جلسه هیات مدیره انجمن دفاع از حقوق زندانیان
در خواست از رئیس قوه قضائیه

هیات مدیره انجمن دفاع از حقوق زندانیان با حضور عمادالدین باقی رئیس هیات مدیره تشکیل جلسه داد. سخنگوی این هیات "صالح نیکبخت" در پایان اجلاس به خبرنگاران اطلاع داد که هیات مدیره از ریاست قوه قضاییه درخواست کرد درباره وضعیت زندانیان و آزادی آنها با وثیقههای سبکتر و همچنین اعطای مرخصی به زندانیان، بدون تفاوت میان آنها اهتمام بیشتری به عمل آید.
در این جلسه همچنین تمام اقدامات دربارهی انتخاب زندانبان نمونه که مراسم آن در روز 29 فروردین ماه سال آینده برگزار میشود به عمل آمد و مقرر شد در این روز از رضا دوستمحمدی، رییس اسبق زندان اوین که مجروح شیمیایی نیز بود و اسفندماه سال گذشته به رحمت ایزدی پیوست تجلیل به عمل آید.
از چند سال پیش انجمن دفاع از حقوق زندانیان تصمیم گرفته بود از زندانبانانی که در طول دوران تصدی خود اهتمام لازم را نسبت به حقوق زندانیان و حقوق بشر و طبق مقررات قانونی برای برآورده کردن خواستههای امدادجویان و خانوادههای آنها کوشش کرده بودند، فارغ از مقام و موقعیت آنان و تنها به عنوان زندانبان تجلیل به عمل آورد تا از این گروه از مسوولان که وظایف سنگینی بر عهده دارند و زندگی شغلی آنها توام با فشار و نگرانی دائم است قدردانی شود.
به همین جهت و به دنبال اقدامات خیرخواهانهی آقای دوستمحمدی، رییس اسبق زندان کرمان و همچنین زندان اوین که در طول تصدی خود خدمات شایانی را به زندانیان بدون هرگونه تبعیض بهعمل آورده بود، تصمیم گرفته شد از وی تجلیل شود. همچنین در این رابطه گروه کثیری از زندانیان عادی و سیاسی با هیات مدیرهی انجمن تماس گرفته و از وی قدردانی کردند و در نهایت هیات مدیره به اتفاق آرا او را که مجروح شیمیایی جنگ تحمیلی نیز بود انتخاب کرده و مقرر شد طی مراسمی لوح تقدیر به بازماندگان وی اهدا شود.
در مورد وثیقه های سنگین بعنوان نمونه اکنون چند نفر از دانشجویان بازداشتی همچنان در زندان هستند که در مورد بعضی از آنها هنوز تعیین تکلیف نشده و در مورد بعضی دیگر وثیقههایی در نظر گرفته شده که خانوادههای آنها قادر به تودیع آن نیستند.
موضوع دیگر مطرح در این جلسه، مراجعه گروه کثیری از خانوادهی زندانیان بود که بیان کردند فرزندان و بستگان آنها از زندانهایی که قبلا در آن بازداشت یا زندانی بودند به نقاط دورافتادهای منتقل شدند و این امر مشکلات زیادی را برای زندانیان و خانوادههای آنها به وجود آورده است و این امر مخالف نص صریح آییننامه زندانها در مورد زندانی بودن افراد در نزدیکترین مکان و محل سکونت خانواده است.
انجمن از ریاست محترم قوهی قضاییه درخواست میکند که در این مورد توجه بیشتری به عمل آید و اینگونه زندانیان حتی اگر بنا به مصالحی در خارج از محل سکونت خانوادهها باشند به جاهایی که نزدیکتر به محل سکونت خانواده باشد منتقل شوند؛ زیرا دور کردن زندانی از محل سکونت خانوادهها نه تنها مشکلاتی را برای زندانی ایجاد میکند بلکه عملا این مشکلات به خانوادهی او نیز تحمیل میشود.
مرخصی زندانیان از موضوعات دیگر مطرح در جلسه اخیر بود که با توجه به ایام عید نوروز، هفتهی وحدت و میلاد حضرت رسول (ص) از ریاست محترم قوهی قضاییه درخواست میشود نسبت به این موضوع اهتمام بیشتری به عمل آید و در استفاده از مرخصی میان زندانیان تفاوتی قائل نشوند.
انجمن، مسایل مربوط به همه زندانیان بیماری که در زندان به سر میبرند و به علت محدودیت مراکز درمانی، امکان معالجه آنها میسر نیست را مورد بررسی قرار داد و از قوه قضاییه و سازمان زندانها، قضات، دادگاهها و دادسراهایی که به مسایل امنیتی هم رسیدگی میکنند درخواست میکند که با سعه صدر به موضوع توجه کرده و آنها را جهت معالجه با اخذ وثیقههای مناسب که امکان تودیع آنها وجود داشته باشد به مرخصی بفرستند
مصاحبه وزیرخارجه انگلستان
درپایان نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا
رقابت تسلیحاتی در منطقه است!
اسوشیتدپرس، روز گذشته از بلژیک گزارش داد که خاویر سولانا همآهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا در جدید ترین اظهار نظر در باره ادامه مذاکرات اتمی با جمهوری اسلامی گفت:
رای گیری در شورای امنیت سازمان ملل و تصویب قطعنامه سوم علیه ایران، پیام روشنی برای رهبران ایران بود که امیدوارم آنها این پیام را درک کرده و با قبول خواست شورای امنیت مبنی بر توقف غنی سازی به پای میز مذاکره بیآیند.
سولانا که در پایان نشست وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا با خبرنگاران گفتگو می کرد افزود: ما میخواهیم مسیر مذاکرات ادامه یابد. مجموعه مشوقهای پیش بینی شده در قطعنامه سوم، تنها در صورتی که ایران به رویارویی با جامعه بینالمللی بر سر برنامه غنی سازی اورانیوم پایان دهد، عملی خواهد بود.
در پایان همین نشست و پس از پایان مصاحبه سولانا با خبرنگاران، وزیر امور خارجه انگلستان نیز با خبرنگاران مصاحبه کرد. او در این مصاحبه به نکته ای اشاره کرد که کاملا غافلگیر کننده بود و اگر بحث وزرای خارجه اتحادیه اروپا روی این مسئله نیز متمرکز بوده باشد، باید دید این جمله وزیرخارجه انگلستان اشاره به کدام "رقابت" دارد؟
او گفت:
ایران باید بداند که نمیتواند در خاورمیانه رقابت تسلیحاتی راه بیاندازد. چنین اندیشه و هدفی قطعا پیامدهای بسیار خطرناکتری برای منطقه خواهد داشت. منطقه ای که در حال حاضر نیز باندازه کافی در آن خشونت وجود دارد.
(اگر آنچه وزیر خارجه انگلستان به آن اشاره کرده فراتر از کمک های موشکی و نظامی جمهوری اسلامی به حزب الله لبنان و گروه حماس در فلسطین باشد، آنگاه باید به سفر اخیر وزیر دفاع جمهوری اسلامی به "سودان" و قرارداد جدید و چند میلیارد دلاری نظامی- صنعتی میان جمهوری اسلامی و سوریه را در نظر گرفت!)
سردی انتخابات را حتی اصولگراها نیز تائید می کنند
هیجان ساز نیست، اما خبرساز هست
تحت هدایت و مدیریت دولت
بزرگترین "گداخانه" منطقه!

کارزار تبلیغات انتخاباتی در چارچوب مناظره های دو نفره در دانشگاه ها خلاصه و محدود شده است. چند ده نفری می نشینند و دو نفری هم بنام اصولگرا و اصلاح طلب و یا عضو حزب اعتماد ملی و یا کارگزاران مناظره می کنند. یک چیزهائی این می گوید و یک چیزهائی هم آن دیگری که عمدتا هم بر محور تو در مجلس ششم چه کردی و من در مجلس هفتم چه کردم و بالعکس دور می زند! گاه نیز کارنامه سه ساله دولت احمدی نژاد ورق زده می شود که برگ برگ آن سیاه است.
در این که این مناظره ها تاثیری در تبلیغات انتخاباتی نخواهد داشت و اساسا مخاطبان وسیع و مردمی هم ندارند کمتر جای تردید است، اما در وسط این مناظره ها خبرهائی هم بیرون می زند که آنها مهم اند و یا حوادثی اتفاق می افتد که مهم تراند. مثلا در مناظره محمد رضا خاتمی در یکی از مساجد تهران نارنجک اشک آور منفجر کردند و مناظره تبدیل شد به مشاجره!
یا در مناظره محمدرضا با هنر و محمدرضا خاتمی، محمدرضا باهنر نایب رئیس اول مجلس هفتم دست از روی زخم خون چکانش برداشت و دولت خاتمی را متهم کرد به تهی کردن و ناتوان کردن وزارت اطلاعات. که اشاره اش به اعلام غده سرطانی قتل های زنجیره ای در این وزارتخانه بود. ایشان همان کسی است که چند هفته پیش گفته بود "این لطف نظام است که اصلاح طلبان متحصن مجلس ششم را فرصت ادامه زندگی داده!"(نقل به مضمون)
مناظره مجید انصاری و شهابالدین صدر در دانشکده الهیات دانشگاه تهران هم از مناظره های خواندنی بود. اولی سالها سرپرست زندان های جمهوری اسلامی و عضو مجلس خبرگان بوده و هنوز هم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است و دومی سخنگو و لیدر جبهه اصولگراها شده است. اولی گریبان دومی را گرفته بود و می پرسید: من امریکائی ام؟ (اشاره به سخنان رهبر که مستند به سخنان جورج بوش گفته بود اصلاح طلبان امریکائی اند) و دومی خیلی نرم و آرام کوشید از زیر بار این سئوال شانه خالی کند. هم اولی و هم دومی از سردی فضای انتخاباتی نالیدند، که اگر اطلاع از آن نظرسنجی هائی که گفته می شود در روزهای اخیر بصورت جمعبندی دراختیار رهبر گذاشته شده و قطعا در شايعاتی که اخبارش به این دو نفر برسد هم جزئیاتی از آن نظر سنجی پخش شده چنین بی پروا از سردی انتخاباتی سخن نمی گفتند.
این دو سه بخش از مناظره انصاری و صدر خواندنی است:
شهابالدین صدر:
«الان فضا برای انتخابات خیلی سرد است و اساسا فضا به دلیل محدودیتها و ابهاماتی که هست، انتخاباتی نیست. محدودیتها باعث میشود شور و نشاط انتخاباتی در کشور کاهش یابد و امیدواریم فضا مقداری تغییر کند و افرادی که به عرصه انتخابات آمدهاند خودشان را معرفی کنند. »(اشاره به محدودیت نصب پوستر و دستور فرمانده سابق بسیج و معاون سیاسی و برگزار کننده کنونی انتخابات سردار سرتیپ پاسدار"افشار" که فرمان برای فرمانداری ها صادر کرده پوسترهای تبلیغاتی بدون عکس نمایندگان، حتی نباید نام نماینده هم پایش باشد. یعنی شعار داده شود اما معلوم نشود این شعار مال کیست!)
حجتالاسلام مجید انصاری، عضو ائتلاف اصلاحطلبان (بقیه مسئولیت های وی را دربالا نوشتیم) گفت:
«چه اتفاقی در سطح مدیریت کلان یا مدیریت دانشگاهها، یا فضای سیاسی حاکم در دانشگاهها و تعامل گروههای مرجع در دانشگاهها رخ داده که دانشگاههای ما نسبت به مساله مهمی مثل انتخابات میشود گفت که بیتفاوت هستند و یخزدگی فضای دانشگاهها نسبت به انتخابات نشانه خوبی در کشور نیست. اگر این آسیبشناسی صورت نگیرد و دانشگاهها که نخبگان کشور در آن هستند نسبت به سرنوشت کشور بیتفاوت باشند، همین وضعیت در جامعه نیز شکل خواهد گرفت و واقعا برای نظام خطرناک است. نکند به سمت و سویی برویم که مثل سال 54 بشود که وقتی آگهی انتخاباتی داده میشد مردم با تمسخر میگذشتند. این روند، روند نگرانکننده است.
بیتردید برخی از گروههای سیاسی به دنبال حضور حداقلی مردم و کسب رای به نفع خودشان هستند.
در بین مردم یک چیزی در حال فراگیرشدن است مبنی بر اینکه انتخابات بیفایده است و تصمیمشان را گرفتهاند.
در بررسی صلاحیتها به طور قطع ناشیانه عمل شده است، در این صورت برای جامعه انفعال به وجود میآید و تصورشان این میشود که قرار است مجلس با ترکیب خاصی مهندسی شود.
سیاستهای اقتصادی اخیر کمر مردم را شکسته. بانک مرکزی هفته گذشته نرخ تورم 20 درصدی را اعلام کرد، گفت: قیمت مسکن در سه سال گذشته 300 درصد افزایش داشته است.
همه بدانید که در کشور دارد فاجعه رخ میدهد. 500 هزار نفر افراد تحت پوشش کمیته امداد شده اند 4 میلیون نفر و میترسم چند سال دیگر همه ما مستمریبگیر کمیته امداد باشیم. در سیاست خارجی چطور رفتار کردیم که چین که بازار ایران را قبضه کرده و تولیدکنندگان داخلی را به خاک سیاه کشانده و روسیه و حتی قطر و لیبی علیه ما قطعنامه صادر کردند؟ این نشان میدهد که در سیاست خارجی تعامل سازنده با دنیا نداریم.
ما اصلاحات را در چارچوب اندیشه امام(ره) و قانون معنا میکنیم. اگر آمریکا از روندی که کشور را به ثبات میرساند، حمایت میکند بگذارید حمایت کند، اما حمایت نکرده است. مگر در میانه دولت اصلاحات تهمت محور شرارت را به ایران نزدند. »
"شوک" بزرگ، نتیجه تکاندهنده 5 نظرسنجی
تلاش برای یافتن چاره "انفعال" مردم و سردی فضای انتخابات

در سردترین فصل انتخاباتی، نتیجه 5 نظرسنجی که در روزهای گذشته در تهران و دیگر شهرهای بزرگ کشور انجام شده به بیت رهبری گزارش شده است.
در محافل مطبوعاتی کشور گفته می شود جمع بندی این 5 نظرسنجی که توسط ارگان های اطلاعاتی سپاه، بیت رهبری، وزارت اطلاعات، وزارت کشور و شورای ائمه جمعه انجام شده یک "شوک" پرقدرت به رهبر جمهوری اسلامی بوده است.
حتی نظرسنجی از ائمه جمعه نیز حکایت از سردی انتخابات، بی تفاوتی مردم، بی اطلاعی عمومی از هویت و گرایش های سیاسی افراد، طرد رهبران و هدایت کنندگان مجلس هفتم که برای مجلس هشتم نیز کاندیدا شده اند و... بوده است.
جمعبندی این نظرسنجی ها، بصورت یک گزارش توسط دفتر ویژه بازرسی رهبری که هدایت آن با علی اکبر ناطق نوری دبیرکل سابق جامعه روحانیت و رئیس مجلس پنجم است دراختیار رهبر قرار گرفته است.
این نظرسنجی ها اندک تفاوت هائی با هم دارند، اما مسئله سردی فضای انتخابات و بی تفاوتی مردم در همه آنها با درصدهائی کم و بیش یکسان در راس قرار دارد.
در همین محافل گفته می شود از روی گذشته بالاترین ملاقات ها و رایزنی ها برای یافتن چاره ای برای این شرایط آغاز شده است و حتی صحبت از برخی ملاقات ها و تبادل نظرهای مهم در راس حاکمیت است. یک پیشنهاد که عمدتا نظامی ها و بویژه دبیر شورای نگهبان بعنوان نظر بقیه فقهای عضو این شورا مطرح شده ایجاد یک "شوک" و بدنبال آن تزریق"هیجان" به جامعه است.
احمدی نژاد نیز مانند فرماندهان سپاه از همین نظر حمایت کرده است. راه حل دیگری که مطرح شده سکوت و پشت سر گذاشتن چند روز آینده و برگزاری انتخابات و تشکیل بی سر و صدای مجلس بعدی و ایجاد شوک به جامعه، پس از تشکیل مجلس است.
البته این شوک با شوکی که پیش از انتخابات و برای ایجاد هیجان انتخاباتی مطرح شده متفاوت است.
در شوک بعد از انتخابات، قصد آنست که زهرچشم دیگری از مردم بگیرند و در گام اول به سراغ زنان بروند. حتی زمزمه پوشش کامل با نقاب برای زنان مطرح است و بسیج بانوان را با همین پوشش می خواهند در یک مانور به خیابان بیآورند.
راه حل دیگری که همچنان احمد جنتی با آن مخالف است، چشم پوشی بر پخش وسیع پوسترهای خیابانی و جنبه های شاد به روزهای قبل از انتخابات دادن و پوشش کامل تلویزیونی از این طرح است.
هنوز معلوم نیست از مجموع این راه حل ها، کدامیک ظرف چندروزی که به انتخابات مانده به میدان آورده خواهد شد، اما آنچه مسلم است برای صدور فرمان "شوک" به مردم باید ساعت شماری کرد. حتی با احتساب و احتمال ایجاد جو کاذب جنگی، بر مبنای یک تحریک برون مرزی و یا بر مبنای یک دروغ خود ساخته!!!
انار آقائی می کند و گوشت سروری

بانک مرکزی، افزایش جهش وار قیمت گوشت مرغ این هفته با هفته گذشته را با در صد7/8 درصد اعلام داشت.
گوشت مرغ در میادین میوه و تره بار شهرداری تهران 1750 تومان و در فروشگاه های سطح شهر نیز بین 200ر2 تا 243ر2 تومان به فروش می رود.
قیمت گوشت قرمز نیز در مقایسه با هفته قبل حدود 7/1 و به نسبت ماه گذشته 6/4 درصد افزایش نشان میدهد.
در میادین میوه و تره بار شهرداری تهران هر کیلو گوشت گوسفند 700ر7 تا 600ر8 تومان و هر کیلو گوشت گوساله و گاو نیز 800ر6 تا 350ر7 تومان فروخته می شود.
گوشت گوسفند در سطح شهر قیمتی حدود کیلوئی 570ر8 تومان پیدا کرده و هر کیلو گوشت گوساله و گاو نیز 534ر7 تومان به فروش می رسد.
غیر از برنج تایلندی، قیمت سایر انواع برنج افزایش یافته است.
از میادین زیرنظر شهرداری تهران انار، انگور، بادنجان و کدو سبز ناپدید شده اند و در عوض انار در میوه فروشی ها آقای میوه ها شده است......
کرایه تاکسی رسما گران شد
در شهر، غیر رسمی گران تر!

ورودی تاکسی 200 تومان
شورای شهر تهران، در یک جلسه غیر علنی، سرانجام افزایش نرخ کرایه تاکسی های تهران را تصویب کرد.
بموجب این مصوبه، قیمت کرایه تاکسی های خطی 12 درصد، تاکسی های گردشی 13 درصد و تاکسی های فرودگاه های امام خمینی و مهرآباد 15 درصد و تاکسی های ترمینال و راه آهن 12 درصد رسما افزایش یافت.
و هنوز این کلام آخر در قیمت روز تاکسی ها در تهران نیست. حتی گزارش نویسان شهری خبرگزاری های داخلی می نویسند که در آستانه نوروز ورودی هر تاکسی نزدیک به 200 تومان رسیده است.... مبارک است !!!!
مجلس یکدست و مدرس
x.jpg)
در میان قوای سه گانه، پارلمان وضعیتی متفاوت دارد. پارلمانها را نمیتوان صرفاً بخشی از قدرت رسمی دانست زیرا آنها برخلاف دو قوه دیگر مستقیماً با رأی مردم انتخاب میشوند و در مقایسه با دو قوه دیگر از ويژگی دموکراتیک بیشتری برخوردارند و حتی میتوان گفت که آنها نماد دموکراسی و حافظ آن در یک نظام به شمار میروند. برخلاف دو قوه دیگر، پارلمان دربرابر مردم و جامعه مسئول و متعهد است. یک وزیر در برابر نخست وزیر یا رئیس جمهور و دولتها در برابر مجالس پاسخگو هستند اما نمایندگان پارلمان در برابر مردم متعهد و مسئولند.
ویژگی دیگر پارلمانها این است که قدرت گرفتن آنها هرگز به تقویت خطر دیکتاتوری نمیانجامد بلکه آنها در برابر دیکتاتوری و استبداد آسیبپذیرند. از این گذشته يكي از دستورکارهای ثابت اتحادیه بین المجالس جهان بررسی اعمال فشارهایی است که از سوی دولت ها و حاکمیتها به مجالس و نمایندگان پارلمان وارد میشود.
راز و رمز استقلال و کارآمدی مجالس نیز در همین خصوصیت آنها نهفته است. پارلمانی که به جای مردم خود را در برابر کانون قدرت دیگری مسئول و متعهد ببیند قطعاً نه پارلمان مستقلی است و نه کارآمد. نمایندهای که دغدغه پاسخگویی به مرکز قدرت و نظارتی غیر از مردم را داشته باشد باشد شجاعت و توانایی ایفای وظایف نمایندگی و پاسداری از منافع مردم را نخواهد داشت. همچنین مجلسی که ترکیب آن نه از سوی مردم بلکه از سوی مراکز قدرت تعیین و تنظیم شود مجلسی مطیع و ناکارآمد خواهد بود.
پیش از این در زمان مجلس ششم زیاد شنیدیم که مجلس جای جار و جنجال و اختلاف نیست. ما مجلسی میخواهیم آرام و یکدست اما کارآمد و به فکر مردم. چنین مجلسی را نیز با انتخاباتی که تکلیف ۱۹۰ کرسی آن از پیش تعیین شده بود ساختند. چندان نیازی به چهار سال تجربه نبود تا دریابیم مجالسی که ترکیب آن برآیند افکار و اندیشههای جامعه نباشد، مجلسی که در آن دیدگاههای مختلف برای طرح و چالش وجود نداشته باشد، مجلسی که به قول آقایان یکدست و آرام باشد، مجلسی کارآمد نخواهد بود. در واقع استقلال و کارآمدی مجلس دو متغیر همبسته به یکدیگرند. سلب استقلال از مجلس و تعیین ترکیب آن از طریق سازوکارهای غیر دموکراتیک و با مهندسی و طراحی از سوی مراکز قدرت، لاجرم ناکارآمدی آن را در پی خواهد داشت. مجلسی که نمایندگان آن از سر چاپلوسی و تملق نیم خورده لیوان رئيس دولت را به عنوان تبرک سرمیکشند نه تنها قادر به دفاع از منافع ملت نیستند بلکه کارآمدی و توان لازم برای تصویب قوانینی حافظ منافع مردم را نیز نخواهند داشت. در هیچ کجای جهان مجلسی آرام و یکدست و برآمده از قدرت حاکم را نخواهید یافت که کارآمد و قوی باشد. مجلس آرام و یکدست یعنی مجلسی مطیع و گوشبفرمان و نمایندگان چنین مجلسی در نطق و رأی و اظهار نظر خود به جای دغدغه درد مردم، دغدغه منویات و جلب رضایت و خشنودی مراکز قدرت را دارد تا در دور بعد نیز مورد الطاف خاصه قرار گیرد.
از چنین مجلسی هرگز مدرس سر بلند نمیکند و آنان که سودای بلاموضوع کردن نهاد انتخابات و نهادینه کردن چنین مجلسی را در سر دارند، در دشمنی و کینهتوزی نسبت به مدرسها، همراه و همپیمان سردار سپهها هستند
ویرانی و تخریب
آرامگاه و یادبود سردار ایرانی
به سفارش کشورهای عربی
مدت هاست که شایعه ویران کردن آرامگاه فيروزان یا ابولولو در ایران وجود دارد. این شایعه با بستن درهای آرامگاه به روی بازدید کنندگان و توریست ها جدی تر شد و اکنون که مرکز پژوهش های باستانشناسی وابسته به مدرسه مطالعات شرقی دانشگاه لندن رسما اعلام کرده که دولت ایران قصد ویران کردن این اثر تاریخی و باستانی را دارد می شود قبول کرد که بار دیگر سازمان ميراث فرهنگی ایران و دولت وقت دست به تخریبی کاملا عمدی زده است. این تخریب این بار به سفارش کشورهای عربی است. آن گونه که مرکز پژوهش های دانشگاه لندن می گوید دولت ایران قبول کرده که بنا به خواست « دول عربی اسلامی » و پس از مذاکراتی که با نمایندگان کشورهای عربی بعمل میآورد این اثر تاریخی و ملی ایرانی را ویران کند. یکی از کسانی که به شدت این ماجرا را دنبال کرده شخصی است به نام محمد سليم ال اوا دبير کل اتحادیه بين المللی محققين مسلمان (که شهرتش از آن جایی است که گفته خداوند زن ها را برای بارورشدن و بچه آوردن به دنيا آورده است.)
نوشته ها و روایات زیادی در مورد صاحب این آرامگاه وجود دارد که در مجموع می شود گفت که در واقع آرامگاه او همانند یک سرباز گمنام یا به نامی است که اهميتی خاص برای همه دارد و سمبل مقاومت مردم ایران در مقابل اعراب مهاجم است. و حالا این سمبل قرار است به دست حکومت ویران شود. نکته ای که در این ميان اهميت دارد این است که این آرامگاه متعلق به هر کسی که می خواهد باشد فرقی نمی کند اکنون اثری تاریخی است و جزو ميراث فرهنگی ایران زمين است و ویران کردن آن به هر دليلی جرمی قابل تعقيب است. اما دولت ایران را چه باک از این جرایم پشت سر هم؟ آیا به راستی هنوز برای افرادی این شک وجود دارد که تخریب های سراسری آثار باستانی و تاریخی ایران زمين عمدی نيست؟
فيروزان (ابولولو) کيست؟
ابو لولو به معنای پدر مرواريداست
آنگونه که در کتاب« تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عضر ساسانی به عصر اسلامی » گفته شده فيروز نهاوندی یا ابو لولو یکی از ایرانيان در دوره اوليه ورود اعراب به ایران بوده است.او کسی بود که گمان می شد عمر بن خطاب خليفه مسلمين و کسی را که به ایران لشکرکشيد را به قتل رسانيده است فيروز دختری داشت که گویا مروارید نام داشت و از آنجا که درزبان عربی به مروارید لولو می گویند به فيروز پدر لولو یا پدر مروارید گفته می شدعبيدالله پسر عمر پس از قتل پدرش فيروزان را که متهم به قتل او بود همراه با مروارید دخترفيروزان و هرمزان سردار معروف ایرانی و یک مسيحی ایرانی به نام حفينه را که در جنگ های عليه مهاجمين اعراب همراه هرمزان بود به قتل رساند.
آيت الله تسخيری در بيانيه خود خطاب به محمد سليم العوا :
خدا را شکر تلاش های ما با بسته شدن دری از درهای فتنه به نتيجه رسيد
محمد سليم العوا:
خبر تخريب اين مزار را نيز ممكن است به زودی بشنويم


اتحادیه جهانی علمای مسلمان از تعطيلی مزار منسوب به قاتل خليفه دوم موسوم به ابولوءلوء خبرداد.
دآتر"محمد سليم العوا" دبيرکل اتحادیه جهانی علمای مسلمان درگفتگو با شبكه العربيه اظهار داشت : " این مزار، قبر قدیمی یكی از صوفيان بوده که دولت ایران، آن را تعطيل آرده است."
وی اضافه کرد:" تخریب این مكان نيازمند تصميم طرف های مسئول محلی و نيازمند زمان بيشتری است اماخبر تخریب این مزار را نيز ممكن است به زودی بشنویم."
العوا توضيح داد که تعطيلی این مزار پس از تلاش های اتحادیه جهانی علمای مسلمان صورت گرفت وهياتی از این اتحادیه نيز در چند ماه گذشته به ایران سفر کرده و علاوه بر بررسی موضوعات روابط اهل تسنن و تشيع به ویژه در آشورهای عراق و لبنان ،موضوع وجود مزاری برای قاتل خليفه دوم در شهرکاشان را مطرح و آن را ازجمله موانع تقریب ميان مذاهب اسلامی دانستند.
وی اضافه کرد: " البته در این سفر فهميدیم که بسياری از مسئولان دولتی حتی نام این مزار را هم نشنيده اند !!!اما پس از بررسی، تصميم گرفتند که این مزار تعطيل شود و این اقدام را به ما نيز اطلاع دادند."
پيش از این و درهمایش گفت و گوی ميان مذاهب اسلامی که در ابتدای سال جاری در شهر دوحه قطربرگزار شده بود؛ بسياری از علمای اهل تسنن از علمای شيعه ایران خواسته بودند تا مزار ابولوءلوء قاتل خليفه دوم در شهر کاشان ایران تعطيل شود.
در این همایش همچنين مطرح شد که این مزار، ساختمان باشكوهی است و نام" مرقد بابا شجاع الدین ابو لوءلوء فيروز" را با خود دارد .
بيانيه آیت الله تسخيری
آیت الله تسخيری در بيانيه خود خطاب به دآتر محمد سليم العوا دبيرآل اتحادیه جهانی علمای مسلمان آورده است:" خدا را شكر تلاش های ما با بسته شدن دری از درهای فتنه به نتيجه رسيد و قبر یكی ازدراویش قدیمی که برخی عوام آن را قبر ابو لوءلوء می دانند تعطيل شده و خواستار آن هستيم که این مزار برچيده شود.
دبيراتحادیه جهانی علمای مسلمان نيز با صدور بيانيه ای این خبر را تایيد کرده است.
همچنين آیت الله تسخيری پيش از این در گفت و گویی با سایت خبری شبكه العربيه اعلام داشت : ابولوءلوء فرد مجرمی بوده که در شهر مدینه حد اسلامی بر وی اجرا شده و جنازه وی در این شهر دفن است و جنازه ای هم به ایران منتقل نشده است.
اثر تاريخی آرامگاه فيروزان (ابولولو) بمانند "قلعه بابک " یادگار بابک خرمدین - شیر مرد دیار آذربایجان یکی دیگرازمظاهر مقاومت ایران و ايرانيان در دوران تجاوز اعراب به ايران میباشد.
نقل از : کانون پژوهش های باستانشناسی وابسته به مدرسه مطالعات شرقی دانشگاه لندن
کميته نجات پاسارگاد
دستور حملۀ رهبر به رسانه ها

گزارشگران بدون مرز نگراني خود را ازسخنان تحديد آميز آيت اله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامي ايران، عليه رسانه ها اعلام مي کند. " سخنان آيت اله خامنه ای خود تائيد فضای سانسور واختناق حاکم بر رسانه ها و روزنامه نگاران مستقلي ست که خط سياه سانسور اعمال شده از سوی قدرت حاکم را نمي پذيرند. امروز از آزادی بيان در ايران چه باقي مانده است؟ ما نگرانيم که اين سخنان دستور حمله ای تازه به رسانه ها را صادر کند. در بهار ١٣٧۹ آخرين باری که رهبر جمهوری اسلامي رسانه ها را مورد انتقاد قرار داد، موج وسيع دستگيری روزنامه نگاران و توقيف روزنامه ها آغاز شد. "
آيت اله خامنه ای در سخنراني خود، شديدا به رسانه ها حمله کرد. وی برخي از رسانه های داخلي را "بد اخلاق" و به "همراهي با تبليغات دشمنان" متهم کرد.
اين سخنان در زماني ايراد مي شود که در هفته ی گذشته، بيش از ١٥٠ روزنامه نگار ايراني با انتشار اطلاعيه ای به جو سانسور و توقيف مطبوعات اعتراض کرده بودند. در اطلاعيه شماره يک جمعي از روزنامه نگاران ايران آمده است : " در تازه ترین اقدام، اخبار رسیده حکایت از این دارد که اخیراً يكي از مراجع قضايي از مدیران مسوول چند روزنامه خواستهاند تا از پوشش اخبار دانشجویی به خصوص سه دانشجوي دانشگاه امير كبير كه در حال حاضر در بازداشت به سر ميبرند خودداری کنند. این اقدام در حالی صورت می گیرد که پیشتر هم برخي مقامها، مديران مسوول روزنامهها را وادار به انتشار مطالب وتيترهاي سفارشي و جهتدار كرده بودند." چندی پيش سعيد مرتضوی دادستان تهران تعدادی از مديران مسئول روزنامه ها را احضار و به آنها در باره انتشار اخبار ممنوعه اخطارداده بود. روزنامه نگاران ايران در پايان اطلاعيه خود يادآور شده اند که "بدیهی است در صورت عدم کنترل وضعیت پیش آمده و ادامه روند تحدید رسانهها، در آینده جزئیات روشن و مشخصی از فشارهای وارده و دعوت نهادهای فرا قانوني به سانسور را به اطلاع عموم خواهيم رساند."
گزارشگران بدون مرز يادآور مي شود با ١٠ روزنامه نگار زنداني، ايران بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است
محمود احمدی نژاد رئيس جمهور و آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامي از جمله ٣٨ رهبر و مقام دولتی در جهان هستند که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده اند
روح سعید امامی برفراز انتخابات

