شمارش آرای تهران ابهام دارد

«سیدحسین مرعشی» رئیس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان با ارائه تحلیلی آماری از انتخابات مجلس هشتم در حوزه تهران گفت: در مذاكراتی كه پس از برگزاری انتخابات با كارشناسان وزارت كشور و شخص وزیر داشتیم، مشخص شد كه وزارت كشور حداكثر دو ساعت پس از باز كردن صندوقها قادر به اعلام نتایج غیررسمی تهران بوده است، اما نكته جالب آنجا بود كه در ملاقاتی كه 13 ساعت پس از پایان رایگیری با آقای پورمحمدی داشتیم، ایشان این مسئله را انكار كرده و گفتند وزارت كشور تا یكشنبه نمیتواند نتایج حتی اولیه انتخابات را اعلام كند.
با این حال در ساعت 24 همان شب نتایج اولیه شمارش آرا در تهران اعلام شد.
در این آمار كاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان لیست تهران را به خود اختصاص داده بودند.
با اعتراض ما به این مسئله، كارشناسان وزارت كشور اعلام كردند كه این آرا تنها مختص به صندوقهایی در جنوب تهران است و با شمارش آرای مناطق غربی و شمالی تهران تغییر میكند، اما آرای كنونی هم هنوز همان تركیب اولیه را نشان میدهد كه این امر با واقعیات و گزارشات متعدد ناظران انتخاباتی اصلاحطلبان و حتی سخنان كارشناسان وزارت كشور به هیچ عنوان مطابقت ندارد.
وی ضمن بیان مطالب فوق به «كارگزاران» اضافه كرد: مردم تهران را میتوان از حیث شركت در انتخابات به سه دسته تقسیم كرد: حدود 25 درصد از مردم تهران به دلایل مختلف عطای شركت در انتخابات را به لقایش بخشیدهاند و به هیچ عنوان حاضر به شركت در انتخاباتهای مختلف نیستند. حدود 25 درصد هم هستند كه براساس تكلیف و تعهد و تحت هر شرایطی در انتخابات شركت میكنند. 50 درصد دیگر هم طبقه متوسط شهری هستند كه متناسب با شرایط تصمیم میگیرند كه در انتخابات شركت كنند یا نه. مرعشی با بیان اینكه «با توجه به شرایط قبل از انتخابات مجلس هشتم و بر اساس نظرسنجیهای صورتگرفته، بیش از نیمی از این 50 درصد، تصمیم قطعی گرفته بودند كه در انتخابات شركت نكنند»، اظهار داشت: «از این 50 درصد كه بدنه اصلی جامعه را تشكیل میدهند، در نهایت حدود هفت درصد در انتخابات شركت كردند و 43 درصد موضع قهر با انتخابات را در پیش گرفتند.» سخنگوی حزب كارگزاران سازندگی، دلایل این قهر را «نارضایتی از شرایط مدیریتی كشور، مشكلات فراوان اقتصادی، بریدگی از تمام جناحهای سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاحطلب، اعتراض به ردصلاحیتهای صورتگرفته و تردید در مورد سلامت انتخابات» بیان كرد. وی تصریح كرد: «ائتلاف اصلاحطلبان تمام تلاش خود را برای به میدان آوردن این عده انجام داد اما به دلیل محدودیتهای زمانی و آثار منفی ناشی از رد صلاحیتها و نیز عملكرد منفی رسانه فراگیری مانند صداوسیما، موفقیت چندانی عایدمان نشد اما به هر حال توانستیم در شرایط حساس كشور، بهطور نسبی به انتخابات رونق بدهیم.»
استراتژی سیاسی – نفتی امریکا
زیر گوش ایران، کلید می خورد

در ماه آپریل 2008 قرار است پاکستان، ترکمنستان و افغانستان ساخت خط لوله انتقال گاز از ترکمنستان با گذر از افغانستان را از سر گیرند. نمایندگان سه کشور برای بررسی امکان از سرگیری پروژه جدید خطوط انتقال گاز در اسلام آباد دیدار می کنند. مبتکر این دیدار، بانک آسیایی توسعه است.
هدف استراتژیک
10 سال قبل ساخت خط لوله ای در مسیر ترکمنستان- افغانستان- پاکستان مطرح شد، اما اوضاع بی ثبات نظامی و سیاسی در افغانستان اجرای پروژه ساخت خطوط انتقال گاز را غیر ممکن ساخت. جالب است که اوضاع امنیتی در افغانستان بهتر نشده و در پاکستان بدتر نیز شده اما آن طرح در دستور قرار گرفته است.
هدف از پروژه ای با چنین مقیاس، هیچ توجیه اقتصادی ندارد. اهمیت سیاسی پروژه امروز مبرم تر از اهمیت تجاری آن است و تلاش برای احیای برنامه های قدیمی بیشتر یک پیشنهاد سیاسی است که با سایر پروژه های نظامی- سیاسی و اقتصادی در منطقه هم ساز است. همه این پروژه ها در حقیقت بخشی از استراتژی کلی و جدید غرب، در درجه اول آمریکا، و همچنین برخی کشورهای آسیایی برای ایجاد ساختار سیاسی جدیدی در منطقه آسیای مرکزی و جنوبی است.
پروژه گازی، استفاده از ترانزیت جدید سوختی در جنوب منطقه خزر بسوی آسیای جنوبی و پاکستان و هند است. طبق این پروژه، گاز ترکمنستان بدون گذر از خاک روسیه و چین منتقل خواهد شد که کاملاً منطبق با منطق آمریکایی "بازی بزرگ انرژی" در منطقه حاشیه خزر و خاور نزدیک است.
واشنگتن مدتهاست از ایجاد مسیر جدید ترانزیت سوخت که از روسیه و چین گذر نکند، حمایت می کند. "معماران" پروژه خطوط انتقال گاز از افغانستان نیز همین هدف را دنبال می کنند.
بدین ترتیب هدف اصلی سیاسی پروژه تخریب انحصار روسیه و کمپانی "گازپروم" آن برای ترانزیت سوخت از خاک کشورهای مشترک المنافع است. مسلم است که آمریکا و متفقین آن در ناتو چنین تمایلی دارند.
برنامه ایجاد آرامش
علاوه بر هدف استراتژیک یاد شده، هدف آمریکایی ها این است که به کمک خطوط انتقال گاز به امکانی برای حل سه مشکل سیاسی مربوط به امنیت در آسیای میانه و آسیای جنوبی و مدرنیزه سازی فضای پس از فروپاشی شوروی دست یابند.
حل مشکل اول: با آغاز اجرای پروژه دریچه ای بسوی برقراری روابط سازنده با سران قبایل پشتو و بلوچ در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان گشوده می شود که تا کنون پشتوانه ای مطمئن برای جنگجویان طالبان و القاعده بودند. بدین ترتیب ایجاد زمینه هایی برای خرید رهبران قبایل پشتو و بلوچ و نیز ایجاد اشتغال برای جنگجویانی که برای امرار معاش در خدمت طالبان و اسلام گرایان هستند، از اواسط سال 2007 میلادی در شمار اولویت های واشنگتن و متفقین آن در ناتو قرار گرفته اند. یکی از پیشنهاداتی که اواخر سال 2007اعلام شده بود، تشکیل "سپاهی مرزی از پشتوها" با هزینه آمریکاست.
بازگشت به پروژه ساخت خط لوله می تواند بطور تنگاتنگی مرتبط با این پیشنهاد باشد. تا زمانی که ضمانت امنیتی وجود داشته باشد، هیچ سرمایه گذاری در احداث خطوط انتقال گاز افغانستان در کار نخواهد بود و کار روی آن آغاز نخواهد شد. در شرایط بوجود آمده، هیچ روش دیگری برای حل این مشکل دیده نمی شود، بجز این که مردان قبایل پشتو و بلوچ که در آن منطقه زندگی می کنند را بعنوان کارمندان امنیتی خط لوله استخدام کرد. خلاصه این که قبایل پشتو که طرفدار طالبان هستند باید از تهدید اصلی برای پروژه به ضامن امنیت و کارکرد بدون نقص آن تبدیل شوند.
با انجام مذاکراتی با حضور میانجی های مستبد سازمان جاسوسی پاکستان و یا بزرگان می توان رهبران قبایل را متقاعد کرد که آرامش را در مرز افغانستان و پاکستان تامین کنند و باور کنند که حفظ خط لوله انتقال گاز از ترکمنستان به پاکستان مقرون به صرفه تر و امن تر از جنگیدن است.
استدلال مالی در اینجا نقش اصلی را ایفا می کند. علاوه بر پولی که از سوی آمریکایی ها برای خرید وفاداری از سوی قبایل (از طریق پروژه سپاه مرزی) تخصیص داده می شود، تخصیص بخشی از درآمدهای پروژه انتقال گاز ترکمنستان از طریق خاک افغانستان به پاکستان نیز می تواند از اهمیت بسیاری برخوردار باشد. از ترانزیت گاز پاکستان می تواند سالانه حدود 400 میلیون دلار درآمد داشت. اگر کابل و اسلام آباد بعنوان "مالیات برای امنیت" از درآمدهای پروژه هر یک سالانه 100 میلیون دلار واریز کنند، رهبران قبایل پشتو می توانند سالانه روی 200 میلیون دلار حساب کنند. این رقم می تواند آشتی ناپذیر ترین طرفداران "جهاد" را به فکر فواید صلح بیندازد.
مسلم است که تمامی طرفداران طالبان نمی توانند به "پلیس انرژی" تبدیل شوند، اما توافق با بیشتر بزرگان قبایل و بسیاری از فرماندهان محلی درعمل امکان پذیر است.
بدین ترتیب پروژه یادشده امروز به ابزاری دورنگرانه برای حل بحران افغانستان تبدیل می شود.
حل مشکل دوم: هم ایالات متحده و هم اروپا به تحقق پروژه ترکمنستان-افغانستان-پاکستان امیدوارند و آن را سبب "مدرنیزه سازی سیاسی" ترکمنستان می دانند. تعدادی از خبرگزاری ها اعلام کرده اند که "غرب امید بسیاری به امکان انجام اصلاحاتی در ترکمنستان دارد که می توانند به پیشنهاد رئیس جمهور جدید کشور آغاز شوند". بعبارت دیگر، پروژه می تواند مکانیزم جدیدی برای "صادرات دموکراسی" بواسطه نفوذ سیاسی غرب بر عشق آباد باشد. روشن است که در صورت اجرای موفقیت آمیز آن، روسیه نه تنها از نفوذ سیاسی خود بر ترکمنستان، بلکه از دسترسی به منابع سوختی جمهوری های سابق اتحاد شوروی نیز محروم می شود. اگر چنین چیزی رخ دهد، مسکو یکی از ابزارهای استراتژیک در فضای پس از فروپاشی را از دست می دهد، چرا که ذخایر اصلی گاز در ترکمنستان هستند.
در تحقق این پروژه برخی کشورهای اتحادیه اروپا نیز که نگران "سلاح سوختی" کرملین هستند، ذینفع می باشند. علیرغم این که پیشنهاد اخیر درباره پروژه از سوی بانک آسیایی توسعه بوده است، "منافع ناتو" محسوس است. نکته جالب این که در اخبار اولیه درباره نشست سران کشورهای ترکمنستان، افغانستان و پاکستان در ماه آپریل در اسلام آباد به کمپانی انگلیسی "BP" نیز اشاره شده بود که مولفین اخبار به نقل از اطلاعات این کمپانی درباره ذخایر گاز در ترکمنستان خبر می دادند. این در حالیست که ترکمن ها هیچ گاه درباره معادن گاز کشور خود به متخصصین خارجی اطلاعاتی نداده اند.
چنین تصور می شود که یکی از روش های اصلی برای جذب عشق آباد به پروژه های ناتو، جذب ترکمنستان به حل مشکلات حاد در افغانستان است.
حل مشکل سوم: و بالاخره این که پروژه ایجاد خط لوله جدید گاز در صورت اجرا می تواند ابزاری مهم برای تاثیر گذاری بر مناقشه کهنه هند و پاکستان باشد. خطوط انتقال گاز، هر دو کشور را به دو نظام سوختی در آسیای جنوبی تبدیل می کند که ذینفع به کاهش تنش ها در منطقه خواهند بود. همکاری متقابل و سودبخش برای هر دو طرف، نفوذی چشمگیر بر موضع سیاستمداران دو کشور نیز خواهد داشت.
توقف رقابت بین دهلی و اسلام آباد درباره مسائل ارضی، یکی از وظایف استراتژیک واشنگتن است. اما بر عکس، پکن در حفظ تنش ها در شبه جزیره هندوستان ذینفع است. به همین دلیل، احتمال احداث خط لوله ترکمنستان- افغانستان- پاکستان سبب نگرانی جمهوری خلق چین نیز می شود. دلیل دیگری نیز برای نارضایتی وجود دارد: سازمان دهی جریان دائم گازی از خزر به هند تاثیر مثبتی بر آینده اقتصاد هند خواهد داشت که رقیب چین محسوب می شود.
اجرای پروژه به شکل کنونی ضربه ای جدی به مسکو و پکن در آسیای میانه و آسیای جنوبی است. این خطوط لوله به احتمال زیاد نه تنها ابزاری برای محدود سازی نفوذ روسیه و چین در نقاط استراتژیک منطقه خزر خواهند بود، بلکه امکانات سیاسی آمریکا و متفقین آن در ناتو را افزایش داده و منجر به تحکیم روابط واشنگتن و دهلی و اسلام آباد نیز می شوند.
در پایان باید خاطر نشان داشت که پروژه احداث خطوط انتقال گاز ترکمنستان- افغانستان- پاکستان، تنها پروژه سوختی نیست که کابل و اسلام آباد امروز در آن ذینفع هستند. در اوایل سال 2008 اعلام شد که پاکستان درصدد شرکت در ساخت کابل های جدید انتقال برق از تاجیکستان به پاکستان از طریق افغانستان است.
بدین ترتیب امروز اسلام آباد تلاش های خود را نه تنها بر حل مشکلات امنیت انرژی متمرکز می کند، بلکه درصدد کسب جایگاه "واسطه سوختی" بین کشورهای آسیای میانه و جنوب آسیاست. امکانات جدید سوختی پاکستان، بطور قطع سبب بالاتر بردن موضع آن در دیالوگ استراتژیک با هند خواهند شد.
خبرگزاری «نووستی»
غنی سازی در ایران
یعنی ادامه حرکت به سوی سلاح اتمی

نیکلاس برنز معاون سابق وزارت خارجه امریکا طی سخنانی در همایش مرکز مطالعاتی بلفر دانشگاه هاروارد گفت:
ایران حامی اصلی همه گروههایی است که با سیاست آمریکا در خاورمیانه مخالفت می کنند.
این چالشی است که از گذشته پیش روی آمریکا به عنوان تضمین کننده اصلی ثبات در منطقه قرار داشته است. برنامه اتمی ایران و تمایل این کشور برای تبدیل شدن به قدرتمندترین کشور خاورمیانه مایه نگرانی است و گزینه نظامی را در برابر ایران را نباید حذف کرد، درعین حال که باید دیپلماسی خلاقانه را ترجیح داد.
برنز در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا آمریکا برای انجام مذاکره با ایران پیش شرط هایی را تعیین می کند، گفت:
آمریکا بدون دلیل با چنین کارت مهمی بازی نمی کند. ضمن آنکه آنها هرگز نشان نداده اند که تمایلی به مذاکره دارند. بنابراین باید با همین معدود کارت هایی که داریم با دقت بازی کنیم. تعبیر غلط متداول در میان خبرنگاران این است که دولت بوش خواستار مذاکره نیست و ایران هست که واقعیت کاملا برعکس است. البته دلیل سر باز زدن ایران از مذاکره با امریکا مربوط به رقابت های سیاسی و اختلافات در ایران است.
توجه داشته باشید که مستقیم ترین راه به سوی توان تسلیحات اتمی، در اختیار داشتن تسلیحات نیست بلکه غنی سازی و بازفرآوری است. بسیاری از خبرنگاران به بخش دوم گزارش امنیتی که چند ماه پیش درامریکا منتشر شد توجه و تمرکز نکرده اند. در آن بخش گفته می شود ایران تلاش هایش در زمینه غنی سازی و بازفرآوری را افزایش داده است.
طرد سیاست جنگی حاکم
هیچکدام جنگ نمی خواهند

انتخاباتی که نیمه انتصابات بود، سرانجام برگزار شد و از نتیجه آن مجلس هشتم سر در خواهد آورد. این مجلس قرار است ماشین تولید قوانین و تائید کننده دم به دم آن سیاستی شود که حاکم است و ما آن را بنام "سیاست نظامی- اتمی" می شناسیم!
شرح این که تن به چه رسوائی هائی دادند تا مجلس را به این ابزار تبدیل کنند، زائد است، زیرا عیان تر از بیان است. تمام وحشت ترتیب دهندگان چنین انتخابات و چنان مجلسی آن بود که مخالفان سیاست حاکم مجلس را قبضه کنند و به لفظ مستقیم رهبر، ولایت احزاب حاکم شود، بجای ولایت ایشان!(از سخنرانی های علی خامنه ای درجریان تحصن مجلس ششم)
جنبش درحال رکود مردم، هنوز آنقدر آگاه بود که بجای یک "بانگ"، چند ده "بانگ" را به مجلس هشتم بفرستد، گرچه نامشان بر سر زبان ها نبود و در حقیقت مردم علیرغم همه دشواری ها و کارشکنی ها و تهدید ها و ... به "لیست خاتمی" رای دادند. یعنی به اصلاحات. نکته بسیار مهم دیگری که قطعا باید در تمام محاسبات تحلیلی خود از این انتخابات در نظر داشته باشیم آنست که اکثریت قریب به اتفاق مردمی، که درانتخابات شرکت کردند و سیمای جمهوری اسلامی با آن ها مصاحبه کرد دلیل شرکت خود در انتخابات را دفع خطر حمله امریکا به ایران اعلام داشتند، که در عمل یعنی مخالفت عمومی با سیاست جنگی و ماجراجویانه حاکم! و این اعتراف ناخواسته دستگاه تبلیغاتی گوش به دستورات بیت رهبری و فرماندهان سپاه پاسداران بود. سپاهی که یکی از سرداران آن "ضرغامی" ریاست سیمای جمهوری اسلامی را برعهده دارد.
بنظر ما، این دو نکته، یعنی :
1- ترس حاکمیت کنونی از افتادن مجلس به دست اصلاح طلبان و مخالفان سیاست نظامی- اتمی و تن دادن به رسواترین شیوه ها در انتخابات اخیر برای جلوگیری از واقعه ای که اگر انتخاباتی واقعی در جمهوری اسلامی برگزار می شد، وقوع آن قطعی بود.
2- مصاحبه هائی که با مردم در حوزه های رای گیری انجام شد و سیمای جمهوری اسلامی پخش کرد و در همه آنها بزرگترین انگیزه مردم از شرکت در انتخابات، از زبان خود آنها، جلوگیری از حمله به ایران بود.
نه تنها فضای عمومی کشور را نشان داد، نه تنها گرایش عمومی جامعه را منعکس کرد، بلکه تاثیرات خود را روی مجلس هشتم نیز خواهد گذاشت و خواهیم دید که این دو مسئله چه تاثیر مستقیمی روی اختلافات و صف بندی ها در مجلس خواهند گذاشت. ریشه های اصلی هر نوع فراکسیون بندی در مجلس آینده، پیش از آنکه در مجادله و کشاکش ها با دولت ماجراجوی احمدی نژاد خلاصه شود، در همین دو نکته نهفته خواهد بود. نه رئیس دولت و یا کابینه، نه افراد داخل و خارج مجلس، نه این گروه و یا آن گروه از روحانیون، بلکه "کل سیاست حاکم" زیر ضربه مردم است و همین فشار عمومی، در مجلس آینده نیز بازتاب خواهد داشت. مردم جنگ نمی خواهند و حکومت امنیتی و نظامی را طرد می کنند.
اشاره به اینکه چه توطئه های دیگری را تا اعلام کل اسامی راه یافتگان به مجلس در پیش است، چگونه برای تهران لیست سازی خواهند کرد و دیگر تدابیری که در این روزها سرگرم آن هستند، مهم هست، اما نه باندازه درک کامل از کلیت پیام این انتخابات و تبدیل آن به کارپایه سیاسی هم فراکسیون اقلیت و مخالف در مجلس و هم فراکسیون بزرگ و چند ده میلیونی در خارج از مجلس.
خطاب به همه آنها که شک دارند از درون لیست دستچین شده و تفاهم شده میان بیت رهبری و شورای نگهبان برای تشکیل فراکسیون اکثریت و هیات رئیسه مجلس هشتم، یاد آور می شویم:
مگر روزی که "ابوطالب" را به مجلس هفتم فرستادند، فکر می کردند او به منتقد پرقدرت سیاست های دولت کنونی تبدیل شود؟
او، که مستند ساز تلویزیونی و مورد اعتماد دستگاه امنیتی بود و بلافاصله پس از سقوط صدام به بغداد اعزام شده و به اسارت امریکائی ها درآمده بود. پس از رهائی از زندان امریکائی ها در عراق به تهران منتقل شد و حزب الله، برای دهن کجی به خانم شیرین عبادی، با شعار "سعید و سهیل- لایق نوبل" در فرودگاه مهرآباد به استقبال این قهرمان خود رفت و او را از همانجا، یکسر به بیت رهبر بردند و رهبر در حیاط بیت به استقبال آن سعیدو سهیل آمد و بوسه بر گونه ها و سرشان زد. آن روز کسی فکر می کرد، از آن دو، آنکه عزیزتر بود و به مجلس هفتم فرستاده شد، به منتقد سیاست های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی حاکم تبدیل شود؟ و حساب خود را از لیست جبهه اصولگرایان جدا کند؟
این را تنها برای یک یادآوری و حجتی بر ارزیابی خود از حوادث و رویدادهای سیاسی نوشتیم.
جامعه ایران هنوز یکدست سرکوب و منکوب نشده و بسیار دشوار بتوان چنین روزی را به این زودی و آسانی باور کرد. بنابراین، از دل چنین جامعه ای، حتی با همه حیله ها و تدابیری که طرفداران سرکوب و یکدستی بکار می برند، نمی تواند مجلسی یکدست و تابع سیاستی بیرون بیآید که همین جامعه در برابر آنست و آن را طرد می کند. این جامعه جنگ، ماجراجوئی، تحمیق، ارتجاع مذهبی، سانسور، سرکوب و ... رد می کند و زیر بار آن نمی رود. همچنان که تاکنون نرفته و اگر رفته بود نیازی به این همه تدبیر و توطئه برای برگزاری انتخاباتی که شاهد شدیم نبود.
خود را نه آماده ادامه شرح آنچه در این انتخابات کردند، بلکه آماده آن حوادثی کنیم که از دل سیاست نظامی- اتمی حاکم بیرون می آید و با مردمی سخن بگوئیم که در عمق وجود خویش خطر را احساس کرده و برای دفع و رفع آن به پای صندوق های رای رفتند و یا با همین انگیزه خود را از انتخابات قدرت فرموده کنار کشیدند زیرا مانند همان هائی که رای دادند، با سیاست های اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، نظامی، امنیتی و سانسور و نابرابری، فقر و غارت مخالف اند.
با چنین نگاهی به انتخابات مجلس هشتم و جامعه بیدار ایران، به استقبال سال 87 برویم که گشایش مجلس هشتم تنها رویداد مهم آن نخواهد بود!
در۱۰ ماه آینده
شاهد حوادث مهم خواهیم بود

"ریچارد چینی" معاون رئیس جمهور آمریکا سفر خود به کشورهای خاور نزدیک را آغاز کرد که طی آن از عمان، عربستان سعودی، اسرائیل، فلسطین، ترکیه، عراق و افغانستان بازدید بعمل می آورد.
سفر 10 روزه چینی به خاور نزدیک، نشان دهنده اهداف کاخ سفید در منطقه ای مهم و استراتژیک برای آمریکا در دوره پایانی ریاست جمهوری جرج بوش است. بوش که خاور نزدیک را اولویت اصلی در سیاست خود اعلام کرده است، طی 8 سال ریاست جمهوری خود دچار شکست ها و ناموفقیت هایی در منطقه شد. همین نیز کاخ سفید را وادار می سازد تا در 10 ماه باقی مانده از ریاست جمهوری بوش تلاش های خود را شدیداً افزایش دهد. جرج بوش به کرات اعلام کرده است که امکان امضای توافقنامه صلح بین فلسطین و اسرائیل تا روی کار آمدن ریاست جمهوری جدید در آمریکا در ماه ژانویه 2009 وجود دارد. و در این راستا، فعال شدن ریچارد چینی در مذاکرات با "ایهود اولمرت" نخست وزیر اسرائیل و "محمود عباس" رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین گویای این است که جرج بوش از اوضاع امور در خاور نزدیک رضایت ندارد.
در ماه دسامبر سال گذشته میلادی، اداره اطلاعاتی آمریکا عملاً اطلاعات نیروهای امنیتی اسرائیل درباره امکان دستیابی به سلاح هسته ای در ایران تا سال 2009 میلادی را تکذیب کرد. این نتیجه گیری سبب نگرانی جدی مقامات اسرائیلی شد که به همین دلیل طی سه ماه اخیر چندین بار مامورین امنیتی خود را به همراه اطلاعات جدیدی به واشنگتن اعزام کرده اند.
می توان گفت که گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در رابطه با ایران، تا حدی خبرچینی های نگرانی برانگیز جاسوسین اسرائیل را تاکید کرد؛ در گزارش آژانس عملاً نتیجه گیری های اداره اطلاعاتی آمریکا مبنی بر این که ایران برنامه هسته ای نظامی خود را متوقف کرده است، رد می شوند.
اطلاعات جدید منجر به تغییراتی در نگرش رئیس جمهور آمریکا نسبت به اوضاع در ایران شد. یکی از نتایج این تغییر برکناری "ویلیام فالون" فرمانده نیروهای این کشور در عراق و افغانستان بود که کاملاً مخالف حل نظامی مسئله ایران بود.
ریچارد چینی که پایبند به سیاست سختگیرانه ای نسبت به تهران است، پیشتر در سال جاری میلادی، با فالون دیدار کرده بود و سعی داشت او را متقاعد کند که موضع خود را تغییر دهد.
در عین حال، نظر عربستان سعودی و عمان نسبت به تلاش های مصرانه ایران برای تبدیل شدن به قدرت اصلی منطقه، با نگرانی های اسرائیل همخوانی دارند. "سایمون هندرسون" کارشناس سیاسی می گوید: "علیرغم این که این کشورهای حاشیه خلیج فارس، رسماً مخالف حل نظامی اوضاع در ایران هستند، اما عربستان سعودی و عمان، زمانی که صحبت درباره امنیت ملی آنان باشد، بر توان نظامی آمریکا تکیه دارند".
وی یادآور می کند که عمان ده ها سال است که پایگاه نظامی هوایی و سایر تاسیسات نظامی خود را در اختیار آمریکا قرار داده و عربستان سعودی نیز در مدت اخیر درباره دریافت تسلیحاتی به مبلغ بیش از 20 میلیارد دلار در چارچوب برنامه تقویت نظامی متفقین آمریکا که مخالف ایران هستند، با واشنگتن توافق کرده است.
بدین ترتیب ممکن است ریچارد چینی بتواند از عامل ضد ایرانی بین اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس برای نزدیک تر ساختن آنان استفاده کند.
اما بعید است که انگیزه اصلی سفر چینی و مقامات امریکائی در رابطه با تهران اعلام شود، بویژه اگر تمامی طرفینی که در مذاکرات شرکت دارند، سکوت اختیار کنند
مصاحبه جدید آیت الله منتظری

سیاست های دولت است
در شرایطی که کشور در معرض تهدید خارجی است، نمی دانم چرا مسئولین به عاقبت کارهای خود فکر نمی کنند و هر روز علاوه بر مشکلات اقتصادی و گرانی و تورم رو به رشد، نارضایتی جدیدی برای مردم به وجود میآورند. من درمورد تخلف از آرمان های اصلی انقلاب کسی یا کسانی را متهم به خیانت به انقلاب نمی کنم، اما نمی توان از تندروی ها و انحصارطلبی ها و قدرت خواهی ها و تمامیت طلبی های عده ای در یک جناح خاص چشم پوشی نمود.
احمد رأفت مدیر خبرگزاری "آکی" ایتالیا مصاحبه ای کتبی با آیت الله منتظری در باره فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی انجام داده که در سایت آیت الله منتظری منتشر شده است.
این که داشتن انرژی اتمی در انحصار هیچ دولتی نباید باشد و همه دولتها و ملتها حق دارند دارای چنین انرژی و فنون علمی آن باشند شکی نیست، ولی اشکال کار در این است که دولت ما با طرح بعضی شعارهای تحریک آمیز و حساب نشده بسیاری از دولت ها را نسبت به دولت ایران حساس و بدبین نموده است و آنان را در جهت ایجاد وحدت علیه ما و منافع ملی ما تحریک کرده تا آنجا که روز به روز فشارها را تشدید میکنند. نتیجه این فشارها نیز بر مردم مظلوم ما خواهد بود، که بسیار جای نگرانی است. امیدوارم مسئولین مربوطه در شرایط سختی که برای ملت ما پیش آمده است به دور از احساسات تند و با عقلانیت بیشتر بتوانند از این بحران خارج شوند و بیش از این کشور را منزوی نکنند و مردم را تحت فشار سیاسی و اقتصادی قرار ندهند.
سؤال - در مجامع بین المللی گفته میشود که برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران تنها علت تشدید فشارهای بین المللی نیست و جامعه جهانی همچنین نگران سیاست های ایران در کشورهای منطقه به ویژه لبنان، افغانستان و عراق است.
آیت الله منتظری: حمایت های مادی و معنوی از کشورهای یاد شده بخصوص با توجه به نیاز شدید آنان و تقاضای کمک از کشورما و نیز با توجه به فرهنگ و دین مشترک بین آنان و مردم کشور ما کاری است انسانی و اخلاقی، ولی حمایت از آنان نباید به صورت دخالت در امور آن کشورها باشد; همانگونه که کشورهای قدرتمند نیز نباید به بهانه کمک به کشورهای در حال رشد و نیازمند، در سرنوشت مردم آن کشورها دخالت نمایند.
سؤال - موقعیت در درون کشور نیز مناسب به نظر نمی آید، علاوه بر مشکلات اقتصادی ، فشار بر اقشار مختلف جامعه به ویژه زنان، دانشجویان و روزنامه نگاران و همچنین اقلیت های قومی نیز افزایش یافته است .
آیت الله منتظری: تندروی ها و سخت گیری هائی که نسبت به قشر دانشجو و روزنامه نگاران و بعضی اقشار دیگر میشود، و نیز رد صلاحیت های افراد زیادی از نیروهای مفید و با تجربه که درجریان انتخابات مجلس متأسفانه انجام شد، عاقبتی جز زیاد شدن فاصله بین مردم و حاکمیت و در نتیجه کم شدن مقبولیت آن نخواهد داشت. در شرایطی که کشور در معرض تهدید خارجی است، من نمی دانم چرا مسئولین به عاقبت کارهای خود فکر نمی کنند و هر روز علاوه بر مشکلات اقتصادی و گرانی و تورم رو به رشد، نارضایتی جدیدی برای مردم به وجود میآورند.
با رد صلاحیت های زیاد از نیروهای مفید و عدم امکان رقابت واقعی در انتخابات قهرا چنین مجلسی نمی تواند نمایندگی اکثریت مردم را داشته باشد و در نتیجه تابع و پیرو و مجری نظریات یک اقلیت خواهد شد، و در نهایت نمی تواند وظائف مهم و اصلی خود را انجام دهد.
در هرحال ما به بسیاری از آرمانهای اصلی انقلاب و از جمله آزادی های مدنی و سیاسی نرسیدیم. من دراین مورد کسی یا کسانی را متهم به خیانت به انقلاب نمی کنم، اما نمی توان از تندروی ها و انحصارطلبی ها و قدرت خواهی ها و تمامیت طلبی های عده ای در یک جناح خاص چشم پوشی نمود.
در مورد دخالت نظامیان در مسائل سیاسی - همانگونه که رهبر فقید انقلاب مرحوم آیت الله خمینی معتقد و اصرار داشتند - مصلحت کشور و نیروهای مسلح در دور بودن آنان از مسائل سیاسی و خط بازیهای گروهی است .
من هم مانند آیت الله سیستانی معتقدم که روحانیت باید حتی المقدور از مجاری امور و قدرت دولتی به دور باشد تا بتواند وظایف اصلی خود را انجام دهد و پایگاه معنوی اش در بین مردم مخدوش نشود، و این نظر را به مرحوم آیت الله خمینی نیز ارائه دادم
کلاه بزرگی که تهرانی ها
درانتخابات بر سر خود گذاشتند!

س.م.ابطحی
موفقیت اصلی اصلاح طلبان برای تصاحب نزدیک به 60 درصد کرسی های 102 گانه در ایران، واقعاً بازی آنان را که این بار می خواستند مجلس کاملا یکدستی در کشور داشته باشند، به هم زد.
این مجلس با حضور اقلیت قدرتمند و نیروهای مستقل که در موضوعات مهم حتماً با جریان اقلیت اصلاح طلب هم صدا خواند بود، می تواند در برابر تصمیم های غیرمنطقی دولت مقاومت جدی تری نسبت به مجلس هفتم داشته باشد.
انتخابات تهران اما مساله ای کاملاً متفاوت است. افرادی مثل آقای مجید انصاری در جلسه روحانیون مبارز دیشب نقل می کرد که از صندوق های مختلف سراغ گرفته و به طور جدی اعتقاد داشت که نفر اول تا پنجم تهران است.
از سوی دیگر چون در تهران حدود 30 درصد در انتخابات شرکت کرده اند، احتمال اینکه محافظه کاران رای سنتی خود را داشته باشند و این ترکیب اعلام شده فعلی، نتیجه عدم شرکت تهرانی ها باشد هم هست. به خصوص اینکه بر خلاف قانون همه نمایندگان ناظر صندوق ها را که باید موقع شمارش آرا حاضر باشند، از وزارت کشور بیرون کرده اند و بعد از آن لیست های فعلی اعلام شده است .
اصلاح طلبان برای رفع ابهام، تقاضای پرینت کامپیوتری آرای ریخته شده در صندوق ها را کرده اند.
اگر واقعاً آمار درست است باید آن پرینت ها را بدهند. محرمانه که نیست. آمار رای مردم است و حق یک گروه بزرگ انتخاباتی است که از نتایج آرا اطمینان یابد. اگر هم انتخابات ناسالم بوده است که واقعاً ماها و همه کسانی که نمی توانیم از آرای مردم صیانت کنیم چرا باید مردم را به صحنه بیآوریم.
شب شمارش آراء
مجید انصاری خوابش نبرد
اما می ترسد با کروبی هم سرنوشت شود

حجتالاسلام مجید انصاری دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز و عضو سابق مجلس خبرگان رهبری که از تهران برای مجلس هشتم شرکت کرده و گفته می شود اگر تقلب نکنند قطعا به مجلس راه خواهد یافت، در مصاحبه ای که سایت "بهارستان" منتشر کرد گفت:
نتایج شمارش آرا در حوزه انتخابیه تهران موجب شگفتی همگان گردیده است. گزارشات موثق و متعددی از صندوقها و وزارت كشور میرسد حاكی از آن كه چند تن از كاندیدای ائتلاف اصلاحطلبان در 10 نفر اول رأیآوردگان تهران هستند.
مجید انصاری که اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، در باره آرای خود در انتخابات روز جمعه گذشته گفت:
آرای مربوط به اینجانب كه بصورت موج فراگیر در تمامی صندوقها چشمگیر بود. علاوه بر علاقهمندان به اصلاحطلبان بسیاری از كسانی كه به سایر لیستها، حتی لیست اصولگرایان رأی میدادند، نام بنده و چند تن دیگر از اصلاحطلبان همچون آقای جهانگیری، دعایی و برخی دیگر از آقایان و خانمهای اصلاحطلب را در فهرست خودشان مینوشتند.
با توجه به اینكه گرایش عمومی به انتخاب از میان لیستهای متعدد بود، تعداد زیادی از صندوقها، رأی بنده اول تا دهم بوده است و بیتردید براساس اطلاعات و شمارش صندوقها میبایست نام من در ده نفر اول تهران اعلام میشد، اما نمیدانم چطور با توجه به اینكه بیش از 300 صندوق شمارش شده است، همچنان نفر سیویكم قرار گرفتهام؟
ما به شدت نسبت به روند شمارش، جمعبندی و اعلام نتایج مشكوك هستیم و رسماً از وزارت كشور درخواست یك نسخه از كلیه صورتجلسات صندوقها را جهت تطبیق با اطلاعات دریافتی از برخی نمایندگان حاضر بر سر صندوقها، داریم.
رئیس مجلس هفتم
با 13 در صد رای تهرانی ها
حدادعادل باز هم رفت مجلس!
بادامچیان با 5ر6 درصد و آقا تهرانی با 9 در صد آراء تهران نیز به مجلس راه یافتند



از کل حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر؛ يک ميليون و 909 هزار و 562 رای به صندوق ها ریخته شده است.
غلامعلی حداد عادل که با 844 هزار و 230 رای در صدر منتخبان تهران قرار گرفته که عملا یعنی فقط 13 درصد از کل واجدین حق رای در تهران به او رای داده اند.!!
اسدالله بادمچیان را هم با 436 هزار و 611 رای به مجلس بردند. یعنی با 6.5 درصد از آرای واجدین حق رای در پایتخت.!!
اولین نفر لیست جبهه متحد اصولگرا، یعنی حاج مرتضی آقا تهرانی (مداح) با 9 درصد آراء مردم تهران عضو مجلس هشتم شد!!
با این میگویند مجلس مقتدر.....
پشت پیام پراکنی ها و تبریکات رهبری

درتهران 30 درصد و در شیراز 29 در صد مردم رای دادند
بر اساس اطلاعات مرکز آمارایران جمعیت بالای 18 سال استان فارس در سال جاری بالغ بر 3075760نفر می باشد.
طبق آمار ارائه شده از سوی فرمانداری ها، جمعا حدود 1726221 رای از مردم در سطح استان اخذ شده است، که برخلاف گفته مسئولان استان تنها 56 درصد از مردم در انتخابات شرکت کرده اند.
بیشترین آمار شرکت در انتخابات در حوزه انتخابیه لامرد و مهر با 107 درصد(یعنی7درصد بیشتر از واجدین شرایط رای دادن) وکمترین میزان شرکت در حوزه انتخابی شیراز با حدود 29 درصد واجدین شرایط بوده است.(بموجب گزارش های منتشرشده در تهران نیز حدود 30 در صد در انتخابات شرکت کرده اند )
لازم به توضیح است که در حوزه شیراز افراد شرکت کننده در انتخابات بیشتر از روستاها و بخش های تابعه بوده اند و میزان مشارکت مردم شیراز در انتخابات اخیر به مراتب پایین تر از این آمار نیز می باشد.
از 18کرسی نمایندگی استان فارس در مجلس شورای اسلامی نماینده برای نشستن بر روی 12 کرسی در مرحله اول انتخاب شدند که از این تعداد 5 نفردرلیست جبهه متحد اصولگرایان حضور داشتند و 7نفر دیگر یا کاندیدای مستقل بوده اند یا منتسب به اصلاح طلبان .
برای انتخاب 6 نماینده باقی مانده که به مرحله دوم راه یافته اند 12نفر معرفی گردیده اند که از این تعداد 4 نفر در لیست جبهه متحد اصولگرایی و 8 نفر دیگر یا کاندیدای مستقل می باشند یا منتسب به اصلاح طلبان.
با توجه به آمار ارائه شده دراین انتخابات کاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان تنها 30درصد از کرسی ها را بدست آورده اند و 70 درصد باقی مانده به کاندیدهای مستقل و اصلاح طلب اختصاص یافته است.
جالب توجه است که تنها چهار نفر ازنمایندگان مجلس هفتم در این دوره توانسته اند برای حضور در مجلس هشتم آرای مردم را به خود اختصاص دهند. برخی از نمایندگان فعلی مردم فارس در مجلس شورای اسلامی در حوزه های انتخابیه خود در رده چهارم و پنجم قرارگرفته اند. طبق اخبار وصله در یکی از حوزه ها نماینده کنونی مجلس تنها 5 درصد از کل آرا را به خود اختصاص داده است
اصولگرایان مسئول مستقیم
گرفتاری های مردم و مملکت اند

نتایج اولیه انتخابات هشتمین دوره مجلس در سراسر کشور نشان داد که بازی بزرگان به هم خورد و مجلس چند صدا شکل گرفته است.
با اینكه این انتخابات غیر رقابتی بود و ائتلاف اصلاحطلبان تنها توانست 102 نامزد برای 260 كرسی معرفی كند و با وجود غیر عادلانه بودن انتخابات و بسیج امكانات لشگری و كشوری به سود یك جناح یا حتی بهتر بگویم به سود یك فهرست اصولگرا ، انتخابات نتایج مورد نظر كانون قدرت را برآورده نكرد و مردم در مجموع با رأی آگاهانه خویش نه تنها اجازه ندادند مجلس تك صدا شود و در نتیجه سكوتی قبرستانی جامعه را فراگیرد، بلكه حمایت خود را از نامزدهای اصلاح طلب یا مستقل اعلام كردند و عملاً مجلس چند صدایی را شكل دادند.
اصولگرایان به رغم داشتن اکثریت کرسیها، با همه تمهیدات غیر قانونی کمتر از دو سوم مجلس را دارد و اختلافات زیادی دارند و به نظر من در سال آینده بویژه در مورد انتخابات ریاستجمهوری دهم، اختلافات آنان به اوج خود میرسد. از سوی دیگر، اصلاحطلبان توانستند به رغم موانع بیشمار اقلیتی قدرتمندتر از اقلیت مجلس هفتم را، در مجلس هشتم، البته با رأی مردم تشكیل دهند.
بیش از 60 نامزد مستقل که اکثراً متمایل به اصلاحطلبان هستند نیز در این انتخابات در مرحله اول به پیروزی رسیدند.
در مجموع، تركیب مجلس هشتم، وضعیتی بین مجلس پنجم و مجلس هفتم پیدا كرده است. به این ترتیب هدف اولیه و اصلی اصلاحطلبان از شركت در انتخابات محقق شد و مجلسی چند صدایی شكل گرفت كه به دلیل غیر رقابتی بودن 160 كرسی از 290 كرسی، اكثریت كرسیها در اختیار اصولگرایان از طیفهای گوناگون قرار گرفته است. به همین دلیل مسئولیت معضلات ملی از جمله گرانی، تورم، بیكاری، رشد بزههای اجتماعی و همچنین تداوم تحریمهای بینالمللی علیه ملت ایران در سالهای آینده به عهده اصولگرایان است.
این انتخابات نشان داد كه زمینه بازگشت شكوهمند خاتمی كاملا آماده است. اگر چه ایشان بارها در جلسات خصوصی و بعضا عمومی اعلام كردهاند كه نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم نخواهد شد، اما انتخابات مجلس هشتم این ظرفیت را دارد که همان نقش مجلس پنجم را ایفا كند.
انتخابات اخیر به همه نشان داد كه اكثریت قاطع این ملت خواهان تغییرند و درصد عظیمی از شهروندان خواهان بازگشت خاتمی به صحنه مدیریت كشور و نجات میهن از شرایط دشوار كنونی و بهبود وضعیت معیشتی و جلوگیری از خود سری نهادهای حکومتی هستند.
میزان رضایت مردم از عملکرد 2.5 سال اول خاتمی و نارضایتی عمومی از عملكرد اصولگرایان پس از یکدست شدن حکومت را نتایج انتخابات مشخص کرد.
در آن انتخابات به رغم وجود موانع متعدد اصلاحطلبان توانستند با آرای قاطع شهروندان در تهران وشهرستانها به مجلس راه یابند واكثریت مقتدری را با رأی بالا تشكیل دهند.
برای مثال نفر اول انتخابات تهران درمجلس ششم،آقای محمد رضا خاتمی حدود یكمیلیون و هشتصد هزار رأی كسب كرد. اما امروز دو سال و نیم بعد از پیروزی آقای احمدینژاد، اصولگرایان برای فرار از شكست بزرگ انتخاباتی چارهای جز قلع و قمع چهرههای مشهور اصلاحطلب ندیدند.
همه میدانند و این انتخابات ثابت كرد كه اقلیت و اكثریت در مجلس هشتم با آنچه در جامعه وجود دارد، نسبتی معكوس دارد؛ یعنی اكثریت مجلس هشتم متكی به اقلیت 15 در صدی جامعه است و اقلیت اصلاحطلبان و مستقلها در مجلس هشتم به اكثریت جامعه اتكا دارند.
فراكسیون اقلیت مجلس هشتم وظیفه تاریخی دارد تا صدای شهروندان بیپناه را در خانه ملت باشد و از حقوق فردی، محلی، قومی و ملی آنها در مجلس هشتم قاطعانه حمایت كند و اجازه ندهند اصولگراها تصمیمات غیر كارشناسانه و غیر علمی اتخاذ كنند یا دولتیان و مجلسیان با سخنان و رفتارهای ماجراجویانه کشور را در انزوا و تحریم بیشتر قرار دهند كه دود آن بیش و پیش از همه به چشم مردم بهویژه محرومان فرو میرود
بکوشیم، جلوی سناریوی
حمله به ایران را بگیریم

خبرگزاری «نووستی»
"جیمز ارباتنوت" رئیس کمیته دفاعی پارلمان انگلستان امکان دخالت نظامی آمریکا در رابطه با ایران را در آینده غیر ممکن ندانست
وی طی گفتگوی کوتاهی با خبرنگاران در لندن گفت: "بطور قطع عملیات نظامی در رابطه با ایران در حال حاضر اقدامی نادرست و بیهوده است، با این حال در مرحله ای مشخص عملیات نظامی علیه ایران را نمی توان کاملاً غیر ممکن دانست، چرا که ما نمی دانیم اوضاع در آینده چگونه خواهد بود. این که در ایران ممکن است سلاح اتمی پدیدار شود، نگرانی جدی سایر کشورهاست. عربستان سعودی، ترکیه و مصر می توانند بگویند که "ما نمی توانیم این را بپذیریم، در آن صورت ما هم باید سلاح هسته ای داشته باشیم". در آن زمان ریسک این که اسرائیل و یا آمریکا عملیاتی هشدار دهنده انجام دهند، وجود دارد. وظیفه جامعه جهانی تلاش برای جلوگیری از بروز چنین سناریویی است
آغاز تحقیقات دادگاه
در مورد یک فرمانده سابق نیروی انتظامی
گزارش های رسیده از ایران حاکیست که تحقيقات دادگاه در مورد يکی از فرماندهان سابق نيروی انتظامی، از روز يکشنبه در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران آغاز شده است.
به گزارش ايسنا، اين شعبه قرار است اتهامات موجود در پرونده وی را رسيدگی کند. نام اين فرمانده سابق نيروهای انتظامی تاکنون فاش نشده است.
عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه، هفته گذشته در پاسخ به سوال خبرنگاری در مورد تشکيل پرونده برای يکی از مقامات انتظامی در دادگاه کيفری گفت: «پرونده ای در مورد يکی از فرماندهان سابق نيروی انتظامی تشکيل و قرار نيز صادر شده است و وی با قرار آزاد شده ولی پرونده در حال بررسی است.»
آقای جمشيدی در مورد اتهامات یک فرمانده نيروی انتظامی گفت: «اتهامات را بعد از رسيدگی اعلام مي کنيم چون پرونده در مراحل تحقيقات مقدماتی است و همان گونه که مي دانيم مرحله تحقيقات مقدماتی محرمانه است. بايد اجازه داد اين پرونده مورد رسيدگی قرار گيرد.»
این اظهارات با واکنش سردار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران روبرو شد و وی منکر بازداشت این فرمانده نیروی انتظامی شده بود.
بسیاری از سایت های خبری ازجمله سايت تابناک (بازتاب سابق)، وابسته به محسن رضايی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، نیزاعلام کرده بودند که اين فرمانده سابق نيروی انتظامی متهم به اعمال غير اخلاقی است.
برخی گزارش ها حاکیست که آيت الله محمود هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه، دستور داده است که به تخلفات اين فرمانده سابق رسيدگی شود.
بسیاری از سایت های اینترنتی از جمله سایت خبرنامه امیر کبیر در دو هفته اخیر گزارش داده بودند که فرمانده بازداشت شده، سردار رضا زارعی، فرمانده نيروی انتظامی استان تهران است که از دو هفته پيش بدون هيچگونه توضيحی از مقام خود کناره گيری کرده است.!!! ( بخوانید برکنار شد )
وی به مدت دو سال در اين پست فعاليت داشت و از مسئولين به اجراء گذاشتن طرح امنيت اجتماعی بود.
مقامات قضایی جمهوری اسلامی ایران درباره نام این فرمانده حاضر به تایید یا تکذیب اخبار منتشر نشده اند.!!
شتر دیدی ؟؟؟ ندیدی .......
عربها با پول نفت خود چه می کنند؟

