات خود را روی مجلس هشتم نیز خواهد گذاشت و خواهیم دید که این دو مسئله چه تاثیر مستقیمی روی اختلافات و صف بندی ها در مجلس خواهند گذاشت. ریشه های اصلی هر نوع فراکسیون بندی در مجلس آینده، پیش از آنکه در مجادله و کشاکش ها با دولت ماجراجوی احمدی نژاد خلاصه شود، در همین دو نکته نهفته خواهد بود. نه رئیس دولت و یا کابینه، نه افراد داخل و خارج مجلس، نه این گروه و یا آن گروه از روحانیون، بلکه "کل سیاست حاکم" زیر ضربه مردم است و همین فشار عمومی، در مجلس آینده نیز بازتاب خواهد داشت. مردم جنگ نمی خواهند و حکومت امنیتی و نظامی را طرد می کنند.
اشاره به اینکه چه توطئه های دیگری را تا اعلام کل اسامی راه یافتگان به مجلس در پیش است، چگونه برای تهران لیست سازی خواهند کرد و دیگر تدابیری که در این روزها سرگرم آن هستند، مهم هست، اما نه باندازه درک کامل از کلیت پیام این انتخابات و تبدیل آن به کارپایه سیاسی هم فراکسیون اقلیت و مخالف در مجلس و هم فراکسیون بزرگ و چند ده میلیونی در خارج از مجلس.
خطاب به همه آنها که شک دارند از درون لیست دستچین شده و تفاهم شده میان بیت رهبری و شورای نگهبان برای تشکیل فراکسیون اکثریت و هیات رئیسه مجلس هشتم، یاد آور می شویم:
مگر روزی که "ابوطالب" را به مجلس هفتم فرستادند، فکر می کردند او به منتقد پرقدرت سیاست های دولت کنونی تبدیل شود؟
او، که مستند ساز تلویزیونی و مورد اعتماد دستگاه امنیتی بود و بلافاصله پس از سقوط صدام به بغداد اعزام شده و به اسارت امریکائی ها درآمده بود. پس از رهائی از زندان امریکائی ها در عراق به تهران منتقل شد و حزب الله، برای دهن کجی به خانم شیرین عبادی، با شعار "سعید و سهیل- لایق نوبل" در فرودگاه مهرآباد به استقبال این قهرمان خود رفت و او را از همانجا، یکسر به بیت رهبر بردند و رهبر در حیاط بیت به استقبال آن سعیدو سهیل آمد و بوسه بر گونه ها و سرشان زد. آن روز کسی فکر می کرد، از آن دو، آنکه عزیزتر بود و به مجلس هفتم فرستاده شد، به منتقد سیاست های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی حاکم تبدیل شود؟ و حساب خود را از لیست جبهه اصولگرایان جدا کند؟
این را تنها برای یک یادآوری و حجتی بر ارزیابی خود از حوادث و رویدادهای سیاسی نوشتیم.
جامعه ایران هنوز یکدست سرکوب و منکوب نشده و بسیار دشوار بتوان چنین روزی را به این زودی و آسانی باور کرد. بنابراین، از دل چنین جامعه ای، حتی با همه حیله ها و تدابیری که طرفداران سرکوب و یکدستی بکار می برند، نمی تواند مجلسی یکدست و تابع سیاستی بیرون بیآید که همین جامعه در برابر آنست و آن را طرد می کند. این جامعه جنگ، ماجراجوئی، تحمیق، ارتجاع مذهبی، سانسور، سرکوب و ... رد می کند و زیر بار آن نمی رود. همچنان که تاکنون نرفته و اگر رفته بود نیازی به این همه تدبیر و توطئه برای برگزاری انتخاباتی که شاهد شدیم نبود.
خود را نه آماده ادامه شرح آنچه در این انتخابات کردند، بلکه آماده آن حوادثی کنیم که از دل سیاست نظامی- اتمی حاکم بیرون می آید و با مردمی سخن بگوئیم که در عمق وجود خویش خطر را احساس کرده و برای دفع و رفع آن به پای صندوق های رای رفتند و یا با همین انگیزه خود را از انتخابات قدرت فرموده کنار کشیدند زیرا مانند همان هائی که رای دادند، با سیاست های اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، نظامی، امنیتی و سانسور و نابرابری، فقر و غارت مخالف اند.
با چنین نگاهی به انتخابات مجلس هشتم و جامعه بیدار ایران، به استقبال سال 87 برویم که گشایش مجلس هشتم تنها رویداد مهم آن نخواهد بود!

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

در۱۰ ماه آینده

 

شاهد حوادث مهم خواهیم بود

"ریچارد چینی" معاون رئیس جمهور آمریکا سفر خود به کشورهای خاور نزدیک را آغاز کرد که طی آن از عمان، عربستان سعودی، اسرائیل، فلسطین، ترکیه، عراق و افغانستان بازدید بعمل می آورد.

سفر 10 روزه چینی به خاور نزدیک، نشان دهنده اهداف کاخ سفید در منطقه ای مهم و استراتژیک برای آمریکا در دوره پایانی ریاست جمهوری جرج بوش است. بوش که خاور نزدیک را اولویت اصلی در سیاست خود اعلام کرده است، طی 8 سال ریاست جمهوری خود دچار شکست ها و ناموفقیت هایی در منطقه شد. همین نیز کاخ سفید را وادار می سازد تا در 10 ماه باقی مانده از ریاست جمهوری بوش تلاش های خود را شدیداً افزایش دهد. جرج بوش به کرات اعلام کرده است که امکان امضای توافقنامه صلح بین فلسطین و اسرائیل تا روی کار آمدن ریاست جمهوری جدید در آمریکا در ماه ژانویه 2009 وجود دارد. و در این راستا، فعال شدن ریچارد چینی در مذاکرات با "ایهود اولمرت" نخست وزیر اسرائیل و "محمود عباس" رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین گویای این است که جرج بوش از اوضاع امور در خاور نزدیک رضایت ندارد.  

در ماه دسامبر سال گذشته میلادی، اداره اطلاعاتی آمریکا عملاً اطلاعات نیروهای امنیتی اسرائیل درباره امکان دستیابی به سلاح هسته ای در ایران تا سال 2009 میلادی را تکذیب کرد. این نتیجه گیری سبب نگرانی جدی مقامات اسرائیلی شد که به همین دلیل طی سه ماه اخیر چندین بار مامورین امنیتی خود را به همراه اطلاعات جدیدی به واشنگتن اعزام کرده اند.

می توان گفت که گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در رابطه با ایران، تا حدی خبرچینی های نگرانی برانگیز جاسوسین اسرائیل را تاکید کرد؛ در گزارش آژانس عملاً نتیجه گیری های اداره اطلاعاتی آمریکا مبنی بر این که ایران برنامه هسته ای نظامی خود را متوقف کرده است، رد می شوند.

اطلاعات جدید منجر به تغییراتی در نگرش رئیس جمهور آمریکا نسبت به اوضاع در ایران شد. یکی از نتایج این تغییر برکناری "ویلیام فالون" فرمانده نیروهای این کشور در عراق و افغانستان بود که کاملاً مخالف حل نظامی مسئله ایران بود.

ریچارد چینی که پایبند به سیاست سختگیرانه ای نسبت به تهران است، پیشتر در سال جاری میلادی، با فالون دیدار کرده بود و سعی داشت او را متقاعد کند که موضع خود را تغییر دهد.

در عین حال، نظر عربستان سعودی و عمان نسبت به تلاش های مصرانه ایران برای تبدیل شدن به قدرت اصلی منطقه، با نگرانی های اسرائیل همخوانی دارند. "سایمون هندرسون" کارشناس سیاسی می گوید: "علیرغم این که این کشورهای حاشیه خلیج فارس، رسماً مخالف حل نظامی اوضاع در ایران هستند، اما عربستان سعودی و عمان، زمانی که صحبت درباره امنیت ملی آنان باشد، بر توان نظامی آمریکا تکیه دارند".

وی یادآور می کند که عمان ده ها سال است که پایگاه نظامی هوایی و سایر تاسیسات نظامی خود را در اختیار آمریکا قرار داده و عربستان سعودی نیز در مدت اخیر درباره دریافت تسلیحاتی به مبلغ بیش از 20 میلیارد دلار در چارچوب برنامه تقویت نظامی متفقین آمریکا که مخالف ایران هستند، با واشنگتن توافق کرده است.

بدین ترتیب ممکن است ریچارد چینی بتواند از عامل ضد ایرانی بین اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس برای نزدیک تر ساختن آنان استفاده کند.

اما بعید است که انگیزه اصلی سفر چینی و مقامات امریکائی در رابطه با تهران اعلام شود، بویژه اگر تمامی طرفینی که در مذاکرات شرکت دارند، سکوت اختیار کنند

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

مصاحبه جدید آیت الله منتظری


مشکل انرژی اتمی نیست

 


سیاست های دولت است!

 

در شرایطی که کشور در معرض تهدید خارجی است، نمی دانم‏ ‏چرا مسئولین به عاقبت کارهای خود فکر نمی کنند و هر روز علاوه بر‏ ‏مشکلات اقتصادی و گرانی و تورم رو به رشد، نارضایتی جدیدی برای‏ ‏مردم به وجود میآورند. من درمورد تخلف از آرمان های اصلی انقلاب کسی یا کسانی را متهم به‏ ‏خیانت به انقلاب نمی کنم، اما نمی توان از تندروی ها و انحصارطلبی ها و قدرت‏ ‏خواهی ها و تمامیت طلبی های عده ای در یک جناح خاص چشم پوشی‏ ‏نمود.

 

احمد رأفت مدیر خبرگزاری "آکی" ایتالیا‏ مصاحبه ای کتبی با آیت الله منتظری در باره فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی انجام داده که در سایت آیت الله منتظری منتشر شده است.

این که داشتن انرژی اتمی در انحصار هیچ دولتی نباید‏ ‏باشد و همه دولتها و ملتها حق دارند دارای چنین انرژی و فنون علمی آن‏ ‏باشند شکی نیست، ولی اشکال کار در این است که دولت ما با طرح بعضی‏ ‏شعارهای تحریک آمیز و حساب نشده بسیاری از دولت ها را نسبت به دولت‏ ‏ایران حساس و بدبین نموده است و آنان را در جهت ایجاد وحدت علیه ما‏ ‏و منافع ملی ما تحریک کرده تا آنجا که روز به روز فشارها را تشدید‏ ‏میکنند. نتیجه این فشارها نیز بر مردم مظلوم ما خواهد بود، که بسیار جای نگرانی‏ ‏است. امیدوارم مسئولین مربوطه در شرایط سختی که برای ملت ما پیش‏ ‏آمده است به دور از احساسات تند و با عقلانیت بیشتر بتوانند از این‏ ‏بحران خارج شوند و بیش از این کشور را منزوی نکنند و مردم را تحت‏ ‏فشار سیاسی و اقتصادی قرار ندهند.

‏ ‏سؤال - در مجامع بین المللی گفته میشود که برنامه‏ ‏اتمی جمهوری اسلامی ایران تنها علت تشدید فشارهای‏ ‏بین المللی نیست و جامعه جهانی همچنین نگران‏ ‏سیاست های ایران در کشورهای منطقه به ویژه لبنان،‏ ‏افغانستان و عراق است.

آیت الله منتظری: حمایت های مادی و معنوی از کشورهای یاد شده‏ ‏بخصوص با توجه به نیاز شدید آنان و تقاضای کمک از کشورما و نیز با‏ ‏توجه به فرهنگ و دین مشترک بین آنان و مردم کشور ما کاری است انسانی و‏ ‏اخلاقی، ولی حمایت از آنان نباید به صورت دخالت در امور آن کشورها باشد;‏ ‏همانگونه که کشورهای قدرتمند نیز نباید به بهانه کمک به کشورهای در‏ ‏حال رشد و نیازمند، در سرنوشت مردم آن کشورها دخالت نمایند.

‏ ‏سؤال - موقعیت در درون کشور نیز مناسب به نظر‏ ‏نمی آید، علاوه بر مشکلات اقتصادی ، فشار بر اقشار‏ ‏مختلف جامعه به ویژه زنان، دانشجویان و روزنامه نگاران‏ ‏و همچنین اقلیت های قومی نیز افزایش یافته است .

آیت الله منتظری: تندروی ها و سخت گیری هائی که نسبت به قشر دانشجو و‏ ‏روزنامه نگاران و بعضی اقشار دیگر میشود، و نیز رد صلاحیت های افراد‏ ‏زیادی از نیروهای مفید و با تجربه که درجریان انتخابات مجلس متأسفانه انجام شد، عاقبتی جز زیاد‏ ‏شدن فاصله بین مردم و حاکمیت و در نتیجه کم شدن مقبولیت آن نخواهد‏ ‏داشت. در شرایطی که کشور در معرض تهدید خارجی است، من نمی دانم‏ ‏چرا مسئولین به عاقبت کارهای خود فکر نمی کنند و هر روز علاوه بر‏ ‏مشکلات اقتصادی و گرانی و تورم رو به رشد، نارضایتی جدیدی برای‏ ‏مردم به وجود میآورند.

 با رد صلاحیت های زیاد از نیروهای مفید و عدم امکان‏ ‏رقابت واقعی در انتخابات قهرا چنین مجلسی نمی تواند نمایندگی اکثریت مردم را‏ ‏داشته باشد و در نتیجه تابع و پیرو و مجری نظریات یک اقلیت خواهد‏ ‏شد، و در نهایت نمی تواند وظائف مهم و اصلی خود را انجام دهد.

در هرحال ما به بسیاری از آرمانهای اصلی انقلاب و از‏ ‏جمله آزادی های مدنی و سیاسی نرسیدیم. من دراین مورد کسی یا کسانی را متهم به‏ ‏خیانت به انقلاب نمی کنم، اما نمی توان از تندروی ها و انحصارطلبی ها و قدرت‏ ‏خواهی ها و تمامیت طلبی های عده ای در یک جناح خاص چشم پوشی‏ ‏نمود.
‏ ‏
در مورد دخالت نظامیان در مسائل سیاسی - همانگونه که‏ ‏رهبر فقید انقلاب مرحوم آیت الله خمینی معتقد و اصرار داشتند -‏ ‏مصلحت کشور و نیروهای مسلح در دور بودن آنان از مسائل سیاسی و خط‏ ‏بازیهای گروهی است .

من هم مانند آیت الله سیستانی معتقدم که روحانیت باید‏ ‏حتی المقدور از مجاری امور و قدرت دولتی به دور باشد تا بتواند وظایف اصلی‏ ‏خود را انجام دهد و پایگاه معنوی اش در بین مردم مخدوش نشود، و این‏ ‏نظر را به مرحوم آیت الله خمینی نیز ارائه دادم

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

کلاه بزرگی که تهرانی ها

 

درانتخابات بر سر خود گذاشتند!

ابطحی

س.م.ابطحی

موفقیت اصلی اصلاح طلبان برای تصاحب نزدیک به 60 درصد کرسی های 102 گانه در ایران، واقعاً بازی آنان را که این بار می خواستند مجلس کاملا یکدستی در کشور داشته باشند، به هم زد.

این مجلس با حضور اقلیت قدرتمند و نیروهای مستقل که در موضوعات مهم حتماً با جریان اقلیت اصلاح طلب هم صدا خواند بود، می تواند در برابر تصمیم های غیرمنطقی دولت مقاومت جدی تری نسبت به مجلس هفتم داشته باشد.

انتخابات تهران اما مساله ای کاملاً متفاوت است. افرادی مثل آقای مجید انصاری در جلسه روحانیون مبارز دیشب نقل می کرد که از صندوق های مختلف سراغ گرفته و به طور جدی اعتقاد داشت که نفر اول تا پنجم تهران است.

از سوی دیگر چون در تهران حدود 30 درصد در انتخابات شرکت کرده اند، احتمال اینکه محافظه کاران رای سنتی خود را داشته باشند و این ترکیب اعلام شده فعلی، نتیجه عدم شرکت تهرانی ها باشد هم هست. به خصوص اینکه بر خلاف قانون همه نمایندگان ناظر صندوق ها را که باید موقع شمارش آرا حاضر باشند، از وزارت کشور بیرون کرده اند و بعد از آن لیست های فعلی اعلام شده است .

اصلاح طلبان برای رفع ابهام، تقاضای پرینت کامپیوتری آرای ریخته شده در صندوق ها را کرده اند.

اگر واقعاً آمار درست است باید آن پرینت ها را بدهند. محرمانه که نیست. آمار رای مردم است و حق یک گروه بزرگ انتخاباتی است که از نتایج آرا اطمینان یابد. اگر هم انتخابات ناسالم بوده است که واقعاً ماها و همه کسانی که نمی توانیم از آرای مردم صیانت کنیم چرا باید مردم را به صحنه بیآوریم.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

شب شمارش آراء

 

مجید انصاری خوابش نبرد

 

اما می ترسد با کروبی هم سرنوشت شود

 

حجت‌الاسلام مجید انصاری دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز و عضو سابق مجلس خبرگان رهبری که از تهران برای مجلس هشتم شرکت کرده و گفته می شود اگر تقلب نکنند قطعا به مجلس راه خواهد یافت، در مصاحبه ای که سایت "بهارستان" منتشر کرد گفت:

 نتایج شمارش آرا در حوزه انتخابیه تهران موجب شگفتی همگان گردیده است. گزارشات موثق و متعددی  از صندوق‌ها و وزارت كشور می‌رسد حاكی از آن كه چند تن از كاندیدای ائتلاف اصلاح‌طلبان در 10 نفر اول رأی‌آوردگان تهران هستند. 

مجید انصاری که اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، در باره آرای خود در انتخابات روز جمعه گذشته گفت:

آرای مربوط به اینجانب كه بصورت موج فراگیر در تمامی صندوق‌ها چشم‌گیر بود. علاوه بر علاقه‌مندان به اصلاح‌طلبان بسیاری از كسانی كه به سایر لیست‌ها، حتی لیست اصولگرایان رأی می‌دادند، نام بنده و چند تن دیگر از اصلاح‌طلبان همچون آقای جهانگیری، دعایی و برخی دیگر از آقایان و خانم‌های اصلاح‌طلب را در فهرست خودشان می‌نوشتند. 

با توجه به اینكه گرایش عمومی به انتخاب از میان لیست‌های متعدد بود، تعداد زیادی از صندوق‌ها، رأی بنده اول تا دهم بوده است و بی‌تردید براساس اطلاعات و شمارش صندوق‌ها می‌بایست نام من در ده نفر اول تهران اعلام می‌شد، اما نمی‌دانم چطور با توجه به اینكه بیش از 300 صندوق شمارش شده است، همچنان نفر سی‌ویكم قرار گرفته‌ام؟ 

ما به شدت نسبت به روند شمارش، جمع‌بندی و اعلام نتایج مشكوك هستیم و رسماً از وزارت كشور درخواست یك نسخه از كلیه صورتجلسات صندوق‌ها را جهت تطبیق با اطلاعات دریافتی از برخی نمایندگان حاضر بر سر صندوق‌ها، داریم.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

رئیس مجلس هفتم

 

با 13 در صد رای تهرانی ها

 

حدادعادل باز هم رفت مجلس!

 

بادامچیان با 5ر6 درصد و آقا تهرانی با 9 در صد آراء تهران نیز به مجلس راه یافتند

 

 

 

از کل حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر؛ يک ميليون و 909 هزار و 562  رای به صندوق ها ریخته شده است.

غلامعلی حداد عادل که با 844 هزار و 230 رای در صدر منتخبان تهران قرار گرفته که عملا یعنی فقط 13 درصد از کل واجدین حق رای در تهران به او رای داده اند.!!

اسدالله بادمچیان را هم با 436 هزار و 611 رای  به مجلس بردند.  یعنی با 6.5 درصد از آرای واجدین حق رای در پایتخت.!!

اولین نفر لیست جبهه متحد اصولگرا، یعنی حاج مرتضی آقا تهرانی (مداح) با 9 درصد آراء مردم تهران عضو مجلس هشتم شد!!

 

با این میگویند مجلس مقتدر.....

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

پشت پیام پراکنی ها و تبریکات رهبری

 

 

 

 

درتهران 30 درصد و در شیراز 29 در صد مردم رای دادند

 

بر اساس اطلاعات مرکز آمارایران جمعیت بالای 18 سال استان فارس در سال جاری بالغ بر 3075760نفر می باشد.

طبق آمار ارائه شده از سوی فرمانداری ها، جمعا حدود 1726221 رای از مردم در سطح استان اخذ شده است، که برخلاف گفته مسئولان استان تنها 56 درصد از مردم در انتخابات شرکت کرده اند.

بیشترین آمار شرکت در انتخابات در حوزه انتخابیه لامرد و مهر با 107 درصد(یعنی7درصد بیشتر از واجدین شرایط رای دادن) وکمترین میزان شرکت در حوزه انتخابی شیراز با حدود 29 درصد واجدین شرایط بوده است.(بموجب گزارش های منتشرشده در تهران نیز حدود 30 در صد در انتخابات شرکت کرده اند )

لازم به توضیح است که در حوزه شیراز افراد شرکت کننده در انتخابات بیشتر از روستاها و بخش های تابعه بوده اند و میزان مشارکت مردم شیراز در انتخابات اخیر به مراتب پایین تر از این آمار نیز می باشد.

از 18کرسی نمایندگی استان فارس در مجلس شورای اسلامی نماینده برای نشستن بر روی 12 کرسی در مرحله اول انتخاب شدند که از این تعداد 5 نفردرلیست جبهه متحد اصولگرایان حضور داشتند و 7نفر دیگر یا کاندیدای مستقل بوده اند یا منتسب به اصلاح طلبان .

برای انتخاب 6 نماینده باقی مانده که به مرحله دوم راه یافته اند 12نفر معرفی گردیده اند که از این تعداد 4 نفر در لیست جبهه متحد اصولگرایی و 8 نفر دیگر یا کاندیدای مستقل می باشند یا منتسب به اصلاح طلبان.

با توجه به آمار ارائه شده دراین انتخابات کاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان تنها 30درصد از کرسی ها را بدست آورده اند و 70 درصد باقی مانده به کاندیدهای مستقل و اصلاح طلب اختصاص یافته است.

جالب توجه است که تنها چهار نفر ازنمایندگان مجلس هفتم در این دوره توانسته اند برای حضور در مجلس هشتم آرای مردم را به خود اختصاص دهند. برخی از نمایندگان فعلی مردم فارس در مجلس شورای اسلامی در حوزه های انتخابیه خود در رده چهارم و پنجم قرارگرفته اند. طبق اخبار وصله در یکی از حوزه ها نماینده کنونی مجلس تنها 5 درصد از کل آرا را به خود اختصاص داده است

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

اصولگرایان مسئول مستقیم

 

 

گرفتاری های مردم و مملکت اند

 

 

نتایج اولیه انتخابات هشتمین دوره مجلس در سراسر کشور نشان داد که بازی بزرگان به هم خورد و مجلس چند صدا شکل گرفته است.