"زندگی نمایندگان متحصن در مجلس ششم ناشی از رافت نظام اسلامی است" !!!!
هنگامی که رسانه های مختلف این جمله را به نقل از محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس هفتم وعنصر محوری نمایندگان حامی دولت، روی خروجی های خود قرار دادند. امیدوار بودیم به روال معهود صاحب منصبان حاکمیت یکدست، در سه سال گذشته که خطاهای کلامی وحتی عملی خود را با تهیه وارسال تکذیبیه ای به رسانه ها رفع و رجوع می کردند جناب باهنر نیز این سخنان را که بیشتر به شطحیاتی آن هم در محافل خصوصی شبانه شبیه بود در اسرع وقت تکذیب کنند.
متاسفانه با گذشت چند هفته از مخابره این خبر نه جناب باهنر این سخنان را تکذیب فرمودند ونه متولیان ودست اندر کاران نظام که نایب رئیس مجلس هفتم به وکالت از آن برای منتقدین خط و نشان کشیده بود از این سخنان تبری جسته اند.
در همین زمینه حتی شاهد بودیم که حدادعادل رئیس مجلس هفتم در پاسخ به پرسشی در باره ردصلاحیت های صورت گرفته و همچنین این پرسش که شما هم مانند آقای باهنر فکر می کنید زندگی نمایندگان متحصن در مجلس ششم ناشی از رافت نظام اسلامی است نه تنها این جمله را محکوم نکرد بلکه به صورت تلویحی از مواضع جانشین خود در مجلس دفاع کرده مدعی شد" من فکر می کنم برخی نماینده ها که در تحصن شرکت کرده بودند درواقع جوگیر شده بودند ورفتارهای بعدی شان نشان داد در حاشیه بودند ولی برخی از آنها روی همان مبانی ساختار شکنانه خود با مبانی انقلاب مشکل داشتند وسردمدار بودند. حساب این دو دسته را هم می شود از هم جدا کرد...."(شهروندامروزشماره40-صفحه44)
با این توضیحات وموضعگیری ها نمی توان این جمله خطرناک را ناشی از سهو کلامی ویا غلیان احساسات نماینده مورد وثوق دولت نهم در مجلس هفتم دانست.
یک سال پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم وتکمیل تقریبی پازل حاکمیت یکدست برخی از رسانه های وچهره های فرهنگی،اجتماعی، دانشجویی و... در موضعگیری های مختلف وبا اشاره به فضای آن دوره به اصلاح طلبان خرده می گرفتند که برای پیروزی خود چهره رقیب را مخدوش کرده تابلویی افراطی وتلخ را از دوره یکدستی حاکمیت به توده ها نشان داده اند و پس از یک سال نشانه ای از آن تابلوی وحشتناک وجود ندارد.
درآن هنگام نیز در عصر نو نوشتیم که پس از کودتای نظامی 28 مردادماه دولت کودتا که با حمایت اجانب به استقرار توپ وتانک در خیابان ها مبادرت ورزیده بود نیز نتوانست از همان روز نخست حتی با زبان اسلحه به مهمترین اهداف خود یعنی حاکمیت یکه سالار،دست یافته صدای مخالفان ومنتقدان را خاموش کند وشاهد بودیم که تا حدود دو سال پس از کودتا امکان تحرک و فعالیتبرای جریان های منتقد در جامعه وجود داشت. چه رسد در دوره کنونی که اقتدارگرایان از روش های شبه قانونی برای کودتای پارلمانی بهره برده وهمچنین مردمی که انقلابی بزرگ را برای رسیدن به استقلال آزادی وجمهوری اسلامی در انبان تجربه خود به همراه دارند وبا حساسیت نظاره گر امورند. با این حال آن زمان نیز با توجه به برخی برخوردها با رسانه ها وN.G.O ها هشدار دادیم که اگر برخی رویاهای حاکمیت یکدست جامه عمل بپوشند این رویاها به کابوسی برای ملت ایران بدل خواهند شد. امروز پس از سه سال از آن دوره چه برداشتی از هشدارها وانذار ها داریم؟...برخورد های گسترده و خشن با دانشجویان واساتید ، صدور امریه به مطبوعات برای انتشار اخبار دستچین شده، برخورد با جوانان وبانوان به بهانه های مختلف، سانسور اخبار برای جلوگیری از افشای هزینه های ناشی از عدم کفایت مدیران حاکمیت یکدست برکشورو... همگی مشتی از خروار نتایج پروژه یکدست سازی حاکمیت درچند سال اخیر بوده است.
با این حال وبا توجه به سخنان جناب باهنربه نظر می رسد که هنوز هم متولیان یکدست سازی حاکمیت به همه اهداف خود نرسیده اند و چنان مشتاق در آغوش گرفتن شاهد حاکمیت یکه سالار هستند که عنان از کف داده حدیث ما فی الضمیر خود را آشکارا فریاد می زنند. آیا توجه کرده اید جملاتیکه از زبان باهنر نقل شده است چه شباهت غریبی به سخنان سعیدامامی دارد. اگر چشم ها را ببندید وبه سخنان باهنر توجه کنید لاجرم این مساله در ذهنتان نقش خواهد بست که سعید امامی از گور برخاسته سخن می گوید اما به لهجه کرمانی!
با توجه به برنامه ریزی سناریوی حاکمیت یکدست به طور طبیعی باید این گونه سخنان را پس از تشکیل مجلس هشتم می شنیدیم آنجاکه دوستان حاج سعید از حسینیان گرفته تا فلاحیان وبرخی هم نشینان دیگر وی، با رانت حذف رقیب به صحن مجلس پای گذاشته به انتقام از عاملان تابیدن نور بر تاریکخانه ها بیاندیشند...اما به نظر می رسد که آقایان چنان از پیروزی آینده مطمئن هستند که نیازی به پرده پوشی ندیده اند.
با مداقه در انتخابات اخیر شاهدیم که به جز جناب باهنر بسیاری دیگر از دست اندر کاران حاکمیت یکدست نیز از حاج سعید مستفیض شده اند. آقاي جنتي و همفكرانش در این انتخابات سطح رسيدگي به صلاحيت داوطلبان را آن قدر تنزل دادهاند كه مهمترین وظیفه شوراي نگهبان تواب سازی وگرفتن توبه نامه براي تأييد صلاحيت نامزدها شده است.... سايت آقاي توكلي با افتخار اعلام ميكند كه ما جلسات حزب رقيب را شنود و منتشر ميكنيم... حسين شريعتمداري نماینده ولی فقیه در کیهان ضرورت تشكيل دادگاههاي جديد و مجازات سنگين اصلاحطلبان را به قاضي مرتضوي يادآوري ميكند... حسينيان هنوز به مجلس پا نگذاشته، از لزوم دخالت نظاميان در عرصه انتخابات البته به نام دفاع از ارزشها و اصول انقلاب سخن می گوید...
در این مجال اندک به بیان چند نکته کوتاه پرداخته وبررسی کارنامه انتخاباتی حاکمان یکدست را به پس از برگزاری انتخابات محول می کنیم.
نخستین نکته ای که باید به آن اشاره کرد درباره تحصن نمایندگان ملت در مجلس ششم است.این حرکت ستودنی وشجاعانه در مقابله با روندی که به هدم جمهوریت نظام منجر می شد به استناد به کدام یک از قوانین موضوعه کشور جرم به شمار می رود؟ که زنده ماندن متحصنانرا به حساب رافت نظام واریز می کنند. این اقدام مسالمت جویانه،قانونی واصلاح طلبانه نمایندگان آخرین راه برای رساندن پیام مردم به گوش سنگین ناقضان حقوق ملت بود.
مساله دیگری که باید به آن شاره شود در باره نوع ادبیات محمدرضا باهنر است. این جملات ناخودآگاه اذهان را به یاد سخنان محمدرضا پهلوی معطوف می کند آنجا که مستظهر به دلارهای نفتی انبار شده در خزائن کشور خطاب به دگراندیشان ومنتقدین خود گفت: هرکس به عضویت حزب رستاخیز درنیاید پاسپوت گرفته ایران را ترک کند. با این تفاوت که اعلیحضرت زندگی منتقدین در ایران را ناشی مراحم ملوکانه می دانست وجناب نماینده مورد وثوق دولت اصل زنده بودن آنها را از رافت آقایان می داند.
نکته مهم دیگری که باید حتما به آن اشاره شود آن است که بعید به نظر می رسد جناب آقای باهنر در مقابل منتقدان چنین عطوف وبردبار باشند واین سخنان بزرگوارانه بیشتر از این که نشان از مدارای ایشان داشته باشد حاکیاز ضعف این عزیزان برای قلع وقمع منتقدان حاکمیت یکدست است. خاتمی با اقدام شجاعانه خود در معرفی برخی از اعضای تاریکخانه ها به افکار عمومی چشم فتنه را کور کرد. دیگر دوره قتل عام درمانی(دکترین سعید امامی ها ) به سر رسیده است. حتی پایین ترین رده های این پروژه نیز به فراست دریافته اند که هرلحظه ممکن است که مردم چهره ای از جنس خاتمی را برگزینند و به مدد آنها نور دیگری به تاریکخانه ها تابانده شود.
در پایان هم این پرسش را ازجناب باهنر ، دوستان وهمفکران ایشان داریم که فکر می کننداگر ایده سازش با خارجیان وسرکوب در داخل پاسخگو بود چه نظامی هنوز زمام قدرت در ایران را به کف داشت؟
افشاگری اعلمی عليه شورای نگهبان

اكبر اعلمي در يادداشتي در سايت رسمي خود با عنوان «در شورای نگهبان چه گذشت؟» نوشت:
در حالیکه بدون اعلام کوچکترین مدرک و دلیل شرعی و قانونی ،طی سه مرحله توسط هیات های اجرائی، نظارت و هیات مرکزی نظارت متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی شده بودم، بالاخره با توصیه یک واسطه،در هفتم اسفند ماه به شورای نگهبان دعوت شدم. ساعت 15:30 به ساختمان شورا رسیدم . امامی راد یکی از نمایندگان رد صلاحیت شده در حالیکه کیف و کارت نمایندگی اش را تحویل گرفته بودند در اطاق انتظامات منتظر اذن دخول به ساختمان اصلی شورا بود. به محض اینکه وارد اطاق انتظامات شدم مامور انتظامات تلفنی ورود اینجانب را به مسئول ذیربط اطلاع داد ، از آنسوی تلفن گفتند که بصورت ویژه به داخل راهنمائی کنید. کیف و کارت امامی راد را هم به او برگرداندند و دو نفری عازم ساختمان اصلی شورا شدیم. پس از چند لحظه ای انتظار آقایان حجت الاسلام کعبی و عزیزی حقوقدانان شورای نگهبان وارد اتاقی شدند که من و امامی حضور داشتیم ، پس از احواپرسی و خوش و بش های مرسوم یکی از کارمندان شورای نگهبان نیز که از او بعنوان "کارشناس"! یاد می شد با پرونده قطوری که به زیر بغل زده بود وارد اتاق شد.
ابتدا از حقوقدانان گلایه کردم که چرا تا کنون با وجود صراحت قانون و اصرار بنده ،دلایل و مدارک حاکی از عدم صلاحیتم به من اعلام نشده است؟! و بعد با کنایه رو به عزیزی کرده و گفتم من همان اعلمی هستم که چند ماه قبل شما در حضور بروجردی وچند تن از نمایندگان دیگر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اظهار داشتی : "اعلمی یعنی آزادگی و اعلمی یعنی نماینده و اعلمی فقط کار نمایندگی می کند"! حالا چه شده است که اعلمی را متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام کرده اید!؟ عزیزی تنها سکوت اختیار کرد (در آینده نزدیک و در مهلت باقیمانده از دوران نمایندگی خود در مجلس در قالب نطق و یادداشت در مورد سوابق و عملکرد بعضی از اعضای شورای نگهبان و فرزندان آنان و همچنین شیوه تشکیل جلسات و رای گیری های این شورا هنگام رد و تائید صلاحیت ها، حاضران و غائبین این جلسات و ایفاگران نقش اصلی در آن و دلایل خصومت بعضی از اعضا با اینجانب ،ناگفته هائی را بیان خواهم کرد تا مردم بدانند که چه کسانی آگاهانه و نا آگاهانه به مصداق بر سر شاخ بن بریدن ، مهر عدم اعتقاد به اسلام و نظام بر پیشانی فرزندان راستین انقلاب و ملت می زنند تا آنان را از عرصه خدمت به کشور و مردم حذف کنند).در ادامه این نشست با استناد به اصول مختلف قانون اساسی ، قانون انتخابات،ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی و ماده واحده لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده در انتخابات مختلف، مصوب 1378 مجمع تشخیص مصلحت نظام از آنها خواستم که دلایل خود را مبنی بر محرومیت از حقوق اجتماعی و حق انتخاب شدن اعلام نمایند و بفرمایند که از کی و با کدام دلیل اعتقاد و التزام اینجانب نسبت به اسلام و نظام زائل شده است و مدارک آنرا اعلام کنند؟(در طول مذاکره بر خلاف نص قانون و اصرار بنده حتی یک مورد هم مدارک و دلایل حاکی از عدم صلاحیتم و منبع آن به اینجانب اعلام نشد!)حجت الاسلام کعبی مثل همیشه با خوشروئی خطاب به اینجانب گفت: شما نماینده ای هستی که در میان مردم محبوبیت داری و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی در پرونده ات نیست و...همچنان به تعریف و تمجید از بنده ادامه داد. با تعجب به او گفتم :با این وصف تا کنون از ناحیه هیات های اجرائی ، نظارت و شورای نگهبان متهم به بی دینی شده ام!
کعبی پاسخ داد : استغفرالله!چه کسی شما را بی دین معرفی کرده است؟ گفتم پس بفرمائید که معنی عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام چیست؟ کعبی رو به کارشناس مذکور کرده و گفت مشکل ایشان چه بوده است؟! قبل از اینکه کارشناس کارنامه اعمالم را بخواند با تعجب از کعبی پرسیدم مگر شما پرونده مرا مطالعه نکرده اید؟ در جوابم گفت که کارشناسان پرونده داوطلبان را مطالعه کرده و گزارش آنرا به یکی از اعضای شورای نگهبان که مسئول آن پرونده است ارائه می دهند، او هم این گزارش را در شورای نگهبان مطرح می کند! گفتم پس بر اساس گزارش "کارشناسان" است که افراد را تائید و رد می کنید؟! پاسخ داد ما که فرصت نمی کنیم بیش از چهار هزار پرونده را مطالعه کنیم. گفتم مگر چند نماینده رد صلاحیت شده وجود دارد ، با توجه باینکه آنها قبلا تائید صلاحیت شده اند آیا حداقل نمیتوانستید پرونده آنها را بصورت دقیق مطالعه کنید؟ این بار سکوت اختیار کرد؟ از کارشناس پرسیدم حتما این پرونده حاوی مجموعه سخنرانی ها و نطق ها و مصاحبه های بنده است ؟ پاسخ داد بله مواضع مثبت و منفی شما در اینجا گرد آمده است. گفتم پس دادگاه انگیزاسیون و تفتیش عقاید به راه انداخته اید! سپس کارشناس شروع کرد به قرائت حدود 12 الی 14 بخش علامت گذاری شده از سخنرانی ها و نطق هایم که به زعم آنها دلیل عدم صلاحیتم محسوب می شد. 7-8 مورد آن آنقدر سطحی و بی اساس وپیش پا افتاده بود که حتی آقای کعبی باو گفت اینها که اهمیتی ندارد بروید سراغ اصل مطالب! مطالب و اتهامات اصلی که احساس کردم آقای کعبی کمی مشتاق است پاسخ مرا بشنود به شرح زیر بود:
1-"کارشناس"! گفت :اعلمی در مجلس ششم در یکی از سخنرانی هایش در تویسرکان گفته است که "بعضی از این آقایان خون به مغزشان نمی رسد و تفکراتشات مربوط به عصر دایناسور هاست." پاسخ دادم که در عبارت "بعضی از این آقایان" عده ای ممکن است مصداق این سخنم واقع شوند و خیلی ها هم مصداق این سخن نیستند. ضمیر مرجعش را پیدا می کند ، این بخش از اظهاراتم را چه کسی بخود گرفته است و چه ارتباطی به اعتقاد و التزامم به اسلام و نظام دارد؟ آقای کعبی گفت حتی اگر کسی به شورای نگهبان هم توهین کرده باشد ما از آن می گذریم ،از این هم عبور کنید.گفتم که این موضوع چه ارتباطی با شورای نگهبان داشته است؟ کعبی گفت اینها مهم نیست نکات اصلی را مطرح کنید.
2-کارشناس! گفت: ایشان در جائی گفته اند که من به دکتر شریعتی،دکتر یدالله سحابی، مهندس بازرگان و مهندس عزت الله سحابی ارادت دارم ! گفتم این ادعا کاملا صحت دارد و زمانیکه این شخصیت ها در راه اسلام و آرمانهای انقلاب مبارزه می کردند امثال من و شما پستانک می خوردیم آیا عواطف و علائق انسانی هم که یک امر شخصی است نشانه زائل شدن صلاحیت است ؟ مقام رهبری هم پس از فوت مرحوم مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی از آنان تجلیل کرد.آقای کعبی گفت از این ها عبور کنید و اگر مطلب مهمی وجود دارد به آنها اشاره کنید!
3-کارشناس! گفت که ایشان در مجلس هفتم به یکی از همکاران خود گفته است: مادامیکه احمدی نژاد و جنتی در مسند امور هستند این کشور روی خوش بخود نخواهد دید مگر اینکه نظامی شبیه نظام سیاسی اسرائیل در کشورمان حاکم شود(قریب به همین مضمون)! با تعجب گفتم که منبع این خبر کیست؟ کارشناس پاسخ داد وقتی شما صحبت می کردید یکی از همکارانتان شنیده و گزارش کرده است!خیلی عصبانی شدم و گفتم آن رذلی که فالگوش ایستاده شاید قسمت اول ادعایش درست باشد اما با توجه به نفرتی که از رژیم صهیونیستی دارم یقینا قسمت دوم ادعایش کذب محض است و هرچه اصرار کردم نام این جاسوس کذاب را بگوید،او را معرفی نکرد.کعبی که بنظر می رسید خودش نیز از بیان این قبیل مطالب سطحی ناراحت شده است نیم خیز شده و در حالیکه به پرونده نگاه می کرد خطاب به کارشناس گفت آیا همه موارد شبیه این هاست و یا اینکه نکات در خور توجه هم وجود دارد که کارشناس گفت مطالب مهمتر هم هست. کعبی گفت پس آنها را بخوان!
4- کارشناس پس از تورق مجدد پرونده گفت:امضای اعلمی در همه تذکرات مربوط به پیگیری مواردی نظیر دفاع از حقوق اشخاص مختلف ،اعتراض به نحوه برخورد با اجتماع زنان در میدان هفت تیر ، فرهنگیان ، دانشجویان بازداشت شده ، زندانیان بند 209 و ...وجود دارد! گفتم گزارشتان ناقص است، زیرا اساسا متن اکثر تذکرات و سوالاتی از این دست که مربوط به دفاع از حقوق شهرونی بوده و همه آنها نیز به شکلی حقوقی و در راستای ایفای وظایف نمایندگی تنظیم شده است را شخصا نوشته و امضاء جمع کرده ام و به آنهم افتخار می کنم . مادامیکه حکم محکومیت قطعی اشخاص در دادگاه صالح صادر نگردیده ما بر اساس سوگندی که در جهت دفاع از "حقوق ملت" ایراد کرده ایم ،همچون وکلای دادگستری فارغ از مرام و مسلک آحاد ملت موظف به دفاع از حقوق موکلینمان هستیم و اگر چنین نکنیم خیانت کرده ایم.
حتی اگر یک بهائی که کوچکترین اعتقادی به مسلک و آئینشان ندارم امروز به دفترم مراجعه کرده و بگوید که حقوق عمومی ام در نظام جمهوری اسلامی بدون دلیل نقض شده است برای اینکه سوگند شکنی نکرده باشم ناگزیرم که نسبت به استیفاء حقوق قانونی او اقدام کنم تا چه رسد به اینکه این فرد مسلمان باشد.وقتی که از بهائیت مثال آوردم عزیزی بلافاصله این قسمت از صحبتم را یادداشت کرد و کعبی هم کنجکاوانه سوالاتی را مطرح کرد، اما پس از شنیدن توضیحاتم کعبی گفت که حق با اعلمی است و نمایندگان باید از حقوق عمومی مردم فارغ از مرام و مسلکشان تا زمانیکه حگم محکومیت قطعی آنها صادر نشده است دفاع کنند.(کعبی در مورد امضاء کنندگان بیانیه مربوط به آغاجری در مجلس ششم خود را بسیار کنجکاو و حساس نشان می داد ).
5-کارشناس که بنظر می رسید مایل است گاف بزرگی برای مچ گیری و محکومیت بنده پیدا کرده و ارائه دهد با ولع فراوان پرونده را ورق زده و پس از کمی مکث اظهار داشت که اعلمی در هادیشهر واقع در شهرستان جلفا در حین سخنرانی خود در مورد ولایت فقیه اظهاراتی داشته است و سپس عبارت کاملا نامانوس و نامفهومی را به من نسبت داد !گفتم وقتی ماموری را برای استراق سمع و فالگوش شدن به مراسم سخنرانی هایم می فرستند که خود معنی عناوینی مانند ولایت فقیه را نمی داند بدیهی است که حاصل گزارشاتش بیش از این نخواهد شد، نظرم در مورد ولایت فقیه و حدود اختیاراتش کاملا شفاف است و بارها آنرا در مصاحبه ها و سخنرانی ها و نطق های رسمی اعلام کرده ام و نوارهای آن نیز موجود است. بلافاصله کعبی پرسید که جایگاه ولی فقیه در نظام سیاسی ما چیست و رابطه آن با قوای سه گانه چگونه است؟ در پاسخ گفتم : بموجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه زیر نظر ولایت مطلقه فقیه اعمال می گردند و حدود اختیارات رهبری را هم اصل 110 بیان کرده است.
سپس رو به کعبی کرده و از او پرسیدم آیا این سوالاتی که تاکنون مطرح کرده اید مصداق تفتیش عقاید نیست؟شما که دادگاه انگیزاسیون به راه انداخته اید! طبق اصول 84 و 86 قانون اساسی و ماده 75 آئین نامه داخلی مجلس ، نمایندگان در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی داشته اند از حقوق اجتماعی از جمله حق انتخاب شدن محروم کرد.کعبی گفت که آیا نمایندگان می توانند از طریق تریبون مجلس خدا را هم انکار کنند؟ پاسخ دادم که این قیاس مع الفارق است و انکار خدا جزء وظایف نمایندگی نیست و با انکار خداوند مفاد سوگند نامه ای که در بدو ورود به مجلس ایراد کرده است،نقض گشته و فرد مزبور صلاحیتش زائل می شود در حالیکه دفاع از حقوق ملت از وظایف نمایندگی است و همینطور رابطه داوطلبان با عناوینی نظیر ولایت فقیه ،در حد ابراز وفاوداری آنهم از طریق اقرار زبانی قابل احراز است.لذا کسی که خود را عملا ملتزم به قانون اساسی می داند قهرا ملتزم به لوازم آن و اصول مندرج در قانون اساسی هم هست و این یک مرحله بالاتر از ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه ،موضوع بند 3 ماده 28 قانون انتخابات است.کارشناس بازهم پرونده را زیر و رو کرد تا بلکه مطلب قابل توجهی پیدا کند اما ظاهرا نکته در خور توجهی وجود نداشت
.آقای کعبی که بنظر می رسید که دیگر حوصله اش از مطالب پیش پا افتاده به سر آمده است از من تقاضا کرد که اظهاراتم را مکتوب کنم ! در پاسخ گفتم که ضرورتی به این کار نمی بینم! سپس از من تقاضا کرد که اولا سعی کنید که با ... بسازید! و دوم اینکه در نطق ها و سخنرانی هایتان هم گزنده صحبت نکنید!از او پرسیدم که آیا این توصیه ها هم در حوزه مسئولیت اعضای شورای نگهبان است که بلافاصله پاسخ داد:خیر توصیه های دوستانه است، شما نماینده خوبی هستی و حیف است که...!در پاسخ به او گفتم سازش با کسی که از افراد فاسد دفاع کرده و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می دهد و یا با اعمال نفوذ های خود پرونده متهمین را از مسیر عدالت منحرف می سازد و در همین رابطه با اعمال فشار خود دادستانی را که در پی حق طلبی است از مسئولیت خود عزل می کند و....جفا در حق مردمی است که برای دفاع از حقوقشان به مجلس آمده ام . کعبی گفت که من هم چیزهائی شنیده ام با این وصف...(انشاء الله اگر خدا توفیقی دهد در یکی از نطق ها یا یادداشت هایم در همین سایت به تفصیل و با اسم و رسم در این خصوص توضیحاتی ارائه خواهم داد.راقم)
اما در مورد اتهام گزنده سخن گفتنم پاسخ دادم : فرض کنید که شما در محیط خارج با دمای 20 درجه زیر صفر قرار دارید و دستانتان نیز از سرمای شدید سست و کرخت شده است و من هم در اتاقی قرار دارم که دمای آن بالای 30 درجه است هر دو وارد اتاقی می شویم که در آن تشت پر از آبی را قرار داده اند که آب آن ولرم است ، در یک لحظه هر دو دستانمان را درون تشت مملو از آب ولرم می کنیم شما احساس خواهید کرد که دمای آب سوزناک است امامن احساس می کنم که آب تشت خنک است ، لذا در مجلسی که اکثریت نمایندگانش سکوت اختیار کرده و یا به مداهنه گوئی اشتغال دارند، ایراد نطق های متفاوت با جو حاکم که در جهت بیان واقعیتهای تلخ جامعه است، گزنده بنظر خواهد رسید در حالیکه اگر اکثریت نماینگان مجلس به نقد مشفقانه می پرداختند لاجرم نطق های امثال من عادی بنظر می آمد!
به کعبی گفتم خدا را شاکرم که در این جلسه حضور یافتم و پی بردم که عدم صلاحیتم از یکسو بخاطر ایستادگی و سر تسلیم فرود نیاوردن در برابر زیاده خواهی های کسی است که خود و برخی از اطرافیانش به نام و با لباس پیامبر، بر پیامبر و امتش در حوزه انتخابیه ام جفا می کنند و از سوی دیگر دفاع از حقوق کسانی است که تنها ملجاء و مرجع آنها مجلس بوده است و سپس خداحافظی کرده و با آسودگی خاطر از شورای نگهبان خارج شدم و در دل با خود گفتم که اگر امروز امام علی (ع) در میان ما بود و یکی از نمایندگان منتخب مردم که موافق و مخالف بر سلامت مالی و اخلاقی و صداقت او تاکید می ورزند ، به مخالفت با یکی از گماشتگان و منصوبان متخلف می پرداخت که برخی از اطرافیان او افراد مساله دار هستند ،آیا امام هم بخود اجازه می داد که بجای برخورد با گماشته خود ،نماینده فساد ستیز مردم را بی جهت فاقد صلاحیت اعلام نماید؟ پاسخ برایم کاملا روشن بود : هرگز! از اینرو آرزو کردم که ای کاش شورائی نیز برای پاسداری از حقیقت و عدالت در کشور تشکیل می شد تا مانع از قربانی شدن عدالت به پای مصلحت گردد!
رحیمی :
رد صلاحیت ها
انگیزه اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات را
دوبرابر کرد
عليرضا رحيمي نامزد ائتلاف اصلاح طلبان گفت:مجموعه اصلاح طلبان با انگيزه بسيار قوي و سازماندهي خوبي وارد ميدان شدند
وی افزود : رد صلاحيت ها در سراسر كشور انگيزه مجموعه داوطلبان را دو چندان كرده است مخصوصاً انگيزه مجموعه اصلاح طلبان كه به لحاظ اجحاف و كم لطفي كه در حقشان صورت گرفت بسيار قويتر شد»
عليرضا رحيمي گفت: بنده به نتايج اميدوار هستم كه يك تغيير و تحولي به نفع مردم در مجلس هشتم صورت گيرد و بتوانيم مجموعه دمكراسي جاري را يك قدم جلوتر ببريم و فضا را براي حضور مردم در مجلس بيشتر باز كنيم.
وي با اشاره به رد صلاحيتها گفت: شرايط به گونه اي شد كه بخش قابل توجهي از كانديداي اصلي كنار گذاشته شدند ولي در صورتيكه نگاه جمعي، سازماني و انگيزه اي به نفع مردم باشد قاعدتاً بايد حمايت قوي باشد بنابراين هركسي كه نسبت به كانديداي مورد نظر خود علاقه و ارادت دارد در مجموعه ائتلاف تبليغ كند.
رحيمي فضاي كنوني حاكم بر جامعه را فضاي تك صدايي ارزيابي كرد و افزود: با توجه به اينكه جامعه به شدت نيازمند تضارب آراء است ولي صداهاي مختلف به گوش نمي رسد، طبيعتاً اين تضارب آراء است كه مي تواند تغييرات مهمي را ايجاد كند، همچنين نتايج نشان خواهد داد كه اصلاح طلبان مصمم هستند كه به نفع مردم و براي كشور تغيير مهمي را انجام دهند
رحیمی :
رد صلاحیت ها
انگیزه اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات را
دوبرابر کرد
عليرضا رحيمي نامزد ائتلاف اصلاح طلبان گفت:مجموعه اصلاح طلبان با انگيزه بسيار قوي و سازماندهي خوبي وارد ميدان شدند
وی افزود : رد صلاحيت ها در سراسر كشور انگيزه مجموعه داوطلبان را دو چندان كرده است مخصوصاً انگيزه مجموعه اصلاح طلبان كه به لحاظ اجحاف و كم لطفي كه در حقشان صورت گرفت بسيار قويتر شد»
عليرضا رحيمي گفت: بنده به نتايج اميدوار هستم كه يك تغيير و تحولي به نفع مردم در مجلس هشتم صورت گيرد و بتوانيم مجموعه دمكراسي جاري را يك قدم جلوتر ببريم و فضا را براي حضور مردم در مجلس بيشتر باز كنيم.
وي با اشاره به رد صلاحيتها گفت: شرايط به گونه اي شد كه بخش قابل توجهي از كانديداي اصلي كنار گذاشته شدند ولي در صورتيكه نگاه جمعي، سازماني و انگيزه اي به نفع مردم باشد قاعدتاً بايد حمايت قوي باشد بنابراين هركسي كه نسبت به كانديداي مورد نظر خود علاقه و ارادت دارد در مجموعه ائتلاف تبليغ كند.
رحيمي فضاي كنوني حاكم بر جامعه را فضاي تك صدايي ارزيابي كرد و افزود: با توجه به اينكه جامعه به شدت نيازمند تضارب آراء است ولي صداهاي مختلف به گوش نمي رسد، طبيعتاً اين تضارب آراء است كه مي تواند تغييرات مهمي را ايجاد كند، همچنين نتايج نشان خواهد داد كه اصلاح طلبان مصمم هستند كه به نفع مردم و براي كشور تغيير مهمي را انجام دهند
اسحاق جهانگیری:
سیاستهای نادرست دولت نهم
گلوگاههای فساد را باز کرد

در طول دو سال و نیم پس از روی کار آمدن دولت نهم به دلیل اخذ تصمیم های نادرست در عرصه اقتصادی و سیاسی آزادی های سیاسی مردم محدود شده و گلوگاههای فساد اقتصادی یکی پس از دیگری رو به باز شدن است.
به گزارش سایت تحلیلی "صنعت و توسعه" اسحاق جهانگیری شب گذشته در جمع تبریزی های مقیم تهران با بیان این مطلب گفت:آقای خاتمی زمانی که دولت را تحویل داد 10 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی پول وجود داشت.شاید کسانی که بعدها سرکار آمدند فکر می کردند که اعضای دولت آقای خاتمی آدمهای دست وپا جلفتی بودند که این میزان پول را در حساب ذخیره نگه داشته بودند و صرف عمران و آبادانی کشور نمی کردند در حالی که چنین نبود.
او افزود:دولت هشتم هم می توانست تمام آن ارزها را تبدیل به ریال کند و به واردات کالا اختصاص دهد در حالی که تحلیل ها و پژوهش های اقتصادی حکم می کرد که توسعه کشور براساس برنامه پیش برود و تبدیل ناگهانی ارزها به ریال موجب افزایش پایه پولی و تورم می شود.
وزیر صنایع و معادن دولت اصلاحات به تجارب مدیریتی بعد از پیروزی انقلاب اشاره کرد و اظهار داشت:به دلیل شرایط جنگ توسعه ایران از کشورهایی مثل مالزی که هدف قرار گرفته شد،عقب افتاد در نتیجه برنامه ریزان اقتصادی آن سالها با بررسی وضعیت کشورهای حاشیه حلیج فارس تصمیم گرفتند تا برای اینکه غرور ملی ایرانی ها به دلیل پیشرفت سریع کشورهای حاشیه خلیج فارس جریحه دار نشود،برنامه ای بلند مدت تدوین کنند و این موضوع مقدمه تدوین برنامه چهارم توسعه و به دنبال آن سند چشم انداز 20 ساله شد.
جهانگیری نیروی انسانی آموزش دیده در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را سرمایه بزرگ نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد و گفت:در اواسط برنامه سوم که جرقه تدوین سند چشم انداز زده شد تقریبا تمام شرایط برای حرکت کشور به سوی توسعه فراهم شده بود.
او افزود:مردم ما هرگز خاموشی های 8-9 ساعته تهران را فراموش نمی کنند .این سختی ها موجب شد تا حرکت های بعدی برای رشد و توسعه ایران شکل بگیرد.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی با اشاره به تجربه شوک های نفتی که بعد از افزایش قیمت نفت در کشور ما اتفاق افتاد،تصریح گرد:دولت هفتم و هشتم در شرایطی برسرکار آمد که قیمت نفت بین 7 تا10 دلار بود.دو دولت آقای خاتمی با چینین شرایطی مسیر توسعه را طی کرد در حالی که شوک های نفتی که در دولت نهم اتفاق افتاد نشان داد که این دولت نتوانسته از عهده این شوک ها برآید و گرفتار بیماری هلندی شده که قبلا در سالهای 53 و 54 ایران آن را تجربه کرده بود.
او افزود: درآمد ارزی 8 سال دولت آقای هاشمی 116 میلیارد دلار و کل درآمد ارزی دولت آقای خاتمی در 8 سال 176 میلیارد تومان بوده است این در حالی است که تنها در 2 سال دولت نهم درآمد نفتی ایران به دلیل افزایش بی سابقه قیمت نفت به 189 میلیارد دلار رسید.
جهانگیری گفت: این ارقام می توانست به ابزاری برای توسعه و رفاه مردم تبدیل شود، اما به دلیل استفاده های نادرست وسیله ای شد تا تورم به 24 درصد برسد.
وزیر صنایع و معادن دولت اصلاحات با بیان اینکه واردات بی رویه پرونده برخی صنایع را برای همیشه بست ،تصریح کرد: بازی با تعرفه ها در سالهای دولت نهم موجب ضرر و زیانهای زیادی به تولید کنندگان شد به طوری که پرونده صنعت قند و شکر می رود که برای همیشه در کشور ما بسته شود.
او افزود:آقایونی که با شعار مبارزه با فساد آمدند با اعمال سیاستهای نادرست موجب شدند تا در تمام سالهایی که ایران یک سلطان شکر داشت براساس گزارش سایت الف متعلق به احمد توکلی 14 سلطان شکر در کمتر از 2 سال در کشور بوجود آید.
به گفته جهانگیری کسانی که شعار عدالت سر دادند نتیجه عملکردشان این شد که قیمت مسکن در یک سال 5/2 برابر شود و برای همیشه آرزوی خانه دار شدن برای مستاجران را به فراموشی سپرده شد.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در ادامه گفت:در تمام دو سال گذشته آزادی سیاسی مردم محدود شد و فشار به دانشجوها به صورت شکننده درآمد.در رابطه با مسایل اجتماعی با اعمال طرحهای نادرست به کرامت انسانها توهین شد.
وی افزود:کسانی با نام اسلام این مسایل را تبلیغ کردند که با اسلام و آرمانهای حضرت امام(ره) فاصله داشتند.
اسحاق جهانگیری با اشاره به انتخابات و حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم خاطرنشان ساخت:اصلاح طلبان با وجود رد صلاحیت های گسترده به این جمع بندی رسیدند که امروز به مصلحت کشور است تا در صحنه حضور پیدا کنند. زیرا ما معتقدیم که تنها مسیر صحیح در کشور ما قانون مداری است.
جهانگیری مهمترین اقدام اصلاح طلبان را در این شرایط کمک به ساختن مجلسی مقتدر خواند و تاکید کرد:مجلس نباید تابع دولت باشد بلکه باید بتواند دولت را مواخذه کند که چرا از اصول قانون اساسی منحرف شده است؟چرا دولت که براساس اصل 52 قانون اساسی باید بودجه سالانه را در چارچوب قوانین موجود تهیه کند ناگهان تصمیم می گیرد که بودجه یک سال کشور را به 5 صفحه تبدیل کند؟
او افزود:معلوم است که تبعات این تغییر در بودجه موجب تورم های وحشتناک می شود.
پاسخگوی این تورم باید رییس جمهور باشد و نه مجلس.
مجلس حداکثر می تواند 5 درصد به مصوبات دولت بیفزاید بنابراین طبق قانون رییس جمهور مسبب بودجه تورم زای 87 است.
کاندیدای مردم تهران در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در پایان با بیان اینکه دولت و مجلس باید در تصویب قوانین و مقررات باید با یکدیگر تعامل سازنده برقرار کنند،گفت:متاسفانه در دوره مجلس هفتم که بخشی از آن همزمان با دولت نهم بود،تعامل سازنده علی رغم آنکه گفته شد بوجود نیامد نمونه بارزآن تغییر ساعت بانکها بود که حتی باب یک گفت و گوی تعاملی بین دولت و مجلس را ایجاد نکرد
اعتراض مرتضی اشراقی به عملکرد صدا و سیما