نحوه مصرف درآمدهای نفتی در کشورهای نفت خیز بویژه در کشورهای حوزه خلیج فارس عنوان گزارشی است که درپی می خوانید و درآن می توانید تفاوت های مصرف پول نفت دربین کشورها را خود مرورکنید.
افزایش قیمت نفت در طی سالهای اخیر کشورهای نفت خیز را با این سوال اساسی مواجه کرده است که با پول نفت چه باید کرد. گزینه هایی که کشورهای نفت خیز دارند به این شرحند:
واردات کالاهای مصرفی را افزایش دهند
همه کشورها از جمله ایران همین کار را کرده اند. نفت در این پروسه از سرمایه ای زیر زمینی به کالای مصرفی مانند پرتقال و بنز و دیگر بنجل ها تبدیل شده است. ایراد دیگر آن است که معمولا در این پروسه تولید کننده خارجی به داخلی مزیت پیدا می کند که نمونه ای از آنرا در یکی از پستهای قبلی ذکر کرده ام. ایراد دیگر این سیاست این است که سیاست بادوامی نیست. در آینده ای نه چندان دور که دیگر نفتی نباشد، پولی هم برای واردات کالاهای مصرفی وجود نخواهد داشت.
واردات کالاهای واسطه ای را افزایش دهند
همان عیب های سیاست قبلی را دارد.واردات کالاهای سرمایه ای را افزایش دهند. توجه به این نکته ضروری است که واردات کالاهای سرمایه ای لزوما به انچه که انتقال تکنولوژی نامیده می شود منجر نمی شود. ما در گذشته هم کارخانه وارد کرده ایم اما وقتی کارخانه مستهلک شده است آن سرمایه هم از بین رفته است. ما نتوانسته ایم قدرت مبتکر شدن را وارد کنیم. قدرت تولید کالای جدید قابل عرضه در دنیا را پیدا کنیم. هر صنعت ما در همان زمان که کارخانه آن وارد شده است مانده است و پیشرفتی نکرده است
پول خود را در خارج سرمایه گذاری کنند
کشورهای نفتی خلیج فارس توان سرمایه گذاری در خارج از کشور خود را دارند. خریدن جی ئی پلاستیک به قیمت بیش از 10 میلیارد دلار توسط سعودیها و یا سرمایه گذاری چندین میلیارد دلاری شرکت اماراتی مبادله در خریدن سهام بانکهای امریکایی مانند سی تی بانک از جمله این سرمایه گذاری هاست. ایران به دلیل روابط سیاسی متزلزل با کشورهای غربی از فرصت سرمایه گذاری در شرکتهای خارجی بی بهره است.
زمینه های سرمایه گذاری در داخل را افزایش دهند
ایراد این سیاست آن است که میتواند باعث ایجاد تورم و بیماری هلندی شود. با وجود این اخیرا کشورهای نفت خیز عرب و به یمن ثروت هنگفتی که از نفت می آید اقدام به آغاز پروژه های بسیار بلند پروازانه کرده اند که ذکر بعضی از آنها جالب است:
عربستان سعودی در حال ساخت شهری است به نام شهر شاه عبداله. کل هزینه این شهر بالغ بر 26 میلیارد دلار خواهد شد.
ابوظبی در حال ساخت شهری است به نام مصدر. در این شهر که شهر محیط زیستی آینده نامیده شده است هیچ اتومبیلی در رفت و آمد نخواهد بود. ویدیوی زیر هدف از ساختن شهر را نشان می دهد.
مصدر: شهر محیط زیستی آینده
قطر در حال همکاری با چند دانشگاه معتبر امریکا برای ساخت شعبه های آن دانشگاه ها در قطر است. دانشگاه واشنگتن, دانشگاه تگزاس ای اند ام و دانشگاه کرنل از جمله دانشگاههایی هستند که در حال ساخت شعبه هایی در قطرند. من ایرانیها و ترکهایی را می شناسم که بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاههای امریکا و کانادا هم اکنون در قطر، دوبی و یا ابوظبی مشغول تدریس هستند. دلیل اصلی ترجیح دانشگاههای کشورهای عربی آن است که این دانشگاهها حقوق بسیار بهتری نسبت به دانشگاههای ایران می پردازند
منبع : اکونیوز
هوشنگ امیر احمدی:
احمدی نژاد بیش از هر کسی
درصدد شکستن قفل رابطه باآمریکاست

در پی انتشار اخبار ، هوشنگ امیر احمدی، رئیس انجمن دوستی ایران و آمریکا ، خود نیز اعلام کرد که به دعوت محمود احمدی نژاد به ایران آمده بود.
وی تصریح کرد: بعد از 10 سال که دولت آقای خاتمی به بهانه های واهی مرا از حضور در ایران منع می کرد، آقای احمدی نژاد درخواستم برای حضور در ایران را پذیرفت و من به این سفر آمدم .
امیراحمدی گفت: ده سال بود که به ایران نیامده بودم. آخرین بار تابستان سال 1997 بود که به ایران آمدم و سال بعد از آن که می خواستم به ایران بیایم، اتفاقات کوی دانشگاه تهران رخ داد و متاسفانه برخی مطبوعات در ایران آن ماجرا را به من ربط دادند و بعد از آن هم به واسطه طرح بحث جامعه مدنی توسط من، اصلاح طلبان را مرتبط با من خواندند؛ بنابراین امکان آمدن دوباره به ایران از من سلب شد.
وی افزود: از سال 1997 به بعد در رابطه ایران و آمریکا فعال شدم و در سال 2000 خانم آلبرایت را آوردم تا از ملت ایران به خاطر کودتای 28 مرداد 1332 عذرخواهی کند. اما عکس من را با خانم آلبرایت در روزنامه ای به صورت پیاپی در 9 شماره چاپ کردند و به عنوان مامور ویژه آمریکایی ها معرفی ام کردند. بنابراین من در این سال ها نتوانستم به ایران بیایم تا اینکه در جلسات دیدار و گفت و گویی که با آقای دکتر احمدی نژاد داشتم و خصوصا در آخرین دیدار ما که در سپتامبر گذشته و در سفر ایشان به نیویورک صورت گرفت، در این باره گفت و گوهایی شد. تا اینکه چندی پس از آن سفر، آقای احمدی نژاد طی یادداشتی از من خواستند که به کشور بازگردم و هماهنگی های لازم را با برخی مقامات نیز انجام دادند.
امیر احمدی گفت: من هم پیرو آن نامه آقای احمدی نژاد و ترتیباتی که داده شده بود، راهی ایران شدم . از آقای دکتر احمدی نژاد هم بسیار تشکر می کنم که به من لطف کردند و پا را وسط گذاشتند و بانی این اتفاق شدند
وی درباره روابط ایران و آمریکا نیز گفت: متاسفانه سیاست ایران برای آمریکا و سیاست آمریکا برای ایران، هیچ گاه شفاف نبوده است. وقتی رهبری در یزد سخنرانی می کنند و می گویند که ما همیشه نمی توانیم دشمن باشیم اما رابطه شرایطی دارد، این سخن را در آمریکا آن گونه که باید تفسیر نمی کنند. کار من بیان واقعیت این دیدگاه ها و جلوگیری از تفسیرهای مغرضانه است.
به گفته امیر احمدی ، متاسفانه بخش زیادی از مسائل میان ایران و آمریکا، مبتنی بر واقعیت نیست و افسانه است. مسئله تروریسم واقعا یک افسانه است. برای اینکه ایران در جریان های تروریستی نقشی نداشته است. نه حزب الله و نه حماس هیچ کدام تروریست نیستند و دو نیرویی هستند که از ملت و کشور خود دفاع می کنند، بنابراین کمک به آنها هم کمک به تروریسم نیست.
وی اظهار عقیده می کند که آقای احمدی نژاد از زمانی که رئیس جمهور شد و تاکنون، بیش از هر رئیس جمهوری در گذشته سعی کرده است قفل این رابطه را باز کند. مشکل آقای احمدی نژاد با اسرائیل است و نه با آمریکا.
وی افزود: آقای احمدی نژاد حتی پیشنهادهای بسیار خوبی هم به آمریکایی ها داده است.
پیشنهاد مذاکره مستقیم با بوش را داده است.
پیشنهاد داد که پرواز هواپیماهای ایران به صورت مستقیم و از تهران به نیویورک باز شود.
برای اولین بار در زمان آقای احمدی نژاد بود که مذاکره ایران و آمریکا درباره عراق انجام شد.
آن گاه آقای احمدی نژاد لزوما بازتر نیست بلکه شجاعانه تر است.!!! یک وقت هست که شما می گوئید آمریکا کشوری امپریالیستی و زورگو است ولی ترسی هم از مذاکره با آن نداریم. آقای احمدی نژاد چنین دیدگاهی دارد و نمی گویم که نگاه بازتری نسبت به آقای خاتمی در برخورد با آمریکا دارد.
آقای خاتمی می گفت که شما اگرچه آدم های خوبی هستید، ولی ما نمی توانیم با شما حرف بزنیم. آقای احمدی نژاد می گوید که شما آدم های بدی هستید ولی ما با شما حرف می زنیم. آقای خاتمی حتی در سازمان ملل در عکسی که کلینتون هم در آن بود، حاضر نشد بایستد.
اما اطلاعات دقیق فرارو حاکی از آن است که اعتراف خانم البرایت به دخالت در امور داخلی ایران و عذرخواهی وی ، دستاورد فعالیت تیم لابیست دیگری بود که برقراری رابطه بزرگ تجاری میان ایران و امریکا برای دستیابی به روابط سیاسی را پی می گرفت.
قرار بود خانم البرایت ، چنان اعتراف و عذرخواهی ای بکند و تحریم واردات پسته ، خاویار و فرش ایران را بردارد و در عوض ، ایران مقدار قابل توجهی گندم از امریکا بخرد.
طرف امریکایی ، طبق توافق ، کار خود را کرد اما طرف ایرانی از انجام آن چه وعده داده بود ، سرباز زد.
فرماندار تهران:
مشارکت ۴۰ درصدی مردم
در حوزه انتخابيه تهران

دکتر حسين طلا ، معاون استاندار و فرماندار تهران
در جمع خبرنگاران ميزان مشارکت مردمی در حوزه
انتخابيه تهران ، ری ، شميرانات و اسلامشهر را
حدود ۴۰ درصد اعلام کرد.

نتایج اولیه شمارش آرای انتخابات تهران حاکی از آنست که ، هيچ يک از کانديداهای اصلاح طلب در فهرست سی نفر اول نيستند
نتايج اوليه شمارش آرا انتخابات تهران حاکی از پيشتازی اصولگرايان است و تا کنون هيچ يک از کانديداهای اصلاح طلب نتوانسته اند به فهرست سی نفر اول حائزین اکثریت آرا در پايتخت راه يابند.
مصطفی پور محمدی، وزیر کشور ایران، روز جمعه اعلام کرده بود که نتایج انتخابات تهران پس از شمارش به صورت یکباره اعلام خواهد شد، اما به دنبال افزایش اعتراض ها عصر روز شنبه گفت که نتایج به تدریج اعلام خواهد شد. ساعاتی پس از اظهارات آقای پورمحمدی فهرست اولیه شمارش آرا توسط وزارت کشور منتشر شد.
براساس آمار منتشر شده از سوی وزارت کشوراز مجموع ۶۲۱هزار و ۶۴۲رای از ۱۵۰۴ صندوق حوزه انتخابيه تهران، سی نفر اولی که تاکنون بيشترين آرا را به خود اختصاص داده اند به جناح اصولگرايان تعلق دارند.
چهارده نفر اولی که تاکنون حد نصاب لازم از آرا شمارش شده را به دست آورده اند عبارتند از :غلامعلی حداد عادل، مرتضی آقاتهرانی، احمد توکلی، محمدرضا باهنر، علی مطهری، حسن غفوری فرد، شهاب الدين صدر، بيژن نوباوه، علی عباسپور تهرانی فرد، عليرضا مرندی، حميدرضا کاتوزيان، فاطمه آليا، سيدرضا اکرمی و محمداسماعيل کوثری.
طبق اين گزارش روح الله حسينيان، فاطمه رهبر، اسدالله بادامچيان، لاله افتخاری، غلامرضا مصباحی مقدم، علی اصغر زارعی، علی زاکانی، حسين نجابت، مهدی کوچک زاده، الياس نادران، حميد رسائی، پرويز سروری، حسين فدائی، زهره الهيان، نسرين سلطانخواه و طيبه صفايی در رده های بعدی قرار دارند.
کانديداهای اصلاح طلب نيز رتبه های بعدی را به خود اختصاص داده اند. مجيد انصاری و سهيلا جلودار زاده در رتبه های سی و يکم و سی دوم قرار دارند. پس از اين افراد، ساير کانديدا های مانند: عليرضا محجوب، محمود دعائی، اسحاق جهانگيری، الياس حضرتی، الهه راستگو، محمد صدر، محمد اشرفی اصفهانی، عباسعلی زالی، نجفقلی حبيبی، محمد قمی، جواد اطاعت، حسن عابدی جعفری، سيد کامل تقوی نژاد، نفيسه فياض بخش، حسين مظفر، اسدالله کيان ارثی در رده های بعدی قرار دارند.
اعتراض اصلاح طلبان
این در حالی است که به گزارش رسانه های نزديک به اصلاح طلبان «در پی تعلل وزارت کشور در اعلام نتايج شمارش آرا در تهران و شايعه دخل و تصرف در انتخابات به نفع يک جريان سياسی خاص» تعدای ازنامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان در تهران با حضور در ستاد انتخابات کشور خواهان اطلاع از نتايج واقعی شمارش آرا شدند.
مجيد انصاری، جواد اطاعت، و اسحاق جهانگيری کانديداهای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به همراه حسين مرعشی، رييس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان در تهران، عصر روز شنبه با وزير کشور و معاون سياسی وی ديدار کردند.
جواد اطاعت دربار مذاکرات خود با مقامات وزارت کشور گفت:«ما از وزارت کشور درخواست کرديم که در شمارش آراء سرعت بيشتری به کار گرفته شود و آمار تهران به صورت تدريجی برای جلوگيری از ايجاد شبهه و شايعات اعلام شود».
يکی از کانديداهای ائتلاف اصلاح طلبان نیز گفت در مذاکره با وزير کشور خواستار افزايش ناظران خود در محل شمارش آرا شده اند.
به نظر شما آیا انتخابات روز جمعه، سالم، منصفانه و عادلانه برگزار شد؟
در همين حال جواد اطاعت، پیش از اعلام نتایج اولیه توسط وزارت کشور، درباره نتيجه انتخابات تهران گفته بود:« ناظران ما از محل ۴۰۰ صندوق که شمارش آراء صورت گرفته گزارش دادند که ۱۷، ۱۸ تن از اصلاحطلبان حائز اکثريت آراء شدهاند».
روز گذشته فرماندار تهران از مشارکت قريب به ۴۰ درصدی مردم در حوزه انتخابيه تهران، ری شميرانات و اسلامشهر خبر داده بود.
«حرف و حديث های انتخابات تهران»
در همين حال عبدالواحد موسوی لاری، رييس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، با اشاره به اين که « نحوه شمارش آراء را مهم ترين مسئلهای که امروز بايد مورد توجه قرار گيرد»،گفت:« طبق گزارشاتی که از سراسر کشور میرسد ما با شرايط متفاوتی روبه رو هستيم و مهم ترين مسئلهای هم که امروز برای ما حائز اهميت است يکدست بودن جريان نظارت و اجرا و راه ندادن نمايندگان کانديداها سر صندوقهای رأی و بیاطلاعی مطلق از سرنوشت انتخابات است».
به گزارش سايت بهارستان هشتم ( البته قبل از فیلتر شدن) ، وب سايت رسمی ائتلاف اصلاح طلبان، آقای موسوی لاری با تاکيد بر اين که «هيچ اطلاعی از نحوه شمارش آرا نداريم»، گفت: «متاسفانه امروز شرايط به سمتی رفته که نگرانی نسبت به سلامت انتخابات وجود دارد. اما متأسفانه اين حساسيت را مسئولان اجرا و نظارت در نظر نگرفتهاند و لذا سرنوشت انتخابات در تهران کاملاً مبهم است و در خيلی مناطق حرف و حديثهای زيادی میرسد».
وزير سابق کشور گفت: «دستگاههای مسئول در نظر داشته باشند در شرايطی که کانديداها نمايندهای سر صندوقها ندارند تنها چيزی که میتواند در اين ميان اميدبخش و تأثيرگذار باشد اطمينانبخشی دستگاه اجرا و نظارت است که متأسفانه تا اين لحظه از استانها خبرهايی که میرسد نگرانیکننده است»
«پيروزی، باعث مغرور شدن اصولگرايان نشود»
علی لاريجانی، نماينده رهبر جمهوری اسلامی ايران در شورای عالی امنيت ملی، که در انتخابات حوزه انتخابيه قم به پيروزی رسيده است، روز شنبه گفت:«حضور مردم در انتخابات و پيروزی اصولگرايان نبايد باعث مغرور شدن اصولگرايان شود. بلکه بايد فضای تعامل و همدلی و وحدت ملی را در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی بيشتر کنند».
وی درخصوص برنامههای مجلس هشتم نيز گفت:« مجلس آينده مجلسی نيست که دنبال دعوای سياسی باشد، بلکه مجلسی است، مبتنی بر تعامل و رفتار سازنده جهت رفع مشکلات، و اميد می رود، در پناه اين استراتژی افق بهتری برای قم ترسيم شود».
در همین حال براساس آخرين گزارشها از شمارش آرای انتخابات هشتمين دوره مجلس تاکنون آمار نهايی ۱۵۱ حوزه انتخابيه از سوی ستاد انتخابات کشور اعلام شده است.
وزیر کشور روز شنبه از مشارکت شصت درصدی در انتخابات خبر داد و گفت:« در اين مرحله از انتخابات حدود ۲۵ ميليون نفر مشارکت عمومی داشتهايم ».
۹ نشريه لغو امتياز شدند

هيات نظارت بر مطبوعات ايران دو روز پس از انتخابات مجلس، امروز در اقدامی غيرمنتظره، مجوز انتشار ۹ نشريه را لغو کرد.
بهگزارش خبرگزاری ايسنا، ۹ نشريه "دنيای تصوير"، "هفت"، "بازنگری"، "صبح زندگی"، "تلاش"، "به سوی افتخار"، "ندای ايران"، "شوکا" و "هاوار". به استناد تبصره ۱۱ ماده ۱۱ قانون مطبوعات از سوی هيات نظارت بر مطبوعات لغو امتياز شدند.
احمد طالبنژاد مدير مسئول ماهنامه "هفت"، که نشريهاش جزء نشريههای توقيف شده است، به زمانه گفت: در حکمی که عصر روز يکشنبه از سوی هيات نظارت بر مطبوعات دريافت کرده اعلام شده توقيف اين نشريه به استناد تبصره ماده ۱۱ قانون مطبوعات صورت گرفته است که به ويژگیهای مدير مسئول مربوط میشود.
وی گفت: ما همه شرايط قانونی مدير مسئول را داريم و در طول پنج سال گذشته هم اين شرايط وجود داشته و در اين مدت هيچ اخطار و تذکری دريافت نکردهايم.
هيات نظارت همچنين، به ۱۳ نشريه ديگر، جهت رعايت "مفاد قانون مطبوعات" و پايبندی به "رسالتهای مطبوعاتی" تذکر داده است. نام ۱۳ نشريه که مشمول اين تذکر شدهاند، اعلام نشده است.
در اطلاعيه هيات نظارت مهمترين دلايل لغو مجوز اين نشريات، "استفاده ابزاری از عکسهای هنرپيشگان فاسد خارجی"، "درج جزييات زندگی مبتذل هنرپيشگان فاسد"، "درج مطالب خرافی"، "تبليغ خواص دارويی بدون اخذ مجوز از مراجع و سازمانهای ذيربط"، "ترويج خرافهگرايی"، "درج مطالب خلاف عفت عمومی" و نيز "مطالب تحريکآميز قومی" اعلام شده است.
مديرمسئول ماهنامه لغو امتياز شده "هفت" به زمانه گفت: محتوای مجله ما کاملا فرهنگی هنری است و کار ما ربطی به سياست ندارد. وی در مورد اتهام مطرح شده در بيانيه هيات نظارت بر مطبوعات ايران، گفت اتهام استفاده ابزاری از تصاوير زنان در حکم دريافت شده از سوی هيات نظارت به او اعلام نشده است.
محمد آقازاده از نويسندگان دنيای تصوير هم در يادداشتی از ناباوری خود گفته است و اينکه هيچ تذکری قبلا به مجله نرسيده بود و تصميم به لغو امتياز ان يکباه و ناگهانی اعلام شده است. او در وبلاگ اش نوشت: «...علی معلم ...جايزه حافظ... منتقدان...نه ...تماس می گيرم ... علی هم دليل اش را نمی داند... نه تذکری ... نه گفت و گويی ....حکم مرگ مجله در يک نشست و برخاست.....نمی دانم چگونه آرام کنم او را... وقتی خود اسير طوفان درونم.... بعد از انزوا از مطبوعات ... تنها اين مجله بود ... مجله ای زنده ... مجله ای در حال حرکت... هر چه حرکت دارد بسياری ر ا می ترساند...»
پيش از اين، هيات نظارت بر مطبوعات، ماهنامه زنان به مدير مسئولی شهلا شرکت را به دليل آنچه که "تهديد عليه امنيت روانی جامعه" ناميد، لغو امتياز کرده بود. لغو مجوز ماهنامه زنان با اعتراض دهها تن از اساتيد دانشگاه و شخصيتهای علمی و فرهنگی جهان، روبرو شد
۱۲۰ روشنفکر جهان در واکنش به لغو مجوز ماهنامه زنان در نامهای خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی نوشتند:" ما از تصميم هيات نظارت بر مطبوعات در لغو مجوز ماهنامهی زنان عميقا ناراحتيم و اين اقدام را خارج از مسئوليت اين هيات میدانيم. ما خواستار رفع هرچه سريعتر موانع انتشار اين ماهنامهی معتبر هستيم. لغو مجوز زنان نقض حق آزادی بيان و از نظر استانداردهای بينالمللی غيرقابل قبول است."
در ميان امضاکنندگان اين نامهی نام کسانی چون: يورگن هابرماس، نوام چامسکی، شيرين عبادی، هايده مغيثی، مهرانگيز کار، ژانت آفاری، علی بنوعزيزی، نيکی کدی، نيره توحيدی، آزاده کيان، افسانه نجمآبادی، هاله افشار، احمد صدری، اکبر گنجی، اکبر مهدی، مهرداد مشايخی، هاله اسفندياری، فريده فرهی، مارگارت بدران و... ديده میشود
ضمناً خبر میرسد که : هیأت نظارت بر مطبوعات ، پروانه انتشار دو هفته نامه هاوار را نیزلغو کرده است.
سيد هاشم هدايتی صاحب امتياز و مدير مسئول دو هفته نامه هاوار در گفتگويی با آژانس خبری موکريان ضمن تأييد اين خبر اظهار داشت : علت صدور اين حکم که امروز يکشنبه ۲۶ اسفند ماه از سوی هیأت نظارت بر مطبوعات به من ابلاغ شد ، از دست دادن برخی از شرايط مدير مسئولی اينجانب به استناد تبصره ماده ۱۱ قانون مطبوعات عنوان شده است.
گفتنی است دو هفته نامه کردی - فارسی هاوار نشريه ای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سياسی با گستره توزيع استان های آذربايجان غربی ، ايلام ، کردستان و کرمانشاه بود که تاکنون ۴۵ شماره از آن منتشر شده است.
ای کاش همیشه جمعه بود، همیشه انتخابات بود!
![]()
دختر خانم های خوش سیما که تا دیروز تصویرشون در صدا و سیما شطرنجی می شد و یا به جرم تحریک احساسات مردانه مورد توهین پلیس بودند، روز جمعه انتخاباتی کلی عزیز شده بودند. پس از سالها آهنگ های به نسبت خوب رو هم از صدا و سیما گوش کردیم! رخ زیبای مجری های شبکه های خارجی را توانستیم ببینیم! حتی در بخش اخبار 14 توانستیم سینه چاک مجری را هم روی تابلو دید بزنیم. جمعه روز خوبی بود، مردم عزیز تر شده بودند!
عبا و عمامه ندیدیم و بجای عرب ها، همه اش صحبت از تاریخ ایران بود. چرا هر روز مثل روز جمعه نیست؟
(برگرفته از وبلاگ "ایرانی بمان")
اگر آراء تهران را مصادره به مقصود نکنند
يک فراکسيون قوی مجلس هشتم می شوند

سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، پس از برگزاری انتخابات مجلس هشتم و اعلام نتايج شمارش آراء در برخی شهرها و استان ها، طی مصاحبه ای گفت:
تاکنون، غير از تهران 34 تن از كانديداهای جبهه اصلاحات برای مجلس هشتم پيروز شدهاند و پيش بينی ما اينست که در مرحله دوم نيز 15 تن از كانديداهای اصلاحطلبان به مجلس راه خواهند يافت.
در مورد شمارش آراء تهران اتفاق عجيبی که افتاده آنست كه وضعيت حوزهها و آرای نامزدها را اعلام نمیكنند. در تمام انتخابات گذشته روال اين گونه بود كه نتايج آرای تهران را مرحله به مرحله اعلام میكردند.
اصلاحطلبان در اين انتخابات، عليرغم همه محدوديت هائی که برای آنها بوجود آوردند توانستند بازی از پيش تعيين شده را تا حدودی به هم بزنند و اکنون بايد اين وزن سياسی را باور كنند و بدانند که جريان اصلاحطلبی آنقدر كم وزن نيست كه بتوان آن را از صحنه سياسی كشور حذف و خارج كرد.
سخنگوی ستاد اصلاح طلبان در ادامه همين مصاحبه خبر داد که مشارکت زنان در اين دوره از انتخابات بسيار كمتر از دوره قبل بوده و بر اساس آمار اوليه هيچ كرسی به زنان اختصاص پيدا نكرده است.
تركيب مجلس هشتم همانطور كه قبلاً هم پيشبينی كرده بوديم متفاوت از دوره قبل خواهد بود. تعدادی از نيروهای مستقل در كنار نمايندگان اصلاحطلب و نيروهای وابسته به دولت به مجلس راه يافتهاند.
مردم ما هنوز به چهره ها و نام های آشنا رای ميدهند و نه بموجب توصيه های حزبی، اما عليرغم همه اين شرايط و حذف چهره ها و نام های شناخته شده اصلاح طلب، با افتخار و سربلندی اعلام میكنيم كه پيروز رقابت نابرابر شديم و در يك سوم كرسیها كه امكان رقابت داشتيم نمايندگان اصلاحطلب به مجلس راه يافتند
پیام مهم انتخابات مجلس هشتم:
در چه حال و روز است

سید مهدی ابطحی ـ اخبار رسیده از انتخابات حکایت می کند که اصلاح طلبان که به اجبار افراد غیر معروف ترشان توانسته بودند تنها در ۱۰۲ حوزه کاندیدا شوند، نزدیک به نیمی از کرسی های حوزه های رقابتی را در اختیار گرفتند. ابهام و نگرانی در مورد آرای تهران هم البته وجود دارد و خبرهای غیر رسمی حکایت از موفقیت بالای لیست اصلاح طلبان دارد. چون من آدم خوشبینی هستم به گمان من مثبت ترین پیام این انتخابات این است که مسئولان بر اوضاع کشور مسلط اند و اخبار دقیقی از جامعه دارند. می دانستند اگر در همه حوزه ها اجازه کاندیداتوری اصلاح طلبان را می دادند، مجلسی با اکثریت قاطع اصلاح طلبی شکل می گرفت و می شد این درد مشترک را که هرگز جدا جدا درمان نمی شود درمان کرد. البته به زعم آنان به مصلحت نبود. این اطلاع مسئولان از فضای عمومی کشور مسئله مهمی است که انتظار می رود از آن در حل مسائل فرهنگی و اجتماعی هم بهره بگیرند!!!
پیروزی علی لاریجانی با یکصد هزار رای اصلاح طلبان قم
مجلس هشتم و دولت کنونی
با احمدی نژاد متفاوت است!

علی لاریجانی که از قم برای مجلس هشتم انتخاب شد، بلافاصله پس از اعلام نتیجه شمارش آرای این استان، در یک نشست مطبوعاتی شرکت کرده و سیمای مجلس هشتم را به گونه ای ترسیم کرد که ریاست او بر این مجلس را تداعی می کند.
لاریجانی در همین مصاحبه، با صراحت بیشتری در باره اختلاف دیدگاه هایش با احمدی نژاد اشاره کرد.
لاریجانی گفت: پیروزی اصولگرایان نباید باعث مغرور شدن آنها شود. باید همدلی بین مردم و مسئولان محقق شود و امیدواریم رفتار جدیدی را بین جریانهای سیاسی شاهد باشیم.
لاریجانی در باره علت استعفای خود از دبیری شورای عالی امنیت ملی، برای نخستین بار با صراحت بیشتری در باره شدت اختلافاتش با احمدی نژاد گفت: "اگر اختلاف نظر به خصومت تبدیل شود، مشکل آفرین است."
درباره مناسبات مجلس هشتم و دولت احمدی نژاد نیز لاریجانی گفت:
" با آقای احمدینژاد در خصوص اصولگرایی مشکلی نداریم، ولی سبک مدیریتی ما متفاوت است."
درباره ریاست خود در مجلس هشتم نیز لاریجانی گفت:
"تصمیمگیری در این رابطه خیلی زود است. باید در صحن مجلس هشتم تصمیم گرفت."
اهمیت این مصاحبه و نکات مطرح شده از سوی علی لاریجانی از آن جهت نیز اهمیت دارد که مصباح یزدی و احمدی نژاد تا توان خویش را برای شکست لاریجانی در قم به کار گرفته بودند و از سوی دیگر، با آنکه لاریجانی کاندیدای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود، اصلاح طلبان در لیست های خود از وی در برابر کاندیداهای وابسته به موسسه مصباح یزدی و مورد حمایت احمدی نژاد حمایت کرده بودند. به دلیل همین حمایت بود که لاریجانی توانست از حدود 320 هزار رای ریخته شده به صندوق های انتخاباتی شهر قم، بالغ بر 240 هزار رای بیآورد و فاصله خود را با نفر دوم که 140 هزار رای آورد، یکصد هزار نفر بیشتر کند که این یکصد هزار رای را می توان رای اصلاح طلبان در قم دانست. این رای از آن اصلاح طلبان است زیرا رای سازمانی موسسه مصباح یزدی و رایحه احمدی نژاد بکلی انحصارا برای کاندیداهای آنها به صندوق ریخته شد
وکيل الرعایا یا وکیل الدوله !؟
سها سيفي
"حاجی واشنگتن" با استناد به يک فيلم ايراني، مي نويسد خريد آراي مردم عامي به وسيله نامزدهاي مجلس، سابقه اي ديرينه دارد:
اگر فيلم تحفه ها رو ديده باشيد، يک صحنه از اون رو به ياد دارين که آقاي مفاخر التجار عده اي روستايي (همشهري هاي بنده) رو در خانه اش جمع کرده بود و بهشون بستني مي داد تا در انتخابات مجلس راي بياره. جماعت هم بستني مي خوردن و شعار مي دادن: "وکيل ما مفاخره، وکيل ما مفاخره!" دست بر قضا اخباري به دستم رسيده که نماينده اصولگراي همان حوزه انتخابيه براي کسب راي مجدد به جوان ها کلاسورهاي گران قيمت کادو مي ده و به در هر خانه دو عدد مرغ فرستاده!
گفتم اصولگرا. يک توضيح بدم. من با به کار واژه اصولگرا براي خيلي از افرادي که زير اين پرچم سينه مي زنند، مخالفم. اين جماعت به هيچ اصولي پايبند نيستند و در راه قبضه قدرت، از هيچ تلاش غيراخلاقي فروگذاري نمي کنن. براي ناميدن اينها حتي نبايد از لفظ اقتدارگرا استفاده کرد. همه کارهاي اينها داره به اقتدار ايران آسيب مي زنه. اينها جز مشتي تماميت خواه هيچ چيز ديگري نيستن.
باز هم مشت محکم بر دهان دشمن
" ناز خاتون " خشونت روا داشته شده در حق يک جوان ايراني که فيلم آن اخيرا در يوتيوب پخش شده را موضوع آخرين پست اش قرار داده است:
فيلم هايي که اين روزها در يوتوب دست به دست ميگردد، نه تنها نشانه اي از ريشه کن شدن خشونت ندارند که به نظر ميرسد، خشونت نهادينه و ريشهدار تر شده. چطور ميشه موي بلند يک جوان را با يک وسيله ي عصر حجري کوتاه کرد و به درد او خنديد؟ تازه از دسته گل شون هم فيلبرداري ميکنند. البته فراموش نکنيم که مردم ما هميشه "مردم فهيم و عظيم و واقعا جان برکفي" هستند و به "وظايف ملي ميهنيشون" همواره عمل ميکنند و "مشت محکمي" بر دهان "دشمن" مي کوبند.
افتضاح اين سردار زارعي و فانتسم ايشون در برپا نمودن نماز جماعتي از پريرويان برهنه واقعا تهوع آوره. واعظان کين جلوه در محراب و منبر مي کنند/ چون به خلوت ميروند آن کار ديگر مي کنند. البته من فکر کنم ايشون به درجهاي از ذوب رسيده بوده و چنان در حالت خلسه فرو رفته که يک آن فکر کرده که به بهشت برين وارد آمده و حوريان خدمتش را ميکنند و در جوي آبش، شير و عسل جريان دارد. و خلاصه گفته ابتدا نماز شکر به جا بياورم تا برم سر اصل قضيه. شرم آوره...
سنتي که بايد تقويت شود
" امید معماریان " معتقد است راي دادن سنتي ست که بايد تقويت شود:
به نظرم مهم اين است که سنت راي دادن تقويت شود و اين نکته مهم جا بيافتد که تغيير دادن در هر مقدار آن - چه آن هنگام که مقدار تغيير قابل توجه است و چه آن هنگام که اندک- بسيارمهم است. کساني که اهميت راي دادن را کم مي دانند توجه کنند به روي گرداندن مردم از راي دادن در دوره دوم شوراهاي شهر و انتخابات مجلس هفتم وبعد از آن انتخابات رياست جمهوري. هميشه مي تواند يک پله بدتر ازآن چيزي که وجود دارد هم باشد. اين تحليل شخصي من است.
عذاب وجدان دارم ناخدا
" میداف" راوي عذاب وجدان يک راي دهنده در خارج کشور است:
گفت: از سفارت ايران برميگردم. گفتم: چي؟ سفارت ايران؟ درست است که ديپلماتهاي ايراني با آن ريش و پشم و با آن ريخت و قيافههاي ژوليده، آدمهايي را ميمانند که از قبر فرار کرده باشند؛ ولي در مجموع اين برادران بهظاهر مظلوم آدمهاي بدي نيستند و سعي ميکنند آزار شان بهکسي نرسد. چه کار بر سرت آوردهاند که تو را اين چنين نا اميد از زندگي و بيزار از خويشتن کردهاند؟
گفت: آزارشان بهکس نميرسد؟ پارسال که با تعدادي از متقاضيان پناهندگي، خود را به نرده سفارت زنجير کرده بوديم، آمدند و از درون محوطه سفارت "اسپري" فلفل دار بهچشم ما پاشيدند!
گفتم: شما خوتان را به نرده سفارت زنجير ميکنيد و توقع داريد شيريني و کيک هم تعارفتان بکنند؟
گفتم: حالا بگو ببينم چرا ناراحت و دلخوري؟
گفت: هيچي ناخدا، هيچي. فقط عذاب وجدان دارم.
گفتم: عذاب وجدان؟ باز خون خودت را کثيف کردي؟ بد و بيراه گفتي؟ خُب... چرا ناراحتي؟ مگه حقشون نيست؟ مگه تو را آواره از وطن نکردهاند؟ مگه پارسال اسپري و گاز اشکآور بهچشمات نپاشيدند؟
با لکنت زبان گفت: م...م... م...من رفتم ر..ر..رأي دادم.
چه کسي گفته اصلاح طلبان برنامه ندارند؟!
" حرفه خبرنگار" با اشاره به محتواي يک تراکت تبليغاتي مربوط به يک کانديداي زن اصلاح طلب، به کنايه نوشته است که اصلاح طلبان چندان هم بي برنامه نيستند:
دوستي ميپرسيد: "خب مثلا با راي ندادن شما چه اتفاقي ميافتد؟" جوابم روشن است كه: "هيچ!" اما از آن طرف ميپرسم "با راي دادن گروه مقابل قرار است چه اتفاقي بيافتد؟" مطمئنم كه پاسخ منصفانه و واقعبينانه به اين پرسش هم همان "هيچ" است. بنابراين شخصا ترجيح ميدهم در فرآيند كلاه گذاشتن بر سر خودم، دستكم شخصا نقشي نداشته باشم!
در آرايشگاه زنانه برگه تبليغاتي يك خانم اصلاحطلب (جلودارزاده) را دستم دادند.در برگه نوشته شده بود كه اين خانم عضو گروه كر و بسكتبال مدرسه بوده و براي اينكه درد كارگران را درك كند، مدتي هم در دوران دانشجويي كارگري كرده!! از قول اين خانم هم نوشته شده بود: "آرايشگري هنري شرافتمندانه است. اين حرفه با ترويج زيبايي در راستاي تحكيم بنيان خانواده گام برميدارد". و اهداف سركار خانم هم به شرح زير اعلام شده بود: "ايجاد تعاوني مسكن براي آرايشگران، تلاش براي تصويب بيمه آرايشگران، تاسيس بانك زنان، تاسيس وام خريد آرايشگاه براي زنان آرايشگر". نه بابا اين اصلاحطلبان بنده خدا چندان هم بيبرنامه نيستند !!!
حماسه بزرگ
" نگاهی دیگر نگاه ما " در قالبي طنزگونه، بخشي از دفترچه خاطرات يک نامزد نمايندگي مجلس هشتم را منتشر کرده:
از صبح کله سحر تماسها شروع شد. از همه جاي دنيا تماس ميگرفتند تا با من صحبت کنند و درباره اين "حماسه بزرگ" که جهان در انتظارش است سوال کنند. نکته جالبي که جا دارد به آن اشاره کنم اين بود که ميديدم چگونه جهانيان چشمهايشان را بر "روان آباد عليا" دوختهاند.
مدير يک شرکت اتومبيلسازي از آمريکا زنگ زد و بناي عجز و التماس را گذاشت که آقا جان هرکس که دوست داريد راه "روان آباد عليا" به "چشمه بابا پيري" را آسفالت نکنيد (از وعدههاي انتخاباتي من آسفالت اين راه مهم و استراتژيک منطقه بود) چرا که آنوقت ديگر ماشينها در چاله چوله نميافتند و جلوبنديشان خراب نميشود که نياز به قطعات ساخت ما اتومبيلسازان آمريکائي داشته باشند و ما اگر اين همه ميليون ميليون اتومبيلي که در اين راه روستائي شما جلوبنديشان ايراد پيدا ميکند را نداشته باشيم که بيايند از ما قطعه بخرند بايد درب اکثر کارخانههاي خودروسازي آمريکائي و شايد ژاپني را ببنديم.
حماسه نبود اما آمدند و راي دادند
" بر ساحل سلامت " هم نوشته است:
انتخابات برگزار شد. انتظار همين بود. مردم آمدند. راي دادند. نمي گويم حماسه که خيلي حرف درستي نيست و به درد تبليغات تلويزيوني مي خورد. تا جايي که ديدم و شنيدم، مردم راي ليستي شان بالا بود. اين نشانه مثبتي است. مهم نيست کدام ليست و چگونه. مهم اين است که ياد بگيريم حزب، قابل اطمينان تر و در دسترس تر از فرد است.
انتخابات برگزار شد و تهران شور انتخابات نداشت. اما چندان با زمانهايي که شور داشت فرق نداشت. نوع نگاه مردم به انتخابات فرق کرده و بايد تحليلش کرد. پيش بيني هاي انتخابي از حضور مردم اين بار درست تر و قابل اتکاتر بود. اين خودش يک قدم است به جلو!
آخر چطور ممکن است؟!
" عبد القادر بلوچ " پست کوتاهي به اين مضمون دارد:
جناب پرزيدنت فرمودهاند تنها راه نجات بشريت تمسک به راه امام حسين است.
داشتم به فرمايش ايشان فکر ميکردم که در عالم خيال سينه به سينه برخوردم به بشريت. به عرضش رساندم که تنها راه نجاتش تمسک به راه امام حسين است.
چپ چپ نگاهم کرد و گفت: راهي که خود امام را به کشتن داد چطورميتواند ناجي من باشد؟!
مردم حوصله نداشتند
بهزاد افشاري در " درخت بدون سایه " مي نويسد اگر اصلاح طلبان در تهران شکست بخورند، تقصير کم کاري خودشان است:
تقصير خودشان بود. وقتي که در همين چارچوب تبليغاتي محدود هم خوب عمل نکردند چه انتظاري مي شود از مردم داشت؟ در چند شعبه راي گيري که حضور پيدا کردم مي ديدم که بيشتر اسم حداد عادل را در اول فهرست مي نوشتند. آنها کسي را نمي شناختند و فقط اسامي را که مي شناختند مي نوشتند. بقيه را هم همينطوري از روي ليست ها نگاه مي کردند و اکثرا حوصله نمي کردند هر ۳۰ نفر را بنويسند.
خبر هاي موثقي از ستاد اصلاح طلبان مي رسد که چند نفري از آنها مي خواهند در همين مرحله کنار بکشند و در اعتراض به شرايط نابرابر و احيانا تقلب از ادامه ي رقابت کناره گيري کنند. به نظر مي رسد از تمامي ليست هاي اصلاح طلبان بيش از ۵۰ نفر به مجلس راه پيدا نکنند که اين رقم با توجه به ورود ۲۹۰ نفر به مجلس هشتم رقم ناچيزي است و تقريبا مي توان گفت که آنها شکست خوردند. اما ايرادي ندارد و آنها بايد ديگر به فکر انتخابات رياست جمهوري دور دهم باشند. والسلام !
راه حل تعيين ميزان مهريه
" یک بیوان چای داغ " معتقد است با توجه به وضعيت تقسيم کار در ايران، مهريه مسئله اي ست که همچنان موضوعيت دارد:
با وجود طرفداري ام از حق برابر زنان براي طلاق، تحت شرايط خاصي (مثلا خانه دار بودن کامل زن) از وجود مهريه هم - علي رغم همه نقدهايي که همه مي دانيم بر آن وارد است - طرفداري مي کنم. دليلش نوع تقسيم کار در جوامعي مثل جامعه ما است که حق الزحمه زن خانه دار را به صورت پولي پرداخت نمي کند و لذا در زمان جدايي سهمي براي مشارکت او در انباشت ثروت خانواده در طول زمان وجود ندارد. مهريه مي تواند تا حدي جبران کننده ضعف اين مکانيسم باشد.
حال صورت مساله اين است که در شرايط اعطاي حق طلاق به زن، سقف مهريه چه قدر مي تواند باشد؟ آيا همان مقدار قبلي يا کم تر/بيش تر از قبل؟ از ديد من صورت مساله بسيار شبيه آپشن فروش آمريکايي است. ولي آپشن فروش آمريکايي چيست؟
جدي نگير. مي گذرد
" سیب " نامه اي به خودش نوشته:
دوستي كه اندكي بزرگ تر از من است، مي گفت خيلي از اين مسائلي (مثل معنا و مرگ و زندگي و خدا و... ) كه اين روزها با شور و هيجان درگيرش هستي، در آينده كمرنگ مي شوند و چيزهاي ديگري جاي آنها را مي گيرد. او چنان صحبت مي كرد كه معنايش اين بود: "چندان جدي نگير، زمان همه ي اين ها را محو مي كند".
ولي من نتوانستم و نمي توانم باور كنم. تو خودت مي داني كه چگونه درگيرم، و از روز و شبهايم باخبري؛ از تو مي پرسم : آيا من آنگونه شده ام ؟ در آن روزها كه تو هستي چه چيزي جاي اين مسائل را گرفته است؟ آيا هنوز هم مثل امروز، فكر مي كني زندگي ِ بدون شور و شيدايي زندگي نيست؟ برايت دعا مي كنم، برايم دعا كن.
مرگ بر آمريکا، حالم را بد مي کند
" نگارک ها " از پخش برنامه اي که طي آن ميهمان برنامه گفته است که از شنيدن شعار مرگ بر آمريکا حالش به هم مي خورد؛ متعجب است:
در اين برنامه 45 دقيقهاي، فراي كه به زبان فارسي مسلط بود و با لهجهي خاصي سخن ميگفت، در بارهي ويژگيهاي برتر زبان فارسي نسبت به عربي سخن گفت و حتي به اين موضوع هم اشاره كرد كه تا چندين قرن پيش، بسياري از مردم افغانستان به زبان فارسي نماز ميخواندند. او با انتقاد از تملك دانشمندان ايراني به نام مليتهاي عرب يا ترك، افرادي چون ابوريحان بيروني، ابنسينا و... را از سرآمدگان فرهنگ فارسي دانست. او گفت: "عربها و ديگران نميدانند كه ايرانيان براي اسلام چه كردهاند. به نظر من، اساس اسلام و اسلام درست در اين آب و خاك بنيان نهاده شده است".
همچنين فراي بر گفتههاي پيشين خود نيز تأكيد كرد كه: "اين حرف اعراب اشتباه است كه ميگويند هركس عربي نوشته، عرب بوده است. اين درست نيست و بيشتر بزرگان، ايراني بودهاند. اما متأسفانه اين مسأله در ميان اعراب گم شده است." امّا جالبتر از همه، هنگامي بود كه او از صلحطلبي ايرانيان سخن گفت و به انتقاد از شعارهايي پرداخت كه در آنها از واژه "مرگ" استفاده ميشود؛ او حتي به صراحت اشاره كرد، وقتي ميشنوم كه گروهي ميگويند: "مرگ بر آمريكا" حالم بد ميشود و اين كار را اصلاً درست نميدانم
واما سخن آخر :
انتقادات بي سابقه یکی از اعضاء ارشد جريان اصولگراي مجلس عليه رفتارهاي دولت مدارانه هيات رئيسه مجلس، بار ديگر افکار عمومي را با موضوعي درگير کرد که ماههاست دغدغه بسياري از فعالين سياسي کشور قرار دارد.
واقعيت اينجاست که همزمان با روي کارآمدن دولت نهم چه بسيار نمايندگاني که متاسفانه وظايف قانوني نمايندگي را فراموش کرده و به مدح و ثناي دولت روي آوردند، دولتي که در هر صورت با نواقص و کاستي هايي همراه بوده است. اين دسته از نمايندگان در اين راه، هيچ انتقادي از عملکرد دولت را نيز برنتافته و بر حمايت همه جانبه از عملکرد دولت افتخار کردند.
هنوز به خاطر داريم که در پاسخ به تذکر يکي از نمايندگان در خصوص علت تاخير در پروازهاي کشور نيز از عملکرد دولت دفاع شد. حمايت از دولت در همين راستا به مسابقه اي تبديل گشت که هر کدام از نمايندگان به دنبال ربودن گوي سبقت در آن از ديگري بودند بي آن که دقيقا به اين موضوع بينديشند که «دولت سخنگو، تريبون و روزنامه دارد» و نيازي نيست که نمايندگان نقش وکيل الدوله را براي دولت ايفا نمايند.
منصرف کردن نمايندگان از طرح سوالا ت و انتقادات خود از اعضاي کابينه، تاخيرهاي پي درپي در اعلا م وصول طرح هاي تحقيق و تفحص و عدم رعايت حقوق اقليت و حتي اعضايي از اکثريت مجلس نيز از ديگر موارد مشابه از اعمال سليقه عده اي است که در تشريح وظايف نمايندگي، حقي را براي انتقاد و طرح پرسش از دولتمردان قائل نيستند و متاسفانه امروز وضعيت به نحوي است که اين عده هژموني مجلس را نيز به دست آورده و به نوعي بر ديگر نمايندگان، اعمال نفوذ مي کنند.
در اين سوي ماجرا اما مجلس و نمايندگي آن بنا به اصول مسلم قانون اساسي از جمله اصول 84 و 88 واجد ويژگي پرسشگري و انتقاد به عنوان دو رکن مهم نمايندگي مردم است به نحوي که اين ويژگي ها به مراتب مهم تر و حياتي تر از ساير وظايف نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلا مي تلقي شده است زيرا هر فردي اين امر مسلم را مي پذيرد که در برابر يکه تازي هاي برخي دولتمردان در ارائه طرح ها و لوايح و اظهارنظرها، مي بايست عده اي تصميم ساز و پيگير وجود داشته باشند که در برابراين رفتارها مقاومت کرده و پاسخگويي را از دولتمردان طلب نمايند تا دولتمردان نتوانند با خيالي آسوده به پيشبرد اهداف و برنامه هاي يک جانبه نگر خود ادامه دهند.
از همين رو بر نمايندگان مجلس است تا بازگشت به آرمان نمايندگي مجلس يعني پرسشگري و انتقاد، راه را بر افرادي که با اقدامات و تصميمات خود به دنبال کم رنگ کردن اين وظيفه حياتي نمايندگي مردم هستند، مسدود نمايند.
تفسير ليبراسيون از انتخابات ايران
اصلاح طلبان
باخت پيش از آغاز رأی گيری