با اینكه این انتخابات غیر رقابتی بود و ائتلاف اصلاح‌طلبان تنها توانست 102 نامزد برای 260 كرسی معرفی كند و با وجود غیر عادلانه بودن انتخابات و بسیج امكانات لشگری و كشوری به سود یك جناح یا حتی بهتر بگویم به سود یك فهرست اصولگرا ، انتخابات نتایج مورد نظر كانون قدرت را برآورده نكرد و مردم در مجموع با رأی آگاهانه خویش نه تنها اجازه ندادند مجلس تك ‌صدا شود و در نتیجه سكوتی قبرستانی جامعه را فراگیرد، بلكه حمایت خود را از نامزدهای اصلاح طلب یا مستقل اعلام كردند و عملاً مجلس چند صدایی را شكل دادند.

اصولگرایان به رغم داشتن اکثریت کرسی‌ها، با همه تمهیدات غیر قانونی کمتر از دو سوم مجلس را دارد و اختلافات زیادی دارند و به نظر من در سال آینده بویژه در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، اختلافات آنان به اوج خود می‌رسد. از سوی دیگر، اصلاح‌طلبان توانستند به رغم موانع بی‌شمار اقلیتی قدرتمندتر از اقلیت مجلس هفتم را، در مجلس هشتم، البته با رأی مردم تشكیل دهند.

 بیش از 60 نامزد مستقل که اکثراً متمایل به اصلاح‌طلبان هستند نیز در این انتخابات در مرحله اول به پیروزی رسیدند.

در مجموع، تركیب مجلس هشتم، وضعیتی بین مجلس پنجم و مجلس هفتم پیدا كرده است. به این ترتیب هدف اولیه و اصلی اصلاح‌طلبان از شركت در انتخابات محقق شد و مجلسی چند صدایی شكل گرفت كه به دلیل غیر رقابتی بودن 160 كرسی از 290 كرسی، اكثریت كرسی‌ها در اختیار اصولگرایان از طیف‌های گوناگون قرار گرفته است. به همین دلیل مسئولیت معضلات ملی از جمله گرا‌نی، تورم، بیكاری، رشد بزه‌های اجتماعی و همچنین تداوم تحریم‌های بین‌المللی علیه ملت ایران در سال‌های آینده به عهده اصولگرایان است.

این انتخابات نشان داد كه زمینه بازگشت شكوهمند خاتمی كاملا آماده است. اگر چه ایشان بارها در جلسات خصوصی و بعضا عمومی اعلام كرده‌اند كه نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم نخواهد شد، اما انتخابات مجلس هشتم این ظرفیت را دارد که همان نقش مجلس پنجم را ایفا كند.

انتخابات اخیر به همه نشان داد كه اكثریت قاطع این ملت خواهان تغییرند و درصد عظیمی از شهروندان خواهان بازگشت خاتمی به صحنه مدیریت كشور و نجات میهن از شرایط دشوار كنونی و بهبود وضعیت معیشتی و جلوگیری از خود سری نهادهای حکومتی هستند.

 

میزان رضایت مردم از عملکرد 2.5 سال اول خاتمی و نارضایتی عمومی از عملكرد اصولگرایان پس از یکدست شدن حکومت را نتایج انتخابات مشخص کرد.

در آن انتخابات به رغم وجود موانع متعدد اصلاح‌طلبان توانستند با آرای قاطع شهروندان در تهران وشهرستان‌ها به مجلس راه یابند واكثریت مقتدری را با رأی بالا تشكیل دهند.

برای مثال نفر اول انتخابات تهران درمجلس ششم،آقای محمد رضا خاتمی حدود یك‌میلیون و هشتصد هزار رأی كسب كرد. اما امروز دو سال و نیم بعد از پیروزی آقای احمدی‌نژاد، اصولگرایان برای فرار از شكست بزرگ انتخاباتی چاره‌ای جز قلع و قمع چهره‌های مشهور اصلاح‌طلب ندیدند.

همه می‌دانند و این انتخابات ثابت كرد كه اقلیت و اكثریت در مجلس هشتم با آن‌چه در جامعه وجود دارد، نسبتی معكوس دارد؛ یعنی اكثریت مجلس هشتم متكی به اقلیت 15 در صدی جامعه است و اقلیت اصلاح‌طلبان و مستقل‌‌ها در مجلس هشتم به اكثریت جامعه اتكا دارند.

فراكسیون اقلیت مجلس هشتم وظیفه تاریخی دارد تا صدای شهروندان بی‌پناه را در خانه ملت باشد و از حقوق فردی، محلی، قومی و ملی آن‌‌ها در مجلس هشتم قاطعانه حمایت كند و اجازه ندهند اصولگراها تصمیمات غیر كارشناسانه و غیر علمی اتخاذ كنند یا دولتیان و مجلسیان با سخنان و رفتارهای ماجراجویانه کشور را در انزوا و تحریم بیشتر قرار دهند كه دود آن بیش و پیش از همه به چشم مردم به‌ویژه محرومان فرو می‌رود

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

بکوشیم، جلوی سناریوی

 

حمله به ایران را بگیریم

 

 

خبرگزاری «نووستی»

 

 

"جیمز ارباتنوت" رئیس کمیته دفاعی پارلمان انگلستان امکان دخالت نظامی آمریکا در رابطه با ایران را در آینده غیر ممکن ندانست

وی طی گفتگوی کوتاهی با خبرنگاران در لندن گفت: "بطور قطع عملیات نظامی در رابطه با ایران در حال حاضر اقدامی نادرست و بیهوده است، با این حال در مرحله ای مشخص عملیات نظامی علیه ایران را نمی توان کاملاً غیر ممکن دانست، چرا که ما نمی دانیم اوضاع در آینده چگونه خواهد بود. این که در ایران ممکن است سلاح اتمی پدیدار شود، نگرانی جدی سایر کشورهاست. عربستان سعودی، ترکیه و مصر می توانند بگویند که "ما نمی توانیم این را بپذیریم، در آن صورت ما هم باید سلاح هسته ای داشته باشیم".  در آن زمان ریسک این که اسرائیل و یا آمریکا عملیاتی هشدار دهنده انجام دهند، وجود دارد. وظیفه جامعه جهانی تلاش برای جلوگیری از بروز چنین سناریویی است

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

شادروان علی اکبر دهخدا

شادروان علی اکبر دهخدا

http://www.loghatnaameh.com/home-fa.html

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

آغاز تحقیقات دادگاه

 

در مورد یک فرمانده سابق نیروی انتظامی

Click for Full Size View 

گزارش های رسیده از ایران حاکیست که تحقيقات دادگاه در مورد يکی از فرماندهان سابق نيروی انتظامی، از روز يکشنبه در  شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران آغاز شده است.

به گزارش ايسنا، اين شعبه قرار است اتهامات موجود در پرونده وی را رسيدگی کند. نام اين فرمانده سابق نيروهای انتظامی تاکنون فاش نشده است.

عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه، هفته گذشته در پاسخ به سوال خبرنگاری در مورد تشکيل پرونده برای يکی از مقامات انتظامی در دادگاه کيفری گفت: «پرونده ای در مورد يکی از فرماندهان سابق نيروی انتظامی تشکيل و قرار نيز صادر شده است و وی با قرار آزاد شده ولی پرونده در حال بررسی است.»

آقای جمشيدی در مورد اتهامات یک فرمانده نيروی انتظامی گفت: «اتهامات را بعد از رسيدگی اعلام مي کنيم چون پرونده در مراحل تحقيقات مقدماتی است و همان گونه که مي دانيم مرحله تحقيقات مقدماتی محرمانه است. بايد اجازه داد اين پرونده مورد رسيدگی قرار گيرد.»

این اظهارات با واکنش سردار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران روبرو شد و وی منکر بازداشت این فرمانده نیروی انتظامی شده بود. 

بسیاری از سایت های خبری ازجمله سايت تابناک (بازتاب سابق)، وابسته به محسن رضايی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، نیزاعلام کرده بودند که اين فرمانده سابق نيروی انتظامی متهم به اعمال غير اخلاقی است.

برخی گزارش ها حاکیست که آيت الله محمود هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه، دستور داده است که به تخلفات اين فرمانده سابق رسيدگی شود.

بسیاری از سایت های اینترنتی از جمله سایت خبرنامه امیر کبیر در دو هفته اخیر گزارش داده بودند که فرمانده بازداشت شده، سردار رضا زارعی، فرمانده نيروی انتظامی استان تهران است که از دو هفته پيش بدون هيچگونه توضيحی از مقام خود کناره گيری کرده است.!!! ( بخوانید برکنار شد )

وی به مدت دو سال در اين پست فعاليت داشت و از مسئولين به اجراء گذاشتن طرح امنيت اجتماعی بود.

مقامات قضایی جمهوری اسلامی ایران درباره نام این فرمانده حاضر به تایید یا تکذیب اخبار منتشر نشده اند.!!

شتر دیدی ؟؟؟ ندیدی .......

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

عربها با پول نفت خود چه می کنند؟

نحوه مصرف درآمدهای نفتی در کشورهای نفت خیز بویژه در کشورهای حوزه خلیج فارس عنوان گزارشی است که درپی می خوانید و درآن می توانید تفاوت های مصرف پول نفت دربین کشورها را خود مرورکنید.

افزایش قیمت نفت در طی سالهای اخیر کشورهای نفت خیز را با این سوال اساسی مواجه کرده است که با پول نفت چه باید کرد. گزینه هایی که کشورهای نفت خیز دارند به این شرحند:

واردات کالاهای مصرفی را افزایش دهند
همه کشورها از جمله ایران همین کار را کرده اند. نفت در این پروسه از سرمایه ای زیر زمینی به کالای مصرفی مانند پرتقال و بنز و دیگر بنجل ها تبدیل شده است. ایراد دیگر آن است که معمولا در این پروسه تولید کننده خارجی به داخلی مزیت پیدا می کند که نمونه ای از آنرا در یکی از پستهای قبلی ذکر کرده ام. ایراد دیگر این سیاست این است که سیاست بادوامی نیست. در آینده ای نه چندان دور که دیگر نفتی نباشد، پولی هم برای واردات کالاهای مصرفی وجود نخواهد داشت.

واردات کالاهای واسطه ای را افزایش دهند
همان عیب های سیاست قبلی را دارد.واردات کالاهای سرمایه ای را افزایش دهند. توجه به این نکته ضروری است که واردات کالاهای سرمایه ای لزوما به انچه که انتقال تکنولوژی نامیده می شود منجر نمی شود. ما در گذشته هم کارخانه وارد کرده ایم اما وقتی کارخانه مستهلک شده است آن سرمایه هم از بین رفته است. ما نتوانسته ایم قدرت مبتکر شدن را وارد کنیم. قدرت تولید کالای جدید قابل عرضه در دنیا را پیدا کنیم. هر صنعت ما در همان زمان که کارخانه آن وارد شده است مانده است و پیشرفتی نکرده است

پول خود را در خارج سرمایه گذاری کنند
کشورهای نفتی خلیج فارس توان سرمایه گذاری در خارج از کشور خود را دارند. خریدن جی ئی پلاستیک به قیمت بیش از 10 میلیارد دلار توسط سعودیها و یا سرمایه گذاری چندین میلیارد دلاری شرکت اماراتی مبادله در خریدن سهام بانکهای امریکایی مانند سی تی بانک از جمله این سرمایه گذاری هاست. ایران به دلیل روابط سیاسی متزلزل با کشورهای غربی از فرصت سرمایه گذاری در شرکتهای خارجی بی بهره است.

زمینه های سرمایه گذاری در داخل را افزایش دهند
ایراد این سیاست آن است که میتواند باعث ایجاد تورم و بیماری هلندی شود. با وجود این اخیرا کشورهای نفت خیز عرب و به یمن ثروت هنگفتی که از نفت می آید اقدام به آغاز پروژه های بسیار بلند پروازانه کرده اند که ذکر بعضی از آنها جالب است:

عربستان سعودی در حال ساخت شهری است به نام شهر شاه عبداله. کل هزینه این شهر بالغ بر 26 میلیارد دلار خواهد شد.

ابوظبی در حال ساخت شهری است به نام مصدر. در این شهر که شهر محیط زیستی آینده نامیده شده است هیچ اتومبیلی در رفت و آمد نخواهد بود. ویدیوی زیر هدف از ساختن شهر را نشان می دهد.

مصدر: شهر محیط زیستی آینده
قطر در حال همکاری با چند دانشگاه معتبر امریکا برای ساخت شعبه های آن دانشگاه ها در قطر است. دانشگاه واشنگتن, دانشگاه تگزاس ای اند ام و دانشگاه کرنل از جمله دانشگاههایی هستند که در حال ساخت شعبه هایی در قطرند. من ایرانیها و ترکهایی را می شناسم که بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاههای امریکا و کانادا هم اکنون در قطر، دوبی و یا ابوظبی مشغول تدریس هستند. دلیل اصلی ترجیح دانشگاههای کشورهای عربی آن است که این دانشگاهها حقوق بسیار بهتری نسبت به دانشگاههای ایران می پردازند

 

منبع : اکونیوز

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

هوشنگ امیر احمدی:

 

احمدی نژاد بیش از هر کسی

 

درصدد شکستن قفل رابطه باآمریکاست

 

در پی انتشار اخبار ، هوشنگ امیر احمدی، رئیس انجمن دوستی ایران و آمریکا ، خود نیز اعلام کرد که به دعوت محمود احمدی نژاد به ایران آمده بود.

وی تصریح کرد: بعد از 10 سال که دولت آقای خاتمی به بهانه های واهی مرا از حضور در ایران منع می کرد، آقای احمدی نژاد درخواستم برای حضور در ایران را پذیرفت و من به این سفر آمدم .

امیراحمدی گفت: ده سال بود که به ایران نیامده بودم. آخرین بار تابستان سال 1997 بود که به ایران آمدم و سال بعد از آن که می خواستم به ایران بیایم، اتفاقات کوی دانشگاه تهران رخ داد و متاسفانه برخی مطبوعات در ایران آن ماجرا را به من ربط دادند و بعد از آن هم به واسطه طرح بحث جامعه مدنی توسط من، اصلاح طلبان را مرتبط با من خواندند؛ بنابراین امکان آمدن دوباره به ایران از من سلب شد.

وی افزود: از سال 1997 به بعد در رابطه ایران و آمریکا فعال شدم و در سال 2000 خانم آلبرایت را آوردم تا از ملت ایران به خاطر کودتای 28 مرداد 1332 عذرخواهی کند. اما عکس من را با خانم آلبرایت در روزنامه ای به صورت پیاپی در 9 شماره چاپ کردند و به عنوان مامور ویژه آمریکایی ها معرفی ام کردند. بنابراین من در این سال ها نتوانستم به ایران بیایم تا اینکه در جلسات دیدار و گفت و گویی که با آقای دکتر احمدی نژاد داشتم و خصوصا در آخرین دیدار ما که در سپتامبر گذشته و در سفر ایشان به نیویورک صورت گرفت، در این باره گفت و گوهایی شد. تا اینکه چندی پس از آن سفر، آقای احمدی نژاد طی یادداشتی از من خواستند که به کشور بازگردم و هماهنگی های لازم را با برخی مقامات نیز انجام دادند.

امیر احمدی گفت: من هم پیرو آن نامه آقای احمدی نژاد و ترتیباتی که داده شده بود، راهی ایران شدم . از آقای دکتر احمدی نژاد هم بسیار تشکر می کنم که به من لطف کردند و پا را وسط گذاشتند و بانی این اتفاق شدند

وی درباره روابط ایران و آمریکا نیز گفت: متاسفانه سیاست ایران برای آمریکا و سیاست آمریکا برای ایران، هیچ گاه شفاف نبوده است. وقتی رهبری در یزد سخنرانی می کنند و می گویند که ما همیشه نمی توانیم دشمن باشیم اما رابطه شرایطی دارد، این سخن را در آمریکا آن گونه که باید تفسیر نمی کنند. کار من بیان واقعیت این دیدگاه ها و جلوگیری از تفسیرهای مغرضانه است.

به گفته امیر احمدی ، متاسفانه بخش زیادی از مسائل میان ایران و آمریکا، مبتنی بر واقعیت نیست و افسانه است. مسئله تروریسم واقعا یک افسانه است. برای اینکه ایران در جریان های تروریستی نقشی نداشته است. نه حزب الله و نه حماس هیچ کدام تروریست نیستند و دو نیرویی هستند که از ملت و کشور خود دفاع می کنند، بنابراین کمک به آنها هم کمک به تروریسم نیست.

وی اظهار عقیده می کند که آقای احمدی نژاد از زمانی که رئیس جمهور شد و تاکنون، بیش از هر رئیس جمهوری در گذشته سعی کرده است قفل این رابطه را باز کند. مشکل آقای احمدی نژاد با اسرائیل است و نه با آمریکا.

وی افزود: آقای احمدی نژاد حتی پیشنهادهای بسیار خوبی هم به آمریکایی ها داده است.

 پیشنهاد مذاکره مستقیم با بوش را داده است.

پیشنهاد داد که پرواز هواپیماهای ایران به صورت مستقیم و از تهران به نیویورک باز شود.

برای اولین بار در زمان آقای احمدی نژاد بود که مذاکره ایران و آمریکا درباره عراق انجام شد.

آن گاه آقای احمدی نژاد لزوما بازتر نیست بلکه شجاعانه تر است.!!! یک وقت هست که شما می گوئید آمریکا کشوری امپریالیستی و زورگو است ولی ترسی هم از مذاکره با آن نداریم. آقای احمدی نژاد چنین دیدگاهی دارد و نمی گویم که نگاه بازتری نسبت به آقای خاتمی در برخورد با آمریکا دارد.

آقای خاتمی می گفت که شما اگرچه آدم های خوبی هستید، ولی ما نمی توانیم با شما حرف بزنیم. آقای احمدی نژاد می گوید که شما آدم های بدی هستید ولی ما با شما حرف می زنیم. آقای خاتمی حتی در سازمان ملل در عکسی که کلینتون هم در آن بود، حاضر نشد بایستد.

اما اطلاعات دقیق فرارو حاکی از آن است که اعتراف خانم البرایت به دخالت در امور داخلی ایران و عذرخواهی وی ، دستاورد فعالیت تیم لابیست دیگری بود که برقراری رابطه بزرگ تجاری میان ایران و امریکا برای دستیابی به روابط سیاسی را پی می گرفت.

قرار بود خانم البرایت ، چنان اعتراف و عذرخواهی ای بکند و تحریم واردات پسته ، خاویار و فرش ایران را بردارد و در عوض ، ایران مقدار قابل توجهی گندم از امریکا بخرد.

طرف امریکایی ، طبق توافق ، کار خود را کرد اما طرف ایرانی از انجام آن چه وعده داده بود ، سرباز زد.

 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

فرماندار تهران:

 

مشارکت ۴۰ درصدی مردم

 

 در حوزه انتخابيه تهران

 

دکتر حسين طلا ، معاون استاندار و فرماندار تهران

 

در جمع خبرنگاران ميزان مشارکت مردمی در حوزه

 

 انتخابيه  تهران ، ری ، شميرانات و اسلامشهر را

 

حدود ۴۰ درصد اعلام کرد.


 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

نتایج اولیه شمارش آرای انتخابات تهران حاکی از آنست که ، هيچ يک از کانديداهای اصلاح طلب در فهرست سی نفر اول نيستند

نتايج اوليه شمارش آرا انتخابات تهران حاکی از پيشتازی اصولگرايان است و تا کنون هيچ يک از کانديداهای اصلاح طلب نتوانسته اند به فهرست سی نفر اول حائزین اکثریت آرا در پايتخت راه يابند.

مصطفی پور محمدی، وزیر کشور ایران، روز جمعه اعلام کرده بود که نتایج انتخابات تهران پس از شمارش به صورت یکباره اعلام خواهد شد، اما به دنبال افزایش اعتراض ها عصر روز شنبه گفت که نتایج به تدریج اعلام خواهد شد. ساعاتی پس از اظهارات آقای پورمحمدی فهرست اولیه شمارش آرا توسط وزارت کشور منتشر شد.

براساس آمار منتشر شده از سوی وزارت کشوراز مجموع ‪۶۲۱‬هزار و ‪۶۴۲‬رای از ‪۱۵۰۴‬ صندوق حوزه انتخابيه تهران، سی نفر اولی که تاکنون بيشترين آرا را به خود اختصاص داده اند به جناح اصولگرايان تعلق دارند.

چهارده نفر اولی که تاکنون حد نصاب لازم از آرا شمارش شده را به دست آورده اند عبارتند از :غلامعلی حداد عادل، مرتضی آقاتهرانی، احمد توکلی، محمدرضا باهنر، علی مطهری، حسن غفوری ‌فرد، شهاب الدين صدر، بيژن‌ نوباوه، علی عباسپور تهرانی ‌فرد، عليرضا مرندی، حميدرضا کاتوزيان، فاطمه آليا، سيدرضا اکرمی و محمداسماعيل کوثری.

طبق اين گزارش روح الله حسينيان، فاطمه رهبر، اسدالله بادامچيان، لاله افتخاری، غلامرضا مصباحی‌ مقدم، علی اصغر زارعی، علی زاکانی، حسين نجابت، مهدی کوچک ‌زاده، الياس نادران، حميد رسائی، پرويز سروری، حسين فدائی، زهره الهيان، نسرين سلطان‌خواه و طيبه صفايی در رده های بعدی قرار دارند.

کانديداهای اصلاح طلب نيز رتبه های بعدی را به خود اختصاص داده اند. مجيد انصاری و سهيلا جلودار زاده در رتبه های سی و يکم و سی دوم قرار دارند. پس از اين افراد، ساير کانديدا های مانند: عليرضا محجوب، محمود دعائی، اسحاق جهانگيری، الياس حضرتی، الهه راستگو، محمد صدر، محمد اشرفی اصفهانی، عباسعلی زالی، نجفقلی حبيبی، محمد قمی، جواد اطاعت، حسن عابدی جعفری، سيد کامل تقوی نژاد، نفيسه فياض بخش، حسين مظفر، اسدالله کيان ارثی در رده های بعدی قرار دارند.

اعتراض اصلاح طلبان

این در حالی است که به گزارش رسانه های نزديک به اصلاح طلبان «در پی تعلل وزارت کشور در اعلام نتايج شمارش آرا در تهران و شايعه دخل و تصرف در انتخابات به نفع يک جريان سياسی خاص» تعدای ازنامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان در تهران با حضور در ستاد انتخابات کشور خواهان اطلاع از نتايج واقعی شمارش آرا شدند.

مجيد انصاری، جواد اطاعت، و اسحاق جهانگيری کانديداهای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به همراه حسين مرعشی، رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در تهران، عصر روز شنبه با وزير کشور و معاون سياسی وی ديدار کردند.