حجتالاسلام مرتضی اشراقی، نوه حضرت امام در نمابری درباره برخی مطالب مطرحشده در برنامه «محرمانه» صدا وسیما درباره مرحوم آیتالله اشراقی توضیحاتی ارائه كرد.
در نمابر ارسالی مرتضی اشراقی، فرزند آیتالله اشراقی، آمده است: در هفتههای اخیر از سیمای جمهوری اسلامی در برنامه محرمانه، مصاحبههایی پخش شد كه خاطراتی از مرحوم پدرم آیتالله اشراقی رحمتالله علیه نقل گردید. برای جلوگیری از تحریف تاریخ و تبدل واقعیات و از سویی تنویر افكار عمومی، بر خود كه فرزند روحانی آن مرحوم هستم لازم دیدم واقعیت را با نقلی از دایی گرامیام مرحوم یادگار امام جناب حجتالاسلام والمسلمین سید احمد خمینی به قضاوت گذارم. در مجموعه آثار یادگار م ج ا، ص ١٣٧ و ١٣٨ انتشارات موسسه تنظیم و نشر آثار امام (س) مصاحبهای با ایشان در تاریخ ١٩/٢/٦١ به چاپ رسیده كه مربوط به جریان هیات سه نفره در رسیدگی به قضیه بنیصدر میباشد. امید كه تذكری باشد برای آقایان الا و یوم الحساب قریب. اما متن سوال و جواب:
« سوال: راجع به هیات سه نفره كه بعد از اعلامیه امام تشكیل شد و قرار شد به اختلاف طرفین مخاصمه رسیدگی كند نكاتی مهم اگر هست بفرمایید.
جواب: [مرحوم حاج احمد آقا]: مثلا یكی از مواردی كه با آقای هاشمی مشورت كردم همین مورد بود. ما خواستیم تركیب این هیات به صورتی باشد تا به صورت دقیق و واقعی آنچه اتفاق میافتد بررسی شود. اگر بنیصدر شخصی را انتخاب میكرد كه جرات نمیكرد بگوید بنیصدر اشتباه كرد و از حدش تجاوز نموده به محض اینكه آن دو نماینده یعنی نماینده امام و نماینده دوستان مطلبی را به ضرر او میگفتند نماینده او استعفا میكرد و هیات از هم میپاشید. لذا قرار شد شخص نماینده او كسی باشد كه به مسائل به همان صورتی كه هست بنگرد و استعفا ندهد. من آقای آیتالله اشراقی – رحمت الله علیه – را در نظر گرفتم. او میگفت در این مسئله آبروی من میرود. من میگفتم برای خدا قبول كن. حاضر شد ولی تیپ بنیصدر حاضر نبودند. لذا دیدید كه فردی كه او میبایست انتخاب كند خیلی دیر انتخاب شد. من شدیدا تلاش كردم تا آنها قبول كردند. خیالمان راحت شد كه هیات به هم نمیخورد و میدانستم كه این اوست كه دائما به دستور گروهها و سازمانها خطا میكند و بالاخره هم دیدید كه آقای اشراقی در اعلامیهای گفت: هرچه كردیم تا او بر طبق قانون عمل كند نشد كه نشد. لازم دیدم در اینجا از آیتالله اشراقی به عنوان كسی كه خودش را حاضر شد در اختیار اسلام بگذارد تقدیر نمایم. البته آقای اشراقی گاهی هم موضعهایی میگرفت كه آنها نگویند تو حتی یك كلمه هم به نفع ما نگفتی. در این قضیه هم با امام مشورت كردم و استدلالم را خدمت ایشان عرض كردم و با آقای هاشمی هم در انتخاب آقای اشراقی مشورت كردم و ایشان هم استدلال مرا پذیرفت. [مجموعه آثار یادگار امام ج1، ص ١٣٧ و ١٣٨]»
خوانندگان گرامی به دقت نظر كنید كه مرحوم یادگار امام با هوش مثالزدنی خویش گویی این روزها را میدید كه بر نزدیكان امام تهمتهایی ناروا زده میشود و آنان را نزدیك به منافقین میخوانند در حالی كه بر بزرگان نظام پوشیده نیست كه موقعیت مرحوم آیتالله اشراقی نزد امام تا چه میزان بالا بوده. به گونهای كه ایشان در بسیاری از مسائل مثل غائله كودتای نوژه نماینده تامالاختیار امام بودند و این در حالی است كه مدعیان برای یك دقیقه زیارت امام باید انتظار میكشیدند تا نهایتا با وساطت مرحوم پدرم، به محضر امام شرفیاب شوند.
والكلام تتمه
والعاقبه للمتقین
مرتضی اشراقی
بهزاد نبوی :
تحصن مجلس ششم مقاومت ملی در برابر تلاش برای انهدام اساس جمهوریت نظام بود

در آستانه برگزاری انتخابات مجلس هشتم و درحالیکه موضوع تحصن مجلس ششم به بحثی جدی تبدیل شده است، نشریه دانشجویی ققنوس، متعلق به انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، مصاحبه ای را در این خصوص بابهزاد نبوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران انجام داده است که متن کامل آن را در ادامه می خوانید.
*در هفته های اخیر صحبت های ضد و نقیضی از سوی برخی نیروهای اصلاحات در مورد تحصن شنیده شده است (خانم جلودار زاده ، آقای شکوری و ...). در سایت های محافظه کار هم اشاره هایی شده به اینکه اصلاح طلبان توبه نامه نوشته اند و از تحصن ابراز ندامت کرده اند. امروز که چهار سال از آن واقعه می گذرد ، نگاه شما به پدیده ی تحصن چگونه است؟ چقدر از آن دفاع می کنید؟
-بسم الله الرحمن الرحیم. اتفاقا حملات گسترده ای که این روزها - 4سال پس از تحصن - به شکل سازمان یافته نسبت به آن رویداد می شود مرا به حقانیت و اهمیت این مقاومت تاریخی مجلس ششم در قبال کودتای پارلمانی و تلاش برای انهدام اساس جمهوریت نظام، مطمئن تر کرده است. آن حرکت ، حرکت بسیار مهم و برحقی بود، و الا هیچ دلیلی نداشت که امروز بعد از 4سال ، در حالیکه با توجه به رد صلاحیت های گسترده ای که صورت گرفته است، امکان تکرار مجلس ششم و " خطر" تحصن برای جریان اقتدارگرای حاکم وجود ندارد، چه دلیلی وجود دارد که این چنین گسترده و همه جانبه به مجلس ششم و تحصن تاریخی نمایندگان آن تهاجم شود؟ این حملات نشان دهنده ی اهمیت تحصن است. طبعا حرف هایی که زده می شود، فقط ترس از تکرار مجلس ششم نیست، بلکه تهاجم به یک مقاومت ملی و مردمی در قبال تلاشی است که برای انهدام اساس جمهوریت نظام و بلاموضوع کردن انتخابات صورت گرفته بود و چون امروز نیز همان روش ها در انتخابات دوره هشتم اعمال می شود، حمله به مجلس ششم و تحصن به خاطر تثبیت و نهادینه کردن روش های مزبور است.
*کمی به عقب برگردیم. چقدر نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم پیش بینی می کردند با رد صلاحیت هایی تا این حد گسترده در انتخابات مجلس هفتم مواجه شوند؟ برای شما قابل پیش بینی بود که دیگر امکان تایید صلاحیتتان در انتخابات آینده وجود ندارد؟
-قطعاً پیش بینی می کردیم که مخالفان اصلاحات بنا دارند نگذارند انتخابات دوم خرداد 76 یا 18 خرداد 80 ریاست جمهوری و 29 اسفند 78، که منجر به تشکیل مجلس ششم شد، در کشور تکرار شود. هدف از تقدیم لایحه اصلاح قانون انتخابات توسط دولت اصلاحات و تصویب آن در مجلس ششم نیز همین بود و قرار بود به شکل همه جانبه ای برای تصویب این قانون فعالیت شود که متاسفانه در سد شورای نگهبان متوقف ماند. در رایزنی هایی که برای تایید این لایحه در شورای نگهبان توسط رئیس جمهور و رئیس مجلس وقت انجام شد، به هر دو بزرگوار قول داده شده بود که نگران نباشند، چرا که در مجلس هفتم رد صلاحیت ها بسیار محدود است و از 10 نفر تجاوز نخواهد کرد. به همین دلیل برخی از دوستان خیالشان راحت شد و تصور کردند دادن 7 ، 8 قربانی برای پیروزی در انتخابات دور هفتم، بلامانع است، همان طور که در انتخابات دوره ی ششم ، آقایان آقاجری، عبدی، جلایی پور و ... رد صلاحیت شدند، ولی چون اصلاح طلبان حرکت را پیروزمند می دیدند ،ادامه دادند و نگفتند چون این 10نفر رد صلاحیت شدند ، ما نمی آییم. برای دوره هفتم علائمی که داده می شد ، دوستان را متوهم کرده بود که رد صلاحیت ها محدود است و لذا مشکلی وجود ندارد. شاید آن قول ها به رئیس دولت و رئیس مجلس وقت از این بابت بود که آنان دیگر پیگیر لایحه ی اصلاح قانون انتخابات نباشند . این بحث ها مربوط به اسفند 81 است و طبعا هنوز یک سال فرصت تا انتخابات باقی بود. مجلس می توانست حداقل برای اصلاح قانون انتخابات درخواست رفراندوم در چارچوب قانون اساسی نماید. همه ی این کارها میسر بود. منتها وقتی آن قول ها داده شد ، برخی از دوستان تصور کردند که انتخابات دور هفتم هم شبیه دور ششم خواهد بود. البته من خودم از آن هایی نبودم که به چنین وعده هایی خوش بین باشم و در عمل هم دیدیم که اتفاق دیگری افتاد.
*عده ای از نیروهای معتدل اصلاح طلب معتقدند اگر تحصن انجام نمی شد ، الان در مجلس هشتم با این ردصلاحیت های گسترده روبه رو نبودیم.
-تحصن در مجلس ششم و برای انتخابات مجلس هفتم اتفاق افتاد. الان که چهار سال از آن دوره گذشته، از نظر عده ای هنوز و تا ابدیت ، هر وقت رد صلاحیت گسترده اتفاق بیفتد به تحصن دوره ششم مربوط است! تا کی این جریان ادامه دارد؟ آیا واقعاً مجازات تحصن دوره ششم، رد صلاحیت گسترده داوطلبان نمایندگی مجلس هشتم است؟!
*گفته می شود در زمان وقوع تحصن در مجلس ششم ، از طریق هیات رئیسه و رئیس مجلس وقت این اطلاع حاصل شده بود که رهبری نظام از جریان تحصن ناراضی هستند. آیا فعالان اصلاح طلب پیش بینی نمی کردند با توجه به تقسیم بندی قوا در چهارچوب قانون اساسی ، مخالفت ایشان با فرایند تحصن ، ممکن است آن را به قول شما تبدیل به اتهامی الی الابد برای فعالان سیاسی نماید؟
-اولا بنده به عنوان عضو هیات رئیسه مجلس ششم به شما می گویم ما هیچ گزارش رسمی در این زمینه نشنیدیم. ممکن است برداشت افرادی این بود که رهبری ناراحت هستند. اگر قرار باشد نمایندگان مجلس بر اساس برداشت و تحلیل افراد تصمیم گیری کنند که چه حرکتی را بکنند و چه حرکتی را نکنند، که دیگر آن مجلس نیست ، باید تعطیلش کرد. دیگر نیازی نیست مجلسی و دولتی وجود داشته باشد ، یک عده کارگزار می توانند که نظر رهبری را استنباط و براساس آن عمل کنند.
یک رهبر فراجناحي و سمبل وحدت و حاکمیت ملی نیز علی القاعده نباید با چنان ردصلاحیتی که براساس آن 3500 نفر از 8000 ثبت نام کننده در انتخابات از کاندیداتوری محروم شوند موافق و از اعتراض به آن ناراضی باشند، به ویژه که در بین این افراد کسانی باشند که از ابتدای انقلاب در خدمت انقلاب و نظام بوده اند.
خوشبختانه یکی از اتفاقاتی که در انتخابات دوره هشتم رخ داد و خیلی خوب بود ، این بود که برای اولین بار، شورای نگهبان اعتراف کرد نمایندگان مجلس ششم را به خاطر تحصن ردصلاحیت می کند ؛ چون همیشه می گفتند ما کسی را به دلایل سیاسی ردصلاحیت نکردیم ، ردصلاحیت شدگان یا فساداخلاقی داشته اند یا فساد مالی! این دوره، اولین باری بود که رسما وعلنا می گویند هر کسی را که در تحصن شرکت کرده ردصلاحیت می کنیم و سخنگوی شورای نگهبان رسما اعلام می کند که بعضی ها آمده اند به ما ثابت کرده اند که در تحصن نبوده اند ، شاهد هم آورده اند ، ما هم این را در پرونده شان گذاشته ایم و صلاحیتشان را تایید کرده ایم؟!
من بعید می دانم رهبری نظام بتواند رضایت دهد از 8000 نامزد ، 3500 نفر به دلایل واهی و به شکل غیرقانونی رد صلاحیت شوند و به این اقدام اعتراض نشود و اگر هم اعتراض شد ناراحت شوند. ما نماینده ملت بودیم و وظیفه مان صیانت از آزادی انتخابات و آزادی مردم بود ، وظیفه مان صیانت آرا و صیانت از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن آزاد بود. ما نمی توانستیم وقتی چنین فاجعه ای رخ می دهد که رئیس جمهور، رییس مجلس و وزیر کشور وقت صریحا اعلام می کنند تکلیف 190 کرسی از قبل تعیین شده ، سکوت اختیار کنیم. این یعنی انتخابات زمان شاه. زمان شاه همین کارها را می کردند. از تهران بخشنامه صادر می کردند که چه کسانی باید انتخاب شوند. نام همان افراد هم از صندوق در می آمد. آیا ملت، نمایندگانی را که در قبال این گزارش رسمی دولت سکوت کنند ، قبول داشتند؟ الان که شما این حرف را می گویید در نظر بگیرید که ما در قبال گزارش رئیس جمهور و وزیر کشور سکوت می کردیم و با تمام توان به برگزاری چنان انتخاباتی اعتراض نمی کردیم ، آیا شما به عنوان یک ایرانی حق نداشتید از ما سوال کنید که پس شما چرا به صندلی های مجلس تکیه داده بودید ؟ فقط آمده بودید حقوق و مزایا بگیرید؟
من دقیقا خاطرم هست که در جریان ردصلاحیت های گسترده نمایندگان ، اعضای شورای نگهبان با رهبری دیداری داشتند و رهبری طی آن دیدار جمله مهمی گفتند که آن موقع بسیار مورد توجه مطبوعات قرار گرفت. ایشان تاکید کردند : « شورای نگهبان دراعمال قانونی خود دقت کند اما تسلیم فشار گردن کلفت ها نشود ». خیلی ها بیان ایشان را تعبیر کردند به رفتار متحصنین مجلس ششم ، ازطرف دیگر رئیس مجلس ششم معتقد است رهبری حضوراً از تحصن مجلسیان اعلام نارضایتی کرده بودند...
اولا از دیدار رئیس مجلس ششم با رهبری، آن موقع حتی به عنوان هیات رئیسه مجلس اطلاعی نداشتیم ، ثانیا به فرض که این اطلاعات صحیح باشد ، به نظر شما الان در قبال ردصلاحیت هایی که شده است ، اعتراض بکنیم یا نکنیم؟ اعتراض بکنیم و بگوییم انتخابات غیر رقابتی است؟ یا بگوییم چون شورای نگهبان منصوب رهبری است ، حتما رهبری کار شورای نگهبان را تایید می کند. پس ما هیچ نگوییم چون علی القاعده رهبری باید دانسته باشند شورای نگهبان چکار می کند و اگر لازم باشد خودشان تذکر می دهند. خوب ما چکار کنیم؟ من به پیام هایشان کاری ندارم. می خواهم ببینم چه باید کرد؟
*از این پرسش می توان رسید به سوال بعدی که درباره استراتژی نیروهای اصلاح طلب است. مواضع و استراتژی اصلاح طلبانی که ردصلاحیت می شوند چقدر نسبت به چهار سال قبل تفاوت کرده است؟
-من الان سخنگوی اصلاح طلبان نیستم. سخنگوی سازمانم هم نیستم ؛ چون سازمان ما سخنگوی دیگری دارد ولی شعار و هدف استراتژیک سازمان ما در چهار سال گذشته همیشه محدود و پاسخگو کردن قدرت بوده است. معتقدیم مشکل کشور ، این است که قدرت ها محدود و پاسخگو نیستند. قدرتی که محدود و پاسخگو نباشد ، از داخل آن فساد و استبداد و دیکتاتوری بیرون می آید. قانون اساسی ما هم همین را می گوید. قانون اساسی ما تمام قدرت ها را محدود کرده ، از رهبر تا پایین. در قانون اساسی ما همه محدودند. اختیارات و وظایفی دارند و همه در قبال یک مرجع منتخب مردم پاسخگو هستند. ما نیاز به تغییر استراتژی و یا ساختار نداریم. نمی دانم کیست که به دنبال تغییر ساختار است ولی ما دنبال تغییر ساختار نیستیم. ما می گوییم ساختار حقوقی قدرت در کشور ما ممکن است اشکالاتی داشته باشد ولی قابل دفاع است و می شود در همین چارچوب، همه قدرت ها را محدود و پاسخگو کرد ؛ بنابراین هدف ما در جمهوری اسلامی ، نه تغییر ساختار حقوقی قدرت بلکه تغییر ساختار حقیقی آن است ؛ یعنی می خواهیم همه به قانون اساسی تمکین کنند و این شعار آقای خاتمی هم بوده است. آقای خاتمی آمد و گفت همه باید در چارچوب قانون باشند و همه باید محدود و پاسخگو باشند. تا آنجا که من اطلاع دارم آقای خاتمی قبل از کاندیداتوری در دوم خرداد 76 با رهبری دیدار داشت و به ایشان گفته بود : «من ولایت مطلقه فقیه را فقط در چارچوب قانون اساسی قبول دارم نه خارج از آن» . می خواهم بگویم این حرف، حرف جدیدی نیست.
مشکل اصلی در تمام کشورهای جهان سومی از جمله کشور ما این است که قانون و محدودیت و پاسخگویی ظاهراً از نظر قدرت ها چیزهای خیلی بدی است ، اگر امروز گفتی که همه قدرت ها باید محدود و پاسخگو باشند، لابد "ساختارشکن" می شوی. در حالی که آن کسی که قدرت را نامحدود و غیرپاسخگو می داند ساختارشکن است ؛ چون ساختار قانون اساسی ما همه قدرت ها را محدود و پاسخگو کرده است و هرکس این کار را نمی کند - طوعاً یا کرهاً، از ترس یا به خاطر امتیازاتی - اوست که دارد ساختارشکنی می کند.
ما انقلاب کردیم ، با استبداد و دیکتاتوری مبارزه کردیم ، قانون اساسی نوشتیم ، جمهوری اسلامی را مستقر کردیم که اگر می خواهیم کشور را اصلاح کنیم در چارچوب قانون باشد نه با کدخدامنشی. ممکن است امروز مجلس ششم مورد هجمه باشد و اصلاح طلبان مورد حمله قرار گیرند که ساختارشکن هستند ولی بالاخره این حرفی که ما می زنیم باید اجرا شود ؛ یعنی بدون قانون در قرن 21 نمی توان کشور را اداره کرد. همه قدرت ها باید در چارچوب قانون و حدود وظایف و اختیاراتشان تعریف شود. محدود شوند به آن وظایف و اختیارات و در قبال مسئولیتی که دارند، در قبال مردم یا نمایندگانشان پاسخگو باشند و الا می شود استبداد و دیکتاتوری ؛ یعنی همان چیزی که ملت ما به خاطر مبارزه و مقابله با آن، سال ها جنگیده و بالاخره انقلاب کرده است.
*اما در ذیل همین قانون اساسی بود که اصلاح قانون مطبوعات با حکم حکومتی رهبری متوقف شد .
-ما آن نامه رهبری را حکم حکومتی ندانسته و نمی دانیم . رییس مجلس وقت، برداشت خودشان را اعلام کردند و آن نامه را حکم حکومتی دانستند. توصیه ای به مجلس از سوی رهبری بود که البته من خودم معتقد بودم ، در احترام به آن فعلاً طرح اصلاح قانون مطبوعات را از دستور خارج کنیم و برویم با ایشان مذاکره کنیم. و الا در هیچ کجای قانون اساسی نداریم که رهبری می تواند به مجلس دستور دهد و مجلس موظف است از آن دستور تبعیت کند. در قانون اساسی چیزی به نام حکم حکومتی نداریم . ما نظرات فقهی امام(ره) و آیت الله منتظری را که نمی توانیم مبنای اداره کشور قرار دهیم. ما باید قانون اساسی را مبنا قرار دهیم. در قانون اساسی حکم حکومتی نداریم .بله ! در کتاب ولایت فقیه امام ممکن است نوشته باشد :«حدود اختیارات ولایت فقیه ،حدود اختیارات الله است ».خوب ! این حدود اختیارات در اصل 110 قانون اساسی ما تعریف شده است.
اتفاقا آنطور که شنیده ام این استدلال را آقای خاتمی در همان دیدار ذکر شده با رهبری، مطرح و گفته بود اگر بخواهیم برای دفاع از رهبری نظام به فقه شیعه متوسل شویم ، ولایت فقیه یک نظریه شاذ است ، دو سه تا فقیه بیشتر قائل به این نظر نبودند از جمله امام ؛ بنابراین برای جمهوری اسلامی سنگ بنای محکمی نیست ، ما باید به قانون اساسی که یک میثاق ملی است متوسل شویم. در این میثاق ما چیزی به نام حکم حکومتی نداریم.
*رد صلاحیت گسترده ای در انتخابات مجلس هفتم صورت گرفت و منطقی هم بود که نمایندگان ملت به این رد صلاحیتها اعتراض کنند. سوالم این است که چرا تحصن؟ آیا گزینه ی دیگری هم مطرح شد؟ چقدر در مورد گزینه تحصن اجماع وجود داشت؟ به ویژه می خواهم بدانم آقای خاتمی و کابینه ایشان در جریان این قضیه بودند؟ یعنی با ایشان هماهنگ شده بود که قرار است اعتراض به این نحو صورت گیرد ؛ چون گروهی نقل می کنند که آقای خاتمی موافق این حرکت نبود.
-بالاخره تحصن یک شکلی از اعتراض است. شکل دیگر این بود که نمایندگان بیانیه بدهند و مسلم است که بیانیه اثرش به اندازه تحصن نبود. تحصن بیست و چند روز طول کشید که طی آن بیش از 20 بیانیه اعتراضی صادر شد. اعتراضات دیگری هم از سوی نمایندگان در مورد ردصلاحیت ها صورت گرفت و حتی سخنرانی های رئیس مجلس ، همه اعتراض به این ردصلاحیت ها بود. چه کسی تصمیم گرفت ، خیلی مهم نیست. فراکسیون ها فکرش را کردند ولی عمدتا فراکسیون مشارکت و فراکسیون گروه های خط امام در این امر فعال بودند. بیش از صد نماینده در تحصن شرکت کردند.
واقعیتش این بود که وزیر کشور ، شخص رئیس جمهور و دولت پیش از آغاز تحصن اعلام کردند که 190 کرسی تکلیفش از قبل معلوم شده است و این امر مهمی در جمهوری اسلامی بود و همان طوری که عرض کردم خاطره انتخابات قبل از انقلاب را در اذهان تداعی می کرد و بایستی با این فاجعه جمهوریت برانداز و بدعت مقابله می شد. در اعتراض به این اقدام علاوه بر تحصن جمع کثیری از نمایندگان ، 16 عضو کابینه خاتمی ، تمام استانداران و بیش از 200 معاون وزیر و 200 فرماندار و 200رئیس دانشگاه استعفا دادند و کار به جایی کشید که خود آقای خاتمی رسما به همه استانداران و فرمانداراران وزارت گفت: «یا همه می مانیم و انتخابات سالم رقابتی برگزار می کنیم یا همه می رویم» ؛ یعنی این اعتراض منحصر به نمایندگان نبود.
آقای خاتمی وقتی این استعفاها و مباحث در هیات دولت مطرح شد اعلام کرده بودند که ما چاره ای جز ماندن و برگزار کردن انتخابات نداریم.
*پس این که آقای خاتمی نگران برگزاری انتخابات توسط نهادهای غیر از دولت بودند، صحیح نیست؟
-این ها بحث های پشت پرده است ، من وارد این قضایا نمی شوم. آن چیزی که علنی بود این بود. یعنی آن چیزی که من به شما پاسخ می دهم این است که نه تنها ما در این اعتراض در مقابل دولت نبودیم بلکه در کنار دولت بودیم. دولت اولین نهادی بود که اعلام این تخلف گسترده را کرد و مجلس هم در حمایت دولت این کار را کرد و رئیس مجلس وقت هم حداقل در آن زمان در جمع متحصنین سخنرانی و به انتخابات غیررقابتی اعتراض می کرد. شاید بعضی مواضع آتشین آن زمان را فراموش کرده و به ما می گویند چون تحصن کردید ، رد صلاحیت شدید؟!
با محکوم کردن تحصن ، در واقع عملاً به نوعی شورای نگهبان را تطهیر می کنیم و به زبان بی زبانی می گوییم شورای نگهبان در انتخابات مجلس هفتم گناهی مرتکب نشده است، این تحصن بود که نتیجه اش این چیزها شد. این به آن می ماند که ما حسین(ع) را به خاطرمبارزه با ظلم و رفتن به کربلا، به شهادت خود و یارانش محکوم کنیم! ضمناً اگر تحصن حامل عدم تأیید صلاحیت ها بود، این دوره که تحصن نیست چه می گویند؟ تصورم این بود که خواهند گفت چون یک عده ای ثبت نام کردند ، ردصلاحیت های گسترده صورت گرفته است و ضمناً در دور نهم به دلیل زنده بودن عده ای شورای نگهبان عصبانی شده و ردصلاحیت خواهد کرد!! این است که مجلس و دولت در اعتراض به انتخابات غیر رقابتی و غیرآزاد با هم ، هم رای و همراه بودند ولی دولت شرایط خاص خودش را داشت و مجلس شرایط خاص خودش را.
یک جایی در سوالاتتان گفتید هدف و استراتژی شما از تحصن چه بود؟ من می گویم هدف ، دفاع از انتخابات آزاد و حق تعیین سرنوشت مردم بود که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی به شکل سازمان یافته مورد تهاجم قرار گرفته بود. استراتژی ما وادار کردن ناقضان حقوق ملت به تجدید نظر بود و در صورت عدم عقب نشینی، سلب مسئولیت برگزاری چنان انتخاباتی از مجلس و دولت و هم چنین افشای ماهیت چنین انتخاباتی بود. ما می خواستیم در صورت عدم تجدیدنظر شورای نگهبان، مسئولیت گردن مجلس و دولت نباشد و ماهیت این انتخابات افشا شود و به خواست خدا در آن انتخابات، بخش دوم این استراتژی کاملا محقق شد.
*یعنی شما می گویید کاملا موفق بودید؟
-بلی ! کاملا موفق بودیم. بعضی ها معتقدند که ما تحصن کردیم تنها با این هدف که شورای نگهبان بیاید همه ردصلاحیت شده ها را تایید کند. کاملا مشهود بود که این اتفاق نمی افتد. ما از یک سال قبل خبر داشتیم که تصمیم گیری شده است تا دیگر مجلس ششم تکرار نشود و دیگر اصلاح طلبی در انتخابات پیروز نشود.
به طور خلاصه، تحصن و استعفاهای مسئولان اجرایی و نمایندگان مجلس ششم، موضعگیری های صریح رییس جمهور وقت(خاتمی) و اعلام رسمی ایشان که تنها به خواست رهبری انتخابات را برگزار می کند، از دولت و مجلس اصلاحات سلب مسئولیت و ماهیت انتخابات نمایشی و کودتای پارلمانی را برملا کرد. بنابراین خیلی سخت نیست که بفهمیم چرا این ردصلاحیت ها پیش می آید ؛ چون نباید دوم خرداد و مجلس ششم تکرار شود. حمله به تحصن و این همه ابراز ندامت و تنفر نسبت به مجلس ششم و تحصن و ... نشانه همین مسئله است که چون روش های دوره هفتم می خواهد تکرار شود ، باید تهاجم شود که مبادا کسی تلاش کند انتخاباتی مثل دوم خرداد 76 و یا مجلس ششم تکرار شود
مچ بند مي دهم، رای بدهيد!


در خبرهاي گوناگوني که هر روز در مورد انتخابات مجلس شوراي اسلامي انتشار مي بايد، جالب ترين خبر مربوط است به توزيع "پيراهن، جوراب و مچ بند ورزشي بين مردم" براي تشويق آنان به راي دادن.
خبرگزاري دولتي جمهوري اسلامي ديروز در همين ارتباط با عنوان "نامزد هاي نمايندگي مجلس در همدان از قهرمانان ورزشي کمک مي گيرند" به "جايگاه برجسته ورزشکاران" در انتخابات اشاره کرد.
به نوشته اين خبرگزاري "استفاده از اهرم ورزش به دليل آگاهي برخي نامزدهاي انتخابات مجلس هشتم از جايگاه برجسته ورزش و ورزشکاران در افکار عمومي همدان است که براي جلب نظر و راي مردم از حمايت اهل ورزش ياري مي گيرند".
به نوشته ايرنا در راستاي همين سياست "بعضي از نامزدهاي نمايندگي مجلس اسلامي اقدام به پخش پيراهن، جوراب و مچ بند ورزشي بين مردم کرده اند" تا آنان به نامزد هاي بخشنده و پخشنده راي دهند!
محل پخش لباسها و لوازم ورزشي در حاشيه شهر همدان و مناطق فقيرنشين است که تنها به هنگام انتخابات و راي گيري مورد توجه نامزدهاي تاييد شده از سوي شوراي نگهبان قرار مي گيرد.
خبرگزاري مزبور نيز با اشاره به ممنوعيت توزيع و نصب عکس و پوستر هاي نامزدهاي انتخابات، با صراحت مي نويسد که نمايندگان آينده مردم در مجلس اسلامي در قبال وعده و وعيد هاي گوناگون ورزشکاران را ترغيب به چنين اقدامي مي کنند!
حضور ورزشکاران در سطح شهر براي تبليع يک نامزد انتخاباتي امروزه در ايران به ابزاري عادي بدل شده است تا نامزد انتخابات در صورت نماينده شدن "جبران محبت" کند.
تيم قديمي فوتبال پاس تهران، که در تابستان گذشته از سوي فرمانده نيروي انتظامي به همدان هديه شد، يکي از همين وسيله هاي تبليغات انتخاباتي است. بعضي از کشتي گيران همداني هم «به شدت» از نماينده اي حمايت مي کنند که ايرنا از بردن نام او خودداري کرده است. اين نامزد انتخاباتي با هزينه خود اقدام به دعوت از تيم فوتبال هنرمندان ايران براي يک بازي دوستانه با تيم پاس کرده است.
ايرنا در اين زمينه مي نويسد: "حضور در خلال مسابقات فوتبال در محلات حاشيه شهر و گفت وگوي كوتاه با ورزشكاران همراه با اهداي چند جايزه نيز از ديگر ترفندهاي تبليغاتي نامزدها است."
در پايان اين خبر آمده است که همدان يك ميليون و 171 هزار نفر واجد شرايط راي دارد.
در استفاده هاي عجيب و غريب از ورزش بايد به اين خبر خبرگزاري فارس هم اشاره کرد که: يکي از کانديداهاي مجلس اسلامي در آبادان با انتشار تصويري از خود در پوستري از تيم صنعت نفت، خود را سرمربي اين تيم معرفي کرده است!
اين واقعه به هنگام مسابقه هفته پيش ليگ برتر فوتبال ايران بين صنعت نفت و پيکان تهران روي داد که حين آن پوسترهاي مزبور به ميزان وسيعي ميان تماشاگران پخش شد. به گزارش خبرنگار اين خبرگزاري در آبادان اين حرکت بي سابقه در انتخابات، با اعتراض آباداني ها رو به رو شد.
شايان ذکر است که چون استفاده تبليغاتي از محيط هاي ورزشي ممنوع اعلام شده است، در ورزشگاه آبادان به جاي اعلاميه هاي انتخاباتي، کارت ويزيت نامزدها ميان تماشاگران پخش شد!
در انتخابات شركت نمي كنيم

"در طول اين 30 سال منتقد انتخابات بودهام اما تا انتخابات گذشته رياست جمهوري نيز شركت كردم ولي در اين انتخابات شركت نخواهم كرد."
مهندس عزت الله سحابي ازرهبران فعالين ملي ـ مذهبي كه دردفتر جنبش مسلمانان مبارز سخنراني مي كرد ضمن اعلام مطلب بالا افزود: "وضعيت وحشتناك و امنيتي دوران قبل از انقلاب، موجب پيدايش انقلاب 57 شد."
وي ادامه داد: "آنچه قبل از انقلاب 57 به عنوان رفتار غير قانوني به آن خرده مي گرفتند، پس از انقلاب قانوني شد. بعد از انقلاب با قراردادن اصل 110 قانون اساسي براي رهبري اختيارات فراقانوني قائل شدند تا در شرايط خاص هر گونه كه خواستند مسايل را به تصويب برسانند."
عزت الله سحابي در مورد دخالت نظاميان درامور كشور و دولت گفت: "مشاهده مي كنيم كه حتي با وجود دستور صريح امام بر عدم ورود نظاميان به سياست، همه کارمندان و تمام سران از بالا تا پايين نظامي شده اند وهمه روابط نيز امنيتي شده است."
اين فعال ملي مذهبي با اشاره به اينكه فاصله بين حاکميت و مردم زياد شده و روز به روز هم بيشتر مي شود اظهار داشت: "تفاهمي بين اهداف دولت و مردم وجود ندارد.حاکميت کورس مقابله با آمريکا گذاشته اما مردم ايران کاري به آمريکا ندارند. مردم نه اينکه نسبت به سياست هاي آمريکا حساس نباشند بلکه به اين امر بيشتر حساس هستندكه مي بينند کشورهاي منطقه به سوي توسعه پيش رفته و پيشرفت کرده اند، اما ايران از قافله توسعه عقب مانده است."
سحابي با اشاره به درآمدهاي نفتي ايران كه در طول 28 سال، بيش از 900ميليارد دلار بوده است گفت: "نميدانيم اين مقدار از درآمد در کجاها هزينه شده است".
وي درادامه سخنانش به جايگاه خاص مجلس هشتم در حاكميت اشاره كرد وگفت: "به رغم اينکه حاكميت سالها شعار مرگ بر آمريکا سر داده ولي به نظر مي رسد در سال هاي آينده سازش هاي پنهاني با امريکا داشته باشند، براين اساس مجلس هشتم هم براي حاکميت و هم براي مردم داراي معناي ويژه اي است."
وي آنگاه با اشاره به نظام بين الملل و اينكه "اگر معلوم شود قراردادي بدون پشتوانه مردم و با تقلب بسته شده قابل فسخ است" گفت: "در مجلس پنجم كه مصادف بود با سال 1312، قرارداد دارسي به هم خورد وبه جامعه بين الملل آن زمان کشيده شد؛ زيرا مصدق مطرح كرد كه قرارداد 1933 به ملت ايران تحميل شده و از اين رو جنبه قانوني ندارد. آن قرار داد در مجلس آن زمان هم به تصويب رسيده بود".
سحابي افزود: "در جريان ملي شدن صنعت نفت دکتر مصدق به شوراي امنيت رفت وچند کيسه تلگراف را که ازسوي استانداران و فرمانداران سراسر کشور براي وي فرستاده شده وطي آن خواسته بودند وي نماينده ملت باشد، به اعضاي شوراي امنيت نشان داد". وي افزود: "به همين جهت بر شوراي امنيت ثابت شد که قرارداد 1933 غير قانوني بوده و به ايران تحميل شده و برآن اساس شوراي امنيت به نفع ايران راي داد وپرونده به دادگاه لاهه رفت."
مهندس سحابي با ذكر اينكه "اگر مجلسي قانوني نباشد مصوباتش هم غير قانوني است" گفت: "اگر ساخت و ساز پنهان عليه ملت و از جيب منافع عمومي ملت و درتثبيت حاکميت خود صورت دهند، هر چند قابل پيگيري در نظام بين الملل است، ما براي اين مجلس ديگرمشروعيتي قائل نيستيم".
سحابي به اشاره به اينكه مجلس هفتم در دو سال پيش طرحي را براي جلوگيري از حضور رقبا به تصويب رساند و روزنامه اعتماد ملي هم مقاله اي در اين مورد نوشت، گفت: "از اجزاء اين طرح آن بود كه رقبا خارج از حاكميت پوستر نزنند، ومصاحبه تلويزيوني نيز نداشته باشند چون خودشان صاحب همه چيز ازجمله صدا و سيما هستند وبه اين ترتيب به صورت سازماني براي خود دست به تبليغات مي زنند بدون آنكه نياز به تبليغات ديگري داشته باشند".
وي افزود: "دريك جمله بايد بگويم كه مجلس هشتم طراحي شده است، تا بيگانه اي در آن حضور نداشته باشد بنابراين از شرکت در انتخابات خودداري مي کنيم. مردم هم خود مي توانند تصميم بگيرند که در انتخابات شرکت کنند يا نه".
سحابي با ذكر اينكه "ما از حضور يک اقليت قوي از اصلاح طلبان در مجلس نااميديم" گفت: "4 سال تجربه مجلس هفتم نتايج خوبي را به ما عرضه نمي كند. در اين 4 سال از نمايندگان اصولگرا اعتراض شنيديم اما از اصلاح طلبان چيزي نديديم؛ مثلاًدر مورد بودجه 86و87 نمايندگان اصولگرا داغ ترين انتقادات را نسبت به بودجه داشتند اما نمايندگان اصلاح طلب كاملا سكوت كردند."
مهندس سحابي ادامه داد: "يکي ازوظايف نمايندگان مجلس نطق پيش از دستور است و هر نماينده هر 6 ماه يك بار مي تواند يک ربع سخنراني پيش از دستور داشته باشد.اما نمايندگان اقليت هيچ سخنراني مهم پيش از دستوري نداشته اند؛ نماينده اي که اين طور ذليلانه وارد مجلس شود، هيچ کاره است".
سحابي با ذكر اينكه "دولت احمدي نژاد لايحه خاصي انديشيده و هر کاري خوانسته به سر بودجه آورده" گفت: "با حذف سازمان مديريت وبرنامه ريزي، از نظارت مجلس كاسته شده به نحوي كه بر اساس طرح آقاي احمدي نژاد، بودجه دستگاه ها در39 دستگاه، پخش شده و با استانداري ها به 69 بودجه رسيده كه با اين وضعيت بايد بگويم نظام بودجه ريزي كشوربه دورهقاجاريه و سلجوقيان بازگشته است".
سحابي با ذكر اينكه "خوشبختانه نمايندگان اصولگرا با مقاومت خوب خود، بودجه را زير و رو کردند در صورتي که نمايندگان اصلاح طلب هيچ نقشي نداشتند" تاکيد کرد: "ما در انتخابات شرکت نمي کنيم."
نه فعاليت، نه سفر خارجي!