دريچه اي که محمد خاتمي رئيس جمهور سابق ايران در 1997 بر روي اصلاح طلبي گشود، امروزکاملاً بسته شده است. رأي گيري روز جمعه براي انتخاب نمايندگان جديد مجلس به رقابت ميان دو جريان محافظه کار منحصر شده بود و اصلاح طلبان که در مجلس گذشته نيز با حدود 40 نماينده، در اقليت قرار داشتند، روزجمعه ناچاربودند فقط براي حفظ بقاي سياسي خود در مبارزات انتخاباتي شرکت کنند.
امسال هم مانند سال 2004، سازمان هاي مسئول تأئيد صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي، صفوف اصلاح طلبان را آماج ضربه هاي سخت خود قرار دادند. شوراي نگهبان قانون اساسي که محافظه کاران مهار آن را دردست دارند، با رد صلاحيت بيش از 2000 نامزد اصلاح طلب، عملاً به آن ها امکان رقابت براي يک سوّم از 290 صندلي مجلس را داده است.
محافظه کاران که بي کمترين ملاحظه اي اصلاح طلبان را "عوامل دشمن" خطاب مي کنند، آن ها را در شرايط سختي قرار داده اند.
الياس نادران نماينده محافظه کار مجلس به پيرمؤذن، سخنگوي اقلّيت اصلاح طلب مجلس به خاطراينکه درمصاحبه با صداي آمريکا از رد صلاحيت گسترده نيروهاي اصلاح طلب به شدّت انتقاد کرده بود، حمله کرد و خطاب به او گفت: "مجلس جاي جاسوس ها و کساني که درخواست پناهندگي مي کنند، نيست".
حتي علي خامنه اي، رهبر انقلاب نيز که قاعدتاً نبايد نظر خود را نسبت به هيچ يک از جريان هاي سياسي ابراز کند، با حمله به محمد رضا خاتمي، يکي از رهبران اصلاح طلب که متهم است با سفير آلمان در تهران ملاقات کرده، گفت: "يکي از نشانه هاي عدم صلاحيت يک نفربراي ورود به مجلس اينست که مرزروشني بين خود و دشمن نکشد و بازيچه دست دشمن قرار گيرد".
رئيس جمهور سابق ايران و رهبر جريان اصلاح طلب، محمد خاتمي خواستار شرکت گسترده مردم در انتخابات، براي آنچه که او آن را دفاع از "آزادي" مي خواند، شده بود. امّا در چنين شرايطي، انتخابات بيش از هرچيز فرصتي است براي جريان هاي محافظه کار تا به ارزيابي نيرو هاي خود بپردازند.
تمام نيروهاي اردوگاه محافظه کار از احمدي نژاد گرفته تا علي لاريجاني، سرپرست سابق تيم مذاکره کننده هسته اي، و محمد قاليباف شهردار تهران نام نامزدهاي خود را در دوفهرست انتخاباتي گنجانده بودند.
اهميت انتخابات روز جمعه مجلس ايران به خاطر در پيش روبودن انتخابات رياست جمهوري سال آينده دوچندان ميشد. نبايد فراموش کنيم که تمام افراد حامي فهرست هاي انتخاباتي محافظه کاران مردان رهبرند که همه چيزشان را به او مديونند.
يک ايراني کارشناس مسائل سياسي که مايل نيست نامش برده شود مي گويد: "خامنه اي در رأس مجلسي قرار خواهد گرفت که تمام جريان هاي حاضردرآن خود را منتسب به او مي دانند. و او مي تواند هرکه را که مي خواهد انتخاب کند. در انتخابات رياست جمهوري گذشته[ در سال 2005] او احمدي نژاد را انتخاب کرد چون او مناسب ترين فرد براي کنار زدن رقيبش رفسنجاني بود. از اين مرحله به بعد خامنه اي مي تواند راهش را از رئيس جمهور آلت دست خود، که سياست هاي عوام گرايانه اش بسيار پرهزينه بوده است، جدا سازد. بنابراين، برنده اصلي اين انتخابات خامنه اي است".
امّا به اعتقاد کارشناس مذکور اين پيروزي براي خامنه اي بدون هزينه نخواهد بود: "رهبر با سد کردن راه ورود تعداد زيادي از نامزدان اصلاح طلب به مجلس و تبديل مجلس به مجلسي يکدست و دفتر خانه اي براي ثبت منوياتش، بنيان هاي حاکميت را سست کرده و آن را آسيب پذير مي سازد".
در انتخاباتي که به رقابت جريان هاي محافظه کار منحصر شده بود به سختي مي توان به ميزان محبوبيت احمدي نژاد در ميان مردم، که بسياري از آنان از تورم و بيکاري شکايت دارند، پي برد. در انتخابات شوراي شهر سال 2006 هواداران احمدي نژاد شکست سختي را متحمل شدند. از همين رو در انتخابات اخير فهرست گروه هوادار رئيس جمهور به نام " رايحه خوش خدمت" در فهرست ائتلاف اصلي محافظه کاران به نام "جبهه متحد اصولگرايان" ادغام شده است. امّا رئيس جمهور به نظر نگران نمي رسد. !! ولی از چه سو به یکباره سفر خود را بفوریت بپایان رسانده و به تهران بازگشت......!!؟؟
منبع: ليبراسيون
از زندان تا پناهندگی


"به نظر ما اين اقدام واقعا خيانت و اقدامي زشت بوده و نه تنها در شان افرادي که در مسئوليت هاي مختلف قرار داشته و دارند نيست، بلکه از مردم عادي هم انتظار نمي رود با رسانه هايي که دشمني آنها با ملت ايران آشکار است همنوايي کنند.ضمن اينکه براي مسوولين مقرراتي در اين زمينه ابلاغ شده که قانوني است و تخطي از آن را پيگيري مي کنيم.به هر صورت اين موضوع بايد پيگيري شود و وزارت اطلاعات حتما با چنين جرياناتي برخوردمي کند."
سخنان بالا اظهارات غلامحسين محسني اژه اي، وزير اطلاعات جمهوري اسلامي در واكنش به مصاحبه اخير نورالدين پيرموذن، سخنگوي فراکسيون اقليت مجلس هفتم با تلويزيون صداي آمريكا است.
يكشنبه گذشته تلويزيون صداي آمريكا در برنامه "ميزگردي با شما" با يك نماينده مجلس فعلی ايران كه براي انتخابات مجلس آينده رد صلاحيت شده، گفتگو كرد.
دكتر پيرموذن كه به گفته خود براي شركت در يك كنفرانس علمي در بوستون آمريكا بسر مي برد در اين گفتگو با موضوع "پشت پرده انتخابات" ضمن بيان جزيياتي از نحوه بررسي صلاحيت ها، عنوان كرد كه: "براساس توافق اوليه اصلاح طلبان قرار بود اگر رد صلاحيت ها گسترده باشد، شركت در انتخابات صورت نگيرد، حال آنكه اينك دوستان اصلاح طلب به حضور حداقلي قانع شده اند."
اين گفتگو در ايران با واكنش هاي مختلفي رو به رو شد. هر چند برخي از چهره هاي سياسي آن را دفاع از "مظلوميت رد صلاحيت اصلاح طلبان" و "استفاده از همه ابزارها براي رساندن حرف اصلاح طلبان" عنوان كردند اما جناح اصولگرا از اين حضور و گفتگو به شدت انتقاد كرد؛ چنانکه الياس نادران، از چهره هاي سرشناس گروه راست گفت: "مجلس شوراي اسلامي جايگاه جاسوسان و پناهندگان به آمريكا نيست."
در اين شرايط، پس از نشست هيات دولت در روز گذشته، محسني اژه اي در جمع خبرنگاران حاضر شد و از برخورد وزارت اطلاعات با "خائنان به ملت ايران و تخطي کنندگان از قوانين کشور" خبر داد.
"اژه اي" در واكنش به مصاحبه پيرموذن گفت: "به نظر ما اين اقدام واقعا خيانت و اقدامي زشت بوده و نه تنها در شان افرادي که در مسئوليت هاي مختلف قرار داشته و دارند نيست، بلکه از مردم عادي هم انتظار نمي رود با رسانه هايي که دشمني آنها با ملت ايران آشکار است همنوايي کنند.ضمن اينکه براي مسوولين مقرراتي در اين زمينه ابلاغ شده که قانوني است و تخطي از آن را پيگيري مي کنيم."
به اين ترتيب وزير اطلاعات كه خود سالها بر مسند قضاوت بوده ضمن صدور "حكم به برخورد" با اين نماينده مجلس، بار ديگر بر وجود مقرراتي تاكيد کرد كه براساس آن "مسوولين اجازه صحبت كردن با رسانه هاي خارجي" را ندارند.
وزير اطلاعات همچنين در پاسخ به اين سئوال که "آيا وزارت اطلاعات با پيرموذن برخورد خواهد کرد"، اظهار داشت: "به هر صورت اين موضوع بايد پيگيري شود و وزارت اطلاعات حتما با چنين جرياناتي برخورد مي کند." محسني اژه اي در اين مصاحبه همچنين درباره انتشار برخي اخبار طي روزهاي اخير مبني بر گفتگوي رضا خاتمي با سفير آلمان در تهران نيز گفت: "بدون شک تماس با افراد بيگانه ضوابط خاص خود را دارد وهر کس نمي تواند در هر موضوعي با افراد بيگانه صحبت کند."
وزير اطلاعات اينگونه ديدارها را "زشت" عنوان کرد و در مورد عواقب يا برخورد احتمالي با خاتمي افزود: "بدون شک اگر فردي که اين اقدام را انجام داده به حزب يا تشکل خاصي وابسته باشد غلط بودن اقدام او واضح تر و بيشتر خواهد بود واين موضوع از قبح قضيه نمي کاهد. اگر قرار باشد برخوردي با اين فرد شود برخورد قضايي خواهد بود و اين موضوع به دولت ارتباطي ندارد. "
انتقاد شديد وزير اطلاعات از حضور يك نماينده مجلس در تلويزيون صداي آمريكا موجب شد تا ديروز (شنبه) روزنامه كويتي الوطن، با مطرح كردن اينك "احتمالا پيرموذن ازكاربيكار مي شود" نوشت: "درصورت اثبات اتهامات سخنگوي اقليت مجلس ازسوي قوه قضائيه اين احتمال وجود دارد كه پيرموذن اعدام شود!"
پيرموذن: بر ميگردم
پس از پخش گفتگوي پيرموذن با صداي آمريكا، رسانه هاي نزديك به جناح راست، از جمله خبرگزاري فارس سعي كردند چنين القا كنند كه وي قصد بازگشت به ايران را ندارد. حتي فارس در گزارش خود نوشت كه: "پيرموذن از پاسخ مستقيم به اينكه به ايران بازمي گردد يا خير، خودداري كرد" تا به اين ترتيب اينگونه در اذهان تداعي كنند كه وي در پي اين مصاحبه به آمريكا پناهنده شده است؛ اما نورالدين پير موذن با "شايعه دانستن" پناهندگي خود به آمريكا، گفت: " اگر چه دلم از همه شكسته است اما مطمئنا به تهران باز خواهم گشت."
وي با بيان اينكه من شب و روز براي مردم زحمت كشيدهام، گفت: "قصد نداشتم تا در انتخابات مجلس هشتم ثبت نام كنم اما با تقاضاي مردم ثبت نام كردم."
پيرموذن برعكس اظهارات وزير اطلاعات، سخنان خود را در چارچوب قانون عنوان كرد و با تاکيد بر اينكه "من در مصاحبه با تلويزيون صداي آمريكا خطوط قرمز را رعايت كردم"، گفت: "من وارد خطوط قرمز نشدم و هنوز هم به اين خطوط احترام ميگذارم ولي انتظار داشتم تا كسي به فرياد من و برادرم كه در انتخابات رد صلاحيت شديم برسد."
واكنش ها به مصاحبه
چند ساعت پس از مصاحبه پيرموذن با صداي آمريكا، الياس نادران نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي به فارس گفت: "مجلس شوراي اسلامي جايگاه جاسوسان و پناهندگان به آمريكا نيست."
اين عضو فراكسيون راست مجلس همچنين با درست بودن رد صلاحيت ها يادآور شد: "رفتار پيرمؤذن كه خود در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحيت شده نشان ميدهد كه مسئولين در خصوص رد صلاحيتها درست عمل كردهاند و حداقل اين رد صلاحيتها در مورد ايشان درست بوده چرا كه مجلس جايگاه آدمهاي جاسوس و پناهنده به آمريكا نيست."
محمد رضا باهنر، نايب رئيس اول مجلس شوراي اسلامي نيز با اشاره به مصاحبه اين نماينده اصلاح طلب گفت: "پيرمؤذن بايد پاسخگوي اظهارات خود باشد. "
باهنر، رئيس فراكسيون اكثريت مجلس شوراي اسلامي افزود: "بايد صحبتهاي پيرمؤذن را بررسي كرد و اگر اظهارات وي منافع ملي را به خطر بيندازد، بايد پاسخگوي اظهارات خود باشد." وي همچنين در پاسخ به اين سؤال كه "پيرمؤذن در اين مصاحبه رد صلاحيتهاي صورت گرفته در انتخابات مجلس هشتم را قتلعام سياسي دانسته آيا واقعاً اينگونه است؟"، گفت: "نميدانم مشكل آقاي پيرمؤذن چيست. اما بايد توجه داشت كه در زمينه رد صلاحيتها بحثهاي زيادي شده و ما هم ممكن است انتقادهايي داشته باشيم، ولي بايد توجه داشت كه رد صلاحيتها اقدامي سياسي نبوده است."
در سوي ديگر، محمد رضا تابش، رئيس فراكسيون اقليت مجلس كه طيف اصلاح طلبان مجلس را نمايندگي مي كرد نه تنها از پيرموذن حمايت نکرد بلكه رسما "گفتوگو با رسانههاي فارسي زبان بيگانه" را محكوم کرد و گفت: "اگر رد صلاحيت هم بشويم، بناي ما اين نبوده كه اعتراض خود را از طريق رسانههاي بيگانه به گوش ملت خود برسانيم، حتي اگر رسانهها را از ما بگيرند و هر روز دسترسي به رسانههاي داخلي براي ما محدودتر شود. تندروهاي دولت آمريكا مايل نيستند اصلاحطلبان در انتخابات پيروز شوند و همان مواضعي را دارند كه اقتدارگرايان در تهران نسبت به اصلاحطلبان هم دارند، اينها آتشبيار معركه همديگر ميشوند. "
تابش با اشاره به بهره برداري تبليغاتي خبرگزاري فارس از مصاحبه اخير پيرموذن، همچنين گفت: "تندروها در آمريكا شو راه مياندازند و تندروها در تهران از آن استفاده ميكنند متقابلاً اينها رفتاري ميكنند كه كانديداها رد صلاحيت شوند. تندروهاي آمريكا نيز تشخيص به عدم شركت در انتخابات ميكنند، آنها دلشان نميخواهد اصلاحطلبان برنده شوند، زيرا در صورت برنده شدن اصلاحطلبان در انتخابات دست تندروهاي آمريكا براي پياده كردن سياستهاي خصمانه عليه ايران بسته ميشود."
رسا قاضي نژاد
فاصله ميان حداقل دستمزد و خط فقر: 380 هزار تومان
آیا مسوولان حاضرند يک ماه ، فقط یکماه
با اين حقوق زندگی کنند؟
در حالي كه حداقل دستمزد سال آينده كارگران با 20 درصد افزايش نسبت به امسال تعيين شده است، حدود دو هزار كارگر در نامه اي خطاب به مسئولين حمهوري اسلامي ايران اعلام كردند كه افزايش 20 درصدي حداقل دستمزدها، هيچ دردي از كارگران را دوا نخواهد کرد.
عليرضا محمد علي، مشاور وزير و مدير کل روابط عمومي وزارت کار و امور اجتماعي اعلام کرد كه براساس تصميم شوراي عالي کار، حداقل دستمزد کارگران در سال 1387، 20 درصد افزايش مي يابد. بدين ترتيب، حداقل دستمزد کارگران كه در سال 1386، 183 هزار تومان بوده است، در سال آينده به 219 هزار و 600 تومان مي رسد.
اين مقام وزارت كار و امور اجتماعي همچنين افزود: براي ساير سطوح دستمزدي کارگران، 845 تومان به مزد روزانه آنان، به علاوه 5 درصد که به صورت پلکاني محاسبه مي شود، اضافه خواهدد شد.
شورايعالي كار بايد همه ساله با حضور نمايندگان سه گروه دولت، كارگران و كارفرمايان در اجراي ماده 41 قانون كار با در نظر گرفتن مصالح كارگران و در انطباق هرچه بيشتر ميزان درآمد آنان با سطح معيشت و همچنين با توجه به مقتضيات بنگاههاي توليدي و كارفرمايان و شرايط اقتصادي جامعه در مورد تعيين حداقل مزد قانوني كارگران تصميم گيري كند و موارد مورد تصويب را طي بخشنامهاي با امضاي وزير كار و امور اجتماعي از طريق حوزه معاونت روابط كار به آگاهي كليه كارفرمايان و كارگران واحدهاي مشمول قانون كار سراسر كشور برساند.
در اين ارتباط، برخي از رسانه ها همانند ايسنا عنوان كرده اند كه افزايش حداقل دستمزد كارگران منطبق با افزايش نرخ تورم بوده است!!! كه در سال جاري به 20 درصد رسيده است.
با اين همه، كارگران و تشكل هاي كارگري در ساليان اخير از تصميم گيري هاي اين شورا ابراز نگراني كرده اند. تشكل هاي كارگري معتقدند در شرايطي كه افزايش دستمزد كارگران كمتر از ميزان نرخ تورم است، عملكرد اين شورا عملا بر ضد منافع آنان است.
در همين راستا، برخي از فعالان كارگر از انفعال كساني كه به عنوان نماينده كارگران در نشست هاي شورا شركت مي كنند و پس از مخالفت هاي اوليه، بر تصميمات آن مهر تاييد مي نهند، انتقاد مي كنند.
از سوي ديگر، نمايندگان كارفرمايان در ساليان گذشته بارها مخالفت خود با افزايش حداقل دستمزد كارگران، در شرايطي كه كارخانه ها و شركت ها با مشكلات عديده اقتصادي مواجه هستند، ابراز داشته اند، مشكلاتي كه بسياري از كارشناسان و اقتصاد دانان، سياست هاي دولت را عامل اصلي آن مي دانند. در هر حال، كارفرمايان با توجه به مشكلات، با اكراه تن به افزايش حداقل دستمزد كارگران مي دهند و هنگامي كه اين موضوع مورد توافق آنان نباشد، اخراج كارگران مد نظر قرار مي گيرد.
درهمين ارتباط، برخي کارشناسان به تجربه دستمزدهاي دوگانه را كه در سال 1385 توسط وزارت كار و امور اجتماعي به اجرا گذاشته شد، اشاره مي کنند.
وزارت کار و امور اجتماعي، هدف از افزايش حقوق و تعيين دستمزد دوگانه را تامين نيازهاي کارگران و تشويق کارفرمايان به استخدام رسمي کارگران قراردادي عنوان کرده بود، اما گزارش ها نشان داد که با اجراي اين تصميم، نه تنها کارگران قراردادي به استخدام رسمي در نيامدند، بلکه کارفرمايان براي کاهش هزينه هاي ناشي از افزايش دستمزدها، اخراج کارگران قراردادي را در برنامه كار خود قرار دادند. اين موضوع در نهايت موجب آن شد كه شوراي عالي كار به رغم مخالفت محمد جهرمي، وزير كار و امور اجتماعي، دستمزدهاي دوگانه را حذف كند.
حاضريد يك ماه با حداقل دستمزد يك كارگر زندگي كنيد؟
حدود دو هزار كارگري که در نامه اي به شوراي عالي کار، کميته دستمزدها، وزارت کار و امور اجتماعي و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به انتقاد از ميزان افزايش دستمزد كارگران در سال هاي گذشته پرداخته اند، گفته اند: "دستمزد و حقوقي که طي سال هاي گذشته از سوي دولت و شوراي عالي کار براي ما کارگران و ساير بخش هاي حقوق بگير، همچون معلمان و بازنشستگان و کارمندان جزء، تعيين شده است، به هيچوجه، کفاف هزينه هاي زندگي ما را نکرده است و سال به سال، خانواده هاي ما در فقر و فلاکت بيشتري فرو رفته اند. به طوري که در شرايط حاضر، ما ديگر قادر به تامين يک زندگي بخور و نمير براي خود و خانواده هايمان نيستيم و نمي توانيم با دستمزدهاي فعلي، حتي اجاره بهاي منازل مسکوني خود را نيز تامين کنيم."
نامه مذكور به ابتكار اتحاديه سراسري كارگران اخراجي و بيكار ايران تهيه و توسط كارگران كارخانه هايي در منطقه عسلويه و استان هاي كردستان، آذربايجان غربي، آذربايجان شرقي، كرمانشاه و تهران به امضا رسيده است.
كارگراني كه اين نامه را امضا كرده اند، با اشاره به اينكه روند افزايش حداقل دستمزدها، جبران وضعيت زندگي آنان و خانواده هايشان را نمي كند، نوشته اند: "در طول چند سال گذشته، هزينه هاي زندگي ده ها برابر شده و قدرت خريد ما کارگران و ساير مزد بگيران بطور مرتب و بي سابقه اي پائين تر آمده است."
در اين نامه خطاب به تصميم گيرندگان در مورد دستمزد كارگران آمده است: "سال قبل، حداقل دستمزد را 183 هزار تومان تعيين کرديد، اما ميزان خط فقر بالاي 500 هزار تومان بود. اين در حالي است که در طول سال جاري با بالا رفتن سرسام آور هزينه هاي زندگي، کمر کارگران و حقوق بگيران زير فشار نداري خرد شده است. خودتان در اين مملکت زندگي مي کنيد و مي دانيد که حتي با يک ميليون تومان هم نمي توان آنچنانکه شايسته ي شان انسان است، در اين جامعه زندگي کرد."
آنان سپس از مسئولين پرسيده اند "آيا واقعا حاضريد با اين حقوق هايي که به ما کارگران داده مي شود، حتي يک ماه زندگي کنيد؟ پس چرا ما کارگران بايد اين را قبول کنيم؟ پس چرا ما بايد اين را قبول کنيم که سهم ما از توليد اين همه ثروت و نعمت در جامعه، فقر و فلاکت روز افزون باشد؟"
امضا كنندگان اين نامه اعلام كرده اند كه ديگر نمي توانند زير خط فقر زندگي کنند و تداوم اين زندگي براي آنها غير قابل تحمل است. "ما خواهان حداقل دستمزد با احتساب تامين يک زندگي شرافتمندانه و مرفه براي يک خانواده چهار نفره از طريق دخالت و نظارت خود کارگران در تمامي سطوح مزد بگيران هستيم."
در اين خصوص، يكي از اعضاي اتحاديه سراسري كارگران اخراجي و بيكار ايران گفت: "كارگراني كه اين نامه را امضا كرده اند و ديگراني هم كه آن را امضا خواهند كرد، مي خواهند از زندگي شايسته اي برخوردار شوند." وي افزود: "با حداقل دستمزدهايي كه بويژزه در اين دو سه سال تعيين شده است، هفت ميليون كارگر و خانواده هايشان حتي اين امكان را ندارند كه بتوانند به ميزان كافي براي زنده ماندن در آمد داشته باشند."
اين فعال كارگري پيش بيني كرد كه با احتساب اينكه حداقل دستمزد كارگران حدودا 220 هزار توماني براي سال آينده با خط فقر اغلام شده 600 هزار توماني در سال جاري فاصله چشمگير 380 هزار توماني دارد، گفت: "خيلي ساده مي توان گفت با توجه به افزايش نرخ تورم، كارگران و خانواده هاي آنان به چه روزگاري خواهند افتاد."
تورم افسار گسيخته براي سال آينده
حداقل دستمزد كارگران براي سال 1387 در شرايطي اعلام شده است كه نرخ 20 درصدي تورم اعلام شده توسط بانك مركزي مورد قبول بسياري از اقتصاددانان نبوده است. حتي برخي از اين اقتصاددانان مي گويند نرخ واقعي تورم بيش از 30 درصد است و معيارهاي بانك مركزي براي تعيين نرخ تورم صحيح نيست.
سعيد شيركوند، معاون وزير امور اقتصاد و دارايي دولت محمد خاتمي، از جمله اين اقتصاددانان است كه روز 22 اسفند در گفت و گو با خبرگزاري آفتاب گفت: "نرخ تورم بر اساس حدود 380 قلم کالا توسط بانک مرکزي مورد محاسبه قرار ميگيرد. اين 380 قلم کالا در چند بخش مختلف طبقهبندي مي شوند و از آنها ميانگين گرفته ميشود. بنابراين بسيار طبيعي خواهد بود که در سبد هزينه برخي خانوارها نرخ تورم بسيار بيشتر از تورم رسمي اعلام شده احساس گردد".
همچنين مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي با بررسي بودجه ارائه شده از سوي دولت محمود احمدي نژاد، هشدار داده است كه اين بودجه موجب تورم افسارگسيخته در سال 1378 خواهد شد.
اين موضوع، به گزارش رسانه ها، نگراني در جامعه، بويژه در ميان كارگران، را در پي داشته است كه حداقل دستمزدشان در سال جاري بسيار پايين تر از رقم 600 هزار توماني خط فقر است. حال، با افزايش حداقل دستمزد كارگران به حدود 220 هزار تومان، آيا مي توان گفت كه مسئولان گامي در جهت بهبود زندگي حداقل هفت ميليون كارگر و خانواده هاي آنان برداشته اند؟ آنهم در شرايطي كه به نوشته روزنامه سرمايه در 19 دي ماه، حقوق حدود 85 درصد از كارگران ايران، همان حداقل دستمزدي است كه از سوي شوراي عالي كار تعيين و اعلام مي شود؟
اخراج گسترده کارگران در شب عيد
اخبار از اخراج گسترده کارگران در آخرين روزهاي سال از کارخانه ها حکايت دارد. تنها در استان قزوين بيش از 30 هزار کارگر بيکار شده و در چندين کارخانه بزرگ کارگران به دليل عدم دريافت ماه ها دستمزد، دست به اعتصاب زده اند.
در سال هاي اخير اخراج کارگران قرار دادي در روزهاي آخر سال به روالي از سوي کارفرمايان تبديل شده است. در همين زمينه سايت اينترنتي "دسترنج" نزديک به فعالان کارگري از اخراج گسترده کارگران درچندين کارخانه خبر داده است.
عيد علي کريمي فعال کارگري در قزوين از اخراج 30 هزار کارگر در اين شهر خبر داده و به اين سايت گفته: "بيش از 50 در صد از کارگران قراردادي استان قزوين بدون دريافت حقوق، سنوات، عيدي و پاداش با اتمام قرارداد کاري خود بيکار شدند تا در صورت تمايل کارفرمايان و مالکان واحدهاي توليدي در نيمه دوم فروردين ماه بکار گرفته شوند."
به گفته وي "نبود نظارت کافي از جانب وزارت کار باعث شده کارفرمايان با تنظيم قراردادهاي کوتاه مدت زمان اتمام قراردادها را طوري تنظيم کنند که کارگران مشمول مزاياي پايان سال و همچنين تعطيلات ايام نوروز نشوند".
به گفته اين فعال کارگري "کارفرمايان با انباشت ميليون ها تومان ثروت نا مشروع از حقوق ودسترنج کارگران فقر وگرسنگي را به خانوار کارگري هديه داده و با عدم تمديد قرار داد ها امنيت شغلي آنها را تباه کرده اند". کريمي هم چنين گفته: "انعقاد قراردادهاي 2 ماه و 6 ماهه با کارگران باعث شده تا خيل عظيم کارگران اين استان نتوانند در صورت اخراج از بيمه بيکاري استفاده کنند".
در غرب تهران که بيشترين کارخانه هاي صنعتي استان تهران در آن قرار دارد نيز بيش از 3 هزار کارگر اخراج شده اند. به گفته فعالان کارگري در اين منطقه "از مجموع 5 هزار كارگري كه بصورت قراردادي در كارخانه هاي غرب تهران شاغل هستند، قرار داد 60 درصد آنان در آستانه سال نو تمام شده است" به گفته اين فعالين علت اخراج اين کارگران "پرداخت نكردن مطالبات پايان سال" و "عدم اعطاي مرخصي نوروزي باحقوق" به کارگران است.
اخبار ساير شهرها نيز اخراج گسترده کارگران در آخرين روزهاي سال را تائيد مي کند. از جمله در بجنورد 380 کارگر فضاي سبز و خدمات شهرداري اين شهر به دليل اتمام قرار داد از کار بيکار شدند. اين کارگران با قرار دادهاي 3 ماه و 6 ماهه که براي گريز از لزوم بيمه کردن کارگران رواج يافته مشغول به کار بودند.
بيش از هزار کارگر فني معدن ذغال سنگ طبس نيز طي روزهاي اخير با پايان قرارداد کاري اخراج شدند. غلامرضا محمدي يکي از فعالان کارگري در طبس به سايت دسترنج گفته: "اين تعداد از کارگران قراردادي که بواسطه شرکت هاي پيمانکار در معدن ذغال سنگ مشغول بکار هستند طبق روال هر سال در روز هاي پاياني سال اخراج مي شوند" به گفته وي "هزار کارگر با امضا اجباري برگه تسويه حساب علاوه بر مزاياي پايان سال و مرخصي هاي ايام نوروز از حقوق يک ماه کاري خود نيز محروم شدند".
قراردادهاي موقت از سال هاي اول دهه 70 که با تفسير جديد وزارت کار از ماده 7 قانون کار قراردادهاي بدون تاريخ از شمار قرار دادهاي دائمي خارج شدند، در کشور باب شده است. پس از آن وقتي در اولين سال رياست جمهوري محمود احمدي نژاد حقوق پايه کارگران به يکباره 40 درصد افزايش يافت، علاوه بر اخراج نزديک به 320 هزار کارگر، کارفرمايان براي فرار از بيمه کارگران و کاهش تعهدات خود به قرار داده هاي کوتاه تر 6 و 3 ماهه رو آوردند.
براساس آمارهاي رسمي بيش از 85 درصد کارگران شاغل تحت قرار دادهاي موقت کار مي کنند.
اعتراض کارگران
روزنامه سرمايه در همين ارتباط خبر داد که بيش از 5 هزار تن از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه از 15 اسفند براي تحقق مطالبات صنفي خود دست به اعتصاب زدند. اعتصاب ابتدا از سوي 1700 تن از کارگران و در اعتراض به عدم پرداخت حقوق آغاز شد اما پس از آن ساير کارگران کارخانه نيز دست از کارکشيدند.
بحران در اين کارخانه توليد شکر در دو سال گذشته و پس از کاهش تعرفه وارداتي و مجوز ورود شکر خارجي از سوي دولت تشديد شد و به دنبال آن کارخانه نيشکر هفت تپه و چندين کارخانه مشابه با بحران مواجه شدند. کارگران اين کارخانه که دو سال گذشته يازده بار اعتصاب کرده اند با برخوردهاي خشونت آميز نيروهاي امنيتي نيز مواجه شده اند. چند ماه قبل 7 تن از فعالان کارگري اين شرکت در جريان اعتصاب بازداشت شدند. علاوه بر فريدون نيکوفر، جليل احمدي، علي نجاتي، نجات دهلي و محمد حيدري، قربانعلي رمضان پور و محمد حيدري مهر، يک خبرنگار به نام ابوالفضل عابديني نيز به دليل انتشار اخبار مربوط به اعتصاب اين کارگران بازداشت شد. بازداشت شدگان مدتي بعد به قرار وثيقه آزاد شدند اما قرار است به اتهام اقدام عليه امنيت محاکمه شوند.
در تهران نيز خبرازاعتصاب در کارخانه پارس مينو میرسد. بنابر اين گزارش تمامي 1500 كارگر كارخانه مينوي تهران در اعتراض به آنچه كه تغيير در دريافت حقوق و مطالبات معوقه خوانده اند، دست از کار کشيده و در محوطه كارخانه تجمع كرده اند.
کارگران علت اعتصاب خود را "اعتراض به کاهش چشمگير مطالبات پايان سال و تبعيض در پرداخت برخي مزاياي نقدي" عنوان کرده اند. يک فعال کارگري در اين کارخانه گفته است: "تاكنون بارها به دليل مشكلات كارگري نمايندگان وزارت كار به كارخانه آمده و با آنها مذاكره كردهايم، اما هيچ نتيجهاي حاصل نشده است".
"عدم پرداخت حقوق کارگران" منحصر به کارخانه هاي نيشکر هفت تپه و پارس مينو نيست و بسياري از کارخانه هاي ديگر نيز چنين موقعيت مشابهي دارند. از جمله کارخانه خاور در گيلان است که بيش از 200 کارگر آن طي 10 ماه گذشته حقوق دريافت نکرده اند. به گفته محمد يعقوبي فعال كارگري در گيلان "بحران در اين واحد نساجي در پي واگذاري بدون برنامه کارخانه به بخش خصوصي شدت گرفته و كارخانه هم اكنون بدليل سو مديريت و عدم پايبندي كارفرما به تعهداتش به شخص ديگري واگذار شده است". وي تاکيد کرده: "با وجود واگذاري مجدد، اين کارخانه به دليل نبود مواد اوليه، توليد ندارد و كارگران بدون دريافت حقوق در بلاتكليفي بسر مي برند".
شمار کارگران اخراجي به گفته صاحب نظران امورکارگري بسيار بيشتر از اين آمارهاست اما به دليل سرکوب فعالان کارگري و رسانه هاي نزديک به آنان طي دو سال اخير و ممنوعيت هاي انتشار اين اخبار، رسانه هاي رسمي کشور اخبارکارگران را منتشر نمي کنند.
کارفرمايان دليل اصلي رکود توليدي در کارخانه ها را حجم واردات بسيار کالا و رسوب کردن توليدات داخلي در انبارها و در برخي موارد ناشي از عدم دسترسي به مواد اوليه عنوان مي کنند.
کارگران در اين ميان علاوه بر نقش دولت برخي از کارفرمايان را متهم مي کنند که در قبال دريافت تسهيلات، علاوه بر عدم پرداخت حقوق کارگران در صدد اعلام ورشکستگي و تغيير کاربري کارخانه ها و دستيابي به سودهاي باد آورده هستند.
در ماه هاي اخير اخبار دردناکي از خودکشي کارگران در مناطق مختلف کشور در رسانه ها منتشر شده است. اين اخبار حاکي از آن است که برخي از کارگران تحت فشار اقتصادي ناشي از عدم پرداخت حقوق و شرايط بد زندگي به چنين اقداماتي دست زده اند.
نهادهاي امنيتي و شوراهاي تامين در استان هاي مختلف کشور در صورت بروز هرگونه اعتراض کارگري آن را سرکوب مي کنند. دستکم دو فعال شناخته شده کارگري منصور اسانلو و محمود صالحي از ماه ها پيش بازداشت شده و در زندان به سر مي برند.
خبرگزاري ايلنا که در سال هاي اصلاحات آغاز به کار کرد و بخشي از اخبار اعتراضات کارگران را منتشر مي کرد، اوايل تابستان سال 86 با شکايت هاي مکرر مقامات دولتي توقيف شد و مدير آن مسعود حيدري به دليل انتشار چنين اخباري طي چندين جلسه محاکمه شد
غزال آزادفر - شهرام رفيع زاده
سروش در انتظار سرنوشت سلمان رشدی؟