جواد اطاعت دربار مذاکرات خود با مقامات وزارت کشور گفت:«ما از وزارت کشور درخواست کرديم که در شمارش آراء سرعت بيشتری به کار گرفته شود و آمار تهران به صورت تدريجی برای جلوگيری از ايجاد شبهه و شايعات اعلام شود».

يکی از کانديداهای ائتلاف اصلاح طلبان نیز گفت در مذاکره با وزير کشور خواستار افزايش ناظران خود در محل شمارش آرا شده اند.

به نظر شما آیا انتخابات روز جمعه، سالم، منصفانه و عادلانه برگزار شد؟

در همين حال جواد اطاعت، پیش از اعلام نتایج اولیه توسط وزارت کشور، درباره نتيجه انتخابات تهران گفته بود:« ناظران ما از محل ۴۰۰ صندوق که شمارش آراء صورت گرفته گزارش دادند که ۱۷، ۱۸ تن از اصلاح‌طلبان حائز اکثريت آراء شده‌اند».

روز گذشته فرماندار تهران از مشارکت قريب به ۴۰ درصدی مردم در حوزه انتخابيه تهران، ری شميرانات و اسلام‌شهر خبر داده بود.

«حرف و حديث های انتخابات تهران»

در همين حال عبدالواحد موسوی لاری، رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان، با اشاره به اين که « نحوه شمارش آراء را مهم ترين مسئله‌ای که امروز بايد مورد توجه قرار گيرد»،گفت:« طبق گزارشاتی که از سراسر کشور می‌رسد ما با شرايط متفاوتی روبه رو هستيم و مهم ترين مسئله‌ای هم که امروز برای ما حائز اهميت است يکدست بودن جريان نظارت و اجرا و راه ندادن نمايندگان کانديداها سر صندوق‌های رأی و بی‌اطلاعی مطلق از سرنوشت انتخابات است».

به گزارش سايت بهارستان هشتم ( البته قبل از فیلتر شدن) ، وب سايت رسمی ائتلاف اصلاح طلبان، آقای موسوی لاری با تاکيد بر اين که «هيچ اطلاعی از نحوه شمارش آرا نداريم»، گفت: «متاسفانه امروز شرايط به سمتی رفته که نگرانی نسبت به سلامت انتخابات وجود دارد. اما متأسفانه اين حساسيت را مسئولان اجرا و نظارت در نظر نگرفته‌اند و لذا سرنوشت انتخابات در تهران کاملاً مبهم است و در خيلی مناطق حرف و حديث‌های زيادی می‌رسد».

وزير سابق کشور گفت: «دستگاه‌های مسئول در نظر داشته باشند در شرايطی که کانديداها نماينده‌ای سر صندوق‌ها ندارند تنها چيزی که می‌تواند در اين ميان اميدبخش و تأثيرگذار باشد اطمينان‌بخشی دستگاه اجرا و نظارت است که متأسفانه تا اين لحظه از استان‌ها خبرهايی که می‌رسد نگرانی‌کننده است»

«پيروزی، باعث مغرور شدن اصولگرايان نشود»

علی لاريجانی، نماينده رهبر جمهوری اسلامی ايران در شورای عالی امنيت ملی، که در انتخابات حوزه انتخابيه قم به پيروزی رسيده است، روز شنبه گفت:«حضور مردم در انتخابات و پيروزی اصولگرايان نبايد باعث مغرور شدن اصولگرايان شود. بلکه بايد فضای تعامل و همدلی و وحدت ملی را در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی بيشتر کنند».

وی درخصوص برنامه‌های مجلس هشتم نيز گفت:« مجلس آينده مجلسی نيست که دنبال دعوای سياسی باشد، بلکه مجلسی است، مبتنی بر تعامل و رفتار سازنده جهت رفع مشکلات، و اميد می رود، در پناه اين استراتژی افق بهتری برای قم ترسيم شود».

در همین حال براساس آخرين گزارش‌ها از شمارش آرای انتخابات هشتمين دوره مجلس تاکنون آمار نهايی ۱۵۱ حوزه انتخابيه از سوی ستاد انتخابات کشور اعلام شده است.

وزیر کشور روز شنبه از مشارکت شصت درصدی در انتخابات خبر داد و گفت:« در اين مرحله از انتخابات حدود ۲۵ ميليون نفر مشارکت عمومی داشته‌ايم ».

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

۹ نشريه لغو امتياز شدند

 

هيات نظارت بر مطبوعات ايران دو روز پس از انتخابات مجلس، امروز در اقدامی غيرمنتظره، مجوز انتشار ۹ نشريه را لغو کرد.
به‌گزارش خبرگزاری ايسنا، ۹ نشريه "دنيای تصوير"، "هفت"، "بازنگری"، "صبح زندگی"، "تلاش"، "به سوی افتخار"، "ندای ايران"، "شوکا" و "هاوار". به استناد تبصره ۱۱ ماده ۱۱ قانون مطبوعات از سوی هيات نظارت بر مطبوعات لغو امتياز شدند.
احمد طالب‌نژاد مدير مسئول ماهنامه "هفت"، که نشريه‌اش جزء نشريه‌های توقيف شده است، به زمانه گفت: در حکمی که عصر روز يکشنبه از سوی هيات نظارت بر مطبوعات دريافت کرده اعلام شده توقيف اين نشريه به استناد تبصره ماده ۱۱ قانون مطبوعات صورت گرفته است که به ويژگی‌های مدير مسئول مربوط می‌شود.
وی گفت: ما همه شرايط قانونی مدير مسئول را داريم و در طول پنج سال گذشته هم اين شرايط وجود داشته و در اين مدت هيچ اخطار و تذکری دريافت نکرده‌ايم.
هيات نظارت همچنين، به ۱۳ نشريه ديگر، جهت رعايت "مفاد قانون مطبوعات" و پايبندی به "رسالت‌های مطبوعاتی" تذکر داده است. نام ۱۳ نشريه که مشمول اين تذکر شده‌اند، اعلام نشده است.
در اطلاعيه هيات نظارت مهمترين دلايل لغو مجوز اين نشريات، "استفاده ابزاری از عکس‌های هنرپيشگان فاسد خارجی"، "درج جزييات زندگی مبتذل هنرپيشگان فاسد"، "درج مطالب خرافی"،‌ "تبليغ خواص دارويی بدون اخذ مجوز از مراجع و سازمان‌های ذيربط"، "ترويج خرافه‌گرايی"، "درج مطالب خلاف عفت عمومی" و نيز "مطالب تحريک‌آميز قومی" اعلام شده است.
مديرمسئول ماهنامه لغو امتياز شده "هفت" به زمانه گفت: محتوای مجله ما کاملا فرهنگی هنری است و کار ما ربطی به سياست ندارد. وی در مورد اتهام مطرح شده در بيانيه هيات نظارت بر مطبوعات ايران، گفت اتهام استفاده ابزاری از تصاوير زنان در حکم دريافت شده از سوی هيات نظارت به او اعلام نشده است.
محمد آقازاده از نويسندگان دنيای تصوير هم در يادداشتی از ناباوری خود گفته است و اينکه هيچ تذکری قبلا به مجله نرسيده بود و تصميم به لغو امتياز ان يکباه و ناگهانی اعلام شده است. او در وبلاگ اش نوشت: «...علی معلم ...جايزه حافظ... منتقدان...نه ...تماس می گيرم ... علی هم دليل اش را نمی داند... نه تذکری ... نه گفت و گويی ....حکم مرگ مجله در يک نشست و برخاست.....نمی دانم چگونه آرام کنم او را... وقتی خود اسير طوفان درونم.... بعد از انزوا از مطبوعات ... تنها اين مجله بود ... مجله ای زنده ... مجله ای در حال حرکت... هر چه حرکت دارد بسياری ر ا می ترساند...»
پيش از اين، هيات نظارت بر مطبوعات، ماهنامه زنان به مدير‌ مسئولی شهلا شرکت را به دليل آن‌چه که‌ "تهديد عليه امنيت روانی جامعه" ناميد، لغو امتياز کرده بود. لغو مجوز ماهنامه زنان با اعتراض ده‌ها تن از اساتيد دانشگاه و شخصيت‌های علمی و فرهنگی جهان، روبرو شد

۱۲۰ روشنفکر جهان در واکنش به لغو مجوز ماهنامه زنان در نامه‌ای خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی نوشتند:" ما از تصميم هيات نظارت بر مطبوعات در لغو مجوز ماهنامه‌ی زنان عميقا ناراحتيم و اين اقدام را خارج از مسئوليت اين هيات می‌دانيم. ما خواستار رفع هرچه سريع‌تر موانع انتشار اين ماهنامه‌ی معتبر هستيم. لغو مجوز زنان نقض حق آزادی بيان و از نظر استانداردهای بين‌المللی غيرقابل قبول است."
در ميان امضاکنندگان اين نامه‌ی نام کسانی چون: يورگن هابرماس، نوام چامسکی، شيرين عبادی، هايده مغيثی، مهرانگيز کار، ژانت آفاری، علی بنوعزيزی، نيکی کدی، نيره توحيدی، آزاده کيان، افسانه نجم‌آبادی، هاله افشار، احمد صدری، اکبر گنجی، اکبر مهدی، مهرداد مشايخی، هاله اسفندياری، فريده فرهی، مارگارت بدران و... ديده می‌شود

ضمناً خبر میرسد که : هیأت نظارت بر مطبوعات ، پروانه انتشار دو هفته نامه هاوار را نیزلغو کرده است.

سيد هاشم هدايتی صاحب امتياز و مدير مسئول دو هفته نامه هاوار در گفتگويی با آژانس خبری موکريان ضمن تأييد اين خبر اظهار داشت : علت صدور اين حکم که امروز يکشنبه ۲۶ اسفند ماه از سوی هیأت نظارت بر مطبوعات به من ابلاغ شد ، از دست دادن برخی از شرايط مدير مسئولی اينجانب به استناد تبصره ماده ۱۱ قانون مطبوعات عنوان شده است.

گفتنی است دو هفته نامه کردی - فارسی هاوار نشريه ای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سياسی با گستره توزيع استان های آذربايجان غربی ، ايلام ، کردستان و کرمانشاه بود که تاکنون ۴۵ شماره از آن منتشر شده است.

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

ای کاش همیشه جمعه بود، همیشه انتخابات بود!

 

دختر خانم های خوش سیما که تا دیروز تصویرشون در صدا و سیما شطرنجی می شد و یا به جرم تحریک احساسات مردانه مورد توهین پلیس بودند، روز جمعه انتخاباتی کلی عزیز شده بودند. پس از سالها آهنگ های به نسبت خوب رو هم از صدا و سیما گوش کردیم! رخ زیبای مجری های شبکه های خارجی را توانستیم ببینیم! حتی در بخش اخبار 14 توانستیم سینه چاک مجری را هم روی تابلو دید بزنیم. جمعه روز خوبی بود، مردم عزیز تر شده بودند!

عبا و عمامه ندیدیم و بجای عرب ها، همه اش صحبت از تاریخ ایران بود. چرا هر روز مثل روز جمعه نیست؟

(برگرفته از وبلاگ "ایرانی بمان")

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

اگر آراء تهران را مصادره به مقصود نکنند


اصلاح طلبان و مستقل ها


يک فراکسيون قوی مجلس هشتم می شوند

سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان، پس از برگزاری انتخابات مجلس هشتم و اعلام نتايج شمارش آراء در برخی شهرها و استان ها، طی مصاحبه ای گفت:

تاکنون، غير از تهران 34 تن از كانديداهای جبهه اصلاحات برای مجلس هشتم پيروز شده‌اند و پيش بينی ما اينست که در مرحله دوم نيز 15 تن از كانديداهای اصلاح‌طلبان به مجلس راه خواهند يافت.

در مورد شمارش آراء تهران ‌اتفاق عجيبی که افتاده آنست كه وضعيت حوزه‌ها و آرای نامزدها را اعلام نمی‌كنند. در تمام انتخابات گذشته روال اين گونه بود كه نتايج آرای تهران را مرحله به مرحله اعلام می‌كردند.

اصلاح‌طلبان در اين انتخابات، عليرغم همه محدوديت هائی که برای آنها بوجود آوردند توانستند بازی از پيش تعيين شده را تا حدودی به هم بزنند و اکنون بايد اين وزن سياسی را باور كنند و بدانند که جريان اصلاح‌طلبی آنقدر كم وزن نيست كه بتوان آن را از صحنه سياسی كشور حذف و خارج كرد.
سخنگوی ستاد اصلاح طلبان در ادامه همين مصاحبه خبر داد که مشارکت زنان در اين دوره از انتخابات بسيار كمتر از دوره قبل بوده و بر اساس آمار اوليه هيچ كرسی به زنان اختصاص پيدا نكرده است.

تركيب مجلس هشتم همانطور كه قبلاً هم پيش‌بينی كرده بوديم متفاوت از دوره قبل خواهد بود. تعدادی از نيروهای مستقل در كنار نمايندگان اصلاح‌طلب و نيروهای وابسته به دولت به مجلس راه يافته‌اند.
مردم ما هنوز به چهره ها و نام های آشنا رای ميدهند و نه بموجب توصيه های حزبی، اما عليرغم همه اين شرايط و حذف چهره ها و نام های شناخته شده اصلاح طلب، با افتخار و سربلندی اعلام می‌كنيم كه پيروز رقابت‌ نابرابر شديم و در يك سوم كرسی‌ها كه امكان رقابت داشتيم نمايندگان اصلاح‌طلب به مجلس راه يافتند

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

پیام مهم انتخابات مجلس هشتم:


مقامات بالا


می دانند اوضاع کشور


در چه حال و روز است

 

سید مهدی ابطحی ـ  اخبار رسیده از انتخابات حکایت می کند که اصلاح طلبان که به اجبار افراد غیر معروف ترشان توانسته بودند تنها در ۱۰۲ حوزه کاندیدا شوند، نزدیک به نیمی از کرسی های حوزه های رقابتی را در اختیار گرفتند. ابهام و نگرانی در مورد آرای تهران هم البته وجود دارد و خبرهای غیر رسمی حکایت از موفقیت بالای لیست اصلاح طلبان دارد.  چون من آدم خوشبینی هستم به گمان من مثبت ترین پیام این انتخابات این است که مسئولان بر اوضاع کشور مسلط اند و اخبار دقیقی از جامعه دارند. می دانستند اگر در همه حوزه ها اجازه کاندیداتوری اصلاح طلبان را می دادند، مجلسی با اکثریت قاطع اصلاح طلبی شکل می گرفت و می شد این درد مشترک را که هرگز جدا جدا درمان نمی شود درمان کرد. البته به زعم آنان به مصلحت نبود. این اطلاع مسئولان از فضای عمومی کشور مسئله مهمی است که انتظار می رود از آن در حل مسائل فرهنگی و اجتماعی هم بهره بگیرند!!!

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

پیروزی علی لاریجانی با یکصد هزار رای اصلاح طلبان  قم


مجلس هشتم و دولت کنونی


سبک مدیریتی من


با احمدی نژاد متفاوت است!

 

علی لاریجانی که از قم برای مجلس هشتم انتخاب شد، بلافاصله پس از اعلام نتیجه شمارش آرای این استان، در یک نشست مطبوعاتی شرکت کرده و سیمای مجلس هشتم را به گونه ای ترسیم کرد که ریاست او بر این مجلس را تداعی می کند.

لاریجانی در همین مصاحبه، با صراحت بیشتری در باره اختلاف دیدگاه هایش با احمدی نژاد اشاره کرد.

لاریجانی گفت: پیروزی اصولگرایان نباید باعث مغرور شدن آنها شود. باید همدلی بین مردم و مسئولان محقق شود و امیدواریم رفتار جدیدی را بین جریان‌های سیاسی شاهد باشیم.
لاریجانی در باره علت استعفای خود از دبیری شورای عالی امنیت ملی، برای نخستین بار با صراحت بیشتری  در باره شدت اختلافاتش با احمدی نژاد گفت: "اگر اختلاف نظر به خصومت تبدیل شود، مشکل آفرین است."

درباره مناسبات مجلس هشتم و دولت احمدی نژاد نیز لاریجانی گفت:

" با آقای احمدی‌نژاد در خصوص اصولگرایی مشکلی نداریم، ولی سبک مدیریتی ما متفاوت است."

درباره ریاست خود در مجلس هشتم نیز لاریجانی گفت:

"تصمیم‌گیری در این رابطه خیلی زود است. باید در صحن مجلس هشتم تصمیم گرفت."

اهمیت این مصاحبه و نکات مطرح شده از سوی علی لاریجانی از آن جهت نیز اهمیت دارد که مصباح یزدی و احمدی نژاد تا توان خویش را برای شکست لاریجانی در قم به کار گرفته بودند و از سوی دیگر، با آنکه لاریجانی کاندیدای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود، اصلاح طلبان در لیست های خود از وی در برابر کاندیداهای وابسته به موسسه مصباح یزدی و مورد حمایت احمدی نژاد حمایت کرده بودند. به دلیل همین حمایت بود که لاریجانی توانست از حدود 320 هزار رای ریخته شده به صندوق های انتخاباتی شهر قم، بالغ بر 240 هزار رای بیآورد و فاصله خود را با نفر دوم که 140 هزار رای آورد، یکصد هزار نفر بیشتر کند که این یکصد هزار رای را می توان رای اصلاح طلبان در قم دانست. این رای از آن اصلاح طلبان است زیرا رای سازمانی موسسه مصباح یزدی و رایحه احمدی نژاد بکلی انحصارا برای کاندیداهای آنها به صندوق ریخته شد

 

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

وکيل الرعایا یا وکیل الدوله !؟

u312zfd3ps4z9e02f1y8.jpg

 

سها سيفي

‏"حاجی واشنگتن" با استناد به يک فيلم ايراني، مي نويسد خريد آراي مردم عامي به وسيله نامزدهاي مجلس، سابقه ‏اي ديرينه دارد:‏

اگر فيلم تحفه ها رو ديده باشيد، يک صحنه از اون رو به ياد دارين که آقاي مفاخر التجار عده اي روستايي ‏‏(همشهري هاي بنده) رو در خانه اش جمع کرده بود و بهشون بستني مي داد تا در انتخابات مجلس راي بياره. ‏جماعت هم بستني مي خوردن و شعار مي دادن: "وکيل ما مفاخره، وکيل ما مفاخره!" دست بر قضا اخباري به ‏دستم رسيده که نماينده اصولگراي همان حوزه انتخابيه براي کسب راي مجدد به جوان ها کلاسورهاي گران قيمت ‏کادو مي ده و به در هر خانه دو عدد مرغ فرستاده! ‏

گفتم اصولگرا. يک توضيح بدم. من با به کار واژه اصولگرا براي خيلي از افرادي که زير اين پرچم سينه مي ‏زنند، مخالفم. اين جماعت به هيچ اصولي پايبند نيستند و در راه قبضه قدرت، از هيچ تلاش غيراخلاقي فروگذاري ‏نمي کنن. براي ناميدن اينها حتي نبايد از لفظ اقتدارگرا استفاده کرد. همه کارهاي اينها داره به اقتدار ايران آسيب ‏مي زنه. اينها جز مشتي تماميت خواه هيچ چيز ديگري نيستن.‏


‎باز هم مشت محکم بر دهان دشمن‎

‏" ناز خاتون " خشونت روا داشته شده در حق يک جوان ايراني که فيلم آن اخيرا در يوتيوب پخش شده را موضوع ‏آخرين پست اش قرار داده است:‏

فيلم هايي که اين روزها در يوتوب دست به دست ميگردد، نه تنها نشانه اي از ريشه کن شدن خشونت ندارند که به ‏نظر ميرسد، خشونت نهادينه و ريشهدار تر شده. چطور ميشه موي بلند يک جوان را با يک وسيله ي عصر ‏حجري کوتاه کرد و به درد او خنديد؟ تازه از دسته گل شون هم فيلبرداري ميکنند. البته فراموش نکنيم که مردم ما ‏هميشه "مردم فهيم و عظيم و واقعا جان برکفي" هستند و به "وظايف ملي ميهنيشون" همواره عمل ميکنند و ‏‏"مشت محکمي" بر دهان "دشمن" مي کوبند. ‏

افتضاح اين سردار زارعي و فانتسم ايشون در برپا نمودن نماز جماعتي از پريرويان برهنه واقعا تهوع آوره. ‏واعظان کين جلوه در محراب و منبر مي کنند/ چون به خلوت ميروند آن کار ديگر مي کنند. البته من فکر کنم ‏ايشون به درجهاي از ذوب رسيده بوده و چنان در حالت خلسه فرو رفته که يک آن فکر کرده که به بهشت برين ‏وارد آمده و حوريان خدمتش را ميکنند و در جوي آبش، شير و عسل جريان دارد. و خلاصه گفته ابتدا نماز شکر ‏به جا بياورم تا برم سر اصل قضيه. شرم آوره...‏


‎سنتي که بايد تقويت شود‎

" امید معماریان " معتقد است راي دادن سنتي ست که بايد تقويت شود:‏

به نظرم مهم اين است که سنت راي دادن تقويت شود و اين نکته مهم جا بيافتد که تغيير دادن در هر مقدار آن - چه ‏آن هنگام که مقدار تغيير قابل توجه است و چه آن هنگام که اندک- بسيارمهم است. کساني که اهميت راي دادن را ‏کم مي دانند توجه کنند به روي گرداندن مردم از راي دادن در دوره دوم شوراهاي شهر و انتخابات مجلس هفتم ‏وبعد از آن انتخابات رياست جمهوري. هميشه مي تواند يک پله بدتر ازآن چيزي که وجود دارد هم باشد. اين تحليل ‏شخصي من است.‏


‎عذاب وجدان دارم ناخدا‎

" میداف" راوي عذاب وجدان يک راي دهنده در خارج کشور است:‏

گفت: از سفارت ايران برمي‌گردم. گفتم: چي؟ سفارت ايران؟ درست است که ديپلمات‌هاي ايراني با آن ريش و پشم ‏و با آن ريخت و قيافه‌هاي ژوليده، آدم‌هايي را مي‌مانند که از قبر فرار کرده‌ باشند؛ ولي در مجموع اين برادران ‏به‌ظاهر مظلوم آدم‌هاي بدي نيستند و سعي مي‌کنند آزار شان به‌کسي نرسد. چه کار بر سرت آورده‌اند که تو را اين ‏چنين نا اميد از زندگي و بيزار از خويشتن کرده‌اند؟