به دنبال تشديد برخورد با فعالين زن و جلوگيري از خروج پروين اردلان براي دريافت جايزه معتبر اولا پالمه، مامورين امنيتي مانع سفر منصوره شجاعي، از فعالان زن و کمپين يک ميليون امضا نيز شدند. منصوره شجاعي قرار بود به همراه نسرين ستوده، وکيل دادگستري براي شرکت در مراسم روزجهاني زن در جمع گروهي از زنان ايراني ساکن دوبي به اين کشور سفر کنند.
اين اتفاق روز 19 اسفندماه روي داد و مامورين امنيتي مانع خروج اين دو فعال اجتماعي شدند.
بر اساس همين گزارش نسرين ستوده يکي از وکلاي کمپين يک ميليون امضا، به خبرنگار سايت کانون زنان ايران گفته است: "12 ساعت قبل از پرواز، افرادي كه خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفي مي كردند، با من تماس گرفتند و گفتند كه نبايد سفر كنم."
اين مامور در تلفن به نسرين ستوده گفته بود: "ما مي دانيم که شما عازم سفري به دوبي هستيد و در صدد برگزاري کارگاه آموزشي يا مراسمي براي هشتم مارس هستيد...، اما خواستيم پيشاپيش به شما بگوييم که از اين سفر چشم پوشي کنيد وگرنه انجام اين سفر به منزله اقدام عليه امنيت محسوب مي شود".
به موجب اين گزارش نسرين ستوده در پاسخ به مامور مزبوراين درخواست را فاقد "جنبه قانوني" مي خواند و به وي اعلام مي کند که به سفر خواهد رفت؛ به اين ترتيب روز 20 اسفندماه، نسرين ستوده به همراه منصوره شجاعي به فرودگاه امام خميني رفتند، اما در آنجا از سفر ايشان ممانعت به عمل آمد. منصوره شجاعي در مورد مراحل ممنوعيت سفر خود و نسرين ستوده گفته است: "پس از انجام مراسم گمرکي، نسرين ستوده از ماموري که در مرز هوايي مسئول کنترل نهايي پاسپورت و مهر خروجي بود سوال کرد که اگر ممکن است پيش از آنکه هزينه خروجي براي آنان پرداخت شود نام آنها را چک کنند و ببينندکه آيا ممنوع الخروج هستند ياخير؟ مامور گمرک تحت تاثير شخصيت مصمم و مهربان ستوده و با ديدن کودک شيرخواره وي که در آغوشش به خواب رفته بود پذيرفت و اعلام کرد که هيچيک ممنوع الخروج نيستند. اما پس از پرداخت خروجي و عبور از مرز در آن سوي خط مرزي ماموري بي سيم به دست مرا به نام خواند و سپس با گرفتن گذرنامه ام براي شخصي که در آن سوي خط ارتباطي بود مشخصات گذرنامه مرا مرور کرد و سپس آن را ضبط کرد."
منصوره شجاعي ادامه مي دهد: "نسرين ستوده به ماموران اعلام کرد که من نه تنها دوست و همسفر منصوره شجاعي بلکه وکيل ايشان نيز هستم و به عنوان يک وکيل بايد بدانم که موکل ام را به کجا مي برند. پس از اين اقدام نسرين ستوده، ماموران در همان جا و در اتاق مجاور خط مرزي پاسپورت مرا گرفتند و مراحل ممنوع الخروجي طي شد. اما پس از انجام اين مراحل، نسرين ستوده داوطلبانه از سفر چشم پوشي کرد و مهر ابطال خروجي بر پاسپورت ايشان زده شد."
به اين ترتيب طي يک ماه گذشته سه تن از اعضاي مرکز فرهنگي زنان از جمله طلعت تقي نيا، پروين اردلان و منصوره شجاعي ممنوع الخروج شده اند. هفته پيش پروين اردلان هنگام سفر براي شرکت در مراسم اهداي جايزه اولاف پالمه در فرودگاه ممنوع الخروج شد. يک ماه پيش نيز عضو ديگر مرکز فرهنگي زنان يعني طلعت تقي نيا که عازم يک سفر تفريحي به مراکش بود با همين شيوه ممنوع الخروج شناخته شد. پاسپورت طلعت تقي نيا نيز در فرودگاه ضبط شد و برگه اي براي پيگيري ممنوع الخروجي اش به وي تحويل شد.
شيرين کريمي
افشای رفتار مرتضوی با خانواده متهمان

جلسه دادخواهی دانشجویان آزاد شده دانشگاه اميرکبیر و خانواده دانشجویان زندانی با رييس کل دادگستری تهران با افشای بدکاری ها و توهین های سعید مرتضوی دادستان تهران به رسوائی تازه ای برای او تبدیل شد. این جلسه چهارمین رسوائی عليه رفتار غیرقانونی و غیراخلاقی سعيد مرتضوی است که قبلا در پرونده محاکمه دکتر لطیف صفری مدیر روزنامه نشاط، قتل زهرا کاظمی و شکنجه و اعتراف گیری از وب لاگ نویسان، در افکارعمومی ایران و جهان محکوم شناخته شد اما هر بار با حمایت مقامات عالی جمهوری اسلامی و جناح راست وی در مقام خود ماند بلکه ارتقا یافت.
دانشجویان آزاد شده دانشگاه امیرکبیر و علی وفقی عضو آزاد شده شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، و پدر و مادر احسان منصوری، یکی از سه دانشجویی که همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد، همراه با محمد لو عضو کمیسیون حقوق بشر اسلامی با علیرضا آوائی رئیس دادگستری تهران دیدار کردند.
این جلسه صبح شنبه برگزار شد و ابتدا محمدلو با بیان این که خانواده این سه دانشجو، تلاش های زیادی کرده اند که موضوع فرزندانشان از طریق مقامات قوه قضاییه حل شود گفت «متاسفانه هر چه بیشتر تلاش می کنیم، وضعیت ایشان به جای آن که بهتر بشود، بدتر شده است. به عنوان مثال پس از آن که ریاست محترم قوه قضاییه دستور آزادی این سه دانشجو را صادر کردند، ملاقات ها و تماس های تلفنی ایشان هم قطع شد و بار دیگر آن ها را به سلول انفرادی منتقل کرده اند.» محمدلو در پایان سخنان خود از رئیس دادگستری استان تهران خواست با توجه به زمان بسیار طولانی بازداشت این دانشجویان و همچنین پیگیری چندین ماهه خانواده های ایشان، وضعیت احمد قصابان، احسان منصوری و مجید توکلی را با جدیتی بیش از پیش دنبال نماید.
آغاز داستان
در ادامه به خواست مقام قضائی که میزبان این دیدار بود یکی از دانشجویان ازاد شده قصه این دور از دستگیری های دانشگاه امیرکبیر را چنین تعریف کرد«به نظر ما سرآغاز داستان دقیقا به یک سال پیش باز می گردد. در خردادماه ۸۵ مدیریت دانشگاه امیرکبیر تصميم گرفت انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر را بدون دلیل قانونی تعطیل کند، اما دانشجویان علیرغم خواست مدیریت دانشگاه انتخابات را برگزار کردند. مدیریت هم نیمه شبی ساختمان انجمن را تخریب کرد. همین امر دانشجویان را بر آن داشت تا از طریق نشریات خود اعتراض خود را به گوش مسئولین برسانند.»
این دانشجو فضای ملتهب دانشگاه ناشی از استبداد رییس دانشگاه امیرکبیر را تا آن جا رساند که آقای احمدی نژاد تصمیم گرفت به پلی تکنیک بیاید و در روز حضور او از صبح زود مدیریت دانشگاه با پر کردن سالن به وسیله دانشجویان دانشگاه های دیگر که به صورت هماهنگ شده به آنجا آورده شده بودند سعی کرد دیداری نمایشی را با رییس دولت ترتیب دهد که این عمل بر شدت خشم دانشجویان افزود"
این دانشجو در گزارش خود اشاره مستقیمی به تظاهرات هنگام حضور احمدی نژاد، دستگیری ها و فریادهائی که افسانه محبوبیت احمدی نژاد را شکست و عکس های آن به سراسر جهان مخابره شد نکرد و نگفت که عصبانیت جناح راست از آن بود که از مدتی قبل با اشاره به آخرین حضور رييس جمهور خاتمی در دانشگاه تهران و اعتراض چند تنی از دانشجویان، بر آن مانور می کردند و تبلیغات مفصلی داشتند و در صدد بودند که از دیدار احمدی نژاد هم نتيجه ای مانند دیدارهای رهبر جمهوری اسلامی ايجاد کنند. کاری که به قول دانشجوی آزاد شده از زندان "حاصل آن همه فشار و زدن و بستن و اخراج و تعلیق بود"
دانشجوئی که داشت مقدمات دستگیری خود و سه تن دیگر از انجمنی ها را می گفت همين حادثه حضور احمدی نژاد و شکسته شدن افسانه محبوبیت وی را آغاز حملات رسانه ای و کینه ورزی یک جناح به آن ها شد «ما از همان زمان فهمیدیم که دیر یا زود باید خود را برای یک برخورد سنگین آماده کنیم. در زمان انتخابات عده ای که منشا تمام فعالیت های دانشجویان را نشریات دانشجوئی می دانند قصد تعطیل نشریه ما را داشتند که با جعل و انتشار مطالب موهن به نام نشریات دانشجویان به این کار پرداختند»
این دانشجو با اشاره به حوادث روز ۱۰ اردیبهشت دانشگاه امیرکبیر، اظهار داشت: «به یکباره ساعت ۲-۳ بعدازظهر و در حالی که دانشگاه خلوت شده بود متوجه شدیم چند نشریه جعلی در دانشگاه پخش شده و متعاقب آن بسیاری از بسیجیان از دانشگاه های دیگر در ساختمان ریاست دانشگاه دست به تجمع زده اند. ما از همان ابتدا که متوجه قضایا شدیم و با توجه به واکنش هایی سریع و غیرطبیعی که طرف مقابل از خود بروز می داد، انتساب این نشریات به خود را رد کردیم و بر طرح ریزی سناریویی غیراخلاقی بر علیه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تاکید کردیم. اما عده ای عزم خود را جهت پیش بردن این پروژه جزم کرده بودند و بدون توجه به این مسایل ما را دستگیر کردند و اتهام انتشار نشریات را متوجه ما ساختند.»
رئیس دادگستری استان تهران از این دانشجو پرسید، «شما انتساب این نشریات به خودتان را رد می کنید؟» دانشجو آزاد شده با قاطعیت جواب دادند«بله، ما چه قبل از بازداشت و چه در طول مدت بازداشت و چه الان که آزاد شدیم همواره تاکید کردیم که این نشریات جعلی است و ما خودمان شاکی این پرونده هستیم.»
شرایط زندان
از این جا به بعد مقرر شد که شکایت اصلی دانشجویان و خانواده هایشان مطرح شود که شرایط بازداشت در بند 209 باشد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه این دیدار علی وفقی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، به بیان چگونگی بازداشت و شرایط نگه داری خود در بند ۲۰۹ زندان اوین اشاره کرد و گفت: «در تمام مدت بازداشت من را در سلول انفرادی، که عده ای اصرار دارند به آن سوئیت مجهز بگویند، نگه داری کردند. سلولی ۲ در ۳ مترمربع که فقط یک شیر آب داشت، یک موکت، یک لامپ ۱۰۰ وات که همیشه روشن بود و پنجره ای که فقط می توانستیم روز و شب را تشخیص بدهیم، به همراه چند پتو و یک حوله که در ابتدای انتقال به این بند به ما داده شده بود. ما هفته ای فقط یک مرتبه اجازه داشتیم به مدت ۱۵ دقیقه به هواخوری برویم که وضعیت هواخوری هم به این صورت بود که سقف یکی از همین سلول ها برداشته بودند و مثل پاسیو سقفش را شیشه ای کرده بودند و تنها حسنش هم این بود که می توانستیم آسمان را ببینیم.»
علی وفقی با شرح شرایط نامناسب زندان اضافه کرد که با این همه « نحوه بازجویی و برخورد بازجوها با دانشجویان پلی تکنیک به کلی با ما تفاوت داشت. وقتی در رفت و آمدها دانشجویان دانشگاه امیرکبیر را دیدم که چگونه با آن ها برخورد می کردند، شرایط خودم را فراموش کردم»
عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم در ادامه سخنان خود با اشاره به آشنایی نزدیکش با مجید توکلی، یکی از دانشجویان در بند، خاطرنشان کرد: «من به بازجوی خود می گفتم که من هر کسی را نشناسم، مجید توکلی را خوب می شناسم. به ایشان می گفتم مجید، فرد مقید و باایمانی است و اصلا باور کردنی نیست که او در انتشار این نشریات دست داشته باشد. که بازجو به من می گفت، شما به مسئله دانشگاه امیرکبیر کاری نداشته باشید. قضیه دانشگاه امیرکبیر، اصلا قضیه ای جداگانه ای است که ربطی به شما پیدا نمی کند. دانشجویانی هم که از این دانشگاه دستگیر کرده ایم خودشان اعتراف کرده اند.»
در ادامه این جلسه، رئیس دادگستری تهران ضمن اشاره به شکایت خانواده دانشجویان در بند از برخوردهای سعید مرتضوی، دادستان با آن ها، از خانواده منصوری خواست به شرح این دیدار بپردازند. سخنان پدر احسان منصوری همه حاضران را به شدت متاثر کرد «ایشان در طول دیدار با ما به صورت مداوم در حال توهین و تهدید ما بود. از در که وارد شدیم ایشان به چادر همسر بنده و مادر احمد قصابان اشاره کرد و گفت مگر شما مسلمانید که حجاب دارید؟! از نظر من شما کافرید. ایشان همچنین به ما گفت چه کسی گفته این دانشجوها شکنجه شده اند؟! من باید بگویم که من می گویم شکنجه نشده اند. اصلا شکنجه شدن بچه هایتان را به هر الاغی بگویید، می خندد.»
پدر احسان منصوری به بخشی دیگر از سخنان مرتضوی اشاره کرد و گفت: «ایشان به ما گفتند شما که می گویید بچه هایتان شکنجه جنسی شده اند، اصلا می دانید شکنجه جنسی یعنی چه؟ سپس شروع کردند در حضور مادران دانشجوهای زندانی برداشت خودش را از شکنجه جنسی در مورد زن و مرد توضیح دادن و بعد از ما پرسیدند حالا بگویید ببینم بچه هایتان شکنجه جنسی شده اند یا نه؟! چنان که من حتی از فکر کردن به حرف های او شرم دارم ولی برای دفاع از فرزندم حاضرم جمله به جمله سخنان ایشان را خدمتتان عرض کنم.» آوایی با قطع سخنان پدر احسان منصوری از وی خواهش کرد از این قسمت عبور کند.
پدر این دانشجوی در بند در ادامه اظهار داشت: «ما به آقای مرتضوی گفتیم ما برای حل این مشکل با آقای جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، هم دیدار داشتیم که آقای مرتضوی در جواب گفتند جمشیدی دیگر کیست؟! برای این موضوع باید با من صحبت کنید. شیر این پرونده دست من است، بخواهم بازش می کنم، نخواهم می بندمش. تا الان یک خط متوسط روی پرونده این دانشجویان کشیده بودم. اگر بخواهم، آن ها را طوری ادب می کنم که تا هفت پشتتان بسوزید. مرتضوی به ما گفت نشریات کار همین سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننویسند آزادشان نمی کنم. ایشان گفتند ظاهرا نه بچه هایتان ادب شده اند و نه خودتان و من می خواهم هم آن ها را ادب کنم و هم شما را. الان هم آن ها را به سلول انفرادی منتقل کرده ام و دیگر تا ادب نشوید نه از تلفن خبری هست و نه از ملاقات.»
رئیس دادگستری استان تهران در ادامه با اشاره به انتشار اخباری مبنی بر بدرفتاری با دانشجویان در زمان بازداشت اظهار داشت: «من می خواستم در این مورد حتما به صورت حضوری دانشجویانی که آزاد شده اند را ببینم و از نزدیک با آن ها صحبت کنم و شرایط نگه داری و بازجویی هایشان را از زبان خودشان بشنوم. که دستور اخیر رئیس قوه قضاییه مبنی بر پیگیری قضیه شکنجه دانشجویان وظیفه مرا در این خصوص دو چندان کرد.»
علیرضا آوایی، با مهم خواندن بحث پیگیری شکنجه دانشجویان گفت: «این بحث در حال حاضر به صورت جدی در دفتر نظارت بر حسن اجرای قانون حقوق شهروندی در حال پیگیری است. اما مهم تر از این مسئله در حال حاضر آزادی ۳ دانشجوی دیگر است و من تمام تلاش خود را جهت بهبود وضعیت ایشان انجام خواهم داد.»
نماینده هوادار احمدی نژاد
به گزارش سایت امیرکبیر در این دیدار به جز علیرضا آوایی، رئیس دادگستری دو نفر دیگر که نام، سمت و علت حضور آن ها برای دانشجویان توضیح داده نشد، در جلسه حضور داشتند. یکی از این دو نفر در طول مدت این جلسه سخنان مطرح شده از جانب دانشجویان را یادداشت می کرد. این فرد در حین جلسه از دانشجویان سوالاتی از دانشجویان پرسید. از جمله در اشاره به اعتراض دانشجویان در دیدار محمود احمدی نژاد از دانشگاه امیرکبیر مدعی شد: «آقای احمدی نژاد در آن روز دموکراسی نابی را پیش چشم تمام جهان به نمایش گذاشتند و آن ماجرا به نفع دولت تمام شد. به نظر نمی رسد ایشان یا دولتمردانش بخواهند با برخورد این چنینی با دانشجویان آن دستاورد و آن دموکراسی ناب را خدشه دار کنند.»
یکی از دانشجویان حاضر در جلسه گفت: «اولا، به نظر ما آن چه در پلی تکنیک اتفاق افتاد نه یک دموکراسی ناب که خارج شدن کنترل سالن از دست گارد ریاست جمهوری و افرادی که با برنامه ریزی به آن جا آورده شده بودند بود، ثانیا ما برای مناظره سیاسی اینجا نیامدیم. آقای آوایی از من خواستند از دید خودم ماجرا را نقل کنم که عرض کردم.»
رئیس دادگستری با تایید این که این مسئله موضوع بحث ما نیست، از این فرد خواست وقت جلسه را نگیرد. این فرد که نام و سمتش گفته نشد باز هم ادامه داد و از جمله به مصاحبه خانواده دانشجویان بازداشت شده با تلویزیون «صدای آمریکا» اشاره کرد و مدعی شد، محمدلو، عضو کمیسیون حقوق بشر اسلامی در مصاحبه با آن رسانه، نظام جمهوری اسلامی را «رژیمی وحشی» خوانده است که با توضیحات محمدلو معلوم شد که وی هرگز هیچ مصاحبه ای با رادیو آمریکا نداشته. با اعتراض نماینده کمیسیون حقوق بشر اسلامی آن فرد که پیدا بودن از هواداران احمدی نژادست با عذرخواهی گفت شاید فرد دیگری را با او اشتباه گرفته و شروع به طرح سئوالات دیگری کرد. از جمله از دانشجویان پرسید«اگر واقعا این حرف ها صحت دارد، چرا یک بار شما را به بیمارستان انتقال ندادند؟!» که این دانشجو گفت: «ما برای انتقال به بهداری بند ۲۰۹ که فاصله چند قدمی با سلولمان داشت، باید چند روز اصرار و التماس می کردیم. آن وقت شما انتظار داشتید ما را به بیمارستان منتقل کنند؟! گذشته از این بنده بلافاصله پس از آزادی به بیمارستان مراجعه کردم و بستری شدم و شاید چون بستری شدنم را به «صدای آمریکا» نگفتم تا شما بفهمید، کار اشتباهی کرده ام!»
این جا بود که آن مامور جلسه کاخ دادگستری را ترک کرد.
وقتی که جلسه پایان می گرفت مادر احسان منصوری به علیرضا آوایی گفت اجازه ندادید من صحبت کنم. که آوایی از وی خواست اگر صحبتی دارد بیان کند. مادر احسان منصوری در حالی که گریه می کرد، گفت: «حاج آقا، بچه های ما دارند قربانی مصلحت می شوند. اجازه ندهید این بچه ها قربانی شوند. به من می گویند چرا از بچه ات دفاع می کنی. من مادرم، مگر می توانم ببینم بچه ام را دارند کتک می زنند، شکنجه می کنند و عذابش می دهند ولی آرام باشم و کاری نکنم. من از بچه ام دفاع می کنم چون معتقدم او کاری نکرده و حاضرم هر هزینه ای را در این راه بپردازم.» سخنان مادر احسان منصوری جمع حاضر را به شدت متاثر کرد و آوایی به او گفت: «باور کنید هر کاری از دستم برآید برای این سه نفر انجام می دهم.»
مستند
همزمان با انتشار گزارشی از دیدار دانشجویان و خانواده هایشان با رییس دادگستری تهران، خبرنامه دانشگاه امیرکبیر مستندات وزارت اطلاعات را در مورد دانشجویان انتشار داد. وزارت اطلاعات بر اساس همین مستندها اصرار بر کناهگاری دانشجویان دارد.
این مستندات اول بارست که منتشر می شود و حکایت از ضعف دادستانی و دستگاه امنیتی در اثبات اتهامات وارده به دانشجویان دارد. به نظر می رسد به همین علت سه دادگاه مختلفی که تاکنون برای این دانشجویان برگزار شد، هر سه غیرعلنی برگزار شد.
مستندات دادستانی (۲ مورد)
اعترافات موجود در پرونده
در حالی که دانشجویان در نامه های خود از زندان و همین طور ملاقات هایشان بعد از آزادی ثابت کرده اند که در زندان با آن بدرفتاری شده و اعترافات تحت شدیدترین فشارها از آن ها اخذ شده، داستانی باز دو مورد به همان اعترافات استناد کرده است.
لب تاپ متعلق به مجید توکلی
دادستان در حالی از لب تاپ مجید توکلی به عنوان یکی از مستندات خود نام می برد که هیچ گاه امکان دست یابی به آن را نیافته. نماینده دادستان ادعا کرده که ۴ نشریه موهن با این کامپیوتر صفحه بندی شده است. نماینده دادستان در جریان بررسی پرونده به سبب ناتوانی از ارائه لب تاپ مورد اشاره به دادگاه، از این مستند صرف نظر کرده است.
مستندات وزارت اطلاعات (۹ مورد)
برگه های درخواست متهمین
در بند ۲۰۹ زندان اوین در صورتی که افراد بازداشت شده درخواستی از مسئول این بند داشته باشند، بایستی آن را در برگه های مخصوصی که برگه درخواست نام دارد، نوشته و به نگهبانان بند تحویل دهند تا پس از بررسی مورد رسیدگی قرار گیرد. مسئولین پرونده دانشجویان با گزینش چند برگه درخواست از میان انبوهی از درخواست هایی که ۸ دانشجوی بازداشت شده در طول مدت بازداشت با مسئول بند ۲۰۹ مطرح کرده اند، در صدد برآمدند که شرایط موجود در مدت نگه داری دانشجویان را در این بند عادی و فارغ از هر گونه فشار نشان دهند.
دست نوشته ضبط شده احسان منصوری
اوایل مردادماه در حالی که ۵ نفر از ۸ دانشجوی بازداشت شده به قید وثیقه از زندان آزاد شده بودند و بقیه دانشجوی دیگر همچنان در بند ۲۰۹ نگه داری می شدند،احسان منصوری یادداشتی نوشت و در جریان ملاقات خانواده دیگر زندانیان به آنان داده شد که به خانواده وی برسانند. احسان در این نوشته به خانواده اش توصیه کرده بود با اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر تماس بگیرند و ضمن مشورت با آن ها، شرح شکنجه ها و بدرفتاری هایی که با آن ها در طول مدت بازداشت شده بود را به اطلاع مقامات عالیرتبه قضایی، از جمله آیت الله هاشمی شاهرودی، برسانند. جالب آن که در این یادداشت آمده که از قول دانشجویان در بند هیچ چیزی گفته نشود، چرا که به محض انتقال این مسئله به تیم بازجویی، این تیم آن ها را بار دیگر تحت فشار قرار می دهند.
فیلم مراسم دانشگاه تهران
این فیلم حضور احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری را در تجمع روز دانشجو، که به زعم وزارت اطلاعات به صورت غیرقانونی برگزار شده، نشان می دهد و شعارهایی که دانشجویان علیه دولت و محمود احمدی نژاد سر می دهند را مورد توجه قرار داده است. فیلم نیز حاوی هیچ گونه سندی مبنی بر اثبات اتهامات وارده به این ۳ دانشجو نبوده و به نظر می رسد صرفا جهت سنگین کردن فضای اتهام علیه دانشجویان به دادگاه ارائه شده باشد.
فیلم خط سیاه
شرح کامل محتویات این فیلم پیش از این در خبرنامه امیرکبیر آمده بود. سعی وزارت اطلاعات در تهیه این فیلم این است که با سنگین کردن فضای اتهام علیه دانشجویان، با نمایش گزارش رسانه های خارجی در خصوص انتشار نشریات موهن و اعتراض سازماندهی شده بسیجیان مقابل دانشگاه امیرکبیر، در نهایت به اعترافات اخذ شده از ایشان در طول مدت بازجویی استناد کند و اعلام کند نشریات موهن را همین ۳ نفر منتشر کرده اند.
سی دی حاوی تصاویر اعضای انجمن
به نظر می رسد این عکس ها توسط بسیجیان و مامورین امنیتی از تجمعات دانشجویی در طول سالیان اخیر گرفته شده و بدون هیچ توضیحی فقط برای مستند نشان دادن اتهامات در اختیار دادگاه گذاشته شده است.
پیامک احسان به مجید
بامداد روز ۱۰ اردیبهشت، روزی که نشریات موهن در دانشگاه امیرکبیر پخش شد، احسان منصوری با ارسال پیامکی برای مجید توکلی از او می پرسد: «حاجی بیداری؟ می دونی چه جوری می شه فایل رو تبدیل به پی دی اف کرد؟». وزارت اطلاعات ادعا کرده منظور فایل نشریات موهن بوده است. مستند آن ها هم در این خصوص اعترافات اخذ شده تحت فشار و شکنجه از این دو دانشجو است. در حالی که فایل های مورد اشاره احسان منصوری هیچ گونه ارتباطی با نشریات موهن نداشته و چندین نفر از دانشجویان در آن زمان در خوابگاه بوده و حاضرند در این خصوص شهادت دهند.
آرشیو نشریات
وزارت اطلاعات با ارائه آرشیو چهارنشریه دانشجوئی که بدون شک از اداره کل فرهنگی دانشگاه امیرکبیر دریافت شده است، و تاکید بر بخش هایی از آن در صدد است توهین به مقدسات را در این ۴ نشریه مسبوق به سابقه جلوه دهد در حالی که این مسئله نه تنها هیچ اشاره مستقیمی به دست داشتن دانشجویان در انتشار ۴ نشریه موهن ندارد، بلکه کارنامه نشریات سحر، آتیه، سرخط و ریوار نشان دهنده آن است که اساسا به کار بردن مقالاتی مشابه آن چه در ۴ نشریه موهن آمده بود، در این نشریات سابقه نداشته است.
نامه دانشجویان به شاهرودی
پس از انتشار خبر شکنجه دانشجویان در بند ۲۰۹، تیم بازجویی این سه دانشجو را مجبور می کند با نگارش نامه ای خطاب به هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، شکنجه شدن خود را طول مدت بازجویی تکذیب کنند. جالب آن که این نامه نیز در اواسط تابستان و در بند ۲۰۹ از دانشجویان اخذ شده است.
پیامک های چهار دانشجو
ساعتی پس از انتشار نشریات موهن در دانشگاه امیرکبیر در حالی که ۴ مدیرمسئول این نشریات دخالت خود را در انتشار آن ها تکذیب می کردند، بازار گمانه زنی در این خصوص که این نشریات کار کدام جریان می توانسته باشد، در دانشگاه به طرز قابل توجهی داغ شد و بالا گرفت. وزارت اطلاعات سعی نموده با ارائه پیامک یکی از دانشجویان به بقیه ، اتهام نشر اکاذیب توسط سه دانشجوی در بند را به دادگاه القا کند.
مستندات دانشجویان (۱۲ مورد)
در مقابل مستندات بی پایه وزارت اطلاعات و دادستانی دانشجویان دوازده سند در اخیتار دارند: اول نامه تکذیبیه ۴ مدیرمسئول خطاب به رئیس دانشگاه که ساعتی پس از انتشار ۴ نشریه موهن در دانشگاه امیرکبیر نوشته و ارسال شده، بعد سخنرانی در تریبون آزاد ۱۱ اردیبهشت که در آن مجید توکلی و احمد قصابان جداگانه نشریات را جعلی خوانده، توهین به مقدسات را قاطعانه محکوم کرده اند. احسان منصوری در آن زمان به دانشگاه ممنوع الورود و در این مراسم شرکت نداشت. سند دیگر نامه تظلم خواهانه خطاب به هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه است که روز ۱۲ اردیبهشت نوشته شده و تقاضا شده که به قضیه جعل دانشجویان رسیدگی شود.حضور دانشجویان نزد مراجع عظام در قم از مستندات دیگرست که مراجع مذکور بالاتفاق تکذیب این دانشجویان را مسموع و قابل پذیرش دانسته و اصرار انتساب اتهام به ایشان را گناه قلمداد کردند، تصویر نامه طرح شکایت رسمی دانشجویان نزد قوه قضاییه سند دیگری است که ارائه شده، نامه احسان منصوری در زندان به خانواده اش که در آن صراحتا به اعمال شکنجه در طول مدت بازجویی اشاره شده است.نامه سرگشاده ۳ دانشجو از داخل زندان که مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری با تحویل سه نامه، به صورت جداگانه به خانواده هایشان در تاریخ ۲۲ مردادماه، به صراحت اعلام کردند هیچ گونه دخالتی در چاپ و انتشار ۴ نشریه موهن نداشته و اعترافات اخذ از آن ها تحت فشار و شکنجه بوده است. در زمان نگارش این نامه، دانشجویان همچنان در بند ۲۰۹ و در اتاق های عمومی جداگانه نگه داری می شدند. ملاقات حضوری دانشجویان با رئیس دادگستری استان تهران در بند ۲۰۹ که در اوایل شهریورماه صورت گرفت که در آن وجود شکنجه در جریان بازجویی تایید شد و شرح شکنجه های اعمال شده بازگو گردید. دفاعیات دانشجویان نزد مقام قضایی، استفتا از مراجع تقلید منتظری، موسوی اردبیلی، صانعی، منتظری، گرامی، تهرانی و… اخذ شده قبلا در خبرنامه امیرکبیر منتشر شد و به مراجع قضایی تحویل داده شده، آرشیو نشریات سحر، سرخط، ریوار و آتیه و پرونده پزشکی دانشجویان در بند ۲۰۹که نشان می دهد شرح انواع ناراحتی های جسمی که در اثر شکنجه به آن ها وارد شده است
اشاره از احمدی نژاد، شلیک از باهنر

