مديران کميته امداد با هاشمي رفسنجاني ديدار کردند.

ـ تصدق همه شما امداديها! بفرماييد!
سارقان حرفهاي توسط پليس دستگير شدند.

به علت برخي ملاحظات امنیتی! فقط و فقط عمليات متحیرالعقول پليسی را نشان ميدهيم!
گوشت در سال 86 ده هزار تومان،
در سال 1310 يک قران و دو عباسي!(یک چارک = 250 گرم)
آیا اون موقع، هم متخلف بوده ؟ ویا
درصورت وجود متخلف مثل الان " شديدا " با متخلف برخورد ميشده!
با اين وضع گرانيها، يک روش براي جذب مشتري

توليد انبوه، 1600 تومان!
حداد از کتابخانه ملي ديدن کرد.

تو اين دولت و عکس خاتمي به ديوار؟!!! چطور جرات کردند ؟؟؟!!
واردات ركورد شكست
گمرك ایران با انتشار گزارش عملكرد يازده ماهه سال جاري، از شكسته شدن ركورد واردات ايران و گذر از مرز 41 ميليارد دلار خبر داد.
بنا بر گزارش گمرك، واردات كالا در يازده ماهه نخست سال جاري، به رقم 41.4 ميليارد دلار رسيده است كه اين رقم نسبت به مدت مشابه سال گذشته، افزايش 11 درصدي را نشان ميدهد.
افزايش در ارزش واردات در حالي رخ ميدهد كه با توجه به طرح سهميهبندي بنزين، سهم اين كالا در واردات به كمتر از 6 درصد رسيده است، اما با افزايش واردات ديگر كالاهاي مصرفي، ركورد واردات در كشور شكسته شده و با توجه به عملكرد يازده ماه گذشته، رقم واردات گمركي كشور در سال 1386 از مرز 45 ميليارد دلار خواهد گذشت.
اين در حالي است كه رقم اعلام شده از سوي گمرك بر پايه ارزش اظهارشده واردكنندگان (CIF) بوده و برآورد بانك مركزي كه واردات كالا از مبادي غيرگمرگي و ديگر واردات را محاسبه كرده است (BOP)، معمولا 20 درصد بيش از واردات گمركي بوده و بنا بر ارقام بانك مركزي، واردات امسال از مرز 54 ميليارد دلار خواهد گذشت.
ميزان صادرات كشور نيز با احتساب ميعانات گازي و محصولات پتروشيمي در يازده ماه گذشته معادل 18.8 ميليارد دلار بوده كه بيش از ده ميليارد دلار آن را محصولات نفتي شامل ميعانات گازي و توليدات پتروشيمي تشكيل ميدهند و رقم خالص صادرات غيرنفتي كشور در يازده ماهه نخست سال جاري، حدود هشت ميليارد دلار است.
گفتني است، بيش از 90 درصد واردات كشور به مواد اوليه، محصولات مصرفي و محصولات نيمهآماده اختصاص دارد و كمتر از 10 درصد آن محصولات سرمايهاي و ماشينآلات است.
واردات ميوه در سه ماهه نخست سال جاري نسبت به مدت مشابه سال گذشته، چهار برابر شده است
قيمت نوروزي بنزين
ليتري 400 تومان
ستاد تبصره 13 قيمت نوروزي بنزين را ليتري 400 تومان تصويب کرد.
يک منبع آگاه گفت؛ ستاد تبصره 13 ديشب قيمت آزاد بنزين را ليتري 400 تومان از تصويب گذراند.به اين ترتيب مردم و مسافران نوروزي مي توانند در کنار بنزين سهميه بندي شده ليتري 100 تومان بنزين 400 توماني هم خريداري کنند.پيش از اين مهدي هاشمي رئيس ستاد تبصره 13 در خصوص قيمت آزاد بنزين در ايام نوروز گفته بود؛ قيمت بنزين بر اساس سه سناريوي قيمت 250 ، 300 و 700 خواهد بود.
چندي بعد وي در گفت وگويي اظهار کرد که قيمت آزاد بنزين بر اساس قيمت تمام شده عرضه خواهد شد.در ايران قيمت تمام شده هر ليتر بنزين بين 350 تا 400 تومان است که به نظر مي آيد ستاد تبصره 13 حداکثر قيمت تمام شده را انتخاب کرده است.
در همين ارتباط محمدرضا نعمت زاده مديرعامل شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در گفت وگو با خبرنگار «اعتماد» از تاييد يا تکذيب مصوبه ستاد تبصره 13 خودداري و اعلام آن را به ستاد تبصره 13 محول کرد.
سرمربي تيم ملي فوتبال قصد دارد براي تقويت كادر فني 2 مربي آلماني و يك ايراني را به خدمت بگيرند.
علي دايي برنامههاي ويژهاي براي تقويت كادر فني تيم ملي فوتبال ايران دارد.
وي در همين زمينه خبر داد كه 2 مربي آلماني را به زودي به كار فني اضافه خواهند كرد.
علي دايي تا كنون نام 2 مربي آلماني را معرفي كرد؛ اما خبر داد كه با آنها در آلمان و حتي در ايران فعاليت داشته است.
علاوه بر 2 مربي آلماني، سرمربي تيم ملي تاكيد كرد كه براي تقويت بيشتر قصد دارد يك كمك ايراني را نيز در اختيار داشته باشد.
بنابر اظهارات علي دايي، دستياران وي در تيم ملي هفته آينده معرفي خواهند شد.
هیچ مشکلی با کریمی و مهدوی کیا ندارم
سرمربی جدید تیم ملی فوتبال کشورمان با تاکید بر اینکه هیچ مشکلی با بازیکنان فوتبال کشورمان ندارد گفت: برای من بیشتر از هر چیز موفقیت تیم ملی مهم است.
علی دایی که خارج از پنج گزینه مورد نظر فدراسیون فوتبال به عنوان سرمربی جدیدی تیم ملی فوتبال کشورمان انتخاب شد در نخستین اظهار نظر رسمی خود پیرامون چگونگی این انتخاب گفت: من برای اولین بار آقای کفاشیان را پیش از سفر به سوئیس دیدم که در ملاقات با ایشان مسائلی مختلفی مطرح شد. آقای کفاشیان از من در خصوص انتخاب سرمربی خارجی تیم ملی و نوع همکاریم با این تیم سئوال کردند که تاکید کردم برای کمک به تیم ملی هر کاری بتوانم انجام می دهم و در خدمت این تیم هستم.
دایی که در برنامه تلویزیونی۹۰ حاضر شده بود ادامه داد: حدود 10 روز پیش، پس از منتفی شدن بحث حضور خاویر کلمنته در تیم ملی یکی از مشاوران آقای کفاشیان با من تماس گرفت و در خصوص پذیرش مدیریت تیم ملی صحبت کردم. من نیز در پاسخ به درخواست وی عنوان کردم که به هیچ عنوان در تیم ملی پست مدیریت را نمی پذیرم زیرا اگر قرار بود کارهای مدیریتی انجام دهم، این مسئولیت را در جاهای دیگر می پذیرفتم.
سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان در ادامه از تمایل خود برای انجام کارهای عملی در فوتبال یاد کرد و با تاکید براینکه در فکر مدیریت نیست، گفت: مشاور آقای کفاشیان از من پرسید که حاضری به عنوان سرمربی در کنار تیم ملی باشی که من درپاسخ گفتم که حاضرم به تیم ملی کمک کنم اما فقط در پست سرمربی و با اختیار تام. اینکه اختیار تام داشته باشم که دستیاران و بازیکنان تیم ملی را خودم انتخاب کنم و کماکان در تیم سایپا به فعالیت خود ادامه دهم.
دایی خاطرنشان کرد: در خصوص این ملاقات ها با هیچ کس صحبت نکردم تا اینکه روز یکشنبه از طرف آقای کفاشیان با من تماس گرفته شد تا ملاقاتی با ایشان داشته باشم. من با هماهنگی باشگاه سایپا با رئیس فدراسیون ملاقات کردم که ایشان مسئولیت تیم ملی را به من پشنهاد کرد. من نیز شرایط خود را بیان کردم و آقای کفاشیان قبول کردند که با این شرایط مسئولیت تیم ملی را قبول کنم.
دایی با اذعان به اینکه انتخابش به عنوان سرمربی تیم ملی خواست خدا بوده است، این انتخاب را مجالی دوباره برای امتحان خود خواند و در خصوص انتخاب دستیارانش گفت: در فکر انتخاب دستیاران خود هستم و اینکه چه کسانی واجد شرایط حضور در کادر فنی تیم ملی هستند. پس از انتخاب کادر فنی بهترین بازیکنان داخل و خارج فوتبال ایران به اردوی تیم ملی دعوت می شود تا کار آماده سازی را رسما آغاز کنیم.
سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان خطاب به بازیکنان واجد شرایط برای حضور درتیم ملی گفت: هر بازیکنی که شایسته باشد مطمئنا به تیم ملی دعوت خواهد شد و در تیم من حضور خواهد داشت. من به اسم ها کاری ندارم و شایسته سالاری را به بازیکن سالاری ترجیح می دهم.
وی با درخواست کمک از اهالی فوتبال، درباره انتخاب دستیاران خود گفت: با شخص خاصی در این مورد صحبت نکرده ام. بصورت جدی از امروز در این زمینه اقدام خواهم کرد تا روز یکشنبه دستیاران خود در تیم ملی را معرفی می کنم. احتمال دارد در ترکیب جدید کادر فنی تیم ملی یک یا دو مربی خارجی نیز حضور داشته باشند. آنچه مسلم است، فردی که به عنوان دستیار من در تیم ملی معرفی می شود، از علی دایی با تجربه تر خواهد بود و من همچون یک شاگرد در کنارش خواهم بود.
دایی در خصوص ادامه همکاری منصور ابراهیم زاده و افشین پیروانی با تیم ملی فوتبال کشورمان گفت: کادر فنی قبلی تیم ملی فوتبال کشورمان برای این تیم زحمات زیادی کشیده اند. پیروانی دوست خوب من است و آقای ابراهیم زاده را هم استاد خود می دانم اما باید فرصت لازم را به من بدهید تا دستیاران خود را تا روز یکشنبه معرفی کنم.
سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان با اشاره به اینکه اسامی بازیکنان تیم ملی پس از آخرین بازی لیگ برتر معرفی خواهد شد، ضمن تاکید دوباره براینکه بهترین ها به اردوی تیم دعوت می شوند، افزود: بازیکنان شاغل در لیگ های اروپایی نیازی به کنترل شدن ندارند. همین که آنها با تیم های اروپایی تمرین می کنند، کافی است. از بین بازیکنان شاغل در لیگ های اروپایی، اماراتی و قطری نفرات شایسته به اردو دعوت می شوند. سعی می کنیم از همه توانایی های خود استفاده کنیم تا به نوعی فوتبال ملی را ارتقا دهیم.
وی ادامه داد: لژیونر به صرف لژیونر بودن نباید در تیم ملی باشد. او باید آمادگی خود را نشان دهد تا در ترکیب اصلی تیم ملی به میدان برود. ما درلیگ ایران آنقدربازیکن آماده داریم که می تواند به راحتی در تمام پست ها بازی کنند. بازیکن تیم ملی باید در اردو توانایی خود را نشان دهد و زمانی که ثابت شد آمادگی لازم را دارد به میدان خواهد رفت.
دایی در خصوص انتخاب شیوه و روش بازی تیم ملی گفت: سیستم تیم ملی را بسته به شرایط تیم، بازیکنان تیم خود و تیم مقابل انتخاب می کنم. شخصا به سیستم های 2-4-4 و 3-3-4 علاقه دارم و در تیم سایپا نیز با همین دو روش بازی می کردیم.
سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان با اشاره به ناکامی این تیم در گلزنی گفت: مشکل خط حمله تیم تنها مهاجمان نیستند. در جریان بازی که فقط مهاجمان نباید گل بزنند. کل تیم باید در این کار سهیم باشند. ما در طول بازی باید کار کنیم که به نحوی دروازه تیم مقابل باز شود، اینکه در نهایت چه کسی گل می زند مهم نیست.
وی با تاکید بر اینکه در فوتبال ایران مهاجمان خوب زیاد داریم، ابراز نگرانی در این زمینه را بی مورد خواند و در خصوص اختلاف نظر خود با بازیکنان باتجربه تیم ملی گفت: تا به امروز هیچ مشکلی با مهدوی کیا و علی کریمی نداشته ام و مطرح شدن این بحث ها زاییده افکار جامعه مطبوعاتی است! من اگر هم با آنها مشکلی داشته باشم به خاطر تیم ملی آن را فراموش می کنم، زیرا آبروی خودم را بیش از مسائل شخصی دوست دارم. کسی که بتواند به من و تیم ملی کمک کند حتی اگر پشت سرم هزار حرف و حدیث هم زده باشد از وجودش استفاده خواهم کرد.