در پي اظهارات اخير عبدالکريم سروش، آيتالله حسين نوري همداني از مراجع تقليد در قم با بيان اينكه "مطالب سروش از سلمان رشدي بدتر است "اعلام كرد: "نظريههاي مذهبي عبدالکريم سروش ريشه نبوت، قرآن و وحي را زده است."
به گزارش سايت مذهبي "حوزه نيوز" كه متعلق به "مركز مديريت حوزه علميه قم" است، اين مرجع مذهبي در جمع شاگردان خود گفت: "جريان سلمان رشدي در سب النبي منحصر ميشد، ولي آقاي سروش ريشه نبوت، قرآن و وحي را زده است که اگر از روي غرض باشد، تکليف ديگري داريم."
به گزارش اين سايت، آيت الله همداني درادامه درس "خارج فقه" خود يادآور شد: "وي ]سروش[ يکي از دانشجويان انقلابي ما بنام حاج فرج بود و در تلويزيون هم سخنرانيهايي داشت، ولي اکنون اين آقا قدم به قدم از اصول و مباني ديني باز ميگردد."
اين مرجع تقليد با تأکيد بر اينکه "نزول قرآن امري الهي و خارج از مجراي علل و اسباب عادي بوده است"، گفت: "نميتوان اين معجزه جاويد را با اشعار که از امور بشري و برپايه تخيلات است، مقايسه کرد.تنزل قرآن که حاوي حقايق عالم است به درس شعرا، ظلم بسيار بزرگي است و اميدوارم مطالب اين فرد، ناشي از جهل وي باشند نه تعمد!"
اظهارات اين مرجع تقليد درحالي از سوي سايت حوزه نيوز منتشر مي شود كه آيتالله نوري همداني همچنين روز چهارشنبه گذشته در ديدار باجمعي از فرماندهان نيروي زميني سپاه و دستاندرکاران پايگاه اطلاعرساني مجلس شوراي اسلامي در اين باره گفته بود: "هنگامي که بنده نماينده امام در اروپا بودم، اين آقا مترجم ما بود و الان نغمه مخالفت با انقلاب و اسلام را در غرب بلند کرده است و غربيها همين را ميخواهند که يکنفر ايراني که قبلا خودش را به انقلاب چسبانده بود، اکنون از انديشههاي اصيل اسلامي برگردد."
در آن سخنراني اين مرجع تقليد همچنين با حمله به سروش گفته بود: "اين شخص که البته سوادش هم آنقدر بالا نيست، اشتباهات فراواني دارد و بر ما لازم است که پيامبر(ص) و قرآن را بهتر بشناسيم."
نوري همداني با رد نظريه سروش در مورد قران، گفت: "او قدم به قدم از اصول و مباني ديني باز ميگردد."
نظريه جديد سروش
عبدالکريم سروش در جديدترين نظريه خود، "وحي و نزول قرآن" را امري "زميني و متأثر از حالات شخصي پيامبر اسلام" دانسته و "نزول وحي به پيامبر اسلام" را با "الهامگيري شاعر براي سرودن شعر"، امري مشابه قلمداد کرده است.
به نوشته ميشل هوبينک: "اين چيزي است که اصلاحگر مشهور ايراني عبدالکريم سروش در کتاباش «بسط تجربهي نبوي» که قرار است ترجمهاش سال آينده منتشر شود، ميگويد. سروش با اين ديدگاه از بسياري از اصلاحگران تندروي مسلمان پيشتر ميرود.سروش در مصاحبه با زمزم، چکيدهاي از اين آراء را بيان کرده است. سروش در «بسط تجربهي نبوي» روشن ميسازد که نظرش دربارهي خطاپذير بودن معرفت ديني تا حدي دربارهي قرآن نيز صادق است. سروش در کنار انديشمندان ديگري چون نصر حامد ابوزيد و محمد ارکون، در شمار گروهي اندک از اصلاحگران راديکالي است که مدافع رهيافتي تاريخي به قرآن هستند.اما او در کتاباش از بسياري از همکاران راديکالاش فراتر رفته است. او مدعي است که قرآن نه تنها محصول شرايط تاريخي خاصي است که در بستر آن شکل گرفته است، بلکه برآمده از ذهن حضرت محمّد و تمام محدوديتهاي بشري او نيز هست. سروش ميگويد اين سخن، سخني بديع و تازه نيست؛ چون بسياري از انديشمندان سدههاي ميانه هم قبلاً به آن اشاره کردهاند."
اين مصاحبه در ديماه سالجاري منتشر شد و پس از آن روزنامه كارگزاران بيستم بهمن با سروش گفتگويي در اين مورد انجام داد. در اولين سوال اين مصاحبه از دكتر سروش پرسيده مي شود: پاره اي از روزنامه ها و سايت هاي اينترنتي اخيرا آورده اند که دکتر سروش رسما "نزول قرآن را از جانب خدا انکار کرده و آن را کلام بشري محمد دانسته است." آيا چنين است؟ و البته پاسخ سروش اينچنين بود: "شايد مزاح کرده اند يا خداي نکرده اغراض سياسي و شخصي داشته اند."
واكنش به سخنان سروش
با اين حال آرا و نظرات سروش با واكنش هايي همراه بوده است. از جمله اين واكنش ها مربوط به مجيد مجيدي كارگردان سينما بود. روايت صبح صادق، نشريه داخلي سپاه پاسداران در اين مورد خواندني است: "مجيد مجيدي، كارگردان برجسته و مستقل ايراني كه اكنون آوازه او در سراسر جهان پيچيده، با انتقاد شديد از هتاكي اخير عبدالكريم سروش به پيامبر اكرم(ص)، او را همنوا با كاريكاتوريست هاي دانماركي دانست.در حالي كه برخي مدعيان ديانت بيش از هر چيز در پي مقاصد سياسي خود هستند، مجيدي كه به تازگي با "آواز گنجشك ها" برنده جشنواره بين المللي برلين شد، با بيان هنرمندانه خود پاسخ "برداشت هاي سال 86" سروش را داد كه با تشبيه دريافت پيامبر اكرم(ص) از وحي به برداشت شاعران گفته بود: پيامبر نقشي محوري در توليد قرآن داشته است.
به گفته مجيدي اگر آن روز كه برخي روشنفكران، عصمت و علم غيب ائمه را زير سوال بردند و نفي كردند، يا مسلمات تاريخي چون غدير و شهادت حضرت زهرا[س] را افسانه خواندند يا مانند همين قلم منحرف، زيارت جامعه كبير را (مرامنامه شيعه غالي) برشمردند، سكوت نمي كرديم، امروز جسارت را به مرحله پيامبر و قرآن نمي رساندند، تا علناً پيامبر را فردي عامي و ناآگاه و هم سنگ افراد جاهلي بخوانند و قرآن، كلام الهي را محصول بشري بخوانند. اين كارگردان در پايان اظهاراتش گفت: "کسي كه ادعاي مولوي شناسي مي كند، و براي او بيش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند كه به حكم مرادش مولوي، كافر است."
اين اظهارات مجيدي با واكنش هاي زيادي همراه شد از آن جمله احمد زيد آبادي، در يادداشتي با عنوان "بساط تكفير" نوشت: "قضاوت در باره كلام ايشان ]سروش[ از موضع يك متخصص دين در صلاحيت يك كارگردان فيلمهاي سينمايي مانند آقاي مجيد مجيدي نيست كه بخواهد بانگ شبه تكفير و تفسيق برآورد.....مسلما حق اهل دين و معرفت است كه با حفظ آداب و موازين بحث، به محاجه با آقاي سروش برخيزند و پاسخ او را هم بشنوند، اما برافراشتن پرچم تكفير آن هم از سوي افراد ناآشنا به اين مباحث، در اين ميان چه محلي از اعراب دارد؟"
اما غير از زيدآبادي، عطاءالله مهاجراني درباره گفتوگوي اخيرعبدالكريم سروش درباره قرآن به نقش "سياسي خبرگزاري فارس" در اين جريان اشاره كرد و در وبلاگ خود نوشت: "طرح موضوعي با اين درجه از اهميت و حساسيت در يك مصاحبه كوتاه با خبرنگاري كه مطامع سياسي آشكاري دارد و در مقدمه مصاحبه، آن را پنهان نكرده، بالقوه چنين نقدونظرهايي را در پي دارد."
ادعاي مهاجراني وقتي اهميت ميابد كه به تيتر هاي اخير اين خبرگزاري در مورد انديشه هاي سروش توجه شود:
- مظاهريسيف: اين ادعا كه الهام از نفس پيامبر ميآيد متأثر از بوديسم است
- يثربي: ادعاي بشري بودن قرآن در تاريخ اسلام بيسابقه است
- پاسخ "بهاءالدين خرمشاهي" به قرآنستيزان
- پاسخ "ايازي" به اظهارات "عبدالكريم سروش" درباره قرآن
- قائمينيا: "سروش" ديگر يك اصلاحگر ديني نيست
- واكنش آيتالله "جعفر سبحاني" به اظهارات "عبدالكريم سروش" درباره قرآن
در اين ميان تنها واكنش آيت الله سبحاني موجب شد تا عبدالكريم سروش در مقام پاسخ برايد. سروش در نوشتاري با عنوان "بشر و بشير" خطاب به سبحاني نوشت : "ضمن سپاس نهادن به جهد پر شهد و خطاب بي عتاب حضرت آيت الله، از باز بودن باب اين مباحثه و مناظره استقبال مي کنم و خواستار تداوم آنم و مي افزايم که من اکنون در يکي از دانشگاه هاي آمريکا به تدريس اشتغال دارم و کاري را که ببرکت سعه صدر مسئولان در ايران از انجامش محرومم، در اينجا انجام مي دهم. مايلم که پس از بازگشت به ايران، در صورت امکان از حضرت آيت الله دعوت کنم تا محيطي امن و آرام فراهم آورند و در گفتگويي حضوري درين خصوص شرکت جويند و احقاق حق و ابطال باطل کنند."
پس از اين بود كه خبرگزاري فارس از پاسخ دوباره آيتالله سبحاني در دومين نامه خود به دكتر سروش خبرداد كه در آن "با تذكر و يادآوري برخي نكات مثبت زندگي گذشته وي، خالصانه از سروش خواسته است در علل تغيير نزولي خود به كاوش بپردازد."
در اين نامه در خصوص مباحثي همچون "دوري دوستان قديم از سروش"، "حقيقت وحي"، "محمد(ص) بشري كه داراي بعد وحياني است"، "ناسازگاري برداشتهاي بشري ما از قرآن با علم بشري" و موضوعات كلامي ديگر آمده است.
همچنين آيتالله سبحاني در اين نامه از پيشنهاد دكتر سروش براي گفتوگوي حضوري استقبال كرده و گفته است: "من از مناظره به اين معني كه خودنمايي و خويش را مطرح كنم به دورم، بلكه آرزوي من اين است كه در هر محيطي كه شما بپسنديد، بحث و گفتوگوي علمي تا روشن شدن حقايق راادامه دهيم."
با اينكه بحث نظري همچنان بين صاحبنظران حوزه و سروش ادامه دارد اما آيت الله نوري همداني با مطرح كردن اينكه "اگر ]سخنان سروش[ از روي غرض باشد، تکليف ديگري داريم" عملا "زمينه براي برخورد" با وي را فراهم آورده است چنانكه جمعه گذشته نيز اين خبرگزاري فارس نوشت: تعدادي از مردم قم به نشانه اعتراض به سخنان سروش، پس از برگزاري نماز جمعه از حرم حضرت معصومه تا ميدان شهدا اين شهر دست به راهپيمايي زدند. آنها با سردادن شعارهايي از قبيل "عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، حضرت صاحب الزمان صاحب عزاست امروز" خواستار برخورد با سروش شدند.
در پايان اين راهپيمايي بيانيهاي قرائت شد كه در بخشي از آن آمده بود: "بيترديد اين فتنه در ادامه توهينهاي صهيونيستهاي آمريكايي و چاپ كاريكاتورهاي موهن است و اين همه براي جلوگيري از رشد روزافزون استقبال جهانيان به اسلام عزيز و رسول اكرم است."
اكران عمومي فيلم سينمايي «سنتوري» ساخته «داريوش مهرجويي» كه چندي است در دوبي آغاز شده، با استقبال مخاطبين روبرو است.
در مراسم افتتاحيه اكران «سنتوري» بيش از 800 نفر حضور داشتهاند و مسئولين سينماي نمايش دهنده به طور همزمان دو سالن ديگر را نيز به نمايش اين فيلم اختصاص داده اند.
يك شركت مشاور املاك در دوبي به نام وايد وي (wide way) كه صاحبان آن ايراني هستند تمام هزينههاي اكران فيلم را در دوبي متقبل شدهاند.
در دعوتنامه مراسم افتتاحيه نمايش سنتوري در دبي آمده است: پس از فراز و نشيبهاي بسيار در اكران فيلم سنتوري در ايران، كه به دليل عدم مراقبت از نسخه اصلي فيلم در نهايت منجر به پخش سيدي غير مجاز آن شد، بر آن شديم تا جهت احترام به 40 سال سابقه فيلمسازي داريوش مهرجويي اين فيلم را براي علاقمندان به سينماي مهرجويي بر روي پرده نقرهاي به نمايش بگذاريم. اميد است بتوانيم با حمايت از اين فيلم گام مؤثري در جهت اعتلاي سينماي ايران برداريم.
براساس اين گزارش،اكران عمومي «سنتوري» تا 3 هفته بر پرده سينماهاي دوبي ادامه دارد
تقلب به نفع احمدي نژاد ؟؟!!
انتخابات مجلس روز جمعه در شرايطي برگزار شد كه به گزارش منابع غير دولتي، يكي از پرحاشيه ترين و پرتخلف ترين انتخابات در طول جمهوري اسلامي بود. با توجه به هم جناحي ناظرين و مجريان انتخابات، عمده تخلفات از سوي برگزار كنندگان انتخابات صورت گرفت و آنان راي دهندگان را ترغيب كردند تا به يك ليست خاص راي بدهند. در همين راستا وزارت كشور در يك اقدام قابل توجه "تمامي خبرنگاران بجز رسانههاي همسو با دولت" را از وزارت كشور اخراج كرد تا آرا پشت درهاي بسته شمارش شود!!؟؟؟. شاه بيت انتخابات جمعه، سخنان مصطفي پورمحمدي، وزير كشور بود که در تاييد عدم بيطرفي، شان خود را از وزارت به حد "سخنگوي اصولگرايان" رساند و اعلام كرد: "اصولگرايان 70 درصد كرسي ها را به دست آورده اند".
انتخابات جمعه 24 اسفند در شرايطي آغاز شد كه پيش از آن برخي چهره هاي سياسي به دليل همسويي هيات هاي اجرايي انتخابات و همچنين ناظران انتخابات، هشدار داده بودند كه سلامت انتخابات در خطر است؛ با اين حال، صبح جمع اولين خبرها حاكي از آن بود كه سرباز هاي پادگان هاي شمال شرق تهران "مجبور به راي دادن به فهرست اصولگرايان" شده اند. سربازان اين پادگان ها با اتوبوس به مسجد جامع اقدسيه منتقل مي شدند و فهرست اصولگريان در اختيار هر يک از آنها قرار مي گرفت تا به اين فهرست راي دهند.
از سوي ديگر، محمود احمدي نژاد كه سفر افريقايي خود را نيمه تمام گذاشته بود؟؟!!! در مسجد لرزاده حاضر شد و راي خود را به صندوق انداخت. همان صندوقي که به نوشته "بهارستان هشتم"، پايگاه اطلاع رساني اصلاح طلبان "عوامل اجرايي و نظارت در يك تخلف آشكار اقدام به توزيع فهرست انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان" کرده بودند.
بر اساس خبر اين سايت همچنين "در محدوده كيانشهر در بعضي از حوزه ها نيروهاي بسيج به اصرار نام نامزدهاي جبهه متحد اصولگرايان را در برگه هاي راي مردم" نوشتند. در همين منطقه، "در شهرك هاي مجيديه و سعيد يه و مدرسه هدف هم فهرست نامزدها به طور ناقص" نصب شده بود. در تخلفي ديگر، در مسجد جعفري منطقه گيشا، فهرست نامزدهاي جبهه متحد اصولگرايان به طور آشکار ميان راي دهندگان پخش شد و گروهي نيز آشکارا براي حداد عادل تبليغ کردند.
در همين شرايط بود كه كميته صيانت از آراي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان خبر داد كه برخي از هواداران دولت نهم با تهيه و نصب پلاكاردهايي در محدوده شعب اخذ راي در برخي از مناطق تهران، سعي در ترغيب و تشويق مردم به راي دادن به كانديداهاي مورد حمايت دولت دارند. بر اساس اين گزارش، هواداران دولت نهم در مناطق جنت آباد شمالي و گلستان شرقي اقدام به نصب پوسترهايي با عكس محمود احمدي نژاد حاوي شعار "اقتدار دولت در اقتدار مجلس است"، كردند.
از سوي ديگر، ناظران شوراي نگهبان در شعب راي گيري با آغاز شمارش آرا در تهران ناظران معرفي شده از سوي اصلاح طلبان را وادار به خروج از شعبه ها کردند. به گزارش بهارستان ايران با آغاز شمارش آرا در شعب 625 ، 375، 795، 104، 860، 146، 1044، تهران ناظران ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در اين شعبه مجبور به ترک محل راي گيري شدند. در ساير شعبه هايي نيز که شمارش آرا در آنها آغاز شده به ناظران ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اجازه ماندن در محل و نظارت بر نحوه شمارش آراء داده نشد.

يک منبع خبري در تهران به روز گفت در روز جمعه گذشته، دركارخانجات دولتي، كارگران مجبور شده اند به كانديداهاي اصولگرايان جبهه متحد ورايحه خوش خدمت راي بدهند. به گفته اين منبع، از جمله در كارخانه هاي سايپا، ايران خودرو، و پارس خودرو، که براي اولين بار در روزجمعه سه شيفته به كار مشغول بودند، به دست حدود 40 هزار كارگر ليست اصول گرايان جبهه متحد داده وبه آنان اعلام شد كه به ليست مزبور راي دهند. شنيده مي شود همين دستورالعمل در ذوب آهن اصفهان و ديگر مراكزكارگري دولتي نيز به اجرا درآمده است.
تخلفات در شهرستانها
اما از شهرها و استانهاي كشور نيز خبرهاي زيادي مبني بر تقلب و تخلفات انتخاباتي روايت شد. از جمله مهمترين اتفاقات در لامرد فارس اتفاق افتاد. ماموران بهداشت شهرستان لامرد در چند روز گذشته با مراجعه به مردم منطقه، شماره كارت ملي آنها رابه بهانه صدور كارت بهداشت گرفتند و وقتي روز جمعه مردم براي راي دادن به پاي صندوق هاي راي رفتند، وقتي كدها را وارد سيستم هاي انتخابات مجلس كردند به علت مشابه بودن شماره ملي و تكراري بودن، اين تعداد از مردم نتوانستند راي بدهند که اين بدان معني بود كه با كارت هاي ملي مردم قبلا راي داده شده است.
همچنين بهارستان ايران خبر داد كه سه نفر بدون هماهنگي، جايگزين نمايندگان واقعي خانه احزاب در ستاد انتخابات استان چهار محال بختياري شدند. رئيس خانه احزاب اين استان به طور رسمي به جايگزيني سه نفر به نام حاج "سعيد پ"، "مهدي الف" و حاج "نجاتعلي ع" به عنوان نمايندگان خانه احزاب در ستاد انتخابات چهارمحال بختياري اعتراض و اعلام کرد: "انتخاب اين افراد بدون هماهنگي با خانه احزاب بوده و آنها به هيچ عنوان عضو احزاب استان نيستند."
همچنين از اردبيل خبر داده شد كه "با همراهي و چشم پوشي فرمانداري پارس آباد اردبيل" کساني که در روستاي اولتان و اسلام آباد اين حوزه انتخابيه راي دادند "بعضا با پاک کردن مهر شناسنامه" براي بار دوم و سوم نيز راي دادند.
در تخلفي ديگر، بنابر نوشته سايت نوانديش، "يكي از نمايندگان احزاب حاضر در ميز نظارت بر انتخابات خانه احزاب كشور از استانداري قزوين اخراج شد. رحماني عضو ميزنظارت بر انتخابات خانه احزاب مستقر در استانداري قزوين ظاهرا بدستور رييس ستاد انتخابات استانداري قزوين از محل استقرار خود به بيرون از استانداري مشايعت شده است. براساس اين خبر اين اقدام در حالي صورت مي گيرد كه رحماني در طول هفته جاري در محل ميزنظارت خانه احزاب در استانداري قزوين مستقر بوده است." همچنين بهارستان ايران گزارش داد: "اعتراض ناظران ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به تخلفات انتخاباتي حاميان دولت در حاجي آباد بندر عباس منجر به دستگيري اين ناظران شد."
يک گزارش رسيده به روز حاکي است در برخي از روستاها قبل از انتخابات مردم در مساجد جمع شده ونمايندگان سپاه از طريق بسيج به داخل روستا ها رفته و آنچه "ديدگاه هاي انتخاباتي" رهبري توصيف مي کرده اند را براي آنان توضيح داده اند. اين گزارش حاكي است كه در اين توضيحات، پيام رهبري مبني براين كه مردم به كساني راي بدهند كه همراه با دولت هستند، به عنوان فصل الخطاب تلقي شده است.
در برخي از مناطق روستايي نيز براي جلب مشاركت مردم و اخذ راي از آنان، دولت از طريق شوراهاي ده و بسيج به پخش ارزاق عمومي همچون برنج و روغن به ويژه در نقاط روستايي اقدام كرده است. يكي ديگر از سازوكارهاي تشويق روستاييان براي آمدن به پاي صندوق هاي راي را پخش نهاده هاي كشاورزي توسط نمايندگان وزارت جهاد كشاورزي و تبليغ براي دولت احمدي نژاد در حين توزيع نهاده ها بوده است.
شكايت اصولگرايان از اصولگرايان
اما با انتشار نامه نامزدهاي "ائتلاف فراگير اصولگرايان" توسط آفتاب، مشخص شد كه تخلف و تقلب تنها به ضرر اصلاح طلبان صورت نمي گيرد. ائتلاف فراگير اصولگرايان كه رقيب جبهه متحد و دولت در انتخابات اخير محسوب مي شود، در پي بروز تخلفات متععد، در نامه اي به شوراي نگهبان از "جبهه متحد اصولگرايان" شكايت كرد تا به اين ترتيب به قول يك صاحبنظر، در اين انتخابات "طرفداران احمدي نژاد نه تنها اصلاح طلبان بلكه اصولگرايان منتقد خود را نيز قلع وقمع كنند."
برخي از نامزدهاي ائتلاف فراگير اصولگرايان در نامه خود آوردهاند: "پيرو تخلفات فراوان مقدماتي و تبليغاتي جبهه متحد اصول گرايان از قبيل نصب آويزهاي غيرقانوني، تبليغ اسامي نامزدها در سه روزنامه وابسته به بيت المال در روز پنجشنبه 23/12/86 (ممنوعيت تبليغات)، پخش وسيع کارت هاي تبليغاتي اسامي سي نفره و همايش انتخاباتي در سازمان دولتي ارتباطات اسلامي در روز ممنوعيت تبليغات (پنج شنبه 23 اسفند) و با توجه به مشاهدات عيني و گزارشهاي موثق و متعدد و مکرر مردمي در مورد تخلفات عديده در شعب اخذ راي به نفع فهرست جبهه متحد اصولگرايان در حوزه انتخاباتي تهران، ري، اسلامشهر و شميرانات ضمن اعتراض و تقاضاي رسيدگي قاطع هشدار مي دهيم."
در بخش ديگري از اين نامه اين اصولگرايان به "تبليغ فهرست انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان در بسياري از شعب اخذ راي و به ويژه در مناطق شرق و جنوب تهران و برخي از شهرک ها مانند شعبه 202 و 1682 مسجد رحمتيه، 1359 اميريه، مسجد فاطميه و... توسط برخي از عوامل اجرايي و نظارتي"، اعتراض داشتند.
در اين نامه كه افرادي چون "رضا طلايي نيک، سيد محمد ميرمحمدي، ابوالفضل حسن بيگي و..." آن راامضا كرده اند همچنين به "دخالت برخي از عوامل اجرايي و نظارتي در نوشتن نام نامزدها توسط راي دهندگان" اشاره شده و از جمله آمده است "با ممانعت از حضور برخي از ناظرين قانوني نامزدها که داراي مجوز نظارت در محل شعبه اخذ راي هستند زمينه تخلفات افزايش يافته است."
سكوت در قبال تخلفات
اما در اين ميان واكنش شوراي نگهبان به عنوان ناظر انتخابات قابل توجه است. به گزارش بهارستان ايران، احمد جنتي درباره بروز تخلف در برخي شعبه ها ي اخذ راي سكوت كرد. وي پس ازبازديد از ستاد انتخابات كشور وقتي با اين پرسش مواجه شد كه گفته مي شود در برخي شعب اخذ راي از راي دهندگان راي اجباري گرفته مي شود، سكوت كرد.
وي همچنين در پاسخ به طرح شبهاتي مبني بر اينکه تنها گروهي خاص اجراي انتخابات را بر عهده دارند، گفت: "اگر منظور اين افراد يک گروه ولايي است درست مي گويند." وي همچنين اعلام كرد "تاکنون هيچ تخلفي در خصوص انتخابات جاري گزارش نشده است."
ساعاتي بعد خبرگزاري مهر هم به نقل از "سيد مهدي حاجي مير عرب" رئيس ستاد بازرسي انتخابات شهرستان تهران اعلام کرد: "فضايي امن و قانونمند بر انتخابات تهران حاکم است."
سيد مهدي حاجي مير عرب، رئيس ستاد بازرسي انتخابات شهرستان تهران در جمع خبرنگاران گفت: "هر چند که مسائل کوچکي گزارش شده اما ضمن مرتفع شدن آن موارد، محيطي امن و قانونمند در زمينه برگزاري انتخابات امروز از شهرستان تهران فراهم شده است." وي در عين حال از دريافت 120 خبر در خصوص کاستي ها و تخلفات مربوط به انتخابات امروز در شهرستان تهران در ستاد متبوعش خبر داد.
اخراج خبرنگاران
با اين وجود و پس از پايان انتخابات، همزمان با شمارش آرا، اقدامات مجريان انتخابات حاكي از وجود برخي تخلفات بود. پيش از اين معمول بود در هنگام شمارش آرا خبرنگاران در ستاد انتخابات حضور داشته باشند و با گزارش لحظه به لحظه، مردم را در جريان شمارش آرا قرار دهند اما وزارت کشور دولت نهم به روال انتخابات شوراها، در اقدامي بحث انگيز "تمامي خبرنگاران بجز رسانههاي همسو با دولت رااز وزارت كشور اخراج " کرد. براساس اخبار دريافتي، پس از پايان راي گيري ماموران وزارت كشور ابتدا تمامي خبرنگاران را از ساختمان وزارت كشور بيرون كردند و سپس به آنها گفتند: "برويد و صبح باز گرديد." اما بعد از لحظاتي "خبرنگار خبرگزاري وابسته به جريان حاكم از جمله خبرنگاران خبرگزاري فارس و صداوسيما را دوباره به ساختمان وزارت كشور راه داده اند و ساير خبرنگاران همچنان پشت درب هاي وزارت كشور مانده اند."
براساس اعلام نوروز، "اين اقدام بي سابقه كه تحليلگران آن را عملي جهت دور نگاه داشتن نظارت رسانه ها از آمار واقعي و نتايج انتخابات ميدانند، بسيار مشكوك ارزيابي شده است و برخي مسئولان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان آن را امري خلاف جريان هميشگي انتخابات و در جهت دست بردن در آراء ملت از سوي مجريان ميدانند.عبدالله ناصري سخنگوي ائتلاف اصلاح طلبان نيز با هشدار نسبت به دخل و تصرف در آراء ملت به مسولان ستاد انتخابات كشور و وزارت كشور هشدار داده بود."
پس از آن نيز وزير كشور اعلام كرد به جاي اعلام تدريجي نتايج، نتايج كلي آرا پس از شمارش اعلام مي شود. اين اظهارات با اعتراض بسياري از جمله سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان رو به رو شد. عبدالله ناصري اين تصميم وزارت کشور را خلاف رويه گذشته اعلام کرد و گفت: "خودداري وزارت کشور از اعلام تدريجي نتايج شمارش آرا در تهران شائبه انگيز است.با توجه به گزارشات متعددي که در تخلف انتخاباتي به نفع حاميان دولت دريافت مي شود، اين تصميم وزارت کشور به نگراني هاي موجود براي صيانت از آرا دامن مي زند."
به علت انتشار همين اخبار بود که سايت "بهارستان ايران" كه بخش اعظم تخلفات انتخاباتي همراهان دولت را منعكس مي كرد از ديروز فيلتر شد. نوروز با تاييد اين خبر افزوده است: "ناظران نتايج انتخابات مجلس هفتم و موفقيت نسبي اصلاح طلبان در حوزههايي كه نامزد داشتهاند دليل اصلي عصبانيت جهت فيلتر كردن اين سايت ميدانند و معتقدند با توجه به در اختيار نداشتن رسانه از سوي اصلاح طلبان و وجود تنها همين پايگاه اطلاع رساني حاكميت قصد دارد تا با بستن همين روزنه اندك امكان اطلاع رساني شفاف و گزارش تخلفات احتمالي انتخابات را از اصلاح طلبان سلب كند."
وزير كشور، سخنگوي اصولگرايان
از سوي ديگر بعد از ظهر شنبه اظهارات "مصطفي پور محمدي" وزير كشور مبني بر اينكه "منتخبين راه يافته به مجلس 71 درصد گرايش اصولگرايي دارند و از مواضع جاري كشور حمايت ميكنند"، موجب اعتراض اصلاح طلبان شد.
عبدالله ناصري، سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان اين سخنان وزير كشور را دليلي دانست براي در اثبات نگرانيهايي كه از سوي اصلاحطلبان مطرح شده است: "البته اين احتمال وجود دارد كه وزير كشور از سوي مقامهاي مافوقش براي اعلام موضع جانبدارانه به نفع اصولگرايان تحت فشار باشد اما در هر صورت چنين رفتار بدعتآميزي تأييدكننده نگرانيهاي اصلاحطلبان درباره تلاش سازماندهي شده در عاليترين سطوح براي مهندسي انتخابات و حذف اصلاحطلبان است."
ناصري تصريح كرد كه انتظار نميرفت "وزير كشور با تنزل شأن و جايگاه خود در نقش سخنگوي اصولگرايان ظاهر شود."
همچنين موسوي لاري در واكنش به اين سخنان وزير كشور، آن را بعيد دانست و گفت: "اين يك نظر شخصي است و فكر نميكنم ايشان چنين مسئلهاي را به عنوان وزير كشور مطرح كرده باشد. ما نيز در شرايطي كه بحثهاي جديتري مثل شمارش آرا وجود دارد، نبايد خود را درگير چنين اظهارنظرهاي شخصي كنيم."
مجريان وناظران بر راي گيري
پيش از آغاز هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي برخي از صاحبنظران با "اعلام خطر" نسبت به سلامت برگزاري انتخابات هشدار داده بودند.براساس نظر اين كارشناسان، اين انتخابات يكي از معدود انتخاباتي بود كه در طول عمر جمهوري اسلامي، دست اندركاران آن اعم از ناظر و مجري، به يك جناح سياسي تعلق داشتند.
پيش از اين و در انتخابات گذشته، همواره اين آسودگي خاطر از سوي شركت كنندگان وجود داشت كه به دليل نزديكي مجريان انتخابات به يك جناح و ناظران انتخابات به جناح ديگر، امکان تقلب و سوءاستفاده در انتخابات کم است.
اما در اين انتخابات اغلب اعضاي هيات هاي اجرايي، منصوب فرمانداران هستند؛ فرمانداراني سپاهي و بسيجي.موضع گيري نيروهاي نظامي هم که در انتخابات روشن است.
از سوي ديگر هيات هاي ناظر بر انتخابات مجلس در حوزه ها و شهرستانها، منصوب هيات پنج نفره عالي نظارت بر انتخابات هستند كه مستقيما با حكم شوراي نگهبان منصوب مي شوند. اين دو دسته مسوليت اصلي اجراي انتخابات و همچنين نظارت بر آن را بر عهده دارند.
مجريان وناظران بر راي گيري
در هر صندوق راي گيري فردي به عنوان نماينده فرماندار و چند عضو شعبه، كه جملگي از طرف هيات اجرايي انتخابات انتخاب مي شوند حضور دارند. پيش از اين در انتخابات هاي گذشته عموما از ميان معلمان و فرهنگيان و همچنين كارمند هاي ساير ادارات براي انجام امور شعبه استفاده مي شد اما چندي پيش "امروز" خبر داد به دليل تعويق مطالبات فرهنگيان در سنوات قبل برگزاري انتخابات توسط دولت نهم، اين اقشار تمايلي به حضور در پاي صندوق راي ندارند؛ کاري که به مذاق گردانندگان انتخاب، خوش هم آمد.
همچنين نيروي انتظامي به عنوان مسوول حفظ نظم "170 هزار نفر" به اين اختصاص داده است. علاوه بر اين به دليل حضور سردار افشار در راس ستاد انتخابات كشور، نيروهاي بسيجي نيز در برخي صندوق ها حضور خواهند داشت. در اين ارتباط محتاج، رييس ستاد امنيت كشور که از "آمادگي نيروي انتظامي و بسيج" براي برگزاري انتخابات 24 اسفند سخن گفته، درباره تعداد نيروهاي بسيجي به کارگرفته شده پاسخ نداده است. به گفته وي: "از تعداد اين نيروها آمار دقيقي نداريم اما نيروي مقاومت بسيج هم با نيروي انتظامي در اين راستا همکاري مي کند." به همين علل "اشرفالسادات بروجردي"، معاون اجتماعي وزير كشور در دولت اصلاحات هشدار داده بود كه "صندوقهاي رأي و سلامت انتخابات در خطر است. "
وي به "بهارستان ايران"گفت: "پروژه انتخابات مهندسيشده با رد صلاحيتهاي گسترده آغاز شد و اين پروژه در فاز بعدي دارد بحث سلامت انتخابات و صندوقهاي ميشود. با توجه به اعتراضات گسترده اصلاحطلبان، مهندسين انتخابات نتوانستند پروژه خود را به اتمام برسانند و برخي از نيروهاي اصلاحطلب توانستند تأييد صلاحيت شوند و به اين ترتيب همه خواستهها و اهداف پروژه محقق نشد و آنها ميخواهند در فاز بعدي سلامت انتخابات را هدف قرار دهند."
عضو شوراي سياستگذاري ائتلاف اصلاحطلبان تصريح كرد: "در تهران بحث سلامت انتخابات با توجه به كدهاي انتخاباتي و حساسيت انتخابات در پايتخت از نگراني كمتري برخوردار است ولي نگرانيها درباره سلامت انتخابات در شهرستانها جدي است."
وي همچنين "مخالفت وزارت كشور درباره حضور ناظران احزاب در كنار صندوقهاي رأي" و نظارت بر "روند شمارش آرا" را "جاي تأمل و سؤال" دانست. معاون وزير كشور در دولت اصلاحات با اشاره به دخالت دولت در برگزاري انتخابات گفت: "دولت نهم با انتصاب اعضاي هيأتهاي اجرايي در سراسر كشور به طور مستقيم در انتخابات دخالت كرد و اين افراد نه بر اساس قانون، بلكه به طور كاملاً سليقهاي به رد صلاحيت نيروهاي مؤثر انقلاب پرداختند. به اين ترتيب دولت نهم نميتواند مدعي شود كه نقشي در اداره انتخابات مجلس هشتم نداشته است."
نظارت بين المللي و بي شرمي
در پي شبهات در مورد تقلب در اين انتخابات بود كه نهضت آزادي "به منظور برون رفت از بنبست کنوني و رفع يا کاهش بحران هاي عظيم داخلي و بينالمللي در زمينههاي اقتصادي، سياسي و امنيتي، که ملت و نظام ايران با آنها روبه روست"، خواستار نظارت بين المللي بر تضمين انتخابات مجلس هشتم شده بود.
موضوعي که نه تنها مورد استقبال گروه هاي سياسي اصلاح طلب قرار نگرفت بلكه آيت الله علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي هم شديدا از آن "انتقاد" کرد و آن را "بي شرمي" خواند.
رهبر جمهوري اسلامي، که در جمع تعدادي از مردم و روحانيون قم سخن مي گفت، هرگونه تقلب در انتخابات را رد کرد و گفت: "در ۲۸ سال گذشته همواره انتخابات در اين کشور در سلامت کامل برگزار شده است، چرا برخي افراد با اين سخنان به حيثيت انتخابات خدشه وارد مي کنند."
مسئولين جمهوري اسلامي در حالي از سلامت انتخاب سخن مي گويند که از همان آغاز انتخابات، حدود 5 ميليون نفربه تعداد واجدين شرايط راي دادن افزوده شد. يعني در حالي كه وزارت كشور تعداد واجدين شرايط را حدود 45 ميليون نفر اعلام كرده بود، اما بررسي آمارهاي قبلي در مورد افراد بالاي 18 سال نشان مي دهد كه حدود 49 ميليون نفر در کشور واجد شرايط راي دادن هستند.
از سوي ديگر مصطفي پور محمدي عصر ديروز در گفت و گو با خبرنگاران در حالي از پيروزي "71 درصدي اصولگرايان" خبر داد که هنوز نتيجه بيش از 70 كرسي اعلام نشده بود. پورمحمدي همچنين در همين كنفرانس خبري گفت: "جمعيت زنان شركت كننده در انتخابات چهل و هشت و 68 صدم درصد و مردان نيز پنجاه و يك و 33 صدم درصد است.همچنين شركت كنندگان از سنت 18 تا 25 حدود بيست و هشت و 93 صدم درصد آرا را تشكيل مي دهند". نتايجي که به علت دستي شمردن آرا، رسيدن به آن به اين سرعت امکان نداشت.
اعلام نتايج توسط فارس!
در شرايطي که سردار افشار رئيس ستاد انتخابات كشور به خبرگزاري ايسنا گفت که "نتيجه تقريبي تهران يكشنبه اعلام خواهد شد" سايت "فرارو" از سايت هاي متعلق به جناح راست در ساعت 16 ديروز طي خبري اعلام كرد بر اساس شمارش آراي اوليه تهران 15 نفر اول منتخبين تهران از اصولگرايان و 5 نفر بعدي از اصلاح طلبان هستند. بر اساس اعلام اين سايت حداد عادل نفر اول تهران است. در اين خبر آمده بود: "طي ليست هاي اوليه اعلام شده 10 نفر بعدي ليست تهران يعني از 21 تا 30 به دور دوم كشيده خواهد شد".
سايت فردا نيز عصر اعلام كرد: "تا اين لحظه به ترتيب حداد عادل، آقا تهراني، باهنر، توكلي، مطهري، حسينيان، مصباحي مقدم، آليا، كوچك زاده، رهبر، افتخاري، نوباوه، شهاب الدين صدر، باداكچيان، اكرمي، سروري، خوش چهره، ؛سلطانخواه، مجدي انصاري، و اسحاق جهانگيري بيست نفر اول هستند".
اما خبرگزاري فارس طي خبري در ساعت 7 غروب ديروز، يعني 3 ساعت بعد از خبر سايت فرارو اعلام كرد: "براساس شمارش آراي 1100 صندوق اخذ راي كه عمدتا از شمال تهران هستند 30 نامزد از طيف هاي مختلف اصولگرايان در صدر هستند. بر اساس اين خبر نامزد اصلاح طلب حايز اكثريت در خوشبينانه ترين حالت در رتبه 31 قرار دارد".
از سوي ديگر "براتلو"، رئيس ستاد انتخابات تهران در اظهار نظر عجيب ديگري اعلام كرد: "نتيجه انتخابات تمام شهرستانهاي استان تهران مشخص شده و همه نامزدهاي پيروز از اصولگرايان هستند"!!!
|
استان |
حوزه انتخابيه |
ميزان آرا |
کانديداي پيروز |
جبهه متحد |
اصولگرايان فراگير |
اصلاح طلبان |
|
يزد |
تفت و ميبد |
46.8 هزار |
سيدجلال يحييزاده فيروزآباد ـ 31.5 هزار |
* |
* |
|
|
خراسان جنوبي |
قائنات |
87.51 هزار |
موسي قرباني ـ 44.6 هزار |
* |
|
|
|
اصفهان |
نطنز و بخش قمصر |
32.7 هزار |
محمد ضابطي طرقي ـ 11.6 هزار |
|
|
|
|
گيلان |
لنگرود |
62.8 هزار |
مهرداد يائوج لاهوتي ـ 24.1 هزار |
|
* |
|
|
مازندران |
بهشهر و نكا و گلوگاه |
140.9 هزار |
احمد علي مقيمي ـ 46.2 هزار |
* |
* |
|
|
گيلان |
بندرانزلي |
54.31 هزار |
حسن خستهبند ـ 24.5 هزار |
* |
* |
|
|
گيلان |
لاهيجان |
82.46 هزار |
يوسف قاسمي گولك ـ 21.5 هزار |
|
* |
|
|
کردستان |
بيجار |
46.5 هزار |
بهمن مرادنيا ـ 12.4 هزار |
|
|
|
|
بوشهر |
دشتستان |
109.1 هزار |
جوانشير كدخداپور ـ 29.3 هزار |
|
|
* |
|
مازندران |
تنكابن و رامسر |
107.1 هزار |
ابوالفضل نيك نام ـ 35.9 هزار |
* |
|
|
|
آذربايجان |
مهاباد |
59.9 هزار |
جلال محمودزاده با تعداد هزار 30.7 |
|
|
|
|
مازندران |
آمل |
127.9 هزار |
عزتالله يوسفيان ملا ـ 50.2 |
* |
* |
|
|
اصفهان |
اردستان |
24.78 هزار |
سيدمصطفي طباطبايينژاد ـ 11.4 هزار |
|
* |
|
|
کردستان |
قروه |
81.4 هزار |
سيدعماد حسيني ـ 29.5 هزار |
|
* |
|
|
مرکزي |
خمين |
51.5 هزار |
محمدحسين مقيمي ـ 29.2 هزار |
|
* |
* |
|
خراسان رضوي |
درگز |
41.5 هزار |
محمدعلي دلاور ـ 15.1 هزار |
|
|
* |
|
اصفهان |
محلات و دليجان |
35.9 هزار |
عليرضا سليمي ـ 12.3 هزار |
|
|
|
|
يزد |
اردكان |
35.7 هزار |
محمدرضا تابش ـ 14.5 هزار |
|
|
* |
|
اصفهان |
شهرضا و سميرم |
57.26 هزار |
عوض حيدرپورشهرضايي ـ 24.6 هزار |
* |
* |
|
|
کرمانشاه |
سنقر و كليايي |
48.3 هزار |
محمد حسين حيدريان ـ 15.69 هزار |
|
|
|
|
کرمانشاه |
قصرشيرين، سرپل ذهاب و گيلان غرب |
91.53 هزار |
فرهاد تجري با 20.7 هزار |
|
* |
|
|
فتح الله حسيني با 13.4 هزار |
* |
|
| |||
|
اردبيل |
گرمي |
50.2 هزار |
ولي اسماعيلي ـ 13.4 هزار |
* |
|
|
|
سمنان |
سمنان |
67.9 هزار |
مصطفي كواكبيان ـ 20.78 هزار |
|
|
* |
|
همدان |
رزن |
46.69 هزار |
محمد مهدي مفتح ـ 33.1 هزار |
* |
* |
|
|
فارس |
آباده بوانات و خرمبيد |
79.38 هزار |
داود محمد جاني ـ12.3 هزار و محمود محمدي ـ 10.4 هزار |
* |
* |
|
|
کرمان |
زرند و كوه بنان |
72.4 هزار |
حسين اميري خامكاني ـ 29.8 هزار |
|
* |
* |
|
سمنان |
دامغان |
41.7 هزار |
حسن ملك محمدي ـ 10.6 هزار |
* |
|
|
|
کرمان |
بم |
142.69 هزار |
موسي غضنفر آبادي ـ 104.49 هزار |
* |
|
|
|
فارس |
اقليد |
50.35 هزار |
ابوالقاسم رحماني ـ 11.29 هزار و الياس طاهري ـ 11.04 هزار |
|
|
|
|
اصفهان |
فريدون، فريدون شهر و چادگان |
78.65 هزار |
بهمن محمدي ـ 21.28 هزار |
* |
* |
|
|
خراسان شمالي |
شيروان |
75.19 هزار |
محمدرضا حسينينژاد ـ 31.7 هزار |
* |
|
|
|
همدان |
اسدآباد |
45.6 هزار |
اكبر رنجبرزاده ـ 15.6 هزار |
|
* |
|
|
مرکزي |
تفرش |
41.1 هزار |
بهمن اخوان 17.75 هزار |
* |
* |
|
|
آذربايجان غربي |
سلماس |
71.62 هزار |
علي اكبر آقايي مقانجويي ـ 34.94 هزار |
|
* |
|
|
لرستان |
پل دختر |
46.59 هزار |
علي كائيدي 22.38 هزار |
|
|
|
|
اصفهان |
نایين |
33.12هزار |
حسين حسني بافراني 17.48 هزار |
* |
* |
|
|
همدان |
نهاوند |
84.86 هزار |
مهدي سنايي 25.72 هزار |
|
|
* |
|
خراسان رضوي |
چناران و طرقبه |
85.8 هزار |
محمد دهقاني نقندرـ 38.86 هزار |
* |
* |
|
|
خراسان جنوبي |
نهبندان و سربيشر |
48.77 هزار |
محمدرضا صابري ـ 14.81 هزار |
|
|
|
|
کرمانشاه |
پاوه و اورامانات |
82 هزار |
سيد فتح الله حسيني ـ31.37 هزار |
* |
|
|
|
گیلان |
فومن |
46 هزار |
علي ميرزايي ـ 22.96 هزار |
|
|
|
|
اصفهان |
خميني شهر |
73.1 هزار |
سيد محمد جواد ابطحي ـ24.1 هزار |
|
|
|
|
کرمان |
شهربابك |
43.7 هزار |
مصطفي رضا حسيني 15.9 هزار |
|
|
|
|
فارس |
فسا |
89.8 هزار |
محمد حسن دوگاني آغچقلو 48 هزار |
* |
* |
|
|
آذربايجان شرقي |
هشترود و چاراويماق |
47.5 هزار |
غفار اسماعيلي 13.8 هزار |
|
|
|
|
مازندران |
بابلسر |
75.49 هزار |
مقداد نجف زاده ـ 29.79 |
|
|
|
|
فارس |
ني ريز و استهبان |
83.97 هزار |
محمد سقايي ـ 37.2 هزار |
|
* |
|
|
اصفهان |
گلپايگان و خوانسار |
46.98 هزار |
محمد ابراهيم نيكونام ـ 19.7 هزار |
|
* |
|
|
اردبيل |
مشكين شهر |
69.7 هزار |
يونس اسدي ـ 25.1 |
|
|
|
|
فارس |
كازرون |
130.6 هزار |
غلامرضا دهقان ناصر آبادي ـ 55.28 هزار |
|
|
* |
|
مازندران |
نور و محمود آباد |
91.5 هزار |
احمد ناطق نوري ـ 43.5 هزار |
* |
* |
|
|
گيلان |
صومعه سرا |
64.6 هزار |
سيد كاظم دلخوش اباتري ـ 20.1 هزار |
* |
* |
|
|
آذربايجان شرقي |
بناب |
72 هزار |
هاشم هاشم زاده ـ 25.77 |
|
|
|
|
سيستانوبلوچستان |
زابل و زهك |
153.25 هزار |
عباسعلي نورا ـ 48.8 هزار و نظر دهمرده قلعه نو ـ 40.1 هزار |
|
* |
|
|
گلستان |
گنبد کاووس |
131.8 هزار |
بايرام گلدي برمك ـ 24.64 هزار و عبداله رستگار ـ22.2 هزار |
|
|
|
|
گلستان |
راميان و آزاد |
80.4 هزار |
مرادعلي منصوري رضي ـ 17.28 هزار و عباس حق پرستـ 14.69 هزار |
* |
|
|
|
آذربايجان شرقي |
بستان آباد |
47.6 هزار |
محمد وحدتي هلان ـ9.25 هزار و احد خيري ـ 8.14 هزار |
|
|
|
|
آذربايجان غربي |
نقده |
76.27 هزار |
جمال خضريـ 18.4 هزار و علي زنجاني حسنلويي ـ 14.76 هزار |
|
|
|
|
همدان |
ملاير |
105.3 |
امين حسين رحيمي ـ34.34 هزار و سيد محمد حسن فاضليان ـ 24.7 هزار و حسن ونايي ـ 21.8 هزار |
* |
** |
|
|
اصفهان |
مباركه |
37.1 هزار |
سيد محمد جعفر سادات موسوي ـ 8.34 هزار و سيد عليمحمد موسوي مباركه ـ 6.64 هزار |
|
|
|
|
لرستان |
بروجرد |
108.8 هزار |
علاء الدين بروجردي ـ 53.6 هزار و هادي مقدسي ـ 26.1 هزار و هادي گودرزي ـ 25.35 هزار |
|
* |
|
|
سيستانوبلوچستان |
خاش |
80.4 هزار |
حميدرضا پشنگ ـ 40.6 هزار |
|
|
|
|
گيلان |
رودبار |
63.5 هزار |
صمد مرعشي ـ 26.6 هزار |
|
|
|
|
آذربايجان غربي |
ماکو و چالدران |
97.28 هزار |
سليمان جعفرزاده ـ 27.5 |
|
|
|
|
آذربايجان شرقي |
ملکان |
63.1 هزار |
سلمان حدادي ـ 22.24 هزار |
|
* |
|
|
گلستان |
مينودشت و كلاله |
132 هزار |
سيد نجيب حسيني ـ 41.6 |
|
|
|
|
خوزستان |
شوش |
81.6 هزار |
سيدجاسم ساعدي ـ 27.4 هزار |
|
|
|
|
تهران |
پاکدشت |
70.1 هزار |
فرهاد بشيري ـ 24.78 هزار |
|
|
|
|
مازندران |
بابل |
192.67 هزار |
محسن نريمان ـ 66.4 هزار |
* |
|
* |
|
علي کريمي ـ 57.15هزار |
|
|
| |||
|
سيستانو بلوچستان |
سراوان |
94.69هزار |
عبدالعزيز جمشيدزهي ـ 33.49 هزار |
|
|
|
|
خراسان جنوبي |
گناباد |
64.31 هزار |
مهدي مهديزاده ـ 23.01 هزار |
|
|
|
|
خوزستان |
خرمشهر |
53.92 هزار |
مصطفي مطورزاده ـ 14.68 هزار |
|
* |
|
|
کهگيلويه و بويراحمد |
بويراحمد و دنا |
145.27 هزار |
ستار هدايتخواه ـ 71.99 هزار |
* |
* |
|
|
خوزستان |
دزفول |
126.62 هزار |
سيد احمد آوايي ـ 37.28 هزار |
|
|
|
|
کرمانشاه |
کنگاور، صحنهو هرسين |
87.40 هزار |
سيد جواد زماني ـ34.40 هزار |
* |
|
|
|
خراسان رضوي |
تربت حيدريه |
132.70 هزار |
محمدعلي رضايي ـ 64.91 هزار |
* |
|
|
|
اردبيل |
خلخال و کوثر |
54.40 هزار |
بشير خالقي ـ 14.55 هزار |
|
|
|
|
لرستان |
سلسله و دلفان |
102.41 هزار |
محمد محمدي ـ22.60 هزار |
* |
* |
|
|
همدان |
تويسرکان |
54.67 هزار |
شهريار طاهرپور ـ23.65 هزار |
|
|
|
|
يزد |
يزد و صدوق |
147.46 |
علياکبر اوليا ـ 36.40هزار و سيدمهدي صدرالساداتي ـ 32.89 |
* |
|
* |
|
يزد |
طبس |
83.66 |
محمدکريم عابدي ـ 31.33 |
|
|
|
|
يزد |
بافق و مهريز |
75.23 |
کاظم فرهمند ـ 15.61 هزار و محمد شيخ شاب بافقي ـ 10.32 |
|
|
|
|
بوشهر |
بوشهر |
56.94 |
غلامعلي ميبدينژاد 25.23 |
|
|
|
|
مرکزي |
شازند |
60.43 |
محمود احمدي بيغش ـ 18.17 |
|
|
|
|
گيلان |
آستارا |
42.88 |
فرهاد دلقپوش 18.27 |
|
|
|
|
زنجان |
ماهنشان |
48.73 |
رضا عبداللهي ـ 18.45 |
|
|
|
|
فارس |
لارستان |
109.25 |
علياصغر حسني ـ 32.87 |
|
|
|
|
کرمان |
رفسنجان |
119.02 |
حسين هاشميان ـ 75.09 |
|
|
* |
|
سيستانوبلوچستان |
چابهار |
133.96 |
يعقوب جدگال ـ 71.45 |
|
|
|
|
گيلان |
رشت |
220 هزار |
جبار کوچکي نژاد ارم ساداتي ـ 48.54 |
|
|
|
|
سيد علي آقازاده ـ 42.54 |
|
|
| |||
|
حسن تأميني ـ 39.77 |
|
|
| |||
|
هاجر تحريري نيک صفت ـ 27.16 |
|
|
| |||
|
رمضانعلي صادق زاده ـ 26.17 |
|
|
| |||
|
خوزستان |
اهواز |
304.30 |
شبيب جويجري ـ 77.22 |
|
|
|
|
اهواز |
304.30 |
ناصر سوداني ـ 66.39 |
|
|
| |
|
اهواز |
304.30 |
محمد جعفر فلسفي ـ 53.94 |
|
|
| |
|
اهواز |
304.30 |
سيد شريف حسيني ـ 33.78 |
|
|
| |
|
اهواز |
304.30 |
زيبا صالح پور ـ 29083 |
|
|
| |
|
کهگيلويه و بويراحمد |
گچساران |
82.79 |
سيد قدرتالله حسينيپور ـ23.64 |
|
|
|
|
آذربايجان غربي |
مرند و جلفا |
127.08 |
سيروس سازدار ـ 38.53 |
|
|
|
|
قزوين |
بويينزهرا |
68.83 |
روحالله جاني عباسپور ـ 36.17 |
|
* |
|
|
فارس |
فيروزآياد |
133.72 |
سيد يونس موسوي ـ 36.48 |
|
|
|
|
خوزستان |
رامهرمز |
85.08 |
سيد ناصر موسوي ـ 22.75 |
|
* |
|
|
فارس |
سپيدان |
60.84 |
سيد عنايتالله هاشمي ـ 27.14 |
|
|
|
|
بوشهر |
دشتي و تنگستان |
80.18 |
سيد مهدي پورفاطمي ـ 23.69 |
|
|
* |
|
خراسان جنوبي |
اسفراين |
56.66 |
هادي قوامي ـ 38.36 |
|
|
|
|
آذربايجان شرقي |
کليبر |
61 |
ارسلان فتحيپور ـ28.29 |
|
* |
|
|
بوشهر |
دير و کنگان |
76.98 |
قيصر صالحي ـ 18.02 |
|
|
|
|
بوشهر |
دير و کنگان |
76.98 |
عسگر جلاليان ـ 15.47 |
|
|
|
|
گلستان |
گرگان |
214.35 |
سيد علي طاهري ـ79.07 |
|
|
|
|
گلستان |
گرگان |
214.35 |
عبدالحسين ناصري ـ 46.40 |
|
|
|
|
گلستان |
گرگان |
214.35 |
عبدالناصر ايزدي ـ 44.32 |
|
|
|
|
گلستان |
عليآباد کتول |
79.80 |
اسدالله قرهخاني ـ 22.19 |
|
|
|
|
خرسان رضوي |
تربت جام و تايباد |
213.45 |
غلامرضا اسداللهي ـ 111 هزار |
* |
|
|
|
کرمانشاه |
اسلامآباد غرب |
97.79 |
حشمتالله فلاحت پیشه ـ 35.05 |
|
* |
|
|
فارس |
مرودشت |
137.57 |
علیاکبر قبادی ـ 31.86 |
* |
|
|
|
فارس |
مرودشت |
137.57 |
حسن شبانپور ـ 29.07 |
|
* |
|
|
آذربایجان شرقی |
سراب |
69.09 |
یوسف داوری ـ 14.55 |
|
|
|
|
آذربایجان شرقی |
سراب |
69.09 |
مجید نصیرپور ـ 13.35 |
|
* |
* |
|
خوزستان |
ماهشهر |
128.32 |
کمال دانشیار ـ18.65 |
|
* |
|
|
خوزستان |
ماهشهر |
128.32 |
خلیل حیاتمقدم ـ 18.64 |
|
|
|
|
فارس |
جهرم |
100.68 |
محمدمهدی شجاعی فر ـ23.57 |
|
|
|
|
فارس |
جهرم |
100.68 |
محمدرضا رضایی کوچکی ـ 19.95 |
|
|
|
|
آذربایجان شرقی |
اهر و هریس |
94.79 |
غلامحسین مسعودی ریحان ـ15.67 |
|
|
|
|
آذربایجان شرقی |
اهر و هریس |
94.79 |
عباس فلاحی - 14.68 |
|
|
|
|
آذربایجان غربی |
میاندوآب |
170.60 |
جهانبخش محبینیا ـ 54 |
* |
* |
|
|
آذربایجان غربی |
میاندوآب |
170.60 |
محمدعلی میرزایی ـ 41.91 |
|
|
|
|
آذربایجان غربی |
میاندوآب |
170.60 |
علینقی اقدسی ـ 31.83 |
|
|
|
|
همدان |
همدان |
200.58 |
حمیدرضا حاجبابایی ـ 110 |
* |
|
|
|
همدان |
همدان |
200.58 |
سید محمدکاظم حجازی ـ32.02 |
|
* |
|
|
همدان |
همدان |
200.58 |
سید مرتضی حسنی حلم ـ 29.46 |
|
* |
|
|
خوزستان |
شوشتر |
93.88 |
سید محمد ساداتابراهیمی ـ 19.30 |
|
|
|
|
خوزستان |
شوشتر |
93.88 |
حیدر سیدی ـ 9.01 |
|
|
|
|
آذربایجان غربی |
خوی |
120.1 |
ایوب ایوبی ـ 23.78 |
|
|
|
|
آذربایجان غربی |
خوی |
120.1 |
معید حسینی صدر ـ 22.16 |
|
|
|
|
اصفهان |
کاشان |
134.93 |
اصغر گرانمایهپور ـ 44.76 |
* |
* |
|
|
خراسان رضوی |
نشابور |
187.18 |
سید علی حسینی ـ 72 |
|
|
|
|
خراسان رضوی |
نشابور |
187.18 |
حسین سبحانینیا ـ 65.90 |
* |
* |
|
|
مرکزی |
ساوه و زرندیه |
88.58 |
حسین اسلامی ـ 41.63 |
|
* |
|
|
سیستانوبلوچستان |
زاهدان |
173.96 |
حسینعلی شهریاری ـ 85.38 |
* |
* |
|
|
سیستانوبلوچستان |
زاهدان |
173.96 |
پیمان فروزش ـ 73.52 |
|
|
* |
|
اصفهان |
برخوار ـ میمه |
67.94 |
سید محمود حسینی ـ26.41 |
* |
* |
|
|
هرمزگان |
بندرلنگه |
89.73 |
احمد جباری ـ 50.79 |
* |
|
|
|
خراسان جنوبی |
بیرجند |
132.51 |
حسین ابراهیمی ـ 58.38 |
|
|
|
|
گیلان |
رودسر |
107.30 |
اسدالله عباسی ـ 34.25 |
* |
|
|
|
خراسان رضوی |
فریمان |
111.02 |
سید حسین حسینی ـ 35.80 |
|
|
|
|
خراسان شمالی |
بجنورد |
188.08 |
محمد مهدی شهریاری ـ 52.02 |
|
|
* |
|
خراسان شمالی |
بجنورد |
188.08 |
موسیالرضا ثروتی ـ 57.58 |
* |
* |
|
|
خراسان رضوی |
کاشمر |
136.92 |
محمدرضا خباز ـ 71 |
|
|
* |
|
خراسان رضوی |
خواف و رشتخوار |
89.32 |
محمدرضا سجادیان ـ 28.91 |
|
|
|
|
هرمزگان |
بندرعباس |
250.34 |
سید مصطفی ذوالقدر ـ 81.26 |
|
|
|
|
هرمزگان |
بندرعباس |
250.34 |
محمد عاشوری تازیانی ـ 78.97 |
|
* |
|
|
هرمزگان |
بندرعباس |
250.34 |
محمد امین فرجزاده ـ 63.94 |
|
* |
|
|
اصفهان |
سمیرم |
46.63 |
بهروز جعفری ـ 18.90 |
* |
|
|
|
هرمزگان |
میناب |
191.11 |
سید علی میر خلیلی ـ 68.72 |
* |
|
|
|
خوزستان |
شادگان |
60.09 |
مجید ناصرینژاد ـ25.75 |
|
|
|
|
خوزستان |
مسجد سلیمان |
90.80 |
امیدوار رضایی ـ 37.1 |
|
* |
|
|
تهران |
دماوند |
61.33 |
شاهرخ رامین ـ15.77 |
|
|
|
|
تهران |
ساوجبلاغ |
152.47 |
محمدحسین نژاد فلاح ـ 31.43 |
|
* |
|
|
تهران |
ورامین |
125 |
سیدحسین نقوی ـ 77.90 |
|
|
|
|
تهران |
شهریار |
211 هزار |
حسین گروسی ـ 58 هزار |
|
|
|
|
تهران |
رباطکریم |
112 هزار |
حسن نوروزی ـ 35 هزار |
|
|
|
|
تهران |
کرج |
345.98 |
فاطمه آجرلو ـ 98.61 |
* |
|
|
|
تهران |
کرج |
345.98 |
عزیزالله اکبریان ـ 76.24 |
|
|
|
|
اقلیت |
زرتشتی |
|
اسفندیار اختیاری ـ 3.61 |
|
|
|
|
اقلیت |
کلیمی |
|
سیامک مره صدق ـ 2.37 |
|
|
|
|
اقلیت |
ارامنه شمال |
|
گیورک وارتان ـ 11.31 |
|
|
|
|
آذربایجان غربی |
ارومیه |
|
سید سلمان ذاکری ـ 67 هزار |
|
|
|
|
آذربایجان غربی |
ارومیه |
|
جواد جهانگیرزاده ـ 56 هزار |
|
* |
|
|
آذربایجان غربی |
ارومیه |
|
عبدالرحمن نقشین ـ 54 هزار |
|
|
|
|
آذربایجان غربی |
ارومیه |
|
نادر قاضیپور ـ 44 هزار |
|
|
|
|
آذربایجان غربی |
ارومیه |
|
فرامرز فتحنژاد ـ 31 |
* |
|
|
|
خوزستان |
بهبهان |
82.27 |
محمد موحد ـ 30.71 |
|
* |
|
|
خوزستان |
آبادان |
|
جواد سلمان زاده |
|
|
|
|
خوزستان |
آبادان |
|
سید علی موسوی |
|
|
|
|
خوزستان |
آبادان |
|
سید حسین دهدشتی |
* |
* |
|
|
خوزستان |
آبادان |
|
عبدالله کعبی |
|
|
* |
|
خوزستان |
آبادان |
|
محمد گذاری |
* |
* |
|
|
خوزستان |
آبادان |
|
محمدسعید انصاری |
|
|
|
|
خوزستان |
دشت آزادگان |
49.77 |
هاشم سواری ـ 14.04 |
|
* |
|
|
خوزستان |
ایذه و باغملک |
|
علیرضا دهقان |
|
|
|
|
خوزستان |
ایذه و باغملک |
|
سیدهادی طباطبایی |
|
|
|
|
خوزستان |
اندیمشک |
|
فریدون حسنوند |
|
* |
|
|
اردبیل |
اردبیل |
|
قاسم محمدی ـ 51.29 |
* |
|
|
|
اردبیل |
اردبیل |
|
جواد صبور ـ 45.24 |
* |
* |
|
|
اردبیل |
اردبیل |
|
کاظم موسوی ـ 41.59 |
|
|
|
|
اردبیل |
اردبیل |
|
حسن نوعی اقدم ـ 35.54 |
* |
* |
|
|
لرستان |
خرمآباد |
|
محمدرضا ملکشاهی راد ـ 38.63 |
* |
|
|
|
لرستان |
خرمآباد |
|
رضا رحیمینسب ـ 32.59 |
|
|
|
|
لرستان |
خرمآباد |
|
ایرج عبدی ـ 26.17 |
|
* |
|
|
لرستان |
خرمآباد |
|
ابراهیم آقامحمدی ـ 24.23 |
* |
* |
|
|
کرمانشاه |
کرمانشاه |
|
جهانبخش امینی |
|
* |
* |
|
کرمانشاه |
کرمانشاه |
|
محمد کریمی راد |
* |
* |
|
|
کرمانشاه |
کرمانشاه |
|
محمدرضا شعبانی |
|
|
|
|
کرمانشاه |
کرمانشاه |
|
حاجیه فکوریان |
|
|
|
|
کرمانشاه |
کرمانشاه |
|
جلال صفری |
|
|
|
|
کرمانشاه |
کرمانشاه |
|
بهزاد حاتمزاده |