در ادامه برخوردهای تبلیغاتی جناح راست با اقلیت اصلاح طلب شرکت کننده در انتخابات مجلس، واکنش های این جناح به ملاقات غیر رسمی محمدرضا خاتمی با سفیر آلمان در دو روز گذشته به جائی رسید که بعضی از چهره های جناح راست و حامیان آنها، این ملاقات را خیانت به نظام و مردم قلمداد کردند و نایب رئیس مجلس پیشین را "خائن" خواندند. همزمان نشریات وابسته به این جناح با انتشار خبری مبنی بر تکذیب حمایت هنرمندان کشور از لیست ائتلاف اصلاح طلبان، آنان را دروغگو معرفی کردند.
شدت تخریب چهره های اصلاح طلب، به ویژه محمد رضا خاتمی به دنبال مناظره روز یکشنبه وی با محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس فعلی، به حدی بود که روز گذشته محمد خاتمی هم که معمولا در موارد مشابه سکوت اختیار می کند، در یک سخنرانی با لحنی گلایه آمیز لب به انتقاد گشود.
مناظره روز يكشنبه محمد رضا خاتمي و باهنر كه به نوعي جزو بالاترين سطوح مناظره سياسي در سالهاي اخير در مقام دو نايب رييس مجلس بود، نكات ريز و درشت زیادی داشت، اما تمرکز تبلیغاتی جناح راست روی ملاقات خاتمی با سفیر آلمان این ظرایف را پنهان نگاه داشت. در همین ارتباط خبرگزاري فارس در سلسسله گزارش هاي خود تحت موضوع "واكنشها به ديدار عضو مشاركت با سفير آلمان" به سراغ چهره هاي سياسي رفته و نظر آنان را جويا شده است و با هدايت اين مصاحبه ها، عملا انتقادات شديدي را متوجه محمد رضا خاتمي کرده است.
موضوع ديدار محمد رضا خاتمي و سفير آلمان حتي ديروز موضوع كنفرانس خبري سخنگوي وزارت امور خارجه هم بود. در این نشست خبری از سخنگوی وزارت خارجه درباره دیدار محمدرضا خاتمی با سفیرآلمان و ضوابط ملاقات نمایندگان احزاب با سفرای خارجی در ایران، سئوال شد، که وی در پاسخ اظهار داشت: "وزارت خارجه از این دیدار اطلاعی نداشته است."
وی همچنين گفت: "اما آنچه به تماس و ارتباط اتباع ایرانی با نمایندگان کشورهای خارجی در ایران مربوط می شود قاعدتا باید با هماهنگی جهات ذیربط بوده و دستگاه های مرتبط با این موضوع در جریان قرار بگیرند اما تماس و ملاقات در چارچوب قانون هیچ مشکلی ندارد."
ملاقات پر دردسر
محمدرضا خاتمی دبیر پیشین حزب مشارکت در بهمن ماه گذشته با سفیر آلمان یک دیدار غیر رسمی داشت، اما از آنجا که این دیدار به گفته خاتمی "صرفا یک دیدار معمولی و غیر رسمی" بود به اطلاع وزارت خارجه نرسید. در این دیدار که به گفته رضا خاتمی تمام صحبت های انجام شده بین دو طرف مکتوب و موجود است، بحث هائی بر سر تصویب قطعنامه سوم تحریم انجام شد و رضا خاتمی با اعلام اینکه صدور هر گونه قطعنامه ای به ضرر ملت ایران تمام می شود با صدور قطعنامه سوم مخالفت کرد.
صحبت این ملاقات برای اولین بار به شکلی رسمی، اما غیر مستقیم از سوی محمود احمدی نژاد در سخنرانی بیست دوم بهمن ماه به میان آمد. احمدی نژاد در سخنرانی خود بدون اشاره به اسم رضا خاتمی و سفیر آلمان، در این باره گفت: "این روزها عده ای به دنبال سفیر خارجه یک کشور اروپائی راه می افتند و در جاهایی می گویند که دولت در برنامه هسته ای تنهاست و از سوی مردم کوچکترین حمایتی نمی شود." بعد از آن نیز هیچ کس به شکلی رسمی در مورد این دیدار صحبتی به میان نیاورد.
روز یکشنبه اما، در خلال مناظره رضا خاتمی با محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس هفتم، باهنرملاقات انجام شده بین رضا خاتمی و سفیر آلمان را مطرح کرد. تنها چند ساعت بعد از افشای این ملاقات غیر رسمی که با دفاع قاطع رضا خاتمی روبرو شد، چهره هائی از اردوگاه جناح راست این مساله را به عنوان ابزاری برای تخریب چهره های اصلاح طلب بکار گرفتند.
در همین ارتباط الياس نادران، نماينده اصولگراي تهران اين ديدار را "تلاش براي شكستن قباحت تماس با بيگانگان" تعبير كرد و گفت: "عدهاي در صدد هستند تا قباحت تماس مقامات سياسي غير مسئول و غير رسمي را با بيگانگان از بين ببرند. وقتي كه يك مقام سياسي غير مسئول چنين اقدامي را در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي انجام ميدهد، يك پيام خارجي دارد و آن اين است كه حمايت بيگانگان را نسبت به خود جلب كنند، حتي به قيمت فشار مالي بر مردم، كه در اين راستا از يك طرف تقاضاهاي صدور قطعنامه عليه ايران را مطرح و از طرف ديگر در شعارهاي انتخاباتي شان بحث مبارزه با تورم و حل مسايل معيشتي مردم را طرح ميكنند."
اين عضو فراكسيون اكثريت در مجلس شوراي اسلامي افزود: "افشاي خبر اين ديدار از سوي خود اعضاي حزب مشاركت نشان دهنده آن است كه آنها به آخر خط رسيدهاند و اخبار ملاقات محرمانه با سفراي كشورهاي خارجي را با جزئيات آن اعلام ميكنند و از اين اعلام نيز ابايي ندارند."
این نماینده مجلس در ادامه همچنین بدون آنکه به موردی از این نوع ملاقات ها در گذشته بین اصلاح طلبان و طرف های خارجی اشاره کند می افزاید: "اين جريان يكب ار همين سياست را در انتخابات رياست جمهوري دور هشتم تجربه كرد، ولي كانديداي مورد نظرشان كمترين اقبال مردمي را داشت و در انتخابات پيش رو نيز به همين سياست روي آوردند."
اما مهدي كوچك زاده، ديگر عضو فراكسيون اصولگرايان معتقد است اين اقدام عزت ايران را "خدشه دار" كرده است و جاي خدشهدار كنندگان عزت ايران هم "زبالهدان تاريخ" است.
مهدي كوچكزاده نماينده تهران در مجلس با اشاره به ديدار ]به نوشته فارس: محرمانه[ محمدرضا خاتمي دبيركل سابق حزب مشاركت با سفير آلمان گفت: " كساني كه بدون داشتن مسئوليت سياسي رسمي با سفراي كشورهايي ديدار و مذاكره ميكنند كه بغض و كينهشان نسبت به ملت ايران در قضيه هستهاي آشكار شده گمان نكنند كه اين رفتارها و حتي محتواي مذاكراتشان از چشم ملت پنهان خواهد ماند."
وي اين موضوع را با رد صلاحيت اصلاح طلبان مرتبط دانست و گفت: "وقتي صلاحيت اين افراد براي دستيابي به جايگاهايي كه حفظ عزت ملت از وظيفه آنهاست، رد ميشود گلايه نكنند. "
همچنين كنعاني مقدم، دبيركل ائتلاف حزبالله كه تشكل آنها در سالهاي گذشته معمولا اقدامات اخير اصلاح طلبان را محكوم كرده در گفتگو با فارس تاكيد كرده است: "هر گونه ديداري را كه چه از طرف افراد حقيقي ياحقوقي كه در راستاي منافع استكبار جهاني باشد محكوم مي كنيم."
وي همچنين اين ديدار را ممنوع دانسته و گفته است: "مذاكرات احزاب و تشكلهاي سياسي با كشورهاي خارجي در قانون ما ممنوع است و افراد فقط از طرف خانه احزاب مجاز به مذاكره با افراد و كشورهاي خارجي هستند. اگر مذاكرات ايشان در چارچوب حزبي بوده و بدون هماهنگي با خانه احزاب صورت گرفته خلاف است و اگر به عنوان يك ديدار شخصي بوده است بايد وزارت امور خارجه به عنوان متولي امور خارجي كشور پاسخگو باشد و اين شخص بايد از وزارت امور خارجه مجوزي براي ديدارش داشته باشد. اما اگر اين ديدار عادي بوده و در چارچوب نشست هاي مختلف انجام شده بايد به اين نكته توجه كرد كه مباحث مطرح شده در جهت منافع ملي كشور بوده است يا خير؟"
كنعاني مقدم حتي از مقامات قضايي و به ويژه "مدعي العموم" خواسته است "از منافع كشور" دفاع كند.
از ميان احزاب هم جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي، از تشكل هاي اصلي اصولگرايان، با صدور بيانيه اي، ادعا کرد: "كساني كه پشتوانه داخلي ندارند دنبال پشتوانههاي خارجي هستند".
در بخشي از اين بيانيه آمده است: "بعد از گذشت چند هفته از ملاقات مخفيانه يك عضو شناخته شده سياسي جبهه دوم خرداد با سفير آلمان، بالاخره دبيركل سابق اين حزب، با سؤالات مكرر عمومي و رسانهها مجبور شد در يك مناظره، خبر اين ديدار مخفيانه را آن هم با عدم انعكاس محتواي اين ديدار، تائيد نمايد. به نظر ميرسد بررسي چرايي اين ارتباط هاي مخفيانه و پنهاني برخي گروهها و افراد داخلي با عناصر و سفارتخانههاي خارجي در روشن كردن بخشي از آرايش و حركتهاي جريانهاي سياسي كشور به روشن شدن بيشتر افكار عمومي بيانجامد."
همراهي اصلاح طلبان میانه رو
در اين ميان همراهي اصلاح طلبان به اصلاح میانه رو با اصولگرايان در انتقاد از ديدار محمد رضا خاتمي با سفير آلمان نيز قابل توجه است.
جواد اطاعت، دبير سياسي حزب اعتماد ملي كه در ليست ائتلاف اصلاح طلبان و اعتماد ملي نيز براي انتخابات مجلس مورد حمايت قرار گرفته، با مقايسه حزب اعتماد ملي و مشاركت، مشاركت را "يك حزب آرمانگراي ناكام" معرفي كرده است. او ضمن تشریح نقش جبهه مشاركت در مجلس ششم يادآور شده است: "كساني كه شعار خروج از حاكميت يا عبور از خاتمي را دادند نه تنها كنترل اصلاحات را در دست نداشتند بلكه اساساً هيچ نقشي نداشتند."
پرويز كاظمي، وزير سابق رفاه و تأمين اجتماعي هم كه سعي دارد خود را ميانه رو معرفي كند، به ديدار خاتمي با سفير آلمان واكنش نشان داده و گفته است: "اينگونه ديدارها به صلاح كشور نيست و ممكن است برخي كشورها از گروه خاصي حمايت كنند و يا برخي افراد از اين كشورها حمايت كنند ولي اين گونه ديدارها نتايج مطلوبي براي كشور و مردم ندارد."
از سوي ديگر، زارع فومني عضو شوراي عالي حزب همبستگي اين ديدار را "خيانت به امام" دانسته و گفته است: "با اين ديدار و مسائلي كه در اين ديدار مطرح شد، بايد براي كساني كه ادعاي دفاع از امام و خود را خط امامي ميدانند متأسف بود و اين افراد به امام راحل، ايران و اين ملت خيانت كردند. اينگونه ديدارها براي نظام بسيار خطرناك بوده و حرف هايي كه در اين ديدارها مطرح مي شود همه از سوي بيگانگان ديكته مي شود و اين افراد از بيگانگان دستور گرفته و از عوامل آمريكا هستند و با نظام جمهوري اسلامي مشكل دارند. اين ديدار خيانت به امام، مردم و نظام بود."
روز يكشنبه در مناظره نواب رييس مجلس ششم و هفتم، ابتدا باهنر بطور كلي به موضوع "ديدار خاتمي با سفير آلمان" اشاره كرد و گفت: "دوستان بايد دقت داشته باشند و اگر ما در درون اختلاف نظر داريم ديگران نبايد مطلع شوند يا برخي دوستان كه با سفراي خارجي ديدار ميكردند، بيصبرانه در پي قطعنامه سوم بودند تا كاري كنند".
پس از اين در ميانه هاي مناظره وقتي محمد رضا خاتمي گفت: "متاسفانه آقاي باهنر موضوعي را مطرح ميكند كه اگر اتفاق افتاده باشد مصداق جاسوسي و خيانت است" باهنر حرف او را قطع كرد و پرسيد: "آيا شما ملاقاتي با سفير آلمان داشتيد؟" خاتمي پاسخ داد: "بله داشتم و تمام مذاكرات مكتوب است". باهنر باز پرسيد: " آيا نگراني از صدور قطعنامه سوم مطرح نشد؟" خاتمي پاسخ داد: "ما در همه ملاقاتها گفتهايم كه هر قطعنامهاي كه عليه ايران صادر شود به ضرر ملت ايران است و روند دموكراسي را به تعويق مياندازد. "
پس از اين بود كه باهنر گفت: "سفير آلمان قول داد كه قبل از انتخابات قطعنامه سوم صادر شود؟" خاتمي با رد اين مطلب، گفت: "ايشان ]سفير آلمان[ ميگفتند حتما در يك ماه آينده قطعنامهاي عليه ايران صادر خواهد شد، اما من ميگفتم اين كار اشتباه است و نبايد اتفاق بيفتد. جالب اينجاست كه اين حرفها را آقاي باهنر با اين دقت از كجا شنيده است؟"
که باهنر در اين ميان پرسيد: "فكر ميكنيد كه نظام نبايد اين حرفها را بشنود؟"
خاتمي پاسخ داد: "متاسفانه داستانسراييهايي ميشود كه ريشه در سوابق جناح راست دارد. مثلا در برابر قضيه نيك براون هم سعي ميكنند رقيب خود را درگير اين مسايل كنند. اگر واقعا فكر ميكنيد كسي جاسوس است با قدرت اطلاعاتي و امنيتي او را اعلام كنيد. مساله آقاي موسويان به نوعي تسويهحساب بد سياسي با رقيب بود. ما راجع به مساله هستهيي نظر خاص خود را داريم اما اينكه گفته شود لايحه سه فوريتي و امثال اينها، تبليغات سياسي است و خواهش ميكنم اگر كسي اسرار مملكت را فاش كرده و به آمريكا خط داده است، محاكمهاش كنيد، اما علني. ما هم حمايت ميكنيم. "
اين همه ديالوگ بين خاتمي و با هنر در مورد ديدار وي با سفير آلمان بود اما گويا خبرگزاري فارس و حاميان دولت، مايلند اين ديدار را به موضوعاتي ديگر مرتبط كنند.
تکذیب حمایت هنرمندان از اصلاح طلبان
همزمان پس از آنکه برخی از سایت های اصلاح طلب خبری مبنی بر حمایت گسترده هنرمندان از لیست ائتلاف اطلاح طلبان را منتشر کردند، بلافاصله سایت های وابسته به جناج راست وارد عمل شدند و این حمایت را تکذیب کردند.
این تکذیب ها در حالی ادامه دارد که سایت های اصلاح طلب علاوه بر اعلام حمایت یک لیست 200 نفره از اصلاح طلبان، در دو روز گذشته موارد دیگری از این اعلام حمایت ها را نیز ذکر کرده اند.
واکنش محمد خاتمی به تخریب اصلاح طلبان
در حالیکه تاکنون هیچ یک از چهره های اصلاح طلب به حملات گسترده جناح راست در این ارتباط واکنشی نشان نداده اند، دیروز سید محمد خاتمی در سخنرانی خود در نشست سر شاخه های سازمان های اصلاح طلبان با لحنی انتقاد آمیز از تخریب چهره های اصلاح طلب گلایه کرد. خاتمی البته به طور مستقیم به هیچ یک از موارد تخریبی که در چند روز گذشته علیه اصلاح طلبان صورت گرفته است اشاره ای نکرد.
وی از جمله گفت: "تخریب های وسیعی علیه این جریان صورت می گیرد به گونه ای که اجازه داده نمی شود تا پاسخی از سوی این جریان به تخریب ها داده شود. البته این تخریب ها موجب شده تا توده مردم بیشتر از گذشته به سمت این جریان جذب شود."
وی در ادامه نسبت به وضعیت کنونی اصلاح طلبان گفت: "در حال حاضر در فضائی بسر می بریم که امکان ارتباط میان مردم و جریانی که مردم از عمق وجود به آن گرایش دارند لحظه به لحظه کمتر می شود، چنانچه می بینیم چهره های این جریان برای رفتن به میان مردم و بهره گیری از وسایل ارتباط جمعی هم با تنگنا مواجه هستند. با این حال تردیدی ندارم در عمق وجدان عموم مردم گرایش به اصلاح طلبی وجود دارد، انچه در انتخابات های گذشته اتفاق افتاد سند این مدعا ست."
آرش سيگارچي ـ سامناک آقایی
سودهای سرسام آوری که در اقتصاد ایران معنا دارد
![]() |
این شرکت، به سرمایه هایی که در اختیار دارد، ماهانه بیش از ۱۵درصد سود می پردازد.
پرداخت سود یا درآمد ماهانه، بدون این که فرد، فعالیت خاصی را در ازای آن درآمد انجام دهد، مدتی است که در ایران به عنوان یک نوع سرمایه گذاری محسوب می شود و با وجود مخالفت های دولتی، طرفداران زیادی دارد.
طرفدارانی که هر از چند گاهی علیه همان شرکت ها شکایت می کنند و دست به دامان دولت می شوند تا به دلیل از بین رفتن وجوه و بازپرداخت نشدن سودشان، جلوی این فعالیت ها را بگیرد.
سودهای وسوسه انگیز
"۱۵ یا ۲۵ درصد سود در ماه، آنقدر جذاب هست که هر سرمایه داری را مجذوب کند. این جاذبه زمانی بیشتر می شود که سرمایه دار، فقط سرمایه داشته باشد و از دانش کافی برای کسب منفعت برخوردار نباشد یا در کشوری به کار و سرمایه گذاری مشغول باشد که امنیت سرمایه در آن، چندان بالا نیست و فعالیت های تولیدی نیز حمایت نمی شود؛ اگر فرهنگ غالب دارندگان سرمایه در آن کشور نیز ثروت اندوزی در کمترین زمان باشد، راه هایی که می تواند سرعت رشد سرمایه را بالا ببرد، جذاب خواهد بود."
فرمند، کارشناس بازارهای مالی که خودش در بازار بورس تهران فعالیت می کند، همچنین با یادآوری شرایط غیرمطمئن بورس اوراق بهادار در ایران و علاقه مندی سرمایه داران ایرانی به تضمین سود سرمایه گذاری آنها، می گوید: "چند ماهی است که بعد از تخته شدن نسبی بازار شرکت های فروش هرمی در ایران، کسب سود های چشمگیر در بازارهای مختلف مالی و سرمایه گذاری، دهان به دهان می چرخد؛ پرداخت کنندگان این سودها، از فعالیت خود در بازار ارز(فارکس)، بورس، ساختمان، کالا و .... نام می برند."
او یکی از اصلی ترین فعالیت پرداخت کنندگان سودهای کلان را بازار جهانی ارز (فارکس) می داند و معتقد است: "برای کسانی که دستی بر آتش بازار ارز دارند، روشن است که در این بازار هم مانند سایر بازارهای مالی، دو طرف معامله وجود دارد که یک طرف سود می کند و طرف دیگر زیان. هیچکس نمی تواند با اطمینان، از سود قابل تحقق و ثابت خود در این بازارها صحبت کند."
اما افرادی که در این گونه شرکت ها سرمایه گذاری کرده اند، معمولا درباره شرکت مورد نظر خود، با اطمینان صحبت می کنند؛ رضا یکی از این افراد است که به ادعای خودش، تا کنون سودی را که انتظار داشته، یعنی ۲۵ درصد در ماه، دریافت کرده است.
"من، خودم عضو این شرکت هستم. دوماه است که سود پولم را گرفته ام و راضی هستم . در مورد خود شرکت هم با دوستانم تحقیق کرده ایم. این شرکت نزدیک به ۶۰ سال است که فعالیت دارد. تا الان هم به پول هایی که در اختیارش قرار گرفته، ماهی ۲۵ درصد سود داده است."
فرمند، درباره شرکت هایی که چنین ادعایی را برای پرداخت سودهای کلان داشته اند، می گوید: "اصول مسلم اقتصادی می گوید، هر کجا سودی قابل حصول باشد، علاقه مندان زیادی به سمت انجام فعالیتی که منجر به آن سود شده، هجوم می برند. به این ترتیب و طبق قوانین طبیعی اقتصاد، از جمله قانون عرضه و تقاضا، سود پیش بینی شده، به شدت کاهش می یابد و آن بازار، به خودی خود جذابیت اولیه اش را از دست می دهد."
اینگونه فعالیت ها، تنها از سوی افرادی که در داخل ایران هستند، به نقد کشیده نشده است. بعضی از افرادی که در خارج از ایران، با نظام اقتصادی روز دنیا آشنایی دارند نیز، به رد این گونه فعالیت ها پرداخته اند.
![]() | |
نویسنده یک سایت اینترنتی شخصی، که سالهاست خارج از ایران زندگی می کند، کسب چنین سودهایی توسط این شرکت ها را غیر منطقی می داند و می گوید: "سوء تفاهم اصلی که همه این شبکه ها و شرکت ها در اعضایشان به وجود می آورند، مسئله بی انتها بودن ثروت است. منطقی که ارایه می شود این است که هرکس می تواند تا هرجا که خواست پیشرفت کند. اما مشکل، دقیقا همینجاست؛ این ادعا یک اصل ساده اقتصادی را نقض می کند، و آن هم، این که پول، برعکس اعداد، بی انتها نیست. "
کسانی که سود برده اند
یکی از فعالان نظام درآمد زایی مطرح در ایران می گوید: "هفته اول ۳۰۰ دلار سرمایه گذاری کردم تا سیستمشان را امتحان کنم. الان بعد از ۱۸ ماه، ۲۴ هزار دلار دارم و در حال حاضر، ماهانه دو میلیون و ۴۰۰ هزار تومان هم دریافت می کنم. تنها محل درآمدم هم همین کار است."
عبدالله از دیگر فعالان همین شرکت ها، درباره نحوه سودآوری سرسام آور آن ها توضیح می دهد: "اگر این شرکت ها، در بازاری مثل بازار ارز، هر روز ۲ درصد سود کنند و تعداد روزهای معاملاتی آن ها هم، ۲۵ روز باشد، در پایان ماه، ۶۴ درصد سود کسب می کنند و به این ترتیب به سادگی این گونه شرکت ها می توانند پرداخت ماهانه ۱۵ یا ۲۵ درصد سود به سرمایه گذاران خود را تضمین کنند. با توجه به این که در بازار فارکس، هر کس می تواند تا ۱۰۰ برابر سرمایه اولیه خود، اعتبار داشته باشد، ۲ درصد سود روزانه نیز امکان پذیر است."
|
این شرکت ها با اتکا به تحریک طمع افراد عادی، زودباوری جوانان و میل به موفقیت زودهنگام، طرح خود را به شرکت های سرمایه گذاری و افراد دارای سرمایه کم یا زیاد، ارایه می کنند و منابع مالی سریع و ارزان قیمتی را به دست می آورند. در حالت هایی هم که تنها فعالیت فرد در معرفی فرد جدید، به کمک می آید، حس پولدار شدن بدون زحمت است که باعث رونق گرفتن اینگونه فعالیت ها می شود
|
اما فرمند، کارشناس اقتصاد و بازارهای مالی تاکید می کند: "حصول چنین نتیجه ای، تنها یک فرض قابل محاسبه روی کاغذ است و دوطرفه بودن معاملات در بازارها، نشان داده که تضمینی برای همیشه برنده بودن فرد، وجود ندارد."
عبدالله برای این که چگونگی کسب سود در شرکت مورد نظر خودش را توضیح دهد، می گوید: "هر مبلغی که در حساب شما باشد، مشمول روزانه نیم درصد سود می شود. در واقع شما به نسبت مبلغ موجودیتان در این حساب، ماهانه ۱۵درصد دریافت می کنید. فرض کنید ۱۰۰۰ دلار در حساب شما قرار دارد؛ شما روزانه ۵ دلار و ماهانه ۱۵۰دلار بابت آن دریافت خواهید کرد."
اما تنها این شرکت ها با این نوع عملکرد نیستند که سود و درآمد بالایی را پرداخت می کنند. چه این فعالیت ها به سود آوری بالا منجر شود و چه نشود، مجموعه فعالیتی برای آن تعریف شده است. شرکت هایی هم وجود دارند که تنها به اعتبار معرفی بازدید کننده یا عضو، درآمد زایی می کنند.
محمدرضا، با اشتیاق از فعالیت شرکتی که در آن به کار مشغول است، می گوید: "اگر شما کمتر از ۱۰ نفر عضو معرفی کرده باشید، هر ماه به شما هزار تومان تعلق می گیرد. اما اگر از ۱۰ نفر بیشتر معرفی کنید، ماهانه ۱۰ هزار تومان درآمد خواهید داشت. حالا فکر کنم متوجه شده باشید که چطور می توانید ماهی ۱۰۰ هزار تومان یا بیشتر دریافتی از این شرکت داشته باشید."
فرمند، تنها دلیل موفقیت چنین طرح هایی را به خاطر استفاده درست از دستاوردهای مطالعاتی حوزه روانشناسی مالی می داند و توضیح می دهد: "این شرکت ها با اتکا به تحریک طمع افراد عادی، زودباوری جوانان و میل به موفقیت زودهنگام، طرح خود را به شرکت های سرمایه گذاری و افراد دارای سرمایه کم یا زیاد، ارایه می کنند و منابع مالی سریع و ارزان قیمتی را به دست می آورند. در حالت هایی هم که تنها فعالیت فرد در معرفی فرد جدید، به کمک می آید، حس پولدار شدن بدون زحمت است که باعث رونق گرفتن اینگونه فعالیت ها می شود."
با مروری بر روند فعالیت این گونه شرکت ها و عمر عملکردشان، می توان دریافت که هر کدام از آن ها، بعد از مدتی فعالیت، جای خود را به شرکت تازه ای می دهند که علاوه بر مجموعه ویژگی های مثبت قبلی، ایرادات آن را هم برطرف کرده است.
محمود، یکی از فعالان و بازاریابان این گونه شرکت ها، در مورد فعالیت شرکت مورد نظرش می گوید: "با تمام موفقیت های چشمگیر، این شرکت ها اشکالاتی نیز داشته اند."
او با تاکید بر این که شرکت مورد نظرش، این ایرادات را ندارد، اشکالات شرکت های فعال جذب سرمایه را چنین بر می شمارد: "در ایران شعبه و همچنین تضمین خیلی قوی نداشته اند."
فرصت های سوخته
یک نصیحت برادرانه از طرف کسی که دو سال است در نتورک (شبکه) و یک سال است در زمینه سرمایه گذاری فعالیت می کند: "در هیچ سرمایه گذاری یا نتورکی (شبکه) وارد نشوید."
|
همه ما، چه لیدرهای بالایی، چه کف مجموعه، همه و همه با یک نوع اطمینان خاطر وارد این سیستم شدیم، که بتوانیم آینده خود و خانواده خود را به این شکل، در مسیر پیشرفت و خوشبختی قرار دهیم؛ بدون آن که کوچکترین تردیدی نسبت به آینده کار شرکت داشته باشیم
|
این مطلب را یکی از وبلاگ نویسان می گوید و توضیح می دهد: "همه شان کلاهبردار هستند، آنهم از نوع فوق العاده حرفه ای آن. تا زمانی که میزان سرمایه گذاری شما، از سود دریافتی بیشتر باشد، همه چیز خوب است؛ همینکه سرمایه گذاری شما کمتر و سود دریافتی تان، بیشتر شود، بدون خداحافظی، همه چیز را جمع می کنند و می روند. این وسط، کسانی که همه سرمایه و زندگی شان را در این راه گذاشته اند، دیگر نمی توانند بلند شوند؛ وای به حال آنهایی که با وام و قرض وارد این سیستم ها بشوند."
او در حالی این مطالب را مطرح می کند، که در آرشیو وبلاگش، مطالب مختلفی در توضیح روش جدید سرمایه گذاری مورد نظرش، نوشته بوده است.
البته تنها او نیست که در ادامه فعالیت هایش، ناچار می شود توضیحی در باره سرمایه گذاری و روشی که برای کسب درآمد انتخاب کرده، بدهد و آن را اشتباه بداند. نویسنده یک وبلاگ دیگر نیز در حالی که از دستیابی به راه حل مشکلی که برای دریافت سود و اصل پول خودش و کسانی که به یکی از همین سیستم ها معرفی کرده، نا امید شده، در وبلاگش می نویسد: "همه ما، چه لیدرهای بالایی، چه کف مجموعه، همه و همه با یک نوع اطمینان خاطر وارد این سیستم شدیم، که بتوانیم آینده خود و خانواده خود را به این شکل، در مسیر پیشرفت و خوشبختی قرار دهیم؛ بدون آن که کوچکترین تردیدی نسبت به آینده کار شرکت داشته باشیم."
فرمند در توضیح مشکلاتی که برای برخی از شرکت های سرمایه گذاری و سودآور به وجود آمده، آن را تنها محدود به فعالیت آن ها و تقلب هایی که مرتکب شدند، نمی داند و معتقد است: "افرادی که وارد این سیستم ها شده اند، تنها به مطالبی استناد می کنند که بالاسری های آنها می گویند. (بالاسری، اصطلاحی است که در سیستم فروش شبکه ای، به افرادی که فرد را به آن سیستم معرفی می کنند، گفته می شود.) وقتی شما به ریشه های این گفته ها و نقل قول ها مراجعه می کنید، می بینید، همه آن ها نقل قول است و هیچ گاه شما به منبع اصلی خبر نمی رسید."
به نظر فرمند، معنی این حرف آن است که افرادی که به این سیستم ها جذب می شوند، اغلب برای بازاریابی خود، ادعاهایی را مطرح می کنند که همان، مبنای تصمیم گیری سایرین می شود.
مسعود، که در زمینه آموزش سرمایه گذاری، دوره های ویژه ای را برگزار می کند، از این هم فراتر می رود و معتقد است: "افرادی که وارد این سیستم های سودآور می شوند، نه از سود چیزی می دانند و نه از سرمایه گذاری. آن ها تنها به کسب پول بدون زحمت و در کوتاه مدت فکر می کنند."
با این حال اغلب کسانی که خود، در یک یا چند مورد از این فعالیت ها، با مسایلی روبرو شده اند، مشکل را از جای دیگری می بینند. به نظر اغلب آنها، ایراد، از نارسایی آن سیستم بوده و درصورتی که این ایرادات رفع شود، روش انتخاب شده، مشکلی نخواهد داشت. آنها، اغلب به ارزیابی دلایل شکست مسیر قبلی خود می پردازند و تلاش می کنند تا سیستمی را پیدا کنند که بخشی یا تمام آن ایرادات را رفع کرده باشد. برخی از آن ها، حتی به ایجاد چنین سیستم هایی دست می زنند.
|
هر تجارت و سرمایه گذاری دارای ریسک است. پس، اول تحقیق و بررسی کنید، آن هم بدون پیش داوری و قضاوت بی جا؛ بعد میزان سرمایه گذاری خود را تعیین کنید
|
محسن در عین حال که فعالیت در این گونه شرکت ها را خطرناک توصیف می کند، معتقد است برخی از مخالفت ها با این روش ها، پیش داوری است و می گوید: "هر تجارت و سرمایه گذاری دارای ریسک است. پس، اول تحقیق و بررسی کنید، آن هم بدون پیش داوری و قضاوت بی جا؛ بعد میزان سرمایه گذاری خود را تعیین کنید."
اما او عقیده دارد که در اینگونه سرمایه گذاری ها، تضمین خاصی برای دریافت سودهای پیش بینی شده وجود ندارد، برای همین به کسانی که به فعالیت مورد نظرش معرفی می کند، توصیه می کند: "به خدا توکل کنید و سرمایه گذاری خود را انجام دهید."
از کجا آغاز شد؟
اوایل دهه هفتاد بود که شرکت های مضاربه ای، به عنوان بخشی از نظام اقتصادی بعد از جنگ، شکل گرفتند. این شرکت ها، مبالغی را از سرمایه گذاران خود می گرفتند و بعد از مدتی، چند برابر آن را وام می دادند یا به صورت ماهانه سود پرداخت می کردند. در همان دهه و بعد از طرح شکایت هایی علیه آن ها و فضاسازی مطبوعاتی، اغلب آن ها ورشکست شدند، مدیر یکی از معروف ترین آنها، محکوم به اعدام شد و این مجموعه ها، برای مدتی از گردونه اقتصادی خارج شدند.
حسین عبده تبریزی، دبیر کل سابق بورس اوراق بهادار و از امضاکنندگان نامه ۵۷ اقتصاددان به محمود احمدی نژاد، رییس جمهور، در مناظره تلویزیونی با الیاس نادران، نماینده مجلس، با اشاره به شرایط اقتصادی دهه هفتاد، به وجود آمدن شرکت های مضاربه ای را طبیعی دانست و تاکید کرد:"وقتی نرخ سود ۸ درصد و تورم ۵۰ درصد بود، مردم به موسسات غیر رسمی آن زمان پناه بردند. یکی از همین شرکتهای مضاربهای یعنی سحر و الیکا، ۴۴ هزار پرونده قضایی داشت و پول مردم را ازبین برد."
به این ترتیب، عبده تبریزی که مدیریت مهم ترین نهاد مالی ایران را در دوره ریاست جمهوری خاتمی بر عهده داشته، معتقد است شرایط اقتصادی فعلی، که نرخ سود رسمی از تورم واقعی پایین تر است، زمینه مساعدی است برای تولد شرکت هایی مانند آنچه در دهه هفتاد شاهدش بودیم.
فرمند نیز به یاد می آورد که قبل از به وجود آمدن شرکت هایی مانند گولد کوئست و مطرح شدن نظام فروش شبکه ای، گروه های دیگری نیز به گونه ای مشابه فعالیت مالی گسترده ای در ایران داشتند: "چند سال پیش شرکتهایی به وجود آمدند که پنتاگونا سرآمد آنها بود. در این شرکت، افراد می توانستند با پرداخت مبلغی، وارد شوند و تنها چیزی که به دست می آوردند، یک برگ کاغذ بود که اگر پاره یا مفقود می شد، هیچ سند دیگری نشانه سرمایه گذاری فرد در آن سیستم نبود. در آن روش، فرد تنها در صورتی به سود می رسید که بتواند فرد دیگری را به عنوان زیر مجموعه خودش معرفی کند."
در همان زمان نیز، افرادی به تقلید از شرکت ایتالیایی پنتاگونا، فرصت های مشابهی را ایجاد کردند و به جمع آوری سرمایه های سرگردان در اقتصاد ایران پرداختند.
در دهه هشتاد، طرح فروش شبکه ای، با معروفیت شرکت گلد کوئست اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داد. این شرکت، بعد از حدود سه سال، و بعد از ارائه طرح هایی توسط دولت و مجلس، که به صورت رسمی جلوی فعالیت آن را می گرفت، جای خود را به روش های دیگری از جذب سرمایه در بازار ایران داد.
|
شرکت های جدید، که سویس کش یکی از معروف ترین آن ها در سال جاری بود، سرمایه گذاری را در کنار سود بردن از معرفی افراد در زیرمجموعه خود، به عنوان راه های درآمدزایی معرفی کرده اند |
شرکت های جدید، که سویس کش یکی از معروف ترین آن ها در سال جاری بود، سرمایه گذاری را در کنار سود بردن از معرفی افراد در زیرمجموعه خود، به عنوان راه های درآمدزایی معرفی کرده اند.
طی یکسال اخیر، بیش از ۱۰۰ سایت ایرانی و خارجی با موضوع فعالیت مشابه سویس کش، به عضو گیری پرداخته اند.
جستجوی فارسی نام این شرکت، حدود ۱۰ هزار لینک و جستجوی انگلیسی این نام، ۲۱۷ هزارلینک را معرفی می کند.
این مجموعه شرکت ها، در کنار ایمیل های تبلیغی متنوعی که سال هاست از طریق پست های الکترونیکی به دارندگان این صندوق های پستی ارسال می شود و تنها با کلیک کردن، وعده سود بردن می دهند، راه های درآمدزادیی کم زحمت در اقتصاد ایران به شمار می روند.
دولت، یک قدم عقب تر
در مصوبه مجلس، که بعد از طرح شکایت برخی از فعالان زیر مجموعه گلدکوئست، به امضا رسید، برای متخلفان، بین شش ماه تا سه سال حبس و جزای نقدی دو برابر درآمد، تعیین شده بود: "تاسیس، قبول نمایندگی، عضو گیری و ثبتنام در بنگاه، موسسه، گروه یا فهرست اسامی با وعده کسب درآمد ناشی از افزایش اعضا به صورت شبکهای، خواه از طریق عرضه کالا و یا خدمات یا اجبار به خرید کالا یا دریافت حق عضویت یا شیوههای مشابه دیگر، خواه از طریق جلب مشتریان به عنوان بازاریاب یا هر عنوان دیگر با وعده دریافت کالا یا خدمات رایگان یا به قیمتی کمتر از قیمت واقعی یا دادن درصد (پورسانت) یا توزیع جایزه، ممنوع است."
اما عده ای از دست اندرکاران فعالیت های اقتصادی در ایران، از همان ابتدا این طرح را شکست خورده می دانستند. آن ها اعتقاد داشتند بدون ریشه یابی و حل ریشه های ایجاد این مشکل، نمی توان با آن مبارزه کرد.
اسدالله بادامچیان، قائم مقام حزب موتلفه اسلامی، یکی از منتقدین طرح ممنوعیت فعالیت های شبکه ای در ایران بود. او که طی ۱۰ سال ریاست آیت الله یزدی بر قوه قضاییه، معاون سیاسی این قوه بود، در مصاحبه با یکی از رسانه ها گفته بود: "یکی از موضوعات مطرح و چالش برانگیز در آن دوران بحث گسترش فعالیت شرکتهای مضاربه ای بود که در صورت درست عمل نکردن دستگاههای مربوط، قابلیت تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی فراگیر و جدی را داشت. ولی در آن برهه توانستیم با تجزیه و تحلیل درست و ریشه یابی مساله، دلایل گسترش فعالیت این نوع شرکتها و علت اقبال عمومی به آنها، مساله را به درستی مدیریت کنیم و علاوه بر اینکه جلوی رشد سرطانی وجوه نادرست و خطرآفرین این پدیده را بگیریم، توانستیم فعالیت آنها را در مسیر قانونی و شرعی اقتصادی هدایت کنیم."
گرچه بعد از تصویب قانونی در مجلس، برای مدتی همه چیز به روال عادی خود بازگشت، اما ظهور شرکت های سرمایه پذیر جدید، نشان داد که نیاز به وجود قانونی که به جای منع یک فعالیت، امکان دریافت سود بیشتر از تورم موجود در ایران را فراهم کند، دیده می شود.
|
گرچه بعد از تصویب قانونی در مجلس، برای مدتی همه چیز به روال عادی خود بازگشت، اما ظهور شرکت های سرمایه پذیر جدید، نشان داد که نیاز به وجود قانونی که به جای منع یک فعالیت، امکان دریافت سود بیشتر از تورم موجود در ایران را فراهم کند، دیده می شود |
در همان زمان، دانشیار، رییس وقت کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، عمده ترین مشکل قانون مصوب مجلس را مشخص نکردن مصادیق بازاریابی شبکه ای غیر سالم دانسته بود. وی در مصاحبه ای با رسانه ها گفته بود: "این مشکل اکنون بیش از گذشته توجه نمایندگان را به خود جلب کرده است و امیدوارم زمینه دفاع منطقی از بازاریابی شبکه ای سالم بیشتر فراهم شود تا راحت تر به سوی اصلاح قانون پیش برویم."
گرچه در آن زمان قانون مصوب مجلس، اصلاح نشد، اما هم اکنون و بعد از فعالیت های موفق و ناموفق تعداد زیادی شرکت و موسسه مالی و جمع آوری میلیاردها تومان سرمایه، بخش هایی از حاکمیت به دنبال رفع مشکل هستند. یکی از کارشناسان دولتی که نخواست نامش فاش شود، در این باره می گوید: "گروهی از مدیران وزارتخانه ها، تعدادی از مسئولان سپاه و کارشناسان وزارت اطلاعات، طرحی دارند تا توسط آن بتوانند سرمایه ها را در داخل ایران نگهدارند."
او تنها مشکلی را که سر راه این اقدام وجود دارد، پیدا کردن شرکت، موسسه یا فعالیتی می داند که سود تضمین شده و بالایی را بتواند پرداخت کند. این کارشناس، تاکید می کند: "حداقل ۵ درصد سود تضمین شده در ماه، می تواند پول زیادی را به این روش جذب کند."
این فرد معتقد است، مهم ترین مسئله همان سود تضمین شده است، و درباره روش جذب سرمایه به این طرح توضیح می دهد: "جذب پول به این روش، زیاد سخت نیست. از طریق سران نت ورک، حداقل ۱۰۰ هزار نفر را می توانیم به این طرح جذب کنیم. کافی است این افراد به عنوان شروع، هر کدام ۵۰ هزار تومان وارد این سیستم کنند. رقم اولیه به دست آمده، کم نخواهد بود."
این کارشناس دولتی، مشکل ترین مرحله از طرح را جذب سران بازاریابی شبکه ای، به طرح ارائه شده توسط دولت می داند؛ با این حال، می گوید: "با آن ها جلسات متعددی داشته ایم و هنوز برای جذبشان، به نتیجه نرسیده ایم. اگر باز هم جذب این طرح نشوند، باید به این سوال پاسخ بدهند که چرا تا به حال این کار غیر قانونی را انجام می داده اند؟"
![]() |
|
الیوت اسپیتزر گفت تعهدات خانوادگی خود را نقض کرده است |
وی که متاهل و دارای سه فرزند است گفت که تعهدات خانوادگی خود را نقض کرده است.
الیوت اسپیتزر از خانواده اش و مردم عذرخواهی کرد و گفت که می بایست بهتر به آنها خدمت می کرده است.
او هیچ اشاره ای به اتهامهای منتشر شده در روزنامه نیویورک تایمز درباره ارتباطش با یک سرویس روسپی گری بسیار گران نکرد.
آقای اسپیتزر که اولین دوره فرمانداری خود را طی می کند در یک کنفرانس خبری گفت "من در پیروی از معیارهایی که خود مطرح کردم کوتاهی کردم."
وی در حالیکه در کنار همسرش سیلدا ایستاده بود افزود: "من اکنون اینجا هستم تا اعتماد خانواده ام را مجددا جلب کنم."
اما الیوت اسپیتزر از پاسخ به این سوال که استعفا می دهد یا خیر خودداری کرد.
کلانتر وال استریت
روزنامه نیویورک تایمز گزارش کرده است که هفته گذشته چهار نفر در ارتباط با این سرویس روسپی گری دستگیر شده اند.
این روزنامه افزود پلیس فدرال ماه گذشته در حین تحقیقات و شنود مکالمات هتلی در واشنگتن متوجه تماس الیوت اسپیتزر برای ملاقات با یک روسپی شد.
به نوشته تایمز آقای اسپیتزر که ۴۸ سال دارد تمام ملاقات های عصر دوشنبه خود را ناگهان لغو کرد تا با مشاورینش درباره این اتهام ها گفتگو کند.
او در نوامبر سال ۲۰۰۶ پس از آنکه قول داد اصلاحات اخلاقی در نیویورک انجام دهد به فرمانداری این ایالت انتخاب شد.
الیوت اسپیتزر در سمت پیشین خود بعنوان دادستان کل نیویورک به خاطر مبارزاتش با تخلفات مالی به کلانتر وال استریت معروف شده بود.
او همچنین اقدامات شدیدی علیه روسپی گری در نیویورک انجام داده بود
خيابان وليعصر نشست كرد