گفت: آزارشان به‌کس نمي‌رسد؟ پارسال که با تعدادي از متقاضيان پناهندگي، خود را به نرده سفارت زنجير کرده ‏بوديم، آمدند و از درون محوطه سفارت "اسپري" فلفل دار به‌چشم ما پاشيدند! ‏
گفتم: شما خوتان را به نرده سفارت زنجير مي‌کنيد و توقع داريد شيريني و کيک هم تعارف‌تان بکنند؟ ‏
گفتم: حالا بگو ببينم چرا ناراحت و دل‌خوري؟
گفت: هيچي ناخدا، هيچي. فقط عذاب وجدان دارم.‏
گفتم: عذاب وجدان؟ باز خون خودت را کثيف کردي؟ بد و بيراه گفتي؟ خُب... چرا ناراحتي؟ مگه حق‌شون نيست؟ ‏مگه تو را آواره از وطن نکرده‌اند؟ مگه پارسال اسپري و گاز اشک‌آور به‌چشم‌ات نپاشيدند؟
با لکنت زبان گفت: م...م... م...من رفتم ر..ر..رأي دادم.‏


‎چه کسي گفته اصلاح طلبان برنامه ندارند؟!‏‎

" حرفه خبرنگار" با اشاره به محتواي يک تراکت تبليغاتي مربوط به يک کانديداي زن اصلاح طلب، به کنايه ‏نوشته است که اصلاح طلبان چندان هم بي برنامه نيستند:‏

دوستي مي‌پرسيد: "خب مثلا با راي ندادن شما چه اتفاقي مي‌افتد؟" جوابم روشن است كه: "هيچ!" اما از آن طرف ‏مي‌پرسم "با راي دادن گروه مقابل قرار است چه اتفاقي بيافتد؟" مطمئنم كه پاسخ منصفانه و واقع‌بينانه به اين ‏پرسش هم همان "هيچ" است. بنابراين شخصا ترجيح مي‌دهم در فرآيند كلاه گذاشتن بر سر خودم، دست‌كم شخصا ‏نقشي نداشته باشم! ‏

در آرايشگاه زنانه برگه تبليغاتي يك خانم اصلاح‌طلب (جلودارزاده) را دستم دادند.در برگه نوشته شده بود كه اين ‏خانم عضو گروه كر و بسكتبال مدرسه بوده و براي اينكه درد كارگران را درك كند، مدتي هم در دوران دانشجويي ‏كارگري كرده!! از قول اين خانم هم نوشته شده بود: "آرايشگري هنري شرافتمندانه است. اين حرفه با ترويج ‏زيبايي در راستاي تحكيم بنيان خانواده گام برمي‌دارد". و اهداف سركار خانم هم به شرح زير اعلام شده بود: ‏‏"ايجاد تعاوني مسكن براي آرايشگران، تلاش براي تصويب بيمه آرايشگران، تاسيس بانك زنان، تاسيس وام خريد ‏آرايشگاه براي زنان آرايشگر". نه بابا اين اصلاح‌طلبان بنده خدا چندان هم بي‌برنامه نيستند !!! ‏


‎حماسه بزرگ‎

" نگاهی دیگر نگاه ما " در قالبي طنزگونه، بخشي از دفترچه خاطرات يک نامزد نمايندگي مجلس هشتم را منتشر ‏کرده:‏

از صبح کله سحر تماس‌ها شروع شد. از همه جاي دنيا تماس مي‌گرفتند تا با من صحبت کنند و درباره اين "حماسه ‏بزرگ" که جهان در انتظارش است سوال کنند. نکته جالبي که جا دارد به آن اشاره کنم اين بود که مي‌ديدم چگونه ‏جهانيان چشم‌هاي‌شان را بر "روان آباد عليا" دوخته‌اند.‏

مدير يک شرکت اتومبيل‌سازي از آمريکا زنگ زد و بناي عجز و التماس را گذاشت که آقا جان هرکس که دوست ‏داريد راه "روان آباد عليا" به "چشمه بابا پيري" را آسفالت نکنيد (از وعده‌هاي انتخاباتي من آسفالت اين راه مهم و ‏استراتژيک منطقه بود) چرا که آنوقت ديگر ماشين‌ها در چاله چوله نمي‌افتند و جلوبندي‌شان خراب نمي‌شود که ‏نياز به قطعات ساخت ما اتومبيل‌سازان آمريکائي داشته باشند و ما اگر اين همه ميليون ميليون اتومبيلي که در اين ‏راه روستائي شما جلو‌بندي‌شان ايراد پيدا مي‌کند را نداشته باشيم که بيايند از ما قطعه بخرند بايد درب اکثر ‏کارخانه‌هاي خودروسازي آمريکائي و شايد ژاپني را ببنديم.‏


‎حماسه نبود اما آمدند و راي دادند‏‎

" بر ساحل سلامت " هم نوشته است:‏

انتخابات برگزار شد. انتظار همين بود. مردم آمدند. راي دادند. نمي گويم حماسه که خيلي حرف درستي نيست و به ‏درد تبليغات تلويزيوني مي خورد. تا جايي که ديدم و شنيدم، مردم راي ليستي شان بالا بود. اين نشانه مثبتي است. ‏مهم نيست کدام ليست و چگونه. مهم اين است که ياد بگيريم حزب، قابل اطمينان تر و در دسترس تر از فرد است. ‏
انتخابات برگزار شد و تهران شور انتخابات نداشت. اما چندان با زمانهايي که شور داشت فرق نداشت. نوع نگاه ‏مردم به انتخابات فرق کرده و بايد تحليلش کرد. پيش بيني هاي انتخابي از حضور مردم اين بار درست تر و قابل ‏اتکاتر بود. اين خودش يک قدم است به جلو!‏


‎آخر چطور ممکن است؟!‏‎

" عبد القادر بلوچ " پست کوتاهي به اين مضمون دارد:‏

جناب پرزيدنت فرموده‏اند تنها راه نجات بشريت تمسک به راه امام حسين است.‏
داشتم به فرمايش ايشان فکر مي‏کردم که در عالم خيال سينه به سينه برخوردم به بشريت. به عرضش رساندم که ‏تنها راه نجاتش تمسک به راه امام حسين است.‏
چپ چپ نگاهم کرد و گفت: راهي که خود امام را به کشتن داد چطورمي‏تواند ناجي من باشد؟!‏


‎مردم حوصله نداشتند‎

بهزاد افشاري در " درخت بدون سایه "  مي نويسد اگر اصلاح طلبان در تهران شکست بخورند، تقصير کم کاري ‏خودشان است:‏

تقصير خودشان بود. وقتي که در همين چارچوب تبليغاتي محدود هم خوب عمل نکردند چه انتظاري مي شود از ‏مردم داشت؟ در چند شعبه راي گيري که حضور پيدا کردم مي ديدم که بيشتر اسم حداد عادل را در اول فهرست ‏مي نوشتند. آنها کسي را نمي شناختند و فقط اسامي را که مي شناختند مي نوشتند. بقيه را هم همينطوري از روي ‏ليست ها نگاه مي کردند و اکثرا حوصله نمي کردند هر ۳۰ نفر را بنويسند. ‏

خبر هاي موثقي از ستاد اصلاح طلبان مي رسد که چند نفري از آنها مي خواهند در همين مرحله کنار بکشند و در ‏اعتراض به شرايط نابرابر و احيانا تقلب از ادامه ي رقابت کناره گيري کنند. به نظر مي رسد از تمامي ليست هاي ‏اصلاح طلبان بيش از ۵۰ نفر به مجلس راه پيدا نکنند که اين رقم با توجه به ورود ۲۹۰ نفر به مجلس هشتم رقم ‏ناچيزي است و تقريبا مي توان گفت که آنها شکست خوردند. اما ايرادي ندارد و آنها بايد ديگر به فکر انتخابات ‏رياست جمهوري دور دهم باشند. والسلام ! ‏


‎راه حل تعيين ميزان مهريه‎

" یک بیوان چای داغ " معتقد است با توجه به وضعيت تقسيم کار در ايران، مهريه مسئله اي ست که همچنان ‏موضوعيت دارد:‏

با وجود طرفداري ام از حق برابر زنان براي طلاق، تحت شرايط خاصي (مثلا خانه دار بودن کامل زن) از وجود ‏مهريه هم - علي رغم همه نقدهايي که همه مي دانيم بر آن وارد است - طرفداري مي کنم. دليلش نوع تقسيم کار در ‏جوامعي مثل جامعه ما است که حق الزحمه زن خانه دار را به صورت پولي پرداخت نمي کند و لذا در زمان ‏جدايي سهمي براي مشارکت او در انباشت ثروت خانواده در طول زمان وجود ندارد. مهريه مي تواند تا حدي ‏جبران کننده ضعف اين مکانيسم باشد.‏

حال صورت مساله اين است که در شرايط اعطاي حق طلاق به زن، سقف مهريه چه قدر مي تواند باشد؟ آيا همان ‏مقدار قبلي يا کم تر/بيش تر از قبل؟ از ديد من صورت مساله بسيار شبيه آپشن فروش آمريکايي است. ولي آپشن ‏فروش آمريکايي چيست؟


‎جدي نگير. مي گذرد‏‎

" سیب " نامه اي به خودش نوشته:‏

دوستي كه اندكي بزرگ تر از من است، مي گفت خيلي از اين مسائلي (مثل معنا و مرگ و زندگي و خدا و... ) كه ‏اين روزها با شور و هيجان درگيرش هستي، در آينده كمرنگ مي شوند و چيزهاي ديگري جاي آنها را مي گيرد. ‏او چنان صحبت مي كرد كه معنايش اين بود: "چندان جدي نگير، زمان همه ي اين ها را محو مي كند". ‏

ولي من نتوانستم و نمي توانم باور كنم. تو خودت مي داني كه چگونه درگيرم، و از روز و شبهايم باخبري؛ از تو ‏مي پرسم : آيا من آنگونه شده ام ؟ در آن روزها كه تو هستي چه چيزي جاي اين مسائل را گرفته است؟ آيا هنوز ‏هم مثل امروز، فكر مي كني زندگي ِ بدون شور و شيدايي زندگي نيست؟ برايت دعا مي كنم، برايم دعا كن.‏


‎مرگ بر آمريکا، حالم را بد مي کند‏‎

" نگارک ها " از پخش برنامه اي که طي آن ميهمان برنامه گفته است که از شنيدن شعار مرگ بر آمريکا حالش به ‏هم مي خورد؛ متعجب است:‏

در اين برنامه 45 دقيقه‌اي، فراي كه به زبان فارسي مسلط بود و با لهجه‌ي خاصي سخن مي‌گفت، در باره‌ي ‏ويژگي‌هاي برتر زبان فارسي نسبت به عربي سخن گفت و حتي به اين موضوع هم اشاره كرد كه تا چندين قرن ‏پيش، بسياري از مردم افغانستان به زبان فارسي نماز مي‌خواندند. او با انتقاد از تملك دانشمندان ايراني به نام ‏مليت‌هاي عرب يا ترك، افرادي چون ابوريحان بيروني، ابن‌سينا و... را از سرآمدگان فرهنگ فارسي دانست. او ‏گفت: "عرب‌ها و ديگران نمي‌دانند كه ايرانيان براي اسلام چه كرده‌اند. به نظر من، اساس اسلام و اسلام درست ‏در اين‌ آب و خاك بنيان نهاده شده است". ‏

همچنين فراي بر گفته‌هاي پيشين خود نيز تأكيد كرد كه: "اين حرف اعراب اشتباه است كه مي‌گويند هركس عربي ‏نوشته، عرب بوده است. اين درست نيست و بيش‌تر بزرگان، ايراني بوده‌اند. اما متأسفانه اين مسأله در ميان ‏اعراب گم شده است." امّا جالب‌تر از همه، هنگامي بود كه او از صلح‌طلبي ايرانيان سخن گفت و به انتقاد از ‏شعارهايي پرداخت كه در آنها از واژه "مرگ" استفاده مي‌شود؛ او حتي به صراحت اشاره كرد، وقتي مي‌شنوم كه ‏گروهي مي‌گويند: "مرگ بر آمريكا" حالم بد مي‌شود و اين كار را اصلاً درست نمي‌دانم

واما سخن آخر :

انتقادات بي سابقه یکی از اعضاء ارشد جريان اصولگراي مجلس عليه رفتارهاي دولت مدارانه هيات رئيسه مجلس، بار ديگر افکار عمومي را با موضوعي درگير کرد که ماههاست دغدغه بسياري از فعالين سياسي کشور قرار دارد.
واقعيت اينجاست که همزمان با روي کارآمدن دولت نهم چه بسيار نمايندگاني که متاسفانه وظايف قانوني نمايندگي را فراموش کرده و به مدح و ثناي دولت روي آوردند، دولتي که در هر صورت با نواقص و کاستي هايي همراه بوده است. اين دسته از نمايندگان در اين راه، هيچ انتقادي از عملکرد دولت را نيز برنتافته و بر حمايت همه جانبه از عملکرد دولت افتخار کردند.

هنوز به خاطر داريم که در پاسخ به تذکر يکي از نمايندگان در خصوص علت تاخير در پروازهاي کشور نيز از عملکرد دولت دفاع شد. حمايت از دولت در همين راستا به مسابقه اي تبديل گشت که هر کدام از نمايندگان به دنبال ربودن گوي سبقت در آن از ديگري بودند بي آن که دقيقا به اين موضوع بينديشند که «دولت سخنگو، تريبون و روزنامه دارد» و نيازي نيست که نمايندگان نقش وکيل الدوله را براي دولت ايفا نمايند.
منصرف کردن نمايندگان از طرح سوالا ت و انتقادات خود از اعضاي کابينه، تاخيرهاي پي درپي در اعلا م وصول طرح هاي تحقيق و تفحص و عدم رعايت حقوق اقليت و حتي اعضايي از اکثريت مجلس نيز از ديگر موارد مشابه از اعمال سليقه عده اي است که در تشريح وظايف نمايندگي، حقي را براي انتقاد و طرح پرسش از دولتمردان قائل نيستند و متاسفانه امروز وضعيت به نحوي است که اين عده هژموني مجلس را نيز به دست آورده و به نوعي بر ديگر نمايندگان، اعمال نفوذ مي کنند.
در اين سوي ماجرا اما مجلس و نمايندگي آن بنا به اصول مسلم قانون اساسي از جمله اصول 84 و 88 واجد ويژگي پرسشگري و انتقاد به عنوان دو رکن مهم نمايندگي مردم است به نحوي که اين ويژگي ها به مراتب مهم تر و حياتي تر از ساير وظايف نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلا مي تلقي شده است زيرا هر فردي اين امر مسلم را مي پذيرد که در برابر يکه تازي هاي برخي دولتمردان در ارائه طرح ها و لوايح و اظهارنظرها، مي بايست عده اي تصميم ساز و پيگير وجود داشته باشند که در برابراين رفتارها مقاومت کرده و پاسخگويي را از دولتمردان طلب نمايند تا دولتمردان نتوانند با خيالي آسوده به پيشبرد اهداف و برنامه هاي يک جانبه نگر خود ادامه دهند.
از همين رو بر نمايندگان مجلس است تا بازگشت به آرمان نمايندگي مجلس يعني پرسشگري و انتقاد، راه را بر افرادي که با اقدامات و تصميمات خود به دنبال کم رنگ کردن اين وظيفه حياتي نمايندگي مردم هستند، مسدود نمايند.

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

تفسير ليبراسيون از انتخابات ايران

اصلاح طلبان

 

باخت پيش از آغاز رأی گيری

دريچه اي که محمد خاتمي رئيس جمهور سابق ايران در 1997 بر روي اصلاح طلبي گشود، امروزکاملاً ‏بسته شده است. رأي گيري روز جمعه براي انتخاب نمايندگان جديد مجلس به رقابت ميان دو جريان محافظه ‏کار منحصر شده بود و اصلاح طلبان که در مجلس گذشته نيز با حدود 40 نماينده، در اقليت قرار داشتند، ‏روزجمعه ناچاربودند فقط براي حفظ بقاي سياسي خود در مبارزات انتخاباتي شرکت کنند. ‏

امسال هم مانند سال 2004، سازمان هاي مسئول تأئيد صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي، صفوف اصلاح طلبان ‏را آماج ضربه هاي سخت خود قرار دادند. شوراي نگهبان قانون اساسي که محافظه کاران مهار آن را ‏دردست دارند، با رد صلاحيت بيش از 2000 نامزد اصلاح طلب، عملاً به آن ها امکان رقابت براي يک ‏سوّم از 290 صندلي مجلس را داده است.

محافظه کاران که بي کمترين ملاحظه اي اصلاح طلبان را "عوامل ‏دشمن" خطاب مي کنند، آن ها را در شرايط سختي قرار داده اند.

الياس نادران نماينده محافظه کار مجلس به ‏پيرمؤذن، سخنگوي اقلّيت اصلاح طلب مجلس به خاطراينکه درمصاحبه با صداي آمريکا از رد صلاحيت ‏گسترده نيروهاي اصلاح طلب به شدّت انتقاد کرده بود، حمله کرد و خطاب به او گفت: "مجلس جاي جاسوس ‏ها و کساني که درخواست پناهندگي مي کنند، نيست".

حتي علي خامنه اي، رهبر انقلاب نيز که قاعدتاً نبايد ‏نظر خود را نسبت به هيچ يک از جريان هاي سياسي ابراز کند، با حمله به محمد رضا خاتمي، يکي از ‏رهبران اصلاح طلب که متهم است با سفير آلمان در تهران ملاقات کرده، گفت: "يکي از نشانه هاي عدم ‏صلاحيت يک نفربراي ورود به مجلس اينست که مرزروشني بين خود و دشمن نکشد و بازيچه دست دشمن ‏قرار گيرد".‏

رئيس جمهور سابق ايران و رهبر جريان اصلاح طلب، محمد خاتمي خواستار شرکت گسترده مردم در ‏انتخابات، براي آنچه که او آن را دفاع از "آزادي" مي خواند، شده بود. امّا در چنين شرايطي، انتخابات بيش ‏از هرچيز فرصتي است براي جريان هاي محافظه کار تا به ارزيابي نيرو هاي خود بپردازند.

 تمام نيروهاي ‏اردوگاه محافظه کار از احمدي نژاد گرفته تا علي لاريجاني، سرپرست سابق تيم مذاکره کننده هسته اي، و ‏محمد قاليباف شهردار تهران نام نامزدهاي خود را در دوفهرست انتخاباتي گنجانده بودند. ‏

اهميت انتخابات روز جمعه مجلس ايران به خاطر در پيش روبودن انتخابات رياست جمهوري سال آينده ‏دوچندان ميشد. نبايد فراموش کنيم که تمام افراد حامي فهرست هاي انتخاباتي محافظه کاران مردان رهبرند ‏که همه چيزشان را به او مديونند.‏

يک ايراني کارشناس مسائل سياسي که مايل نيست نامش برده شود مي گويد: "خامنه اي در رأس مجلسي قرار ‏خواهد گرفت که تمام جريان هاي حاضردرآن خود را منتسب به او مي دانند. و او مي تواند هرکه را که مي ‏خواهد انتخاب کند. در انتخابات رياست جمهوري گذشته[ در سال 2005] او احمدي نژاد را انتخاب کرد چون ‏او مناسب ترين فرد براي کنار زدن رقيبش رفسنجاني بود. از اين مرحله به بعد خامنه اي مي تواند راهش را ‏از رئيس جمهور آلت دست خود، که سياست هاي عوام گرايانه اش بسيار پرهزينه بوده است، جدا سازد. ‏بنابراين، برنده اصلي اين انتخابات خامنه اي است". ‏

امّا به اعتقاد کارشناس مذکور اين پيروزي براي خامنه اي بدون هزينه نخواهد بود: "رهبر با سد کردن راه ‏ورود تعداد زيادي از نامزدان اصلاح طلب به مجلس و تبديل مجلس به مجلسي يکدست و دفتر خانه اي براي ‏ثبت منوياتش، بنيان هاي حاکميت را سست کرده و آن را آسيب پذير مي سازد". ‏

در انتخاباتي که به رقابت جريان هاي محافظه کار منحصر شده بود به سختي مي توان به ميزان محبوبيت ‏احمدي نژاد در ميان مردم، که بسياري از آنان از تورم و بيکاري شکايت دارند، پي برد. در انتخابات شوراي ‏شهر سال 2006 هواداران احمدي نژاد شکست سختي را متحمل شدند. از همين رو در انتخابات اخير فهرست ‏گروه هوادار رئيس جمهور به نام " رايحه خوش خدمت" در فهرست ائتلاف اصلي محافظه کاران به نام ‏‏"جبهه متحد اصولگرايان" ادغام شده است. امّا رئيس جمهور به نظر نگران نمي رسد. !! ولی از چه سو به یکباره سفر خود را بفوریت بپایان رسانده و به تهران بازگشت......!!؟؟

منبع: ليبراسيون

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

از زندان تا پناهندگی

 

"به نظر ما اين‎ ‎اقدام واقعا خيانت و اقدامي زشت بوده و نه تنها در شان افرادي که در مسئوليت هاي‎ ‎مختلف قرار داشته و ‏دارند نيست، بلکه از مردم عادي هم انتظار نمي رود با رسانه‏‎ ‎هايي که دشمني آنها با ملت ايران آشکار است همنوايي ‏کنند.ضمن اينکه براي مسوولين‎ ‎مقرراتي در اين زمينه ابلاغ شده که قانوني است و تخطي از آن را پيگيري مي کنيم.به‎ ‎هر ‏صورت اين موضوع بايد پيگيري شود و وزارت اطلاعات حتما با چنين جرياناتي برخوردمي‎ ‎کند‎.‎‏" ‏

سخنان بالا اظهارات غلامحسين محسني اژه اي،‌ وزير اطلاعات جمهوري اسلامي در واكنش به مصاحبه اخير نورالدين ‏پيرموذن، سخنگوي فراکسيون اقليت مجلس هفتم با تلويزيون صداي آمريكا است. ‏

يكشنبه گذشته تلويزيون صداي آمريكا در برنامه "ميزگردي با شما" با يك نماينده مجلس فعلی ايران كه براي انتخابات ‏مجلس آينده رد صلاحيت شده، گفتگو كرد.