سعيدليلاز کارشناس اقتصادي درتهران درگفت وگو بایک سایت خبری به تاثيرتحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل براقتصاد کشورپرداخته است. او معتقد است عمده مشکلات اقتصادي کشورناشي ازسوء مديريت مسئولان کشور است تا تحريم هاي سازمان ملل. ليلاز با شرح چگونگي افزايش تورم طي دوسال گذشته از سياست هاي تورم زا، کاهش نرخ سودبانکي و ناتواني مجلس درمنضبط نگهداشتن دولت محمود احمدي نژاد درعرصه اقتصادي سخن گفته است. اين گفت وگو درادامه مي آيد.
گمانه زني هاي مختلفي درخصوص اثرتحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل براقتصاد ايران وجود دارد. شما قوت تاثير گذاري اين تحريم ها را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
من معتقدم به طورکلي جهت گيري تحريم هاي اقتصادي سازمان ملل، فشار بر بنيه مالي ومناسبات اقتصادي جمهوري اسلامي با دنياست. هم تحريم اول وهم تحريم دوم، شبکه بانکي ايران را از نظر اقتصادي هدف قرارداده است. تحريم سوم از نظر استحکام و تاثيرگذاري ضعيف تر است. اما واقعيت اين است که هر سه تحريم قادر نيستند اقتصاد ايران را به زحمت جدي بياندازند. اگرچه با توجه به اينکه وابستگي ايران به واردات طي ده سال گذشته نسبت به قبل 5 تا 6 برابر شده است ، ما اينک درمورد تحريم ها آسيب پذيرتر هستيم. اما در سطوحي که تحريم ها تصويب شده-- حتي تحريم هاي ايالات متحده که بسيارمهم تر وجدي تر و پراثرتر ازتحريم هاي سازمان ملل بوده ـ هيچ کدام نمي توانند اقتصاد ايران را به زانو بياندازند. حداکثر تاثيرش اين است که واردات ايران اندکي گران تر تمام خواهد شد وصادرات ايران اندکي ارزان ترخواهد بود که تاثيرآن روي اقتصاد ايران ممکن است در سال حتي به يک ميليارددلار هم نرسد. اين براي کشوري که الان درهرشبانه روز سيصدميليون دلار درآمد ارزي دارد عدد بزرگي نيست.
اگر تاثيرات تحريم هاي اقتصادي درحوزه اقتصادخود را نشان نمي دهد، به نظر شما چه اهدافي پشت چنين فشارهايي مي تواند قرارداشته باشد؟
آن چيزي که آمريکايي هاي الان دنبال مي کنند، اجماع بين المللي عليه ايران است که آن را هم با کمک آقاي احمدي نژاد و هم با دپيلماسي که خودشان به کار گرفته اند به دست آورده اند. همين طور از طريق تحريم ها وقطعنامه ها آنها تلاش مي کنند پله به پله امکان يک برخورد نظامي در آينده را به جايي برسانند که درمورد عراق موفق به آن نشدند. آمريکايي ها درمورد عراق يک اشتباه بزرگ مرتکب شدند و آن اينکه بدون اجماع بين المللي به عراق حمله کردند. درمورد ايران به نظر مي رسد آمريکا درحال خريد زمان است و عجله اي بر سرپرونده هسته اي ندارد. دنبال اين است که هم اجماع بين المللي به دست بياورد وهم به اندازه کافي مستندات بين المللي محکمه پسند فراهم کند که بگويد چندين بارقطعنامه عليه ايران تصويب شد اما باز هم جمهوري اسلامي تعليق غني سازي اورانيوم را نپذيرفت. آخر داستان اين است که آمريکايي ها درحال حاضربه اين جمع بندي رسيده اند که الان زمان مناسبي براي حمله به ايران نيست.
يعني شما فکر مي کنيد گزينه حمله نظامي براي آمريکا هنوز ازگزينه هاي روي ميزاست؟
من مطمئنم که به اين موضوع فکر مي کنند چون هسته اي شدن ايران، خط قرمز واشنگتن است. منتها آمريکا درحال حاضر اولا درعراق خيلي درگير وضعيف است ونمي تواند جبهه هاي جنگ خود را گسترش بدهد، ثانيا آمريکايي ها الان درگيرانتخابات داخلي خود هستند، ثالثا قيمت جهاني نفت خام خيلي بالاست و دراين شرايط ايجاد تنش از نوع برخورد نظامي درخاورميانه قطعا غيرممکن است، رابعا به نظر من دستگاه هاي اطلاعاتي آمريکا به اين جمع بندي قطعي رسيده اند که احتمال اينکه ايران تا سال 2010 به يک خطر هسته اي تبديل شود وجود ندارد. به اين معني که تا سال 2010 هنوز امکان توقف ايران وجود دارد و سرعت موفقيت ايراني ها در غني سازي هسته اي و پيشبرد برنامه شان، کمتر ازآن چيزي است که ادعا مي شود. به همين دليل آمريکايي ها درحال خريد زمان هستند. البته در آن سو، تهران هم درحال خريد زمان است تا برنامه هسته اي را درفرصتي که دارد به پيش ببرد. درواقع ماجرا مانند يک مسابقه است. اما دراين دوره اي که احتمال دارد سه چهار سال طول بکشد آمريکايي ها اميدوارند تحريم ها بتواند کمک کند تا سوء مديريت حاکم براقتصاد ايران کاردست کشوردهد نه خود تحريم ها. در واقع من معتقدم اثر تحريم ها برايران دربرابرسوء مديريت يک درصد است. يعني يک در برابر99.
واقعيت اين است که اگرمشکلات اقتصادي را به صدقسمت تقسيم کنيد 99 بخش آن ناشي سوء حاکم براقتصاد ايران است ويک قسمت به دليل تحريم است. اتفاقا اين تحريمها به دولت ايران امکان مي دهد خودش و بي کفايتي ها وسوء مديريت ها راپشت تحريم پنهان کند وبگويد تحريم عامل آنهاست.
تاثيرتحريم ها را روي بخش هاي مختلف جامعه چطور مي بينيد؟
تحريم هيچ تاثيري روي مردم نگذاشته است. آن چيزي که روي اقتصاد ايران تاثير گذاشته سوء مديريت است که همه آن داخلي است. من معتقد نيستم که تحريم ها روي جامعه اثرگذاشته است. به نظر مي رسد اصلا راديکال ها هم از نظر سياسي وهم ازنظر اقتصادي ازتحريم بدشان نمي آيد. بخصوص تحريم هايي که اينقدربي مزه وخنک طراحي مي شود. اينها قادربه ضربه زدن به کشور نيست اما درعين حال بهانه کافي مي دهد که درکشور حالت فوق العاده اعلام وبا نيروهاي مخالف برخورد شود. به هرحال نيروهاي راديکال انزوا را دوست دارند.
افزايش بي سابقه قيمت نفت چه تاثيري برمقابله با اثرات تحريم دارد؟ آيا اين افزايش بها مي تواند باعث خنثي شدن تاثيرات منفي قطعنامه هاي سازمان ملل شود؟
اگر الان شرايط نرمال وآرامي درکشور مي بينيد اساسا به خاطرتزريق 65 تا 70 ميليارد دلار درآمد نفتي درسال 86 به اقتصاد کشوراست. مي دانيد ميزان واردات کالا درامسال 50 ميليارددلارخواهد بود و 15 ميليارد دلار واردات خدمات. يعني به ازاي هر ايراني هزاردلار خدمات وکالا وارد کشور شده است.
اين ارقام چه نسبتي با واردات دولت آقاي خاتمي دارد؟
تقريبا دوبرابر آخرين سال رياست جمهوري آقاي خاتمي است.
تاثيراين تزريق دلاربه اقتصاد کشور چيست؟
درکوتاه مدت مي توان کشور را باثبات وپايدارنگهداشت؛ چون هرجا خلل وفرجي ونقصاني پيش مي آيد دولت مي تواند با تزريق درآمد هاي نفتي آنجا را بپوشاند وتحت کنترل دربياورد. شيرازه جامعه ما را به لحاظ اقتصادي الان اين پول نفت نگهداشته است. اگر قيمت نفت به زير شصت دلار درهربشکه سقوط کند ما بلافاصله دچارکسري بودجه ارزي مي شويم، دلار دونرخي مي شود، واين دونرخي شدن ارز، غول تورم را که تاکنون درشيشه مانده بيرون مي آورد.
يکي ازسوالاتي که همواره مطرح مي شود اين است که ازيک طرف قيمت نفت بالا مي رود و پول به داخل کشورسرازيرمي شود واز آن سو تورم هم سرسام آور بالا مي رود. چه رابطه اي بين اين دو وجود دارد؟
اين پول نفت به هرشکلي وارد اقتصاد ايران مي شد- که شد- دراحجام بزرگش تورم زا مي بود. ريشه تورم درايران، رشد نقدينگي است. رشد نقدينگي هم ريشه اصلي اش کسري بودجه دولت است که اين هم به اين معني است که هزينه هاي دولت از درآمدش بيشتر است. علت اصلي افزايش هزينه ها وکاهش درآمدها نيز سياست هاي آقاي احمدي نژاد است. مثلا سعي کرده اند که قيمت کالاها وخدمات دولتي را پايين نگهدارند و درعين حال به يارانه ها وبه حقوق ودستمزد وپرداخت هاي دولت چه درحوزه عمراني وچه حوزه جاري به شدت افزوده اند. براي اينکه اين کسري را جبران کنند دولت مجبور ميشود دلارهاي خودش را ببرد بانک مرکزي وريال بگيرد وچون بانک مرکزي به آن اندازه ريال ندارد مجبور است آن را چاپ کند که به دولت بدهد وچون ريال چاپ مي شود نقدينگي مي رود بالا و منجر به تورم مي شود. اين مکانيسم افزايش تورم است. درواقع عرضه پول بيش از عرصه خدمات وکالاي واقعي است. به همين دليل به ازاي يک واحد خدمات وکالا، دوواحد پول توليد مي شود و تورم ايجاد مي کند. دولت براي مقابله با کسري بودجه، ارز خود را به بانک مرکزي مي فروشد. بانک مرکزي هم اين ارز را به عنوان گشايش اعتبار مي فروشد به وارد کنندگان کالا. آنهايي که کالا وارد مي کنند، به بخش توليد واشتغال فشاروارد مي کنند. درنتيجه دولت براي اينکه صداي آنها را بخواباند به آنها هم يارانه مي دهد و براي پرداخت اين يارانه ها هم بايد باز مجبوراست برود دلار خود را بفروشد. اين يک بازي دومينو است که تورم سلسله وار جلو مي رود وافزايش مي يابد.
به نظر شما اين نگراني ها در جريان نوشتن بودجه سال آينده کشورلحاظ شده است تا ازتبعات چنين رشد نقدينگي که به آن اشاره کرديد کم شود؟
به هيچ وجه لحاظ نشده است اگر هم شده باشد اصلا قابل اجرا نيست. چون دولت آقاي احمدي نژاد اساسا بنا ندارد قانون بودجه را اجرا کند. چنانچه بودجه سال 86 را انقباضي بست اما اجرايش نکرد. مجلس هم نتوانست کاري کند. مجلس هشتم هم نخواهد توانست کاري کند. يعني هزينه ها را دربودجه کنترل کردند اما درعمل کنترل نکردند. دولت کسري بودجه بالا آورد وشش هفت هزارميلياردتومان از مجلس اجازه گرفت که يادوباره دلار فروخت به بانک مرکزي يا منابع عمراني را به هزينه هاي جاري منتقل کردند.دربودجه سال 87 هم نرخ تورم حداقل بين 18 تا 20 درصد خواهد بود.
آياشاخص هايي که براي مشخص کردن نرخ تورم مورد استفاده قرارمي گيرد، تورم واقعي را نشان مي دهد يا با توجه به صحبت ها درخصوص دستکاري درشاخص هاي تورم، بايد ارقام واقعي را جاي ديگري جستجو کرد؟
من هنوز به اين ارقام تورم اعتماد دارم. خود اين نرخ تورم هم چيزکمي نيست. بالاخره 17.8 تا الان بود که تا پايان سال به 18.2 درصد خواهد رسيد. اين درحالي است که درآخرين سال آقاي خاتمي تورم 12.1 درصد بود.
ولي سهم تورم مواد غذايي در دولت آقاي خاتمي بين 6 تا 7 درصد بود ولي دردولت آقاي احمدي نژاد سه برابرشده است. بنابراين اين عدد هنوز قابل اتکااست. الان 24 تا26 درصد تورم مواد غذايي داريم.
درنرخ تورم آيا مسکن هم لحاظ مي شود؟
واقعيت اين است که نرخ تورم مسکن بيشتر دراجاره بها تجلي پيدا مي کند. والا شما خانه اي که درآن نشسته ايد چه يک ميليون تومان چه يک ميليارد تومان فرق نمي کند.به نظرم هنوز آمارهاي بانک مرکزي نسبت ها را دقيق منتقل مي کند.
ايالات متحده درتلاش است که معاملات بانکي وتجاري ايران با دوکانون اقتصادي دوبي وچين را محدود کند. به نظر شما محدود کردن اين حوزه هاي اقتصادي چه تاثيري در وضعيت اقتصادي کشور خواهد داشت؟
اگر ايالات متحده موفق به چنين کاري شود تاثيرش خيلي جدي است. اما من دراينکه آمريکا موفق به انجام چنين کاري شود ترديد دارد. هم امارات وهم چين به سنت سنت تجارتشان به ايران نيازدارند. بخصوص امارات. تا آنجايي که من مي دانم ما با يک مقدار پول خرج کردن بيشتر قادرخواهيم بود که به اين تحريم ها غلبه کنيم.
دولت آقاي احمدي نژاد طي دوسال گذشته براي آنچه افزايش سرمايه گذاري ناميده شده بود اقدام به کاهش سودبانکي کرد. اما ش اخير بانک مرکزي به اين اشاره دارد که اين کار بدون توجه به رشد نقدينگي وتورم صورت گرفته وباعث شده بانک ها ضرر بدهند. شما اين سياست را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
از نظر تئوري اصل نظر آقاي احمدي نژاد غلط نيست. امانکته اين است که اين سياست گذاري درتناقض با بقيه سياست گذاري هاي دولت نهم اتفاق افتاد وهمه اثرات مثبت را خنثي کرد واثرات منفي اش را برجاي گذاشت. همان طور که گفتيد وقتي شما نرخ بهره را پايين مي اوريد درواقع به خاطر رونق اقتصادي بالاتر به يک مقدارتورم بيشتر تن مي دهيد. نمي شود که هم تورم را کنترل کنيم هم نرخ سود بانکي را پايين بياوريم ودرعين حال به رشد 41 درصدي نقدينگي هم برسيم. اين سه تا سياست هايي بودند که همديگر راخنثي کردند وباعث شدند که کشور واقتصاد به وضعيت فعلي بيافتد. ضمن اينکه قانون کاهش بهره براي تحرک بخشيدن به رشد اقتصادي متعلق به يک کشورسرمايه داري آزاد با شبکه بانکي آزاد است. درايران که بانک ها درتعيين نرخ بهره شان آزاد نيستند درعمل اين کارمنجر به رشد فساد درشبکه بانکي ورانت خواري در وام گيرندگان وزيان سپرده گذاران شد وتورم را هم افزايش داد.
تاثيرتحريم ها روي بخش خصوصي چيست؟
بخش خصوصي درايران آنقدر نيرومند نيست که اين تحريم ها روي اين بخش خيلي قابل توجه باشد. البته آنها هم آسيب پذير تر ازبخش دولتي است چون دسترسي شان به بانک ها کمتر است وازنظر مالي ضعيف ترهستند. اما از آنجاييکه بخش خصوصي درايران کمتر از 35 درصد است آسيب ديدن بخش خصوصي هم دراقتصاد چندان اثر نمي گذارد ضمن اينکه اين تحريم هم تاثيري نداشته است
«مردم ايران سلام»، خداحافظی ميکند؟
محمدرضا شهيديفر از پخش آخرين قسمت از برنامه «مردم ايران سلام» در روز سهشنبه (28 اسفند ماه) خبر داد و گفت: اين برنامه براي مدتي يا شايد هم براي هميشه پايان مييابد.؟؟!!
.jpg)
تهيهكننده و مجري برنامه «مردم ايران سلام» در پاسخ به پرسش ايسنا درباره دلايل به پايان رسيدن اين مجموعه تلويزيوني، خاطرنشان كرد: «مردم ايران سلام» نيازمند باز تعريف است و فرصتي لازم دارد تا اين باز تعريف در آن اتفاق بيفتد.
وي درباره حضور همزمان چند مهمان در برنامههاي اخير «مردم ايران سلام»، اظهار كرد: سعي ما بر اين است كه در اين سه چهار برنامهي آخر كه به ايام نوروز هم نزديك است، به نوعي مهماني عيد برگزار كنيم. بر اين اساس از تمام صنوف و حرفها، مهمانان به برنامه دعوت ميكنيم.

شهيدي فر اعلام كرد: روز سهشنبه (28 اسفند ماه) آخرين برنامه «مردم ايران سلام» با حضور تمامي كارشناسان و مجريان اين برنامه به روي آنتن ميرود.
اين تهيهكننده و مجري تلويزيوني در پاسخ به اين پرسش كه چه اهدافي را در بدو توليد و پخش « مردم ايران سلام» دنبال كرده است؟گفت: طبيعتا از آنجا كه برنامه مردم ايران سلام صبحها به روي آنتن ميرود، شادابي و انتقال نشاط هدف اصلي بوده است، همچنين ايجاد آگاهي و انتقال اطلاعات ديگر هدفي است كه در اين برنامه دنبال ميشود. البته در كنار اين اهداف اصلي ريز هدفهايي را هم ميشد دنبال كرد كه از جمله آنها گسترش معني اخلاق اسلامي و افزايش تعلق خاطر به سرزمين مادري و ايجاد حساسيت به آينده بوده است.
وي در پاسخ به اين پرسش كه تا چه اندازه توانسته است به اهداف مد نظر خود دست يابد؟ گفت: پاسخ به اين پرسش را بايد از طيق سنجش برنامهيي ارايه داد. اما اگر اقبال مخاطب را نشان دلبستگي به موضوع و معني تلقي كنيم، ميتوان گفت مردم ايران سلام به اهداف خود تا حدود بسياري دست يافته است.
اين مجري تلويزيوني در پاسخ به پرسش ديگري درباره اين كه آيا تا به حال در بحثها و گفت و گوهاي زنده از نزديك شدن به خط قرمزها هراس داشته است؟ گفت: اين ملاحظات در هر رسانهيي در دنيا وجود دارد. هر برنامهيي يك تعريف مشخصي دارد. بنابراين بايد تلاش ميكرديم در جهت تعاريف برنامه مردم ايران سلام و همچنين تعاريف صدا و سيماي ايران و شبكه دو سيما حركت ميكرديم.
برای کلیه دست اندکاران این برنامه پرمخاطب در تمامی لحظات زندگی بهترینها را آرزومینمائیم
"اخبارداغ ایران"

در پي فيلترينگ محدودي که از روز گذشته براي سايت خبري «البرز» پيش آمده بود، از صبح امروز اين فيلترينگ به طور کامل در کشور اعمال شد.
به گزارش «البرز»، در نخستين ساعات فيلتر شدن اين پايگاه خبري که از ساعت 10:30روز گذشته صورت گرفت، مديران سايت نسبت به پيگيري موضوع از طريق مرکز فيلترينگ شرکت مخابرات اقدام كردند که علت اين امر احتمال اشتباه عنوان شد.
يکي از مسئولان اين مرکز گفت: دستوري در اين زمينه نداشتهايم و از صبح جمعه، هيچ سايتي فيلتر نشده است.
وي گفت: علت اين مسئله ميتواند ترافيک ناشي از برگزاري انتخابات و قفل کردن ربات اين مرکز باشد که مسئله در نخستين روز اداري مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
با وجود اين، مدير مسئول البرز، در نامهاي به اين مرکز، خواستار پيگيري امر وبيان علت اين فيلترگذاري شد.
در شرايطي که انتظار ميرفت از صبح امروز مسئله به مرور مرتفع شود، اين سايت به طور کامل فيلترگذاري شده و هماکنون در همه نقاط کشور قابل دسترسي نيست.
در پيگيريهاي بعدي، صدور دستور از سوي کميته تعيين مصاديق فيلترينگ، علت اين امر اعلام ميشود، ولي پيگيريهاي انجام شده از اين کميته و وزارت ارشاد، تاکنون پاسخي براي فيلترگذاري «البرز» به دنبال نداشته است.
البرز از پايگاههاي خبري ثبت شده است که تاکنون هيچ اخطار يا تذکري براي عملکرد خود دريافت نکرده است
سازمان بازرسي كل كشور، اقدامات دستگاه هاي مسئول را در زمينه خريد و ذخيره سازي ميوه، مركبات و مواد پروتئيني مورد نياز ايام نوروز نظارت مي كند.
به گزارش روابط عمومي سازمان بازرسي كل كشور، شركت مادر تخصصي دولتي ايران (مجري طرح خريد، ذخيره سازي و توزيع ميوه ايام نوروز) اعلام كرد: در راستاي اجراي پيشنهادات ارائه شده در گزارش هاي سال هاي 84، 85 و 86 سازمان بازرسي كل كشور ، اقدامات لازم به منظور تخصيص اعتبار و اعطاي تسهيلات بانكي جهت خريد مركبات و مواد پروتئيني مورد نياز ايام نوروز را به وسيله تشكل هاي بخش خصوصي و تعاوني هاي صالح انجام داده است.
بر اساس گزارش اعلامي از طرف شركت مادر تخصصي بازرگاني دولتي ايران، تا يازدهم اسفند ماه سال جاري اقدامات لازم براي توزيع 23 هزار تن پرتقال داخلي به قيمت كيلويي 750 تومان، 4 هزار تن نارنگي پاكستاني به قيمت كيلويي 650 تا 700 تومان و 6 هزار و 500 تن سيب داخلي به قيمت هر كيلويي 750 تومان انجام شده است.
اين گزارش مي افزايد: همچنين تا تاريخ يازدهم اسفند ماه، حدود 40 هزار تن پرتقال خارجي و 50 تا 60 هزار تن نارنگي پاكستاني وارد بازار كشور شده و در حال عرضه از طريق تعاوني ها، سازمان ميادين ميوه و تره بار شهرداري و مغازه هاي منتخب سازمان بازرگاني در تهران و شهرستان ها مي باشد. بر اساس گزارش سازمان بازرسي كل كشور، مسئوليت توليد، فرآوري و تنظيم بازار مواد پروتئيني شامل گوشت قرمز، گوشت مرغ و تخم مرغ به موجب مصوبه هيئت دولت به وزارت جهاد كشاورزي واگذار شده گرديد.
سازمان بازرسي كل كشور در پايان اعلام كرد كه علاوه بر نظارت وزارت بازرگاني و وزارت جهاد كشاورزي بر نحوه توزيع و تنظيم بازار ميوه و مواد پروتئيني مورد نياز در ايام نوروز پيگير نحوه اعمال نظارت اين وزارت خانه در تنظيم بازار و كنترل قيمت ها خواهد بود...!!
![]()

مدیر عامل شرکت قطارهای مسافری رجاء از آغاز به کار آزمایشی نخستین قطار اتوبوسی (ریل باس) در شبکه ریلی کشور در 2 ماه اخیر خبر داد و گفت : همزمان با آغاز سال 87 نخستین مجموعه از این نوع قطارها به صورت رسمی وارد شبکه ریلی می شود.
محمود جعفری افزود : قطارهای اتوبوسی ( ریل باس ) در مسیرهای کمتر از 300 کیلومتر و در مرحله نخست در مسیرهای تهران - قزوین ، تهران - قم و تهران - پیشوا استفاده خواهد شد.
وی گسترش قطارهای تندرو ( ترن ست ) با سرعت 160 کیلومتر را از برنامه های سال 87 اعلام کرد و گفت : تاکنون این نوع قطار در مسیر های تهران - زنجان - میانه ، تهران - اراک ، تهران - اصفهان و تهران - مشهد راه اندازی شده است و سال آینده علاوه بر افزایش ناوگان در این مسیرها ، قطار تندرو در سایر مسیرهای راه آهن نیز فعال خواهد شد.
ميزان پيروزي ائتلاف فراگير اصولگرايان در كشور

رضا طلایی نیک، دبير سياسي ائتلاف فراگير اصولگرايان و دبیر کل حزب نوپاي توسعه و عدالت ایران اسلامی ميزان پيروزي ائتلاف فراگير اصولگرايان و حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی را در كشور اعلام كرد و گفت : تاکنون با اعلام نتایج انتخابات در حوزه شهرستان ها 71 نامزد شامل 28 کاندیدای اختصاصی و 43 کاندیدای حمایتی و مشترک حزب توسعه و عدالت در مرحله اول منتخب مردم شده اند و 23 نامزد اختصاصی و حمایتی حزب توسعه و عدالت علاوه بر 71 نامزد مرحله اول به دور دوم راه یافته اند.
دبیر کل حزب توسعه و عدالت اسلامی منتخبان مردم در شهرستان ها شامل نامزدهای اختصاصی و حمایتی را بدین شرح اعلام نمود:
الف ـ اسامی نامزدهای اختصاصی حزب توسعه و عدالت و ائتلاف فراگیر اصول گرایان منتخب مردم (28 نفر):
1ـ مراغه و عجب شیر: آقای یوسف نجفی
2ـ ملکان: آقای سلمان خدادادی
3ـ بوکان: آقای قسیم عثمانی
4ـ ارومیه: آقای سید سلمان ذاکری
5ـ اردستان: آقای طباطبائی نژاد
6ـ کرج: آقای اکبریان
7ـ ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد: آقای محمدحسین نژاد فلاح
8ـ خرمشهر: آقای مصطفی مطور زاده
9ـ رامهرمز و رامشیر: آقای سید ناصر موسوی
10ـ دشت آزادگان: آقای هاشم سواری
11ـ بهبهان: آقای حاجی موحد
12ـ شاهرود: آقای کاظم جلالی
13ـ زابل: آقای ده مرده
14ـ قروه: آقای سیدعماد حسینی
15ـ سیرجان و بردسیر: آقای شهباز حسن پور
16ـ علی آباد کتول: آقای قره خانی
17ـ لنگرود: آقای مهرداد لاهوتی
18ـ لاهیجان و سیاهکل: آقای یوسف قاسمی
19ـ قائم شهر و سواد کوه: آقای ادیانی
20ـ اراک و کمیجان: آقای سیداحمد لطفی
21ـ بندرعباس، حاجی آباد، ابوموسی و قشم: آقای محمد آشوری تازیانی
22ـ بندرعباس، حاجی آباد، ابوموسی و قشم: آقای امین فرج زاده
23ـ اسدآباد: آقای اکبر رنجبر زاده
24ـ ملایر: آقای رحیمی
25ـ آوج و بوئین زهرا: آقای روح الله عباس پور
26ـ مسجد سلیمان: آقای امیدوار رضایی
27ـ اسلام آباد غرب: آقای حشمت الله فلاحت پیشه
28ـ ساوه: آقای حسین اسلامی
ب ـ اسامی نامزدهای حمایتی و مشترک حزب توسعه و عدالت و ائتلاف فراگیر (43 نفر):
1ـ قم: آقایان علی لاریجانی و علی بنايی
2ـ تفت و میبد: آقای سیدجلال یحیی زاده
3ـ کلیبر: آقای ارسلان فتحی پور
4ـ سلماس: آقای علی اکبر آقایی
5ـ میاندوآب: آقای جهانبخش محبی نیا
6ـ نائین: آقای حسن حسنی بافرانی
7ـ برخوار و میمه: آقای سیدمحمود حسینی دولت آبادی
8ـ شهرضا: آقای عوض حیدر پور شهرضایی
9ـ کاشان: آقای اصغر گرانمایه پور
10ـ فریدن و فریدون شهر: آقای بهمن محمدی
11ـ گلپایگان و خوانسار: آقای نکونام
12ـ طرقبه و چناران: آقای محمد دهقان
13ـ نیشابور: آقای سبحانی نیا
14ـ سبزوار: آقای سبحانی فر
15ـ بجنورد: آقای موسی الرضا ثروتی
16ـ اسفراین: آقای هادی قوامی
17ـ شوش: آقای سیدجاسم ساعدی
18ـ ماهشان: آقای رضا عبدالهی
19ـ زابل: آقای نورا
20ـ زاهدان: آقای حسینعلی شهریاری
21ـ استهبان: آقای سقائی
22ـ فسا: آقای دوگانی
23ـ زرند: آقای حسین امیری خامکانی
24ـ کرمان و راور: آقای کریمی
25ـ رفسنجان: آقای حسین هاشمیان
26ـ بویر احمد و دنا: آقای ستار هدایت خواه
27ـ انزلی: آقای خسته بند
28ـ رودبار: آقای صمد مرعشی
29ـ صومعه سرا: آقای سیدکاظم دلخوش
30ـ بروجرد: آقای علاءالدین بروجردی
31ـ درود و ازنا: آقای عزت الله دهقان
32ـ سلسله و دلفان: آقای محمد محمدی
33ـ بهشهر و نکاء: آقای مقیمی
34ـ ساری: آقای یوسف نژاد
35ـ قائم شهر و سوادکوه: آقای عزت الله اکبری
36ـ بابل: آقای نریمان
37ـ نوشهر و چالوس: آقای محسنی بند پی
38ـ نور و محمودآباد: آقای احمد ناطق نوری
39ـ آمل و لاریجان: آقای عزت الله یوسفیان ملا
40ـ خمین: آقای مقیمی
41ـ تفرش و آشتیان: آقای بهمن اخوان
42ـ رزن: آقای محمدمهدی مفتح
ج ـ نامزدهای حمایتی حزب توسعه و عدالت و ائتلاف فراگیر اصول گرایان راه یافته به دور دوم (23 نفر):
1ـ سراب و مهربان: آقای مجید نصیرپور
2ـ شبستر: آقای مطهری
3ـ همدان: آقایان سید مرتضی حسنی حلم و سید محمد کاظم حجازی
4ـ میانه: آقای محمدرضا حاجی اصغری
5ـ ارومیه: آقای جواد جهانگیر زاده
6ـ نجف آباد: آقای محمدمهدی مظاهری
7ـ ایلام: آقای داریوش قمری
8ـ سبزوار: آقای سبحانی فر
9ـ اهواز: خانم زیبا صالح پور
10ـ آبادان: آقای دهدشتی و گزاری
11ـ بندر ماهشهر: آقای کمال دانشیار
12ـ ایذه و باغملک: آقای دهقان
13ـ قصر شیرین: آقای فتح الله حسینی
14ـ گرگان: آقای ناصری
15ـ خرم آباد: آقایان رحیمی نسب و آقا محمدی
16ـ آباده: آقای محمود محمدی
17ـ سنندج: آقای امین شعبانی
18ـ ملایر: آقای سیدحسن فاضلیان
19ـ رشت: آقایان کوچکی زاده و آقازاده
20ـ مرودشت: آقای شبانپور

امکان تایپ فارسی در گوگل
مستقل از سیستمعامل ویندوز فراهم شد
با راهاندازی سایت http://www.farsigo.com امکان تایپ فارسی برروی جستجوگر گوگل - مستقل ازسیستم عامل ویندوز– و با هدف حمایت از خط وزبان فارسی درمحیط اینترنت ایجاد شد.
مهندس حسین فعال، پژوهشگر ارشد حوزه سایتهای فارسی و مبدع این سایت، اظهار داشت:
" این سایت، برای کاربرانی که امکان استفاده از ویندوز فارسی و محیط های فارسی را ندارند، " بهترین وسیله " محسوب میشود، بگونهای که از تمام نقاط دنیا، امکان دسترسی به این سایت وجود دارد ".
فعال، گفت: " کاربران با ورود به این سایت، بدون نصب برنامهای خاص، امکان تایپ فارسی را مستقل از سیستم عامل خواهند داشت ".
این پژوهشگرحوزه فناوری اطلاعات وارتباطات، هدف ازراهاندازی سایت فوق را "استفاده همه کاربران در سراسر دنیا از خط و زبان فارسی در گوگل عنوان کرد. "
به گفته مهندس فعال، پیش از این، در خارج از کشورودرصورت نداشتن مدیریت رایانه، امکان تایپ فارسی در گوگل وجود نداشت، در حالی که سایت farsigo این امکان را به آسانی فراهم کرده است.
ارتقای آفیس 2008 مایکروسافت
امنیت و پایداری را بهبود میبخشد

برنامه ارتقا یافته در وبسایت مایکروسافت برای دانلود در دسترس همگان قرار گرفته است.
براساس اعلام، اسناد مایکروسافت در این نسخه از امنیت بهتری برخودارند و فضاها و حفرههایی که به هکرها اجازه میداد تا به راحتی به محتویات حافظه رایانهها با کدهای مخرب دسترسی داشته باشند پوشیده و بسته شدهاند. مایکروسافت همچنین به این نکته اشاره کرد که دیگر Office Installer با دسترسی کاربرانی که ورودشان ممنوع است، اجازه دسترسی به آفیس 2008 برای فایلهای برنامه Mac را نخواهد داد.
مایکروسافت شمار مشخصی از پوششها را در کاربردهای مشخص سندیت بخشیده است، از جمله مایکروسافت آفیس 2008. پایداری نیز در Word و Excel با پوشش موارد غیر منتظرهای که برای کاربر رخ میداد بهبود یافته است. همچنین کارآیی به هنگام باز کردن PowerPoint افزایش یافته و با تقارن دیتای محیط (Entourage) مشکلات برطرف شده است.
اعتبار محیط (Entourage) در زمان ارتباط IBM Lotus Domino و سرورهای Microsoft Exchange نیز بهبود یافته و پایداری محیط (Entourage) به هنگام استفاده از پایگاه دادهای برای بازسازی یک پایگاه دادهای تشخیص هویت وسیع افزایش پیدا کرده است.
از دیگر بهبودهای برنامه PowerPoint میتوان به ذخیره SMB و فضای کاراکترها و صفحهبندی اشاره کرد. برنامه Excel نیز از لحاظ پشتیبانی نمایش ثانویه، اعتبار پوششهای معین، اعتبار کپی و چسباندن دیتاهای مرتبط و نمودارها و موارد دیگر شرایط بهتری را دارا خواهد بود.
فهرست کامل این تغییرات در وبسایت مایکروسافت در دسترس قرار دارد
طرح حمله به ایران
حقیقتی که همه به آن فکر می کنند!
یکبار دیگر جهان به حقیقت داشتن تهدید عملیات نظامی از سوی آمریکا علیه ایران فکر می کند. استعفای "ویلیام فلون" فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان این حقیقت را آشکار ساخته است. این ژنرال امریکائی به خود اجازه داده بود در درستی سناریوی نظامی برای حل مشکل هسته ای ایران تردید کند.
"جرج بوش" از ویلیام فلون که 63 سال دارد، قدردانی کرده و گفت که یقین دارد او نقش مهمی در "دستیابی به پیشرفت در عراق و افغانستان" ایفا کرده است. اما همین استعفای فلون جهان را به اندیشه درباره جنگ جدید واداشته است.
"الکساندر ولادیمیروف" معاون رئیس شورای کارشناسان نظامی روسیه تاکید می کند که "فلون" حقیقتاً گفته است که نگران جنگ آمریکا با ایران است.
"جون کری" سناتور دموکرات آمریکایی هشدار می دهد که "استعفای فلون نباید راهگشای جنگ شتاب آمیز با ایران باشد".
آيت الله سبحاني دردومين نامه خود به دكترسروش درخصوص مباحثي همچون "دوري دوستان قديم ازسروش"، "حقيقت وحي "، " محمد(ص) بشري كه داراي بعد وحياني است"، "ناسازگاري برداشتهاي بشري ما ازقرآن با علم بشري " وموضوعات كلامي ديگر مطالبی را متذکرگردیده و ضمن تذكر ويادآوري برخي نكات مثبت زندگي گذشته ایشان از وي خواسته است در علل تغيير نزولي خود به كاوش پرداخته وهمچنین ازپيشنهاد دكتر سروش براي گفت وگوي حضوري استقبال كرده ومیگوید:
من ازمناظره به اين معني كه خودنمايي نمايم وخويش را مطرح كنم ، بدورم ، بلكه آرزوي من اين است كه در هر محيطي كه شما بپسنديد بحث و گفت و گوي علمي را تا روشن شدن حقايق ، ادامه دهيم
اين استاد حوزه علميه قم در پايان گفته است: امروز ظلمي كه بر رسول خدا ومسلمانان صورت ميگيرد،درتاريخ سابقه نداشته است ودولتهاي ظالم وغاصب ازيك سو برشخصيت رسول اكرم (ص)و تعليمات بشردوستانه او ميتازند و ازسوي ديگر حق وآزادي هاي پيروان اورا آشكار زير پا ميگذارند پس بياييد باهم عهدببنديم كه دراين كارزار جانب مظلوم را بگيريم وبا ستمگر درافتيم.
گفتني است دكترسروش چندي پيش درگفت وگو با يكی ازرسانه های خبری ، درباره بشري بودن قرآن، سخناني بيان كرد كه واكنشهايي درميان انديشمندان ديني وفرهنگ وهنر برانگيخت
دكتر سروش كه هم اكنون در آمريكا به سر ميبرد پس از دريافت آن نامه برغم اينكه آن را پدرانه، محترمانه ومصداق موعظه حسنه و جدال احسن دانسته بود اما به صورت كنايه آميز نصايح اين استاد حوزه را ناشي ازمسائل سياسي ودولتي عنوان كرد
سروش درجواب نامه اول آيت الله سبحاني با استفاده ازعبارتی ; پاسخ اين استاد حوزوي را برخاسته ازخواست دولت احمدي نژاد جلوه داد ونوشت:
"شك ندارم كه وظيفه روحاني وغيرت ايماني وعرق مسلماني ودولت احمدي ومعجزه سبحاني، شما را به نوشتن آن نامه برانگيخته است" .
"وي همچنين،درپاسخ به آيت الله سبحاني،اعلام آمادگي كردكه درصورت بازگشت به ايران، در جلسه اي با وي به مناظره بنشيند.
"دومين نامه آيت الله جعفرسبحاني كه با عنوان "دانشمند محترم جناب آقاي دكترسروش" آغاز شده است رامیتوانید در ادامه مطلب ملاحظه فرمائید:
رفسنجانی:
تنها راه، مذاکرات بدون پیش شرط است

هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران اعلام کرد که مذاکره بدون پيش شرط تنها راهکار حل پرونده هسته ای ايران است.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رييس مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی ، در نماز جمعه ۲۴ اسفند ماه تهران اعلام کرد که تنها راه حل پرونده هسته ای ايران آن است که پيش شرط برداشته شود و مذاکره آغاز شود.
اين در حالی است که در قطعنامه سوم شورای امنيت سازمان ملل که روز ۱۴ اسفند ماه تصويب شد، از ايران خواسته شده است که غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق درآورد و به پای ميز مذاکره بازگردد.
آقای رفسنجانی گفته است:«چنانچه نقطه مبهمی در پرونده هسته ای ايران وجود داشته باشد، جمهوری اسلامی رفع ابهام خواهد کرد و اگر نکته ابهامی وجود نداشته باشد، بگذارند روند علمی در کشوری مانند ايران که حق بهره گيری از فن آورب های روز را دارد، دنبال شود.»
محمد البرادعی، رييس آژانس بين الملی انرژی اتمی در نشست ۱۴ اسفند شورای حکام آژانس در وين اتهام «پيشرفت های نظامی هسته ای ايران» را «بسيار جدی» خواند و از جمهوری اسلامی خواست تا «به صورت فعال و داوطلبانه با آژانس همکاری کند.»
شورای امنيت سازمان ملل در روز سه شنبه ۱۴ اسفند ماه با ۱۴ رای مثبت، قطعنامه تازه ای عليه ايران تصويب کرده است که در آن تحريم های تازه ای برای تهران در نظر گرفته شده است.
قطعنامه ۱۸۰۳ شورای امنيت با پيشنهاد فرانسه، بريتانيا و آلمان به رای گذاشته شد و تنها کشور اندونزی به عنوان يکی از اعضای غيردائم شورای امنيت، به آن رای ممتنع داد.
اکبر هاشمی رفسنجانی با اشاره به تعامل جمهوری اسلامی با شورای حکام و آژانس بين المللی انرژی هسته ای گفت که ايران با شورای حکام و آژانس بين المللی انرژی هسته ای مشکلی ندارد و اين نهاد پاسخ همه سوالات خود را گرفته است.
اين در حالی است که محمد البرادعی در تازه ترين گزارش خود در باره پرونده هسته يا ايران، تاکيد کرده است که در باره صلح آميز بودن فعاليت های هسته ای ايران نگرانی جدی وجود دارد.
آژانس می گويد بر اساس اسنادی که در اختيار آن قرار گرفته است، ايران در زمينه استفاده از سانتريفوژهای پيشرفته تر برای غنی سازی سريع تر اورانيوم، آزمايش مواد منفجره و تحقيقات بر روی کلاهک های هسته ای که بر روی موشک سوار می شوند، فعاليت زيادی داشته است.
خطيب نماز جمعه تهران در باره گزارش آقای برادعی گفت: «البته محمد البرادعی مدير کل آژانس بين المللی انرژی هسته ای نيز در گزارش خود خلوص به خرج نداد و نکاتی را مطرح کرد که جای پايی برای بعضی ها باشد.»
جمهوری اسلامی ايران، پس از انتشار گزارش آقای برادعی، اعلام کرد که پرونده هسته ای مختومه است و گزارش را کاملا به نفع خود و مثبت ارزيابی کرد.
اما همين گزارش به دليل تاکيد بر نگرانی آژانس از فعاليت های نظامی ايران باعث تصويب دور سوم تحريم ها عليه ايران در شورای امنيت سازمان ملل شد.
آقای رفسنجانی همچنين خطاب به آمريکا گفت: «از راهی که در مواجهه با پرونده هسته ای ايران در پيش گرفته اند بيشتر خودشان آسيب می بينند و آسيب جمهوری اسلامی ايران کمتر است.»
احمدی مقدم:
فرمانده ارشد ناجا دستگير نشده !