دایی ادامه داد: اعتبارم را بیش از هر چیزی دوست دارم و مسائل ملی را قطعا با مسائل شخصی داخل نمی کنم. موفقیت تیم ملی برای من بیش از لجبازی با بازیکنان اهمیت دارد. برای علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی ملاک آمادگی و توانایی بازیکنان است نه اینکه در گذشته چه اتفاقی افتاده است. همانطور که گفتم بهترین ها به تیم ملی دعوت می شوند و مهدوی کیا و کریمی نیز از بهترین ها ایران هستند.
سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان خاطرنشان کرد: قطعا بازیکنی به اردوی تیم ملی دعوت می شود که انگیزه پوشیدن پیراهن تیم ملی را داشته باشد. این بازیکن می تواند به من و تیم ملی کمک کند. کسی که عاشق پیراهن تیم ملی باشد و برای این پیراهن همه چیزش را بدهد.
سرمربی تیم فوتبال سایپا در خصوص دوشلغه بودنش و تداخل کار در تیم ملی و باشگاه سایپا گفت : بازی تیم ملی روز ششم فروردین ماه برگزار می شود و پس از آن دیگر هیچ بازی ملی نخواهیم داشت. ادامه بازی های تیم ملی پس از اتمام مسابقات لیگ قهرمانان آسیا و لیگ برتر است و برای من تداخلی در کارهدایت تیم ملی و سایپا ایجاد نمی شود.
وی با اشاره به این موضوع که سرمربی تیم ملی نباید تمام بازی های لیگ را تماشا کند، زمانی که تیم ملی در مقام مقایسه با تیم های برتر دنیا قرار گرفت، گفت: ما در فوتبال برای خود الگو نداریم. یکسری معیارهای داریم که بر اساس آن عمل می کنیم.
دایی افزود: باید با واقعیت ها کنار بیاییم. مگر ما می توانیم کاپلو را به ایران بیاوریم. کلمنته را نتوانستیم بیاوریم آن وقت می خواهیم خود را با تیم های برتر دنیا و مربیان بزرگ مقایسه کنیم. ما در ایران هستیم و فوتبال مان تفاوت های عمده با فوتبال روز دنیا دارد که مقایسه این دو باهم بیهوده است.
کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان تاکید کرد: هدایت مربی تیم ملی فوتبال کویت که یکی از تیم های همگروه کشورمان در مرحله مقدماتی جام جهانی است، برعهده سرمربی تیم الکویت است که تا چندی دیگر مقابل سایپا در لیگ قهرمانان آسیا به میدان می رود.
وی یکی از پیشنهادهای خود برای قبول مسئولیت تیم ملی را ادامه همکاری با باشگاه سایپا عنوان کرد و گفت: باشگاه سایپا به من فرصت و مجال مربیگری داد و باعث تا شانس سرمربیگری تیم ملی را پیدا کنم . ما فصل پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشتیم تا تیم به اینجا رسید. با این شرایط درست نیست در مقطع فعلی کنار تیم سایپا نباشم. قطعا این توانایی را دارم که همزمان تیم ملی و سایپا را با هم هدایت کنم اگر این نیرو را نداشتم بدون شک قبول مسئولیت نمی کردم. اعتقاد دارم مربیانی که قرار است مرا در امر هدایت تیم ملی کمک کنند حتی اگر دایی هم کنار تیم نباشد به راحتی تیم را هدایت خواهند کرد.
دایی که خود را واجد شرایط کمیته تیم های ملی فوتبال برای هدایت این تیم می داند، در خصوص اینکه چرا در فهرست ابتدایی فدراسیون فوتبال برای قبول مسئولیت نام وی مطرح نشده بود، گفت: دایی چون در مطبوعات آدم نداشت به عنوان کاندیدای هدایت تیم ملی مطرح نبود! مگر تنها افشین قطبی شرایط هدایت تیم ملی را دارد که همه او را واجد شرایط تیم ملی می دانستند، مگر من این شرایط را نداشتم؟!
بهترین گلزن جهان در رده ملی در پاسخ به این سئوال که آیا در زمان برداشتن قرعه ایران در مسابقات مقدماتی جام جهانی فکر می کردید سرمربی این تیم شوید؟، گفت: به هیچ عنوان به این موضوع فکر نمی کردم. فقط امیدوار بودم تیم ملی با تیم های بزرگ آسیا همگروه نشود.
سرمربی جدید تیم ملی که ظاهرا خود نیز از این اتفاق شوکه شده است، تاکید کرد: فردی که صادق باشد به دل مردم می نشیند. خیلی از مربیان به برنامه های تلویزیونی آمدند، خود را از بهترین ها معرفی کردند و هرچه خواستند گفتند اما کسی بررسی نکرد آنها درست می گویند یا نه. یک مربی مدعی است چند جام جهانی دیده است، کلاس های بزرگ دنیا را دیده اما کسی نشان نداد که آیا این ادعا درست است یاخیر!
وی ادامه داد: من ادعایی در مربیگری ندارم و خود را شاگرد همه مربیان می دانم. فقط خواست خدا بوده است که امروز سرمربی تیم ملی هستم و غیر از آن چیزی ندارم.
دایی که تا همین هفته گذشته مدعی بود هر کس لابی قوی تری داشته باشد، سرمربی تیم ملی می شود، با دفاع از اظهارات اخیر خود گفت: الان هم روی حرفم هستم. یکی با بنده خدا لابی می کند تا به جایی برسد و دیگری با خود خدا. فردی که با خدا لابی می کند، بهتر به نتیجه می رسد. من نیز با آن بالایی لابی کردم و سرمربی تیم ملی شدم.
کاپیتان تیم ملی که کمک رسانه ها را در امر هدایت تیم ملی تاثیرگذار خوانده بود، بازهم به مطبوعات تاخت و گفت: زمانی که جنگ و جدل های انتخاب سرمربی تیم ملی را می دیدم وحرف و حدیث های که مطرح می شد، تاسفم می خوردم. در آن زمان به غیر از یکی دو روزنامه کسی نام علی دایی را برای هدایت تیم ملی مطرح نمی کرد و همه دنبال گزینه های دیگر بودند و اسامی آنها را مطرح می کردند.
سرمربی جدید تیم ملی افزود: همیشه ارتباطم با خدا بوده است و خدا را شکر می کنم که افتخار همراهی و خدمت به تیم ملی را نصیب من کرده است. برای هدایت تیم ملی قراردادی هم امضا نکرده ام و به صورت شفاهی موافقت خود را برای سرمربیگری این تیم ابراز داشته ام.
وی توانایی افراد را در فعالیت شان در زمینه های مختلف تعیین کننده خواند و گفت: در حال حاضر سایپا نماینده ایران در مسابقات لیگ قهرمانان آسیاست و یک تیم ملی کوچک است. باید شرایط حضور موفق این تیم در مسابقات آسیایی را فراهم آوریم. تیم ملی یک بازی در تاریخ ششم فروردین ماه دارد و دیگر مشغله دو شغله بودن را ندارم. مشکل من در امر هدایت تیم ملی یک هفته اول فروردین است که آن را با انتخاب دستیاران واجد شرایط برطرف می کنم. در حال حاضر هدایت تیم ملی به من وظیفه شده است و سعی می کنم به وظیفه ام به نحو احسن عمل کنم.
سرمربی تیم فوتبال سایپا خاطر نشان کرد: باشگاه سایپا روی من سرمایه گذاری کرده است و در حال حاضر که زمان استفاده از این سرمایه گذاری است، درست نیست که من به خاطر تیم ملی از این تیم جدا شوم.
وی ادامه داد: همه ما تیم ملی را دوست داریم و می خواهیم به نحوی به این تیم خدمت کنیم. باشگاه های ما نیز تیم ملی را دوست دارد به همین خاطر است که به مربیان شان اجازه می دهند از تیم های خود جدا شده و به تیم ملی بروند. ما تابع احساسات هستیم و همیشه برای مان منافع ملی بر منافع باشگاه ارجحیت داشته است.
دایی در ادامه از تمایلاتش برای فراگیری دانش تئوری فوتبال گفت و اینکه برایش در تیم ملی انضباط بر هر چیز مقدم تر است. وی در این خصوص افزود: عامل اول برای موفقیت هر تیم انضباط است. من در تیم سایپا هم روی این مسئله تاکید داشتم. بیرون از زمین با همه بازیکنان رفیق بودم اما داخل میدان باید همه بازیکنان طبق مقررات عمل می کردند
ركورد بی سابقه نفت در پی تحریم ایران
پس از صدور قطعنامه سوم شوراي امنيت سازمان ملل عليه برنامه هسته اي ايران، قيمتهاي نفت و طلا ركوردهاي جديد و بي سابقه اي را ثبت كردند و به ترتيب به 104 دلار در هر بشكه و 992 دلار در هر اونس رسيدند.
*نفت به مرز 104 دلار رسيد
خبرگزاري آسوشيتدپرس گزارش داد ، قيمت جهاني نفت با ثبت ركوردي تازه به مرز 104 دلار در هر بشكه رسيد .
قيمت هر بشكه نفت سبك آمريكا در بازار نيويورك براي تحويل در ماه آوريل با 80/1 دلار افزايش به بيش از 64/103 دلار رسيد .
به اعتقاد كارشناسان كاهش متوالي ارزش دلار علت اصلي رشد شديد قيمت نفت طي هفته هاي اخير به شمار مي رود .
*طلا از مرز 992 دلار گذشت
خبرگزاري بلومبرگ گزارش داد ، به دنبال كاهش ارزش دلار و افزايش چشمگير قيمت نفت ، قيمت هر اونس طلا در بازارهاي جهاني به بيش از 992 دلار رسيد .
قيمت هر اونس طلا در بازار نيويورك براي تحويل در ماه آوريل با 20/15 دلار افزايش به بيش از 992 دلار رسيد . قيمت جهاني طلا هفته گذشته بيش از 20/27 دلار افزايش يافت .
به اعتقاد كارشناسان ، ادامه روند نزولي ارزش دلار در برابر ارزهاي بين المللي و افزايش قيمت نفت ، موجب رشد فزاينده قيمت طلا خواهد شد . قيمت طلا از ابتداي امسال بيش از 15 درصد رشد داشته است . قيمت هر اونس پلاتين نيز با 20/38 دلار افزايش به بيش از 90/2218 دلار رسيد .
شوراي امنيت سازمان ملل متحد شب گذشته دور سوم قطعنامه عليه برنامه صلح آميز هستهاي ايران را به تصويب رساند.
شوراي امنيت در نشست دوشنبه خود قطعنامهاي را به تصويب رساند كه با اعلام نگراني از آينده برنامه هستهاي ايران توقف غنيسازي اورانيوم را خواستار شده است.
14 كشور عضو شوراي امنيت به اين قطعنامه رأي مثبت دادند اين در حالي است كه فقط اندونزي به آن رأي ممتنع داد
بدهی 300 میلیارد تومانی دولت به بخش ریلی
معاون شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور از بدهی 300 میلیارد تومانی دولت به پیمانکاران بخش ریلی خبر داد.
حسین تهرانی با بیان این مطلب افزود: نحوه تخصیص اعتبار پروژه های راه آهن در دو ساله اخیر به گونه ای نبوده است که منجر به اتمام پروژه ها شود و تنها 200 کیلومتر از انشعابات معادن بافق ( افتتاح ) و طرح اصفهان تا اقلید آماده افتتاح شده است.
وی ادامه داد: با وجود کمبود اعتبار ، میزان پیشرفت پروژه های راه آهن بیش از برنامه بوده است و در دوره دولت نهم تاکنون جمعا بیش از 900 کیلومتر زیرسازی و بیش از 900 کیلومتر ریل گذاری محور اصفهان تا اقلید تا پایان سال 86 تکمیل می شود و طول این محور 230 کیلومتر است و در سه ماهه اول سال 87 در مرحله بهره برداری قرار می گیرد.
وی تصریح کرد: برنامه ریل گذاری طرحهای ساخت راه آهن در سالجاری 300 کیلومتر بوده است که پیش بینی می شود تا پایان سال 350 کیلومتر ریل گذاری انجام شود.
معاون شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور خاطرنشان کرد: درسال گذشته 50 کیلومتر کاستی عملکرد نسبت به برنامه در بخش ریل گذاری به وجود آمد که با روند افزایشی سالجاری ، این کاستی در سالجاری جبران شده و اهداف برنامه چهارم توسعه در این بخش محقق می شود
20% یک مشت پر عقاب حذف شده است
كارگردان « يك مشت پر عقاب» گفت: حدود 20 درصد از سريال دچار حذف و اصلاح شده است كه اين كار باعث از هم پاشيده شدن شيرازهي آن شده است.
اصغر هاشمي افزود: اين عملكرد از بين رفتن ريتم و تداوم « يك مشت پر عقاب» و آشفتگي در شخصيتها را موجب شده است.
اصغر هاشمي در ادامه گفت: پلانهايي حذف شده است كه حتي فكرش را نميكردم؛ به عنوان نمونه لانگ شاتي كه غزاله (با بازي خزر معصومي) و امير حسين (بازي حامد بهداد) وارد پزشك قانوني ميشوند يا برخي سكانسهاي مربوط به ملاقات مهشيد و فورث با برخي ديالوگهاي خلعتبري (با بازي رضا كيانيان) و ماهرخ ( فريبا كامران) .