دكتر پيرموذن كه به گفته خود براي شركت در يك كنفرانس علمي در بوستون ‏آمريكا بسر مي برد در اين گفتگو با موضوع "پشت پرده انتخابات" ضمن بيان جزيياتي از نحوه بررسي صلاحيت ها، ‏عنوان كرد كه: "براساس توافق اوليه اصلاح طلبان قرار بود اگر رد صلاحيت ها گسترده باشد،‌ شركت در انتخابات ‏صورت نگيرد، حال آنكه اينك دوستان اصلاح طلب به حضور حداقلي قانع شده اند."‏

اين گفتگو در ايران با واكنش هاي مختلفي رو به رو شد. هر چند برخي از چهره هاي سياسي آن را دفاع از "مظلوميت رد ‏صلاحيت اصلاح طلبان" و "استفاده از همه ابزارها براي رساندن حرف اصلاح طلبان" عنوان كردند اما جناح اصولگرا از ‏اين حضور و گفتگو به شدت انتقاد كرد؛ چنانکه الياس نادران، از چهره هاي سرشناس گروه راست گفت: "مجلس شوراي ‏اسلامي جايگاه جاسوسان و پناهندگان به آمريكا نيست."‏

در اين شرايط، پس از نشست هيات دولت در روز گذشته، محسني اژه اي در جمع خبرنگاران حاضر شد و از برخورد ‏وزارت اطلاعات با "خائنان به ملت ايران و تخطي کنندگان از قوانين کشور" خبر داد.‏

"اژه اي" در واكنش به مصاحبه پيرموذن گفت: "به نظر ما اين اقدام واقعا خيانت و اقدامي زشت بوده ‏و نه تنها در شان افرادي که در مسئوليت هاي مختلف قرار داشته و دارند نيست، بلکه از مردم عادي هم انتظار نمي رود با ‏رسانه هايي که دشمني آنها با ملت ايران آشکار است همنوايي کنند.ضمن اينکه براي مسوولين مقرراتي در اين زمينه ابلاغ ‏شده که قانوني است و تخطي از آن را پيگيري مي کنيم."‏

به اين ترتيب وزير اطلاعات كه خود سالها بر مسند قضاوت بوده ضمن صدور "حكم به برخورد" با اين نماينده مجلس، بار ‏ديگر بر وجود مقرراتي تاكيد کرد كه براساس آن "مسوولين اجازه صحبت كردن با رسانه هاي خارجي" را ندارند.‏

وزير اطلاعات همچنين در پاسخ به اين سئوال که "آيا وزارت اطلاعات با پيرموذن برخورد خواهد کرد"، اظهار داشت: ‏‏"به هر صورت اين موضوع بايد پيگيري شود و وزارت اطلاعات حتما با چنين جرياناتي برخورد مي کند." محسني اژه اي ‏در اين مصاحبه همچنين درباره انتشار برخي اخبار طي روزهاي اخير مبني بر گفتگوي رضا خاتمي با سفير آلمان در ‏تهران نيز گفت: "بدون شک تماس با افراد بيگانه ضوابط خاص خود را دارد وهر کس نمي تواند در هر موضوعي با افراد ‏بيگانه صحبت کند."‏

وزير اطلاعات اينگونه ديدارها را "زشت" عنوان کرد و در مورد عواقب يا برخورد احتمالي با خاتمي افزود: "بدون شک ‏اگر فردي که اين اقدام را انجام داده به حزب يا تشکل خاصي وابسته باشد غلط بودن اقدام او واضح تر و بيشتر خواهد بود ‏واين موضوع از قبح قضيه نمي کاهد. اگر قرار باشد برخوردي با اين فرد شود برخورد قضايي خواهد بود و اين موضوع ‏به دولت ارتباطي ندارد. "‏

انتقاد شديد وزير اطلاعات از حضور يك نماينده مجلس در تلويزيون صداي آمريكا موجب شد تا ديروز (شنبه) روزنامه ‏كويتي الوطن، با مطرح كردن اينك "احتمالا پيرموذن ازكاربيكار مي شود" نوشت: "درصورت اثبات‎ ‎اتهامات سخنگوي ‏اقليت مجلس ازسوي قوه قضائيه اين احتمال وجود دارد كه پيرموذن اعدام‎ ‎شود‎!‎‏"‏

‎پيرموذن: بر مي‌گردم‎

پس از پخش گفتگوي پيرموذن با صداي آمريكا، رسانه هاي نزديك به جناح راست، از جمله خبرگزاري فارس سعي كردند ‏چنين القا كنند كه وي قصد بازگشت به ايران را ندارد. حتي فارس در گزارش خود نوشت كه: "پيرموذن از پاسخ مستقيم به ‏اينكه به ايران بازمي گردد يا خير، خودداري كرد" تا به اين ترتيب اينگونه در اذهان تداعي كنند كه وي در پي اين مصاحبه ‏به آمريكا پناهنده شده است؛ اما نورالدين پير موذن با "شايعه دانستن" پناهندگي خود به آمريكا، گفت: " اگر چه دلم از همه ‏شكسته است اما مطمئنا به تهران باز خواهم گشت."‏

وي با بيان اينكه من شب و روز براي مردم زحمت كشيده‌ام، گفت: "قصد‎ ‎نداشتم تا در انتخابات مجلس هشتم ثبت نام كنم اما ‏با تقاضاي مردم ثبت نام‎ ‎كردم‎.‎‏"‏

پيرموذن برعكس اظهارات وزير اطلاعات، سخنان خود را در چارچوب قانون عنوان كرد و با تاکيد بر اينكه "من در ‏مصاحبه با تلويزيون صداي آمريكا خطوط قرمز را رعايت كردم"، گفت: "من وارد خطوط قرمز نشدم و هنوز هم به اين ‏خطوط احترام مي‌گذارم ولي انتظار داشتم تا كسي به فرياد من و برادرم كه در انتخابات رد صلاحيت شديم برسد."‏

‎واكنش ها به مصاحبه‎

چند ساعت پس از مصاحبه پيرموذن با صداي آمريكا، الياس نادران نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي به فارس گفت: ‏‏"مجلس شوراي اسلامي جايگاه جاسوسان و پناهندگان به آمريكا نيست."‏

اين عضو فراكسيون راست مجلس همچنين با درست بودن رد صلاحيت ها يادآور شد: "رفتار پيرمؤذن كه خود در انتخابات ‏مجلس هشتم رد صلاحيت شده نشان مي‌دهد كه مسئولين در خصوص رد صلاحيت‌ها درست عمل كرده‌اند و حداقل اين رد ‏صلاحيت‌ها در مورد ايشان درست بوده چرا كه مجلس جايگاه آدم‌هاي جاسوس و پناهنده به آمريكا نيست."‏

محمد رضا باهنر، نايب رئيس اول مجلس شوراي اسلامي نيز با اشاره به مصاحبه اين نماينده اصلاح طلب گفت: "پيرمؤذن ‏بايد پاسخگوي اظهارات خود باشد. "‏

باهنر، رئيس فراكسيون اكثريت مجلس شوراي اسلامي افزود: "بايد صحبت‌هاي پيرمؤذن را بررسي كرد و اگر اظهارات ‏وي منافع ملي را به خطر بيندازد، بايد پاسخگوي اظهارات خود باشد." وي همچنين در پاسخ به اين سؤال كه "پيرمؤذن در ‏اين مصاحبه رد صلاحيت‌هاي صورت گرفته در انتخابات مجلس هشتم را قتل‌عام سياسي دانسته آيا واقعاً اينگونه است؟"، ‏گفت: "نمي‌دانم مشكل آقاي پيرمؤذن چيست. اما بايد توجه داشت كه در زمينه رد صلاحيت‌ها بحث‌هاي زيادي شده و ما هم ‏ممكن است انتقادهايي داشته باشيم، ولي بايد توجه داشت كه رد صلاحيت‌ها اقدامي سياسي نبوده است."‏

در سوي ديگر، ‌محمد رضا تابش، رئيس فراكسيون اقليت مجلس كه طيف اصلاح طلبان مجلس را نمايندگي مي كرد نه تنها ‏از پيرموذن حمايت نکرد بلكه رسما "گفت‌وگو با رسانه‌هاي فارسي ‌زبان بيگانه" را محكوم کرد و گفت: "اگر رد صلاحيت ‏هم بشويم، بناي ما اين نبوده كه اعتراض خود را از طريق رسانه‌هاي بيگانه به گوش ملت خود برسانيم، حتي اگر رسانه‌ها ‏را از ما بگيرند و هر روز دسترسي به رسانه‌هاي داخلي براي ما محدودتر شود. تندروهاي دولت آمريكا مايل نيستند ‏اصلاح‌طلبان در انتخابات پيروز شوند و همان مواضعي را دارند كه اقتدارگرايان در تهران نسبت به اصلاح‌طلبان هم دارند، ‏اينها آتش‌بيار معركه همديگر مي‌شوند. "‏

تابش با اشاره به بهره برداري تبليغاتي خبرگزاري فارس از مصاحبه اخير پيرموذن، همچنين گفت: "تندروها در آمريكا شو ‏راه مي‌اندازند و تندروها در تهران از آن استفاده مي‌كنند متقابلاً اينها رفتاري مي‌كنند كه كانديداها رد صلاحيت شوند. ‏تندروهاي آمريكا نيز تشخيص به عدم شركت در انتخابات مي‌كنند،‌ آنها دلشان نمي‌خواهد اصلاح‌طلبان برنده شوند، زيرا در ‏صورت برنده شدن اصلاح‌طلبان در انتخابات دست تندروهاي آمريكا براي پياده كردن سياست‌هاي خصمانه عليه ايران بسته ‏مي‌شود."

رسا قاضي نژاد

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

فاصله ميان حداقل دستمزد و خط فقر: 380 هزار تومان

 

آیا مسوولان حاضرند يک ماه‎ ، فقط یکماه

 

 ‎با اين حقوق زندگی کنند؟

0j481z1ntpzs8rwulhhg.jpg

در حالي كه حداقل دستمزد سال‎ ‎آينده كارگران با 20 درصد افزايش نسبت به امسال تعيين شده است، حدود دو ‏هزار كارگر در نامه اي خطاب به مسئولين حمهوري اسلامي ايران اعلام كردند كه ‏‎ ‎افزايش 20 درصدي حداقل ‏دستمزدها، هيچ دردي از كارگران را دوا نخواهد کرد.‏

عليرضا محمد علي، مشاور وزير و مدير کل روابط عمومي ‏وزارت کار و امور اجتماعي اعلام کرد كه براساس تصميم شوراي عالي کار، حداقل دستمزد کارگران در سال ‏‏1387، 20 درصد افزايش مي يابد. بدين ترتيب، حداقل دستمزد کارگران كه در سال 1386، 183 هزار تومان ‏بوده است، در سال آينده به 219 هزار و 600 تومان مي رسد.‏

اين مقام وزارت كار و امور اجتماعي همچنين افزود: براي ساير سطوح دستمزدي کارگران، 845 تومان به مزد ‏روزانه آنان، به علاوه 5 درصد که به صورت پلکاني محاسبه مي شود، اضافه خواهدد شد.‏

شوراي‌عالي كار بايد همه ساله با حضور نمايندگان سه گروه دولت، كارگران و كارفرمايان‎ ‎در اجراي ماده 41 ‏قانون كار با در نظر گرفتن مصالح كارگران و در انطباق هرچه بيشتر‎ ‎ميزان درآمد آنان با سطح معيشت و ‏همچنين با توجه به مقتضيات بنگاه‌هاي توليدي و‎ ‎كارفرمايان و شرايط اقتصادي جامعه در مورد تعيين حداقل مزد ‏قانوني كارگران تصميم‎ ‎گيري ‌كند و موارد مورد تصويب را طي بخشنامه‌اي با امضاي وزير كار و امور اجتماعي‎ ‎از طريق حوزه معاونت روابط كار به آگاهي كليه كارفرمايان و كارگران واحدهاي مشمول‎ ‎قانون كار سراسر ‏كشور برساند‎.‎‏ ‏

در اين ارتباط، برخي از رسانه ها همانند ايسنا عنوان كرده اند كه افزايش حداقل دستمزد كارگران منطبق با ‏افزايش نرخ تورم بوده است!!! كه در سال جاري به 20 درصد رسيده است.

با اين همه، كارگران و تشكل هاي ‏كارگري در ساليان اخير از تصميم گيري هاي اين شورا ابراز نگراني كرده اند. تشكل هاي كارگري معتقدند در ‏شرايطي كه افزايش دستمزد كارگران كمتر از ميزان نرخ تورم است، عملكرد اين شورا عملا بر ضد منافع آنان ‏است.

 در همين راستا، برخي از فعالان كارگر از انفعال كساني كه به عنوان نماينده كارگران در نشست هاي شورا ‏شركت مي كنند و پس از مخالفت هاي اوليه، بر تصميمات آن مهر تاييد مي نهند، ‌انتقاد مي كنند.‏

از سوي ديگر، نمايندگان كارفرمايان در ساليان گذشته بارها مخالفت خود با افزايش حداقل دستمزد كارگران، در ‏شرايطي كه كارخانه ها و شركت ها با مشكلات عديده اقتصادي مواجه هستند، ‌ابراز داشته اند، مشكلاتي كه ‏بسياري از كارشناسان و اقتصاد دانان، سياست هاي دولت را عامل اصلي آن مي دانند. در هر حال، كارفرمايان با ‏توجه به مشكلات، با اكراه تن به افزايش حداقل دستمزد كارگران مي دهند و هنگامي كه اين موضوع مورد توافق ‏آنان نباشد، اخراج كارگران مد نظر قرار مي گيرد.‏

درهمين ارتباط، برخي کارشناسان به تجربه دستمزدهاي دوگانه را كه در سال 1385 توسط وزارت كار و امور ‏اجتماعي به اجرا گذاشته شد، اشاره مي کنند.

وزارت کار و امور اجتماعي، هدف از افزايش حقوق و تعيين ‏دستمزد دوگانه را تامين نيازهاي کارگران و تشويق کارفرمايان به استخدام رسمي کارگران قراردادي عنوان کرده ‏بود، اما گزارش ها نشان داد که با اجراي اين تصميم، نه تنها کارگران قراردادي به استخدام رسمي در نيامدند، ‏بلکه کارفرمايان براي کاهش هزينه هاي ناشي از افزايش دستمزدها، اخراج کارگران قراردادي را در برنامه كار ‏خود قرار دادند. اين موضوع در نهايت موجب آن شد كه شوراي عالي كار به رغم مخالفت محمد جهرمي، ‌وزير ‏كار و امور اجتماعي، دستمزدهاي دوگانه را حذف كند.‏

‎حاضريد يك ماه با حداقل دستمزد يك كارگر زندگي كنيد؟‎

حدود دو هزار كارگري که در نامه اي به شوراي عالي کار، کميته دستمزدها، وزارت کار و امور اجتماعي و ‏نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به انتقاد از ميزان افزايش دستمزد كارگران در سال هاي گذشته پرداخته اند، گفته ‏اند: "دستمزد و حقوقي که طي سال هاي گذشته از سوي دولت و شوراي عالي کار براي ما کارگران و ساير ‏بخش هاي حقوق بگير، همچون معلمان و بازنشستگان و کارمندان جزء، تعيين شده است، به هيچوجه، کفاف ‏هزينه هاي زندگي ما را نکرده است و سال به سال، خانواده هاي ما در فقر و فلاکت بيشتري فرو رفته اند. به ‏طوري که در شرايط حاضر، ما ديگر قادر به تامين يک زندگي بخور و نمير براي خود و خانواده هايمان نيستيم و ‏نمي توانيم با دستمزدهاي فعلي، حتي اجاره بهاي منازل مسکوني خود را نيز تامين کنيم."‏

نامه مذكور به ابتكار اتحاديه سراسري كارگران اخراجي و بيكار ايران تهيه و توسط كارگران كارخانه هايي در ‏منطقه عسلويه و استان هاي كردستان، آذربايجان غربي، آذربايجان شرقي، كرمانشاه و تهران به امضا رسيده ‏است. ‏

كارگراني كه اين نامه را امضا كرده اند، با اشاره به اينكه روند افزايش حداقل دستمزدها، جبران وضعيت زندگي ‏آنان و خانواده هايشان را نمي كند، نوشته اند: "در طول چند سال گذشته، هزينه هاي زندگي ده ها برابر شده و ‏قدرت خريد ما کارگران و ساير مزد بگيران بطور مرتب و بي سابقه اي پائين تر آمده است."‏

در اين نامه خطاب به تصميم گيرندگان در مورد دستمزد كارگران آمده است: "سال قبل، حداقل دستمزد را 183 ‏هزار تومان تعيين کرديد، اما ميزان خط فقر بالاي 500 هزار تومان بود. اين در حالي است که در طول سال ‏جاري با بالا رفتن سرسام آور هزينه هاي زندگي، کمر کارگران و حقوق بگيران زير فشار نداري خرد شده است. ‏خودتان در اين مملکت زندگي مي کنيد و مي دانيد که حتي با يک ميليون تومان هم نمي توان آنچنانکه شايسته ي ‏شان انسان است، در اين جامعه زندگي کرد."‏

آنان سپس از مسئولين پرسيده اند "آيا واقعا حاضريد با اين حقوق هايي که به ما کارگران داده مي شود، حتي يک ‏ماه زندگي کنيد؟ پس چرا ما کارگران بايد اين را قبول کنيم؟ پس چرا ما بايد اين را قبول کنيم که سهم ما از توليد ‏اين همه ثروت و نعمت در جامعه، فقر و فلاکت روز افزون باشد؟"‏

امضا كنندگان اين نامه اعلام كرده اند كه ديگر نمي توانند زير خط فقر زندگي کنند و تداوم اين زندگي براي آنها ‏غير قابل تحمل است. "ما خواهان حداقل دستمزد با احتساب تامين يک زندگي شرافتمندانه و مرفه براي يک ‏خانواده چهار نفره از طريق دخالت و نظارت خود کارگران در تمامي سطوح مزد بگيران هستيم."‏

در اين خصوص، يكي از اعضاي اتحاديه سراسري كارگران اخراجي و بيكار ايران ‏گفت: "كارگراني كه اين نامه را امضا كرده اند و ديگراني هم كه آن را امضا خواهند كرد، مي خواهند از زندگي ‏شايسته اي برخوردار شوند." وي افزود: "با حداقل دستمزدهايي كه بويژزه در اين دو سه سال تعيين شده است، ‏هفت ميليون كارگر و خانواده هايشان حتي اين امكان را ندارند كه بتوانند به ميزان كافي براي زنده ماندن در آمد ‏داشته باشند."‏

اين فعال كارگري پيش بيني كرد كه با احتساب اينكه حداقل دستمزد كارگران حدودا 220 هزار توماني براي سال ‏آينده با خط فقر اغلام شده 600 هزار توماني در سال جاري فاصله چشمگير 380 هزار توماني دارد، گفت: ‏‏"خيلي ساده مي توان گفت با توجه به افزايش نرخ تورم، كارگران و خانواده هاي آنان به چه روزگاري خواهند ‏افتاد." ‏

 

‎تورم افسار گسيخته براي سال آينده‎‎‏ ‏

 

حداقل دستمزد كارگران براي سال 1387 در شرايطي اعلام شده است كه نرخ 20 درصدي تورم اعلام شده توسط ‏بانك مركزي مورد قبول بسياري از اقتصاددانان نبوده است. حتي برخي از اين اقتصاددانان مي گويند نرخ واقعي ‏تورم بيش از 30 درصد است و معيارهاي بانك مركزي براي تعيين نرخ تورم صحيح نيست.‏

سعيد شيركوند، معاون وزير امور اقتصاد و دارايي دولت محمد خاتمي، از جمله اين اقتصاددانان است كه روز 22 ‏اسفند در گفت و گو با خبرگزاري آفتاب گفت: "نرخ تورم بر اساس حدود 380 قلم کالا توسط بانک مرکزي مورد ‏محاسبه قرار مي‌گيرد. اين 380 قلم کالا در چند بخش مختلف طبقه‌بندي مي شوند و از آنها ميانگين گرفته مي‌شود. ‏بنابراين بسيار طبيعي خواهد بود که در سبد هزينه برخي خانوار‌ها نرخ تورم بسيار بيشتر از تورم رسمي اعلام ‏شده احساس گردد".‏

همچنين مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي با بررسي بودجه ارائه شده از سوي دولت محمود احمدي نژاد، ‏هشدار داده است كه اين بودجه موجب تورم افسارگسيخته در سال 1378 خواهد شد.‏

اين موضوع، به گزارش رسانه ها، ‌نگراني در جامعه، بويژه در ميان كارگران، را در پي داشته است كه حداقل ‏دستمزدشان در سال جاري بسيار پايين تر از رقم 600 هزار توماني خط فقر است. حال، با افزايش حداقل دستمزد ‏كارگران به حدود 220 هزار تومان، آيا مي توان گفت كه مسئولان گامي در جهت بهبود زندگي حداقل هفت ‏ميليون كارگر و خانواده هاي آنان برداشته اند؟ آنهم در شرايطي كه به نوشته روزنامه سرمايه در 19 دي ماه، ‏حقوق حدود 85 درصد از كارگران ايران، همان حداقل دستمزدي است كه از سوي شوراي عالي كار تعيين و ‏اعلام مي شود؟

 

اخراج‎ ‎گسترده کارگران در شب عيد

 

اخبار از‎ ‎اخراج گسترده کارگران در آخرين روزهاي‎ ‎سال از کارخانه ها حکايت دارد. تنها در‏‎ ‎استان قزوين بيش ‏از 30 هزار کارگر بيکار‎ ‎شده و در چندين کارخانه بزرگ کارگران به‎ ‎دليل عدم دريافت ماه ها دستمزد، دست به‎ ‎اعتصاب زده اند.‏‎
‎ ‎
در سال هاي‎ ‎اخير اخراج کارگران قرار دادي در روزهاي‎ ‎آخر سال به روالي از سوي کارفرمايان تبديل‎ ‎شده ‏است. در همين زمينه سايت اينترنتي "دسترنج" نزديک به فعالان کارگري از اخراج گسترده‏‎ ‎کارگران درچندين ‏کارخانه خبر داده است. ‏

عيد علي‎ ‎کريمي فعال کارگري در قزوين از اخراج 30‏‎ ‎هزار کارگر در اين شهر خبر داده و به اين‎ ‎سايت گفته: ‏‏"بيش از 50 در صد از کارگران قراردادي‎ ‎استان قزوين بدون دريافت حقوق، سنوات، عيدي و پاداش با اتمام ‏قرارداد کاري خود بيکار‎ ‎شدند تا در صورت تمايل کارفرمايان و مالکان واحدهاي‎ ‎توليدي در نيمه دوم فروردين ‏ماه بکار گرفته‎ ‎شوند."‏

به گفته‎ ‎وي "نبود نظارت کافي از جانب وزارت کار باعث‏‎ ‎شده کارفرمايان با تنظيم قراردادهاي کوتاه‏‎ ‎مدت زمان ‏اتمام قراردادها را طوري تنظيم‎ ‎کنند که کارگران مشمول مزاياي پايان سال‎ ‎و همچنين تعطيلات ايام نوروز ‏نشوند".‏

به گفته‎ ‎اين فعال کارگري "کارفرمايان با انباشت‎ ‎ميليون ها تومان ثروت نا مشروع از حقوق‏‎ ‎ودسترنج کارگران ‏فقر وگرسنگي را به خانوار‏‎ ‎کارگري هديه داده و با عدم تمديد قرار‎ ‎داد ها امنيت شغلي آنها را تباه کرده اند". ‏کريمي‎ ‎هم چنين گفته: "انعقاد قراردادهاي 2 ماه‏‎ ‎و 6 ماهه با کارگران باعث شده تا خيل عظيم‎ ‎کارگران اين استان ‏نتوانند در صورت اخراج‎ ‎از بيمه بيکاري استفاده کنند".‏