فرمانده نيروي انتظامي گفت: هيچ يک از فرماندهان ارشد ناجا بازداشت يا دستگير نشده اند.
احمدي مقدم پس از اصرار خبرنگاران درباره اظهارات سخنگوي قوه قضائيه مبني بر بازداشت يکي از فرماندهان ناجا گفت: در اين باره شخص سخنگو(عليرضا جمشيدي ) بايد پاسخگو باشد.!!
وي بيشترين جرايم ماموران ناجا را برخورد نامناسب با مردم و ارباب رجوع عنوان کرد و افزود : 1500 مامور ناجا به علت ارتکاب تخلف در سال 1386 از اين نيرو اخراج شده اند اما در ميان آنان فرمانده ارشدي به چشم نمي خورد!!!
آیا زارعی هم رها شده؟
چند روز پس از آنکه سخنگوي قوه قضائيه بازداشت يک فرمانده ارشد نيروي انتظامي را در حضور ده ها خبرنگار تائيد کرد، فرمانده نيروي انتظامي در روز انتخابات ضمن تکذيب اين خبر، در واقع عليرضا جمشيدي را به نشر اخبار کذب متهم کرد.
سردار اسماعيل احمدي مقدم ـ باجناق محمود احمدي نژاد ـ در اين کنفرانس خبري به صورت غير رسمي و در پاسخ به اصرار خبرنگاران در خصوص ارائه جزئيات بازداشت يک فرمانده ارشد نيروي انتظامي، به آنان گفت: "اگر از ما سوال ميكنيد از فرماندهان نيروي انتظامي نه كسي دستگير و نه كسي زنداني شده است. اگر معتقد به اعلام نظر ديگري از سوي قوه قضاييه هستيد از خودشان سوال كنيد".
رسانه هاي نزديک به دولت و از جمله واحد مرکزي خبر و سايت هاي البرز و رجا نيوز اين اظهار نظر فرمانده نيروي انتظامي را به عنوان تکذيب اظهارات سخنگوي قوه قضائيه منتشر کردند.
سايت البرز نيوز در همين خصوص به نقل از احمدي مقدم گزارش داد: "هيچ يک از فرماندهان ارشد ناجا بازداشت يا دستگير نشده و سخنگوي قوه قضائيه خود بايد پاسخگوي سخنانش باشد".
اين سايت نزديک به دولت در عين حال از "پاسخ رسمي نيروي انتظامي به خبر بازداشت يک فرمانده ارشد" خبر داد؛پاسخي که تاکنون در هيچ يک از رسانه ها و از جمله سايت رسمي نيروي انتظامي نيز انشار نيافته است.
يک سايت ديگر وابسته به دولت، سايت رجا نيوز نيز در خبري چند سطري با عنوان "احمدي مقدم اظهارات جمشيدي را تكذيب كرد" به نقل از فرمانده نيروي انتظامي و براي رفع اتهام از فرمانده ارشد اين نيرو از اخراج 1500 مامور خلافکار نيروي انتظامي خبر داد و نوشت: "1500 مامور ناجا به علت ارتکاب تخلف در سال 1386 از اين نيرو اخراج شده اند اما در ميان آنان فرمانده ارشدي به چشم نمي خورد".
برغم آنکه فرمانده نيروي انتظامي در جلسه رسمي مطبوعاتي خود از اظهار نظر در اين خصوص خودداري و رد بازداشت فرمانده ارشد نيروي انتظامي را در پاسخ به اصرار خبرنگاران، به شکل غير رسمي بيان کرده، اما اين اولين واکنش يکي از فرماندهان نيروي انتظامي به اخبار مربوط به بازداشت يکي از فرماندهان ارشد نيروي انتظامي به اتهام "سوء استفاده از مقام شغلي" و "اعمال خلاف اخلاق" است.
سه شنبه 21 اسفند خبرگزاري هاي رسمي کشور و از جمله ايسنا و فارس به نقل از عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه خبر بازداشت يک فرمانده ارشد نيروي انتظامي را تائيد کردند.
عليرضا جمشيدي در همان کنفرانس خبري در پاسخ به سوال خبرنگاري که از وي در مورد تشكيل پرونده براي يكي از مقامات انتظامي در دادگاه كيفري پرسيده بود، گفت: "پروندهاي در مورد يكي از فرماندهان سابق نيروي انتظامي تشكيل و قرار نيز صادر شده است و وي با قرار آزاد شده ولي پرونده در حال بررسي است".
سخنگوي قوه قضائيه بدون ذکر نام اين فرمانده بازداشت شده، در مورد اتهامات وارد شده به وي به خبرگزاري ايسنا گفت: "اتهامات را بعد از رسيدگي اعلام مي كنيم". سخنگوي قوه قضائيه تاکيد کرد: "چون پرونده در مراحل تحقيقات مقدماتي است و همانگونه كه ميدانيم مرحله تحقيقات مقدماتي محرمانه است، بايد اجازه داد اين پرونده مورد رسيدگي قرار گيرد".
خبرگزاري فارس نيز سه شنبه 21 اسفند در همين خصوص به نقل از سخنگوي قوه قضائيه گزارش داد: "براي يكي از فرماندهان نيروي انتظامي پرونده تشكيل شده اما چون تفهيم اتهام صورت نگرفته و پرونده در مراحل مقدماتي است جزئيات پرونده محرمانه است و پس از مشخص شدن اعلام مي گردد".
اولين اخبار
خبر بازداشت فرمانده ارشد نيروي انتظامي اولين بار دو هفته پيش در 8 اسفند از سوي سايت هاي خبري غير دولتي انتشار يافت. در آن اخبار آمده بود: "يکي از فرماندهان نيروي انتظامي به علت سو استفاده از موقعيت شغلي و ارتکاب اعمال خلاف اخلاق چندي پيش با هوشياري اطلاعات نيروي انتظامي دستگير شده است".
"يک منبع مطلع" گفته بود: "فرمانده بازداشت شده نيروي انتظامي از مدت ها پيش تحت نظر عوامل اطلاعات نيروي انتظامي بوده و بيش از شصت ساعت از وي به طور پنهان فيلم برداري شده است". همان منبع مطلع به اين سايت گفته بود که "طي روزهاي آينده، مسئول بازداشت شده رسما از سمت خود خلع و مراحل قانوني پيگيري پرونده وي انجام خواهد شد".
همزمان سايت البرز نزديک به دولت، جمعه 10 اسفند گفتگوي کوتاهي از رضا زارعي فرمانده نيروي انتظامي استان تهران را انتشار داد و به نقل از وي نوشت که استعفاي 3 ماه قبلش از سوي فرمانده نيروي انتظامي به طور ناگهاني پذيرفته شده است.
چهار روز بعد؛يک شنبه 12 اسفند، مراسم ناگهاني توديع و معارفه فرمانده نيروي انتظامي استان تهران در کرج برگزار شد و طي آن رضا زارعي از اين سمت برکنار و عليرضا اکبر شاهي به عنوان فرمانده جديد معرفي شد. خبرگزاري مهر از اين جلسه گزارش داد که: "در اين مراسم از ورود خبرنگاران به سالن اجتماعات در زمان ارائه گزارش عملکرد سردار زارعي جلوگيري شده است".
عليرضا اکبرشاهي فرمانده جديد نيروي انتظامي استان تهران هم که پيش از اين فرمانده نيروي انتظامي استان يزد بود در همان جلسه بر "عدم آمادگي قبلي خود براي پست جديد" تاکيد کردو گفت: "در حالي که آمادگي کامل به منظور انتقال يافتن به استان تهران را نداشتم. اما بر اساس وظيفه از امروز مسئوليت فرماندهي انتظامي اين استان را برعهده گرفته و تا آخرين لحظه با تمام قوا در جهت حفظ امنيت استان تلاش خواهم کرد".
اما طي چند روز اخير خبرنامه امير کبير گزارشي از جزئيات بازداشت رضا زارعي به عنوان همان فرمانده ارشد بازداشت شده منتشر کرد. در اين گزارش تاکيد شده بود که بازداشت زارعي به علت احتمال تباني و ناديده گرفتن اتهامات وي، با دخالت و دستور مستقيم رئيس قوه قضائيه صورت گرفته است.
در آن گزارش تاکيد شده بود که فرمانده نيروي انتظامي استان تهران از وي به عنوان "سردار سرتيپ پاسدار رضا زارعي" نامبرده مي شود در يک خانه فساد به همراه 6 زن بازداشت شده است.
1500 مامور مفسد در يک سال
فرماندهان نيروي انتظامي از ارائه آمار فساد در سازمان ها و نهادهاي نظامي و انتظامي خودداري و به ندرت چنين اخباري را منتشر مي کنند. با اين حال اسماعيل احمدي مقدم دو روز پيش و در حين تکذيب بازداشت فرمانده ارشد اين نيرو، گفت که: "1500 مامور ناجا به علت ارتکاب تخلف در سال 1386 از اين نيرو اخراج شده اند اما در ميان آنان فرمانده ارشدي به چشم نمي خورد".
همزمان با احمدي مقدم، يکي ديگر از مقامات ارشد نيروي انتظامي نيز از اخراج 600 مامور آگاهي خبر داد. رئيس پليس آگاهي کشور گفت: "پليس براي سالم سازي دستگاه انتظامي كشور، به تسويه حساب با 600 نيروي متخلف اقدام كرده است".
فروردين 86 نيز فرمانده کل نيروي انتظامي خبر اعدام دو تن از فرماندهان محلي اين نيرو به اتهام فساد مالي در استان خراسان را اعلام کرد. وي از ارائه اسامي و جرئيات آن خودداري کرد اما معاون پارلماني نيروي انتظامي در همان زمان گفت: "اين افراد از درجهداران جزء، در سطح استوار و ستوان بودند كه جرم يكي از آنها در ارتباط با مواد مخدر و دست داشتن در نقل و انتقال مواد بوده است".
در خرداد ماه گذشته نيز، حسين ذوالفقاري جانشين فرمانده نيروي انتظامي، تعليق 1400 تن از ماموران را تائيد کرد. وي به ايسنا گفته بود: "اگر پرسنلي صلاحيت ادامه خدمت در نيروي انتظامي نداشته باشد، بهتر است كه از سازمان خارج شود".
فرماندهان نيروي انتظامي به جاي اخراج از اصطلاح "رها شدگي" براي چنين افرادي استفاده مي کنند، به رغم تکذيب احمدي مقدم، اين همان اتفاقي است که براي رضا زارعي فرمانده نيروي انتظامي سابق استان تهران افتاده است؛وي به سمت جديدي منصوب نشده و خود نيز در گفتگويي با سايت البرز نيوز گفته که قصد ندارد فعلا در نيروي انتظامي کارش را ادامه دهد. او هم "رها" شده؟
خطبه های سردار زارعی
با فروکش کردن جو انتخاباتی و تا اطلاع ثانوی که جنجال های مربوط به اعلام نتایج دستکاری شده انتخابات خواهد بود، به ماجرای بازداشت "زارعی" و سخنان گُهر بار و ارشادی- حجابی ایشان در جشنواره بین المللی تولیدات رسانه ای عفاف و حجاب نور، پیش از غافلگیر شدنش در پشت 6 زن برهنه ای که برایش نماز جماعت می خواندند میپردازیم. این سخنان را سایت ریحانه منتشر کرده است:
«نیروی انتظامی برخورد ارشادی را برای هدایت بدحجابان در اولویت قرار میدهد. همه ساله با اغاز زمستان و شروع فعالیت پیستهای اسکی فرماندهی انتظامی استان تهران، تیمهای نظارتی و انتظامی را در این پیستها مستقر میکند. در اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی و ایجاد یک محیط مناسب برای استفاده خانوادهها، پلیس استان تهران بیش از 30 تیم امدادی و انتظامی پلیس اسکی خود را در پیست دیزین مستقر کرده است. اگر چه نیروی انتظامی باید برای برخورد با عده قلیلی که هنجار شکنجی میکنند، اقدامات پیشگیرانه صورت دهد اما در مقوله فرهنگ سازی نیز ورود کرده است. نیروی انتظامی استان تهران در جاده چالوس و قبل از دیزین بنرهای مختلف آموزشی و اطلاع رسانی نصب کرده و حتی مأموران کلانتری و پاسگاههای جاده چالوس بروشورهای آموزشی به علاقمندان اسکی توزیع میکند و در صورتیکه نکات مورد نظر توسط علاقه مندان رعایت نشود مأموران پلیس اسکی از ورود این افراد به پیست جلوگیری خواهند کرد. طرح مبارزه با بدحجابی در 2 بخش فرهنگ سازی و اقدامات بازدارنده تقسیم بندی میشود که بخش بازدارنده آن برد بیشتری داشته است. امیدواریم در اجرای این طرح بخش فرهنگ سازی به بازدارندگی آن غلبه کند. برخورد نرم و ارشادی برای هدایت بدحجابان تأثیرگذار خواهد بود که نیروی انتظامی نیز در اجرای طرح مبارزه با بدحجابی این برخورد را در اولویت کاری خود قرار داده است. نیروی انتظامی استان تهران با افزایش گشتهای ارشاد و حضور پلیس زن و مرد در مناطق مختلف بر آن است تا طرح برخورد با بدحجابی و بدپوششی را با اقتدار البته مودبانه ادامه دهد.»
مهدوی كنی

نماينده تهران در خبرگان
بر اساس نتايج غير رسمي، آيتالله مهدويكني ، كانديداي جبهه متحد
اصولگرايان ، با كسب اكثريت آرا در استان تهران به مجلس خبرگان
راه يافت.

در حالی که انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی به پایان رسیده است، وزیر کشور از مشارکت بیشتر مردم نسبت به انتخابات مجلس هفتم سخن گفته است.!!
انتخابات مجلس هشتم از ساعت هشت بامداد آغاز شد و وزارت کشور ايران زمان برگزاری انتخابات را تا ساعت یازده شب جمعه تمديد کرد.
در همین حال، مصطفی پور محمدی، وزیر کشور، از استقبال «فراتر از تصور» مردم در انتخابات سخن گفته است. آقای پور محمدی گفت:« ميزان مشارکت مردم در اين دوره از انتخابات از مجلس هفتم بالاتر رفت ».!!!
اما با این حال وی از ارائه آمار مشخص در خصوص میزان مشارکت در انتخابات روز جمعه خودداری کرد.؟؟؟
در همين زمینه، غلامحسين الهام ، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ايران، گفته است که حداقل ۶۰ درصد واجدان شرايط در انتخابات مجلس شرکت می کنند!!!
آقای الهام همچنين افزود:«اميدواريم نتايج مشارکت خوب مردم در عرصه انتخابات به سمتی برود که باعث تقويت و محکمتر شدن اساس نظام اسلامی و آرمانهای بلند انقلاب شود، همچنين اين که قوای مختلف با همکاری خوب بتوانند به نيازهای عمومی مردم پاسخ مناسب بدهند ».!!!
مقام های دولتی ايران در روز های پيش از انتخابات، مردم را بارها به مشارکت در انتخابات دعوت کرده بودند تا به نوعی از تکرار ميزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس هفتم جلوگيری کنند.
در انتخابات هفتمين دوره مجلس شورای اسلامی، که در اسفند سال ۱۳۸۲ برگزار شد، ۵۱ در صد واجدان شرايط در انتخابات شرکت کرده بودند.
اين درحالی است که خبرگزاری آسوشيتد پرس در گزارشی از تهران تصريح کرده است که ميزان مشارکت مردم تبريز، شيراز و سبزوار در انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی مانند انتخابات هفتمين دوره مجلس خواهد بود
در همين حال، تلويزيون دولتی ايران عصر روز جمعه ازاستقبال مردم از انتخابات مجلس هشتم خبر داده و تصریح کرده است که میزان مشارکت مردم بیشتر مجلس هفتم است!!!
يک مقام آگاه به خبرگزاری نيمه رسمی فارس، در همین زمینه، گفت:« ۱۶ ميليون برگه رای تا ساعت چهار بعداز طهر روز جمعه صندوق های رای ريخته شده است».
اين خبرگزاری همچنين افزوده است:« اين ميزان رای نسبت به زمان مشابه انتخابات دوره هفتم مجلس از رشد ۲۵ درصدی برخوردار است. اين درحالی است که سن رای دهندگان در اين دوره از ۱۵ به ۱۸ سال افزايش يافته است».
به گزارش خبرگزاری فارس، ميزان مشارکت مردم در هفتمين دوره انتخابات مجلس ۲۳ ميليون و۷۳۴ هزار و ۶۷۷ نفر بود.
در همين زمينه، عباسعلی کدخدايی، سخنگوی شورای نگهبان و هيئت مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس هشتم، درباره انتخابات تهران گفت:«تا ساعت ۱۳ امروز حدود نيم ميليون تعرفه در تهران پر شده که اين رقم نسبت به دوره های گذشته با افزايش مواجه شده و فکر می کنم نسبت به انتخابات شوراها افزايش ۲۰ درصد داشته است».
برای شرکت در انخابات مجلس هشتم بيش از ۴۳ ميليون و ۷۰۰ هزار نفر واجد شرايط رای دادن هستند.
نتايج انتخابات
درساعات پایانی انتخابات،عليرضا افشار، رييس ستاد انتخابات کشوردرباره شمارش آرا و نتیجه انتخابات گفت: «نتايج انتخابات مجلس شورای اسلامی در کل کشور حداکثر ظرف چهار تا پنج روز اعلام میشود».
مصطفی پور محمدی، وزير کشور جمهوری اسلامی ايران، نيز اعلام کرد که نتايج نهايی شمارش آراء در شهرستانها کمتر از ۲۴ ساعت اعلام می شود.
وزير کشور همچنين گفته است که نتايج شمارش آرای شعب تهران ، دو يا سه روز طول می کشد، چرا که نتيجه انتخابات تهران، پس از پايان شمارش دستی آرا اعلام می شود.
عباسعلی کدخدايی، سخنگوی شورای نگهبان هم اعلام کرده است که بر اساس توافق انجام شده بين شورای نگهبان و وزارت کشور انتخابات مجلس هشتم به صورت دستی و يارانه ای تواما برگزار می شود اما شمارش کامپيوتری ملاک نخواهد بود و در نهايت نتيجه انتخابات بر اساس نتيجه شمارش دستی آرا اعلام خواهد شد
ساعاتی پس از پایان انتخابات، رسانه های خبری نزدیک به اصلاح طلبان از موفقیت نسبی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم خبر دادند.
به گزارش این رسانه ها، اقبال محمدی، نامزد ائتلاف اصلاح طلبان در حوزه انتخابی مريوان وسروآباد به پيروزی دست یافت و مهندس آفريده، در مشهد؛ قدرت الله عليخانی، در قزوين، و مهندس نريمان در بابل، تاکنون در شمارش آرای اوليه پيشتاز بوده اند.
به گزارش وب سایت بهارستان ايران، از مجموع ۱۰۲ کرسی قابل رقابت در شهرستان ها ۵۰ در صد کرسی ها در اختيار اصلاح طلبان قرار گرفته است.
این در حالی است که خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، با رد این گزارش ها «از موفقيت احتمالی نامزدهای جبهه اصولگرا به ميزان ۶۰ درصد» خبر داده است.
بر اساس گزارش ایرنا، شانس «داوطلبان مستقل را ۲۵درصد و احتمال موفقيت داوطلبان جبهه دوم خرداد را حدود ۱۵درصد» ارزیابی شده است
نگرانی از دخل و تصرف آرا
در همين حال، اصلاح طلبان نسبت به آنچه که « دخل و تصرف در آرای مردم» خوانده اند، ابراز نگرانی کردند.
منابع خبری نزديک به اصلاح طلبان اعلام کرده اند که «ناظران شورای نگهبان در شعب رای گيری با آغاز شمارش آرا در تهران ناظران معرفی شده از سوی اصلاح طلبان را وادار به خروج از شعبه ها کردند».
در همین حال شورای نگهبان نیز در اطلاعیه ای، آمادگی خود را برای دریافت شکایت های مردمی از روند انتخابات اعلام کرده است
به گزارش وب سايت بهارستان ايران، « با آغاز شمارش آرا در شعب ۶۲۵ ، ۳۷۵ ، ۷۹۵ ، ۱۰۴ ، ۸۶۰ ، ۱۴۶ ، ۱۰۴۴، تهران ناظران ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در اين شعبه مجبور به ترک محل رای گيری شدند.
خبرهای ديگر حاکی است در ساير شعبه هايی نيز که شمارش آرا آغاز شده به ناظران ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اجازه ماندن در محل و نظارت بر نحوه شمارش آراء داده نشده است.
در همين حال، عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد اصلاح طلبان گفت:«در حاليکه گزارش های دريافتی از سراسر کشور حکايت از توفيق نامزدهای اصلاح طلب باقی مانده در عرصه انتخابات دارد برخی از رسانه های اصولگرا حامی دولت که انتظار چنين شکستی را از اصلاح طلبان در انتخابات نداشتند با فضا سازی قصد فراهم کردن زمينه ی دخل و تصرف در آرای مردم را دارند»!!!.
وی با اشاره به نگرانی های قبلی اصلاح طلبان درباره برگزاری انتخابات سازماندهی شده اظهار داشت : اقبال گسترده مردم به اصلاح طلبان ، اصولگرايان حامی دولت را که همه تمهيدات لازم را برای پيروزی زود هنگام در انتخابات را تدارک ديده بودند دچار سردرگمی کرده و برخی قراين حاکی است تحرکاتی برای دستکاری در نتيجه انتخابات از سوی برخی محافل در دستور کار قرار گرفته است».
اما آنچه را که ازگشت وگذار در سطح شهر بوضوح میتوان مشاهده کرد چیز دیگریست:
در طولانی ترین زمان رای گیری و رای جمع کنی و در بی رونق ترین انتخابات پارلمانی پس از انقلاب 57، حدس زده می شود کمی بیش از یک سوم واجدین حق رای دراین انتخابات شرکت کرده باشند گزارش های دریافتی حاکی از آنست که پس از تهران که کم فروغ ترین انتخابات پارلمانی را پشت سر گذاشت، در شهرهای اصفهان و تبریز نیز انتخابات سرد و حوزه ها یخبندان بوده است.
نیمروز سرد انتخاباتی در خطبه های نماز جمعه هاشمی رفسنجانی منعکس است. نماز جمعه دیروز تهران را که مطابق نوبت نباید به او می رسید، به وی سپردند تا بلکه تشویق مردم به رای دادن از جانب وی گره گشا شود. یعنی گرهی را که شورای نگهبان و بیت رهبری بدست به پای انتخابات بسته بودند بلکه او با دندان باز کند. احمد جنتی و احمد خاتمی را برای این دعوت از پشت تریبون نماز جمله نیآوردند زیرا خود مجرم انتخابات دیروز بودند و امامی کاشانی هم چنان در نماز جمعه ها خنثی است که آمدن و نیآمدنش و توصیه کردن و نکردنش در روز انتخابات اعتباری نمی توانست داشته باشد.
به این ترتیب، انتخاباتی که باید ساعت 7 شب جمع می شد، پس از چند بار تمدید رای گیری به 11 شب کشیده شد و علیرغم همه این کش دادن ها، مجلسی که تشکیل می شود نماینده کمی بیش از یک سوم جامعه است.
هر آمار و ارقامی که اعلام شود و هر تبلیغی که پیرامون آن صورت گیرد و ادعای که رهبر و بقیه سازمان دهندگان انتخابات مجلس هشتم داشته باشند و به میدان بیآورند، بنظر میرسد به آن هدفی را که بموجب آن می خواستند مردم بصورت وسیع در انتخابات شرکت کنند دست یافته نشد. یعنی اگر این انتخابات می خواست رضایت مردم از حاکمیت را به نمایش بگذارد، خلاف این ثابت شد بطوریکه به گزارش رسیده از بیت یکی از آقایان:
«گشت های شهری – تهران- مایوس کننده است. سطح مشارکت بسیار پائین است. کم بودن میزان مشارکت تائید می شود. در بعضی حوزه ها – تا ظهر- در حد یک، یا دو نفر مشغول رای دادن بودند. در جنوب شهر در منطقه نازی آباد موقعیت مشابه گزارش شده است. حتی در حوزه دبیرستان الهی که پیش بینی حضور گسترده مردم میرفت ، مشارکت کم بوده است.»
حال باید دید پس از این گزارشات چه تدابیری برای گرم کردن تنورانتخابات و کشیدن مردم به پای صنوق رآی اندیشیده میشود ؟؟!
از میان خبرگزاری های خارجی، خبرگزاری «نووستی» که بسیار محتاط و با در نظر داشتن ملاحظات مربوط به مناسبات همه جانبه اقتصادی، سیاسی، اتمی روسیه با ایران گزارش منتشر می کند نیز تا قبل از کش دادن زمان رای جمع کردن و رای گیری گزارش داد:
«بیش از یک سوم از واجدین شرایط رای در این انتخابات شرکت کردند. جمعیت ایران حدود 70 میلیون نفر است، حدود 43.8 میلیون نفر واجد شرایط برای شرکت در انتخابات هستند.»
بعد از این رای گیری، مرحله رای خوانی آغاز شده است و بدنبال آن چانه زنی برای اعلام اسامی و لیست ها.
شاید در توازنی که در ترکیب برندگان انتخاباتی برقرار می کنند، زهر میزان پائین شرکت مردم در انتخابات دیروز را بگیرند. باید دید!
بد نیست کمی با تآمل با این نکته بیاندیشیم که ، با نظر باینکه ، شناسنامه ها طبق قانون در ۱۵ سالگی عکس دار گردیده وهمچنین طبق قانون، حداقل سن اخذ رای ۱۸ سال میباشد هدف ازاعلام این موضوع که ، افراد دارنده شناسنامه فاقدعکس نیزمیتوانند درانتخابات شرکت کرده و رای بدهند....چیست؟؟ چه چیزی در آخر،مراد ایشان را برآورده خواهد ساخت ؟؟؟
از سوئی دیگراین نکته که بر خلاف سنوات قبل ، وزارت کشور تصمیم گرفته تا تنها نتیجه قطعی انتخابات را اعلام کند،نیز کمی سئوال برانگیز بوده امری که با انتقاد شدید برخی گروه های سیاسی از جمله اصلاح طلبان روبرو شده است.
گزارش ها حاکی است که جناح وابسته به محمود احمدی نژاد در برخی حوزه ها توانسته به پیروزی برسد. اصلاح طلبان نیز در حوزه هایی که از امکان رقابت برخوردار بودند، به موفقیت هایی دست یافته اند
فردا کلیه مدارس استان تهران به دلیل شمارش آرا تعطیل اعلام شده اند.
حمايت ۱۸ کشور عربی از ادعای امارات

کشورهای عربی خاورميانه در بيانيه پايانی اتحاديه پارلمان های عرب، ادعای مالکيت جزاير ايرانی تنب کوچک، بزرگ و ابوموسی به امارات را ثبت کردند. وزارت خارجه ايران اين بيانيه را بی اساس خوانده است.
رسانه های امارات متحده عربی در روز پنجشنبه ۲۳ اسفند ماه، اعلام کردند که کشورشان توانسته است مسئله ادعای مالکيت جزاير سه گانه ايرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی را در بيانيه پايانی نشست اتحاديه پارلمانهای کشورهای عربی ثبت کند.
عبدالعزيز الغرير، رييس مجلس امارات در گفت وگو با خبرگزاری امارات، حمايت ۱۸ کشور عربی شرکت کننده در اين نشست از امارات متحده عربی را نشان دهنده حق مالکيت امارات بر جزاير سه گانه ايرانی بوده و از آن بعنوان یک پیروزی نام برده است.
حمایت نماینده عراق در اجلاس یاد شده از این تصمیم اتحادیه پارلمانی کشورهای عربی را ناظران سیاسی منطقه گامی دیگر در جهت دوری عراق از جمهوری اسلامی و نزدیکی بیشتر به جهان عرب تلقی کردند. همین نکته را تلویزیون دوبی بعنوان اتحاد میان ملت های عرب مورد تاکید قرار داد
روز جمعه ۲۴ اسفند ماه، محمدعلی حسينی سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ايران، در يک نشست خبری مفاد بيانيه اتحاديه پارلمان های عربی در خصوص جزاير سه گانه ايرانی را بی پايه و اساس خواند و آن را رد کرد.
آقای حسينی، با تاکيد بر اينکه جزاير تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی جزء لاينفک سرزمين ايران است، دخالت در اين مساله را مداخله در امور داخلی ايران دانست و آن را بشدت محکوم کرد.
سخنگوی وزارت خارجه ايران، افزود:«در شرايطی که جهان اسلام برای مداخله با دسيسه های بدخواهان به ويژه استمرار جنايت های وحشيانه رژيم صهيونيستی عليه مردم غزه نياز به تقويت، وحدت و همدلی همه آحاد ملت های مسلمان دارد، دامن زدن به مسايل انحرافی، سوال برانگيز و غيرقابل قبول است.»
به گفته کارشناسان، خليج فارس برای نفتکش ها دريايی کم عمق به حساب می آيد زيرا نفت کش ها پس از بارگيری به شدت سنگين شده و به کف خليج فارس نزديک می شوند و خطر به گل نشستن را افزايش می يابد.
تنها مسير قابل کشتيرانی برای نفت کش های حامل نفت، منطقه ميان جزيره ابوموسی و تنب است زيرا عميق ترين قسمت دريا در اين محدوده قرار دارد.
از اين جهت اعراب علاقه دارند به دليل مسايل استراتژيک، اين جزاير را تصاحب کنند تا بر صادرات نفت از خليج فارس تسلط يابند.
اين جزاير که از دير باز مورد اختلاف ايران و اعراب بوده اند، بر اساس تفاهم نامه سال ۱۹۷۱ لندن به مالکيت کامل ايران در آمد. اين قرارداد بر حاکميت کامل ايران بر اين سه جزيره تاکيد کرده است.
پاسخ عراق به سفر تبليغاتی احمدی نژاد
حمايت از ادعای امارات در مورد جزاير ايرانی
کمتر از دو هفته پس از سفر محمود احمدي نژاد به عراق و اصرار بر اهداي يک ميليارد دلار به دولت اين کشور براي بازسازي عراق، اين کشور با امضاي بيانيه 17 کشور عرب براي بازپس گيري جزاير 3 گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي از ايران، به جمع کشورهاي عربي پيوست که ايران را "اشغالگر" مي دانند.
سيزدهمين اجلاس سالانه اتحاديه پارلمانهاي كشورهاي عربي در اربيل در بيانيه پاياني خود ادعاي امارات متحده عربي در مورد سه جزيره ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك را مورد تاکيد قرار داد و از ايران به عنوان کشوري اشغالگر نامبرد که اين سه جزيره را به اشغال خود در آورده است.
در اين بيانيه که پنج شنبه 23 اسفند انتشار يافت، خانهسازي ايران در اين جزاير، محكوم و از چنين اقدامي به عنوان "تلاش ايران براي تغيير ساختار جمعيتي اين جزاير" نامبرده شده است. در بيانيه پاياني سيزدهمين اجلاس پارلمان هاي عربي همچنين از ايران خواسته شده تا موضع امارات را در خصوص انجام مذاكرات دوجانبه درخصوص جزاير سهگانه بپذيرد که در غير اين صورت اين مسئله به دادگاه داوري بينالمللي ارجاع داده خواهد شد.
17 کشور عربي امضاء کننده اين بيانيه همچنين از تمرينهاي نظامي ايران در آنچه "آبهاي سرزميني جزاير سه گانه امارات، حريم هوايي، فلات قاره و مناطق ويژه اقتصادي اين کشور" خوانده شده ابراز تاسف کرده اند.
نورالدين باشوكوج، دبيركل اتحاديه پارلمان كشورهاي عربي نيز همزمان به رسانه ها گفت که بيانيه اجلاس اربيل به ايران خاطر نشان مي کند كه اگر اين كشور خواستار روابط مستحكم با كشورهاي عربي است بايد درخواست امارات براي حل صلح آميز مساله جزاير سه گانه از طريق مذاكرات ويا ارجاع به دادگاه داوري بينالمللي را بپذيرد.
آنچه اين بيانيه را از ديگر بيانيه هاي مشابه کشورهاي عرب جنوب خليج فارس متمايز مي کند، تائيد و امضاي آن توسط عراق است.
جلال طالباني رئيس جمهورعراق که سيزدهمين اجلاس پارلمان هاي عربي در شهر او، اربيل برگزار شد، در اختتاميه اين اجلاس "بر حق امارات بر حاكميت جزاير سه گانه" تائيد کرد. اين اقدام رئيس جمهور عراق کمتر از دو هفته پس از آن صورت گرفت که نزديکان محمود احمدي نژاد سفر دو روزه وي به عراق را "سفري تاريخي" ناميدند.
همان طور که اکنون مقامات کشور امارات متحده عربي نيز اقدام خود در گنجاندن حق حاکميت امارات متحده عربي بر جزاير سه گانه رادر بيانيه پاياني سيزدهمين اجلاس پارلمان هاي عربي و به ويژه قرار گرفتن امضاي عراق بر پاي اين بيانيه را "اقدامي تاريخي" توصيف مي کنند.
همزمان سخنگوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي تاکيد بيانيه اتحاديه پارلمان هاي عربي در باره جزاير سه گانه ايراني را بي پايه و اساس خواند و آن را رد كرد.
محمد علي حسيني "جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي راجزو لاينفك سرزمين ايران" دانست و گفت: "دخالت در اين مسئله، مداخله در امور داخلي ايران است". وي تاکيد ساير کشورهاي عربي بر حق مالکيت امارات بر جزاير سه گانه را"مداخله ناكارآمد و غير سازنده طرف هاي ثالث در سوء تفاهمي كه از طريق مذاكره ميان ايران و امارات متحده عربي حل شدني است" توصيف کرد. وي با اشاره به "بحران غزه" گفت: "دامن زدن به مسائل انحرافي، سوال برانگيز و غير قابل قبول است".
سفرهاي تبليغي پر هزينه
در کنار سفرهاي چندين باره احمدي نژاد به امريکاي جنوبي و اختصاص بودجه هاي چند صد ميليون دلاري براي کمک به ونزوئلا و نيکارگوئه، سفرهاي احمدي نژاد به کشورهاي همسايه رفته رفته به تهديدهاي امنيتي براي تماميت ارضي کشور منجر مي شود.
روز دوشنبه ۱۲ آذر محمود احمدي نژاد به دوحه مرکز قطر سفر کرد تا در اجلاس سران کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس شرکت کند.اين سفر در حالي صورت گرفت که از زمان ايجاد شوراي همکاري خليج فارس در سال ۱۹۸۰ تا آن روز هرگز هيچ رئيس جمهور يا رئيس دولتي از ايران در آن شرکت نکرده بود. وي در اين اجلاس به کشورهاي عرب جنوب خليج فارس پيشنهاد "ايجاد يک بلوک همکاري هاي اقتصادي و پيمان مشترک امنيتي" را داد.
کشورهاي عربي در قبال چنين پيشنهادي سکوت و به فاصله يکي دو روز بعد در بيانيه پاياني خود بر ادعاي امارات در مورد جزاير تنب بزرگ، کوچک و ابوموسي تاکيد کردند.
چندي پيش از سفر احمدي نژاد به عراق هم، جلال طالباني در گقتگويي با روزنامه الحيات اعلام کرد که قرار داد 1975 الجزاير ميان شاه و صدام را قبول ندارد، اما احمدي نژاد حاضر نشد در جمع خبرنگاراني که از وي در اين خصوص پرسيدند پاسخ گويد و وعده داد که موضع دولت جمهوري اسلامي در آينده اعلام خواهد شد.
پس از آن وي در استانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي به بغداد سفر کرد و خبرگزاري ها از قول وي و هيات همراهش خبر دادند که ايران علاوه بر ساخت چند نيروگاه و اختصاص 200 ميليارد تومان براي بازسازي شهرهاي مذهبي عراق، به مقامات عراقي "اصرار" کرده اند که کمک يک ميليارد دلاري جمهوري اسلامي را بپذيرند.
اين بار با گذشت کمتر از دو هفته، در شهر زادگاه رئيس جمهور عراق اين کشور نيز از ادعاي ارضي امارات متحده عربي حمايت کرده است تا سفرهاي تبليغي احمدي نژاد غير از بردن نفت بر سفره دولت ساير کشورها، تماميت ارضي ايران را نيز مورد تهديد قرار دهد
مسائل هرکشوری بايدتوسط
نيروهای داخلی آن کشور
حل شود

کدام کشور بوده که نيروهای بين المللی
دخالت کردند و وضع آنجا از قبل بهتر شد؟
غلامحسين کرباسچی، دبير کل حزب کارگزاران سازندگی واصلاح طلب ايران، در گفت وگو با فريدون زرنگار خبرنگاررادیو فردا ديدگاه های خود را درباره انتخابات مجلس هشتم مطرح و به سوالات این خبرنگار بشرح زیرپاسخ داد. مشروح گفت وگو:
ارزيابی شما از استقبال مردم از ليست اصلاح طلبان در انتخابات چگونه خواهد بود؟
به هرحال من فکر می کنم که اگر مردم استقبال خوبی داشته باشند، اميد اين هست که تعداد قابل توجهی از ليست ائتلاف اصلاح طلبان در مجلس حضور داشته باشند ولی اگر احيانا" تعداد شرکت کننده ها کم باشد ممکن است که اين ائتلاف نتواند تعداد زيادی صندلی در مجلس بدست آورد.
پيش بينی شما چيست، آيا مردم استقبال خواهند کرد يا خير؟
من فکر می کنم نسبت به انتخابات های گذشته، يا در همان حد يا بيشتر از آن استقبال خواهند کرد.
يک پرسش اين است که می گويند اگر همه اصلاح طلب ها هم در اين انتخابات رای بيآورند، ترکيب مجلس طوری خواهد بود که در هرحال نتوانند کاری بکنند، نظر شما چيست؟
اين حرف ها القائات همين راديو فردا و راديو امريکا و امثالهم و يا افرادی خيلی مطلع نيستند، مگر قرار است که مجلس در کشور چه کاری انجام دهد؟ مجلس بايد قانونگذاری و نظارت بکند . طبيعی است که حتی اقليت قابل توجهی باشند می توانند بسياردر مسائل اجرائی و برنامه ای دولت تاٌثيرگذار باشند و هر نارسائی را که در کشور می بينند با آن مقابله کنند.
اين طور نيست که اقليت نقشی نداشته باشد . همه جای دنيا اقليت، اگر بفرض هم اقليت باشد، اگر کار خود را بداند و بتواند کار بکند حتما" در مجلس تاٌثير دارد .
منتهی عده ای علاقه مند نيستند که اقليت قوی اينجا باشد يا تعداد قابل توجهی از اصلاح طلبان باشند، مدام اين مسئله را بزرگ می کنند که اينها چه کاری می توانند انجام دهند، اين گونه نيست، ما به اين صورت فکر نمی کنيم.
اين به قول شما، القائات راديوها يا رسانه های خارجی در خود ايران هم از سوی بسياری از نيروهای سياسی مطرح می شود، واقعا" اين فقط القائات رسانه های خارجی است يا اينکه ...؟
در داخل ايران هيچکدام از نيروهای سياسی، حداقل گروه های سياسی، اين حرف را نمی زنند . تمام گروه ها حتی گروه هايی که در انتخابات قبل تجربه کرده اند که عدم شرکت در انتخابات چه مضراتی دارد، در اين انتخابات با قاطعيت و جديت از مردم خواسته اند که بيايند حتی اگر يک نماينده هم از گروه يا از نيروهای خود می توانند، به مجلس بفرستند.
پرسش آخر اين است بخشی از گروه های سياسی هستند که مسئله نظارت بين المللی را مطرح کرده اند، نظر شما در اين مورد چيست؟
نظارت بين المللی در دنيا تجربه ای ناموفق است. در هيچ مکانی شخصی از خارج نمی تواند مسائل داخلی کشور را حل و فصل بکند .
در هر کشوری بايد مردم با هوشياری و آگاهی و درک خود بتوانند شرايط داخل کشور را مطابق خواسته خود ترسيم بکنند . تجربه ما در افغانستان و عراق و هر جای ديگری که يا دولت خارجی يا سازمان های بين المللی دخالت کرد، آنچه که در افريقا دارد اتفاق می افتد، تمام اين ها ناموفق بوده .
مسائل هر کشوری بايد در داخل کشور توسط نيروهای داخلی آن کشور و گروه ها و احزاب حل شود، اينهم از آن القاعاتی است که معمولا" گروه ها يا سازمان هايی که يا تجربه کافی ندارند يا احيانا" وابسته به ديدگاه های خارج از ايران هستند و گاهی احيانا" همين صدای امريکا , راديو فردا و همين هايی که دائما" دارند اينگونه تبليغ می کنند و طبيعی است که خود شما هم در اين جهت موضع گيری داريد و دائما" در اين جهت تبليغ می کنيد، بنابراين حرف ها و بحث های شما خيلی اعتباری ندارد، چون شما به عنوان يک رسانه نيستيد، شما هميشه وابستگی داريد به آن ديدگاه های خاصی که آمريکا و سازمان های در واقع امريکايی می خواهند در ايران القا بکنند مردم هم خيلی به اين مسائل توجهی ندارند. فکر مي کنم به نسبت همه در انتخابات شرکت می کنند و ما درصد خوبی خواهيم آورد.
مجبور شدم بازهم سئوالی مطرح کنم، آيا شما راديو فردا را گوش می کنيد؟
من راديو فردا را گوش نمی کنم ولی حرف های راديو فردا را گاهی در روزنامه ها و بعضی سايت ها می بينم که گفته هايشان چيست.
يعنی به صورت انتخابی.
راديو فردا اصولا" راديویی موضع دار است، راديویی بی طرف نيست، شکل رسانه ای ندارد، راديويی است که دائم می خواهد مسائل خود را القا کند.
ولی بازهم برمی گردم به مطلبی که شما فرموديد در مورد بی نتيجه بودن نظارت بين المللی، تجربه نشان داده که در بسياری از کشورها نظارت بين المللی باعث شده است که آنهايی که قدرت را در دست دارند در انتخابات هرکاری که خواستند انجام ندهند و به رقيب انتخاباتی هم شانسی بدهند. چرا شما...
اولا" همين سئوال و القا شما نشان موضع گيری شما است. شما نبايد کسی که حرفی می زند با او بحث کنيد، فقط حرفش را منتقل کنيد . ثانيا" کدام کشوری بوده است که يک سازمان بين المللی دخالت کرده و وضعيت آنجا بهتر شده است ؟
کشورهای اروپائی بودند .
کدام کشور؟
مثلا" بوسنی يا در مورد صربستان
بوسنی وضعش خوب شد؟ بوسنی و صربستان که يک کشور را تجزيه کردند و اين بلا را بر سرشان آوردند و انقدر آدم کشی کردند، وضعش خوب شده؟
نه، منظور اين بوده که در واقع آن کسانی که قدرت را داشتند..
کجا وضعش خوب شده؟
قدرتمندها نمی توانستند در انتخابات هر کاری دلشان می خواست بکنند
نه، کدام کشور بوده که نيروهای بين المللی دخالت کردند و وضع آنجا از قبل بهتر شد؟
موضوع بهتر يا بدتر شدن وضع نيست، موضوع اين است که آن دولتی که...
آقا الان گفتيد که ....
در انتخابات
نيروهای بين المللی دخالت کردند در انتخابات و نگذاشتند که هر کسی کاری که می خواهد انجام دهد . کدام کشور؟
به عنوان مثال آخرين مورد در کنگو.
وضع کنگو خوب شده است؟
عرض نمی کنم وصع آنجا خوب شده، عرض من اين است که دولت حاکم نتوانست آنگونه که دلش می خواست...
ايران کنگو نيست. ايران يک کشور بزرگ با سابقه و تمدن و فرهنگ بزرگی است . مردم ايران می دانند چه کاری بايد انجام دهند و هيچ نيازی هم به سازمان های بين المللی نيست.
تا الان در اين کشور هر کاری انجام شد توسط مردم بود و سازمان های بين المللی هيچ دخالتی نداشتند .
گاهی هم قدرت هايی مانند آمريکا و امثالهم تاکنون برای کشور ما جز ضرر و گرفتاری چيزی ايجاد نکرده اند.
موضوع و صحبت مردم ايران نيست بلکه موضوع اينست که چرا دولت به تمام نيروهای سياسی که نظر ديگری دارند اجازه نمی دهد که در انتخابات شرکت کنند؟
اين موضوع مسئله داخلی ايران است، توسط گروه ها و احزاب داخلی ايران با دولت که آنهم يکی از گروه هايی است که قدرت گرفته و آمده روی کار، حل و فصل می شود. ولی اينکه يک کسی در مقام يک رسانه، آن هم رسانه ايکه وابسته به يک دولت بيگانه است، بخواهد در اين زمينه اين گونه بحث و القا بکند، اين دخالت در مسائل داخلی کشور است و مطمئن هستم اين حرف ها را راديو فردا سانسور می کند و منتشر نخواهد کرد.
ولی مسئله حقوق بشر و رعايت حق شهروندی مطلبی نيست که مربوط به يک کشور باشد
اگر قرار است حقوق بشر رعايت بشود، بايد در همه جای دنيا دنبال آن بود. اگر راديويی بخواهد در کشور ديگری حقوق بشر را اعمال بکند، اول بايد ديد که خواستگاه آن کشور دارد آيا حقوق بشر در آنجا رعايت می شود؟ آنچه که آمريکا دارد در دنيا انجام می دهد با حقوق بشر هم خوانی دارد؟ آن کشورهايی که در آنجا هيچ انتخاباتی نيست ولی بهترين رابطه را امريکا با آنان دارد، آيا آن کشورها حقوق بشر را رعايت می کنند؟ آيا راديو فردا تا حالا يکبار راجع به حقوق بشر در کشورهای عربی، که ان قدر آمريکا خوبی آنها را می گويد و روابط خوبی با آنها دارد، تا کنون راجع به حقوق بشر در اين کشورهای سلطنتی صحبت کرده ايد؟
همين نشان می دهد که شما به راديوی ما گوش نمی دهيد. ما در مورد حقوق بشر در تمام کشورها گزارش می دهيم. ولی فرض کنيم...
شما کاملا" موضع داريد. شما فقط در رابطه با ايران می گوئيد، من نمی گويم که در ايران حقوق بشر رعايت می شود. ما ممکن است که خيلی اشکالات داشته باشيم.
فرض کنيم حرف شما هم درست باشد که در آمريکا ...
شما يک راديوی وابسته به بيگانه هستيد، هيچ ارزشی از نظر مردم کشور ما نداريد . هم شما و هم صدای امريکا تمام تحليل هايتان سطحی و بسيار مزخرف است و من هم ديگر بيشتر از اين حاضر نيستم با شما صحبت بکنم.
بنا بر گزارش شاخص قيمتها در بهمن ماه گذشته كه به تازگي از سوي بانك مركزي منتشر شده، تهران جزو مناطقي است كه گراني در آن رشد كمتري دارد و بيشتر مردم مناطق محروم، جزو مناطقي هستند كه رشد قيمتها در آنجا سريعتر از تهران بوده است.!!
هماكنون شاخص كل قيمتها در تهران، عدد 155 بوده و اين شاخص تنها در سه استان سيستانوبلوچستان، بوشهر و سمنان، پايينتر از عدد 155 است.
بنا بر اين گزارش، شاخص قيمتها در استان سيستانوبلوچستان عدد 149، در استان بوشهر عدد 150 و در استان سمنان عدد 153 است كه به دليل پايينتر بودن نرخ رشد اجاره مسكن در اين دو استان، شاخص كل بهاي كالا و خدمات نسبت به بقيه استانها پايينتر است.
اما تندترين روند گراني در مناطق كشور به ترتيب عبارتند از: ايلام با شاخص قيمت 170، لرستان 168، همدان 167، قم 166، خراسان جنوبي 166، خراسان شمالي 165، كرمانشاه 164، چهارمحالوبختياري 163 و هرمزگان 162. قابل توجه آنكه در بين 9 استان يادشده، هفت استان محروم كشور قرار دارند كه نشاندهنده وارد شدن فشار بيشتر تورم بر اقشار محروم جامعه است.
بنا بر گزارش بانك مركزي، شاخص قيمت در استانهاي تهران، گيلان، مازندران، كرمان، گلستان، كهكيلويهوبويراحمد، فارس، مركزي، كردستان، عدد 155 تا عدد 157 بوده و اين استانها جزو استانهايي با رشد قيمت كندتر در كشور به شمار ميروند.
9 استان باقيمانده كشور داراي شاخص قيمت بالاتر از 158 و پايينتر از 162 بوده و استانهاي متوسط كشور به شمار ميآيند
اعتراض به تبلیغ نستله در مترو تهران