اين كارگردان با بيان اين كه برخي صحنههاي بسيار انساني، شرقي و بدون هيچ نكتهي غيراخلاقي اين سريال دچار جرح و تعديل شده است، تاكيد كرد: يك سريال براي ساخت بايد از دهها كانال عبور كند و همهي پلانها چك شود. اما قبل از پخش باز هم هر كاري كه دلشان بخواهد با سريال ميكنند.
هاشمي با اشاره به صحنههاي اصلاح شده گفت: از ما خواستهاند كه در برخي سكانسها مو و گردن بازيگران زن را بپوشانيم، چون در غير اين صورت اين بخشها را حذف ميكنند و اين كار انجام شد.
كارگردان «يك مشت پر عقاب» با طرح اين پرسش كه آيا مخاطب حق ندارد يك سريال كامل داراي آغاز، ميانه و پايانبندي مناسب را ببيند، گفت: چرا با يك اثر اين گونه برخورد ميشود؟ گذشته از حق كارگردان و ساير عوامل، حق مخاطب چه ميشود؟ چرا او بايد شاهد سريالي ناقص باشد.
وي اضافه كرد: با حذف پلانهاي يك اثر تصوراتي كه از سريال در ذهن مخاطب شكل ميگيرند ممكن است خطرناكتر و بدتر از حذفيات باشد.
اين كارگردان دربارهي انتقال « يك مشت پر عقاب» از شبكه سه سيما به شبكه اول سيما گفت: من نيز علاقه به روي آنتن رفتن اين سريال در شبكهي ديگري غير از يك بودم، چون اين شبكه به علت ملي و سراسري بودن نظارت آهنينتري بر برنامه ميكند.
وي در زمينهي پخش «يك مشت پر عقاب» در چهار روز هفته اظهار كرد: اين كار تحميل سريال به مخاطب است، به ويژه در روز جمعه؛ چرا كه مردم يا در حال تماشاي فوتبال هستند يا برنامههاي خانوادگي براي خود ترتيب ميدهند.
هاشمي با اشاره به ساعت پخش اين سريال گفت: پخش «يك مشت پر عقاب» در ساعتي معين تداوم ندارد، چرا كه برخي شبها شبكهي اول در ساعت روي آنتن سريالها برنامههاي ديگري را پخش ميكند و پس از آن مجموعهها را روي آنتن ميفرستد. در نتيجه مخاطب گيج ميشود و نميتواند وقت خود را با سريال تنظيم كند.
كارگردان « يك مشت پر عقاب» اظهار كرد: مديران براساس ضرورتهاي مد نظر خود، اين گونه برنامهريزي ميكنند و به نظر ميآيد چندان براي آنان اهميت ندارد كه سريال مخاطب داشته باشد.
وي خاطرنشان كرد: پخش «يك مشت پر عقاب» در چهار روز هفته، مناسب نيست. ولي ما كاري نميتوانيم بكنيم چون مديران تصميم ميگيرند و اجرا ميكنند.
اين كارگردان در ادامه گفت: به نظر ميآيد مديران تمايل دارند هر چه زودتر پخش سريال را به پايان برسانند و در حقيقت از شرش خلاص شوند.
هاشمي در پايان دربارهي بازخورد دريافت كرده از مردم نسبت به « يك مشت پر عقاب» اظهار كرد: هم مخاطبان هميشگي تلويزيون و هم منتقدان، سريال را دنبال ميكنند و معتقدند كه « يك مشت پر عقاب» از شعار و بيان مسايل تكراري به دور است
حبیبی از حضور در انتخابات انصراف داد
افشين قطبي پس از جلسه تمريني صبح پرسپوليس درباره تصميم نهايي فدراسيون فوتبال ايران براي انتخاب سرمربي تيم ملي اظهار داشت: روز شنبه جلسه اي جدي با علي كفاشيان برگزار كرديم و پس از توافق، در ديدار با مقاومت سپاسي از بازيكنان خداحافظي كردم.
سرمربي تيم پرسپوليس تهران گفت: مسئولان فدراسيون در تماس با كاشاني مرا سرمربي تيم ملي معرفي كردند؛ اما نمي دانم چه اتفاقي رخ داد كه تصميمشان تغيير كرد.
افشين قطبي پس از جلسه تمريني صبح پرسپوليس درباره تصميم نهايي فدراسيون فوتبال ايران براي انتخاب سرمربي تيم ملي اظهار داشت: روز شنبه جلسه اي جدي با علي كفاشيان برگزار كرديم و پس از توافق، در ديدار با مقاومت سپاسي از بازيكنان خداحافظي كردم.
وي ادامه داد: روز قبل از ديدار با مقاومت قرار بود مسئولان فدراسيون با من تماس بگيرند كه چنين اتفاقي رخ نداد، اگر چه ساعت 13 با كاشاني تماس گرفته و مرا سرمربي تيم ملي معرفي كردند و به همين دليل همه به من تبريك گفتند؛ اما نمي دانم از ساعت 14 تا 16 چه اتفاقي افتاد و اين موضوع برايم تعجب آور است.
براي گرفتن پاسخ سوال خودم فقط به آسمان نگاه مي كنم.
قطبي گفت: با اين اتفاق تجربه بزرگي را از جو فوتبال ايران كسب كردم، بنابراين ديگر نميخواهم در مورد تيم ملي حرف بزنم، چون درس بزرگي گرفتم. در شرايط فعلي فقط به پرسپوليس فكر مي كنم.
دستيار سابق پيم وربيك در تيم ملي كره جنوبي خاطر نشان كرد: انتخاب علي دايي به عنوان سرمربي تيم ملي را دوباره تبريك مي گويم و اميدوارم با هدايتش، ايران راهي جام جهاني 2010 شود. دايي فرد شناخته شده اي است؛ اما هرگز تمايل ندارم در كنار وي براي تيم ملي ايران فعاليت كنم.
وي درباره برنامه هاي آينده اش گفت: هنوز تصميمي براي تمديد قرارداد نگرفته ام؛ اما تا پايان فصل با پرسپوليس قرارداد دارم، اگر چه در فوتبال ايران چيزهاي زيادي را آموختم.
سرمربي پرسپوليس راجع به ديدار بعدي سرخ پوشان تاكيد كرد: مقابل پاس همدان بازي دشواري را پيش روي داريم و براي كسب 3 امتياز بازي راهي ميدان خواهيم شد.
قطبي از رفتار مدافع تيمش در جريان سفر هوايي به شيراز انتقاد كرد و گفت: از كاري كه شيث رضايي انجام داد بسيار ناراحت شدم، زيرا معتقدم وي بايد در چارچوب خواسته هاي مسئولان باشگاه رفتار كند و بايد بداند در تيم بزرگي بازي مي كند. كميته انضباطي باشگاه با رضايي برخورد خواهد كرد. در ديدار برابر مقاومت سپاسي شرايط روحي خوبي نداشت و به همين دليل وي را در تركيب اصلي قرار ندادم.
سرمربي پرسپوليس درباره آخرين تصميم فيفا مبني بر كسر شش امتياز تاكيد كرد: در اين شرايط حساس كسر شدن شش امتياز براي هر تيمي ويران كننده است، حتي اگر از تيم هاي بزرگي چون منچستريونايتد، آرسنال يا چلسي نيز اين امتياز ها كسر شود، شرايطشان بهم مي خورد و اين موضوع براي ما نامناسب بود؛ اما بازيكنان پرسپوليس دل شير دارند و همچنان معتقدم تيم ما قهرمان ليگ برتر ايران خواهد شد.
پرسپوليس در هفته بيست و سوم ليگ برتر ايران موفق شد در ورزشگاه حافظيه با نتيجه 2 بر صفر مقاومت سپاسي را شكست دهد
پخش نوروزی "سنتوری" از سیما
باتوجه به اینكه به نظر میرسد تنها مشكل برای اكران فیلم «سنتوری» نداشتن پروانه نمایش آن است فرامرز فرازمند تهیهكننده این فیلم تصویر پروانه نمایش فیلم را منتشر نمود.
روزنامه کارگزاران در حالی تصویری از پروانه نمایش فیلم سنتوری را منتشر نموده است که پیش از این برخی از مسئولان حوزه سینمایی خبر از عدم صدور این پروانه برای سنتوری شده بودند.
گفتنی است پروانه نمایش فیلم «سنتوری» به امضای مدیركل ارزشیابی و نظارت سینمای حرفهای در تاریخ 7/3/1386 صادر شده است و تا تاریخ 7/3/1388 دارای اعتبار است.
فرازمند در اینباره گفت: اصل پروانه نمایش در اختیار ماست و هیچ نامه رسمی مبنی بر لغو این پروانه یا توقیف فیلم به ما ابلاغ نشده و تنها به احترام آقای صفارهرندی كه گفته بودند در حال حاضر صلاح نیست فیلم اكران شود ما از سال گذشته تا به حال فیلم را اكران نكردهایم.
بالاخره موضوع سرگرم کننده انتخاب سرمربی برای تیم ملی فوتبال به انتها رسید و دایی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.
به گزارش رسیده ، حاصل تلاش های مسئولان فوتبال ایران برای انتخاب مربی تیم ملی فوتبال در حالی به علی دایی کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال منجر شد که آنها از مدت ها قبل ورزش دوستان کشور را سرگرم مذاکرات بی نتیجه خود با مربیان مطرح دنیا کرده بودند.
حکایت انتخاب این مسئولان غیرفوتبالی برای فوتبال کشور مانند حکایت حمید لولایی در سریال چهارخونه است.
در این سریال طنز، حمید لولایی که مدیریت باشگاه مرغ و تخم مرغ را بر عهده داشت مذاکرات مفصلی با مربیان صاحب نام جهان از جمله زاگالو، خوزه مورینیو و ... انجام می داد، ناگهان یک تنه همه را به کناری می زد و خود سرمربی تیم می شد و ...
گفتنی است علی دایی از بازیکنان خوب فوتبال کشور می باشد که در تیم سایپا هم تجربه موفقی داشته است اما انتخاب علی دایی به عنوان گزینه نهایی این تیم ایجاب می نماید تا آنها از این پس به اندازه توانایی های واقعی خود حرف بزنند.
به هر حال انتظاری بیش از این از رئیس فدراسیونی که مدالی در رشته ورزشی دومیدانی دارد و از اختیارات فدراسیون فوتبال به نظر می رسد تنها کلید اتاق ریاست آن ارث وی بوده است نمی رود.
کلاغ، پر!
مرغ، پر!
گوشت گاو هم پر؟!
گزارشهای دریافتی از وضعیت قیمت برخی کالاهای اساسی در یکی از محله های تهران که به صورت نمونه انتخاب شده است، حاکی از افزایش قیمت در 7 قلم کالا و کاهش قیمت در 1 قلم از کالاها و همچنین عدم افزایش قیمت در بقیه کالاهای این گزارش است.
محل گرد آوری اطلاعات این گزارش خبری که به صورت مقایسه ای و به صورت هفتگی منتشر می شود از چند سوپر مارکت در یکی از محله های شرق تهران می باشد.
به گزارش خبرنگاران اقتصادی قیمت برخی کالاهای اساسی بدین شرح است.
لوبیا قرمز 2500 تومان با 700 تومان افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
لوبیا سفید1350 تومان با 250 تومان کاهش قیمت نسبت به هفته گذشته
لوبیا چیتی2200 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
نخود 1400 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
عدس 1600 تومان با 100 تومان افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
لپه 1600 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
لیمو امانی 4000 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
قند هر کیلو 900 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
شکر هر کیلو 700 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
گوشت گوسفندی(با استخوان و چربی) 8000 تومان بدون افزایش قیمت
گوشت گاو7800 با 400 تومان افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
مرغ هر کیلو2250 با 150 تومان افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
تخم مرغ شانه ای3300 تومان با 200 تومان افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
سیب زمینی هر کیلو 550 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
پیاز هر کیلو 350 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
گوجه فرنگی هر کیلو 850 تومان 150تومان افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
سبزی خوردن هر کیلو 800 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشت
سبزی پلو، کوکو،آش هر کیلو 800 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
شوینده های دستی 245الی300 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
شوینده های ماشینی در تعاونی ها 330 تومان قیمت نسبت به هفته گذشته
مایع ظرفشویی ریکا 800 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
شامپو داروگر خمره ای350 بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
شامپو صحت 680تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
روغن مایع لادن 5 کیلویی 8800 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
برنج گلستان(5کیلویی) 0 1250تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
چای سبز گلستان 4200 تومان بدون افزایش قیمت نسبت به هفته گذشته
پرده برداری از لابی پشت پرده در فوتبال
علی دایی: «در ماجرای انتخاب سرمربی تيم ملی هر کسي که لابی قوی تری داشته باشد، انتخاب می شود.»