در غرب تهران‎ ‎که بيشترين کارخانه هاي صنعتي استان تهران‏‎ ‎در آن قرار دارد نيز بيش از 3 هزار کارگر‏‎ ‎اخراج ‏شده اند. به گفته فعالان کارگري در‏‎ ‎اين منطقه "از مجموع 5 هزار كارگري كه بصورت‏‎ ‎قراردادي در كارخانه ‏هاي غرب تهران شاغل‎ ‎هستند، قرار داد 60 درصد آنان در آستانه‏‎ ‎سال نو تمام شده است" به گفته اين فعالين‎ ‎علت ‏اخراج اين کارگران "پرداخت نكردن مطالبات‎ ‎پايان سال" و "عدم اعطاي مرخصي نوروزي باحقوق" به کارگران ‏است‎.‎

اخبار ساير‎ ‎شهرها نيز اخراج گسترده کارگران در آخرين‎ ‎روزهاي سال را تائيد مي کند. از جمله در بجنورد‎ 380 ‎کارگر فضاي سبز و خدمات شهرداري اين شهر‎ ‎به دليل اتمام قرار داد از کار بيکار شدند. اين‎ ‎کارگران با قرار ‏دادهاي 3 ماه و 6 ماهه که‏‎ ‎براي گريز از لزوم بيمه کردن کارگران رواج‎ ‎يافته مشغول به کار بودند‎.‎

بيش از هزار‎ ‎کارگر فني معدن ذغال سنگ طبس نيز طي روزهاي‎ ‎اخير با پايان قرارداد کاري اخراج شدند. ‏غلامرضا‎ ‎محمدي يکي از فعالان کارگري در طبس به سايت‎ ‎دسترنج گفته: "اين تعداد از کارگران قراردادي‎ ‎که ‏بواسطه شرکت هاي پيمانکار در معدن ذغال‎ ‎سنگ مشغول بکار هستند طبق روال هر سال در‎ ‎روز هاي پاياني ‏سال اخراج مي شوند" به گفته‏‎ ‎وي "هزار کارگر با امضا اجباري برگه تسويه‎ ‎حساب علاوه بر مزاياي پايان سال و ‏مرخصي‎ ‎هاي ايام نوروز از حقوق يک ماه کاري خود‏‎ ‎نيز محروم شدند".‏

قراردادهاي‎ ‎موقت از سال هاي اول دهه 70 که با تفسير جديد‎ ‎وزارت کار از ماده 7 قانون کار قراردادهاي‎ ‎بدون ‏تاريخ از شمار قرار دادهاي دائمي خارج‏‎ ‎شدند، در کشور باب شده است. پس از آن وقتي‎ ‎در اولين سال رياست ‏جمهوري محمود احمدي‎ ‎نژاد حقوق پايه کارگران به يکباره 40 درصد‏‎ ‎افزايش يافت، علاوه بر اخراج نزديک به ‏‏320‏‎ ‎هزار کارگر، کارفرمايان براي فرار از بيمه‎ ‎کارگران و کاهش تعهدات خود به قرار داده‎ ‎هاي کوتاه تر 6 و ‏‏3 ماهه رو آوردند‏‎.‎

براساس‎ ‎آمارهاي رسمي بيش از 85 درصد کارگران شاغل‏‎ ‎تحت قرار دادهاي موقت کار مي کنند‏‎.‎

 

‎اعتراض‎ ‎کارگران‎

 

روزنامه‎ ‎سرمايه در همين ارتباط خبر داد که بيش از‎ 5 ‎هزار تن از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه‎ ‎از 15 اسفند ‏براي تحقق مطالبات صنفي خود‏‎ ‎دست به اعتصاب زدند. اعتصاب ابتدا از سوي‎ 1700 ‎تن از کارگران و در ‏اعتراض به عدم پرداخت‎ ‎حقوق آغاز شد اما پس از آن ساير کارگران‎ ‎کارخانه نيز دست از کارکشيدند.‏

بحران در‎ ‎اين کارخانه توليد شکر در دو سال گذشته‎ ‎و پس از کاهش تعرفه وارداتي و مجوز ورود‏‎ ‎شکر خارجي ‏از سوي دولت تشديد شد و به دنبال‎ ‎آن کارخانه نيشکر هفت تپه و چندين کارخانه‎ ‎مشابه با بحران مواجه شدند. ‏کارگران اين‎ ‎کارخانه که دو سال گذشته يازده بار اعتصاب‎ ‎کرده اند با برخوردهاي خشونت آميز نيروهاي‎ ‎امنيتي ‏نيز مواجه شده اند. چند ماه قبل 7‏‎ ‎تن از فعالان کارگري اين شرکت در جريان‎ ‎اعتصاب بازداشت شدند. علاوه بر ‏فريدون نيکوفر، جليل احمدي، علي نجاتي، نجات دهلي و محمد‏‎ ‎حيدري، قربانعلي رمضان پور و محمد حيدري‎ ‎مهر، يک خبرنگار به نام ابوالفضل عابديني‎ ‎نيز به دليل انتشار اخبار مربوط به اعتصاب‎ ‎اين کارگران بازداشت ‏شد. بازداشت شدگان‎ ‎مدتي بعد به قرار وثيقه آزاد شدند اما قرار‎ ‎است به اتهام اقدام عليه امنيت محاکمه شوند‎.‎

در تهران‎ ‎نيز خبرازاعتصاب در کارخانه پارس‎ ‎مينو میرسد. بنابر اين گزارش‎ ‎تمامي 1500 ‏كارگر كارخانه مينوي تهران در‎ ‎اعتراض به آنچه كه تغيير در دريافت حقوق‎ ‎و مطالبات معوقه خوانده اند، دست ‏از کار‎ ‎کشيده و در محوطه كارخانه تجمع كرده اند‎.‎

کارگران‎ ‎علت اعتصاب خود را "اعتراض به کاهش چشمگير‎ ‎مطالبات پايان سال و تبعيض در پرداخت برخي‎ ‎مزاياي نقدي" عنوان کرده اند. يک فعال کارگري‎ ‎در اين کارخانه گفته است: "تاكنون بارها‎ ‎به دليل مشكلات ‏كارگري نمايندگان وزارت‎ ‎كار به كارخانه آمده و با آن‌ها مذاكره‎ ‎كرده‌ايم، اما هيچ نتيجه‌اي حاصل نشده‎ ‎است".‏
‏"عدم پرداخت‎ ‎حقوق کارگران" منحصر به کارخانه هاي نيشکر‎ ‎هفت تپه و پارس مينو نيست و بسياري از ‏کارخانه‎ ‎هاي ديگر نيز چنين موقعيت مشابهي دارند. از‎ ‎جمله کارخانه خاور در گيلان است که بيش‎ ‎از 200 ‏کارگر آن طي 10 ماه گذشته حقوق دريافت‎ ‎نکرده اند. به گفته محمد يعقوبي فعال كارگري‎ ‎در گيلان "بحران در ‏اين واحد نساجي‏‎ ‎در پي واگذاري بدون برنامه کارخانه به بخش‎ ‎خصوصي شدت گرفته و كارخانه هم اكنون‏‎ ‎بدليل سو مديريت و عدم پايبندي كارفرما‎ ‎به تعهداتش به شخص ديگري واگذار شده است". وي‎ ‎تاکيد کرده: "با ‏وجود واگذاري مجدد، اين‎ ‎کارخانه به دليل نبود مواد اوليه، توليد‎ ‎ندارد و كارگران بدون دريافت حقوق در ‏بلاتكليفي‎ ‎بسر مي برند".‏

شمار کارگران‎ ‎اخراجي به گفته صاحب نظران امورکارگري‎ ‎بسيار بيشتر از اين آمارهاست اما به دليل‎ ‎سرکوب ‏فعالان کارگري و رسانه هاي نزديک‎ ‎به آنان طي دو سال اخير و ممنوعيت هاي انتشار‏‎ ‎اين اخبار، رسانه هاي ‏رسمي کشور اخبارکارگران‏‎ ‎را منتشر نمي کنند‏‎.‎

کارفرمايان‎ ‎دليل اصلي رکود توليدي در کارخانه ها را‏‎ ‎حجم واردات بسيار کالا و رسوب کردن توليدات‎ ‎داخلي در ‏انبارها و در برخي موارد ناشي‎ ‎از عدم دسترسي به مواد اوليه عنوان مي کنند‏‎.‎

کارگران‎ ‎در اين ميان علاوه بر نقش دولت برخي از کارفرمايان‎ ‎را متهم مي کنند که در قبال دريافت تسهيلات، ‏علاوه بر عدم پرداخت حقوق کارگران در صدد‎ ‎اعلام ورشکستگي و تغيير کاربري کارخانه‏‎ ‎ها و دستيابي به ‏سودهاي باد آورده هستند‏‎.‎

در ماه هاي‎ ‎اخير اخبار دردناکي از خودکشي کارگران‏‎ ‎در مناطق مختلف کشور در رسانه ها منتشر‎ ‎شده است. ‏اين اخبار حاکي از آن است که برخي‎ ‎از کارگران تحت فشار اقتصادي ناشي از عدم‏‎ ‎پرداخت حقوق و شرايط بد ‏زندگي به چنين اقداماتي‎ ‎دست زده اند.‏

نهادهاي‎ ‎امنيتي و شوراهاي تامين در استان هاي مختلف‏‎ ‎کشور‎ ‎در صورت بروز هرگونه اعتراض کارگري‎ ‎آن را ‏سرکوب مي کنند. دستکم دو فعال شناخته‎ ‎شده کارگري منصور اسانلو و محمود صالحي‎ ‎از ماه ها پيش بازداشت ‏شده و در زندان به‎ ‎سر مي برند‏‎.‎

خبرگزاري‎ ‎ايلنا که در سال هاي اصلاحات آغاز به کار‏‎ ‎کرد و بخشي از اخبار اعتراضات کارگران را‏‎ ‎منتشر مي ‏کرد، اوايل تابستان سال 86 با شکايت‎ ‎هاي مکرر مقامات دولتي توقيف شد و مدير‎ ‎آن مسعود حيدري به دليل ‏انتشار چنين اخباري‎ ‎طي چندين جلسه محاکمه شد

 

غزال آزادفر - شهرام رفيع‎ ‎زاده

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

سروش در انتظار سرنوشت سلمان رشدی؟

در پي اظهارات اخير عبدالکريم سروش، آيت‌الله‌ حسين نوري همداني از مراجع تقليد در قم با بيان اينكه "مطالب سروش از ‏سلمان رشدي بدتر است "اعلام كرد: "نظريه‌هاي مذهبي عبدالکريم سروش ريشه نبوت، قرآن و وحي را زده است."

 به ‏گزارش سايت مذهبي "حوزه نيوز" كه متعلق به "مركز مديريت حوزه علميه قم" است، اين مرجع مذهبي در جمع شاگردان ‏خود گفت: "جريان سلمان رشدي در سب النبي منحصر مي‌شد، ولي آقاي سروش ريشه نبوت، قرآن و وحي را زده است که ‏اگر از روي غرض باشد، تکليف ديگري داريم‎.‎‏"‏

به گزارش اين سايت، ‌آيت الله همداني درادامه درس "خارج فقه" خود يادآور شد: "وي ‏‎]‎سروش‎[‎‏ يکي از دانشجويان انقلابي ‏ما بنام حاج فرج بود و در تلويزيون هم سخنراني‌هايي داشت، ولي اکنون اين آقا قدم به قدم از اصول و مباني ديني باز ‏مي‌گردد."‏

اين مرجع تقليد با تأکيد بر اينکه "نزول قرآن امري الهي و خارج از مجراي علل و اسباب عادي بوده است"، گفت: ‏‏"نمي‌توان اين معجزه جاويد را با اشعار که از امور بشري و برپايه تخيلات است، مقايسه کرد.تنزل قرآن که حاوي حقايق ‏عالم است به درس شعرا، ظلم بسيار بزرگي است و اميدوارم مطالب اين فرد، ناشي از جهل وي باشند نه تعمد!"‏
اظهارات اين مرجع تقليد درحالي از سوي سايت حوزه نيوز منتشر مي شود كه آيت‌الله‌ نوري همداني همچنين روز ‏چهارشنبه گذشته در ديدار باجمعي از فرماندهان نيروي زميني سپاه و دست‌اندرکاران پايگاه اطلاع‌رساني مجلس شوراي ‏اسلامي در اين باره گفته بود: "هنگامي که بنده نماينده امام در اروپا بودم، اين آقا مترجم ما بود و الان نغمه مخالفت با ‏انقلاب و اسلام را در غرب بلند کرده است و غربي‌ها همين را مي‌خواهند که يکنفر ايراني که قبلا خودش را به انقلاب ‏چسبانده بود، اکنون از انديشه‌هاي اصيل اسلامي برگردد."‏

در آن سخنراني اين مرجع تقليد همچنين با حمله به سروش گفته بود: "اين شخص که البته سوادش هم آنقدر بالا نيست، ‏اشتباهات فراواني دارد و بر ما لازم است که پيامبر(ص) و قرآن را بهتر بشناسيم."‏

نوري همداني با رد نظريه سروش در مورد قران، گفت: "او قدم به قدم از اصول و مباني ديني باز مي‌گردد."‏

‎نظريه جديد سروش‎

عبدالکريم سروش در جديد‌ترين نظريه خود، "وحي و نزول قرآن" را امري "زميني و متأثر از حالات شخصي پيامبر ‏اسلام" دانسته و "نزول وحي به پيامبر اسلام" را با "الهام‌گيري شاعر براي سرودن شعر"، امري مشابه قلمداد کرده است.‏
به نوشته ميشل هوبينک: "اين چيزي است که اصلاح‌گر مشهور ايراني عبدالکريم سروش در کتاب‌اش «بسط تجربه‌ي ‏نبوي» که قرار است ترجمه‌اش سال آينده منتشر شود، مي‌گويد. سروش با اين ديدگاه از بسياري از اصلاح‌گران تندروي ‏مسلمان پيش‌تر مي‌رود.سروش در مصاحبه‌ با زم‌زم، چکيده‌اي از اين آراء را بيان کرده است. سروش در «بسط تجربه‌ي ‏نبوي» روشن مي‌سازد که نظرش درباره‌ي خطاپذير بودن معرفت ديني تا حدي درباره‌ي قرآن نيز صادق است. سروش در ‏کنار انديشمندان ديگري چون نصر حامد ابوزيد و محمد ارکون، در شمار گروهي اندک از اصلاح‌گران راديکالي است که ‏مدافع رهيافتي تاريخي به قرآن هستند.اما او در کتاب‌اش از بسياري از همکاران راديکال‌اش فراتر رفته است. او مدعي ‏است که قرآن نه تنها محصول شرايط تاريخي خاصي است که در بستر آن شکل گرفته است، بلکه برآمده از ذهن حضرت ‏محمّد و تمام محدوديت‌هاي بشري او نيز هست. سروش مي‌گويد اين سخن، سخني بديع و تازه نيست؛ چون بسياري از ‏انديشمندان سده‌هاي ميانه هم قبلاً به آن اشاره کرده‌اند."‏


اين مصاحبه در ديماه سالجاري منتشر شد و پس از آن روزنامه كارگزاران بيستم بهمن با سروش گفتگويي در اين مورد ‏انجام داد. در اولين سوال اين مصاحبه از دكتر سروش پرسيده مي شود: پاره اي از روزنامه ها و سايت هاي اينترنتي اخيرا ‏آورده اند که دکتر سروش رسما "نزول قرآن را از جانب خدا انکار کرده و آن را کلام بشري محمد دانسته است." آيا چنين ‏است؟ و البته پاسخ سروش اينچنين بود: "شايد مزاح کرده اند يا خداي نکرده اغراض سياسي و شخصي داشته اند."‏

‎واكنش به سخنان سروش‎‎‏ ‏

با اين حال آرا و نظرات سروش با واكنش هايي همراه بوده است. از جمله اين واكنش ها مربوط به مجيد مجيدي كارگردان ‏سينما بود. روايت صبح صادق، نشريه داخلي سپاه پاسداران در اين مورد خواندني است: "مجيد مجيدي، كارگردان‎ ‎برجسته ‏و مستقل ايراني كه اكنون آوازه او در سراسر جهان پيچيده، با انتقاد شديد از‎ ‎هتاكي اخير عبدالكريم سروش به پيامبر ‏اكرم(ص)، او را همنوا با كاريكاتوريست هاي‎ ‎دانماركي دانست‎.‎در حالي كه برخي مدعيان ديانت بيش از هر چيز در پي ‏مقاصد‎ ‎سياسي خود هستند، مجيدي كه به تازگي با "آواز گنجشك ها" برنده جشنواره بين المللي‏‎ ‎برلين شد، با بيان هنرمندانه ‏خود پاسخ "برداشت هاي سال 86" سروش را داد كه با تشبيه‏‎ ‎دريافت پيامبر اكرم(ص) از وحي به برداشت شاعران گفته ‏بود: پيامبر نقشي محوري در‎ ‎توليد قرآن داشته است‎.‎

به گفته مجيدي اگر آن روز كه برخي روشنفكران، عصمت و علم غيب‎ ‎ائمه را زير سوال بردند و نفي كردند، يا مسلمات ‏تاريخي چون غدير و شهادت حضرت زهرا[س] را افسانه خواندند يا مانند همين قلم منحرف، زيارت جامعه كبير را ‏‏(مرامنامه‎ ‎شيعه غالي) برشمردند، سكوت نمي كرديم، امروز جسارت را به مرحله پيامبر و قرآن نمي‎ ‎رساندند، تا علناً ‏پيامبر را فردي عامي و ناآگاه و هم سنگ افراد جاهلي بخوانند و‎ ‎قرآن، كلام الهي را محصول بشري بخوانند‎. ‎اين كارگردان ‏در پايان اظهاراتش گفت: "کسي كه ادعاي مولوي شناسي مي كند، و براي او بيش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، ‏بداند كه به حكم مرادش مولوي، كافر است‎.‎‏"‏‎ ‎

اين اظهارات مجيدي با واكنش هاي زيادي همراه شد از آن جمله احمد زيد آبادي، در يادداشتي با عنوان "بساط تكفير" ‏نوشت: "قضاوت در باره كلام ‏ايشان ‏‎]‎سروش‎[‎‏ از موضع يك متخصص دين در صلاحيت يك كارگردان فيلم‌هاي سينمايي ‏مانند آقاي مجيد مجيدي نيست ‏كه بخواهد بانگ شبه تكفير و تفسيق برآورد.‏....مسلما حق اهل دين و معرفت است كه با حفظ ‏آداب و موازين بحث، به محاجه با آقاي سروش برخيزند و پاسخ ‏او را هم بشنوند، اما برافراشتن پرچم تكفير آن هم از سوي ‏افراد ناآشنا به اين مباحث، در اين ميان چه محلي ‏از اعراب دارد؟"‏

اما غير از زيدآبادي، عطاءالله مهاجراني درباره گفت‌وگوي اخيرعبدالكريم سروش درباره قرآن به نقش "سياسي خبرگزاري ‏فارس" در اين جريان اشاره كرد و در وبلاگ خود نوشت: "طرح موضوعي با اين درجه از اهميت و حساسيت در يك ‏مصاحبه كوتاه با خبرنگاري كه مطامع سياسي آشكاري دارد و در مقدمه مصاحبه، آن را پنهان نكرده، بالقوه چنين ‏نقدونظرهايي را در پي دارد."‏

ادعاي مهاجراني وقتي اهميت ميابد كه به تيتر هاي اخير اين خبرگزاري در مورد انديشه هاي سروش توجه شود: ‏

‏- مظاهري‌سيف: اين ادعا كه الهام از نفس پيامبر مي‌آيد متأثر از بوديسم است ‏
‏- يثربي: ادعاي بشري بودن قرآن در تاريخ اسلام بي‌سابقه است ‏
‏- پاسخ "بهاءالدين خرمشاهي" به قرآن‌ستيزان ‏
‏- پاسخ "ايازي" به اظهارات "عبدالكريم سروش" درباره قرآن ‏
‏- قائمي‌نيا: "سروش" ديگر يك اصلاح‌گر ديني نيست ‏
‏- واكنش آيت‌الله "جعفر سبحاني" به اظهارات "عبدالكريم سروش" درباره قرآن‏

در اين ميان تنها واكنش آيت الله سبحاني موجب شد تا عبدالكريم سروش در مقام پاسخ برايد. سروش در نوشتاري با عنوان ‏‏"بشر و بشير" خطاب به سبحاني نوشت : "ضمن سپاس نهادن به جهد پر شهد و خطاب بي عتاب حضرت آيت الله، از باز ‏بودن باب اين مباحثه و مناظره استقبال مي کنم و خواستار تداوم آنم و مي افزايم که من اکنون در يکي از دانشگاه هاي ‏آمريکا به تدريس اشتغال دارم و کاري را که ببرکت سعه صدر مسئولان در ايران از انجامش محرومم، در اينجا انجام مي ‏دهم. مايلم که پس از بازگشت به ايران، در صورت امکان از حضرت آيت الله دعوت کنم تا محيطي امن و آرام فراهم آورند ‏و در گفتگويي حضوري درين خصوص شرکت جويند و احقاق حق و ابطال باطل کنند."‏

پس از اين بود كه خبرگزاري فارس از پاسخ دوباره آيت‌الله سبحاني در دومين نامه خود به دكتر سروش خبرداد كه در آن ‏‏"با تذكر و يادآوري برخي نكات مثبت زندگي گذشته وي، خالصانه از سروش خواسته است در علل تغيير نزولي خود به ‏كاوش بپردازد."‏

در اين نامه در خصوص مباحثي همچون "دوري دوستان قديم از سروش"، "حقيقت وحي"، "محمد(ص) بشري كه داراي ‏بعد وحياني است"، "ناسازگاري برداشت‌هاي بشري ما از قرآن با علم بشري" و موضوعات كلامي ديگر آمده است. ‏

همچنين آيت‌الله سبحاني در اين نامه از پيشنهاد دكتر سروش براي گفت‌وگوي حضوري استقبال كرده و گفته است: "من از ‏مناظره به اين معني كه خودنمايي و خويش را مطرح كنم به دورم، بلكه آرزوي من اين است كه در هر محيطي كه شما ‏بپسنديد، بحث و گفت‌وگوي علمي تا روشن شدن حقايق راادامه دهيم."‏

با اينكه بحث نظري همچنان بين صاحبنظران حوزه و سروش ادامه دارد اما آيت الله نوري همداني با مطرح كردن اينكه ‏‏"اگر ‏‎]‎سخنان سروش‎[‎‏ از روي غرض باشد، تکليف ديگري داريم" عملا "زمينه براي برخورد" با وي را فراهم آورده است ‏چنانكه جمعه گذشته نيز اين خبرگزاري فارس نوشت: تعدادي از مردم قم به نشانه اعتراض به سخنان سروش، پس از ‏برگزاري نماز جمعه از حرم حضرت معصومه تا ميدان شهدا اين شهر دست به راهپيمايي زدند. آنها با سردادن شعارهايي ‏از قبيل "عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، حضرت صاحب الزمان صاحب عزاست امروز" خواستار برخورد با ‏سروش شدند. ‏

در پايان اين راهپيمايي بيانيه‌اي قرائت شد كه در بخشي از آن آمده بود: "بي‌ترديد اين فتنه در ادامه توهين‌هاي ‏صهيونيست‌هاي آمريكايي و چاپ كاريكاتورهاي موهن است و اين همه براي جلوگيري از رشد روزافزون استقبال جهانيان ‏به اسلام عزيز و رسول اكرم است."