آمریکا بانک بحرینی 'مرتبط' با ایران را تحریم کرد
آمریکا یک بانک مستقر در بحرین که تحت کنترل بانک ملی ایران اعلام کرد را در ارتباط با برنامه های تسیلحاتی ایران تحریم کرده است.
وزارت خزانه داری آمریکا گفت علیه "بانک آینده بی اس سی" (Future Bank BSC) اقدام می کند چرا که این بانک تحت اختیار بانک ملی است که قبلا به خاطر "تسهیل فعالیت های گسترش تسلیحات کشتار جمعی ایران" تحت تحریم دولت آمریکا قرار گرفته بود.
استوارت لیوی، معاون امور تروریسم و اطلاعات مالی وزارت خزانه داری، گفت: "بانک ملی برای کمک به برنامه ایران در دنبال کردن توانایی های اتمی و موشک های بالستیک حاضر است راه های درازی را طی کند، و همزمان به سایر موسسات برای پرهیز از تحریم کمک می کند."
بانک ملی ایران قبلا اتهام دست زدن به اقدامات خلاف مقررات بین المللی در خارج را رد کرده است.
آقای لیوی گفت که بانک ها و سایر موسسات متعلق به بانک ملی یا تحت کنترل آن "تهدیدی جدی" را متوجه سلامت نظام مالی بین المللی می کنند
دولت آمریکا در اکتبر سال 2007 تحریم هایی را بر بانک ملی اعمال کرده بود.
به گفته وزارت خزانه داری آمریکا "بانک آینده" سال 2004 تاسیس شد که حاصل سرمایه گذاری مشترک بانک ملی و بانک صادرات و یک بانک خصوصی مستقر در بحرین بود.
این دو بانک ایرانی هر یک 33 و سه دهم درصد از سهام بانک آینده را در اختیار دارند.
وزارت خزانه داری گفت که "سایر اطلاعاتی که در دسترس دولت آمریکاست" نشان می دهد بانک آینده تحت کنترل بانک ملی است.
استوارت لیوی گفت که این اقدام هماهنگ با قطعنامه 1803 شورای امنیت برای تحریم ایران است که روز سوم مارس 2008 تصویب شده بود.
آن قطعنامه خواستار "اعمال هوشیاری" کشورهای عضو سازمان ملل در ارتباط با هرگونه فعالیت میان موسسات مالی در کشورهای خود با کلیه بانک های مستقر در ایران به خصوص بانک های ملی و صادرات می شود.
اقدام دولت آمریکا علیه بانک آینده کلیه دارایی های آن را که در حوضه قضایی آمریکا باشد مسدود می کند و از معامله شهروندان آمریکا با این بانک ممانعت به عمل می آورد.
تحریم های تازه سازمان ملل بر ایران به خاطر خودداری آن کشور از عمل به خواسته های دو قطعنامه قبلی شورای امنیت سازمان ملل برای تعلیق بخش های حساس برنامه اتمی اعمال شده است.
حاجی فیروز
مريم فيروز درگذشت

مريم فيروز، از اعضای بلندپايه حزب توده ايران و همسر نورالدين کيانوری، دبيرکل متوفای اين حزب، در سن نود و دو سالگی در تهران درگذشت
خانم فيروز که در ده سال گذشته به بيماری آلزايمر مبتلا بود، يک ماه پيش زمين خورد و دچار شکستگی استخوان پا شد و تا بعدازظهر ديروز که در منزل مسکونی اش از دنيا رفت، زمينگير بود.
مريم فيروز را در گورستان بهشت زهرا تهران به خاک سپرده ولی مراسمی برای او برگزار نگردید.
او دختر عبدالحسين ميرزا فرمانفرما، از رجال برجسته اواخر دوره قاجار بود، در اوائل فعاليت حزب کمونيستی توده در زمان رضاشاه پهلوی به عضويت اين حزب در آمد، سالها بعد پس از غيرقانونی اعلام شدن اين حزب و تحت تعقيب قرارگرفتن اعضای آن، با همسر دومش نورالدين کيانوری که از اعضای برجسته حزب توده بود به شوروی گريخت و پس از دو سال همراه با ديگر سران حزب در آلمان شرقی ساکن شد.
پس از پيروزی انقلاب ايران در سال ۱۹۷۹، مريم فيروز همراه با همسرش و ديگر سران حزب توده به ايران بازگشت اما در بهمن ۱۳۶۱ (فوريه ۱۹۸۳) که حزب توده از طرف حکومت منحل اعلام شد و اعضايش تحت تعقيب قرارگرفتند، همراه با همسرش بازداشت شد و حدود چهار سال را در زندان به سر برد.
نورالدين کيانوری در نامه ای به آيت الله خامنه ای رهبر ايران نوشت که مريم فيروز در زندان مورد شکنجه های سختی قرار گرفت.
کتاب خاطرات مريم فيروز در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴) در تهران به چاپ رسيد که همچون کتاب خاطرات نورالدين کيانوری در واقع حاصل گفتگوهايی با او از جانب مراجع رسمی حکومتی بود.
مريم فيروز پس از آزادی از زندان تا هنگام مرگ خانه نشين بود و فعاليتی نداشت، از وی دو دختر به نامهای افسانه و افسر برجای مانده که حاصل ازدواج اولش با عباسقلی اسفندياری هستند.
پدر همسر اول او، حاج محتشم السلطنه اسفندياری در سال ۱۳۱۴ خورشيدی (۱۹۳۶ ميلادی) که رضاشاه فرمان به کشف حجاب اجباری داد، رئيس مجلس شورای ملی بود و نخستين مقام ايرانی بود که در کشف حجاب در خانواده اش پيشقدم شد
انتقاد شدید سعید ابوطالب از دکتر حداد عادل

عضو شورای مرکزی ائتلاف فراگیر اصوگرایان با انتقاد شدید از انصراف نابه هنگام دکتر حداد عادل از فهرست ائتلاف ، این اقدام را فرصت طلبی سیاسی خواند.
در حالی که در پایان مهلت تبلیغات انتخاباتی احزاب سیاسی برای شرکت در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، اختلافات بر سر اعضای مشترک لیستهای ائتلاف فراگیر اصولگرایان و جبهه متحد اصولگرایی بالا گرفته بود ، غلامعلی حداد عادل که پیش از این پذیرفته بود سرلیست هر دو لیست باشد به یکباره در آستانه انتخابات و در حالی که تنها دو روز به برگزاری انتخابات مانده بود به همراه مرتضی آقا تهرانی، محمد رضا باهنر و احمد توکلی ،با صدور بیانیه ای از مردم تهران، شمیرانات، ری و اسلامشهر خواستند برای آن چه که تقویت وحدت و تثبیت جریان اصولگرایی خوانده شده است به فهرست 30 نفره معرفی شده از سوی جبهه متحد اصولگرایان رای بدهند.
به این ترتیب حداد عادل در آخرین لحظات پشت ائتلاف فراگیر اصولگریان را خالی کرد تا این ائتلاف با به هم خوردن معادلات، بدون سرلیست در رقابت انتخاباتی ظاهر شود و ناچارشود با مشکلات جدید و ناخواسته ای دست و پنجه نرم کند.
در همین حال سعید ابوطالب با انتقاد از این اقدام حداد عادل گفت:« از ابتدا هم عده ای در شورای مرکزی ائتلاف فراگیر با سر لیستی آقای حداد عادل مخالف بودند به جهت اینکه آقای حداد از این چرخش ها بسیار داشته است.»
وی افزود:« ایشان در مجلس ششم هم زمانی که عضو فراکسیون اقلیت بودند هیچگاه حرکت موثری از خود بروز ندادند و همواره اذعان داشتند که من یک فرهنگی هستم و کار سیاسی نمی کنم نه چپ هستم، نه راست و متاسفانه از این عبارت های کلیشه ای بسیار بکار بردند.»
عضو ائتلاف فراگیر اصولگرایان تصریح کرد:« ایشان با غیبت و عدم حضور واقعی و موثر درمجلس ششم به عنوان رییس مجلس هفتم انتخاب شدند آن هم به این دلیل که در لیست آبادگران ، سرلیست بودند وگرنه هیچ شانسی در تهران برای انتخاب شدند نداشتند.»
وی خاطرنشان کرد:« ایشان در مجلس هفتم هم نه در دوران دولت اصلاحات و نه در دوران دولت آقای احمدی نژاد هیچگاه نقش یک ریاست قوه را ایفا نکردند بلکه ترجیح می دادند که همواره به جایگاه سیاسی خود آسیبی نرسانند وهمیشه در طرف برنده بایستند.»
ابوطالب با اشاره به نحوه انتخاب حداد عادل به عنوان سرلیست ائتلاف فراگیر اصولگرایان گفت:« در شورای مرکزی ائتلاف فراگیر با ایشان صحبت و تاکید شد که اگر به ائتلاف فراگیر اعتقادی ندارید عیبی ندارد ما شما را نه تنها سر لیست نمی گذاریم بلکه اساسا شما را در لیست هم نمی گذاریم و در این باره اصراری هم نداریم که در لیست باشید، اما ایشان نه تنها مخالفتی نکردند بلکه به شدت هم استقبال کردند.»
وی افزود:« حالا که ماه ها تلاش شده و کارهای تبلیغاتی انجام شده است، بروشورهای زیادی چاپ شده است در این لحظات آخر آقای حداد عادل به یکباره اعلام می کنند که من نیستم. اسم این اقدام را نمی دانم چه می شود گذاشت جز فرصت طلبی سیاسی.»
عضو شورای مرکزی ائتلاف فراگیر اصوگرایان ادامه داد:« حالا معلوم شد آن عده ای که مخالف بودند با سر لیستی ایشان ، واقعا حق داشتند. آنها معتقد بودند که استقلال رای نمایندگان اگر قرار است حفظ شود و فردا بتوانند در برایر تمام کانون های ثروت و قدرت بایستند و استقلال از خودشان نشان دهند از ابتدا باید در انتخاب افراد لیست، دقت شود.»
وی خاطرنشان کرد:« منتها دوستان دیگری این اعتقاد را نداشتند و معتقد بودند حضور ایشان می تواند به لیست کمک کند. حالا به طور قطع آنها می فهمند که چقدر اشتباه کرده اند. ازاول ما باید نماینگانی را آماده حضور در مجلس می کردیم که بتوانند افکار طبقه محروم و پابرهنه جامعه را درک کنند که بتوانند از حقوق آنها دفاع کنند.»
ابوطالب گفت:« از ابتدا باید افرادی را انتخاب می کردیم که جسارت و جرات ایستادند روی پای خود را داشته باشند و به جریانها و مانکن های سیاسی تکیه نکنند.»
نماینده مجلس هفتم با اشاره به عملکرد مجلس در چهارسال گذشته گفت:« در همین جا باید متذکر شوم که متاسفانه یکی از دلایل ضعف مجلس هفتم در واقع ضعف رییس مجلس هفتم آقای حداد عادل بود آنهم به دلیل همین چرخش های عجیب سیاسی ایشان.»
وی افزود:« به هر حال با این اقدام ایشان هم مردم نظر خواهند داد و قضاوت خواهند کرد و هم تاریخ قضاوت خواهد کرد. از این چرخش های سیاسی هم همیشه در طول تاریخ سیاسی وجود داشته است. الان مهم این است که مردم کمک کنند کسانی رای بیاورند که از ابتدا تا انتها ثابت قدم هستند و روی پای خود ایستاده اند »
عضو کمیسون فرهنگی مجلس هفتم ادامه داد:« باید تحسین کرد شخصیت های سیاسی اعم از چپ و یا راست را که درهر شرایط و موقعیتی، چه در قدرت باشند یا نباشند از موضع سیاسی خود و از باورهای سیاسی خود دفاع می کنند. این افراد شخصیت هایی هستند که هم برای فکر خودشان ارزش قائل هستند و هم برای جریان سیاسی خودشان موثرند.»
وی تاکید کرد:« اما افرادی که هر لحظه به یک سمتی رو می کنند و مواضع صبحشان با مواضع عصرشان متفاوت است متاسفانه نمی توانند کمکی به حل مشکلات مردم کنند.»
"بورس نفت "
مستمسکی برای واگذاری صنعت نفت و گاز کشور
به مافيا

در روز ۲۸ بهمن ۸۶ مرحله اول بورس نفت با عرضه ۲ هزار تن محصول پلی اتيلن شرکت پتروشيمی اميرکبير اولين معامله بورس نفت انجام گرفت .
داستان راه اندازی بورس نفت ۵ سال بدرازا کشيد . زنگنه وزير نفت کابينه هشتم وعده داده بود که بورس نفت را تا پايان کار آن حکومت راه اندازی کند. وی که قصد داشت بدون مجوز شورای بورس و با همکاری سازمان بورس، منطقه آزاد و بنياد مستضعفان، در قالب يک شرکت بين المللی ، تجارت نفت را در مرکز مالی کيش راه اندازی کند، با مقاومت وزارت اقتصاد و شورای بورس مجبور به ارائه گزارش های توجيهی و کسب مجوزهای قانونی شد .مدتی نيز بين وزارت اقتصاد و نفت بر سر اينکه کدام يک متولی راه اندازی بورس نفت باشند چانه زنی صورت گرفت. اما در واقع موانع اصلی به تعويق افتادن امر بورس نفت مسائل ساختاری در اقتصاد ملی، مشکلات نظام بانکی و بيمه يی و موسسات اعتباری و کمبود متخصص در اين زمينه بوده است . به زعم نگارنده اين موانع هنوز بر سر جای خود باقی ميباشد. وبالاخره در حکومت احمدی نژاد در ۲۸ بهمن ۸۶ بورس نفت راه اندازی شد.
* نقش نفت در تعادل قوا و در ايفا کردن يا نکردن نقش پول جهانی توسط دلار و هدف از ايجاد بورس نفت :
● افزايش قيمت نفت و نقش اين « انرژی حياتی » در اقتصاد جهان سبب شد که مطبوعات غرب در باره نقش نفت و گاز در برهم خوردن تعادل قوا ميان کشورهای جهان ، بسود کشورهای دارای نفت و گاز، مقالاتی را انتشار داهند : توان مقاومت ايران در برابر شورای امنيت بخاطر داشتن نفت و بالا رفتن بهای آن، نقش شرکت روسی گازپروم در برقراری نفوذ روسيه بر کشورهائی که جزء امپراطوری روسيه بودند، استفاده روسيه از حربه گاز بر ضد اوکراين و روسيه سفيد و ...
● نفت و گاز همان نقش را بازی می کنند که طلا بازی می کرد : در مقياس جهان، نفت پايه ارزش دلار و تضمين کننده نقش اين پول در اقتصاد جهان است .
● با توجه به اين امر که مطبوعات اقتصادی غرب قصد از ايجاد بورس نفت توسط ايران را عرضه نفت و گاز و فرآورده های پترو شيمی به اورو، دانسته اند و خطرش را بزرگ تر از خطر تصميم صدام به فروش نفت برآورد کرده اند، نزد ناظران غرب اين فکر قوت گرفته است که امريکا برای حفظ موقعيت جهانی دلار ، دست به جنگ می زند . اما آيا رژيم قصد دارد به سلطنت دلار پايان بدهند و يا دارد پوششی برای خورد و برد مافياها می سازد؟
*مشکلات و چالش هايی فراروی بورس نفت ايران :
۱- فقدان قوانين و مقررات داخلی برای بورس های کالايی و از جمله بورس نفت، به خصوص نبود قوانين مالياتی مناسب
۲- فقدان نهادهای ساختاری مالی
۳- عدم وجود زيرساختهای اقتصادی، فنی و فناوری لازم نظير پوشش های بيمه ای، مشخص نبودن چگونگی ارائه تضمين های لازم در بازار، شيوه های تحويل کالا به خريداران
۴- تحريم های اقتصادی ايران از سوی آمريکا
۵- ضعف ساختار تجارت الکترونيک در ايران
۶- چالش های مرتبط با محدوديت توليد و عرضه نفت خام در ارتباط با مصوبات اوپک و نظام کنترلی موجود
۷- قوانين ارزی و صادراتی کشور
۸ – نقش مهم همکاری ديگر کشورها و يا عدم آن
و اما اهم محاسنی که متوليان امر برای بورس نفت بر ميشمارند ،شامل موارد ذيل است :
۱- شفاف سازی قيمتها و شيوه معاملات جلوگيری از رانت خواری
۲-- ورود بخش خصوصی به سمت سرمايه گذاری درصنعت و تجارت نفت
۳- جذب سرمايه گذاری خارجی و بالا بردن موقعيت بين المللی ايران
۴- تأثير برساير بخش های اقتصادی نظير صنعت توريسم، تجارت و بانکداری
بر کسی پوشيده نيست که در حال حاضر شش هفتم سرمايه های دنيا به جای جذب در توليد جهانی شدن ، در قمار های بورسی صرف ميشوند . و در بورس سرمايه های بزرگ برد و باخت ميشوند. همانگونه که بطور نمونه درسال ۲۰۰۲ بود که CAC ( ۴۰ موسسه تشکيل دهنده ارزش بورس پاريس) ميزان٢٠ ميليارد يورو به يکباره از دست دادند. در واقع قمار و رانتی بزرگ تر از بازار بورس وجود ندارد. سيستم مالی جهانی هر گز تا حد امروز غير شفاف نبوده است. ميزان معاملات روزانه بورس که در دهه های گذشته تقريبا معادل سرمايه يکی از بانک های بزرگ امريکا بود، امروز با جمع سرمايه صد بانک اول اين کشور برابری می کند.
لذا ادعای شفاف سازی قيمتها و شيوه معاملات و نيز مبارزه با رانت خواری توسط بورس نفت، آنهم از طرف دولتی که بر آن مافياهای مالی- نظامی حاکمند بسيار مضحک به نظر ميايد .
برفرض که بورس بخواهد بطورکاملا آزاد و تنها بر پايه عرضه و تقاضا عمل کند ، اين امر متضمن پيش فرضها و توانايی ها و آزادی های همه جانبه ای در سطوح سياسی- اقتصادی -اجتماعی - قضايی ميباشد که در ايرانی که نظام ولايت فقيه بر آن حکومت ميکند، حکم کيميا را دارد. همه آن پيش فرضها بکنار، تنها فقدان ۲ امر يکی رعايت قانون( حتی قوانين مورد و ثوق و توافق مسئولين نظام ولايت فقيه ) و ديگری امنيت و آزدی های قضايی در ايران، خود بزرگترين مانع جذب سرمايه ها ی خارجی و تامين امنيت مالی در ايران است . (بطور نمونه توجه کنيم که براساس قوانين کشور ، به غير از متهمان به قتل، قرار بازداشت موقت در ساير موارد بايستی تنها در صورتی که بيم فرار و يا تبانی متهم وجود داشته باشد صادر شود. و در ۱۱ بهمن ۸۶ معاون توسعه و برنامه ريزی سازمان زندان ها اعلام کرد که حدود ۶۰ هزار نفر در حال حاضر در انتظار محاکمه و يا تحت قرار، در کشور زندانی هستند.!")
لذا بسته به اينکه متولی و اداره کننده بازار بورس چه کسانی هستند ، ميتوان بورسی نسبتا آزاد و يا کاملا بسته داشت . چنانچه تنها در اسم و نه رسم بورس اداره شود ، ميتوان آن را وسيله پر فساد ترين زد و بند ها کرد چنانچه از نظام ولايت فقيه انتظار ميرود.
و مسلم است که توسعه ساير بخشهای اقتصادی از قبيل صنعت توريسم و تجارت و … که از مزايای بورس نفت بحساب ميآورند نيز تنها در صورتی ميسر است که آزاديهای قيد شده سياسی- اقتصادی -اجتماعی - قضايی در کشور محلی از اعراب داشته باشند.
اما هدف اصلی در جريان راه اندازی بورس دم خروس خصوصی سازی صنعت نفت و گاز کشور است که از همه نمايان تر است. ميدانيم که برا ساس توصيه های صندوق بين المللی پول ، خصوصی سازی در ايران از سال ۱۳۷۹ و براساس فصل سوم قانون برنامه سوم توسعه شروع گرديده ودامنه آن تمامی دارائی های ملی را در بر ميگيرد.
روزنامه سرمايه، در تاريخ ۳ مهر ماه ۸۶ در باره ارزش دارايی ها و سرمايه هايی که بايد خصوصی شوند چنين نوشت:“ گزارش کميسيون ويژه مجلس درمورد واگذاری فعاليت ها و بنگاه های دولتی به بخش غير دولتی بر آن است که دولت بايد تمام و در مواردی ۸۰ درصد از دارايی ها و سرمايه های انباشته شده ملت طی دهه های متوالی را که ارزش آن بيش از ۵۰۰ هزار ميليارد تومان است، به بخش غير دولتی (خصوصی) واگذار کند." به تعبير درست سمير امين اقتصاد دان برجسته مصری " وظيفه خصوصی سازی ها جزء مکمل مدل ليبرالی گشايش است که در آن همه چيز بهم ربط دارد. در اين مدل، قاعده عمومی اين است که کشورهايی که آن را می پذيرند واقعاً به صادر کردن بيشتر دست بزنند و آن در صورتی است که آنها برای اين کار به وارد کردن بيشتر بپردازند. بدين ترتيب کسری خارجی عميق می شود. بنا بر اين برای پر کردن آن بايد به جلب سرمايه ها پرداخت و يکی از ساده ترين وسيله های انجام آن، بفروش رساندن شمار معينی از مؤسسه ها و منابع عمومی است!" اين همان کاری است که آرژانتين انجام داد. چون بواقع به جلب سرمايه ها نياز داشت."
در اين جا می توان چند نمونه از تجربه آرژانتين را در زمينه خصوصی سازی يادآور شد. می دانيم که آرژانتين، کشوری که سخنگويان ريز و درشت ليبراليسم نو در سراسر جهان از جمله همکاران ايرانی آنها در رسانه های عمومی آن را به عنوان سرمشق باشکوهی برای توسعه و پيشرفت کشورهای پيرامونی مثال می زدند، غرق در بحران و واماندگی بی سابقه است. در صورتی که مکزيک با وجود افراط در منطق خصوصی سازی ها، دست کم مالکيت نفت اش را بطور نمادين کماکان حفظ کرده است.
اکنون نظام ولايت فقيه ، پالايشگاه اصفهان و پالايشگاه تبريز را به قصد خصوصی سازی آنها در فهرست شرکتهائی که وارد بورس می شوند، ، قرار داده است .در نظام ولايت فقيه که در آن مافياهای مالی -نظامی حرف اول را ميزنند و از انحصار اطلاعاتی مطلق برخوردارند ، هم تصدی گری دولتی و هم خصوصی سازی آلوده به فساد است. چرا که هم اکنون که منابع نفت و گاز مطابق اصل ۴۴ و ۴۵ قانون اساسی حکم مالکيت عمومی را دارند و در اختيار دولت قرار دارند ، کل نظام ولايت فقيه به اين منابع به عنوان منبع تامين مالی و وسيله باج دادن به قدرتهای خارجی در مقابل بحرانهايی که خود برای کشور ايجاد ميکند ، نگاه ميکند و نيز زمانی که اين منابع را به بخش خصوصی مورد نظر خود ( مافيای مالی -نظامی ) و نه مردم عادی ،واگذار نمايند ، تنها بخشی که از آن متنفع نميگردد اقتصاد ملی است .
اما جالب توجه ماهيت بخش خصوصی مورد نظر دولت در ايران است:
در امر واگذاری نيروگاهای برق روزنامه ”سرمايه“، ۱۹ ارديبهشت۸۶ در گزارشی تحت عنوان ”پرداخت وام به خريداران نيروگاه ها از حساب ذخيره ارزی“ نوشت: ”دولت در نظر دارد به بخش خصوصی که خواهان سرمايه گذاری در صنعت برق و ياخواستار خريد نيروگاه های ساخته شده، باشد، از طريق صندوق ذخيره ارزی وام (بی بهره وکم بهره) پرداخت کنندو درهمين رابطه قائم مقام وزير نيرو از امضای قرارداد ساخت ۱۰ نيروگاه با بخش خصوصی خبر داد ." وچون احمدی نژاد "خدمت ديرين" رهبر نظام و سپاه را در امر به قدرت رسيدنش از ياد نبرد، اين نيروگاهها را به چه کسان و موسسات و بنگاههايی واگذار کرد؟ بطور نمونه خريدار نيروگاه زرگان در استان آذربايجان غربی به بنياد مستضعفان ملک طلق آقای رهبر است واگذار شد. اين بنياد نيز نيروگاه فوق را به مبلغ ۴۴ ميليارد و ۷۰۰ ميليون تومان خريداری کرد و متعاقب آن چند شرکت وابسته به سپاه پاسداران را در اداره نيروگاه شريک خود ساخت. همچنين از ياد نبرده ايم که با قرارداد يک ميليارد و سيصد ميليون دلاری برای ايجاد خط لوله گاز از عسلويه به بندرعباس و سيستان و بلوچستان که روز چهارشنبه ١٧ خرداد ۸۵ ميان سپاه پاسداران و وزارت نفت منعقد شد، دخالت و سلطه اين نهاد نظامی بر پروژههای اقتصادی کلان کشور نقطه عطف ديگری يافت و سردار سرتيپ پاسدار عبدالرضا عابدزاده جانشين قرارگاه سازندگی خاتم الانبيا گفت : «تاکنون ۱۲۲۰ پروژه ملی و منطقه ای، عمومی، صنعتی و معدنی را اجرا کرده ايم و ۲۴۷ پروژه هم در حال اجرا داريم"
و متعاقب آن ٢٩ انجمن و شرکت پيمانکاری به مقامهای حکومت نامه اعتراض آميز نوشتند و به حق پرسيدند که آيا واگذاری پروژههای بزرگ به ارگانهای نظامی، انتظامی و شبهنظامی، در جهت تقويت بنيه اقتصادی و فنی جامعه است؟ در سطح کل کشور بيش از ١٠ هزار شرکت خالی و بدون استفاده است. آيا بهتر نبود مسوولان دولتی به جای کاستن از بازار کار اين شرکتها به گسترش روند اشتغالزايی توسط اين واحدهای اجرايی ياری میرساندند؟ آنهم در حالی که عدم پرداخت مطالبات مالی پيمانکاران بخش خصوصی از دولت، بخشی عظيمی از آنها را در آستانه ورشکستگی و توقف قرار داده است.
و اکنون در مورد بورس نفت نيز جای پای بنياد متعلق به "رهبری" هويدا است : موافقت های اصولی شرکت بين المللی بورس نفت با سهامداران جديد شکل تازه گرفت و در کيش تثبيت شد. اين سهام داران چه بنگاههايی ميباشند؟ ۷۰ درصد سهام آن به صندوق بازنشستگی کارکنان وزارت نفت، ۱۰ درصد به بنياد مستضعفان، ۱۰ درصد به سازمان منطقه آزاد اقتصادی کيش و ۱۰ درصد به سازمان بورس اوراق بهادار واگذار شد! نکته حائز اهميت وامداری هرسه قوه مقننه و قضائيه و مجريه نظام ولايت فقيه به مافيای نظامی است . پايگاه خبری ”آفتاب“ ۱۹ شهريور ماه۸۶، گزارشی ميدهد : ”رييس قوه قضاييه اظهار داشت، نيروی مقدس سپاه می تواند در مسير اجرای اصل ۴۴ و در راستای وظايف تعريف شده اش در بخش حمايت و توسعه از سرمايه گذاری سالم مردم (!) وارد عمل شود، زيرا اجرای سياست های اصل ۴۴ نيازمند تعامل همه دستگاه ها از جمله سپاه پاسداران است!“
قاضی که به رشوت بخورد پنج خيار
ثابت بکند بهر تو صد خربزه زار!
و بالاخره به مصداق " سالی که نکوست از بهارش پيداست" : مجلس هفتم درماه قبل ( ۴ بهمن ۸۶ ) بر اساس طرحی يک فوريتی در شش ماده تصويب کرد که سازمان بسيج سازندگی و واحدهای زير مجموعه آن به عنوان مجری طرح های عمومی و دولتی محسوب می شود و از اين پس مجاز خواهد بود با وزارتخانه ها و سازمان های دولتی قرارداد امضا کند. در اين مصوبه تمام وزارتخانه ها، موسسات و نهادهای دولتی و عمومی می توانند بخشی از فعاليت های اقتصادی را با استفاده از نيروهای داوطلب بسيجی توسط سازمان بسيج سازندگی نيروی مقاومت بسيج اجرا کنند.
واگذاری پروژههای ملی به بسيج سازندگی در واقع معنايی جز اين ندارد که کليه پيمانکاران غيردولتی را حکومت به بايگانی اقتصاد بازگردانده است و ارمغان آن برای اقتصاد ايران جز ورشکستگی نخواهد بود.
از اين سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
بی دليل نيست که مهندس منوچهرفخرصمدی رئيس شورای مديريت جامعه مهندسان مشاور ايران طی نامه ای به مسئولين نظام ولايت فقيه اين مصوبه مجلس هفتم را ، حمايت قانونی از شاخه ای از تشکيلات دولتی دانسته و بدين سان امکان رقابت مهندسان مشاور با دستگاه های وابسته به دولت را منتفی و آن را لطمه اساسی بر پيکره بخش خصوصی و تجارب ۵۰ ساله جامعه مهندسان مشاور می داند که با بيش از ۷۲۰ شرکت مهندس مشاور عضو، قريب به ۴۰ هزار نفر مهندس و کارشناس متخصص و حرفه ای را در رشته های تخصصی مانند شهرسازی، معماری، تأسيسات شهری، راه و راه آهن، ترافيک و حمل و نقل،سدسازی، فرودگاه سازی، بندرسازی، مخابرات، خطوط نفت و گاز، مهندسی نفت و گاز و پتروشيمی، برق و نيرو، منابع آب، کشاورزی و دامپروری، منابع طبيعی و محيط زيست،ژئوتکنيک و مقاومت مصالح،سازه، بازرسی فنی، مديريت سيستم،مطالعات اجتماعی و...را نمايندگی می کند.
با مستندات موجود شراکت هر چه بيشتر سپاه و بسيج و نهادهای مشابه در طرحها و پروژهها
۱- به سلطه نهادها و مافيای امنيتی و نظامی بر اقتصاد کشورميانجامد
۲- فعاليتهای اقتصادی و عمرانی را از حيطه نظارت عمومی و يا تخصصی و کارشناسی محدود خارج ميسازد
۳- موجبات فشرده شدن هر چه بيشتر گلوی بخش خصوصی مردمی ميگردد.
۴- به فرار هر چه بيشتر سرمايه های ملی و نيروهای محرکه به آنسوی مرزها دامن ميزند.
اما جالب توجه است که بدانيم در حالی بنياد مستضعفان و نيروهای سپاه و بسيج خواهان سلطه و چنگ انداختن بر صنعت نفت و گاز کشورند و با راه اندازی بورس نفت وعده شکوفايی همه جانبه اقتصاد کشور را ميدهند که وضعيت صنعت نفت کشور تا بدين حد وخامتبار است:
کمال دانشيار رييس کميسيون انرژی مجلس هفتم اذعان دارد : « در ايران مصرف انرژی به شدت از توليد آن پيشی گرفته به گونه ای که ميزان مصرف انرژی در کشور سالانه هشت تا ۱۰ درصد افزايش می يابد پس درحالت خوشبينانه طی ۱۰ سال آينده ايران با دو ميليون بشکه کاهش توليد مواجه خواهد شد. و در اين صورت می توان ادعا کرد که تا ۱۰ سال آينده نفتی برای صادرات و در پی آن ارزی هم وجود نخواهد داشت !
و با وجود نياز مبرم صنعت نفت به سرمايه گزاری پرفسور سعيدی متخصص مخازن نفت و گاز در کشور هشدار ميدهد :«عدم تزريق گاز، باعث افت دوميليون بشکه توليد نفت ايران در روز می شود و ناگزيراز واردات خواهيم بودو گاز در نظر گرفته شده برای صادرات می تواند ازنابودی ۶۵ ميليارد بشکه نفت که به دليل کمبود تزريق و افت فشار مخازن، غير قابل استحصال و مدفون می شود، جلوگيری کند. برای درک ابعاد اين مساله، بايد توجه کرد که با فرض توليد چهار ميليون بشکه نفت در روز، ۶۵ ميليارد بشکه معادل ۴۴ سال توليد نفت کشور خواهد بود و با در نظر گرفتن ۶۰ دلار به ازای هر بشکه نفت، ۹/۳ تريليون دلار، خسارت به ميادين نفت ايران وارد خواهد شد. در حالی که در حال حاضر روزانه حدود ۸۵ ميليون متر مکعب گاز به مخازن تزريق می شود واين رقم بايد به ۵۶۰ ميليون متر مکعب افزايش يابد تا بتوان از يک ضرر هنگفت اقتصادی کشور، جلوگيری کرد.»
بدين ترتيب ، وقتی توان توليد و صدور نفت ايران در کاهش است و بعلت بحرانها ، در بخش نفت و گاز سرمايه گذاری نمی شود و ايران در منطقه منزوی است و امروز افشا می شود که قصد بوش از سفرش به خاورميانه ، نه صلح ، که تثبيت موقعيت دلار و انزوای ايران در سطح منطقه بوده است و موانع خارجی بزرگ تر می شوند، بورس نفت بيشتر بکار مفت خوری مافياهای نظامی – مالی می آيد .
نظام ولايت فقيه با سمت گيری اقتصادی-اجتماعی که تحت نام خصوصی سازی خصوصا در صنعت نفت و گاز کشور پيش گرفته است بهشت صاحبان در آمد و سودهای کلان گروههای مافيايی است که ثروت خود را از فعاليت های غير مولد و از قبل رانت خواری و دلالی کسب می کنند.
علت لغو دیدار آیتالله شاهرودی
از " کویت "

ديدار آيتالله محمود هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران از كويت به درخواست طرف كويتي لغو شد.
يك منبع آگاه در اين باره گفت: لغو شدن ديدار آيتالله شاهرودي از كويت كه قرار بود، هفته آينده انجام شود، به درخواست طرف كويتي صورت گرفته است.
اين منبع افزود: آيتالله شاهرودي قرار بود در سفر به كويت، با مسئولان و مقامات قضايي اين كشور ديدار كند، ولي مقامات كويتي با توجه به پيامدهاي ناشي از برگزاري مراسم ختم «عماد مغنيه»و فضاي سنگين سياسي و مطبوعاتي كويت عليه برگزاركنندگان اين مراسم و نيز ايراد برخي اتهامات عليه ايران، اخيرا اعلام كردند كه در حال حاضر شرايط براي انجام اين ديدار مناسب نيست و بهتر است به آينده موكول شود.
وي در عين حال خاطرنشان كرد: تاريخ جديدي در اين رابطه اعلام نشده است، ولي به طور معمول وقتي ديداري در اين سطح لغو شود، انجام آن دست كم چند ماهي طول خواهد كشيد
نامزدهای اصلاحطلب از انتخابات منع شدند

ديده بان حقوق بشر امروز گفت روند انحصاری بررسی صلاحيت نامزدها برای انتخابات ۲۴ اسفند مجلس ناقض اصول انتخابات آزاد و عادلانه است. رد وسيع صلاحيت نامزدها که بيشتر آنها از گروه های اصلاح طلب بودهاند نشان میدهد که مسئولين نامزدها را با انگيزههای سياسی رد میکنند.
فهرست نامزدهايی که برای انتخابات تاييد شدهاند نشان میدهد که به اصلاح طلبان اجازه داده شده است که تنها بدنبال اقليتی از کرسی های مجلس باشند. به اين ترتيب گروه های نزديک به آيت الله خامنه ای، رهبر معنوی، اکثريت کرسی ها را از آن خود خواهند کرد. گرچه در بين تندروها رقابت زيادی خواهد بود، اما نامزدهای اصلاح طلب از ۲۹۰ حوزه انتخابيه تنها در ۱۰۶ حوزه انتخابيه شرکت دارند.
جو استورک معاون بخش خاورميانه و شمال آفريقای ديده بان حقوق بشر گفت: "مسئولين ايران با تنظيم ليست های نامزدها عملا در انتخابات تقلب می کنند." وی افزود: "اين کاملا روشن است که رای دهندگان ايرانی نمی توانند آزادانه نمايندگان خود را انتخاب کنند."
صلاحيت نامزدهايی که برای ۲۹۰ کرسی هشتمين مجلس جمهوری اسلامی رقابت می کنند بايد مورد ارزيابی وزارت کشور و شورای نگهبان که متشکل از ۱۲ حقوقدان مذهبی غيرمنتخب است قرار گيرند.
وزارت کشور مطابق معيارهای قانون انتخابات ايران مرحله اول رد صلاحيت ها را برعهده دارد. گرچه برخی از اين معيارها نظير محدوديت های سنی و شرايط تحصيلی روشن و عينی هستند، اما بيشتر آنها چنان مبهم هستند که به مسئولين اجازه می دهد تصميم های فله ای بگيرند، بدون آنکه مسئول عملکرد خود شناخته شوند.
پس از آنکه وزارت کشور فهرست نامزدهای "صلاحيت دار" را تنظيم کرد، شورای نگهبان آن را بررسی و نامزدهای نهايی انتخابات را تعيين می کند.
در ژانويه گذشته وزارت کشور اعلام کرد درخواست بيش از ۲۰۰۰ تن از ۷۵۹۷ متقاضی نامزدی را رد کرده است. وزارت کشور دلايل رد صلاحيت آنها مواردی از جمله "سوء شهرت در محل سکونت"، "توهين به مقدسات اسلامی" و "اقدام عليه دولت" بر شمرد.
شورای نگهبان و نخبگان سياسی ايران پس از آن به مدت يکماه وارد يک سری مذاکرات محرمانه شدند که به تاييد صلاحيت برخی از نامزدهای رد صلاحيت شده و منع سايرين انجاميد. تعداد کل افراد رد صلاحيت شده تغيير چندانی نکرد.
اکثر نامزدهای رد صلاحيت شده با گروه های اصلاح طلب بخصوص گروه های نزديک به محمد خاتمی رئيس جمهور سابق مرتبط هستند. اکثريت نامزدهای تاييد شده را افراد موسوم به اصولگرا، گروه تندرويی که به آيت الله خامنه ای نزديک هستند، تشکيل می دهند.
عباسعلی کدخدايی سخنگوی شورای نگهبان در فوريه گذشته ادعا کرد که شکايت افرادی که رد صلاحيت شده اند بدون هيچ تعصب سياسی مورد بررسی قرار می گيرد. او تاکيد کرد "در اکثر حوزه ها و شايد تمامی آنها" رقابت وجود خواهد داشت
ايران بعنوان عضو کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی متعهد است بدون هيچ "محدوديت بی دليلی" به شهروندانش اين امکان را بدهد که بعنوان نامزد از فرصت های برابر برای رقابت در انتخابات برخوردار باشند. اين کنوانسيون کشورهای عضو را ملزم به تضمين "بيان آزادانه اراده انتخاب کنندگان" می کند.
ناگفتههایی از زندگی «پروین اعتصامی»
و
نامههای او

بيست و پنجم اسفند ماه، زادروز «پروين اعتصامي» شاعر معاصر ايراني است .
نوشتهاي که از نظر شما ميگذرد برگرفته از مقالهي بسيار پژوهشگرانه و عميقي است از دکتر «جلال متيني» که آن را در سال 1380 در فصلنامهي ايرانشناسي با عنوان «نامههاي پروين اعتصامي و چند نکته در بارهي ديوان شعر و زندگاني وي»، منتشر ساختهاست. «پروين اعتصامي» از شاعراني است که با وجود زندگي بسيار کوتاه و آرام خود، اشعاري سروده است که بازتاب دو گونه ديدگاه را ميتوان در آنها آشکارا ديد. ديدگاه اول، همان ديدگاه زنانه است که کاملا طبيعي جلوه ميکند اما ديدگاه دوم ديدگاه مردانه و بخصوص مردانهاي است که رنگ و بوي اخلاقيات عرفاني در آن برجستگي چشمگيري دارد.
نامههاي «پروين» که در اين نوشته به همت «دکتر متيني» منتشر شده، دنياي بسيار ساده و صميمي اين شاعر را به نمايش ميگذارد. مهمتر از همه آنکه مکاتبات او با «مهکامه محصص»، نشانگر آنست که «پروين» در مجموع، معاشرت گسترده و متنوعي نداشته است. اما وقتي که شعر وي را ميخوانيم ميتوانيم ببينيم که چگونه از خانه به محيط اداره و از محيط اداره، چگونه سر از دادگاه و محيطهاي مردانهي ديگر در ميآورد تا از يکسو رنج زن را به نمايش بگذارد و از طرف ديگر، ارزش کار و شخصيت وي را به همگان بنماياند.
اين نوشتار دربردارندهي بخشهاي ذیل الذکر میباشد :
- «پروين اعتصامي» و حقوق نسوان
- دستبرد برادر به ديوان خواهر
- چرا برادر، سه بيت از قصيدهي «گنج عفت» را حذف کردهاست؟
- «پروين» و «رضاشاه»
- دروغ اين مرد آمريکايي همه را گمراه کردهاست
- «پروين» از نظر معاصران وي
- بيماري حصبه و درگذشت «پروين»
- نامههاي «پروين»
- متن 41 نامهي «پروين اعتصامي» به «مهکامه محصص»
مقدمه