به گزارش رسیده ، وقتی علی دايی دوشنبه شب هفته گذشته در تماس تلفنی با «نود» با اين موضع گيری تند پروسه انتخاب سرمربی تيم ملی را زير سوال برد، اصلاً نمی توانست پيش بينی کند که چند روز بعد همين لابی ها به کمک او مي آيند تا نيمکت سرمربيگری تيم ملی را مال خود کند.
بنابراین گزارش، هر چند اظهارات آن روز علی دایی فوتبالیست ارزنده کشورمان برآمده از روح آزادمردی و بی پروایی او از افشای جریان پشت پرده حاکم بر ورزش کشور بود اما ، برخی شنیده ها حاکی از این می باشد که ظاهرا انجام برخی کارها فقط برای دیگران بد است.
در این میان شاید علی دایی در لابی گری ها برای خود بی تقصیر و یا حتی بی اطلاع باشد اما در پیگیری های انجام شده نکات مبهمی در خصوص این انتخاب به دست آمده است. این موارد حکایت گر مظلوم واقع شدن دولت و سازمان تربیت بدنی!!! در جریان انتخاب سرمربی تیم ملی است. هر چند نباید مسائل مربوط به دخالت سازمان تربیت بدنی در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال را از یاد برد.
به گزارش دریافتی، در انتخاب اخیر فدراسیون فوتبال باید به نقش عوامل خارج از فدراسیون فوتبال اشاره کرد. در این میان نقش «محمد بن همام» رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا، که با یکی از افراد دخیل در ماجرای اخیر در دوبی شراکت اقتصادی دارد حائز اهمیت است.!!
همچنین تمایل «سپ بلاتر» رئیس فدراسیون جهانی فوتبال نیز در انتخاب دایی بی تاثیر نبود. او با مطرح کردن نام دایی به عنوان مسئول کمیته جوانان فیفا کمک قابل توجهی به کاپیتان سابق کشورمان نمود.!!
از سوی دیگر نیز نقش برخی افراد در داخل نیز حائز اهمیت می باشد. در این خصوص یکی از افراد شاغل در امور بین الملل فدراسیون فوتبال که در تغییرات چند ساله فدراسیون فوتبال همچنان به ایفای نقش در امور این فدراسیون پرداخته است، اثرگذاری فوق العاده ای در انتخاب اخیر داشته است.!!
همچنین برخی افراد که در کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال مسئولیت هایی داشته اند در این خصوص تحرکات فوق العاده ای داشتند. این افراد که گرایشات سیاسی خاصی نیز دارند به درستی متهم به سنگ اندازی در امور فوتبال حتی تا آستانه تحریم فوتبال ایران بودند.!!
متاسفانه روند تشکیل باندهای مخفی نیز در تیم ملی فوتبال نیز واقعیتی انکارناپذیر است.!! شاید به دلیل قوت گرفتن همین گروه است که برخی بازیکنان از منتفی شدن دعوت خود به تیم ملی خبر داده اند. هر چند علی دایی می تواند با استفاده از این افراد در تیم ملی شایعات موجود را منتفی کند.
گفتنی است این انتخاب در حالی صورت گرفت که سازمان تربیت بدنی از گزینه های مطرح برای مربی گری تیم ملی با افشین قطبی به توافق رسیده بود و مردم نیز در برنامه های مختلف تلویزیونی با رای بالایی او را مناسب تیم ملی می دانستند.
به هر حال نتیجه اتفاقات اخیر آن بود که با احساسات مردم بازی شد و افرادی که می خواستند منویات خود را در فدراسیون فوتبال دنبال کنند از تیم دیگری که تعلقات سیاسی دیگری داشتند رکب خوردند.
هر چند توضیحات بی پرده علی دایی در برنامه های تلویزیونی از چگونگی انتخابش می تواند در روشن کردن افکار عمومی موثر باشد اما «اخبار داغ ایرانیان» وظیفه خود می دانست که انتقادات خود را از روند حاکم بر جریانات اخیر در تیم ملی فوتبال را که حکایت گر دخالت قدرت و ثروت در جریانات ورزشی می باشد بیان کند، اما در ادامه ماجرا با آرزوی موفقیت برای این فوتبالیست ارزنده کشور تمام تلاش خود را برای کمک رسانه ای به تیم ملی فوتبال انجام خواهد داد
حاتم بخشی «همراه اول» در ایام نوروز
شرکت مخابرات استان همدان در ایام نوروز با اجرای طرحی ویژه اقدام به توزیع کارت های شارژ تلفن اعتباری همراه اول می نماید!
به گزارش رسیده ، هدف از این طرح ایجاد تسهیلات لازم برای مسافران نوروزی در ایام تعطیلات در سطح استان همدان عنوان شده است.
گفتنی است متقاضیان استفاده از این طرح با مراجعه به مراکز مخابراتی استان، جهت شارژ اعتبار خود اقدام می کنند.
هنوز در مورد مقدار شارژ اطلاع رسانی نشده است
گرانی های شب عید
نسبتا طبیعی است
خبرگزاری دولت گرانی های شب عید را طبیعی دانست.
خبرگزاری «ایرنا»، در واکنش به بالا رفتن تصاعدی قیمت برخی اقلام مصرفی مردم، گرانی های شب عید را نسبتا (!) طبیعی دانست.
بنا بر این گزارش، بعضي منتقدان دولت با استفاده از پايگاههاي خبري در اختيار، به تلاش خود براي التهاب در بازار شب عيد و بيدار كردن غول گراني با هدف فراهم ساختن فضاي تبليغي عليه دولت، ادامه ميدهند، هر چند اين تلاش تاكنون فايدهاي در برنداشته است.
يك پايگاه خبري منتقد دولت كه در گزارش هفته گذشته خود با اعلام خبر گراني چند درصدي سبزي آش، سبزي خوردن و سبزي كوكو با هيجان نسبت به "بيداري غول گراني" هشدار داده و خواستار اقدام فوري وزارت بازرگاني شده بود، در تازهترين گزارش خود از گران شدن هفت قلم كالا از جمله لوبيا قرمز، لوبيا سفيد، لوبيا چيتي و عدس خبر داده و بر تلاشهاي گذشته براي بيداري غول گراني اصرار ورزيده است.
در اين گزارش كه شامل فهرست ۲۶قلم كالاست، نسبت به ثابت ماندن قيمت ۱۸قلم كالا سكوت اختيار، و در واقع تنها نيمه خالي ليوان ديده شده است.
خبرگزاری دولتی «ایرنا» ادامه داده است: نوسانات قيمت اقلام مصرفي و خوراكي در ايام نزديك به سال نو پديدهاي نسبتا طبيعي به شمار ميآيد.
یک نویسنده اسراییلی طی مطلبی ادعا کرد این رژیم اجازه حمله را از خود اعراب گرفته است.
به گزارش روزنامه "فلسطین الیوم"، بعد از حمله اسرائیل به غزه که با واکنش های جهانی مواجه شده است، این رژِیم دهها کارشناس و متخصص در زمینه تبلیغات، به سفارتخانه های این کشور در سراسر دنیا فرستاده است تا در زمینه توجیه حملات ارتش اسراییل به سفارتخانه ها کمک کنند.
در این خصوص یک نویسنده و روزنامه نگار مطرح اسرائیلی گفت: سکوت رسمی کشورهای عربی و اظهار نظرهای عده ای از شخصیتهای عرب در برابر حمله اسراییل به غزه، از نظر این کشور نشانه "مقبولیت عربی"این حمله است. گویی که این حمله تنها "حماس"را هدف گرفته است و نه همه ساکنان غزه!
"زوی بارئیل" در مقاله ای که در روزنامه "ها آرتص" منتشر شد با اشاره به سخنان "ریاض المالکی" وزیر اطلاع رسانی دولت خودگردان که مسولیت حمله را متوجه حماس دانسته بود، و همچنین سخنان محمود عباس مبنی بر اینکه "این عملیات چیزی بیش از پاسخ به پرتاب موشک به شهرهای شمالی اسراییل است" میگوید این سخنان صریح در اسراییل به معنای پشتیبانی فلسطینیها از عملبات اسراییل رد نوار غزه تعبیر میشود.
وی در این مقاله مینویسد:"مواضع دولتهای عربی، بعنوان مثال پیگیری"سست" این جریان از سوی مصر و در غیاب واکنشی قوی از سوی اعراب، نشان دهنده اینست که از چون این حمله بیشتر "حماس"را هدف گرفته است، سازمانهای عربی به نوعی با این عملیات همکاری میکنند.
این در حالی است که احمد ابولغیظ روز جمعه گذشته از حماس و اسراییل خواسته بود درگیری را متوقف کنند و عملیات اسراییل را "بکارگیری بیش از حد زور"توصیف کرده بود.
این نویسنده همچنین با اشاره به برنامه هایی از شبکه الجزیره درباره عدم همکاری جهان عرب با وقایع غزه، گفته است که تصمیم گیرندگان این حمله این قبیل برنامه ها را چراغ سبزی به اسراییل برای ادامه حملات میدانند. سخنان عده ای از شخصیتهای فرهنگی عرب هم مبنی بر توقف پرتاب موشک از سوی حماس به این حملات از سوی اسراییل مشروعیت میبخشد.
در همین زمینه مدیر کل وزارت خارجه اسراییل، آبراهان ابراموویچ، درباره واکنشهای بین المللی به حملات وحشیانه اسراییلیها ، با ابراز رضایت از موضع بان کی مون دبیر کل شازمان ملل که پرتاب موشک از سوی حماس را محکوم کرده بود گفت" با وجود اینکه تصاویری از این حملات از سراسر دنیا پخش میشود، اما این تصاویر در واقع در رسانه های جهانی بعنوان انتقاد به اسراییل در نظر گرفته نمیشود.
آبراهاموویچ، اضافه کرد"بیش از 90 سفارت و نمایندگی دولت اسراییل که در زمینه های رسانه ای فعالیت میکنند بطور 24 ساعته در تلاش برای توجیه عملیات اسراییل در نوار غزه هستند .
وی همچنین فاش ساخت دستورالعملهایی برای سفرا و کنسول های اسراییل صادر شده است که در پیامهای خود بطور واضح بر این مطلب تکیه کنند که اسراییل بر حق(!) خود اصرار میورزد و از هر امکانی برای دفاع (!) از شهروندان خود استفاده میکند.
آبراهاموویچ همچنین گفت دهها کارشناس و متخصص در زمینه تبلیغات به سفارتخانه های این کشور در سراسر دنیا فرستاده شده اند تا در زمینه توجیه حملات ارتش اسراییل کمک کنند
'فن آوری اطلاعات سبز'
شعار سیبت امسال
هرساله بیش از 400 هزار نفر از این نمایشگاه که محلی برای عرضه تازه ترین محصولات دیجیتال و برگزاری دهها کنفرانس پیرامون آنهاست، شرکت می کنند.
موضوع اصلی نمایشگاه سبیت امسال که از چهار تا نه مارس برگزار می شود، "فن آوری اطلاعات سبز" ('Green IT') است که حفظ محیط زیست را در ساخت و استفاده از محصولات مد نظر قرار می دهد.
|
|
|
هرساله بیش از 400 هزار نفر از این نمایشگاه که محلی برای عرضه تازه ترین محصولات دیجیتال و برگزاری دهها کنفرانس پیرامون آنهاست، شرکت می کنند |
در سال های گذشته فن آوری های مخابراتی و تلفن های همراه این نمایشگاه را تحت الشعاع خود قرار داده بودند اما موضوع سبیت 2008 محیط زیست است.
انتظار می رود در این نمایشگاه راههای موثری برای استفاده سالم تر از رایانه های بزرگ و ابزارک ها به نمایش در آید.
یکی از بخش های سبیت به نمایش راههایی برای کاهش گازهای گلخانه ای برای تامین نیروی الکتریسیته رایانه ها اختصاص یافته است.
گروه صلح سبز، نیز در این نمایشگاه حضور دارد تا صحت دعاوی شرکت ها را در این زمینه مورد بررسی قرار دهد.
مسئولان سبیت امیدوارند بازدید کنندگان نمایشگاه با راههایی آشنا شوند که به آنها در ایفای نقشی موثرتر برای حفظ محیط زیست یاری رساند.
بیش از پنج هزار و 800 شرکت از 77 کشور در این نمایشگاه غرفه دارند و انتظار می رود صدها هزار نفر از آنها بازدید کنند.
فرانسه امسال شریک رسمی آلمان در این نمایشگاه است و به همین مناسبت آنگلا مرکل و نیکولا سارکوزی روز گذشته رسما سبیت را افتتاح کردند.
امسال برای نخستین بار در تاریخ این نمایشگاه، چین با 500 شرکت کننده، جای تایوان را به عنوان بزرگترین غرفه دار خارجی اشغال کرده است.
تعداد غرفه داران آلمانی در نمایشگاه امسال با اندکی افزایش به 2840 رسیده است.