گودالي با دهانه 3 متر در خيابان وليعصر بالاتر از ميدان ونك ايجاد شد.
اين حادثه به دليل وجود قنات در اين محدوده رخ داده و مأموران ايستگاه 320 سازمان آتشنشاني شهرداري تهران براي ايمنسازي به محل اعزام شدند.
خوشبختانه در اين حادثه آسيبي به كسي وارد نشده است
دكتر عابدي جعفري با انتقاد از مديران كنوني كشور گفت: ما امروز بيش از شصت ميليارد دلار ذخيره ارزي داريم، در حالي كه در دوره جنگ با تحريم كامل كل درآمد ارزي كشور شش ميليارد دلار بود كه بيش از 4.3 ميليارد دلار صرف هزينه جنگ ميشد و 1.4 ميليارد براي تأمين نيازهاي مردم صرف شد.
وي با اشاره به اين كه وزارت بازرگاني ويترين اقتصادي دولت است، گفت: در آن سالها ارزيابي مردم از مجموع اوضاع آن روز، مثبت بود، هرچند تحريم به حد اعلا برقرار و جنگ مسلط بود. حضور چشمگير مردم و اداره خوب آقاي موسوي، كارنامه خوبي را به جاي گذاشته است. اين مقايسهها براي دوستاني كه امروز گله ميكنند و ما كه آن دوران را ديدهايم و كار كردهايم، بسيار جالب است.
وزير بازرگاني مهندس موسوي ادامه داد: بازرگاني آن روز با حضور خود مردم اداره ميشد. يك پشتوانه علمي خوب داشتيم كه از بيرون حمايت ميكرد و به اين ترتيب، مجموع عوامل كمك ميكرد كه رضايت نسبي مردم در آن دوران با وجود تنگناها فراهم شود. من پس از آن دوران، حضور مردم در بازرگاني را سراغ ندارم. يكپارچگي بين مردم و اصناف و بازرگاني به صورت كامل وجود داشت و اين بود كه مردم احساس نميكردند بازرگاني در دولت يك چيز است و مردم به عنوان مصرفكننده يك چيز ديگر كه اين خيلي از مشكلات را حل ميكرد. اما هرچه جلوتر آمديم، به رغم اينكه گفته ميشود در آن دوران مديريت دولتي بوده و دولت در كارها دخالت ميكرده، به نظر من اصلا اينطور نبود.
عابدي جعفري درباره انتخاب مقامات و ميزان انطباق برنامه پيشنهادي آنها با برنامه توسعه و سند چشمانداز گفت: افرادي كه وارد ميشوند، در ابتدا ميخواهند برنامه توسعه را عوض كنند كه طبيعي است انطباق با سند چشمانداز را زير سؤال ببرند. اما آيا ممكن است، آيا درست است؟!
وي ادامه داد: دولتهايي كه سر كار ميآيند، معمولا يك عمر چهار ساله يا هشت ساله دارند و پس از آن، قانونا بايد كنار برود و يك دولت ديگر بيايد. در سال اول دولتها آشنايي با كار پيدا ميكنند. دو سال بعد كه آشنايي با كار پيدا كردند، تلاش ميكنند كارنامهاي از خود بر جاي گذارند و اين كارنامه خلاصه ميشود در طرحهاي زودبازده. براي اينكه قرار نيست اين طرحها در دولت بعدي جواب دهد و بايد در دولت ما جواب بدهد.
كانديداي ائتلاف اصلاحطلبان توضيح داد: حال اگر فردي تازهكار بر سر كار بيايد كه نه سندها و نه اجرا را خوب بشناسد و نه بداند چه چيز به كجا مربوط است، دو سال صرف ميشود كه فقط سرنخها را به دست آورد و بفهمد چي به چي مربوط است؛ آن هم با تلاطمي كه در كشور ما وجود دارد؛ بنابراين، زمينه تحقق نيافتن برنامههاي پنج ساله و سند چشمانداز به عنوان سندهاي بالادستي كه دولت بايد به آنها بپردازد، به طور بالفعل وجود دارد و تعارضي ميان دولت و مجلس ولو يك همسويي با هم باشند در اين زاويه حتما ايجاد ميشود، همانگونه كه در حال حاضر ميبينيم.
وي در خصوص جايگاه نظارتي مجلس گفت: شهيد رجايي با صراحت فرمودند: من فرزند مجلس هستم. نسبت دولت و مجلس نسبت فرزند و والدين است. من يادم نميآيد در هشت ساله خدمت آقاي خاتمي، كوچكترين عبارتي كه شايبه تضعيف مجلس را به ذهن بياورد، بر زبان بياورند. اگر ملاك، نشان دادن كارنامه و اعتبار و حيثيت باشد، آنوقت دولت تلاش ميكند توپ را به زمين مجلس و مجلس تلاش ميكند توپ را به زمين دولت بيندازد. اين اصلا درست نيست. نسبتها اينجا خدشهدار ميشود كه نبايد اين گونه بشود
متن کامل این گزارش و پرسش وپاسخ را در ادامه مطلب ملاحظه فرمائید.
گزارش سازمان های اطلاعاتی اسرائیل
درباره برنامه اتمی ایران

نهادهای اطلاعاتی و امنيتی اسرائيل ارزيابی کرده اند که «جمهوری اسلامی ايران همچنان در حال تلاش برای رسيدن به جنگ افزار اتمی است و رويکرد نظامی در برنامه های هسته ای خود را کنار نگذاشته است.»
اين ارزيابی ها پيش بينی کرده که «مجموعه تدابير بين المللی عليه برنامه هسته ای ايران در نهايت کار ساز نباشد و ايران به هدف خود برسد.»
برآوردهای فوق در گزارش های ساليانه جداگانه ای که از سوی موساد (سازمان امنيت و اطلاعات خارجی اسرائيل)، شباک (سازمان امنيت داخلی اسرائيل)، «امان» (سازمان اطلاعات نظامی ارتش اسرائيل) و وزارت امور خارجه اسرائيل، به دولت اين کشور ارائه گرديد، مطرح شده است.
دولت اسرائيل درنشست روز يکشنبه، نهم فوريه، اين گزارش ها را از روسای اين سازمان ها و وزير امور خارجه اسرائيل دريافت کرد.
هرچند نشست ويژه دولت برای دريافت اين گزارش ها يک جلسه کاملا سری توصيف شده بود و به دستور نخست وزير اسرائيل، وزيران از همراه داشتن تلفن های موبايل خود نيز در طول اين نشست منع شده بودند، اما رسانه های اسرائيل روز دوشنبه، دهم فوريه، بخش هايی از نتيجه گيری های اين جلسه را منتشر کردند.
«ادامه برنامه نظامی اتمی ايران»
سازمان های اطلاعاتی و وزارت امور خارجه اسرائيل گزارش ساليانه خود را حول اين ادعا تنظيم کرده اند که ايران ماهيت نظامی در برنامه هسته ای خود را پيگيری می کند
همه اين نهادها اتفاق نظر داشتند که «جمهوری اسلامی ايران درسال ۲۰۰۸ جدی ترين خطر برای موجوديت اسرائيل است.»
سازمان موساد و نيز سازمان اطلاعات ارتش اسرائيل اتحاد نظر دارند که ايران ممکن است تا سال ۲۰۱۰ به جنگ افزار هسته ای دسترسی يابد.
اسرائيل پيشتر از برآورد کلی ۱۶ نهاد اطلاعاتی آمريکا که اواخر سال ۲۰۰۷ ميلادی منتشرشد، شديدا ابراز ناخشنودی کرده بود. در آن برآورد گفته شده بود که ايران از سال ۲۰۰۳ رويکرد نظامی در طرح های هسته ای خود را کنار گذاشته است.
وزير دفاع اسرائيل و ديگر مقامات اين کشور گفته اند، بخشی از مدارکی را که نتيجه گيری کاملا مخالفی را «ثابت» می کند، اخيرا دراختيار مقامات آمريکا، آلمان و ژاپن قرار گرفته است.
اهود اولمرت در سفر اخير به آلمان، از آنچه که «اطمينان از ادامه ماهيت نظامی برنامه هسته ای ايران» ناميد، سخن گفت، در حالی که مقامات ايران پيوسته تکرار می کنند که اهداف نظامی در برنامه های اتمی جمهوری اسلامی جايگاهی ندارد و آيت الله خامنه ای فتوايی در مورد «حرام بودن تلاش برای بمب اتمی» صادر کرده است.
تساخی هانگبی، رييس کميسيون امور خارجی و دفاعی پارلمان اسرائيل، کنست، روز دوشنبه در مصاحبه ای با راديو سراسری اسرائيل گفت: مقامات اسرائيل معتقدند که اگر جمهوری اسلامی ايران با موانع جدی روبرو نشود، «در سال آينده (۲۰۰۹) نيز مقاطع غير قابل بازگشت ديگری را در تلاش های هسته ای خود پشت سر می گذارد.»
اين مقام کنست گفت: اسرائيل بايد همين امسال (۲۰۰۸) تصميمات لازم را اتخاذ کند و برای آماده کردن زمينه تصميم گيری های ضروری، ائتلاف دولت را تقويت کند تا تصميمات حياتی با اتفاق نظر بيشتری در صحنه سياست اسرائيل اتخاذ شود.
وی حزب ليکود را به ورود به ائتلاف دولت اهود اولمرت فرا خواند

شيخ حمد بن جاسم بن جابر آل ثانی، نخست وزير قطر، اعلام کرد که بهترين راه برای جلوگيری از يک جنگ ديگر در منطقه، گفت و گوی کشورهای عربی حاشیه خليج فارس با ايران است. نخست وزير قطر با اشاره به بحران هسته ای ايران به خبرنگاران در دوحه گفت: «گفت و گوی صريح با تهران برای ثبات منطقه حياتی است.» وی افزود:« اگر برنامه هسته ای ايران صلح آميز باشد کشورهای منطقه می توانند از آن استفاده کنند. اگر برنامه هسته ای ايران نظامی است ما بايد از اهداف آن آگاه شويم و بپرسيم که آيا چنین برنامه ای عليه کشورهای ماست.» شيخ حمد بن جاسم همچنين افزود: تلاش های آژانس بين المللی انرژی اتمی در مورد برنامه هسته ای ايران، کليدی اساسی برای فهميدن اهداف اين برنامه است. آژانس بين المللی انرژی اتمی در آخرين گزارش خود درباره برنامه اتمی ايران در ماه فوريه تاکيد کرده است:«تحقيقات (تسليحاتی کردن برنامه) مسئله ای است که موجب نگرانی جدی است و برای ارزيابی احتمال وجود ابعاد نظامی برنامه هسته ای ايران حياتی است.» آژانس بين المللی انرژی اتمی همچنين تصريح کرده است: «به رغم آنکه تهران بخش های تازه ای از برنامه هسته ای خود را روشن کرده است، اما اين اقدامات به اندازه ای نبوده که ثابت کند ايران در صدد توليد سلاح اتمی نيست.» نخست وزیر قطر در بخش دیگر از سخنان خود همچنين در مورد برخی تلاش های بين المللی برای يک «ماجراجويی جديد نظامی» در منطقه هشدار داد. وی به این ماجراجویی ها هیچ اشاره نکرد. منطقه خليج فارس در ۲۷ سال گذشته صحنه جنگ های مختلفی بوده است که طولانی ترین آنها جنگ هشت ساله میان ايران و عراق بين سال های ۸۸-۱۹۸۰ ميلادی بوده است. اشغال کويت توسط عراق که منجر به حمله نيروهای بين المللی تحت رهبری آمريکا در سال ۱۹۹۱ به عراق شد و همچنین حمله آمريکا به عراق در سال ۲۰۰۳ سبب شده تا این منطقه همواره شاهد درگیری و خشونت های پی در پی باشد. به گزارش خبرگزاری آلمان، کشورهای عربی خليج فارس، چندان تمايلی به تحريم و بايکوت کردن ايران از خود نشان نداده اند و برخی از آنها در حال گسترش روابط خود با اين کشور هستند. شيخ حمد بن جاسم آل ثانی در ۲۷ فوريه برای مذاکراتی دو روزه برای ملاقات با مقامات ايران به تهران سفر کرد
سولانا :
جامعه جهانی بدنبال انجام مذاکره تازه با ایران است
خاوير سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحاديه اروپا گفت: اين اتحاديه باب مذاکره با ايران درباره برنامه اتمی اش را باز می گذارد و جامعه جهانی خواستار گفت و گو با تهران است.
آقای سولانا گفت: به رغم تصويب تحريم ايران از سوی سازمان ملل در هفته گذشته، جامعه جهانی می خواهد که مذاکرات جديدی را برای حل مشکل پرونده هسته ای ايران آغاز کند.
وی در بروکسل به خبرنگاران گفت:«تحريم جديد تصويب شده است، اما در آن واحد ما می خواهيم راه باريکه گفت و گو را دنبال کنيم.»
اظهارات آقای سولانا یک روز پس از سخنان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی بیان می شود که اعلام کرده بود در صورتی که مذاکرات با اتحادیه اروپا هدفمند باشد، ایران هر پیشنهادی را در این چارچوب بررسی می کند.
اما آقای سولانا گفت که سعيد جليلی، مذاکره کننده ارشد هسته ای ايران هنوز برای مذاکره با او تماسی نگرفته است.گفت وگوهای ميان نمايندگان جمهوری اسلامی ايران و خاوير سولانا از پاييز گذشته که بدون نتيجه پايان يافت، همچنان قطع است.
آقای سولانا در پايان ديدار ماه نوامبر خود با سعيد جليلی، دبير شورای عالی امنيت ملی ايران گفته بود که مذاکرات با وی «مايوس کننده» بود.
آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا، فرانسه و آلمان قول داده اند که اگر جمهوری اسلامی غنی سازی اورانيوم را متوقف کند و مذاکره با سولانا را از سر بگيرد، مشوق های بيشتری دريافت خواهد کرد.
شورای امنيت سازمان ملل اخطار کرده که در صورت عدم تمايل ايران برای گفت و گو، تحريم های بيشتری در انتظار اين کشور است.
«ما خواهان تماس هستيم»
در هیمن حال، ديويد ميليبند، وزير امور خارجه بريتانيا ضمن تاکيد بر مشوق هايی که می تواند برای ايران در نظر گرفته شود، گفت:« اين مشوق ها وجود دارند، تنها اگر ايران از درگيری با جامعه جهانی حذر کند و برنامه غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.»
وزير امور خارجه بريتانيا افزود:«رای هفته گذشته تقريبا مسلم بود... در شورای امنيت يک قطعيت در اين باره وجود داشت و اميدوارم اين پيام آشکار به ايران رسيده باشد که ما خواهان تماس و مشارکت هستيم.»
آقای ميليبند گفت:«اما ايران بايد بداند که يک مسابقه تسليحاتی در خاورميانه، موجب خطرات بيشتر در منطقه ای است که هم اکنون دچار خشونت و درگيری است.«
«ايران با ۵+۱ مذاکره می کند»
پیشتر و در تهران، محمد علی حسينی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد که «تهران آماده است در مورد موضوعات مورد اتفاق طرفين، با گروه ۵+۱ گفت و گو کند.»
آقای حسينی در نشست هفتگی خود با خبرنگاران بار ديگر مسئله هسته ای ايران را مختومه خواند و گفت: «در گذشته گفت و گوهايی ميان نماينده گروه ۵+۱، مدير کل آژانس بين المللی انرژی هسته ای و ايران انجام شده و [پرسش های مربوط به پرونده هسته ای] مطرح و يکی به يک بررسیو مختومه شد.»
گروه ۵+۱ شامل پنج عضو دائمی شورای امنيت يعنی آمريکا، روسيه، بريتانيا، فرانسه و چين همراه با آلمان است که در تهيه و تصويب سه قطعنامه تحريمی عليه جمهوری اسلامی نقش اصلی را بر عهده داشتند.
این کشورها نگران هستند که جمهوری اسلامی در پوشش برنامه هسته ای خود بدنبال ساخت بمب اتمی باشد، امری که تهران همواره آن را رد کرده و اهداف صلح آمیز را دلیل تعقیب این برنامه عنوان کرده است
به تعداد مدعوین
پلیس و امنیتی
در آنجا بود!
روز یکشنبه, طبق پوستری چسبیده شده دردانشگاه وخیابانهای اطراف قرار بود مراسمی در بزرگداشت دکتر مصدق برگزار شود و سخنرانان آن نیز آقایان اشکوری و عبدالعلی بازرگان باشند.ساعت سه و نیم زمان اعلام شده سخنرانی بود حجم انبوهی از نیروهای پلیس درب سالن (سالن سینا و صدرا متعلق به دانشکده پزشکی)را بسته بودند و هرکسی را که می رسید به سرعت متفرق می کردند. عده زیادی موتور سوار پلیس به سبک لات و اشرار با چرخاندن باتوم در سرتاسر خیابان دور می زدند و به هرکس بیرون از خانه بود و یا در کنار خیابان بود با لحن تند و زشتی می گفتند که از آنجا برود. دیدن این صحنه یک معنی بیش نداشت: ترس و واهمه روزافزون از مردم.
در شیراز- مراسم بزرگداشت روز ملی شدن صنعت نفت که قرار بود در تالار صدرا و سینای دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار شود، با حمله نیروی انتظامی لغو شد. نیروهای ضدشورش دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داده و تعدادی از دانشجویان را بازداشت کردند.
این جلسه قرار بود با حضور داوود هرمیداس باوند، عبدالعلی بازرگان و یوسفی اشکوری برگزار شود، اما دقایقی پیش از شروع آن توسط ماموران امنیتی لغو شد
هنر به هم زدن بازی بزرگان
سید محمدعلی ابطحی
وقتی آقای احمدینژاد رئیس جمهور شد، به دلیل آشنائی با اعضای شورای شهر آن روز چندین نفر از آنان را برای همکاری به هیأت دولت دعوت کرد. وقتی دیدند بر اساس قانون باید آنان از شورای شهر استعفا دهند و اگر یک نفر استعفا میداد، مصطفی تاجزاده نفر بعدی رزرو بود که به شورای شهر میرفت، از خیر پستهای مهم ولو به صورت صوری گذشتند و در همان شورای شهر ماندند تا تاجزاده به عنوان غریبه وارد شورای شهر نشود. اینکه چرا نسبت به تاجزاده چنین حساس بودند خیلی مسأله برانگیز شد. حالا در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم از ابتدا که چنین رد صلاحیتهای گسترده را سامان دادند، مهمترین پیامشان این بود که مبادا غیر اصولگرایان بتوانند در سطح گسترده وارد صحنهی پارلمان شوند. به صورت مصنوعی هم علاقهمند بودند که دو جناح محافظهکار درون سیستم را به عنوان دو جناح کشور معرفی کنند و برای انتخابات ریاست جمهوری هم راه را بر اصلاح طلبان ببندند. آقای خاتمی در تحلیل شرایط فعلی گفت باید بازی آنان را به هم بریزیم. تشکیل یک اقلیت قوی و بزرگ، همان چیزی است که بازی محافظهکاران حاکم بر قوای مختلف را به هم میزند
چرا لیست دوگانه اصلاح طلبان؟
خیلیها علاقهمند بودیم که لااقل در این شرایط بد که تاریخیترین حذف سیاسی در جبههی اصلاحات با رد صلاحیتها صورت گرفته، لیست اصلاح طلبان به صورت مشترک ارائه میشد. اما این طور نشد. دو لیست اصلی در جبههی اصلاحات وجود دارد؛ یکی با عنوان یاران خاتمی و فهرست اصلاح طلبان و دیگری با تابلوی اعتماد ملی. در این دو لیست در تهران ۱۵ نفر مشترک وجود دارد. اعتماد ملی و آقای کروبی استدلال میکنند که حزب راه انداختهاند و دنبال کار حزبی هستند و طبعاً اعضا و ملاکهای حزبی اولویت دارند و بر آن اساس – بدون توجه به روند انتخاب افراد در احزاب دیگر اصلاح طلب – افرادشان را برگزیدهاند. در شرایط عادی و در جوامع حزبی این حرف قابل قبول است. گرچه در ایران که هنوز احزاب کارکرد سیاسی واقعی خود را پیدا نکردهاند، و شورای نگهبان قدرت رقابت را به حداقل رسانده است، نمیتوان کاملاً مسائل را از دیدگاه حزبی دید. از آن سو جریانات اصلاح طلب که مجموعهای از احزاب هستند و این بار در این انتخابات با محوریت آقای خاتمی شکل گرفتند هم به همان قاعدهی اعتماد ملی مجبور بودند که از درون احزابی که ستاد ائتلاف تشکیل داده بودند، افرادی را انتخاب کنند که اصلاح طلب باشند. این که قدرت احزاب اصلاح طلب هم با میزان اختلاف زیاد تأثیرگذاری در جامعه به یک اندازه دیده میشوند نیز البته جای تأمل دارد؛ ولی چه میشود کرد؟ ائتلاف اصلاح طلبان البته در هفتههای آخر حساسیت ویژهای به چند نفر که به قول آنها به صورت افراطی به بقیه احزاب اصلاح طلب پرخاشهای رسانهای داشتند پیدا کردند و در نهایت اسامی آنها را که افراد شناخته شدهای هم بودند حذف کردند. شاید کمی تحمل بیشتر در این شرایط از ستاد اصلاح طلبان انتظار میرفت. همچنانکه هیچ کس نمیتوانست این همه اهانت و نقدهای تند بعضی از کاندیداهای حزب اعتماد ملی به بقیه احزاب دو خردادی را در روزهای نزدیک به ایام انتخابات تایید کند. شاید اگر برای کسانی لیستهای ارائه شده ستاد اصلاح طلبان و اعتماد ملی در مواردی چنگی به دل نمیزند، توجه به این واقعیتها بتواند مشکلات لیست نویسان را برای مردم روشن کند. در هر حال تلاش برای پیروزی اصلاح طلبان کاری است که اگر بخواهیم تغییری در روند سیاسی و اقتصادی کشور به وجود آید، مفید است
لیست کاندیداهای اصلاح طلبان یاران خاتمی را میتوانید اینجا و لیست اعتماد ملی را میتوانید اینجا ببینید
بلند پرواز از میان چاله های هوائی!
شیخ مهدی کروبی

نوشتاری از : علی نیکو سرشت
قدمت آزادیخواهی در ایران بیش از هر کشوری در منطقه است اما به راستی چرا در کشوری مانند ترکیه مسیر دموکراسی سریعتر طی شده و ایران علیرغم دو انقلاب عظیم و چندین حرکت بزرگ اجتماعی هر بار بایستی تلاش خود را از سر خط آغاز کند ؟
چرا با وجود این همه هزینه ای که در یکصد سال اخیر پرداخت کردیم نتوانستیم به گوهر آزادی دست یابیم . چرا هر بار استبداد به بهانه ای و با اسمی بر سر ما خراب می شود ؟ قطعاً دلایل متعددی در این خصوص قابل ذکر است اما نگارنده قصد دارد یکی از دلایلی که به زعم من از عوامل بازدارنده در حرکت آزادیخواهی مردم است را به اختصار در این نوشتار بشکافم .
مستبدان همواره برای شکست آزادیخواهان تاکتیک های متعددی را انتخاب می کنند و یکی از تاکتیک های تکرار پذیر و موفق آنها ایجاد تفرقه در بین صفوف آزادیخواهان است . شناسایی نیروهای ضعیف، برقراری ارتباط و تطمیع آنها مهمترین تاکتیک دیکتاتورها برای به شکست کشاندن صف متحد مخالفین است . زیبائی کار این است که خائنین همواره بعد از پایان بازی و قلع و قم نیروهای سازش ناپذیر در مرحله دوم قربانی می شوند اما این داستان متاسفانه همواره تکرار می شود.
اگر به تاریخ معاصر ایران به دقت نگاه کنیم موارد متعددی را از این فاجعه می بینیم . از انقلاب مشروطیت تا نهضت جنگل و سپس دوران ملی شدن نفت و دولت مصدق .
دولت اصلاح طلب محمد خاتمی با شعار قانون گرایی و پاسخگویی بر مسند قدرت رسید و قانون گرایی دشمن تاریخی استبداد است، چرا که دیکتاتور خود را مافوق قانون می داند و هرگز به پاسخگویی تن نخواهد داد . لذا دشمنی استبداد با دولت اصلاحات ریشه ذاتی داشت که جمع نقیضین محال است. لذا استبداد گرایان که منافع خود را در خطر می دیدیند شروع کردند به ایجاد تفرقه در بین صفوف اصلاح طلبان .
شورای شهر اول تهران بهترین میدان برای آزمایش تاکتیک تاریخی استبدادهای ایران بود که انصافاً مستعد ترین مهره که اصغرزاده بود را به راحتی به تله انداختند و خیلی سریع با دعوت کردن به چند برنامه تلویزیونی همه آرمان های اصلاح طلبی را به یک شبه فراموش کرد و آن اتفاقی افتاد که همه دیدیم .
موفقیت استبداد گرایان در قدم اول آنها را به ادامه این راه مصمم تر کرد و در مرحله دوم شخصیتی مثل کروبی را هدف قرار دادند. با وجود اینکه کروبی مهمترین حامی خاتمی در دور اول ریاست جمهوری بود و به عنوان دبیر کل مجمع روحانیون مبارز نقش ممتازی در جناح اصلاح طلب به عهده داشت اما چند ضعف اساسی داشت که از نظر دیکتاتورطلب ها برای به دام انداختن کافی بود . کروبی فاقد چارچوب تئوریک از اصلاحات بود. از نظر کروبی اصلاح طلبی تاکتیکی است برای کسب قدرت و جلوگیری از قدرت گرفتن جناح راست . برخلاف خاتمی که همواره به فلسفه گویی و سخنرانیهای تئوریک و علمی متهم بود کروبی هیچگاه چارچوب ذهنی خود را بروز نداده است . به عبارتی وی فاقد هر گونه برنامه جامع و منسجم حکومتی است. کارویژه کروبی ایفای نقش کدخدا منشی و چانه زنی در نظام سیاسی و با رعایت چارچوب های آن است.
شخصیت کروبی به نحوی است که می خواهد محور باشد. لجاجت در کاندیداتوری برای مجلس ششم، لجاجت برای ریاست مجلس، لجاجت برای کاندیداتوری ریاست جمهوری که برخلاف توصیه و نظر هم حزبی های وی بود به خوبی شخصیت وی را نشان می دهد .
بنابراین دو ویژگی مهم در وجود کروبی وجود داشت که باعث می گردید تا دیکتاتور طلب ها روی وی سرمایه گذاری نمایند. ویژگی اول شخص محوری و قدرت طلبی وی است و ویژگی دوم نداشتن چارچوب فکری و تئوریک اصلاح طلبی و ضد استبدادی است. لذا بهترین مهره ای که جناح اقتدارگرا می توانست با آن کنار بیاید کروبی می باشد .
اقتدار گرایان که بنا به اقتضای نظام استبدادی از نظمی سلسله مراتبی برخوردار است بر اساس فرمانی از بالا توجه به کروبی و محور قرار دادن وی برای تضعیف دیگر اصلاح طلبان سازش ناپذیر را در دستور کار قرار داد . در تمام دوران مجلس ششم علیرغم سانسور شدید نواب مجلس و دیگر سردمداران اصلاح طلب ها کروبی همواره مورد عنایت بود و این توجهات در بزنگاه های حساس و مهم اصلاحات تاثیرات بازدارندگی خود را نشان می داد .
در جریان انتخابات ریاست جمهوری دور قبل حضور کروبی ضمن ایجاد تفرقه در بین اصلاح طلبان و حتی رقابت با هاشمی رفسنجانی زمینه را برای پیروزی مهره استبدادگرایان فراهم نمود. نگارنده شک ندارد که جناح اقتدار گرا در ترغیب و تشجیع کروبی برای ورود به رقابت های انتخاباتی بصورت مستقیم یا غیر مستقیم نقش داشته است .
با توجه به شکست برنامه های اقتصادی دولت عدالت شعار احمدی نژاد و نارضایتی عمومی نسبت به نظام یک دست اقتدارگرای موجود طبیعی بود که برگزاری انتخابات آزاد هرگز با پیروزی دیکتاتور طلب ها همراه نخواهد بود لذا در این مرحله شاهد پررنگ تر شدن نقش کروبی هستیم .
حملات کروبی به اصلاح طلبان سازش ناپذیر در طول شش ماه گذشته به تنهایی بیش از همه انتقاد ها و حملات جناح اقتدار گرا موثر بوده است.
اعتراض نامه دکتر یزدی
صدا و سیمای ایران نیست
ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران به امریکا سفر کرده است. درجریان این سفر صدای امریکا بخش فارسی تلاش کرد با وی مصاحبه کند که او تن به این مصاحبه نداد. بعنوان دلیل این امتناع توضیحاتی را منتشر کرده که در زیر می خوانید:
شیوه اطلاع رسانی تلویزیون صدای امریکا از محدوده تعاریف پذیرفته شده برای یک رسانه خبری خارج شده است. بنابر استانداردهای رایج اطلاع رسانی، شأن یک رسانه خبری، حفظ بی طرفی در انتقال و پخش مطالب و اخبار است که با رفتار رسانه ارگان یک حزب سیاسی - ایدئولوژیک تفاوت دارد.
در مقام پاسخگویی ممکن است استدلال شود که «صدای امریکا» رسانه دولت امریکا است و با بودجه آن دولت اداره می شود و سیاست های دولت امریکا تلاشی در راستای پنهان سازی مخالفت و ضدیت خود با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران ندارد و صدای امریکا لاجرم رسانه یی است با اولویت های معین در راستای نظرات و برنامه های دولت امریکا و غیر از این هم نباید انتظار داشت. در پاسخ به این ایراد باید گفت که آیا دولت امریکا علاوه بر خصومت با نظام جمهوری اسلامی ایران، اصراری دارد که سیاست های خود را در تعارض با باورهای عمومی و منافع ملی ملت شریف ایران نیز معرفی کند؟ ما حداقل در دو محور زیر، سیاستگذاری حاکم بر دولت امریکا و رسانه تلویزیون صدای امریکا را در تعارض با منافع ملی ایران ارزیابی می کنیم؛
نخست؛ اسلام ستیزی
استفاده از امکانات رسانه یی و میدان دادن به کسانی که به باورها و اعتقادات میلیون ها ایرانی توهین می کنند، مساله قابل پذیرشی نیست. من هیچ گاه در شأن انسانی و در چارچوب باورهای دینی خود نمی یابم که درباره باورهای دینی شما و همکاران تان تفتیش کنم. بنابر بدیهی ترین اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر کس در انتخاب دین و راه و روش زندگی اش آزاد است، از سوی دیگر نیز، مبانی اندیشه دموکراتیک، ما را به پذیرش این اصل متعهد می سازد که هیچ کس حق ندارد به بهانه اختلافات فکری و سیاسی فردی، گروهی یا بین دولتی، به باورها و اعتقادات دیگران توهین روا دارد، مضافاً آنکه کسانی که مورد توهین واقع می شوند، اکثریت مطلق جمعیت کشوری با سابقه تمدنی شش هزار ساله مانند ایران باشند. بنابراین ایراد و اعتراض ما، تنها متوجه سیاست های اسلام ستیزانه «صدای امریکا» نیست، بلکه در واقع به سیاست های اسلام ستیزانه دولت امریکا است.
ما دامن زدن به اختلافات فرقه یی، مذهبی و قومی را در تعارض با منافع و مصالح ملی کشورمان ارزیابی می کنیم. خرد سیاسی و تجربه تاریخی حداقل یکصد سال گذشته این سرزمین، حکم می کند که تنها با تغییر حکومت ها فرآیند تحقق دموکراسی تقویت نمی شود و از این رو مخالفت و اعتراض ما به سیاست ها و عملکرد حاکمان جمهوری اسلامی ایران به این معنا یا با این هدف نیست که آنها با هر وسیله ممکن بروند و گروه دیگری بر سر کار بیاید. هدف ما تحقق حقوق و آزادی های اساسی ملت مان و حفظ استقلال کشورمان است که اصیل ترین آرمان های انقلاب جنبش مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و انقلاب اسلامی 1357 نیز بوده است.
دوم؛ عدم رعایت بی طرفی
یک رسانه جمعی نباید در پخش اطلاعات و ارائه خدمات خبری به مخاطبانش به ابزاری برای تسویه حساب های فردی و گروهی تبدیل شود. متاسفانه در کارنامه برنامه سازان «صدای امریکا» بارها دیده شده است که آرا و مواضع سیاسی افرادی را علیه افراد و گروه های دیگر به طور یکسویه منتشر کرده است، بی آنکه بیانگر دفاعیات یا اعلام نظرهای طرف مقابل باشند یا حتی فرد مدعی را ملزم به ارائه سند و مدرک کنند. به عنوان نمونه چندی پیش در «صدای امریکا» گفته شد که مهندس بازرگان شخصاً دستور بستن دانشگاه ها را صادر کرده بود. این یک ادعای بی پایه است و هیچ حقیقتی در آن وجود ندارد. مصاحبه شونده محترم در آن برنامه در زمره کسانی است که از آغاز نسبت به مهندس بازرگان و دولت موقت نظر موافق و مثبتی نداشت. البته مخالف بازرگان بودن قابل درک است ولی تحریف تاریخ چرا؟ این مدعی اگر واقعاً سندی برای اثبات ادعایش دارد آن را منتشر کند.
نمونه دیگر پخش کردن ادعاها و ناسزاهای برخی از هواداران «پهلوی ها» در مورد اعدام تیمسار رحیمی فرماندار نظامی تهران در روزهای انقلاب است. اگر صدای امریکا لازم دیده است نظرات و مواضع مخدوش و ساختگی یک گروه سیاسی را پیرامون رویدادی تاریخی منتشر کند بی طرفی و انصاف در اطلاع رسانی به مخاطبان حکم می کند که توضیحات کسی را که به ناحق مورد زشت ترین حملات و در واقع ترور شخصیت قرار گرفته است، برای شنوندگان و بینندگان برنامه هایش پخش کند و داوری نهایی را به صاحبان اصلی کشورمان یعنی ملت ایران واگذارد. تبدیل یک رسانه خبری به ابزار تسویه حساب های سیاسی شخصی یا گروهی موجب بی اعتباری آن رسانه می شود. بدیهی است که برای رسانه یی با امکانات صدای امریکا حتی چنانچه فرد مورد توهین حاضر به مصاحبه مستقیم با آن رسانه نباشد، به جهت روشن ساختن برخی ابهامات تاریخی، بسیار آسان است که به طور غیرمستقیم و البته منصفانه پاسخ های فرد را از سایر منابع تهیه کند و در اختیار مخاطبان خود قرار دهد و در این موارد نیز تاکنون توضیحات فراوانی از سوی اینجانب ارائه شده است.پخش گزارش های ساختگی که پایه آنها بر دروغ و تهمت بنا نهاده شده باشد سودی به حال سازندگان و پخش کنندگان آنها ندارد. یک ضرب المثل فارسی می گوید؛ «چراغ کذب را نبود فروغی.» اگر قرار بود که کسی یا گروهی با دروغگویی، تهمت و پرونده سازی به جایی می رسید یا بقای قدرتی تضمین می شد، تاریخ شاهد فروپاشی و نابودی هیچ یک از نظام های استبدادی مدعی مردم محوری نبود. کسانی که خود را «پهلوی طلب» می دانند و نه «مشروطه خواه»، در قبال اعتراف محمدرضا شاه که خطاب به مردم ایران گفت «صدای انقلاب تان را شنیدم»، چه پاسخی دارند. اما گویی این مدعیان هنوز آن را نشنیده اند و باور نکرده اند.
واقع امر آن است انقلاب را که مبتنی بر خواست ملی اکثریت مطلق ایرانیان و ناشی از مشکلات نظام پهلوی و بحران های عمیق سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی آن دوران بود، نمی توان زیر سوال برد. اینکه از یاد ببریم یا بی توجه باشیم که عملکرد حاکمیت در نظام سابق چه بود و حتی شاه برخلاف نص قانون اساسی مشروطه حکومت می کرد و نه سلطنت و مجالس شورای ملی فرمایشی ایجاد می کرد، تشکیلات مخوف ساواک مستقیماً زیر نظر ایشان اداره می شد و هر صدای مخالفی را درهم می شکست و سرکوب می کرد و صدها معضل دیگر که بحث جداگانه یی را می طلبد، امروز نه تنها دردی از طرفداران نظام پهلوی را حل نمی کند که ملت ایران را از دستیابی به حقایق مسلم تاریخی بازمی دارد و چنانچه تاریخ را چراغ راه آیندگان بدانیم، با لاپوشانی مشکلات گذشته و توجیه حاکمیتی که تا بدان جا فاسد بود و خودکامگی روا داشت که ملت ایران را یکپارچه علیه خود برانگیخت، ملت ایران را در تاریکی و ناآگاهی قرار داده که بدیهی است که این مشی برخلاف مصالح و منافع ملی ایران است.
چنین رفتارهایی از سوی «صدای امریکا» ممکن است موجب جلب توجه برخی از افراد شود و دل خیلی از دردمندان و معترضان را به اصطلاح خنک کند. اما در درازمدت محصولی در راستای منافع ملی، تقویت فرآیند دموکراسی و تحقق حقوق و آزادی های اساسی ملت ما نخواهد داشت
شرکت در انتخابات، حتی مشروط!
بیانیه انتخاباتی حزب دمکراتیک مردم ایران