پروين اعتصامي(1285- 1320 خورشيدي)شاعر بلند آوازهي دوران معاصر ما، مشهورتر از آن است که نيازي به معرفي داشته باشد. چه شعر او پس از مرگش به کتابهاي درسي قرائت فارسي در ايران را ه يافت و در نتيجه، دست کم تا انقلاب اسلامي ايران در سال 1357، دانشآموزان دبستانها و دبيرستانها شعرهاي او را در کلاس ميخوانند و برخي از اشعارش را نيز از بر ميکردند. بديهيست چنين توفيقي به ندرت نصيب شاعران معاصر ما گرديدهاست.
آيا شگفتآور نيست که در زمان حاضر، پس از دوازده قرن که شعر فارسي در انحصار مردان بودهاست، ناگهان دو تن از زنان، با فاصلهي سه دهه در شعر فارسي درخشيدن بگيرند؛ يکي با پيروي کامل از شعر کهن فارسي ( از نظر قالب و لفظ و محتوا و با تکيه بر سنتها و مضمونهاي اخلاقي و اجتماعي مورد قبول قدما) و ديگري، در شعر نو و با شکستن سنتهاي شعر فارسي از نظر قالب و لفظ و محتوا و از همه مهمتر در بيان احساسات زنانه در شعر.
نخستين اين زنان، «پروين اعتصامي» بود و ديگري «فروغ فرخزاد». دريغا که هر دو شاعر چيرهدست در جواني و به ترتيب در سنين 34 و 32 درگذشتند.
موضوع مورد بحث در اين مقاله، «پروين اعتصامي» است. نه شرح احوال او و نه ارزيابي اشعارش که تا کنون بارها مقالههايي دربارهي او نوشتهشدهاست.
علت نگارش مقالهي حاضر را بايد در مقالهاي جست که در تابستان 1368، با عنوان«چند نکته در بارهي پروين اعتصامي» در «ويژهنامهي پروين اعتصامي»، در ايرانشناسي نوشتم.
در آن مقالهي کوتاه پنج موضوع کلي را به اختصار در بارهي «پروين» و شعرش مورد بحث قرار دادهام، که يکي از آنها اعتقاد او به «آزادي نسوان» بود و قصيدهاي که در اين باب، با عنوان «گنج عفت» سروده و اقدام «رضاشاه» را در کشف حجاب مورد تأييد قرار داده بود.
ديگر طرح اين موضوع که چون از زندگاني «پروين اعتصامي» بسيار کم ميدانيم، از همهي کساني که مستقيم يا غير مستقيم با «پروين»، در خانه، مدرسه، محل کار و در رفتو آمدها سر و کار داشتهاند، تقاضا شدهبود اطلاعات خود را در بارهي وي، از زمان کودکي تا مرگ، ولو بسيار محدود، براي چاپ به مجلهي «ايرانشناسي» بفرستند تا براي اطلاع محققان چاپ کنيم.
همچنين از آن زمان تا کنون کوشيدهام از کساني که احتمالا با «يوسف اعتصامي»،(اعتصامالملک)، پدر «پروين»، و يا خود «پروين» آشنا بودهاند، اطلاعاتي کسب کنم. بدين منظور در سالهاي گذشته به افراد مختلف يا نامه نوشته يا تلفني در گوشه و کنار دنيا به مذاکره پرداخته و حاصل آنها را در پروندهاي نگهداري کردهام.
حاصل اطلاعاتي را که در اين مدت دراز به دست آوردهام، ضمن بررسي ديوان «پروين اعتصامي» در چند قسمت به اطلاع خوانندگان ميرسانم:
نخست از قصيدهي «گنج عفت» او سخن خواهم گفت و از سه بيتي که برادر «پروين» از سال 1323 به بعد از اين قصيده، حذف کرده و نيز از ديگر تغييراتي که او در ديوان «پروين» دادهاست.
سپس به اين موضوع مهم خواهم پرداخت که چگونه در 60 سال اخير، افرادي در نوشتههاي خود از «پروين اعتصامي»، شخصيتي سياسي و ضد «رضاشاه» ارائه دادهاند.
علاوه براينها، مرگ او را نيز از نظر دور نداشتهام. در پايان، چهل و يک نامهاي را که «پروين» به يکي از نزديکترين دوستانش نوشته – و فتوکپي آنها در اختيار بنده است- مورد بررسي قرار داده و متن همهي آنها را بي کم و کاست در بخش «برگزيدهها»ي اين شماره (مجلهي ايرانشناسي، سال سيزدهم، شمارهي 1 بهار 1380) به چاپ رسانيدهام.
«پروين اعتصامي» و حقوق نسوان

با آن که نوشتهاند «پروين» دختري کمرو و خجالتي بودهاست، او به «آزادي نسوان» از دل و جان اعتقاد داشته و سالها پيش از آن که به فرمان «رضاشاه» در 17 ديماه 1314، کشف حجاب در ايران عملي گردد، او در خردادماه 1303 خورشيدي در خطابهاي با عنوان «زن و تاريخ» در روز جشن فارغالتحصيلي خود در مدرسهي «اُناثيهي آمريکايي تهران»، از ستمي که در طي قرون و اعصار، در شرق و غرب به زنان روا داشتهاند، سخن گفت و در ضمن تصريح نمود که:
«سرانجام زن پس از قرنها درماندگي، حق فکري و ادبي خود را به دست آورد و به مرکز حقيقي خود نزديک شد... در اين عصر، مفهوم عالي «زن» و «مادر» معلوم شد و معني روحبخش اين دو کلمه که موسس بقا و ارتقاء انسان است، پديدار گشت. اين که بيان کرديم راجع به اروپا بود. آنجا که مدنيت و صنعت، رايت فيروزي افراشته و اصلاح حقيقي بر اساس فهم و درک تکيه کرده... آنجا که دختران و پسران، بيتفاوت جنسيت، از تربيتهاي بدني و عقلي و ادبي بهرهمند ميشوند... آري آنچه گفتيم در اين مملکتهاي خوشبخت وقوع يافت. عالم نسوان نيز در اثر همت و اقدام، به مدارج ترقي صعود نمود. اما در مشرق که مطلع شرايع و مصدر مدنيت علام بود... کار بر اين نهج نميگذشت.
اخيراٌ کاروان نيکبختي از اين منزل کوچ کرد و معمار تمدن از عمارت اين مرز و بوم، روي برتافت.... درطي اين ايام، روزگار زنان مشرق زمين، همهجا تاريک و اندوهخيز، همهجا آکنده به رنج و مشقت، همهجا پر از اسارت و مذلت بود... مدتهاست که آسايي از خواب گران يأس و حرمان برخاسته ميخواهد، آب رفته را به جوي بازآرد. اگرچه براي معالجهي اين مرض اجتماعي بسيار سخنها گفته و کتابها نوشتهاند، اما داروي بيماري مزمن شرق، منحصر به تربيت و تعليم است. تربيت و تعليم حقيقي که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گستردهي معرفت مستفيد نمايد.
ايران، وطن عزيز ما که مفاخر و مآثر عظيمهي آن زينتافزاي تاريخ جهان است، ايران که تمدن قديميش اروپاي امروز را رهين منت و مديون نعمت خويش دارد، ايران با عظمت و قوتي که قرنها بر اقطار و ابحار عالم حکمروا بود، از مصائب و شدايد شرق، سهم وافر برده، اکنون به دنبال گمشدهي خود ميدود و به ديدار شاهد نيکبختي ميشتابد... اميدواريم به همت دانشمندان و متفکرين، روح فضيلت در ملت ايجاد شود و با تربيت نسوان اصلاحات مهمهي اجتماعي در ايران فراهم گردد. در اين صورت، بناي تربيت حقيقي استوار خواهد شد و فرشتهي اقبال در فضاي مملکت سيروس و داريوش، بالگشايي خواهد کرد.»
«پروین اعتصامی» در همین جلسه، شعر «نهال آرزو» را که برای جشن فارغالتحصیلی کلاس خود سروده بود، خواند. شعری که همان دختر شرمگین و آرام و کمرو در آن، فریاد برآورده که«از چه نسوان از حقوق خویشتن بیبهرهاند»:
نهــــــــــال آرزو
اي نهال آرزو،خـوش زي که بارآوردهاي
غنچــه بيباد صبا، گـل بي بهارآوردهاي
باغبـانان تورا امسال، سال خـرمي ست
زين همايون ميوه، کزهرشاخسارآوردهاي
شاخ وبرگت نيکنامي، بيخ وبارت سعي وعلم
اين هنـرها، جمله ازآموزگارآوردهاي
خـرم آن کاو وقت حاصل ارمغاني از تـو بـرد
برگ دولت، زادهستي تـوش کارآوردهاي
***
غنچهاي زين شاخه، ما را زيب دست و دامن است
همتي اي خواهران، تا فرصت کوشـيـدن است
پستي نسوان ايران، جمله از بيدانشيست
مرد يا زن، برتري ورتبت ازدانستن است
زين چـراغ معرفت کامروزاندردست ماست
شاهراه سعي اقليم سعادت،روشن است
به کـه هردختربداند قدرعلم آموختن
تا نگويد کس پسـرهوشيارودخترکودن است
***
زن ز تحصيل هنـــــــــرشد شهره درهـرکشوري
بــــرنکرد ازما کسي زين خوابِ بيـــــــداري سري
از چــــه نسوان از حقوق خويشتن بي بهـــــــرهاند
نام اين قـــوم از چـــه، دور افتاده از هــــر دفتـــري
دامـــن مــــــادر، نخست آموزگـــــار کــــودک است
طفـــــل دانشور، کجــــــا پـــرورده نادان مــــــادري
با چنين درمــــــاندگي، از مـــــاه و پروين بگـــذريم
گــــر که مــــا را باشد از فضل و ادب بال و پــــري
ناگفته نماند که سرودن شعر «نهال آرزو» در آن سالها، آنچنان با جوّ حاکم بر جامعهي ايران ناسازگار بودهاست که «اعتصامالملک»، پدر «پروين»، در سال 1314 و پيش از کشف حجاب، از آوردن اين شعر در چاپ اول ديوان «پروين» خودداري کردهاست تا غوغاي آخوندها و عوام را عليه خود و دخترش بر نيانگيزد.
بديهي است دختري که در مدرسهي آمريکايي تهران تحصيل کرده و با فرهنگ و اوضاع اجتماعي اروپا و آمريکا آشناست، وقتي در 17 دي 1314 خبر کشف حجاب و آزادي زنان را ميشنود، آن را از سر اعتقاد تأييد ميکند و بدين مناسبت قصيدهاي در 26 بيت با عنوان «گنج عفت» ميسرايد و اقدام «رضاشاه» را در سه بيت پايان آن - به صورت بسيار معقولي- مورد ستايش قرار ميدهد:
« خسروا، دست تـــواناي تو آسان کــرد کار
ور نه در اين کـــــار سخت، اميد آساني نبود
شه نميشد گر در اين گمگشته کشتي ناخداي
سـاحلي پيـــدا از اين درياي طوفاني نبـود...»
اين قصيده را از آغاز تا پايان به دقت بخوانيم تا سپس دليل اهميت اين موضوع ، که نويسنده از کار ديوان «پروين» از سال 1368 تا به امروز غافل نبوده، روشن گردد.
زن در ايران، پيش از اين گويي که ايراني نبود
پيشهاش جز تيرهروزي و پريشــــــاني نبود
زندگي و مــرگش اندر کنج عزلت ميگذشت
زن چه بود آن روزها، گــــر زان که زنداني نبود
کس چو زن، انـــدر سياهي قرنها منـــزل نکرد
کس چو زن، در معبــــد سالوس قــرباني نبود
در عدالتخانـــهي انصاف، زن شاهـــد نداشت
در دبستان فضيــــلت، زن دبستـــــــاني نبود
دادخواهيهــــاي زن ميمانــد عمري بيجواب
آشکارا بـــــــود اين بيـــــداد، پنهـــــــاني نبود
بس کسان را جامه و چوب شباني بود، ليک
در نهـــادِ جمله گـــرگي بود، چــوپاني نبود
از بــــــراي زن به ميــــــدا ن فــــراخِ زنــــدگي
سرنوشت و قسمتي، جز تنگ ميــداني نبود
نـــــور دانش را زچشم زن نهـــان ميداشتند
اين نـــدانستن ز پستي و گرانجـــــــاني نبود
زن کجــا بافنــده ميشــد بينخ و دوک هنــر
خــــرمن و حاصل نبـــود آنجا که دهقاني نبود
ميـــوههاي دکّـــهي دانش فراوان بــــود ، ليک
بهـــــر زن هــــرگز نصيبي زين فـــــراواني نبود
در قفس ميآرميد و در قفس ميداد جان
در گلستان، نام از اين مـــــرغ گلستاني نبود
بهـــــر زن، تقليـــد تيه فتنه و چــــ اه بلاست
زيرک آن زن کاو رهش اين راه ظلماني نبود
آب و رنـــگ از علم ميبايست شــــرط برتري
بـــــــــا زمـــــرّد ياره و لعل بـــــــدخشاني نبود
جلوهيصدپرنيان ، چونيک قبايساده نيست
عزت از شايستگي بود، از هوســــــراني نبود
ارزش پوشنده، کفش و جامـــــه را ارزنده کرد
قــــدر و پستي، با گـــراني و بـــــه ارزاني نبود
ســــادگي و پاکي و پرهيز، يک يک گــــوهرند
گــــــوهر تابنـــــده، تنهـــــا گوهـــــر کاني نبود
از زر و زيور چه سود آنجا که نادان است زن
زيـــــور و زر، پــــردهپـــــوشِ عيب ناداني نبود
عيبها را جامهي پرهيز پوشاندهست و بس
جامـــــهي عجب و هـــ وا، بهتر ز عرياني نبود
زن سبکساری نبیند تا گـرانسنگ است و پاک
پـــــاک را آسیبی از آلــــــوده دامـــــــانی نبود
زن چو گنجور استو عفت،گنج و حرصو آز،دزد
وای اگـــــــر آگـــــه از آیین نگهبـــــــــــانی نبود
اهـــرمن بر سفرهی تقو ی نمیشد میهمــــان
زان که میدانست کان جا، جای مهمانی نبود
پا بــــــه راه راست بایــــد داشت، کاندر راه کج
تـــــوشهای و رهنمـودی، جــــز پشیمانی نبود
چشم و دل ر ا پـــرده میبایست، امـا از عفاف
چــــــادر پـــــــوسیــــــده، بنیاد مسلمانی نبود
خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار
ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود
شهنمیشد گردر این گمگشته کشتیناخدای
ســــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود
بایـــد این انـــوار را پروین بـــــه چشم عقل دید
مهــــــر رخشان را نشایــــد گفت نــورانی نبود
***
دستبرد برادر به ديوان خواهر

در بخش سوم مقالهي «چند کلمه در بارهي پروين اعتصامي» که قبلا سخنش رفت، تنها همان سه بيت آخر قصيده را نقل کرده بودم با ذکر اين عبارت که «پروين» در اين بيتها «اقدام رضاشاه را در آزادي زنان ايران مورد ستايش قرار دادهاست». مدت زيادي از انتشار آن شمارهي «ايرانشناسي» نگذشته بود که يکي از آشنايان تماس گرفت و گفت: «فلاني، تو که شاعري و شعر ميگويي و شعر خوب هم ميگويي، چرا تا به حال دست خودت را رو نکرده و از اشعارت چيزي را به چاپ نسپردهبودي؟ تازه حالا هم شعرت را به نام ديگري چاپ ميکني!»
سخنان وي را شوخي محض تلقي کردم و گفتم با آن که از قواعد و ضوابط شعر کهن بيخبر نيستم، تا کنون حتي يک مصراع هم نسرودهام، چه رسد به به شعر نو که از قواعد آن به کلي بيخبرم. بعد گفتم ممکن است بفرماييد مقصودتان از شاعري بنده چيست؟
پاسخ داد:« همين سه بيتي که خودت ساختهاي و در سرمقالهي «ايرانشناسي»، به «پروين» بيچاره منسوب کردهاي. جواب دادم اين ابيات از «پروين» است، نه من. اما او اصرار داشت که اين بيتها در ديوان «پروين» نيست.
آن سه بيتي را که من نقل کردهبودم از ديوان «پروين اعتصامي»، طبع دوم، تهران، مهر »1320 بود. در اين تماس تلفني همان سه بيت و کمي پيش از آن را برايش خواندم و منتظر عکسالعمل او شدم. لحظاتي گذشت تا پاسخ داد که من هم ديوان شعر «پروين» را در برابر خود دارم که اين قصيده در آن چاپ شدهاست، ولي اين سه بيت در آن نيست. ديوان مورد استفادهي او، طبع سوم و تيرماه 1323 بود. آنگاه هر دو متوجه شديم که مسأله بايست مربوط به اختلاف چاپهاي ديوان باشد.
روز بعد به کتابخانهي کنگرهي آمريکا،در شهر «واشنگتن» رفتم و به لطف «ابراهيم پورهادي» - که سالها بخش کتابهاي فارسي ايران و افغانستان و تاجيکستان زير نظر او قرار داشت- چند چاپ ديوان «پروين اعتصامي» را که داشتند برايم آوردند. به مقايسهي آنها پرداختم و معلوم شد که اين قصيده با سه بيت مورد بحث فقط در چاپ دوم آمدهاست و نه در چاپهاي بعدي ديوان.
طبع دوم ديوان زير نظر «ابوالفتح اعتصامي» برادر «پروين» با توضيح ذيل منتشر گرديدهاست:
« مدتي بود از خانم «پروين اعتصامي» تقاضا مينمودم موافقت کنند به طبع مجدد ديوان که نسخ چاپ اول آن از ديررماني ناياب شدهبود اقدام کنم.بر اثر اين اصرار، در نوروز امسال اجازهي تجديد طبع را دادند.
گمان ميبردم چاپ دوم نيز مانن طبع اول تحت نظر خود ايشان انجام خواهد يافت. افسوس که اجل مهلت نداد و خانم «پروين اعتصامي» که در روز سوم فروردين در بستر بيماري خفتهبودند، در نيمهي فروردين 1320، نيمه شب، در عنفوان جواني به سراي جاويدان شتافتند. کاري را که آرزو داشتم در حيات خواهر انجام دهم، ناچار با تأسف و اندوه بسيار پس از درگذشت ايشان صورت دادم و اينک چاپ دوم ديوان از لحاظ ارباب فضل و دانش ميگذرد.
طبع جديد، قسمت عمدهي قصايد، مثنويات، تمثيلات، مقطعات و مفردات خانم «پروين اعتصامي»را شامل است. قصايد و قطعاتي که در طبع اول (سال 1314) نبوده و تعداد آنها متجاوز از پنجاه است، در طبع مجدد با علامت (*) نمايانده شده تا از آنچه سابقاً منتشر گرديده متمايز باشد..ابوالفتح اعتصامي« تهران- مهر 1320»
***
از اين مقدمه چنين برميآيد که «پروين» در نوروز 1320 و يا پيش از آن، اجازهي تجديد طبع ديوان را به برادر داده و وي در فاصلهي در گذشت او در نيمهي فروردين 1320 تا مهر 1320 چاپ آن را به پايان رساندهاست. وقتي بر بنده مسلّم گرديد که «ابوالفتح اعتصامي» در فاصلهي سه سال _ بين چاپ دوم و سوم ديوان _ در يک قصيده، سه بيت مهم آن را حذف کرده و در ميراث ادبي خواهر خود خيانت روا داشتهاست، به بقيهي قسمتهاي طبع سوم ديوان «پروين» نيز مشکوک شدم. بيم آن بود که برادر که يکتنه ميراثخوار ادبي خواهر بودهاست در موارد ديگر نيز دسته گلهايي از اين گونه به آب داده باشد! پس در طي 12 سال اخير، در چند نوبت، برخي از قسمتهاي اين دو چاپ را نه به قصد استقصاء، با يکديگر مقايسه کردم و دريافتم که «ابوالفتح اعتصامي» ذر چاپ سوم ديوان، نسبت به چاپ دوم، حداقل تغييراتي را به شرح زير دادهاست:
1 – از قصيدهي «گنج عفت» سه بيت مورد نظر را حذف کردهاست. او نه در مقدمهي کتاب و نه در زيرنويس صفحهاي که اين قصيده در آن به چاپ رسيده _ برخلاف سنت جاري _ به حذف اين بيتها در چاپ سوم اشارهاي نکردهاست، تا چا رسد به اين که دليل کار نادرست خود را ذکر کردهباشد. مشکل آن است که چون در شصت سال اخير، چاپ دوم ديوان «پروين اعتصامي» بسيار ناياب شده و همه از چاپهاي سوم به بعد ديوان، که توسط «ابوالفتح اعتصامي» به چاپ رسيده و يا چاپهاي ديگر استفاده ميکنند، کسي از وجود اين سه بيت مطلقاً اطلاعي ندارد.
2 _ بعد از اين که اين موضوع روشن گرديد، متوجه شدم «ابوالفتح اعتصامي» عنوان اين قصيده را هم در چاپهاي سوم به بعد، از «گنج عفت» به «زن در ايران» تغيير دادهاست. در حالي که «پروين» به يقين عنوان «گنج عفت» را با توجه به يکي از ابيات اين قصيده «زن چو گنجور است و عفت، گنج و حرص و آز، دزد...» برگزيده، که در آن «عفت» و «گنج»را به کار برده است.
برادر که پس از مرگ خواهر اين عنوان را هم به دليلي نپسنديده، آن را به «زن در ايران» _ شايد بر اساس کاربرد آن در اولين بيت قصيده: «زن در ايران پيش از اين گويي که ايراني نبود...» _ تغيير دادهاست.
3 _ در چاپ دوم، تعداد قصايد 43 است و در چاپ سوم، 42 عدد. «ابوالفتح اعتصامي» شعر «فرشتهي انس» (شمارهي 43، چاپ دوم) را در بخش «مثنويات و تمثيلات و قطعات» با شمارهي 145 ذر چاپ سوم آوردهاست. بدون هيچ اشارهاي به جا به جا کردن اين شعر.
ناگفته نماند که «فرشتهي انس»، با مطلع: «در آن سراي که زن نيست انس و شفقت نيست/ در آن وجود که دل مُرد، مُردهاست روان»، با توجه به قافيه دو مصراع بيت اول آن، قصيده نيست و قطعه است.
پس اگر قرار دادن اين شعر در بخش «مثنويات و ...» چاپ سوم به اين دليل بوده، البته کار درستي بودهاست. اما معلوم نيست چرا «ابوالفتح اعتصامي» چهار «قطعه»ي ديگر را که در بخش «قصايد» طبع دوم، چاپ شده به بخش «مثنويات» منتقل نساختهاست؟
مطلع آن چهار قطعه به قرار زير است:
شمارهي 4: يکي پرسيد از سقراط کز مردن چه خواندهستي/ بگفت اي بيخبر مرگ ار چه نامي زندگاني را..
شمارهي 9: عاقل ار کار بزرگي طلبيد/ تکيه بر بيهده گفتار نداشت...
شمارهي 20: داني که را سزد صفت پاکي/ آن کاو وجود پاک نيالايد...
شمارهي 36: تو بلندآوازه بودي اي روان/ با تن دون يار گشتي، دون شدي...
4 _ در چاپ دوم ديوان، شعر معروف «روزي گذشت پادشهي از گذرگهي/ فرياد شوق بر سر هر کوي و بام خاست» با شمارهي ترتيب و عنوان «205 – کجروان» چاپ شدهاست و در چاپ سوم با شماره و عنوان«57 - اشک يتيم». در حالي که به نظر ميرسد «پروين» با توجه به لفظ «کجروان» در بيت آخر اين قطعه، عنوان شعر خود را برگزيده بودهاست:
پروين به کجروان سخن از راستي چه سود
کـــو آن چنـــان کسيکه نرنجــد ز حرف راست
ناگفته نماند که «پروين: اين شعر را در صفر سال 1340 هجري قمري در مجلهي «بهار» با عنوان «اشک يتيم» چاپ کرده بود ولي در طبع دوم ديوان، عنوان آن را به «کجروان» تغيير دادهاست.
5 _ در چاپ دوم، شعر «چو رنگ از رخ روز پرواز کرد/ شباهنگ ناليدن آغاز کرد...»، با شمارهي تر تيب و عنوان «126- شباهنگ» چاپ شدهاست. «پروين» علاوه بر بيت اول که در آن «شباهنگ» را به کار برده، در بيت هفتم نيز همين لفظ را تکرار کردهاست: «بخفتند مرغان باغ و قفس/ شباهنگ افسانه ميگفت و بس...».
«ابوالفتح اعتصامي» نه تنها شمارهي ترتيب و عنوان شعر را از «126 – شباهنگ» چاپ دوم به «129 – شباويز» طبع سوم تغيير دادهاست، بلکه در بيت اول و هفتم آن نيز به جاي «شباهنگ»، «شباويز» به کار برده و به هيچ يک از اين تغييرات در چاپ سوم اشارهاي نکردهاست.
6 _ ترتيب پنج شعري که با عنوان «آروزها» در طبع دوم چاپ شده، در طبع سوم تغيير داده شدهاست.
7 _ شمارهي ترتيب و عنوان اين سه شعر نيز تغيير داده شدهاست:
شعر «63 – باد و بروت» چاپ دوم به «بادِ بروت»
شعر «201 – يک غزل» چاپ دوم به «56 – از يک غزل»
شعر «203 = رنجبر» چاپ دوم به «61 – اي رنجبر»
که به اين تغييرات نيز در چاپ سوم اشارهاي نشدهاست.
8 _ در چاپ دوم، سه بيت زير با شماره ترتيب و عنوان «202 – مقطعات و مفردات» بيهر گونه زيرنويسي چاپ شدهاست:
اي گـــل تـــو ز جمعيت گلــــزار چـــه ديدي
جــز سرزنش و بدســري خــار چـــه ديدي
اي لعــل دلافــــروز تــــو با اين همــه پرتــو
جــز مشتري سفلــه بــــه بازار چـــه ديدي
رفتي بـتـه چمن ليک قفس گشت نصيبت
غيــر از قفس اي مـــرغ گرفتـــار چــه ديدي
در حالي که همين سه بيت در چاپ سوم با شمارهي ترتيب و عنوان «207 – مقطعات و مفردات»، و با اين زيرنويس چاپ شدهاست:
« زبان حال: شاعر، شرح دورهي کوتاه (دو ماه و نيم) زناشويي خود را در اين سه بيت گنجاندهاست.
9 _ در همين قسمتِ «مقطعات و مفردات» در چاپ سوم، شرحي در ذيل دو بيت زير:
از غبـــار فکـــر بـــاطل پاک بايــــد داشت دل
تا بدانـــد ديو، کـــاين آيينه جاي گــرد نيست
مرد پندارند پروين را، چه برخي زاهل فضل
اين معما گفته نيکوتر که«پروين» مرد نيست
آمدهاست بدين شرح:«... اين رباعي را شاعر براي شناساندن خود و رفع اشتباه از کساني که او را مرد ميپنداشتند، گفته...»، که با زيرنويس چاپ دوم اين دو بيت متفاوت است. درضمن توضيح اين موضوع نيز لازم است که اين دو بيت رباعي نيست.
10 _ از نمونههايي که ذکر شد، آشکار است که «ابوالفتح اعتصامي» به طور کلي شمارهي ترتيب اشعار را در چاپ سوم و چاپهاي بعدي ديوان، مطلقاً در متن طبع دوم تغييري نميداد و اگر عم به دليلي خود را مجاز ميدانسته که در شعر خواهر دست ببرد، بايست در هر مورد در ذيل صفحهي مربوط، توضيح ميداد که ضبط چاپ دوم چه بودهاست.
عدم توجه به اين موضوع حاکي از آن است که وي با الفباي کاري که داوطلبانه به عهده گرفته بوده، آشنا نبوده و مانند کاتبان قرون پيشين به خود حق ميدادهاست که در يک متن ادبي به دلخواه خود تغييراتي بدهد. به همين دليل بود که روزي استاد «مجتبي مينوي» در «جشنوارهي توس»، در تالار فردوسي دانشکدهي ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي، فرياد برآورد که همهي کاتبان ما خائن بودهاند. چون تني چند به سخنان وي محترمانه اعتراض کردند، پاسخ داد: «اگر کاتبان ما امين بودند، از جمله نسخههاي خطي «شاهنامه فردوسي» که امروز در اختيار داريم، به تفاوت، بين چهل تا شصت هزار بيت نداشتند.» و چنين است وضع ديگر نسخههاي خطي ما.
***
عيب کار برادر گفته شد، هنرش را نيز بايد گفت. اگر «ابوالفتح اعتصامي» نبود، به هيچوجه معلوم نيست که پس از مرگ «پروين»، چه بر سر ديوان وي ميآمد. ظاهراً در خانوادهي «ميرزا يوسف خان آشتياني، اعتصامالملک» کسي که اهل چنين کاري باشد، وجود نداشتهاست.
«ابوالفتح اعتصامي» با آن که فروشگاهي براي فروش لولا و قفل، در خيابان «سپه» داشت، به استناد سخن «سرور مهکامه محصص» دوست نزديک «پروين»، اهل مطالعه و کتاب هم بودهاست. «مهکامه» در مصاحبهاي گفتهاست:
«پروين به ابوالفتح اعتصامي علاقهاي بسيار ابراز ميکرد و همواره در موقع ذکر نام او با خوشحالي فراوان، اشتياق وافرش را به مطالعهي مداوم، تحسين و ستايش ميکرد».
«ابوالفتح اعتصامي» بين سال 1320 (طبع دوم ديوان) تا سال 1355، هشتادو چهار هزار نسخهي ديوان «پروين اعتصامي» را شخصاً (با عنوان ناشر) چاپ کرده و در اختيار هموطنانش قرار دادهاست. به اين رقم، نسخههايي را که او از سال 1355 به بعد به طبع رسانيدهاست، يا ديگران بر اساس طبع وي چاپ کردهاند، بايد افزود.
***
چرا برادر سه بيت از قصيدهي «گنج عفت» را حذف کردهاست؟

از موارد دهگانهي «ابوالفتح اعتصامي»که برشمردم، شمارههاي 2 تا 4 حداکثر، مريوط به اعمال سليقهي ادبي اوست. ولي حذف سه بيت از قصيدهي «گنج عفت» از چاپ سوم ديوان، از مقولهي ديگري است. به نظر نگارندهي اين سطور، علت حذف آن را بايد به طور کلي در وضع سياسي ايران و جوّ حاکم بر ايرانِ پس از شهريور 1320 جست که افراد مختلف کوشيدهانذ از «پروين» هيجده، نوزده ساله، مبارزي ضد رضاشاه و دربار او معرفي کنند.
از ياد نبريم که پيش از حملهي ناگهاني متفقين به ايران در سوم شهريورماه 1320، مدتها راديو «بي.بي.سي» انگلستان، براي زمينهسازي، نخست رضاشاه و کارهاي او را در دوران سلطنتش از تمام جهات، مورد حمله قرار ميداد و ذهن ايرانيان را براي يک دگرگوني عظيم، آماده ميساخت. چنان که اين برنامه، پيش از انقلاب اسلامي ايران در سال 1357نيز از سوي همان سازمان سخنپراکني انگلستان تکرار شد.
باري دو کشور انگلستان و شوروي در سوم شهريور، ايران را از زمين ودريا و هوا مورد حمله قرار دادند. رضاشاه ناچار به استعفا شد و از سوي قواي اشغالگر انگلستان به اتفاق اکثر افراد خانوادهاش به جنوب افريقا تبعيد گرديد – البته کسي هم در آن زمان اعتراضي نکرد که رضاشاه، بد و بسيار بد، ولي چرا شاه مملکتي را قواي بيگانه به سرزميني بسيار دور از ايران تبعيد کردهاست_ پس از تبعيد رضاشاه و اشغال ايران، حمله به رضاشاه و اعمالش از سوي سهجبهه، به شدت آغاز گرديد که اينک پس از گذشت 60 سال هنوز هم کم و بيش همچنان ادامه دارد.
نخست از سوي حزب تودهي ايران، ديگر از طرف به اصطلاح «روحانيان» که رضاشاه از آنان در دادگستري و آموزش و پرورش و اوقاف خلع يد کرده بود و با اعلام کشف حجاب اجباري _ عليرغم رأي آنان _ راه را براي پيشرفت زنان در ايران هموار ساخته بود و سوم از سوي رجل سياسي معروف دکتر «محمد مصدق» که در مجلس چهاردهم، رضاشاه و تمام کارهايش، از جمله کشف حجاب، ساختن راه آهن سراسري، نوسازي مملکت، حتي افزايش مدارس را _ به علت آن که به زعم او از کيفيت تحصيلات در آنها کاسته شده بود _ هدف حمله قرار ميداد و او را مأمور انگلستان معرفي ميکرد که استقلال مملکت را برخلاف سلطان احمد شاه قاجار بر باد دادهاست. در نتيجه در آن سالها کسي جرأت دفاع از کارهاي مثبت رضاشاه را نداشت.
***
تنها دليلي که به عقيدهي اين بنده براي حذف سه بيت: «خسروا دست تواناي تو آسان کرد کار...» از قصيدهي «گنج عفت» در سال 1323 به نظر ميرسد، آن است که چون در آن شرايط، دفاع از رضاشاه و تأييد اقدامات او نوعي خودکشي سياسي به حساب ميآمده، «ابوالفتح اعتصامي» _ که از عقيدهي سياسياش مطلقأ بيخبرم _ در درجهي اول شايد براي دفاع از خواهر درگذشتهاش و در درجهي دوم براي دفاع از شخص خود که ناشر ديوان بوده، اين سه بيت را در چاپ سوم حذف کردهاست. گمان من آن است که اين کار تحت تأثير جو کاذب «روشنفکري» حاکم بر آن سالها در ايران انجام شدهاست. چه در آن سالها بسيار بودند کساني که تودهاي نبودند ولي براي آن که از قافلهي باصطلاح «روشنفکران» عقب نمانند به چپ بودن و چپروي و تودهاي بودن تظاهر ميکردند. دليل اين که حذف اين سه بيت را مربوط به قدرت و نفوذ روحانيان و يا نفوذ شخص دکتر مصدق و مخالفت آنها با رضاشاه نميدانم، آن است که بيت پيش از اين سه بيت، يعني:
چشم و دل را پرده ميبايست، اما از عفاف
چـــادر پـــوسيـده، بنيـــــــاد مـسلماني نـبـود
را «ابوالفتح اعتصامي» حذف نکردهاست، در حالي که «پروين» به صراحت و بيهرگونه تقيهاي، از «چادر»، با عنوان «چادر پوسيده» ياد کرده و عفاف و پاکدامني زن را برتر از «چادر پوسيده» دانستهاست. عنوان «گنج عفت» اين قصيده هم به احتمال قوي باز با توجه به طرز تفکر «روشنفکران» آن سالها حذف شده و «زن در ايران» که امروزيتر است، جانشين آن گرديدهاست.
«پروين اعتصامي» و «رضاشاه»

آنچه که حذف سه بيت پايان قصيدهي «گنج عفت» را تأييد ميکند که مربوط به حوادث سياسي ايران در آن سالها بوده، آن است که «ابوالفتح اعتصامي» در تاريخچهي زندگاني «پروين» به دو موضوع در مخالفت خواهرش با دربار پهلوي و حکومت رضاشاه تصريح کردهاست. البته بيارائهي هرگونه سندي و لابد به عنوان اطلاع شخصي و خانوادگي(در حالي که بعد خواهيم ديد که حداقل مورد اول آن اطلاع شخصي وي نبودهاست:
الف: « پس از اتمام دورهي مدرسهي آمريکايي[در سال 1303] چندي در همانجا تدريس کرد. در همان اوان ، پيشنهاد ورود به دربار به او داده شد و نپذيرفت».
يعني «پروين» هيجده- نوزده سالهي ديپلمهي دبيرستان که تا آن زمان فقط دوازذه قطعه از اشعارش در مجلهي «بهار»، متعلق به پدرش «يوسف اعتصامالملک» چاپ شده بود و دو قطعه از اشعارش نيز در «منتخبات آثار» از «محمد ضياء هشترودي، چاپ 1342 قمري»، به چنين اقدام حادي عليه «رضاشاه» مبادرت ورزيدهاست.
ب: «در 1315 وزارت معارف ايران، نشان درجهي 3 علمي براي «پروين» فرستاد. «پروين» هرگز آن نشان را استعمال نکرد». سي سال بعد «ابوالفتح اعتصامي» قسمت آخير اين عبارت را به اين صورت تغيير دادهاست، تا نشان بدهد که «پروين» حتي رو در روي رضاشاه نيز ايستاده بودهاست: «درسال 1315... فرستاد. پروين با اين پيام که شايستهتر از من بسيارند، نشان را پس فرستاد»!
اظهار نظر صريح «ابوالفتح اعتصامي» در بارهي اين دو موضوع، سخت مورد پسند برخي از مخالفان رضاشاه قرار گرفتهاست و هر يک از آنان با نقل آن در نوشتههاي خود و افزودن پيرايههايي بدان، براي اثبات نظريات خود کوشيدهاند از «پروين اعتصامي» کم و بيش بانويي مخالف جدي رضاشاه معرفي کنند که ذيلاً از آنان نام برده ميشود.
الف _ «جامعهي سوسياليستهاي ايراني در اروپا» در سال 1350 نوشتهاند:
آقاي ابوالفتح اعتصامي (برادرش) در بارهي او ميگويد: «در 1304، پيشنهاد ورود به دربار را رد کرد. در 1315 وزارت فرهنگ پس از انتشار اولين طبع ديوان «پروين» و غوغايي که اين ديوان برپاکرد، يک نشان درجهي سه علمي براي او فرستاد. اين نشان هرگز مورد توجه شاعر قرار نگرفت و يکبار هم آن را بر سينهي پر معرفت خود نياويخت(ص 17).
«زمان پروين، زمان دلهره و بهت است. عصريست که خودکامگي، دروغزني، هوچيگري و جهل جاي همه چيز را در ايران گرفتهاست...»(ص2)
«با مسخرهبازي مجلس موسسان همه چيز تغيير شکل و ماهيت ميدهد...ديکتاتوري با تمام مظاهرش برسرمردم بينوا و بهتزده، سايهاي هولناک افکندهاست. دستگاه پليسي، جايگاه رفيع مشروطه را غصب کرده...صاحبان عقيدهي برابري و برادري را در سردابها جاي ميدهند، محاکمات دستوري و شرمآور يکي جانشين ديگري ميشود...در همه جا سنگها را بسته و سگها را گشودهاند... پروين در اين زمان و مکان دست به سلاح صوفيان ميزند... و اما سلاح صوفي که با پر عشق به خدا رسيدن است،برّايي خود رادر عصر پروين از دست داده. بشر زمان او روي دروازهي جنگ دوم جهاني و مصيبت اتم هيروشيماست... و از پروين متصوف شاعرٍ«اي رنجبر» روز را در ايران بيرون ميآورد... ديو استبداد با همان سياهذلي و تباهخواهي بر سرزمين ايرانشهر فرمانرواست. اهورامزدا به طلسم خوابآور اهريمن گرفتار است...» (ص 3 – 4).
«پروين ما مبتلاي درد اسلاف خود است. در قفس تنگ روز و روزگار...با دندان و ناخن ميلههاي قفس را سوهان ميزند...» (ص 8)
«پروين انساني رحيم و طاغيست. در مقابل مقرراتي که به اسم دين و قانون بر آدم تحميل شدهاست، طغيان ميکند...» (ص 10).
«زور و ظلمي که هواي تنفس را سنگين و مسموم ساختهاست، از لابه لاي گفتارش بيرون ميريزد...» (ص 12)
سوسياليستها در بارهي مجالس يادبودي که براي «پروين» برگزار شدهاست نيز نوشتهاند:
... مرحومه «صديق دولتآبادي» مينويسد: «...وقتي از مقام وزارت فرهنگ خواهش کردم اجازه بدهند مجلس يادبودي در کانون [بانوان] گرفته شود فرمودند:...مناسب نيست که مجالس حزنانگيز در آن برقرار گردد» (ص 17).
ولي «صديقه دولتآبادي نوشتهاست:
«من در خصوص پروين اعتصامي حرفي نزدم ولي راجع به «سراجالنساء» از مقام وزارت خواهش کردم اجازه بدهند مجلس يادبودي گرفته شود... فرمودند...مناسب نيست که مجالس حزنانگيز در آن برقرار گردد...» (مجموعه مقالات و قطعات...تهران1323، ص 62-62).
و از همه شگفتانگيزتز آن است که سوسياليستهاي ايراني مقيم اروپا در سيسال پيش کشف کردهبودند که ناصرخسرو «... يکي از صوفيان سربلند و دانشمند ايرانيست و در بين صوفيان به مقام امامت رسيد و از شيعيان هفت امامياست...».
ظاهراً اين نخستين باري نيست که ناصرخسرو، شاعر نامدار و متعصب اسماعيلي مذهب و حجت جزيرهي خراسان، و مأمور از سوي المستنصربالله، خليفهي فاطمي مصر براي تبليغ در خراسان، «صوفي» خوانده شده و در بين صوفيان به مقام «امامت» نيز رسيدهاست!
ب _ منوچهر مظفريان که ديوان پروين اعتصامي را در سال 1362 چاپ کردهاست، در بارهي موضوع مورد بحث نوشتهاست:
«اين شاعر آزاده پيشنهاد ورود به دربار را با بلندنظري نپذيرفت و مدال وزارت معارف ايران را رد کرد.»
ج _ کريم عسکري ترزني متخلص به «شهيد»، در کتاب «پروين اعتصامي بزرگترين شاعرهي پارسي زبان»، چاپ 1364 در اين موضوع سنگ تمام گذاشتهاست:
«هنگامي که در سال 1304 پيشنهاد ورود به دربار کثيف پهلوي به او [پروين] داده ميشود تا پست سرپرستي وزارت معارف آن زمان را بر عهده گيرد، با بلندنظري و دورانديشي آن پيشنهاد را رد گرده و تن به اين عمل ننگين نميدهد و اين حاکي از بزرگواري و اصالت اوست».
د _ محمدجواد شريعت در کتاب «پروين، ستارهي آسمان ادب ايران» چاپ 1366 نوشتهاست:
«در سال 1315 وزارت معارف ايران نشان درجهي سه علمي، براي پروين فرستاد و پروين با اين پيام که شايستهتر از من بسيارند، نشان را پس فرستاد».
ه _ استاد حشمت مويد در مقالهي «جايگاه پروين اعتصامي در شعر فارسي» نيز نوشتهاست:
«چنانکه ميدانيم، وي دعوت دربار را براي معلمي ملکهي پهلوي نپذيرفت و اين صداقت بسيار کمياب اخلاقي را داشت که هرگز فريفتهي جاذبهي مقامهاي پُرسود ومجللي که به آساني بدان دسترسي داشت، نگشت». «وي نه تنهادعوت دربار را براي معلمي ملکهي دربار پهلوي نپذيرفت و همچنين از قبول نشان درجهي سوم افتخار وزارت معارف امتناع ورزيد که اين هردو را ممکن است ناشي از مخالفت وي با رژيم حکومت زور شمرد». «وي از نابسامانيهاي سياسي و مصائب اجتماعي ايران دقيقاً آگاه بوده و با شهامتي بيش از هر شاعر ديگر زمان خود از فساد دستگاه زورمندان و جور و آز پادشاه انتقاد کردهاست...»
وي در اين موضوع، علاوه بر «ابوالفتح اعتصامي»، کتابThe new persia نوشتهي Vincent Sheean را نيز به عنوان مرجع خود ذکر ميکند. حشمت مويد البته اين موضوع را تصريح کردهاست که:
«...نبايد همهي اشعاري را که پروين در شکايت از بيداد پادشاهان گفتهاست معطوف به رضاشاه دانست. از جمله همين شعر «اشک يتيم» در صفر 1340 هجري قمري برابر با اکتبر 1921ميلادي. يعني فقط چند ماهي پس از کودتاي سوم اسفند 1299/ فوريه 1921 و پنج سال پيش از جلوس رضاشاه بر تخت سلطنت، سروده شدهاست».
و _ «حميد دباشي»، پروين را «يکي از معماران طراز اول تاريخ انديشههاي اجتماعي و سياسي ايران ميداند:
ميدانيم که پيشنهاد رضاشاه را براي ورود به دربار و تدريس ملکه و وليعهد وقت نپذيرفت. ميگويند که پروين گفتهاست که: «من هرگز نميتوانم به آن دربار قدم بگذارم» همچنان که پروين از قبول اين افتخار[مدال درجهي 3 لياقت] سرباز زد». « پروين نميتوانسته ترانههاي زيبا و شورانگيز عارف را نشنيده باشد، همچنانکه او نميتوانسته خشونت رضاشاه را در کشف حجاب زنان با تصوري توأمان – نفي و اثباتي همزمان _ تأمل نکرده باشد». پروين «باترسيم مبسوط فقر، و با محکوم کردن وتقبيح ظلم و بيداد حکام مرحلهي بعدي که در شعر پروين به وضوح حضور دارد به سؤال کشيدن مشروعيت سياسي حکومت وقت است...».
ز _ کار پروين اعتصامي در اين سالها در جمهوري اسلامي سخت بالا گرفتهاست و ادعاي «ابوالفتح اعتصامي در باب اين که پروين ورود به دربار را نپذيرفت و نيز نوشتهي Vincent Sheean آمريکايي، که بعد به آن خواهيم پرداخت، موجب گرديدهاست که يکي از «محققان» براي به کرسي نشاندن حرف خود به هر تقلبي دست بزند. «هادي حائري» درسال 1371 مقالهاي با عنوان «انديشههاي اجتماعي پروين» نوشته که در يازده صفحهي سهستوني با حروف ريز چاپ شدهاست، تنها در اثبات اين موضوع که پروين دشمن رضاشاه بودهاست. وي براي اثبات مدعاي خود نسبت به نوشتهي ايرج عليآبادي «دريا»، استناد ميکند:
«ارزش اين اشعار وقتي بيشتر ميشود که ميبينيم در زمان حکومت ديکتاتوري رضاخان سروده شده و حمله در درجهي اول متوجه دستگاه سلطنت و شخص رضاخان است. امروزه چه کسي نميداند که سلطنت يک دستگاه ظلم و زور و يک تکيهگاه براي «استعمارگران» است؟ امروز چه کسي نميداند که اموال رضاخان بدون ذرهاي کم و کاست، به زور از مردم اخذ شدهاست؟ چه کسي از ستم رضاخاني آگاه نيست؟ اين صداي ملت، اين صداي ناراضي و محکومکنندهي ملت است که از ميان اشعار «پروين» سرميکشد.»
بعد نوبت به خود هادي حائري و افادات وي ميرسد که از جمله نوشتهاست:
«بيتِ « به رنج گوشهنشيني و فقر، تندادن/ به از پريدن بيگاه ! داشتن غم جان!»، اشارهاي ست به دعوت «درباريشدن» را نپذيرفتن» (ص 51).
و نيز اين که شعر «سفر اشکِ» پروين به صورت موشح ساخته شدهاست. (با اين توضيح که در علم بديع، صنعت موشح عبارت از اين است که در اول ابيات، حرفي آورند که چون آنها را به هم متصل نمايي، تشکيل اسمي يا عبارتي دهد»).
و نيز اين که شعر «سفر اشکِ» پروين به صورت موشح ساخته شدهاست. (با اين توضيح که در علم بديع، صنعت موشح عبارت از اين است که در اول ابيات، حرفي آورند که چون آنها را به هم متصل نمايي، تشکيل اسمي يا عبارتي دهد»). اين تعريف حائري از صنعت «توشيح» درست است به شرط آن که در ترتيب ابيات تغييرداده نشود.
ولي «هادي حائري»براي استخراج عبارت مورد نظر خود «امر گرگ هار، برقتل شاعر: عشقي، رضا» (مقصود آن که: رضا نامي به امر سردار سپه، «عشقي» شاعر را کشت)، تغييرات زير را در شعر «سفر اشک» دادهاست:
نخست از 17 بيت آن، سه بيت (5، 6، 7) را حذف کرده و بقيهي ابيات را به اين شرح جابهجا کردهاست:
1، 10، 6، 3، 4، 9، 17، 13، 2، 16، 12، 14، 1