چندین شرکت ایرانی نیز همچون سال های گذشته در سبیت غرفه دارند
گفتگو با مینا آذریان، بازیگر ایرانی
"میخواستم خودم باشم"
آذریان در ایران در چند نمایشنامه بازی کرده بوده که می توان به "جادوگران شهر سیل" (نوشته آرتور میلر- دکتر محمد کوثر)، "همشهری"(مهدی هاشمی) "آهو"(بهرام بیضایی) و دو نمایش "ترس و نکبت رایش سوم (نوشته برتولت برشت) و "خرده بورژوا" (نوشته ماکسیم گورکی) اشاره کرد.
مینا آذریان، در فیلم "پرونده" ساخته مهدی صباغزاده نیز بازی کرده است که تنها تجربه بازیگری او در سینمای داخل ایران به شمار میآید.
او تابستان سال گذشته در فیلم "تابستان ۵۳" بهکارگردانی شیرین نشاط بازی کرد. "تابستان ۵۳"، از روی رمان "زنان بدون مردان" نوشته شهرنوش پارسیپور اقتباس شده و تمامی صحنههای آن در کازابلانکا مراکش فیلمبرداری شده است.
در این فیلم، داستان زندگی پنج زن در مقطع سال ۱۳۳۲ و در حالی که ایران دستخوش بحرانهای سیاسی است بهتصویر کشیده شده است. آنها از مسیرهای مختلف به نقطهای مشترک میرسند که باغی خیالانگیز است.
مینا آذریان در این فیلم، در نقش "زینت" دوست فرخلقا بازی کرده است. او میگوید: "شیرین نشاط چند بازیگر ایرانی را از کشورهای مختلف برای بازی در این فیلم جمع کرده بود. فیلم مانند کارهای عکاسی او از صحنهآرایی فوقالعادهای برخوردار است. در همان مدت زمان کوتاه ایفای نقش، احساس کردم فضای فیلم همچون عکسهای شیرین نشاط، جنبهای خیالانگیز و جادویی دارد".
مینا آذریان، ۲۳ سال پیش، وقتی، دوسه سالی از فارغالتحصیلیاش در رشته بازیگری تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران میگذشته، از ایران خارج شد.
او میگوید: "حس میکردم در کشورم آن ارزشی که باید برای کار هنری قائل شوند از بین رفته است. ما مدام درگیر مسائل حاشیهای بودیم. یکروز باید برای انجام کاری به تلویزیون میرفتم. نگذاشتند بروم داخل. تنها به این دلیل که جورابم نازک بود. در صورتی که من پیش از آن با همان جوراب به داخل آن محیط رفته بودم. از همان جلوی در به گروه که منتظر من بودند زنگ زدند و گفتند بازیگرتان بهدلیل لباس مبتذل نمیتواند وارد شود. شاید به دلیل تراکم مشکلات موجود در ایران، اینها چیزهای سادهای به نظر بیاید اما مشکل جامعه ایران اتفاقاً در احترام نگذاشتن به همین آزادیهای شخصی است".
|
| |
|
پشت صحنه تابستان ۵۳ |
او ادامه میدهد: "در زمان ما استادهای خوبی در دانشکده هنر درس میدادند: شمیم بهار، بهرام بیضایی، هوشنگ گلشیری، دکتر محمد کوثر، حمید سمندریان. تئاتر ایران هم راه خود را پیدا کرده بود، ولی متاسفانه ناگهان در وضعیت اسفانگیزی قرار گرفت. نمیتوانستیم بهراحتی کار کنیم. با سانسور پشت سانسور، روح کار ما را از بین میبردند. نمایشنامههای متعددی آماده شده بود که حذف میشدند و این پدیده برای ما تازه بود و تحمل آن برای من که در آغاز راه قرار داشتم بسیار دشوار و غیر ممکن بود. میخواستم خودم باشم و بتوانم از کاری که انجام میدهم لذت ببرم".
"زبان سانسور"
مینا آذریان، پس از خروج از ایران، وضعیت تئاتر در ایران را بهطور مستقیم پیگیری نکرده اما با استناد به سینمای ایران میگوید: "از همان دهه شصت برای مقابله با سانسور موجود، زبانی پوشیدهگو در ایران شکل گرفت و کمکم همهگیر شد. زبانی که در واقع تحمیلی بود. زبان اشاره. زبان در بگو و دیوار بشنو. این زبان در آن دوره که تازه داشت شکل میگرفت برای من نامانوس بود و هنوز هم هست. در فیلمهای ایرانی، اگر مرد و زن میخواهند مثلاً با هم رابطه جنسی داشته باشند و یا همدیگر را لمس کنند، گاه میبینیم مرد نشسته و زن، دستش را روی پشتی مبلی میگذارد که مرد روی آن نشسته است. با نمایی تاکیدی بر دست زن. یا مرد روسری زن را که گوشهای افتاده لمس میکند. یکی لیوان نیمخورده آن دیگری را با معنا و تاکید مینوشد و از این دست حرکات که به نظرم بیش از فیلمهای خارجی، اروتیک است. این نوع برخورد در بین هنرمندانی که در حال حاضر در داخل فعالیت میکنند همهگیر شده است و سلیقه من نیست".
|
| |
|
نمایش مهاجران |
وی ادامه میدهد: "در زمانی که ما شروع به کار کردیم از آزادیهایی که یک هنرمند در اروپا داشت برخوردار بودیم و تغییر یکباره شرایط، برای ما دشوار بود. بنابراین یک گروه بودیم که با هم از ایران خارج شدیم. به اسم گروه سیاوش. اوایل آرزوهای بلندبالا داشتیم. از همان اول هم شروع به کار فارسی کردیم. با کمترین امکانات. کمکم ناچار شدم در روز کار کنم و کار تئاتر فارسی را به اصطلاح بهعنوان کار دل ادامه دهم. این دوگانگی برای من جذاب نبود. دلم میخواست بازیگر حرفهای باشم".
"گروه سیاوش"، کار خود را با نمایش "ترس و نکبت رایش سوم" به کارگردانی ناصر یوسفی در سوئد آغاز میکند: "یک سال این طوری کار کردیم. مخاطب ما ایرانیها بودند که تعدادشان زیاد هم نبود. همانها هم کسانی بودند که بیننده حرفهای تئاتر بهشمار نمیآمدند و بیشتر مخاطب سیاسی بودند. در این دوره، ناصر یوسفی نمایشهایی چون "اژدها"، "سلام خداحافظ"، "آخرین نامه" و ... را کارگردانی کرد. در این نمایش آخر ما موفق شدیم از سالنهای نامناسب برای کار تئاتر گریز بزنیم و کار را در خانه فرهنگ استکهلم اجرا کنیم".
آخرین نامه
در همین دوره، نسیم خاکسار، داستاننویس ساکن هلند، وقتی یکی از کارهای گروه سیاوش را در استکهلم میبیند نمایشنامهای به نام "آخریننامه" مینویسد و برای اجرا در اختیار این گروه میگذارد: "پس از آن هرکدام از ما بهسویی رفت و گروه سیاوش متلاشی شد. ادامه کار به آن شکل و فقط به زبان فارسی برایم ممکن نبود. به همین دلیل به سمت یادگیری بهتر زبان سوئدی رفتم. مخاطبهای ما کم بودند و این طوری کار ما حرفهای محسوب نمیشد. آدم وقتی به کشوری میآید که اینگمار برگمان در آن کار میکند، کنجکاو است ببیند چه خبر است؛ نه این که خود را محدود کند."
" سال ۱۳۶۸ بود. به اداره تئاتر شهر شلافتهئو رفتم و تقاضای کار دادم. در آن زمان نه سیاست و برنامهریزی خاص چند فرهنگی در دولت سوئد وجود داشت و نه ایرانیهای نسل دوم، آنها که ایرانی- سوئدی بهشمار میآمدند، بزرگ شده و جذب کارهای مختلف فرهنگی شده بودند. در آنجا با خانمی به نام مینا هوشیدر آشنا شدم که از بازیگران دانشکده هنرهای زیبا بود اما در شهرداری کار میکرد. من و ناصر یوسفی با او شروع به کار کردیم و به زبان سوئدی. نام کارمان این بود: "من کاکتوسهای کوچک را دوست دارم" به کارگردانی یوسفی. داستان آن هم به آشنایی یک زن ایرانی با یک زن عرب برمیگشت. این اولین کار من به زبان سوئدی بود. برای بیننده سوئدی هم دیدن تئاتری که بازیگرانش، زبان سوئدی را با لهجه حرف میزدند جالب بود. یک تور کوچک گذاشتیم و آن را در گوتنبرگ و چند شهر کوچک نیز اجرا کردیم. بعد از مدتی با تئاتر ملی شروع به کار کردم و به این ترتیب از بعد از سال ۱۹۹۰ بهطور حرفهای با گروههای سوئدی شروع به کار کردم".
|
| |
مینا آذریان در حدود ۲۰ نمایش مطرح سوئدی از جمله مهاجران ساخته فرناز اربابی، کارگردان ایرانی- سوئدی، سه مجموعه تلویزیونی، چندین فیلم کوتاه و ۷ فیلم بلند سینمایی بازی کرده است که از آن میان میتوان به "وقتی تاریکی سقوط میکند" ساخته آندرش نیلسون و "بالهای شیشهای" ساخته رضا باقر، کارگردان ایرانی ساکن سوئد اشاره کرد.
یکی در مورد قتلهای ناموسی در سوئد و دیگری در مورد مشکلات یک دختر جوان ایرانی به نام نازلی که در ایران به دنیا آمده اما در سوئد بزرگ شده است. این فیلم در جشنوارههای بینالمللی متعدد، از جمله جشنواره فیلم مسکو و جشنواره فیلم جوانان در لیون فرانسه شرکت کرده و جوایز مختلفی گرفته است.
جادوی زبان مادری
مینا آذریان بهتازگی، در یک سریال چهارقسمتی به نام Åkalla بازی کرده که متن آن را یک خانم سوئدی درباره یک زن ایرانی نوشته است. او میگوید: "این اولین بار است که نقش و داستان اصلی یک مجموعه تلویزیونی درباره یک زن ایرانی است و از برخوردهای فرهنگی در داخل خانواده میگوید. این کار سال آینده از تلویزیون نمایش داده میشود".
او تاکید میکند که سعی دارد به فعالیت دوباره در ایران فکر نکند و میگوید: "اگرچه جادوی فعالیت در بطن زبان مادری چیزی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت، اما خوشحالم که در کارهایم، خودم هستم؛ آزاد و رها و بیهیچ سانسوری. من از شیوه برخورد جمهوری اسلامی با هنر و فرهنگ گریختهام تا در کارم هرچه هستم، خودم باشم."
مینا آذریان اخیراً نمایشنامهای نیز درباره یک خانواده ایرانی نوشته است که مورد توجه تئاتر ملی سوئد قرار گرفته است. او نوشتن را پنجره جدیدی در زندگی هنریاش میداند که میتواند به استقلال هنری او کمک کند. در لابهلای حرفهایش هم میگوید اگرچه دلش برای کار به زبان فارسی تنگ شده، اما برنامهای برای اجرای کار فارسی در سوئد ندارد: "کمبود مخاطب جدی تئاتر و از همه مهمتر پشتیبانی مالی و فرهنگی از جمله دلایل هستند."
هشدار بانک مرکزی ایران
نسبت به زیاندهی بانک ها
کاهش نرخ سود بانکی در دو سال گذشته با دستور محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، با هدف افزایش سرمایه گذاری و اشتغال صورت گرفته است اما گزارش بانک مرکزی نشان می دهد که این اقدام "بدون توجه به رشد نقدینگی و نرخ تورم" به کاهش نرخ سود واقعی بانک ها و زیان دهی آنها منجر شده است.
بانک مرکزی ایران توضیحی درباره وضعیت بانک ها بعد از کاهش نرخ سود بانکی ارائه نداده اما تاکید کرده که رشد نقدینگی و تورم "یعنی فقیرتر شدن کارمندان و کارگران و سایر صاحبان درآمدهای ثابت".
از نظر این بانک سیستم بانکی کشور همچنان "تحت فشار سرکوب مالی است" و نرخ واقعی سود بانکی به عنوان یکی از مهمترین شاخص های کلان اقتصادی نقش خود را در هدایت سیاست پولی کشور از دست داده است.
بخش عمده ای از منابع بانک ها را پس اندازهای مردم تشکیل می دهد که به عقیده بانک مرکزی بانک ها وظیفه هدایت آن را به سمت سرمایه گذاری بر عهده دارند و نرخ واقعی سود یکی از مهمترین ابزار بانک های برای هدایت نقدینگی به سمت سرمایه گذاری است.
به نظر می رسد افزایش شدید نرخ تورم و رشد انفجاری نقدینگی باعث شده تا تلاش دولت برای کاهش نرخ سود بانکی بی نتیجه بماند و بانک ها با وجود افزایش شدید نقدینگی موفقیتی در جذب و هدایت آن به سمت سرمایه گذاری نداشته و در عوض با درخواست های فراوانی برای دریافت وام ارزان مواجه شده اند.