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

«سنتوري» روي پرده سينماهاي «دوبي»
 

اكران عمومي فيلم سينمايي «سنتوري» ساخته «داريوش مهرجويي» كه چندي است در دوبي آغاز شده، با استقبال مخاطبين روبرو است.

در مراسم افتتاحيه اكران «سنتوري» بيش از 800 نفر حضور داشته‌اند و مسئولين سينماي نمايش دهنده به طور همزمان دو سالن ديگر را نيز به نمايش اين فيلم اختصاص داده اند.

يك شركت مشاور املاك در دوبي به نام وايد وي (wide way) كه صاحبان آن ايراني هستند تمام هزينه‌هاي اكران فيلم را در دوبي متقبل شده‌اند.

در دعوتنامه مراسم افتتاحيه نمايش سنتوري در دبي آمده است: پس از فراز و نشيب‌هاي بسيار در اكران فيلم سنتوري در ايران، كه به دليل عدم مراقبت از نسخه اصلي فيلم در نهايت منجر به پخش سي‌دي غير مجاز آن شد، بر آن شديم تا جهت احترام به 40 سال سابقه فيلمسازي داريوش مهرجويي اين فيلم را براي علاقمندان به سينماي مهرجويي بر روي پرده نقره‌اي به نمايش بگذاريم. اميد است بتوانيم با حمايت از اين فيلم گام مؤثري در جهت اعتلاي سينماي ايران برداريم.

براساس اين گزارش،اكران عمومي «سنتوري» تا 3 هفته بر پرده سينماهاي دوبي ادامه دارد

 

+ گردآوری ، تنظیم و به رشته تحریر درآمده توسط مدیران وبلاگ |

 

 

تقلب به نفع احمدي نژاد ؟؟!!

xg8ki5z03wq25iujplpp.gif

انتخابات مجلس روز جمعه در شرايطي برگزار شد كه به گزارش منابع غير دولتي، يكي از پرحاشيه ترين و پرتخلف ترين ‏انتخابات در طول جمهوري اسلامي بود. با توجه به هم جناحي ناظرين و مجريان انتخابات، عمده تخلفات از سوي برگزار ‏كنندگان انتخابات صورت گرفت و آنان راي دهندگان را ترغيب كردند تا به يك ليست خاص راي بدهند. در همين راستا ‏وزارت كشور در يك اقدام قابل توجه "تمامي خبرنگاران بجز رسانه‌هاي همسو با دولت" را از وزارت كشور اخراج كرد تا ‏آرا پشت درهاي بسته شمارش شود!!؟؟؟. شاه بيت انتخابات جمعه، سخنان مصطفي پورمحمدي، وزير كشور بود که‌ در تاييد عدم ‏بيطرفي، شان خود را از وزارت به حد "سخنگوي اصولگرايان" رساند و اعلام كرد: "اصولگرايان 70 درصد كرسي ها ‏را به دست آورده اند". ‏

انتخابات جمعه 24 اسفند در شرايطي آغاز شد كه پيش از آن برخي چهره هاي سياسي به دليل همسويي هيات هاي اجرايي ‏انتخابات و همچنين ناظران انتخابات، هشدار داده بودند كه سلامت انتخابات در خطر است؛ با اين حال، صبح جمع اولين ‏خبرها حاكي از آن بود كه سرباز هاي پادگان هاي شمال شرق تهران "مجبور به راي دادن به فهرست اصولگرايان" شده ‏اند. سربازان اين پادگان ها با اتوبوس به مسجد جامع اقدسيه منتقل مي شدند و فهرست اصولگريان در اختيار هر يک از آنها ‏قرار مي گرفت تا به اين فهرست راي دهند.‏

از سوي ديگر، ‌محمود احمدي نژاد كه سفر افريقايي خود را نيمه تمام گذاشته بود؟؟!!! در مسجد لرزاده حاضر شد و راي خود را ‏به صندوق انداخت. همان صندوقي که به نوشته "بهارستان هشتم"، پايگاه اطلاع رساني اصلاح طلبان "عوامل اجرايي و ‏نظارت در يك تخلف آشكار اقدام به توزيع فهرست انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان" کرده بودند.‏

‏ بر اساس خبر اين سايت همچنين "در محدوده كيانشهر در بعضي از حوزه ها نيروهاي بسيج به اصرار نام نامزدهاي جبهه ‏متحد اصولگرايان را در برگه هاي راي مردم" نوشتند. در همين منطقه، "در شهرك هاي مجيديه و سعيد يه و مدرسه هدف ‏هم فهرست نامزدها به طور ناقص" نصب شده بود. در تخلفي ديگر، در مسجد جعفري منطقه گيشا، فهرست نامزدهاي جبهه ‏متحد اصولگرايان به طور آشکار ميان راي دهندگان پخش شد و گروهي نيز آشکارا براي حداد عادل تبليغ کردند. ‏

در همين شرايط بود كه كميته صيانت از آراي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان خبر داد كه برخي از هواداران دولت نهم با تهيه و ‏نصب پلاكاردهايي در محدوده شعب اخذ راي در برخي از مناطق تهران، سعي در ترغيب و تشويق مردم به راي دادن به ‏كانديداهاي مورد حمايت دولت دارند. بر اساس اين گزارش، هواداران دولت نهم در مناطق جنت آباد شمالي و گلستان شرقي ‏اقدام به نصب پوسترهايي با عكس محمود احمدي ن‍ژاد حاوي شعار "اقتدار دولت در اقتدار مجلس است"، كردند. ‏

از سوي ديگر، ناظران شوراي نگهبان در شعب راي گيري با آغاز شمارش آرا در تهران ناظران معرفي شده از سوي ‏اصلاح طلبان را وادار به خروج از شعبه ها کردند. به گزارش بهارستان ايران با آغاز شمارش آرا در شعب 625 ، 375، ‏‏795، 104، 860، 146، 1044، تهران ناظران ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در اين شعبه مجبور به ترک محل راي گيري ‏شدند. در ساير شعبه هايي نيز که شمارش آرا در آنها آغاز شده به ناظران ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اجازه ماندن در محل و ‏نظارت بر نحوه شمارش آراء داده نشد.‏

 

يک منبع خبري در تهران به روز گفت در روز جمعه گذشته، دركارخانجات دولتي، كارگران مجبور شده اند به كانديداهاي ‏اصولگرايان جبهه متحد ورايحه خوش خدمت راي بدهند. به گفته اين منبع، از جمله در كارخانه هاي سايپا، ايران خودرو، و ‏پارس خودرو، که براي اولين بار در روزجمعه سه شيفته به كار مشغول بودند، به دست حدود 40 هزار كارگر ليست ‏اصول گرايان جبهه متحد داده وبه آنان اعلام شد كه به ليست مزبور راي دهند. شنيده مي شود همين دستورالعمل در ذوب ‏آهن اصفهان و ديگر مراكزكارگري دولتي نيز به اجرا درآمده است.‏


‎تخلفات در شهرستانها‎

اما از شهرها و استانهاي كشور نيز خبرهاي زيادي مبني بر تقلب و تخلفات انتخاباتي روايت شد. از جمله مهمترين اتفاقات ‏در لامرد فارس اتفاق افتاد. ماموران بهداشت شهرستان لامرد در چند روز گذشته با مراجعه به مردم منطقه، شماره كارت ‏ملي آنها رابه بهانه صدور كارت بهداشت گرفتند و وقتي روز جمعه مردم براي راي دادن به پاي صندوق هاي راي رفتند، ‏وقتي كدها را وارد سيستم هاي انتخابات مجلس كردند به علت مشابه بودن شماره ملي و تكراري بودن، اين تعداد از مردم ‏نتوانستند راي بدهند که اين بدان معني بود كه با كارت هاي ملي مردم قبلا راي داده شده است. ‏

همچنين بهارستان ايران خبر داد كه سه نفر بدون هماهنگي، جايگزين نمايندگان واقعي خانه احزاب در ستاد انتخابات استان ‏چهار محال بختياري شدند. رئيس خانه احزاب اين استان به طور رسمي به جايگزيني سه نفر به نام حاج "سعيد پ"، "مهدي ‏الف" و حاج "نجاتعلي ع" به عنوان نمايندگان خانه احزاب در ستاد انتخابات چهارمحال بختياري اعتراض و اعلام کرد: ‏‏"انتخاب اين افراد بدون هماهنگي با خانه احزاب بوده و آنها به هيچ عنوان عضو احزاب استان نيستند."‏

همچنين از اردبيل خبر داده شد كه "با همراهي و چشم پوشي فرمانداري پارس آباد اردبيل" کساني که در روستاي اولتان و ‏اسلام آباد اين حوزه انتخابيه راي دادند "بعضا با پاک کردن مهر شناسنامه" براي بار دوم و سوم نيز راي دادند.‏

در تخلفي ديگر، بنابر نوشته سايت نوانديش، "يكي از نمايندگان احزاب حاضر در ميز نظارت بر انتخابات خانه احزاب ‏كشور از استانداري قزوين اخراج شد. رحماني عضو ميزنظارت بر انتخابات خانه احزاب مستقر در استانداري قزوين ‏ظاهرا بدستور رييس ستاد انتخابات استانداري قزوين از محل استقرار خود به بيرون از استانداري مشايعت شده است. ‏براساس اين خبر اين اقدام در حالي صورت مي گيرد كه رحماني در طول هفته جاري در محل ميزنظارت خانه احزاب در ‏استانداري قزوين مستقر بوده است." همچنين بهارستان ايران گزارش داد‌: "اعتراض ناظران ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به ‏تخلفات انتخاباتي حاميان دولت در حاجي آباد بندر عباس منجر به دستگيري اين ناظران شد."‏

يک گزارش رسيده به روز حاکي است در برخي از روستاها قبل از انتخابات مردم در مساجد جمع شده ونمايندگان سپاه از ‏طريق بسيج به داخل روستا ها رفته و آنچه "ديدگاه هاي انتخاباتي" رهبري توصيف مي کرده اند را براي آنان توضيح داده ‏اند. اين گزارش حاكي است كه در اين توضيحات، پيام رهبري مبني براين كه مردم به كساني راي بدهند كه همراه با دولت ‏هستند، به عنوان فصل الخطاب تلقي شده است. ‏

در برخي از مناطق روستايي نيز براي جلب مشاركت مردم و اخذ راي از آنان، دولت از طريق شوراهاي ده و بسيج به پخش ‏ارزاق عمومي همچون برنج و روغن به ويژه در نقاط روستايي اقدام كرده است. يكي ديگر از سازوكارهاي تشويق ‏روستاييان براي آمدن به پاي صندوق هاي راي را پخش نهاده هاي كشاورزي توسط نمايندگان وزارت جهاد كشاورزي و ‏تبليغ براي دولت احمدي نژاد در حين توزيع نهاده ها بوده است. ‏

‎شكايت اصولگرايان از اصولگرايان‎

اما با انتشار نامه نامزدهاي "ائتلاف فراگير اصولگرايان" توسط آفتاب، مشخص شد كه تخلف و تقلب تنها به ضرر اصلاح ‏طلبان صورت نمي گيرد. ائتلاف فراگير اصولگرايان كه رقيب جبهه متحد و دولت در انتخابات اخير محسوب مي شود، در ‏پي بروز تخلفات متععد، در نامه اي به شوراي نگهبان از "جبهه متحد اصولگرايان" شكايت كرد تا به اين ترتيب به قول يك ‏صاحبنظر، ‌در اين انتخابات "طرفداران احمدي نژاد نه تنها اصلاح طلبان بلكه اصولگرايان منتقد خود را نيز قلع وقمع ‏كنند."‏

برخي از نامزدهاي ائتلاف فراگير اصولگرايان در نامه خود آورده‌اند: "پيرو تخلفات فراوان مقدماتي و تبليغاتي جبهه متحد ‏اصول گرايان از قبيل نصب آويزهاي غيرقانوني، تبليغ اسامي نامزدها در سه روزنامه وابسته به بيت المال در روز ‏پنجشنبه 23/12/86 (ممنوعيت تبليغات)، پخش وسيع کارت هاي تبليغاتي اسامي سي نفره و همايش انتخاباتي در سازمان ‏دولتي ارتباطات اسلامي در روز ممنوعيت تبليغات (پنج شنبه 23 اسفند) و با توجه به مشاهدات عيني و گزارشهاي موثق و ‏متعدد و مکرر مردمي در مورد تخلفات عديده در شعب اخذ راي به نفع فهرست جبهه متحد اصولگرايان در حوزه انتخاباتي ‏تهران، ري، اسلامشهر و شميرانات ضمن اعتراض و تقاضاي رسيدگي قاطع هشدار مي دهيم."‏

در بخش ديگري از اين نامه اين اصولگرايان به "تبليغ فهرست انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان در بسياري از شعب اخذ ‏راي و به ويژه در مناطق شرق و جنوب تهران و برخي از شهرک ها مانند شعبه 202 و 1682 مسجد رحمتيه، 1359 ‏اميريه، مسجد فاطميه و... توسط برخي از عوامل اجرايي و نظارتي"، اعتراض داشتند. ‏

در اين نامه كه افرادي چون "رضا طلايي نيک، سيد محمد ميرمحمدي، ابوالفضل حسن بيگي و..." آن راامضا كرده اند ‏همچنين به "دخالت برخي از عوامل اجرايي و نظارتي در نوشتن نام نامزدها توسط راي دهندگان" اشاره شده و از جمله ‏آمده است "با ممانعت از حضور برخي از ناظرين قانوني نامزدها که داراي مجوز نظارت در محل شعبه اخذ راي هستند ‏زمينه تخلفات افزايش يافته است."‏

‎سكوت در قبال تخلفات‎

اما در اين ميان واكنش شوراي نگهبان به عنوان ناظر انتخابات قابل توجه است. به گزارش بهارستان ايران، احمد جنتي ‏درباره بروز تخلف در برخي شعبه ها ي اخذ راي سكوت كرد. وي پس ازبازديد از ستاد انتخابات كشور وقتي با اين پرسش ‏مواجه شد كه گفته مي شود در برخي شعب اخذ راي از راي دهندگان راي اجباري گرفته مي شود، سكوت كرد. ‏

وي همچنين در پاسخ به طرح شبهاتي مبني بر اينکه تنها گروهي خاص اجراي انتخابات را بر عهده دارند، گفت: "اگر ‏منظور اين افراد يک گروه ولايي است درست مي گويند." وي همچنين اعلام كرد "تاکنون هيچ تخلفي در خصوص ‏انتخابات جاري گزارش نشده است."‏

ساعاتي بعد خبرگزاري مهر هم به نقل از "سيد مهدي حاجي مير عرب" رئيس ستاد بازرسي انتخابات شهرستان تهران ‏اعلام کرد: "فضايي امن و قانونمند بر‏‎ ‎انتخابات تهران حاکم است‎.‎‏"‏

سيد مهدي حاجي مير عرب، رئيس ستاد بازرسي انتخابات شهرستان تهران در جمع‏‎ ‎خبرنگاران گفت: "هر چند که مسائل ‏کوچکي گزارش شده اما ضمن مرتفع شدن آن‏‎ ‎موارد، محيطي امن و قانونمند در زمينه برگزاري انتخابات امروز از ‏شهرستان تهران‎ ‎فراهم شده است‎.‎‏" وي در عين حال از دريافت 120 خبر در خصوص کاستي ها و تخلفات مربوط به ‏انتخابات‎ ‎امروز در شهرستان تهران در ستاد متبوعش خبر داد‎.‎

‎اخراج خبرنگاران‎

با اين وجود و پس از پايان انتخابات، همزمان با شمارش آرا، اقدامات مجريان انتخابات حاكي از وجود برخي تخلفات بود. ‏پيش از اين معمول بود در هنگام شمارش آرا خبرنگاران در ستاد انتخابات حضور داشته باشند و با گزارش لحظه به لحظه، ‏مردم را در جريان شمارش آرا قرار دهند اما وزارت کشور دولت نهم به روال انتخابات شوراها، در اقدامي بحث انگيز ‏‏"تمامي خبرنگاران بجز رسانه‌هاي همسو با دولت رااز وزارت كشور اخراج " کرد. براساس اخبار دريافتي، پس از پايان ‏راي گيري ماموران وزارت كشور ابتدا تمامي خبرنگاران را از ساختمان وزارت كشور بيرون كردند و سپس به آنها گفتند: ‏‏"برويد و صبح باز گرديد‎.‎‏" اما بعد از لحظاتي "خبرنگار خبرگزاري وابسته به جريان حاكم از جمله خبرنگاران خبرگزاري ‏فارس و صداوسيما را دوباره به ساختمان وزارت كشور راه داده اند و ساير خبرنگاران همچنان پشت درب هاي وزارت ‏كشور مانده اند‎.‎‏"‏

براساس اعلام نوروز، ‌"اين اقدام بي سابقه كه تحليلگران آن را عملي جهت دور نگاه داشتن نظارت رسانه ها از آمار واقعي ‏و نتايج انتخابات مي‌دانند، بسيار مشكوك ارزيابي شده است و برخي مسئولان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان آن را امري خلاف ‏جريان هميشگي انتخابات و در جهت دست بردن در آراء‌ ملت از سوي مجريان مي‌دانند‎.‎عبدالله ناصري سخنگوي ائتلاف ‏اصلاح طلبان نيز با هشدار نسبت به دخل و تصرف در آراء‌ ملت به مسولان ستاد انتخابات كشور و وزارت كشور هشدار ‏داده بود‎.‎‏"‏

پس از آن نيز وزير كشور اعلام كرد به جاي اعلام تدريجي نتايج، نتايج كلي آرا پس از شمارش اعلام مي شود. اين ‏اظهارات با اعتراض بسياري از جمله سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان رو به رو شد. عبدالله ناصري اين تصميم ‏وزارت کشور را خلاف رويه گذشته اعلام کرد و گفت: "خودداري وزارت کشور از اعلام تدريجي نتايج شمارش آرا در ‏تهران شائبه انگيز است.با توجه به گزارشات متعددي که در تخلف انتخاباتي به نفع حاميان دولت دريافت مي شود، اين ‏تصميم وزارت کشور به نگراني هاي موجود براي صيانت از آرا دامن مي زند."‏

به علت انتشار همين اخبار بود که ‌سايت "بهارستان ايران" كه بخش اعظم تخلفات انتخاباتي همراهان دولت را منعكس مي ‏كرد از ديروز فيلتر شد. نوروز با تاييد اين خبر افزوده است: "ناظران نتايج انتخابات مجلس هفتم و موفقيت نسبي اصلاح ‏طلبان در حوزه‌هايي كه نامزد داشته‌اند دليل اصلي عصبانيت جهت فيلتر كردن اين سايت مي‌دانند و معتقدند با توجه به در ‏اختيار نداشتن رسانه از سوي اصلاح طلبان و وجود تنها همين پايگاه اطلاع رساني حاكميت قصد دارد تا با بستن همين ‏روزنه اندك امكان اطلاع رساني شفاف و گزارش تخلفات احتمالي انتخابات را از اصلاح طلبان سلب كند."‏

‎وزير كشور، سخنگوي اصولگرايان‎

از سوي ديگر بعد از ظهر شنبه اظهارات "مصطفي پور محمدي" وزير كشور مبني بر اينكه "منتخبين راه يافته به مجلس ‏‏71 درصد گرايش اصولگرايي دارند و از مواضع جاري كشور حمايت مي‌كنند"، موجب اعتراض اصلاح طلبان شد. ‏

عبدالله ناصري، سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان اين سخنان وزير كشور را دليلي دانست براي در اثبات نگراني‌هايي كه ‏از سوي اصلاح‌طلبان مطرح شده است: "البته اين احتمال وجود دارد كه وزير كشور از سوي مقام‌هاي مافوقش براي اعلام ‏موضع جانبدارانه به نفع اصولگرايان تحت فشار باشد اما در هر صورت چنين رفتار بدعت‌آميزي تأييدكننده نگراني‌هاي ‏اصلاح‌طلبان درباره تلاش سازماندهي شده در عالي‌ترين سطوح براي مهندسي انتخابات و حذف اصلاح‌طلبان است."‏

ناصري تصريح كرد كه انتظار نمي‌رفت "وزير كشور با تنزل شأن و جايگاه خود در نقش سخنگوي اصولگرايان ظاهر ‏شود."‏

همچنين موسوي لاري در واكنش به اين سخنان وزير كشور، ‌آن را بعيد دانست و گفت: "اين يك نظر شخصي است و فكر ‏نمي‌كنم ايشان چنين مسئله‌اي را به عنوان وزير كشور مطرح كرده باشد. ما نيز در شرايطي كه بحث‌هاي جدي‌تري مثل ‏شمارش آرا وجود دارد، نبايد خود را درگير چنين اظهارنظرهاي شخصي كنيم."‏

‎مجريان وناظران بر راي گيري‎

پيش از آغاز هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي برخي از صاحبنظران با "اعلام خطر" نسبت به سلامت ‏برگزاري انتخابات هشدار داده بودند.براساس نظر اين كارشناسان، اين انتخابات يكي از معدود انتخاباتي بود كه در طول ‏عمر جمهوري اسلامي، دست اندركاران آن اعم از ناظر و مجري، به يك جناح سياسي تعلق داشتند. ‏

پيش از اين و در انتخابات گذشته، همواره اين آسودگي خاطر از سوي شركت كنندگان وجود داشت كه به دليل نزديكي ‏مجريان انتخابات به يك جناح و ناظران انتخابات به جناح ديگر، امکان تقلب و سوءاستفاده در انتخابات کم است.‏

اما در اين انتخابات اغلب اعضاي هيات هاي اجرايي، منصوب فرمانداران هستند؛ فرمانداراني سپاهي و بسيجي.موضع ‏گيري نيروهاي نظامي هم که در انتخابات روشن است. ‏

از سوي ديگر هيات هاي ناظر بر انتخابات مجلس در حوزه ها و شهرستانها، منصوب هيات پنج نفره عالي نظارت بر ‏انتخابات هستند كه مستقيما با حكم شوراي نگهبان منصوب مي شوند. اين دو دسته مسوليت اصلي اجراي انتخابات و همچنين ‏نظارت بر آن را بر عهده دارند. ‏