در مقابل اعلامیه های تحریم انتخابات که از تاکنون از جانب برخی احزاب و تشکل های سیاسی خارج از کشور منتشر شده، حزب دمکراتیک مردم ایران با صدور اطلاعیه ای حضور در انتخابات را توصیه کرد. دراین اطلاعیه آمده است:
حزب دمکراتیک مردم ایران علی رغم دشواری آفرینی های دستگاه حاکمه، درتحمیل شرایط یک انتخابات غیر دمکراتیک به مردمِ ، براین باوراست که اپوزیسیون جمهوری خواه و آزادی طلب، در درون و بیرون از کشور، نمی تواند و نباید در قبال نقش و جایگاه انتخابات در تعیین سرنوشت آتی مردم و آزادی و حقوق مردم بی تفاوت بماند. ما نمی توانیم نسبت به اصل بنیادین دفاع ازحقوق و حاکمیت شهروندی و مصالح عالی کشورمان بی تفاوت بمانیم.
به باورما، در جایی که طیف وسیعی از مردم، به دلایل خاص خودشان، درانتخابات شرکت می کنند و هنوز نامزدهایی وجود دارند که در برنامه هایشان کم و بیش گرته ای از خواست های اجتماعی و دموکراتیک مردم ایران را بازتاب میدهند، شرکت درانتخابات و بهره جویی از این فرصت یک وظیفه سیاسی جدی بشمار می رود.
حزب دمکراتیک مردم ایران با حفظ استقلال فکری و ارزشهای سوسیال ـ دمکراتیک برنامه ای خود، با رویکرد تحریم انتخابات و یا عدم شرکت در انتخابات مخالفت می ورزد.
ازدیدگاه ما شرکت درانتخابات هر کجا و در هر حوزه ی انتخاباتی که امکان رقابت نسبی فراهم باشد و رای دادن به آن نامزدهائی که برنامه ای به نسبت دموکراتیک و کمابیش در جهت حقوق و خواست های مردم ارائه می کنند، روشی موثر برای نه گفتن به حاکمیت بنیادگرایان اسلامی و در حد ممکن جلوگیری از ورود نامزدهای اقتدارگرایان به مجلس، سد کردن راه تسلط آنها بر این نهاد و نیز باز گزاری فضای معینی برای صدای مخالف است...
خاتمی در مسجد الجواد تهران
اما ارتباط آنها را باهم قطع کرده اند

محمد خاتمی در نشست « سرشاخههای مشارکت اجتماعی اصلاحطلبان» در مسجد الجواد تهران گفت:
« تردید ندارم در عمق وجدان عموم مردم گرایش به اصلاحطلبی وجود دارد. البته در حال حاضر در فضایی به سر میبریم که امکان ارتباط میان مردم و جریانی که مردم از عمق وجود به آن گرایش دارند لحظه به لحظه کمتر میشود؛ چنانچه میبینیم چهرههای این جریان برای رفتن میان مردم و بهرهگیری از وسایل ارتباط جمعی با تنگنا مواجه هستند.
اما در این شرایط باید در انتخابات شرکت کنیم. هر چه میزان شرکت و احساس مسوولیت آنها بیشتر باشد برای جریان اصلاحات میتواند امیدبخشتر باشد و مردم باید بدانند هر رایی که آنها به صندوق میریزند چه آثار و برکاتی میتواند داشته باشد. »
افشاگری ناخواسته سردار جزایری
در فاصله قطعنامه دوم و
مراودات پشت پرده داشتیم

سردار سرتیپ پاسدار مسعود جزایری که اکنون معاون فرهنگی و تبلیغاتی دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، در یک مصاحبه خبری از مناسبات پشت پرده ای سخن گفت که تاکنون جائی فاش نشده بود. این مناسبات پشت پرده با انگلستان و برخی دیگر از کشورهای 1+5 بوده است که امریکا نیز در جمع آنهاست!
سردار جزایری که چندین ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرده بود برای دولت آینده سپاه نیروی مدیریتی دارد(!) و دلائل آن را نیز بدقت برشمرده بود، در مصاحبه جدیدش گفت:
«در فاصلهی زمانی قطعنامه قبلی تا قطعنامه جدید هر یک از کشورهای فرانسه و انگلیس در پشت پرده مراوداتی با تهران داشتهاند که چنانچه فاش شود با اقدامات ظاهریشان تفاوت بسیار دارد. عدم یکپارچگی دولتهای 1+5 در قول و عمل سبب گردیده قطعنامههای غیرقانونی شورای امنیت، علیه جمهوری اسلامی ایران همچون یخ روی سنگ داغ به سرعت از رونق بیفتند. اما این گونه اجحافات تاریخی در حافظه ملت ایران برای همیشه باقی خواهد ماند و عملیات روانی و تبلیغات استکبار جهانی با همه عرض و طولش کمترین اثری در زدودن این لکههای سیاه ندارد.
جای تاسف است که کشورها و دولتهای دیگر همچون عروسکهای خیمه شب بازی، بازیچه امثال جورج بوش که ماههای آخر حکومتش را میگذراند قرار میگیرند و لذا ما قبل از آن که نگران صدور امثال این قطعنامهها و شانتاژها باشیم، نگران جامعه جهانی هستیم که توسط چه کسانی دارد اداره میشود........
با اعلام حمایت از لیست "یاران خاتمی"

به صحنه انتخابات مجلس هشتم
170 تن از هنرمندان و اهل فرهنگ ایران با صدور بیانیه ای از فهرست ائتلاف اصلاح طلبان (یاران خاتمی) برای هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی حمایت کردند.
این بیاینه را که هنوز امضای آن ادامه دارد، چهره هایی برجسته از کارگردانان سینمای ایران چون ابوالحسن داوودی - اصغر فرهادی- اصغر هاشمی- بیژن میرباقری- پریسا بخت آور- سیف الله داد - شهاب رضویان - شهرام شاه حسینی- عباس رافعی- عزیزالله حمیدنژاد- علی ژکان - علیرضا امینی- کمال تبریزی- کیومرث پوراحمد- مازیار میری- محسن امیریوسفی - محمد رسول اُف- محمدرضا اعلامی- محمدعلی نجفی- مرضیه برومند - منیژه حکمت- مونا زندی- مهدی صباغ زاده- مهدی کرم پور - مهناز افضلی- مهوش شیخ الاسلامی و هادی مرزبان امضا کرده اند.
از میان بازیگران سینما و تئاتر ایران نیز هنرمندانی چون هدیه تهرانی- لیلا حاتمی- مهناز افشار- هانیه توسلی - پانته آ بهرام- باران کوثری- مریم بوبانی- بهاره رهنما - فرزانه کابلی - پگاه آهنگرانی - بهناز جعفری- الناز شاکردوست - آهو خردمند - حمید فرخ نژاد - حبیب رضایی - علی مصفا - حامد بهداد- بابک حمیدیان - صابر ابر- حبیب دهقان نسب – حسن جوهرچی - برزو ارجمند و سعید پیردوست از این بیانیه حمایت کرده اند.
یقین داریم تغییرات تنها از مسیر مسالمت آمیز اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی می گذرد، مسیری که امروز نقطه ی آغاز آن در حمایت از "یاران سید محمد خاتمی" رئیس جمهور فرهنگی ایران و نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان در ایران شروع خواهد شد.
با آگاهی از تمامی رد صلاحیت ها، تنگ نظری ها و ایجاد محرومیت ها برای طیف وسیع اصلاح طلبی در کشور با رأی خود به نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان از تحول فراگیر آزادی های مدنی، توسعه فرهنگی و رشد اندیشه و فرهنگ در کشور خود حمایت می کنیم تا برگی به یادماندنی از تاریخ را با همدیگر ورق بزنیم .
رأی ما به منظور تأیید روند برگزاری انتخابات نیست ، اما برای اعلام وفاداری خویش به تفکر فرهنگ محور اصلاح طلبی است که آینده کشور را جز در گروی آن نمی دانیم.
هدیه تهرانی- لیلا حاتمی- مهناز افشار- هانیه توسلی - پانته آ بهرام- باران کوثری- مریم بوبانی- بهاره رهنما - فرزانه کابلی - پگاه آهنگرانی - بهناز جعفری- الناز شاکردوست - آهو خردمند - ستاره اسکندری- لاله اسکندری- نیوشا ضیغمی- بهنوش بختیاری- ریما رامین فر- لادن طباطبایی- طناز طباطبایی- لیلی رشیدی- نازنین احمدی - مریم معترف- نگار فروزنده - ستاره پسیانی - زهره حمیدی - شهین نجف زاده - شهره سلطانی- الهام حمیدی- خزر معصومی - سوسن پرور- شراره رخام - شقایق دهقان- الیزابت امینی- شهرزاد عبدالمجید- صبا کمالی حمید فرخ نژاد - حبیب رضایی - علی مصفا - حامد بهداد- بابک حمیدیان - صابر ابر- حبیب دهقان نسب – حسن جوهرچی - برزو ارجمند - سعید پیردوست- ساعد هدایتی - کاوه سماک
سینماگران و هنرمندان ایران :
آتوسا قلمفرسایی - ابوالحسن داوودی - اصغر فرهادی- اصغر هاشمی- اصغر پورهاجریان امیر اثباتی- امیر توده روستا - امیر جاوید - امیر دلاوری - امیر عابدی- امیر غفارمنش- امیر واجد سمیعی- امیرمهدی حقیقت- امیرمهدی ژوله- انوش سعیدنیا- ایرج رامین فر- افروز فروزنده- بابک قبادی- بهاران بنی احمدی - بهرام بدخشانی - بهروز شلیله- بهناز نازی - بیژن میرباقری- پرویز آبنار- پروین قائم مقامی- پریسا بخت آور- پگاه احمدی- پیام ایرایی - پیام صابری - پیمان قاسم خانی - پریچهر باقری - توکا نیستانی- جمشید خندان - جمیله دارالشفاهی- چیستا یثربی- حامد نصرآبادی- حسن آقاکریمی- حسن معجونی- حسین اخوی- حسین فلاح- حسین مهکام - حمید اکبری- حمید برزگر- حمید دهقان پور- حمید کاشانی- حیدر ساجدی- داود رسولیان- داود فتحعلی بیگی - رضا دانشور- رضا روزبهانی- روح الله حقگو-روح انگیزشمس- زهره رضایی - زهره وطن خواه- ژیلا ایپکچی- ساقی زینتی- سعید ابراهیمی فر- سهراب سلیمیان - سیاوش ثقفی راد- سیف الله داد- سیمین آزادی - شبنم فرشادجو- شبنم منصوری- شهاب رضویان - شهرام شاه حسینی- شیما شهرابی--صادق کرمی- عباس رافعی- عزیزالله حمیدنژاد- علی حسن پور- علی ژکان-علی اصغر سیدآبادی- علی عطار- علی واجد سمیعی- علیرضا امینی- علیرضا فتحی- فرهاد توحیدی - فرزام منطقی- فرزانه زحلی- فرناز جمشیدی مقدم- فریدون عموزاده خلیلی- فرج حیدری کمال تبریزی- کیومرث پوراحمد- کاوه مشکات- گیسو فغفوری - گلچهره دانش - لادن نیکنام- لیلی نیکو نظر- مازیار میری-محبوبه حقیقی- محبوبه ریاستی - مریم هژیروند- محسن امیریوسفی- محسن شاه ابراهیمی - محمد رسول اُف- محمد یعقوبی- محمدرضا اعلامی- محمدرضا سکوت- محمدرضا معینی- محمدعلی نجفی- مرتضی کوهانی-مرضیه برومند - مریم ذوالفقاری- مسعود اطیابی- مسعود پاکدل- مصطفی احمدی- مصطفی اعلامی- مصطفی خرقه پوش- منصوره حسینی- نگار مفید- منیژه حکمت- مونا زندی- مهدی صباغ زاده- مهدی کرم پور- مهدی یزدانی خرم - مهراب قاسم خانی - مهران رنجبر- مهناز افضلی- مهوش شیخ الاسلامی- نازک افشار- نظام الدین کیایی- نعیمه نظام دوست- نغمه ثمینی- نوشین حسن زاده- هادی مرزبان ....
دعوت مجاهدین انقلاب از مردم

به لیست "یاران خاتمی"
برای مجلس هشتم رای بدهید!

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با صدور اعلامیه ای انتخاباتی، ضمن بر شماری نقش شورای نگهبان و هیات های اجرائی دولت در قلع و قمع نیروهای اصلاح طلب و کادرهای اولیه انقلاب 57 برای رفتن به مجلس هشتم، نظر نهائی خود را برای شرکت درانتخابات اعلام داشت. بموجب این اعلامیه که بخش هائی از آن را در ادامه می خوانید، این سازمان خود به لیست "یاران خاتمی" رای می دهد و مردم را نیز برای رای به این لیست به صحنه فراخواند. دراین اعلامیه آمده است:
شورای نگهبان در مرحله دوم - تجدید نظر- صلاحیت بیش از هزار نفر از کاندیداهای عموماً مستقل را تأیید کرد. دراین مرحله شاهد به کارگیری روشهای ویژه امنیتی و اطلاعاتی از سوی شورای نگهبان بودیم. براساس اطلاعات موثق واصله، این شورا طی اقدامی کاملاً بی سابقه در جمهوری اسلامی، که ندامت نامه نویسی های بعد از کودتای 28 مرداد 32 را در اذهان تداعی می کرد، با دعوت از تعدادی از کاندیداهای اصلاح طلب و تشویق ایشان به نوشتن توبه نامه، تأیید صلاحیت ایشان را منوط به اعلام برائت از اصلاح طلبان و در خواست عفو کرد. شورای نگهبان همچنین اقدام به ردصلاحیت تعدادی از داوطلبان تأیید صلاحیت شده که امید زیادی به پیروزی آنان در انتخابات بود کرد. روند مدیریت شده و تدریجی رسیدگی به اعتراضات از سوی شورا نگهبان تا آخرین ساعات منتهی به آغاز قانونی تبلیغات انتخاباتی ادامه یافت، تا امکان هرگونه تصمیم و تحرکی برای تهیه لیست انتخاباتی نهایی از اصلاح طلبان سلب شود.
سرانجام پس از فراز و نشیب های فراوان، با اعلام فهرست نهایی افراد تأییدصلاحیت شده از سوی شورای نگهبان، مشخص شد که عملاً تنها 62 درصد کل داوطلبان - یعنی کمتر از میزان اعلام شده در مرحله بررسی هیئتهای اجرایی - تأیید صلاحیت شده اند. به این ترتیب نقش کارکرد شورای نگهبان به کاهش تعداد رد صلاحیتشدگان از میزان مرحله هیئتهای اجرایی محدود شد، با این تفاوت که در این مرحله تغییر در ترکیب رد صلاحیتشدگان به گونه ای مهندسی شد که امکان هرگونه رقابت جدی و موثر از اصلاح طلبان سلب و در بهترین حالت ممکن حضور اصلاح طلبان در مجلس از حد یک اقلیت فراتر نرود. براین اساس اصلاح طلبان به غیر از حوزه انتخابیه تهران، در خوشبینانهترین ارزیابیها، در سراسر کشور تنها برای حدود 100 کرسی امکان حضور و تنها در 50 کرسی امکان رقابت جدی دارند. در تهران نیز با رد صلاحیت ده ها نفر از اصلاح طلبان شناخته شده، ستاد ائتلاف در تهیه فهرست انتخاباتی تهران با مشکلات جدی مواجه شد. به این ترتیب و با توجه به آمار مذکور می توان بدون هیچگونه تردیدی، قاطعانه اعلام داشت شورای نگهبان و مراجع نظارتی تابع این شورا با مهندسی ترکیب داوطلبان در حوزههای انتخابیه سراسر کشور، انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی را به انتخاباتی غیر واقعی و غیر رقابتی و با نتایج از پیش تعیین شده حداقل برای دوسوم کرسیهای مجلس تبدیل کرده است. چنین انتخاباتی به ویژه با توجه به شرایط خاص داخلی و خارجی به هیچ وجه نمیتواند مشارکت گسترده مردمی را برانگیزد و با فراهم آوردن موجبات اصلاح و تحول در مجموعه ناکارآمد حاکمیت کنونی را فراهم آورده، به تقویت وحدت و انسجام داخلی، برون رفت کشور از بحرانهای داخلی و خارجی و تضمین قدرت و منافع ملی بینجامد.
با توجه به آنچه گفته شد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به عنوان جریانی اصلاح طلب و مؤمن به آرمانهای اصیل ملت بزرگ ایران در انقلاب شکوهمند اسلامی، خود را در موقعیتی ارزیابی میکند که از یک سو نمیتواند مؤید بدعت غیرقانونی و مغایر با روح انقلاب و اساس نظام بوده و برانتخاباتی که سرنوشت حدود دو سوم کرسی های آن از قبل مشخص شده است،مهر تأیید بزند و از سوی دیگر نمیتواند نسبت به سرنوشت جنبش اصلاحی و مجموعه اصلاح طلبان بیتفاوت باشد. از این رو با بررسی شرایط پیش آمده درانتخابات مجلس هشتم و با توجه به وضعیت کنونی کشور و همچنین با امعان نظر به شرایط کنونی اصلاح طلبان، به این جمع بندی رسید که همگام و همراه با ائتلاف اصلاح طلبان شرکت خود را در انتخابات به حضور در آندسته از حوزههای انتخابیهای که دارای شرایط رقابتی هستند محدود ساخته و در سراسر کشور به ارائه فهرستهای انتخاباتی متشکل از داوطلبانی که به داشتن دیدگاههای اصلاح طلبانه شهرت داشته و در تقویت انسجام و اتحاد جبهه اصلاحات کوشیده و از ظرفیت لازم برای رقابت برخوردارند، بسنده کنیم.
در حوزه انتخابیه تهران نیز به احترام تصمیم ستاد ائتلاف خود را ملزم به رعایت نظر اکثریت و شرکت در انتخابات در قالب ائتلاف اصلاح طلبان میداند.
از این رو ضمن اظهار تأسف عمیق و اعتراض مجدد نسبت به نقض آشکار اصول و آرمانهای انقلاب، شما مردم آگاه و رشید را به مشارکت گسترده در انتخابات حوزه هایی که امکان رقابت در آن ها وجود دارد و ائتلاف اصلاح طلبان ( یاران خاتمی) نامزدهای خود را معرفی کرده است فرامیخوانیم .....
تصفیه کتابخانه ها را به او سپردند

دولت احمدی نژاد یک نهاد نوظهور و نوبرانه هم دراین سه سال راه انداخته که نامش "نهاد کتابخانههای عمومی ایران" است.
این نهاد حکومتی و دولتی است، اما ساختار حزبی دارد و یک دبیرکل در راس آنست.
این دبیرکل غریبه نیست، اما به این شرط که اخبار و حوادث سال اول و دوره اول اصلاحات و دولت خاتمی را فراموش نکرده باشید و آخرین تلاش های مجلس پنجم و شخص آقای باهنر نایب رئیس دوم آن مجلس و نایب رئیس اول مجلس هفتم را. ایشان منصور واعظی است. همان که پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات هم حاضر نبود مرکز فرهنگی وابسته به شهرداری تهران را تحویل بدهد. نه به شهرداری، نه به دولت و نه به شورای شهر!
وي افزود: از آنجا که ما فکر ميکرديم آگاهي يافتن ديگران از اين حجم اختلاف در ميان مسئولان بسيار خطرناک است، از اين بولتن تنها يک نسخه و آن هم براي شخص حضرت امام(ره) آماده کرديم و حتي نسخهاي براي خودم و وزارت اطلاعات كپي نکرديم و من الان افسوس ميخورم که چرا اين کار را نکرديم.
بازگشت اللهكرم از اروپا و مأموريت انتخاباتي؟
اللهكرم كه در دولت نهم به عنوان وابسته نظامي ايران به زاگرب، پايتخت كرواسي اعزام شده است، به تازگي به ايران بازگشته و پس از چندي فعاليتهاي سياسي خود را در دفاع از گروه حاميان دولت آغاز كرده است.رئيس دولت حرفهاي دوره انتخاباتش را باور نداشت
دكتر محمد خوشچهره، يكي از مدافعان دكتر محمود احمدينژاد در يك هفته سرنوشتساز منتهي به دور دوم انتخابات رياستجمهوري كه مناظره به ياد ماندنيش با نماینده هاشمی رفسنجانی به سود احمدينژاد تمام شد، در گفتوگو با یک سایت خبری درخصوص علت رويگرداني خود از رئيسجمهور گفت: به هيچ وجه من از روش اقتصادي آقاي احمدينژاد حمايت نکردم، چون اصلاً هيچ کانديدايي مشي اقتصادي نداشت و ايشان هم ميگفت که جهتگيريهاي من را قبول دارد و بنده به خاطر اينكه ايشان افکار من را قبول داشت، در يک مرحله از ايشان دفاع کردم.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس میزان خسارت سالانه حاصل از ناکارآمدی نظام اداری در بودجه سالانه کشور را 100 هزار میلیارد ریال عنوان کرد.
عادل آذر در "همایش مدیریت و توسعه" گفت: بر اساس اعلام دولت امروز کارآمدی نظام اداری ما حداکثر 60 درصد است به معنای دیگر ما شاهد 40 درصد هدرروی سرمایه در کشور هستیم و اتلاف سرمایه 40 درصد در بودجه 24 هزار میلیارد ریالی عمرانی کشور به معنای خسارت پنهان و بسیار هنگفت 10 هزار میلیارد تومانی است.
رئیس کمیته اقتصادی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس مهمترین علت اتلاف سرمایه و نیز افزایش نرخ تورم موجود در کشور را مربوط به خلا مدیریتی و عدم اجرایی شدن بودجه ریزی عملیاتی کشور ذکر کرد.
این نماینده مجلس تصریح کرد: تحقیقات نشان می دهد که اگر بودجه 1386 بر مبنای بودجه ریزی عملیات تنظیم می شد حاصلش صرفه جویی 4 هزار میلیارد تومانی می بود.
وی یاد آور شد: تجربه علم اقتصاد بیانگر این است که تزریق هر 1000 میلیارد تومان به بازار حداقل 2 درصد تورم را افزایش می دهد؛ به موازات، ممانعت از وارد شدن 4 هزار میلیارد تومان هم یعنی حداقل کاهش 8 درصدی تورم در کشور.
استاد دانشگاه تربیت مدرس در ادامه به طرح موضوع فروش نفت و ذخایر ارزی مناسب در کشور پرداخت و افزود: واقعا جای سئوال دارد چرا به رغم قیمت بسیار خوب فروش نفت به میزان هر بشکه 77 دلار و گذشتن ذخایر ارزی در بانک ها از مرز 70 میلیارد دلار و نیروی انسانی مستعد، شاخص های اقتصادی ما با اهداف منظور شده در برنامه چهارم توسعه و چشم انداز فاصله دارند؟
دکتر عادل آذر ادامه داد: در حالی که باید برخی شاخص ها از جمله رشد اقتصادی به 8 درصد، نرخ تورم و نرخ بیکاری در برنامه چهارم توسعه تک رقمی می شد اما در عمل می بینیم رشد اقتصادی به 5 درصد رسیده، نرخ بیکاری 14 تا 15 درصد و تورم هم متاسفانه از مرز 19.2 درصد گذشته است.
وی تاکید کرد: تا هنگامی که مدیریت بخش های دولتی و خصوصی ما مجهز به تفکر استراتژیک، مهارت های ادراکی و تفکر سیستمی نشود و نگاه آنها بلند مدت نباشد نمی توانیم امیدی به رفع نقایص موجود داشته باشیم.
این نماینده مجلس بار دیگر بهبود مدیریت در سیستم اداری کشور را با توجه به اینکه 80 درصد اقتصاد کشور همچنان در اختیار دولت است ضروری دانست.
رئیس سابق دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس یاد آور شد: آمارها بیانگر این است که کل اختلاس های پس از پیروزی انقلاب به 10 هزار میلیارد تومان نمی رسد، در حالی که به علت عدم کارایی مدیریتی سالانه ده هزار میلیارد تومان از بودجه کشور اتلاف می شود و هدر می رود.!!!!
{جا دارد این گزارش مورد عنایت آن دوست منتقدی قرار گیرد که چندی پیش ما رامورد تفقد ویژه قرار داد..!!! "اخبار داغ ایرانیان"}
توضیحات حاتميكيا درباره «حلقه سبز»

ابراهيم حاتميكيا گفت: براي ساختن «حلقه سبز» در زمينه فني تجربهنشدههايي براي من وجود داشت و در پي اين بودم كه موقعيتها و ميزانسنهايم را چگونه بسازم كه تماشاگر آنها را بهراحتي كشف نكند.
«ابراهيم حاتميكيا» دو هفته پس از پايان مجموعه «حلقه سبز» در فيلم مستند پشتصحنه مجموعه، از برخي خاطرات اين كار سخن گفت.
بنا بر اين گزارش، در اين مستند كه با نام مسير سبز(ساخته اميد نجوان) و با ارائه تصاويري از پشتصحنه سريال و نيز گفتوگوهايي در حين ضبط تصاوير و بعد از پخش سريال با تهيهكننده، بازيگران و عوامل فني سريال همراه بود. حاتميكيا با اشاره به جلوههاي ويژه «حلقه سبز» گفت: اين كار براي من تازگي داشت و مطمئنا مخاطب ما در سريال «حلقه سبز» بخشهاي عمدهاي از كار را همين گونه كه هست ميبيند ولي بقيهاش بايد پنهان ميشد كه براي پنهان شدن بايد ظرافت و بيشتر صورت ميگرفت و ميزان دقت بالاتر ميرفت.
وي گفت: آگاهانه در پي آن بودم كه ابتداي قصه سريال جنايي به نظر برسد و مخاطب نوعي فكر كند كه گويي تصوير ما از روح، ضمير شخصي فرد است. در اين قسمتها ميبينيم كه يك روح كه خودش نميداند روح شده، بابت اين ندانستن، نوعي احساس گناه يا عذاب وجدان -از اين بابت كه به نظرش ميآيد كسي را كشته- همراه خود دارد؛ در اصل خودش را به اين وضع دچار كرده اما تصور ميكند كه اتفاقي خارج از خودش دارد اتفاق ميافتد.
اين كارگردان ادامه داد: اين تفكيك صورت گرفته و روح نسبت به جسم تصوري پيدا مي كند كه من زماني را در حدود يك قسمت و نيم براي درآوردن اين قضيه گذاشته بودم و آنگاه، شخصيت ما تازه ميفهميد كه روح است و جسم نيست.
حاتميكيا با اشاره به تلاشهايش براي ايجاد فرم بصري متفاوت در اين مجموعه گفت: براي ساختن «حلقه سبز» تجربهنشدههايي براي من وجود داشت و در پي اين بودم كه چگونه من موقعيتها و ميزانسنهايم را بسازم كه تماشاگر هم آنها را كشف نكند. مثلا شايد بگويند و من هم از ابتدا ميگفتم كه ايجاد فرم بصري حلقه سبز موجود در فيلم كار سختي نيست، فقط يك حلقه است و ساختن آن كاري ندارد... اما عينيتبخشيدن به چيزي كه وجود خارجي ندارد و بايد در كامپيوتر ساخته شود و فرم بگيرد، براي ما كلي وقت برد.
وي گفت: در اين مسير ابتدا آقاي رضا فخاريه، يك چيزي از حلقه در ذهنش بود و من چيز ديگري. اين كه حلقه بازيگوش باشد، تابع باشد، حلقه ذي شعور باشد يا بيشعور و... اينها هركدام يك نوع رفتار به حلقه ميداد كه من اصلا به آن فكر نكرده بودم و به تدريج به آنها رسيديم.
كارگردان «حلقه سبز» در مورد استفاده از قاصدك در روايت بصري اين مجموعه گفت: قاصدك در فرهنگ ما خبرآور است. گويي از جايي ديگر ميآيد. از عالم معنا... انگار رمز و راز دارد. قاصدك با آن نرمش، كرشمه و نوع آمدنش، بيصدا آمدنش، بيوزن بودنش و... هميشه براي ما خبررسان بوده و من لازم داشتم با اين احساس بازي كنم. اين كه آيا وقتي روحي با يك قاصدك بازي ميكند، ميتواند وزنش را بازي دهد؟
وي ادامه داد: يكي از چيزهايي كه در «حلقه سبز» خوب جلوه كرد، همين قاصدكها بود كه بهظرافت، طراحي شد و دقيق هم كار شد. البته من نميدانم اهل فن نظرشان روي قاصدكهاي «حلقه سبز» چه خواهد بود، ولي من با عامه مردم نگاه ميكنم واز آنها لذت ميبرم. اين احساس را دارم و فكر ميكنم اين قاصدكها هم واقعي است هم غير واقعي.
حاتميكيا گفت: من هيچوقت عادت ندارم و نداشتم كه تكليف موردي را در كارم به ميز مونتاژ بكشانم اما سر ساخت اين سريال، بنا به ميزان استفاده از جلوههاي ويژه، بعضي وقتها از اين بابت به استيصال ميرسيدم. مثلا وقتي كه در شمال كار ميكرديم و تكيه زيادي بر اينگونه نكات بود، مجبور بودم از آقاي فخاريه خواهش كنم كه به شمال بيايد و همان جا تست اوليه را بزند تا ببينم واقعا به جواب ميرسد يا نه؟
وي در بخش ديگري از اين گفتوگو، با اشاره به ويژگيهاي مختلف بازيگران فيلم، به تلاش يكي از بازيگران مجموعه اشاره كرد و گفت: سيروان اسدنژاد بازيگر نقش كوروش، شش، هفت ماه همينطور روي تخت خشك شده بود و فقط نفس مي كشيد. شايد شما بگوئيد خب مگر سخت است؟ او يك بازيگر است و خيلي راحت ميتواند زير ماسك اكسيژن بخوابد و... اما واقعا اينگونه نبود، بارها هنگام توليد، ميديديم به دليل گرفتاريهاي صحنه، او پلك ميزند، تكان مي خورد و كلافه ميشود. آن هم با توجه به اين كه هر روز زير يك گريم بهشدت سنگين قرار داشت و حتي براي غذا خوردن و دستشويي رفتن مشكل داشت، چون وقتي گريم سنگين ميشد نبايد به چهره او دست ميخورد.
حاتميكيا گفت: ما براي اين مجموعه بهطور متوسط روزي 10 ساعت تصويربرداري داشتيم اما من بهعمرم آدمي به اين حوصله نديده بودم.
كارگردان «حلقه سبز» به فصل حساس حضور مادري كه قرار است عضو فرزندش را اهدا كند در بيمارستان اشاره كرد و گفت: اين موضوع در زمان نگارش وساخت سريال به قدري پرقدرت بود كه ابتدا من را ميترساند. من ميخواستم جست و خيز تخيلي خودم را داشته باشم و ناگهان به اين مادر برخورد كردم كه او را به بيمارستان آوردند و من بايد از او بهره ميبردم و به اين ميرسيدم كه آيا براي آنها اين امكان وجود دارد و قبول ميكنند كه بچهاي را كه اين وضع برايش ايجاد شده و دچار مرگ مغزي شده، اين اهداي عضو در موردش صورت بگيرد؟
وي متذكر شد: راستش من ابتدا ديدم اين صحنه خيلي سنگين است و همانجا وحشت كردم. حتي پيشبيني كردم سر ميز مونتاژ شايد آن را حذف كنم و به تهيه كننده هم اين را گفتم كه ميترسم مردم از اين حجم فشار سنگين رواني اذيت شوند. در ادامه موقعيت شكل گرفت و آن خانم كه آمد اين نقش را بازي كند، به قدري در اين نقش خوب فرو رفت كه من ديدم هر رفتاري كه بروز ميدهد، قشنگ است. ديدم وقتي قرآن را تفأل ميزد، درست انجام ميداد، راه ميرفت درست راه ميرفت، غم را خوب بروز ميداد. به همين علت ديدم جريان غم و عظمت اين لحظه آنقدر پرقدرت است كه من هيچ كاري نميتوانم بكنم جز اين كه با اين سير جاري حركت كنم.
خالق «حلقه سبز» همچنين با اشاره به قرار گرفتنش در موقعيت مشابه گفت: با خود روي اين فضيه فكر كردم و از خودم پرسيدم كه وقتي بال تخيل را رها كردم تا اين سريال در ارائه حرفش نتيجه دهد و خودم دارم بابت اين موضوع اهداي عضو، نوعي فرهنگسازي ميكنم، آيا اگرروزي ببينم بچهام در چنين وضعيتي قرار گرفته، به اهداي عضوش راضي ميشوم؟ آنگاه بود كه تنم لرزيد و احساس كردم فضاي دنيا برايم تنگ شده است.
وي در اين گزارش، در بخشهاي مختلف سريال، درباره مضمون تخيلي، چگونگي دستيابي به ايده، توليد مجموعه و... نيز توضيح داد و گفت: در حين توليد «حلقه سبز» حضور وزير بهداشت (آقاي لنكراني) سرصحنه اين سريال؛ براي ما يك نقطه قوت بود.
در مستند «مسير سبز» علاوه بر حاتميكيا، افرادي چون محمد پيرهادي، سيما تيرانداز، مهدي حسينيوند، محمد قومي، سيروس عبدلي، محمد ساربان، داريوش پيرو، مهرداد جلوخاني، كارن همايونفر، سيروان اسدنژاد و حميد فرخنژاد جلوي دوربين نجوان رفتند.