کاهش دستور بهره بانکی
دولت محمود احمدی نژاد در دو سال گذشته نرخ سود بانک های دولتی را از 16 درصد به 12 درصد و نرخ سود بانک های خصوصی را از 22 درصد به 13 درصد کاهش داده است.
بر اساس آخرین گزارش بانک مرکزی، نرخ تورم در بهمن ماه به 17.8 درصد رسیده است و این بدان معناست که بانک ها در مقابل پرداخت وام با نرخ سود 12 درصدی نه تنها سودی به دست نمی آورند بلکه باید از جیب خود مبالغی اضافه بپردازند.
|
کارشناسان اقتصادی معتقدند برای جلوگیری از زیان بیشتر بانک ها دو راه وجود دارد یا نرخ سود تسهیلات بانکی مجددا افزایش یابد یا این تورم کم شود |
چنین وضعیتی بانک ها را به سمت زیاندهی بیشتر پیش می برد و از نظر کارشناسان، بانک مرکزی در تلاش است تا دولت را متقاعد کند که در پایان سال خورشیدی برخلاف وعده خود از کاهش مجدد نرخ سود بانکی صرفنظر کند.
نرخ بهره بانکی هر ساله در فروردین ماه از سوی شورای پول و اعتبار نرخ بهره بانکی تعیین می شد که با دستور آقای احمدی نژاد این شورا که در آن نمایندگانی از مجلس، بخش خصوصی و بانک مرکزی حضور داشتند، منحل شده است.
آقای احمدی نژاد در سال گذشته در مخالفت با تصمیم شورای پول اعتبار، از امضای مصوبه شورای پول و اعتبار که بر ثابت بودن نرخ بهره بانکی تاکید داشت، خودداری کرد و این شورا سرانجام نظر آقای احمدی نژاد را پذیرفت.
آقای احمدی نژاد تاکید داشت که کاهش نرخ سود برای تقویت تولید و کاهش نرخ تورم ضروری است و بانک های دولتی و خصوصی باید وام خود را با سود مورد نظرش در اختیار مشتریان بگذارند.
هشدارهای اقتصادی
همان زمان کارشناسان نسبت به تبعات کاهش دستوری کاهش نرخ سود بانکی بدون توجه به شاخص های دیگر اقتصادی نظیر رشد تورم و نقدینگی هشدار داده بودند اما دولت این استدلال را قبول نداشت.
کارشناسان اقتصادی معتقد بودند که کاهش دستوری نرخ سود بانکی هیچ کمکی به تولید و اشتغال نخواهد کرد و اثرات تخریبی آن در اقتصاد بیشتر از نتایج مثبت آن خواهد بود به خصوص اگر بانک مرکزی نتواند در کاهش نرخ تورم و کنترل نقدینگی موفقیت آمیز عمل کند.
با آنکه هدف از کاهش نرخ سود بانکی کاهش تورم، کاهش هزینه های تولید و حمایت از بخش خصوصی اعلام شده بود اما بانک های خصوصی با اعتراض به کاهش نرخ سود، اعلام کرده بودند که تصمیم آقای احمدی نژاد این بانک ها را با "مخاطره جدی" روبرو می کند و "موجب فرار سرمایه گذاران و کارآفرینان" خواهد شد.
از نظر بانک های خصوصی، کاهش بهره بانکی تقاضا را برای دریافت وام های ارزان قیمت بیشتر می کند و مردم برای حفظ ارزش پول خود تشویق می شوند سپرده های خود را از بانک ها خارج کرده و در بخش های زمین، مسکن، طلا و کالاهای بادوام به کار گیرند.
با وجود این هشدارها دولت تصمیم خود را برای کاستن از نرخ سود عملی کرد ولی بر اساس گزارش های رسمی نه تنها به اهدافش نرسید بلکه این اقدام کاملا بر عکس نتیجه داد.
حیدر مستخدمین حسینی، معاون پارلمانی بانک مرکزی، به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته است: " برخلاف اهداف مورد نظر کاهش دستوری نرخ سود بانکی که پیش بینی می کرد با اجرای این دستور، سرمایه گذاری افزایش یابد، شاهد روند نزولی در تشکیل سرمایه ثابت طی دو سال گذشته هستیم."
به گفته آقای مستخدمین حسینی، باید بین نرخ سود و تورم تعادل ایجاد شود و گرنه "اقتصاد از تعادل خارج می شود و این همان شرایطی است که ما درگیر آن هستیم."
معاون پارلمانی بانک مرکزی معتقد است نرخ سود بانکی باید متناسب با نرخ تورم تعیین و حتی چند پله بالاتر از نرخ تورم در نظر گرفته شود.
ادامه زیاندهی بانک ها
نرخ تورم در سال جاری از حدود 12 درصد به مرز 18 درصد رسیده و برخی کارشناسان پیش بینی می کنند که نرخ آن در ماه پایانی سال به مرز 20 درصد برسد.
نقدینگی نیز با وجود کنترل شدید بانک مرکزی در چند ماه اخیر، همچنان رو به افزایش است و برآورد می شود که حجم آن در پایان سال به حدود 150 هزار میلیارد تومان برسد.
استفاده بیش از اندازه از درآمدهای نفتی و تزریق آن به اقتصاد ایران از مهمترین دلایل رشد نقدینگی است که از سال 1384 تاکنون دو و نیم برابر شده و از حدود 60 هزار میلیارد تومان به مرز 150 هزار میلیارد تومان رسیده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند برای جلوگیری از زیان بیشتر بانک ها دو راه وجود دارد یا نرخ سود تسهیلات بانکی مجددا افزایش یابد یا این تورم کم شود.
کاهش نرخ تورم در کوتاه مدت عملی نیست و به نظر نمی رسد با وجود فشار شدیدی که به بانک ها وارد می شود دولت عقب نشینی کرده و حاضر به افزایش مجدد نرخ سود بانکی باشد به خصوص که دولت وعده داده بود نرخ سود بانکی در سال آینده نیز کاهش یابد.
در چنین شرایطی پیش بینی می شود دولت با سکوت از کنار وعده کاهش نرخ سود بانکی در سال آینده بگذرد و بانک ها نیز ناچارند همچنان هزینه سنگین ناشی از کاهش دستوری نرخ سود بانکی را بپردازند
تبعات ميان مدت
قطعنامه سوم تنبيهي
رضا تقي زاده
شوراي امنيت در نيويورک پس از يک تاخير دو روزه و در حالي که شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي در وين اجلاس فصلي خود را آغاز کرده بود، قطعنامه سوم تنبيهي را عليه ايران از تصويب گذراند. گزارش محمد البرا دعي دبيرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي از آخرين تحولات مربوط به فعاليتهاي هسته اي ايران که در آن سرپيچي جمهوري اسلامي ازاجراي خواسته هاي دو قطعنامه قبلي بصراحت مورد اشاره قرار گرفته بود از جمله مستندات اصلي شوراي امنيت براي طرح و تصويب قطعنامه سوم بود.
ديدار پايان هفته گذشته سرکوزي رئيس جمهور فرانسه از آفريقاي جنوبي که از زمان استقرار در کاخ اليزه بر خلاف سلف خود، ژاک شيراک، مواضع سرسختانه اي در قبال فعاليتهاي اتمي ايران اتخاذ کرده است از جمله آخرين تلاشهاي بي سر و صدائي بود که در جهت همراه کردن چند کشور عضو موقت شوراي امنيت با اعضائ ثابت شورا در جهت تصويب طرح تنبيه ايران صورت گرفت.
علي رغم مقاومت ملايم چهار کشور ويتنام، ليبي، آفريقاي جنوبي و اندونزي که از جمله اعضاء موقت دوره يکساله جاري شوراي امنيت بشمار ميروند، توافق اصو لي شش کشوربزرگ بمنظور فراهم ساختن زمينه تصويب قطعنامه سوم تنبيهي شوراي امنيت عليه ايران، نشان داد که جامعه جهاني در جهت ممانعت از برنامه هاي توسعه اتمي ايران به هماهنگي کم سابقه اي رسيده است. قطعنامه تنبيهي تازه جدا از پيامدهاي اجتناب ناپذيراقتصادي، از نظر سياسي نيز شکست عمده اي در عرصه جها ني عليه دولت ايران محسوب ميشود.
ظاهراً مداخله کشور افريقاي جنوبي که امسال از جمله اعضاء غير ثابت شوراي امنيت است، دراخرين لحظه، مانع از به نتيجه رسيدن سريعتر تلاشهاي موافقين اعمال تنبيهات تازه غليه ايران شد. نماينده افريقاي جنوبي خواستار آن شده بود که آغازگفتگودر شورا ي امنيت پيرامون تصويب قطعنامه تنبيهي تازه عليه ايران به دريافت گزارش البرادعي واطلاع از نحوه پيشرفت همکاري هاي ايران با آژانس موکول شود. پس از دريافت گزارش البرادعي نيز کشور ياد شده همچنان خواستار توضيحات بيشتري ازجانب تهييه کننده گان طر ح قطعنامه پيرامون نحوه تنبيه ايران شده بود. از اين پيشنهاد بعضي ديگر از اعضاء غير دائم شورا از جمله اندونزي و ليبي نيز استقبال کردند. نماينده ليبي يادآور شده بود که ممکن است از حضور در جلسه خود داري کند، در حالي که نماينده گان اندونزي و ويتنام تنها به انجام اصلاحاتي در متن قطعنامه قناعت کرده بودند.
مداخله افريقاي جنوبي و سه کشور ديگر عضو جنبش عدم تعهد که متعاقبا به تاخير در طرح قطعنامه تنبيهي سوم عليه ايران انجاميد از سوي مسولين رژيم جمهوري اسلامي مورد استقبال قرار گرفت. با توجه به نزديکتر شدن محسوس چين و روسيه طي دوماه گذشته به مواضع ساير اعضاء دائم شوراي امنيت در مورد ايران و در نتيجه، فاصله گرفتن پکن و مسکو از تهران، حمايت ملايم و کم اثر غير متهد ها در شوراي امنيت بنوعي موجب تسکين خاطر موقت دولت جمهوري اسلامي گرديد. اميد تهران در شرايط دشوار پيش آمده اين بود که گشايش نامنتظره ديگري در هفته هاي بعد منشا اثر بيشتر شده و خطر قطعنامه سوم را تا حد مقدور و ممکن دور سازد.
پيش از آن، ايران علائم روشني از جانب روسيه و چين در يافت داشته بود که نشان ميداد حمايت نيم بند آن دو کشوراز برنامه هسته اي اش در حال کاهش است. اظهارات خشمگينانه معاون وزير خارجه روسيه چند روز پس از برگزاري جلسه کشورهاي 1+5، عليه برنامه توسعه موشکي ايران وهمچنين تکرار مخالفت آشکار با آنچه اوبه نيابت از سوي دولت متبوع خود "غير ضروري بودن ادامه غني سازي اورانيوم" خواند، شگفتي محافل ناظر و بخصوص تهران را برانگيخت. شگفتي تهران بيشتر از اين جهت بود که پيش از آن هيچيک از مقامات رسمي کرملين علناً از برنامه هاي توسعه موشکي ايران انتقاد بعمل نياورده بودند، اگر چه نگراني هاي مسکو در اين زمينه طي تماسهاي دو جانبه مابين دوکشور هر ازگاهي مطرح شده بود.
در مورد چين اگرچه موضع گيري سياسي پکن عليه برنامه هاي اتمي ايران تا حدودي ملايم تر از روسيه بود، در عين حال دولت چين با افزايش فشار در زمينه هاي اقتصادي نارضائي ازرفتار هاي ايران را بگونه اي ديگر اشکار ساخته بود.
در شرايطي اينچنين، حمايت معتدل غير متعهدها از مواضع ايران بنوعي فرصت مغتنم براي تهران تلقي شد، اگر چه اين حمايت به هيچ وچه نميتوانست جايگزين حمايت پيشين و موثر تر روسيه و چين بشود. در طول دوسال گذشته حمايتهاي نيم بند چين و روسيه از ايران در شوراي امنيت حد اکثر به تعديل متن دو قطعنامه تنبيهي پيشين انجاميده بود حال انکه موضع گيري افريقاي جنوبي وسه عضو غير دائمي ديگر شوراي امنيت تنها منجر به تاخير کوتاهي در زمان طرح قطعنامه سوم تنبيهي شد و نه تغيير اساسي در محتواي آن.
گزارش البرادعي به شوراي امنيت که در طرح قطعنامه سوم تنبيهي مورد استناد قرار گرفت به دو بخش مجزا تقسيم شده بود:
1- اجابت خواستهاي مندرج در سه قطعنامه 1696 - 1737 – و 1747 توسط ايران که مهمترين آنها تعليق غني سازي اورانيوم است.
2- ميزان پيشرفت در همکاريهاي ايران با آژانس در جهت رفع ابهام از گذشته فعاليتهاي اتمي آن کشور.