‎مجريان وناظران بر راي گيري‎

در هر صندوق راي گيري فردي به عنوان نماينده فرماندار و چند عضو شعبه، كه جملگي از طرف هيات اجرايي انتخابات ‏انتخاب مي شوند حضور دارند. پيش از اين در انتخابات هاي گذشته عموما از ميان معلمان و فرهنگيان و همچنين كارمند ‏هاي ساير ادارات براي انجام امور شعبه استفاده مي شد اما چندي پيش "امروز" خبر داد به دليل تعويق مطالبات فرهنگيان ‏در سنوات قبل برگزاري انتخابات توسط دولت نهم، اين اقشار تمايلي به حضور در پاي صندوق راي ندارند؛ کاري که به ‏مذاق گردانندگان انتخاب، خوش هم آمد.‏

همچنين نيروي انتظامي به عنوان مسوول حفظ نظم "170 هزار نفر" به اين اختصاص داده است. علاوه بر اين به دليل ‏حضور سردار افشار در راس ستاد انتخابات كشور، نيروهاي بسيجي نيز در برخي صندوق ها حضور خواهند داشت. در ‏اين ارتباط محتاج، رييس ستاد امنيت كشور که از "آمادگي نيروي انتظامي و بسيج" براي برگزاري انتخابات 24 ‏اسفند سخن گفته، درباره تعداد نيروهاي بسيجي به کارگرفته شده پاسخ نداده است. به گفته وي: "از تعداد اين نيروها آمار ‏دقيقي نداريم اما نيروي مقاومت بسيج هم با نيروي انتظامي در اين راستا همکاري مي کند." به همين علل "اشرف‌السادات ‏بروجردي"، معاون اجتماعي وزير كشور در دولت اصلاحات هشدار داده بود كه "صندوق‌هاي رأي و سلامت انتخابات در ‏خطر است. "‏

وي به "بهارستان ايران"گفت: "پروژه انتخابات مهندسي‌شده با رد صلاحيت‌هاي گسترده آغاز شد و اين پروژه در فاز بعدي ‏دارد بحث سلامت انتخابات و صندوق‌هاي مي‌شود. با توجه به اعتراضات گسترده اصلاح‌طلبان، مهندسين انتخابات نتوانستند ‏پروژه خود را به اتمام برسانند و برخي از نيروهاي اصلاح‌طلب توانستند تأييد صلاحيت شوند و به اين ترتيب همه ‏خواسته‌ها و اهداف پروژه محقق نشد و آنها مي‌خواهند در فاز بعدي سلامت انتخابات را هدف قرار دهند."‏

عضو شوراي سياست‌گذاري ائتلاف اصلاح‌طلبان تصريح كرد: "در تهران بحث سلامت انتخابات با توجه به كدهاي ‏انتخاباتي و حساسيت انتخابات در پايتخت از نگراني كمتري برخوردار است ولي نگراني‌ها درباره سلامت انتخابات در ‏شهرستان‌ها جدي است."‏

وي همچنين "مخالفت وزارت كشور درباره حضور ناظران احزاب در كنار صندوق‌هاي رأي" و نظارت بر "روند شمارش ‏آرا" را "جاي تأمل و سؤال" دانست. معاون وزير كشور در دولت اصلاحات با اشاره به دخالت دولت در برگزاري ‏انتخابات گفت: "دولت نهم با انتصاب اعضاي هيأت‌هاي اجرايي در سراسر كشور به طور مستقيم در انتخابات دخالت كرد و ‏اين افراد نه بر اساس قانون، بلكه به طور كاملاً سليقه‌اي به رد صلاحيت نيروهاي مؤثر انقلاب پرداختند. به اين ترتيب ‏دولت نهم نمي‌تواند مدعي شود كه نقشي در اداره انتخابات مجلس هشتم نداشته است."‏

‎نظارت بين المللي و بي شرمي‎

در پي شبهات در مورد تقلب در اين انتخابات بود كه نهضت آزادي "به منظور برون رفت از بن‌بست کنوني و رفع يا کاهش ‏بحران هاي عظيم داخلي و بين‌المللي در زمينه‌هاي اقتصادي، سياسي و امنيتي، که ملت و نظام ايران با آنها روبه روست"، ‏خواستار نظارت بين المللي بر تضمين انتخابات مجلس هشتم شده بود.‏

موضوعي که نه تنها مورد استقبال گروه هاي سياسي اصلاح طلب قرار نگرفت بلكه آيت الله علي خامنه اي، رهبر ‏جمهوري اسلامي هم شديدا از آن "انتقاد" کرد و آن را "بي شرمي" خواند.‏

رهبر جمهوري اسلامي، که در جمع تعدادي از مردم و روحانيون قم سخن مي گفت، هرگونه تقلب در انتخابات را رد کرد و ‏گفت: "در ۲۸ سال گذشته همواره انتخابات در اين کشور در سلامت کامل برگزار شده است، چرا برخي افراد با اين سخنان ‏به حيثيت انتخابات خدشه وارد مي کنند."‏

مسئولين جمهوري اسلامي در حالي از سلامت انتخاب سخن مي گويند که از همان آغاز انتخابات، حدود 5 ميليون نفربه ‏تعداد واجدين شرايط راي دادن افزوده شد. يعني در حالي كه وزارت كشور تعداد واجدين شرايط را حدود 45 ميليون نفر ‏اعلام كرده بود، اما بررسي آمارهاي قبلي در مورد افراد بالاي 18 سال نشان مي دهد كه حدود 49 ميليون نفر در کشور ‏واجد شرايط راي دادن هستند.‏

از سوي ديگر مصطفي پور محمدي عصر ديروز در گفت و گو با خبرنگاران در حالي از پيروزي "71 درصدي ‏اصولگرايان" خبر داد که هنوز نتيجه بيش از 70 كرسي اعلام نشده بود. پورمحمدي همچنين در همين كنفرانس خبري ‏گفت: "جمعيت زنان شركت كننده در انتخابات چهل و هشت و 68 صدم درصد و مردان نيز پنجاه و يك و 33 صدم درصد ‏است.همچنين شركت كنندگان از سنت 18 تا 25 حدود بيست و هشت و 93 صدم درصد آرا را تشكيل مي دهند". نتايجي که ‏به علت دستي شمردن آرا، رسيدن به آن به اين سرعت امکان نداشت.‏

‎اعلام نتايج توسط فارس!‏‎

در شرايطي که سردار افشار رئيس ستاد انتخابات كشور به خبرگزاري ايسنا گفت که "نتيجه تقريبي تهران يكشنبه اعلام ‏خواهد شد" سايت "فرارو" از سايت هاي متعلق به جناح راست در ساعت 16 ديروز طي خبري اعلام كرد بر اساس ‏شمارش آراي اوليه تهران 15 نفر اول منتخبين تهران از اصولگرايان و 5 نفر بعدي از اصلاح طلبان هستند. بر اساس ‏اعلام اين سايت حداد عادل نفر اول تهران است. در اين خبر آمده بود: "طي ليست هاي اوليه اعلام شده 10 نفر بعدي ليست ‏تهران يعني از 21 تا 30 به دور دوم كشيده خواهد شد".‏

سايت فردا نيز عصر اعلام كرد: "تا اين لحظه به ترتيب حداد عادل، آقا تهراني، باهنر، توكلي، مطهري، حسينيان، ‏مصباحي مقدم، آليا، كوچك زاده، رهبر، افتخاري، نوباوه، شهاب الدين صدر، باداكچيان، اكرمي، سروري، خوش چهره، ‏؛سلطانخواه، مجدي انصاري، و اسحاق جهانگيري بيست نفر اول هستند".‏

اما خبرگزاري فارس طي خبري در ساعت 7 غروب ديروز، يعني 3 ساعت بعد از خبر سايت فرارو اعلام كرد: "براساس ‏شمارش آراي 1100 صندوق اخذ راي كه عمدتا از شمال تهران هستند 30 نامزد از طيف هاي مختلف اصولگرايان در ‏صدر هستند. بر اساس اين خبر نامزد اصلاح طلب حايز اكثريت در خوشبينانه ترين حالت در رتبه 31 قرار دارد".‏

از سوي ديگر "براتلو"، رئيس ستاد انتخابات تهران در اظهار نظر عجيب ديگري اعلام كرد: "نتيجه انتخابات تمام ‏شهرستانهاي استان تهران مشخص شده و همه نامزدهاي پيروز از اصولگرايان هستند"!!!

 

  آمار شمارش آرا در 149 حوزه با گرايش

استان

حوزه انتخابيه

ميزان آرا

کانديداي پيروز

جبهه متحد

اصولگرايان فراگير

اصلاح طلبان

يزد

تفت و ميبد

46.8 هزار

سيدجلال يحيي‌زاده فيروزآباد ـ 31.5 هزار

*

*

 

خراسان جنوبي

قائنات

87.51 هزار

موسي قرباني ـ 44.6 هزار

*

 

 

اصفهان

نطنز و بخش قمصر

32.7 هزار

محمد ضابطي طرقي ـ 11.6 هزار

 

 

 

گيلان

لنگرود

62.8 هزار

مهرداد يائوج لاهوتي ـ 24.1 هزار

 

*

 

مازندران

بهشهر و نكا و گلوگاه

140.9 هزار

احمد علي مقيمي ـ 46.2 هزار

*

*

 

گيلان

بندرانزلي

54.31 هزار

حسن خسته‌بند ـ 24.5 هزار

*

*

 

گيلان

لاهيجان

82.46 هزار

يوسف قاسمي گولك ـ‌ 21.5 هزار

 

*

 

کردستان

بيجار

46.5 هزار

بهمن مرادنيا ـ‌ 12.4 هزار

 

 

 

بوشهر

دشتستان

109.1 هزار

جوانشير كدخداپور ـ 29.3 هزار

 

 

*

مازندران

تنكابن و رامسر

107.1 هزار

ابوالفضل نيك نام ـ 35.9 هزار

*

 

 

آذربايجان

مهاباد

59.9 هزار

جلال محمودزاده با تعداد هزار 30.7

 

 

 

مازندران

آمل

127.9 هزار

عزت‌الله يوسفيان ملا ـ 50.2

*

*

 

اصفهان

اردستان

24.78 هزار

سيدمصطفي طباطبايي‌نژاد ـ 11.4 هزار

 

*

 

کردستان

قروه

81.4 هزار

سيدعماد حسيني ـ 29.5 هزار

 

 

مرکزي

خمين

51.5 هزار

محمدحسين مقيمي ـ 29.2 هزار

 

*

*

خراسان رضوي

درگز

41.5 هزار

محمدعلي دلاور ـ 15.1 هزار

 

 

*

اصفهان

محلات و دليجان

35.9 هزار

عليرضا سليمي ـ 12.3 هزار

 

 

 

يزد

اردكان

35.7 هزار

محمدرضا تابش ـ 14.5 هزار

 

 

*

اصفهان

شهرضا و سميرم

57.26 هزار

عوض حيدرپورشهرضايي ـ 24.6 هزار

*

*

 

کرمانشاه

سنقر و كليايي

48.3 هزار

محمد حسين حيدريان ـ 15.69 هزار

 

 

 

کرمانشاه

قصرشيرين، سرپل ذهاب و گيلان غرب

91.53 هزار

فرهاد تجري با 20.7 هزار

 

*

 

 فتح الله حسيني با 13.4 هزار

*

 

 

اردبيل

گرمي

50.2 هزار

ولي اسماعيلي ـ 13.4 هزار

*

 

 

سمنان

سمنان

67.9 هزار

مصطفي كواكبيان ـ 20.78 هزار

 

 

*

همدان

رزن

46.69 هزار

محمد مهدي مفتح ـ 33.1 هزار

*

*

 

فارس

آباده بوانات و خرمبيد

79.38 هزار

داود محمد جاني ـ12.3 هزار و محمود محمدي ـ 10.4 هزار

*

*

 

کرمان

زرند و كوه بنان

72.4 هزار

حسين اميري خامكاني ـ 29.8 هزار

 

*

*

سمنان

دامغان

41.7 هزار

حسن ملك محمدي ـ 10.6 هزار

*

 

 

کرمان

بم

142.69 هزار

موسي غضنفر آبادي ـ 104.49 هزار

*

 

 

فارس

اقليد

50.35 هزار

ابوالقاسم رحماني ـ 11.29 هزار و الياس طاهري ـ 11.04 هزار

 

 

 

اصفهان

فريدون، فريدون شهر و چادگان

78.65 هزار

بهمن محمدي ـ 21.28 هزار

*

*

 

خراسان شمالي

شيروان

75.19 هزار

محمدرضا حسيني‌نژاد ـ 31.7 هزار

*

 

 

همدان

اسدآباد

45.6 هزار

اكبر رنجبرزاده ـ 15.6 هزار

 

 *

 

مرکزي

تفرش

41.1 هزار

بهمن اخوان 17.75 هزار

*

*

 

آذربايجان غربي

سلماس

71.62 هزار

علي اكبر آقايي مقانجويي ـ 34.94 هزار

 

*

 

لرستان

پل دختر

46.59 هزار

علي كائيدي 22.38 هزار

 

 

 

اصفهان

نایين

33.12هزار

حسين حسني بافراني 17.48 هزار

*

 *

 

همدان

نهاوند

84.86 هزار

مهدي سنايي 25.72 هزار

 

 

*

خراسان رضوي

چناران و طرقبه

85.8 هزار

محمد دهقاني نقندرـ 38.86 هزار

*

*

 

خراسان جنوبي

نهبندان و سربيشر

48.77 هزار

محمدرضا صابري ـ 14.81 هزار

 

 

 

کرمانشاه

پاوه و اورامانات

82 هزار

سيد فتح الله حسيني ـ31.37 هزار

*

 

 

گیلان

فومن

46 هزار

علي ميرزايي ـ 22.96 هزار

 

 

 

اصفهان

خميني شهر

73.1 هزار

سيد محمد جواد ابطحي ـ‌24.1 هزار

 

 

 

کرمان

شهربابك

43.7 هزار

مصطفي رضا حسيني 15.9 هزار

 

 

 

فارس

فسا

89.8 هزار

محمد حسن دوگاني آغچقلو 48 هزار

*

*

 

آذربايجان شرقي

هشترود و چاراويماق

47.5 هزار

غفار اسماعيلي 13.8 هزار

 

 

 

مازندران

بابلسر

75.49 هزار

مقداد نجف زاده ـ 29.79

 

 

 

فارس

ني ريز و استهبان

83.97 هزار

محمد سقايي ـ 37.2 هزار

 

*

 

اصفهان

گلپايگان و خوانسار

46.98 هزار

محمد ابراهيم نيكونام ـ 19.7 هزار

 

 *

 

اردبيل

مشكين شهر

69.7 هزار

يونس اسدي ـ 25.1

 

 

 

فارس

كازرون

130.6 هزار

غلامرضا دهقان ناصر آبادي ـ 55.28 هزار

 

 

*

مازندران

نور و محمود آباد

91.5 هزار

احمد ناطق نوري ـ 43.5 هزار

*

*

 

گيلان

صومعه سرا

64.6 هزار

سيد كاظم دلخوش اباتري ـ 20.1 هزار

*

*

 

آذربايجان شرقي

بناب

72 هزار

هاشم هاشم زاده ـ 25.77

 

 

 

سيستان‌وبلوچستان

زابل و زهك

153.25 هزار

عباسعلي نورا ـ 48.8 هزار و نظر دهمرده قلعه نو ـ 40.1 هزار

 

*

 

گلستان

گنبد کاووس

131.8 هزار

بايرام گلدي برمك ـ 24.64 هزار و عبداله رستگار ـ‌22.2 هزار

 

 

 

گلستان

راميان و آزاد

80.4 هزار

مرادعلي منصوري رضي ـ 17.28 هزار و عباس حق پرستـ ‌14.69 هزار

*

 

 

آذربايجان شرقي

بستان آباد

47.6 هزار

محمد وحدتي هلان ـ‌9.25 هزار و احد خيري ـ 8.14 هزار

 

 

 

آذربايجان غربي

نقده

76.27 هزار

جمال خضريـ ‌18.4 هزار و علي زنجاني حسنلويي ـ 14.76 هزار

 

 

 

همدان

ملاير

105.3

امين حسين رحيمي ـ‌34.34 هزار و سيد محمد حسن فاضليان ـ 24.7 هزار و حسن ونايي ـ 21.8 هزار

*

**

 

اصفهان

مباركه

37.1 هزار

سيد محمد جعفر سادات موسوي ـ 8.34 هزار و سيد علي‌محمد موسوي مباركه ـ 6.64 هزار

 

 

 

لرستان

بروجرد

108.8 هزار

علاء الدين بروجردي ـ 53.6 هزار و هادي مقدسي ـ‌ 26.1 هزار و هادي گودرزي ـ 25.35 هزار

 

*

 

سيستان‌وبلوچستان

خاش

80.4 هزار

حميدرضا پشنگ ـ 40.6 هزار

 

 

 

گيلان

رودبار

63.5 هزار

صمد مرعشي ـ 26.6 هزار

 

 

 

آذربايجان غربي

ماکو و چالدران

97.28 هزار

سليمان جعفرزاده ـ 27.5

 

 

 

آذربايجان شرقي

ملکان

63.1 هزار

سلمان حدادي ـ 22.24 هزار

 

 

گلستان

مينودشت و كلاله

132 هزار

سيد نجيب حسيني ـ 41.6

 

 

 

خوزستان

شوش

81.6 هزار

سيدجاسم ساعدي ـ 27.4 هزار

 

 

 

تهران

پاکدشت

70.1 هزار

فرهاد بشيري ـ 24.78 هزار

 

 

 

مازندران

بابل

192.67 هزار

محسن نريمان ـ 66.4 هزار

*

 

*

علي کريمي ـ ‌57.15هزار

 

 

 

سيستان‌و بلوچستان

سراوان

94.69هزار

عبدالعزيز جمشيدزهي ـ 33.49 هزار

 

 

 

خراسان جنوبي

گناباد

64.31 هزار

مهدي مهديزاده ـ 23.01 هزار

 

 

 

خوزستان

خرمشهر

53.92 هزار

مصطفي مطورزاده ـ 14.68 هزار

 

*

 

کهگيلويه و بويراحمد

بويراحمد و دنا

145.27 هزار

ستار هدايتخواه ـ 71.99 هزار

*

*

 

خوزستان

دزفول

126.62 هزار

سيد احمد آوايي ـ 37.28 هزار

 

 

 

کرمانشاه

کنگاور، صحنهو هرسين

87.40 هزار

سيد جواد زماني ـ‌34.40 هزار

*

 

 

خراسان رضوي

تربت حيدريه

132.70 هزار

محمدعلي رضايي ـ 64.91 هزار

*

 

 

اردبيل

خلخال و کوثر

54.40 هزار

بشير خالقي ـ 14.55 هزار

 

 

 

لرستان

سلسله و دلفان

102.41 هزار

محمد محمدي ـ‌22.60 هزار

*

*

 

همدان

تويسرکان

54.67 هزار

شهريار طاهرپور ـ‌23.65 هزار

 

 

 

يزد

يزد و صدوق

147.46

علي‌اکبر اوليا ـ 36.40هزار و سيدمهدي صدرالساداتي ـ 32.89

*

 

*

يزد

طبس

83.66

محمدکريم عابدي ـ 31.33

 

 

 

يزد

بافق و مهريز

75.23

کاظم فرهمند ـ 15.61 هزار و محمد شيخ شاب بافقي ـ 10.32

 

 

 

بوشهر

بوشهر

56.94

غلامعلي ميبدي‌نژاد 25.23

 

 

 

مرکزي

شازند

60.43

محمود احمدي بي‌غش ـ 18.17

 

 

 

گيلان

آستارا

42.88

فرهاد دلق‌پوش 18.27

 

 

 

زنجان

ماهنشان

48.73

رضا عبداللهي ـ 18.45

 

 

 

فارس

لارستان

109.25

علي‌اصغر حسني ـ 32.87

 

 

 

کرمان

رفسنجان

119.02

حسين هاشميان ـ 75.09

 

 

*

سيستان‌وبلوچستان

چابهار

133.96

يعقوب جدگال ـ 71.45

 

 

 

گيلان

رشت

220 هزار

جبار کوچکي نژاد ارم ساداتي ـ 48.54

 

 

 

سيد علي آقازاده ـ 42.54

 

 

 

حسن تأميني ـ 39.77

 

 

 

هاجر تحريري نيک صفت ـ 27.16

 

 

 

رمضانعلي صادق زاده ـ 26.17

 

 

 

خوزستان

اهواز

304.30

شبيب جويجري ـ 77.22

 

 

 

اهواز

304.30

ناصر سوداني ـ 66.39

 

 

 

اهواز

304.30

محمد جعفر فلسفي ـ ‌53.94

 

 

 

اهواز

304.30

سيد شريف حسيني ـ 33.78

 

 

 

اهواز

304.30

زيبا صالح پور ـ 29083

 

 

 

کهگيلويه و بويراحمد

گچساران

82.79

سيد قدرت‌الله حسيني‌پور ـ‌23.64

 

 

 

آذربايجان غربي

مرند و جلفا

127.08

سيروس سازدار ـ 38.53

 

 

 

قزوين

بويين‌زهرا

68.83

روح‌الله جاني عباسپور ـ 36.17

 

 

فارس

فيروزآياد

133.72

سيد يونس موسوي ـ 36.48

 

 

 

خوزستان

رامهرمز

85.08

سيد ناصر موسوي ـ 22.75

 

 

فارس

سپيدان

60.84

سيد عنايت‌الله هاشمي ـ 27.14

 

 

 

بوشهر

دشتي و تنگستان

80.18

سيد مهدي پورفاطمي ـ 23.69

 

 

*

خراسان جنوبي

اسفراين

56.66

هادي قوامي ـ 38.36

 

 

 

آذربايجان شرقي

کليبر

61

ارسلان فتحي‌پور ـ‌28.29

 

 *

 

بوشهر

دير و کنگان

76.98

قيصر صالحي ـ 18.02

 

 

 

بوشهر

دير و کنگان

76.98

عسگر جلاليان ـ 15.47

 

 

 

گلستان

گرگان

214.35

سيد علي طاهري ـ‌79.07

 

 

 

گلستان

گرگان

214.35

عبدالحسين ناصري ـ 46.40

 

 

 

گلستان

گرگان

214.35

عبدالناصر ايزدي ـ 44.32

 

 

 

گلستان

علي‌آباد کتول

79.80

اسدالله قره‌خاني ـ‌ 22.19

 

 

 

خرسان رضوي

تربت جام و تايباد

213.45

غلامرضا اسداللهي ـ 111 هزار

*

 

 

کرمانشاه 

اسلام‌آباد غرب 

97.79 

حشمت‌الله فلاحت پیشه ـ 35.05 

 

 

فارس

مرودشت

137.57

علی‌اکبر قبادی ـ 31.86

*

 

 

فارس

مرودشت

137.57

حسن شبان‌پور ـ 29.07

 

*

 

آذربایجان شرقی

سراب

69.09

یوسف داوری ـ 14.55

 

 

 

آذربایجان شرقی

سراب

69.09

مجید نصیرپور ـ 13.35