در آستانه سال جديد، بازار خودرو باز هم شاهد افزايش در قيمتها به شكلي كاملا غيرمنطقي است.
به گزارش ايسنا، هفته گذشته پژو 206 و 405 در ميان ساير خودروها خودنمايي كردند!
قيمت پرايد پايين بيا نيست
همانند دو هفته گذشته هفته پيش قيمت پرايد بنزيني هشت ميليون تومان در بازار تهران معامله شد. نوع گاز سوز اين خودرو نيز حدود 8.5 ميليون تومان در بازار تهران فروخته شد. پرايد هاچبك صفر نيز ناياب است.
نوبت ركوردزني پژو206 هم رسيد
پژو 206 تيپ 3 در هفته گذشته حدود 15 ميليون تومان به فروش رفت. مدل تمام اتوماتيك اين خودرو نيز كه دو هفته اخير با نوسان قيمتي بالاي 19 ميليون به فروش ميرفت؛ هفته گذشته به مرز 20 ميليون تومان رسيد كه در نوع خود قابل توجه است.
پژو 206 سدان و مدل v8 و v9 آن نيز به ترتيب 16 ميليون و 800 و 19 ميليون و 200 هزار تومان به فروش رسيد.
افزايش قيمت پژو پارس
هفته گذشته قيمت پژو پارس معمولي با افزايش 100 تا 200 هزار توماني به 17.5 تا 17 ميليون و 600 هزار تومان رسيد. اين در حالي است كه دو هفته گذشته قيمت اين خودرو 17 ميليون و 400 هزار تومان بود.
پژو 405 مدعي سرسخت هفته
در حالي كه قيمت پژو 405 بنزينسوز دو هفته پيش 13 ميليون و 900 هزار تومان به فروش ميرفت، هفته پيش قيمت آن به 14 ميليون و 200 تا 300 هزار تومان رسيد. نوع گازسوز اين خودرو نيز با افزايش 400 هزار توماني معادل 14 ميليون و 600 هزار تومان به فروش رفت.
پژو روآ صبور هفتههاي اخير
در حالي كه قيمت اغلب خودروهاي هفته گذشته روند افزايش را نشان ميدهد، نوع گازسوز پژو روآ با كاهشي معادل 100 هزار تومان همراه بود و به قيمتي معادل 9 ميليون و 100 هزار تومان رسيد.
نوع بنزينسوز اين خودرو نيز باافزايش 100 هزار توماني به هشت ميليون و 300 هزار تومان رسيد.
زانتيا هر روز گرانتر از ديروز
هفته گذشته قيمت زانتيا به 28 ميليون و 300 هزار تومان رسيد. ريو نيز كه در هفتههاي اخير افزايش قيمت نداشت، هفته گذشته 300 هزار تومان افزايش قيمت داشت و 13 ميليون و 100 هزار تومان به فروش رفت.
سمند هم گران شد
گراني بازار خودرو در روزهاي پاياني سال را گويا پاياني نيست؛ به طوري كه هفته گذشته و در حالي كه مدتي بود قيمت سمند تغيير چندان زيادي نداشت، بهاي اين خودرو به 13 ميليون و 700 هزار تومان رسيد. نوع گاز سوز اين خودرو نيز با افزايش 200 هزار توماني 14 ميليون و 200 هزار تومان در بازار تهران معامله شد.
ردصلاحيت مصطفي كواكبيان؟

گفتوگوی مازیار بهاری از نشریه نیوزویک
با
مهدی کروبی، رهبر حزب اعتماد ملی است

گزارش كامل مناظره خاتمي و باهنر


محمدرضا خاتمي نايب رييس مجلس ششم و محمدرضا باهنر نايب رييس مجلس هفتم در نشست مشتركي كه در محل انجمن روزنامهنگاران مسلمان برگزار شد، به مناظره پرداختند.
محمدرضا باهنر در ابتداي اين نشست درباره مهندسي اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم گفت: در كشور ما با توجه به ساختار سياسي و قانون اساسي آن، همه مسوولان به صورت مستقيم يا غيرمستقيم توسط مردم انتخاب ميشوند و ما ناچاريم كه چند حزب پاسخگو ـ حال با سيستم دو يا چند حزبي كه كشورهاي مختلف آن را تجربه كردهاند ـ براي مردم داشته باشيم.
وي خاطرنشان كرد: احساس ميكنم اتفاقي كه پس از بحثها و مجادلههاي طولاني منجر به تصويب اصل ٤٤ قانون اساسي شد، يك اراده ملي بود تا سهم مردم از اقتصاد روشن شود. در سياست راهبردي همه اصلاحطلبان و اصولگرايان موافقند. آن چه در بعد اقتصادي اتفاق افتاد بايد در بعد سياسي نيز رخ دهد و در اين زمينه فرهنگسازي شود.
نايب رييس مجلس هفتم ادامه داد: در بعد مهندسي اصولگرايي به اين دليل كه حزبي وجود ندارد، هم اصولگرايان و هم اصلاحطلبان از طيف وسيعي از افراد برخوردارند و بسياري جاها ممكن است مركزيت اصولگرايي و اصلاحطلبي و اينكه چه كسي از چه تريبوني حرف ميزند مشخص نباشد. ما تلاش كرديم در اين فضا مجموعه اصولگرايان را جمع كنيم و توفيقات نسبي نيز به دست آورديم؛ چراكه به هر حال هيچ توفيقي صفر و صد نيست و توانستيم بالاي ٨٥ درصد اصولگرايان را در تهران و شهرستانها متحد كنيم. البته هنوز بخشي از اصولگرايان هستند كه مجموعه ليستها و افراد را قبول نداشته باشند، اما با اين حال بالنسبه خود را موفق ميدانيم و احساس ميكنيم اصلاحطلبان عليرغم اختلافات دروني النسبه به ائتلاف رسيدند.
باهنر همچنين گفت: ما خواسته يا ناخواسته با آمريكا در يك جنگ سرد هستيم. در اين زمان حضور مردم پاي صندوقهاي راي بسيار موثر خواهد بود و پيام زيادي دارد. ما اطلاع داريم كه آنها بر ميزان حضور مردم در انتخابات توجه ميكنند، خصوصا در جنگ سرد و اين ميتواند در اقتدار بيشتر نظام و روابط ديپلماسي اثر داشته باشد.
وي با اشاره به فضاي انتخابات در اين دوره گفت: مشكلات داريم؛ قانون تبليغات به نظر من كمي افراطي است و مخالف بودم، اما ساختار مجلس هم در دست يك فرد نيست. بايد فضا بازتر بود. همچنين نزديك شدن به شب عيد و گرفتاريهاي مردم از ديگر مشكلات است، با اين حال آمار نشان داده كه بيش از ٦٠ درصد مردم در انتخابات شركت ميكنند كه اين آمار خوبي است.
در ادامه محمدرضا خاتمي نيز طي سخناني در مقايسه مجلس ششم و هفتم خاطرنشان كرد: به نظر من با اين مقايسهها ذهن مردم روشن ميشود و مروها به مردم نشان ميدهد كه جناحهاي سياسي چه مشياي دارند. من در اصول با آقاي باهنر موافق هستم؛ احزاب فراگيري كه بتواند پشيتبان مجلس باشد، وجود ندارد و در همه دورهها به خاطر اين ضعف، مجلس به خصوص از نظر كارشناسي، دچار ضعف است.
وي ادامه داد: توجه به همان موضوعاتي كه آقاي باهنر درباره پاسخگو كردن احزاب، قانون احزاب، اصلاح قانون انتخابات و غيره مطرح كردند، موجب شد مجلس ششم به سياسيكاري محكوم شود. ما در اين اصول مشتركيم و در واقع ميخواستيم همان كاري را انجام دهيم كه آرزوي دوستان ما در جناح محافظهكار است.
وي همچنين گفت: بخش عمده و اكثريت مجلس هفتم و نيز اصلاحطلبان در بنيانهاي اقتصادي با هم اشتراك نظر دارند. اقتصاد كشور نيازمند جراحي عمده است و ما معتقديم كه نبايد بر موج مطالبات غيرقابل پاسخ به مردم سوار شد. مثلا زماني عدهاي بر موج مطالبات معلمان سوار شدند، راي آوردند يا نه بماند. در اين دوره نيز معلمان همان مطالبات گذشته را مطرح كردند و هرچند مطالبات را حق آنها ميدانيم اما با توجه به شرايط كشور در جناح اصلاحطلب بر موج اين مطالبات سوار نشديم تا رقيبمان را از ميدان خارج كنيم. بنابراين در جاهايي از جمله مسائل اقتصادي كه اشتراك نظر داريم، اگر بتوانيم هماهنگي انجام دهيم، به نتايج خوبي خواهيم رسيد.
خاتمي در ادامه با بيان اينكه " ميخواهم به پزشكي انتخاباتي مجلس هشتم بپردازم" گفت: آنچه بر سر اصلاحطلبان آمده است را بايد با آمپول، دوا و قرصهاي تقويتي پزشكي شود. متاسفانه مجالي براي حضور اصلاحطلبان اصلي در انتخابات باقي نمانده است. معتقديم در ٢٠٠ حوزه امكان رقابت نداريم و در بقيه جاها نيز نيروهاي دست اول ما ـ با احترامي كه براي تمام كانديداهاي اصلاحطلب قائليم ـ ردصلاحيت شدند و سازماندهيهايي را كه كرده بوديم با يك مهندسي از بين بردند.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در عين حال تاكيد كرد: با اين وجود ما براي آنكه جمهوري اسلامي را نظامي ميدانيم كه متعلق به همه ماست نه تنها متعلق به شوراي نگهبان و جناح محافظهكار، معتقديم كه بايد آن را حفظ و با همين اقليت در انتخابات شركت كنيم. درست است كه نتيجه انتخابات اهميت دارد، اما براي ما در درجه دوم خواهد بود.
وي همچنين با تاييد اظهارات محمدرضا باهنر درباره دشمنيهاي آمريكا در عين حال گفت: بايد ببينيم چه كساني در داخل پاسهاي بلند را به آمريكا ميدهد.
باهنر نيز با بيان اينكه " مشكل اصلي ما با برخي از دوستان راديكال اصلاحطلب بود" ادامه داد: معتقديم در ميان اصلاحطلبان نيروهاي جبههيي عاشق انقلاب و نظام و خط امامي زياد وجود دارد، اما وقتي امور به دست تندروها بيفتد مشكل زياد ميشود.
دبيركل جامعه اسلامي مهندسين گفت: پيش از آنكه مساله طالبان و تروريسم را آمريكا بر سر زبانها بيندازد، جمهوري اسلامي با طالبان مخالفت داشت و اين در حالي است كه در دولت گذشته برخي ميگفتند بايد با طالبان مصالحه و تفاهم كنيم. در آن زمان شوراي امنيت مصوبهاي را گذراند؛ چراكه بحث حمله احتمالي طالبان به ايران مطرح بود. اين مصوبه به صورت محرمانه تصويب شد كه ما آرايش نظامي خواهيم داشت، اما حمله نميكنيم و متاسفانه اين خبر به گوش يكي از روزنامهها در آن زمان رسيد و اين روزنامه آن را منتشر كرد؛ ما آمادهايم و حمله نميكنيم. يا عزيزاني در مذاكرات خارجي به آمريكا ميگفتند چگونه به ايران فشار وارد كنيم تا ايران تسليم شود و اين موضوع تبديل به مساله اصلي نظام شود. اگر كسي به آمريكا بگويد به ايران چگونه فشار وارد كنيم تا تسليم شود و اگر نشد لايحه سهفوريتي ميدهيم تا اين كار انجام شود، يعني كسي نتواند يا نخواهد منافع ملي را تشخيص دهد و معاملاتي را با دشمنان رسمي ما انجام دهد، مسلما نميتواند در مجموعه تصميمگيران نظام وارد شود. يا برخي دوستان كه با سفراي خارجي ديدار ميكردند، بيصبرانه در پي قطعنامه سوم بودند تا كاري كنند كه اين داستان پيش از انتخابات مجلس يا رياست جمهوري، به ضرر ايران و يا به نفع جاي ديگر تمام شود. ما ميگوييم دوستان بايد دقت داشته باشند و اگر ما در درون اختلاف نظر داريم ديگران نبايد مطلع شوند. در عين حال دوستان اصلاحطلب نيز نبايد به حرفهاي روزنامهيي توجه كنند، بلكه بايد نوار و يا فايل صوتي را گوش دهند.
خاتمي خطاب به باهنر گفت: خوشحالم كه آقاي باهنر حرف خود را اصلاح كردند.
باهنر نيز گفت: من برداشت شما را اصلاح كردم.
خاتمي پاسخ داد: شما حرفتان را اصلاح كرديد و اين خوب است كه برخي سوءتفاهمات برطرف شود.
وي ادامه داد: اصطلاح راديكال اين روزها نقل محافل شده است. نميدانم دوستان ميدانند كه در درون خودشان نيز راديكال وجود دارد؟ البته كه ديدگاه ما نسبت به راديكال متفاوت است. وقتي ميگويند راديكال از نظر ما يعني كساني كه حقگو و به دنبال حق هستند. آيا كساني كه چنين سخناني را مطرح ميكنند در بيان نسبت به بانيان قتلهاي زنجيرهيي و رد صلاحيتها
اعتراضي كردهاند. آيا دوستان اصولگرا نسبت به اتفاقاتي كه براي دانشجويان در دانشگاه ميافتد، اعتراضي ميكنند؟ اين در حالي است كه راديكال را كساني ميدانند كه سالها به انقلاب و نظام خدمت كردهاند. اگر امروز ابوذر حضور داشت، او را نيز به عنوان راديكال ردصلاحيت ميكردند.
وي افزود: متاسفانه آقاي باهنر موضوعي را مطرح ميكند كه اگر اتفاق افتاده باشد مصداق جاسوسي و خيانت است.
در اين حين باهنر پرسيد: آيا شما ملاقاتي با سفير آلمان داشتيد؟
خاتمي پاسخ داد: بله داشتم و تمام مذاكرات مكتوب است.
باهنر گفت: آيا نگراني از صدور قطعنامه سوم مطرح نشد؟
خاتمي پاسخ داد: ما در همه ملاقاتها گفتهايم كه هر قطعنامهاي كه عليه ايران صادر شود به ضرر ملت ايران است و روند دموكراسي را به تعويق مياندازد.
باهنر گفت: سفير آلمان قول داد كه قبل از انتخابات قطعنامه سوم را صادر شود؟
خاتمي با رد اين سخن، گفت: ايشان (سفير آلمان) ميگفتند حتما در يك ماه آينده قطعنامهاي عليه ايران صادر خواهد شد، اما من ميگفتم اين كار اشتباه است و نبايد اتفاق بيفتد.
وي ادامه داد: جالب اينجاست كه اين حرفها را آقاي باهنر با اين دقت از كجا شنيده است؟
باهنر گفت: فكر ميكنيد كه نظام نبايد اين حرفها را بشنود؟
خاتمي منتقدانه ادامه داد: متاسفانه داستانسراييهايي ميشود كه ريشه در سوابق جناح راست دارد. مثلا در برابر قضيه ميك براون سعي ميكنند رقيب خود را نيز درگير اين مسايل كنند. اگر واقعا فكر ميكنيد كسي جاسوس است با قدرت اطلاعاتي و امنيتي او را اعلام كنيد. مساله آقاي موسويان به نوعي تسويهحساب بد سياسي با رقيب بود.
باهنر گفت: اما شما اسناد مجلس را با خود برديد.
خاتمي پاسخ داد: هرچه در اداره قوانين بود، بيرون نيامده است. ممكن است مقالات خودم را از مجلس بيرون برده باشم، اما به عنوان نايب رييس مجلس ششم صريحا اعلام ميكنم كه حرف يك نفر يا دو نفر با اكثريت مجلس فرق ميكند.
وي افزود: ما راجع به مساله هستهيي نظر خاص خود را داريم اما اينكه گفته شود لايحه سه فوريتي و امثال اينها، تبليغات سياسي است و خواهش ميكنم اگر كسي اسرار مملكت را فاش كرده و به آمريكا خط داده است، محاكمهاش كنيد، اما علني. ما هم حمايت ميكنيم.
باهنر در پاسخ به سوالي درباره عملكرد مجلس هفتم گفت: ما از روز اول كه وارد مجلس هفتم شديم در كنار ارتقاي اقتدار ايران در سطح بينالملل، بحثمان اقتصادي بود؛ گفتيم كه مردم مشكل بيكاري، تورم و گراني دارند، ما وارد ميدان شديم تا توسعه سياسي را كه دوستان آن را پررنگ كرده بودند، كمرنگ كرده و توسعه اقتصادي را پررنگ كنيم. البته دوستاني امروز به اين نتيجه رسيدهاند و شعارهاي انتخاباتيشان با محور توسعه اقتصادي است.
وي افزود: ما اولين مصوبه مجلس هفتم را با عنوان لايحه نظام جامع پرداخت، تقديم آقاي خاتمي كرديم، البته مقداري تاخير صورت گرفت و يادم هست كه تعدادي از نمايندگان حدود ٧٠ يا ٨٠ نفر نامهاي را تحت عنوان سوال از رييسجمهور به دليل عدم اجراي اين لايحه امضا كردند، اما من همانجا خواهش كردم كه اين كار انجام نشود؛ چراكه در كشور ما هنوز پرسش از رييسجمهور اتفاق نيفتاده و گفتم كه ميدانم ايشان (خاتمي) هم تلاش ميكند تا اين لايحه اجرا شود. پيغام فرستاديم تا در فرصت كوتاهي لايحه ارايه شود و در طول مجلس هفتم در تمام دوران درگير اين لايحه بوديم كه البته در جامعه هم مشهور شد به لايحه نظام جامع پرداخت در حالي كه اصل آن لايحه جامع خدمات كشوري بود.
باهنر ادامه داد: در يك جمله ميخواهم ادعا كنم كه لايحه نظام جامع پرداخت همان انقلاب در نظام اداري بود كه از ابتداي انقلاب تاكنون گفته ميشد و ما آن را نرمافزاري دنبال كرديم.
نايب رييس مجلس هفتم افزود: مجلس هفتم حقوق مددجويان را از ١٨ هزار تومان به ٥٠ هزار تومان رساند. حقوق بازنشستهها را ١٠٠ هزار تومان تصويب كرد. حداقل حقوق معلمان را هم ٣٠٠ هزار تومان تصويب كرد.
وي افزود: معتقدم در دولت مهندس موسوي، آقاي هاشمي، آقاي خاتمي و آقاي احمدينژاد مديريت مصرف انرژي در كشور آرزو بود و ضرورت داشت كه قيمتها ٢ الي ٥ / ٢ برابر افزايش يابد، اما ديديم كه جامعه نميتواند اين شوك را تحمل كند و دولت نهم نيز بعضا زير بار اين قضيه نميرفت اما توانستيم سالي ١٠ ميليارد دلار از قبل اين مديريت سود ببريم. من يادم هست كه دولت آقاي خاتمي هم علاقهمند بود كه اين كار انجام شود. بنابراين بايد گفت كه ما در بحثهاي كلان اقتصادي با اصلاحطلبان اختلافي نداريم و اگر انشاءالله دولت پيگير شود، ميتوانيم ٧٥ درصد از قوانين را اجرا كنيم و انقلاب اقتصادي در كشور صورت خواهد گرفت.
باهنر همچنين در پاسخ به سوال ديگري درباره اقدامات مجلس هفتم در دفاع از حقوق شهروندي گفت: ما از ابتدا تصميم گرفتيم به توسعه اقتصادي و مبارزه با مفاسد اقتصادي بپردازيم و شعارمان توسعه سياسي نبود.
باهنر در پاسخ به سوالي مبني بر طرفداري مجلس از دولت و تاثيرگذاري مذاكرات گفت: معتقدم اختلافات و گرايشهاي سياسي نبايد باعث شود مجلس و دولت با هم در انجام امور كاري دچار مشكل شوند و نتوانند با هم كار كنند. آقاي محمدرضا خاتمي به احتمال زياد يادشان هست كه وقتي بحث استيضاح آقاي حاجي مطرح بود من چقدر مذاكره و لابي كردم كه اين كار انجام نشود و شايد دوستان ديگر نخواستند و يا نتوانستند.
وي يادآور شد: در مجلس پنجم چند سال با دولت آقاي خاتمي كار كرديم. زماني كه دولت خاتمي بودجه اول را به مجلس ارائه داد از بد حادثه من رييس كميسيون تلفيق بودم و يادم هست كه آقاي مهاجراني ـ كه در آن زمان سخنگوي دولت بود ـ با اسم از بنده در رسانه ملي تشكر كرد. من نيز به وي زنگ زدم و گفتم كه اين چه كاري بود كرديد. او گفت اين بودجه مصوبه دولت بود و مجلس نيز مدبرانه با آن برخورد كرد.
نائب رييس دوره هفتم مجلس خاطرنشان كرد: ارتباط دولت و مجلس ربطي به گرايشها ندارد و معتقدم مديريت مجلس نبايد چوب لاي چرخ دولت بگذارد يا برعكس. البته در دولت آقاي خاتمي، در مجلس پنجم ما برخي اوقات اختلافات اساسي داشتيم؛ مثلا در مورد استيضاح آقاي مهاجراني. ما با آقاي مهاجراني اختلافات استراتژيك داشتيم و اين مساله را گفته بوديم. من در مجلس پنجم بيشترين حمايتها را - حتي شايد بيش از حمايتي كه از دولت فعلي كردم - از دولت خاتمي كردم و ما وظيفه خود را در هيات رييسه مجلس انجام ميداديم.
خاتمي نيز در ادامه در پاسخ به سوالي درباره اولويت اول اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم و پيشبيني از اين انتخابات گفت: ما به عنوان يك حزب يا يك جريان سياسي بر اساس قانون و چارچوب مدني فعاليت ميكنيم و معتقديم كه جمهوري اسلامي ايران ظرفيت و توان لازم را دارد كه سلايق مختلف بيايند و نظرات خود را مطرح كنند و مردم را در جريان نظرات خود قرار دهند. البته گاهي اين ظرفيتها محدود و يا گاهي بازتر شده است.
وي با بيان اينكه " معتقديم بايد جمهوري اسلامي ايران را قدر بدانيم و از اين نظام كه مردم به خاطر آن انقلاب كردند دفاع و پاسداري كنيم" گفت: معتقديم كه در چارچوب همين جمهوري اسلامي ميتوان اصلاحاتي را ايجاد كرد.
وي تاكيد كرد: معتقديم كه بايد از آرمانها حمايت و اگر احيانا انحرافاتي وجود دارد، بايد بازگو كرد. معتقديم تا آنجا كه ميتوانيم حتي اگر به ما يك فضاي كوچك داده شود بايد در آن فضا رقابت كنيم و عرصه را رها نكنيم چون بالقوه نظام جمهوري اسلامي ايران را اصلاحپذير ميدانيم و به تقويت اساس نظام جمهوري اسلامي منهاي تفسيراتي كه برخي از آن ميكنند، معتقديم.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: از طرف ديگر ما يك حزب سياسي هستيم و بايد سياستورزي كنيم و يك حزب بايد حضورش در عرصههاي مختلف از جمله انتخابات پررنگ شود.
وي خاطرنشان كرد: علت اينكه نتيجه در درجه دوم اهميت براي ما قرار دارد، اين است كه امكان رقابت نداريم ولي كيفيت براي ما مهم است و فكر ميكنيم عليرغم سختگيريهاي صورت گرفته، تنوعي كه در مجلس هشتم پديد خواهد آمد، بيشتر از مجلس هفتم خواهد بود و در آن تضارب آراء وجود خواهد داشت و ما ميتوانيم از آن بستر براي انتخابات بعدي استفاده كنيم.
اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي همچنين در پاسخ به سوالي درباره عملكرد اقتصادي مجلس گفت: يكي از ايرادات مجالس ما اين است كه كارخانه توليد قانون هستند و ما نميدانيم كه اين قانونها اجرا ميشود يا نه. همين قانوني كه آقاي باهنر درباره نظام هماهنگ پرداخت حقوق مطرح كرده و گفتند باعث ايجاد انقلاب اداري ميشود، در مجلس پنجم نيز تصويب شده بود.
باهنر هم گفت: بايد بگويم مصوبهاي كه مجلس هفتم تصويب كرد، لايحه خدمات كشوري است كه ١٠ فصل دارد و دو فصل آن مربوط به نظام هماهنگ حقوق است و ٨ اصل ديگر آن در راستاي ايجاد يك انقلاب اداري در ساختار اداري كشور است. آنچه در مجلس پنجم تصويب شد، فقط نظام هماهنگ پرداختها بود و با آنچه امروز در مجلس هفتم تصويب شده، متفاوت است. دولت خاتمي نيز براي اين مصوبه زحمت زيادي كشيد.
خاتمي سپس ادامه داد: همه ما قبول داريم كه يكي از راههاي اساسي اصلاح اداري كشور كوچك كردن دولت است ولي اين اتفاق در طول تاريخ جمهوري اسلامي رخ نداده است؛ نه دولت خاتمي، نه دولت احمدينژاد، نه دولت ميرحسين موسوي و نه دولت هاشمي. براي اينكه اين امر تبعاتي داشت و ما ميبينيم كه دولت مرتب رشد ميكند. در اين دولت و مجلس نيز حجم دولت زيادتر شد و صحبت از انقلاب اداري يك صحبت آرماني است.
وي در بررسي عملكرد اقتصادي مجلس هفتم خطاب به باهنر گفت: آقاي باهنر شما وقتي مجلس هفتم را در دست گرفتيد تورم چقدر بود؟ جواب دهيد.
باهنر گفت: شما صحبتتان را ادامه دهيد.
خاتمي بار ديگر از باهنر پرسيد: آقاي باهنر تورم چقدر بود؟
باهنر گفت: عددي كه شما ميگوييد را قبول دارم.
خاتمي هم گفت: پس شما قبول داريد بعد از اينكه مجلس را در دست گرفتيد تورم رشد داشت؟ آقاي باهنر زماني كه شما مجلس را در دست گرفتيد رشد نقدينگي چقدر بود؟ اكنون چقدر است؟ مردم گوشت را به چه قيمتي ميخريدند و اكنون به چه قيمتي ميخرند؟
وي در ادامه به طرح تثبيت قيمتها اشاره كرد و گفت: شايد شما اساسا تثبيت قيمتها را قبول نداشتيد، ولي آن را تصويب كرديد. يكي از نمايندگان مجلس هفتم گفت كه تصويب تثبيت قيمتها حربهاي بود براي زدن رقيب و اكنون نيز ميگوييم كه در اين زمينه اشتباه كرديم. يك آقاي وزير هم ميگويد تثبيت قيمتها باعث شد كه صنعت ما بخوابد.
وي همچنين به وجود يارانه در بحث انرژي اشاره كرد و گفت: شما ميبينيد كه چقدر در كشور در مورد انرژي يارانه داده ميشود و اين يكي از بلايايي است كه بايد رفع شود. آقاي باهنر آمارها بيانگر اين است كه تورم زماني كه شما امور را در دست گرفتيد چقدر بود و اكنون چقدر است؟ شمايي كه شعار معيشت را مطرح كرديد. آقاي خاتمي چه شاخصههايي را تحويل گرفت و چه شاخصههايي را در سال ٨٤ تحويل داد و اكنون اين شاخصها چگونه است؟ ترديد نكنيد كه از نظر تورم وضعيت بدتر شده است.
وي با اشاره به نگرشي كه آن را "كميته امدادي حمايتي" خواند افزود: شما در زمينه دفاع از توليد چه اقدامي انجام دادهايد؟ هر روز ورزشگاه و كارخانههايي به بركت سرمايهگذاريهاي دولت قبل افتتاح ميشود، آيا براي دولتهاي بعد چيزي براي افتتاح مانده است؟ براي حمايت از سرمايهگذاري چه اقدامي انجام دادهايد؟ آيا سياستهاي شما حمايت از سرمايهگذاري بوده است؟ شما اكنون وضعيت عسلويه را ببينيد چه وضعيتي دارد؟
نايب رييس دوره ششم مجلس با انتقاد از عملكرد اقتصادي مجلس هفتم همچنين به اقدامات اقتصادي مجلس ششم اشاره كرد و گفت: ما قانون تجميع عوارض، حمايت از سرمايهگذاري را تصويب كرديم و اينها تحولات عظيمي را در عرصه اقتصاد كشور ايجاد كرد و چرخه توليد را به گردش انداخت.
در ادامه باهنر نيز گفت: در بحثهاي اقتصادي اصولا روندها مهم هستند و اعداد مطلق در شرايط مختلف پاسخگو نيستند.
وي ادامه داد: در اوايل دولت اول آقاي خاتمي، وي جلساتي طولاني مدت و چند ساعته را به عنوان سازماندهي اقتصادي برگزار كرد كه در آن جلسات كارشناسان مختلف اقتصادي حضور داشتند و حرفهاي خوبي را ميزدند. جناب آقاي خاتمي نيز با دقت مسائل را گوش ميداد و يادداشت ميكرد؛ آقاي خاتمي گويي شما حضور نداشتيد؟
خاتمي پاسخ داد: نه، من از اقتصاد چيز زيادي نميفهمم. ما آن موقع دنبال توسعه سياسي بوديم.
باهنر نيز گفت: تشكر ميكنم كه گفتيد آن موقع دنبال توسعه سياسي بوديد و اقتصاد را متوجه نميشويد.
خاتمي گفت: آنهايي كه اقتصاد را ميفهمند وضعيت را اين ريختي كردند.
باهنر ادامه داد: من در جلسات آخر پيش آقاي خاتمي رفتم و به ايشان گفتم ممكن است كه شما يك سوال در ذهنتان داشته باشيد كه من آن را زودتر به شما جواب ميدهم. شايد شما سوال داشته باشيد كه چرا با توجه به صحبتهاي خوبي كه در اين جلسه مطرح شد من و امثال من يادداشتبرداري نميكرديم. پاسخ من اين است كه ما اين حرفها را در برنامههاي اول و دوم و بودجههاي ساليانه شنيدهايم و چندين بودجه تصويب كردهايم. كارشناسان اقتصادي وقتي يك بسته اقتصادي تحويل سياستمداران ميدهند بايد نقاط ضعف و قوت آنها را بگويند ولي متاسفانه بعضا نقاط قوت گفته و نقاط ضعف كتمان ميشود.
وي افزود: هر تصميم اقتصادي كه گرفته ميشود نقاط ضعف و مثبتي دارد و تصميمگيرنده بايد آگاه باشد كه اين تصميمي كه ميگيرد چه عوارضي دارد. اگر منافع آن بيش از مضرات است، با شجاعت وارد عرصه شود و تصميمگيري كند. ولي متاسفانه اين اراده در كشور ما نيست.
باهنر در ادامه با اشاره به تركيب تيم اقتصادي دولت گذشته گفت: يادم هست در آن زمان آقاي نجفي، آقاي نمازي و آقاي نوربخش نظرات متفاوتي را داشتند و من بعد از انتخابات رياست جمهوري هفتم ـ به عنوان رييس ستاد رقيب ـ پيش خاتمي رفتم و ضمن تبريك به او گفتم نميدانم اقتصاد را ميخواهيد چپ يا راست اداره كنيد، ولي تلاش كنيد كه تيم اقتصاديتان را هماهنگ كنيد. اين ضعفي كبود كه خاتمي نتوانست در طول هشت سال آن را سامان دهد و تيم اقتصادياش را هماهنگ كند. يادم هست وقتي كه در آن جلسه اين مباحث نتيجهگيري شد و بحث ساماندهي اقتصادي پيش آمد، آقاي رييس دانا گفت اين مانند غذايي شده است كه سالاد آن روسي است، خود غذا چلوكباب ايراني است و غذاي آن اروپايي است.
اين نماينده مجلس شوراي اسلامي گفت: ما در مجلس هفتم مديريت مصرف انرژي را سامان داديم عليرغم اينكه امكان داشت با توجه به اين مساله، مقداري از آراي ما ريزش كند، ما گفتيم مشكلي ندارد و آخرش اين است كه مردم به ما راي نميدهند، بايد اين كار را انجام دهيم و اين كار انجام شد.
وي با بيان اينكه " ما در طول سده اخير با سه شوك اقتصادي در زمينهي نفتي مواجه شديم" گفت: اولين شوك اقتصادي در سال ٥٤ بود، دومين شوك اقتصادي در سال ٧٠ و سومين شوك اقتصادي نيز در دو سال اخير از بابت افزايش قيمت نفت بوده است. هر موقع اين شوكها ايجاد شده است، ما مساله بيماري هلندي را مطرح كردهايم.
وي ادامه داد: در سال ٧٢ اقتصاد در دست كارگزاران بود. اقتصاد دولت خاتمي نيز در دست همين افراد بود و ما ديديم كه بر اثر اين شوك اقتصادي، تورم به ٥ / ٤٩ درصد رسيد ولي امروز اين تورم ٢٠ درصد است. شايد مردم تورم صد در صد را احساس كنند ولي طبق آمار و ارقام تورم ٢٠ درصد است و اگر مجلس هفتم كار نميكرد بر اساس اين شوك اقتصادي امروز نيز تورم به مرز ٥٠ درصد ميرسيد ولي با اقداماتي كه انجام شد اين تورم به مرز ٢٠ درصد رسيد. البته من نميگويم ٢٠ درصد خوب است. معتقدم كه دولت و مجلس ميتوانستند با اقداماتي اين تورم را روي مرز ١٦ يا ٥ / ١٦ قرار دهند كه متاسفانه اين اقدامات انجام نشد. ترديدي ندارم اگر سياستهاي اقتصادي مجلس ششم اكنون حاكم بود، ما تورم ٥٠ درصدي را شاهد بوديم.
باهنر همچنين به اقدامات مجلس هفتم در زمينه بازنشستگان و معلمان اشاره كرد و گفت: در اين ارتباط مجلس هفتم اقدامات خوبي انجام داده است.
وي ادامه داد: در مستندات برنامه چهارم كه توسط سازمان مديريت و برنامهريزي منتشر شده آمده كه برخي گفتند ما براي اينكه به رشد ٨ درصدي برسيم، بايد مشكلمان را با آمريكا را حل كنيم و بايد هنجارهاي سياسي را بپذيريم.
خاتمي از باهنر خواست در اين ارتباط سندي ارائه دهد.
باهنر گفت: توسط سازمان برنامه و بودجه به صورت كتابي منتشر شده است و سند آن هم هست.
وي بار ديگر با حمايت از سياستهاي اقتصادي مجلس هفتم گفت: در زماني كه شوك اقتصادي ايجاد شد، ديديم كه تورم در زمان آقاي هاشمي چقدر شد. دولت آقاي خاتمي نيز نتوانست تيمش را هماهنگ كند و البته آقاي نوربخش فوت كردند، آقاي نمازي هم كه كنار گذاشته شدند ولي بازهم اين تيم اقتصادي هماهنگ نشد.
خاتمي با تاكيد بر اينكه "مطالبي كه بيان ميشود بايد مستندات داشته باشد" به اقدامات دولت گذشته در زمينه كاهش نرخ بيكاري اشاره كرد و گفت: نرخ بيكاري و نرخ تورم در دولت آقاي خاتمي كاهش پيدا كرد.
وي با اشاره به نرخ واردات در سال ٨٥ و اقلام وارداتي و با طرح اين سوال كه " مجلس چه اقدامي در مورد اين مسائل انجام داده است؟ " خطاب به باهنر ادامه داد: شما رشد نقدينگي را قبول داريد و ميدانيد كه مهمترين عامل آن بيانضباطي است؟ شما چه اقدامي براي جلوگيري از اين بيانضباطي انجام داديد؟
وي هم چنين نسبت به كاهش نرخ سود بانكي و نتايج آن انتقاد كرد.
اين عضو جبهه مشاركت ايران اسلامي با اشاره به آمار در اختيار خود به ميزان فاصله بين طبقات پايين و بالاي جامعه و فاصله دهكهاي پايين و بالا ـ چه در جامعه شهري و چه در جامعه روستايي ـ و همچنين شوك اقتصادي مطرح شده از سوي باهنر اشاره و از سخنان خود نتيجهگيري كرد: عملكرد اقتصادي مجلس هفتم شكست خورده است؛ چراكه ما اين روزها شاهد افزايش تورم هستيم.
خاتمي در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر ديدار وي با سفير آلمان و اظهاراتش در آن ديدار درباره كروبي، و تاثيرات پيروزي هستهيي براي دولت با تاكيد بر اينكه " مطالب شنيده شده بايد درست انتقال داده شود" گفت: من آنقدر عقل دارم كه وقتي با يك سفير خارجي ملاقات ميكنم مواضع انقلابيام را حفظ و بر اساس مصالح و منافع ملي حركت كنم. مصالح ملي را نيز ميشناسم و ميدانم كه در اين ملاقاتها بايد چگونه برخورد كرد. وقتي سفرا به يك كشوري ميروند اين آزادي را دارند كه با شخصيتهاي حقيقي و حقوقي آن كشورها ملاقات كنند. البته منابع امنيتي نيز اين مسائل را زير نظر دارند و ما در اين ملاقات منافع ملي را دنبال كرديم. بحثي در مورد آقاي كروبي و فشار به دولت نشد.
وي خاطرنشان كرد: فرق ما