البرادعي طي گزارش قبلي خود که در ماه سپتامبر گذشته منتشر شد کمترين نشانه اي از پيشرفت در بخش اول عرضه نکرده بود و حتي بدليل ادامه و توسعه غني سازي اورانيوم به انتقاد از ايران نيز پرداخته بود. در بخش دوم و در زمينه همکاري براي رفع ابهام، دبيرکل آژانس به اميد دريافت اطلاعات بيشتر از ايران، از پيشرفت همکاريها با ايران قدرداني کرده بود ولي اين قدر داني مانع از آن نبود که سرپيچي ايران از قبول قطعنامه هاي قبلي فراموش شود.
فراموش نبايد کرد که در زمان انتشار گزارش قبلي نيز،عليرغم خشنوديهاي فراوان تهران از مفاد آن، اين گزارش دبيرکل آژانس نبود که مانع از طرح و تصويب قطعنامه تازه تنبيهي شوراي امنيت عليه ايران شد. عامل عمده و موثر، انتشار بخشهائي از براورد سازمانهاي اطلاعاتي امريکا از فعاليتهاي اتمي ايران و اعلام ترک پيگيري ايران در راه دستيابي به سلاحهاي اتمي از سال 2003 بود که نه تنها پرونده اتمي ايران را در شوراي امنيت بطور موقت از گردش خارج ساخت که همچنين خطر هجوم نظامي عليه ايران را نيز که پيش از آن کاملا محتمل بنظر ميرسيد بميزان فوق العاده زيادي کاهش داد.
تهران، با استناد به اظهارات مسئولان جمهوري اسلامي در اين مورد، ظاهراً انتظار داشت که در نتيجه گنجانده شدن چند خط مثبت در بخش دوم گزارش البرادعي، داير بر تائيد پيشرفت همکاري با ايران، موضوع تصويب قطعنامه تنبيهي سوم بفراموشي سپرده شود. حال آنکه روند تحولات نشانداد که انتظار تهران دراين مورد انتظاري واهي بوده است
تصويب قطعنامه سوم نشان داد اگر چه همکاري اخير ايران با آژانس منجر به رفع ابهام در پاره اي زمينه هااز گذشته برنامه هاي اتمي ايران شده ولي درجهت رفع نگراني هاي جاري شوراي امنيت از اينده اين فعاليتها کافي نبوده است. بمنظور رفع اين نگراني ها، شوراي امنيت به نماينده گي از جامعه جهاني نسبت به طرح قطعنامه تحريمي تازه اي آن به توافق دست يافت
اگرچه قطعنامه سوم تنبيهي چندان شديد تز از دو قطعنامه قبلي نيست، ولي در هر حال ايران را همچنان در مواضع دفاعي و تحت فشار نگاه خواهد داشت. بنظر نميرسد که در واکنش تلافي جويانه به قطعنامه تازه، ايران از معاهده ان پي تي خارج شود، اگرچه در اعتراض به قطعنامه هاي قبلي، دولت جمهوري اسلامي از قبول تعهدات معاهده الحاقي که از سال 2003 داوطلبانه پذيرفته و بموقع اجرا ميگذاشت سرباز زد. دولت ايران واقف است که عواقب خروج از ان پي تي بسيار جدي تر از خروج از معاهده الحاقي است و از اين لحاظ به آساني ميتواند ايران را مجددا با خطر هجوم نظامي خارجي روبرو سازد، اگرچه پاره اي از مراکز نظامي به خروج ايران از ان پي تي اصرار ميورزند. در هر حال عدم واکنشن نسبت به قطعنامه تببيهي سوم نيز به بهانه "بي اثر بودن" آن براي دولت جمهئري اسلامي نوعي شکست سياسي تلقي خواهد شد. بعلاوه قطعنامه تازه مسير طرح و تصويب قطعنامه بسيار شديدتري را در 4 ماه آينده فراهم خواهد ساخت. در حقيقت قطعنامه بعدي است که دولت ايران را سخت نگران خواهد ساخت و نه قطعنامه سوم.
اين بار چه ميشود؟
احمد زيدآبادی
وقتي كه از پيش بيني ناپذير بودن رفتار انتخاباتي ايرانيان سخن ميگوئيم نه بدان معناست كه رفتار ايرانيها تابع هيچ نوع نظام علت و معلولي نيست، بلكه بدان مفهوم است كه عوامل تاثير گذار در نحوه برخورد ايرانيها با امر انتخابات به قدري زياد و در عين حال شخصي است كه شناسايي و تحليل همه آنها براي ما امكانپذير نيست.
از اين رو، براي ما كه به مجموعه عوامل خرد و كلان موثر در تصميم ايرانيها دسترسي نداريم، رفتاز انتخاباتي آنها به نظرمان تصادفي ميآيد، گرچه اصل تصادف هم چيزي جز همين نيست!
نظر سنجي معمولا راه مناسبي براي پيش بيني رفتار انتخاباتي شهروندان است، اما به نظر من نظر سنجي در ايران حتي اگر با تمام مختصات علمي آن صورت گيرد، به دلايل مختلف جواب نميدهد كه يكي از آن دلايل بيم عمومي از ارائه پاسخهاي مغاير سياستهاي رسمي است.
از اين رو، من استمزاج را راه بهتري براي درك افكار عمومي در ايران ميدانم. منظور از استمزاج، وارد گفتگو شدن با افرادي است كه به طور اتفاقي با آنها در زندگي روزمره روبرو ميشويم، البته به شرطي كه زندگي ما در حصار بستهاي از روابط با جمعي از دوستان و همفكران جريان نداشته باشد.
واقعيت اين است كه چند پيش بيني من در مورد نتايج چند انتخابات بر اساس استمزاج از جامعه، درست از آب در آمده، اما مهمترين آنها كه بر سر آن شرط هم بستم، با واقعيت منطبق نشد.
در انتخابات مجلس هفتم فهم من از افكار عمومي اين بود كه اكثريت قاطع آنها در پاي صندوقهاي راي حاضر نميشوند، اما در عمل چنين نشد.
در واقع من قبل از انتخابات مجلس هفتم با برخي از مردم در شهرها و روستاهاي پراكنده صحبت كردم كه سخن قاطع آنان عدم حضور در پاي صندوقهاي راي بود.
در روز راي گيري تا ساعت چهار بعد از ظهر به نظر ميرسيد كه پيش بينيام در حال تحقق است زيرا تا آن ساعت در غالب حوزههاي راي گيري چه در شهرستانها و چه در تهران، پرنده هم پر نميزد، اما از ساعت چهار به بعد بخصو صدر شهرستانها هجوم به سوي صندوقها آغاز شد.
دليلش چه بود؟ دقيقا نميدانم، همينقدر ميفهمم كه تبليغات شبكههاي مختلف تلويزيون واقعا موثر بود.
به نظرم ميرسد كه مردم بسياري از شهرستانها در آن روز منتظر بودند تا رفتار تهرانيها را ببينند و بر اساس آن الگو برداري كنند. رفتار تهرانيها را هم از طريق تلويزيون دنبال ميكردند.
تلويزيون هم كه جعبه جادو است. به راحتي ميتواند با سازماندهي قبلي، صفي چند كيلومتري در يك حوزه انتخاباتي ايجاد كند و با نشان دادن آن، به سراسر ايران پيام بفرستيد كه چه نشستهايد؟ قافله در حال رفتن است و شما در حال عقب ماندن از آن!
در ايران اما بسياري نميخواهند از قافله عقب بمانند و از همين رو، به حوزههاي راي گيري سرازير شدند.
البته نبايد فراموش كرد كه نرخ مشاركت در تهران و مراكز شهرهاي بزرگ در انتخابات مجلس هفتم حدود 30 درصد بود، اما تلويزيون با نشان دادن چند حوزه شلوغ و معرفي آن به عنوان حماسه، نرخ مشاركت را به حاشيه راند.
در اين ميان بدون شك نقش مجريان تلويزيون در جلب مردم به پاي صندوقهاي راي بيشترين تاثير را داشت، آن هم مجرياني كه صبغه سياسي نداشتند.
قاعدتا وقتي كه عادل فردوسي پور به يك حوزه راي گيري ميرود و در آنجا مردم را با حرارت تمام تشويق و ترغيب به شركت در انتخابات ميكند، در كشاندن بسياري از ورزش دوستان و مردم عادي به پاي صندوق راي واقعا موثر عمل ميكند. در انتخابات مجلس هفتم او و ديگر مجريان برنامههاي مختلف تلويزيون براي تشويق مردم به راي دادن، از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. به ياد دارم كه يكي از راي دهندگان ميگفت كه براي ديدن آقاي فردوسي پور در آن حوزه خاص حاضر شده است.
به هر حال روشن است كه در انتخابات مجلس هشتم هم چنين خواهد شد!
با اين همه، يك حس غريب به من ميگويد كه رفتار انتخاباتي ايرانيان در اين دروه ممكن است كاملا غافلگير كننده باشد. واقعيت اين است كه سرخوردگي مردم از دولت آقاي احمدي نژاد و عموم محافظه كاران به علت بالا رفتن هزينههاي سنگين زندگي به اوج خود نزديك شده و در عين حال، رقباي آنان نيز با توجه به كيفيت حضورشان اميدي در مردم ايجاد نكردهاند.
در اين ميان اجراي طرح امنيت اجتماعي بخصوص بخشي از آن، كه به ظاهر خانم ها و جوانان گير داده، خشم عميقي در بين لايههاي اجتماعي برانگيخته است. اين خشم در كنار سرخوردگي از امكان بهبود شرايط معيشتي ممكن است دست به دست هم دهد و حضور در پاي صندوقهاي راي را كمرنگ تر از گذشته كند.
البته نا گفته نگذارم كه اطميناني نسبت به تحقق عيني اين مساله ندارم
دادستان مستقل کجاست؟
مهرانگيز کار
اين يک سليقه امروزي نيست. از 90 سال پيش نيروهاي قضايي مرتبط با حوزه هاي ديني فکر کردند دادستان کل بايد مجتهد باشد در حالي که در نظام هاي نوين قضايي دادستان کل بايد عالم به قوانين و مقررات باشد و از عالي ترين مقامات دادگستري به شمار بيايد. فرض بر اين است که دادستان کل اشراف به تمام مسائل و موضوعات دارد و مساله اي وجود ندارد که دادستان نتواند آن را به راحتي حل و فصل يا تجزيه و تحليل کند. همه دادستان ها و بيشتر قضات را بايد دادستان کل کشور، راهنمايي کند. براي اين منظور بايد کساني انتخاب شوند که اين توانايي را داشته باشند. چگونه مي شود به يک فرد بدون آن که واجد يک چنين توانايي هايي است متکي شد تا حقوق مردم را استيفا کند.
آن چه گذشت بخشي از نظرات دکترمحمود !!! استاد ....!!! است که بر پايه نيازهايي که امروز احساس مي شود عنوان شده است. به نظر مي رسد زير سلطه بودن دادستان کل يا ايجاد مشغله براي او به اندازه اي که نتواند به وظايف اصلي خود برسد مهمترين دغدغه خاطر اين استاد حقوق و ديگر اساتيدي است که بر اوضاع نظاره مي کنند و به خصوص اجراي اعدام هاي دسته جمعي که معلوم نيست پرونده هاي مربوط به آن تا چه اندازه مراحل قانوني را به درستي پيموده است بر نگراني شان افزوده است.
دکتر!!! تأکيد دارد بر اين که : گاهي اوقات قانونگذار ايراني براي دادستان کل کشور اعتماد بيشتري قائل شده مثلا حکم اعدام در مورد مواد مخدر صادره از دادگاه هاي انقلاب را دادستان کل کشور بايد تأييد کند که در اين صورت حکم قابل اجرا مي شود. اين صلاحيتي است که قانونگذار به دادستان کل کشور داده و دادستان کل نبايد اين اختيار را به ديگران واگذار کند. اگر مشاغل دادستان کل به اندازه اي باشد که همين يک وظيفه را نتواند به درستي انجام دهد و پرونده ها را نتواند به دقت بخواند يا اختيار بررسي را به ديگري واگذار کند يا از راه دور اين احکام را تأييد کند يک اشتباه نابخشودني خواهد بود.
بنابراين بسيار محتمل است دغدغه خاطر اساتيد حقوق ناظر بر رويدادهايي باشد که به سبب واگذاري برخي اختيارات حياتي دادستان کل به ديگران صورت گرفته يا در مواردي مشاهده شده احکام اعدام محکومين مواد مخدر به دقت توسط دادستان کل کشور بررسي نشده است.
و اما دکتر !!! مانند ديگر اساتيد حقوق بر اين باور است که شهروندان و يا حداقل قضات بايد دادستان ها را انتخاب کنند تا دادستان پايگاه مردمي و ابهت داشته باشد. دادستان نماينده جامعه است و به نام جامعه جرايم را تعقيب مي کند. چنين فردي بايد برگزيده شهروندان باشد. جامعه بايد دادستان کل را تعيين کند. اگر دادستان منصوب افراد معين باشد اقتدار دادستاني را دارا نخواهد بود و آن وقت دادستاني مقامي منصوب است که استقلال ندارد و شاهديم که در کشورهاي ديگر دادستان ها انتخابي هستند. لازم به توضيح است که در ايران به موجب قانون اساسي، دادستان به صورت انتصابي تعيين مي شود، نه انتخابي.
در حال حاضر تعقيب جرايم از وظايف دادستان هاي عمومي و انقلاب است. هر دادستاني و هر مقام قضايي وظيفه اي به عهده دارد. وظيفه تعقيب جرايم هم از وظايف دادستان عمومي و انقلاب است نه از وظايف دادستان کل کشور. دادستان کل کشور در معيت ريئس ديوان عالي کشور فعاليت مي کنند. اگر رسيدگي به جرمي در صلاحيت ديوان عالي کشور باشد در آن صورت تعقيب آن هم منوط خواهد بود به درخواست و کيفيتي که دادستان کل مي خواهد اما اين که همه تعقيب ها را در سطح مملکت بر عهده دادستان کل بگذاريم بديهي است که دادستان کل چنين وظيفه اي را نمي تواند به درستي انجام دهد.
آن چه دکتر !!! و ديگر حقوقدانان ايراني گزارشگر آن شده اند به تحولات نظام قضايي در سال هاي بعد از انقلاب بازمي گردد و به آن چه در دوران رياست آيت الله يزدي بر قوه قضاييه اتفاق افتاد. در آن دوران امکاناتي وجود داشت تا دادستان کل با استفاده از آن مي توانست بر امور قضاوتي نظارت کافي داشته باشد. در نظام قضايي سابق، دادستان کل ريئس دادسرا محسوب مي شد و دادسراي شهرستان، استان و ديوان عالي کشور داشتيم که دادسراي ديوان عالي کشور در رأس دادسراها قرار داشت. دادستان هاي شهرستان ها به وسيله دادستان استان ها با دادستان کل تعامل مي کردند. تعداد دادسراهاي استان محدود بود و در نتيجه دادستان کل مي توانست نظارت کافي بر امور داشته باشد اما در حال حاضر نياز به دادستان استان وجود دارد.
هرچند پس از هرج و مرجي که در نظام قضايي کشور با حذف مجموعه دادسرا اتفاق افتاد و حقوق مردم در جريان اين تغيير و تحول زيان بار حيف و ميل شد تصميم گرفتند ديگر بار مجموعه دادسرا که حامي حقوق مردم و عامل موثر در گسترش عدالت است را به نظام قضايي کشور بازگردانند. به صورت ظاهر اين اتفاق افتاده است. اما همان گونه که دکتر !!! استاد حقوق يادآور شده و ديگر حقوقدانان پياپي به آن پرداخته اند، مجموعه دادسرا به شکل سابق به سازمان قضايي کشور بازگردانده نشده و شيوه هايي برگزيده اند تا دادستان کل نتواند نظارت کافي بر امور مهم قضاوتي داشته باشد و شايد يکي از مهمترين دلايلي که مجازات هاي سنگين در ماه هاي اخير به سهولت انجام مي شود و شک و ترديد نسبت به دفت و نظارت لازم بر روند شکل گيري پرونده ها و گذراندن مراحل قانوني فزاينده شده است يکي از آثار نبود امکانات لازم براي نظارت دادستان کل بر تصميم گيري هاي مهم در پرونده هايي است که جان متهمين در آن مطرح است.
در يک نظام قضاوتي که دادستان کل کشور انتصابي بوده و مردم که دادستان کل کشور بايد حافظ و حامي منافع آنها باشد در انتخاب وي دخالتي ندارند، چگونه مي توان صدور و اجراي اين همه مجازات هاي سنگين را که به قطع حيات يا قطع اندام هاي متهمين مي انجامد مورد غفلت قرار داد و مشروعيت آن را با اين استدلال که دادستان انتصابي بر اوضاع نظارت کامل داشته يا به لحاظ مشغله زياد وظايف خود را به ديگران واگذار مي کند، پذيرفت. در اين ماجراهاي رعب آور و ضد حقوق انساني جاي دادستان منتخب مردم خالي است و جاي قضات مستقل خالي است و مردم که در انتخاب آنها نقشي ندارند نمي دانند به کجا شکايت برده و از بيدادي که متحمل آن مي شوند به کجا دادخواهي کنند؟
قطعنامه سوم صادر شد
آرش سيگارچي
برغم تبليغات گسترده سران جمهوری اسلامی در مورد پایان یافتن "پرونده هسته ای ايران" و برگزاری جشن های پیروزی هسته ای در مساجد و توسط بسیجیان، در آخرين ساعات ديشب ،شوراي امنيت سازمان ملل متحد با "اكثريت قاطع" سومین قطعنامه را عليه ايران تصويب كرد. خبرگزاري فرانسه با اعلام اين خبر يادآور شد كه قطعنامه 1803 شورای امنیت همانند دو قطعنامه قبلی "براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد" به تصویب رسیده و "الزام آور" است.
قطعنامه جدید به دلیل «سرپیچی جمهوری اسلامی از درخواست شورای امنیت مبنی بر توقف برنامه حساس غنی سازی اورانیوم» با رای مثبت اکثر اعضای این شورا به تصویب رسید.همه پنج عضو دائم شورای امنیت [آمریکا، فرانسه، انگلستان، روسیه و چین] که از حق وتو برخوردارند، و همچنین 9 عضو غیردائم این شورا به قطعنامه مزبور رای موافق دادند.از میان ده عضو غیردائم شورای امنیت تنها اندونزی به این قطعنامه رای ممتنع داد.در قطعنامه سوم شورای امنیت، تحریمهای بیشتری در زمینه اقتصادی و مالی علیه رژیم تهران درنظر گرفته شده است.
شورای امنیت سازمان ملل متحد تا بحال دو قطعنامه علیه ایران صادر کرده و طی آنها از ایران خواسته است غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. در پیش نویس قطعنامه سوم نیز این درخواست تکرار شده و با توجه به عدم تمکین ایران، تنبیه های جدیدی هم در نظر گرفته شده است. از جمله این تصمیم ها محدودیت مسافرت به خارج از ایران برای تعدادی از مقامات ایرانی درگیر در برنامه اتمی ایران و مسدود کردن بعضی از دارایی های ایران در خارج از این کشور است.
در ابتدای جلسه رای گیری "محمد خزائی"، سفیر ایران در سازمان ملل متحد ضمن سخنانی،اقدام جدید شورای امنیت علیه ایران را به عنوان عملی "غیرقانونی" و "ناعادلانه" محکوم کرد.
پيش از اين و بدنبال تصویب دو قطعنامه قبلی، بسیاری از بانک ها و موسسات مالی بین المللی روابط خود را با رژیم تهران "قطع کرده و یا بطرز چشمگیری" کاهش داده بودند. همچنین شرکتهای بزرگ نفتی از "انعقاد قراردادهای مهم" با جمهوری اسلامی اعلام انصراف کرده اند. حجم معاملات تجاری کشورهای بزرگ اروپايی نظیر آلمان با جمهوری اسلامی نیز طی 18 ماه گذشته "بطرز قابل توجهی" کاهش یافته است.
آگاهان سياسي معتقدند قطعنامه جدید شورای امنیت، "مشکلات و مسایل بیشتری" برای ایران، به ویژه در عرصه اقتصادی به همراه خواهدداشت؛ با اینهمه مسئولین جمهوری اسلامی به اتفاق آرا تاکید کرده اند که این فشارها "جمهوری اسلامی را از ادامه فعالیتهای هسته ای" باز نمی دارد.
در همین ارتباط محمود احمدی نژاد، که هنوز عکس های وی در حالی که انگشتانش را به علامت پیروزی هسته ای بالا گرفته، در بسیاری از سایت ها و خبرگزاری های دولتی به چشم می خورد، در مصاحبه با تلویزیون جمهوری اسلامی گفته است:"اينكه خيال كنن يک چكشی بلند كنن بگن ياالله بيا بشين با ما مذاكره كن، اين خبرها نيست. بيخودی هم شكمشونو صابون نزنن، اگر فكر می كنن اين باعث فشار به ملت ايران ميشه، نخير نميشه. بالاخره اين فشارها بوده ديگه، توی اين دو سال هم بوده. هی قطعنامه، هی قطعنامه. از این قطعنامه ها بدن، مهم نيست."
غلامحسين الهام، سخنگوی دولت ايران نيز روز شنبه در نشست هفتگی خود با خبرنگاران، گفت:" تصويب يک قطعنامه جديد عليه ايران غير قانونی است و مانند آب در هاون کوبيدن است. ورود دوباره شورای امنيت به موضوع هسته ای نشان از بی مبنايی و فقدان توجيه قانونی و حقوقی دارد و برخلاف منشور سازمان ملل متحد است."
تنها خبرگزاری فارس
از میان خبرگزاري هاي داخلي تا آخر وقت دیشب تنها خبرگزاری فارس که خبر تصويب قطعنامه شوراي امنيت را منعکس کرد. این خبرگزاري هم خبر مزبور را به نقل از خبرگزاري فرانسه اعلام كرد و در انتهاي آن نوشت:"14 كشور عضو شوراي امنيت در حالي به اين قطعنامه ضدايراني رأي مثبت دادند كه ايران بارها بر صلحآميز بودن برنامه هستهاي خود تأكيد كرده و هدف از ادامه آن را توليد انرژي براي مقاصد غيرنظامي مطرح كرده است."
ضمن آنکه این خبرگزاری همچنان بر این نکته اصرار ورزیده که:"آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز در گزارشهاي متعدد خود بر نبود نشانهاي از انحراف در برنامه هستهاي ايران صحه گذاشته است."
دو برداشت متفاوت از يك سخنراني
اما همزمان با جلسه شوراي امنيت، جلسه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز در وین برگزار شد که موضوع اصلی آن پرونده هسته ای ایران بود. با اينكه اكثر خبرگزاري ها به انعكاس وقايع اين نشست نيز پرداخته اند اما در ايران برخي از خبرگزاري ها و از جمله مهر ، به انعكاس وارونه اين رويداد پرداخته است.
روز دوشنبه خبرگزاري هاي بين المللي در انعكاس نشست وين نوشتند: محمد البرادعی، مدیرکل آژانس، از ایران خواست به ادعاهایی که درباره فعالیت های مطالعاتی این کشور در ارتباط با تولید سلاح هسته ای است، پاسخ دهد. البرادعی در سخنرانی خود در این جلسه گفت: با اینکه ایران به بسیاری از سوالات درباره برنامه های گذشته خود پاسخ داده، این سوال جدی هنوز بدون پاسخ باقی مانده است."
محمد البرادعی که در نشست شورای حکام آژانس در وین سخن می گفت، اتهام «پیشرفت های نظامی هسته ای ایران» را «بسیار جدی» خواند و از جمهوری اسلامی خواست تا «به صورت فعال و داوطلبانه با آژانس همکاری کند.»
وی از ایران خواست تا آنچه را "سنگ اندازی در مسیر بازرسی ها" خواند، متوقف کند.
با اين حال خبرگزاري مهر اظهارات البرادعي را چنین انعكاس داد:"البرادعی: ادعاهای مطرح شده علیه ایران بی اعتبار و غیر مستند است."
به گزارش مهر ، محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در سخنان افتتاحیه خود در نشست شورای حکام گفته است:"آژانس قادر به راستی آزمایی از فعالیتهای هسته ای ایران بوده است و هیچ سند و نشانه ای از ارتباط این فعالیتها با اقدامات نظامی وجود ندارد. همانطور که در گزارش اخیر خود ذکر کرده ام آژانس در حال حاضر قادر است تمام سوالات باقیمانده ای را که بر اساس طرح اقدام مشخص شده بود ، پایان یافته اعلام کند و ما در موضعی هستیم که می توانیم تصحیح و تکمیل اطلاعات لازم را در مورد آنها از سوی ایران اعلام نمائیم."
انتخابات مجلس هشتم
در دو شهر شیراز و اصفهان
رقیبی نیست که رقابتی باشد!
رقابت مصنوعی که احمد جنتی دبیرشورای نگهبان در مصاحبه خود، درحاشیه راهپیمائی 22 بهمن داده بود و با تقسیم اصولگرایان به چند گروه قصد داشت بازار را گرم کند، در عمل ناممکن شده است.
سیاست ائتلاف اصلاح طلبان برای اعلام حضور تنها در حوزه هائی که کاندیدای آنها حضور دارد و امکان رقابت هست، عملا شورای نگهبان و ترتیب دهندگان انتخابات مجلس هشتم را در تنگنای جدی قرار داد.
اصلاح طلبان اعلام کرده اند بطور جد در انتخابات شرکت خواهند کرد، اما در آن حوزه هائی که امکان رقابت هست.
در همین زمینه، علاوه بر مصاحبه موسوی لاری دومین وزیر کشور دوران خاتمی و هدایت کننده ائتلاف اصلاح طلبان ، اخباررسیده نیز تائید کننده پافشاری اصلاح طلبان بر سیاست حضور مشروط است.
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در استان فارس اعلام داشت با ردصلاحیت های موجود امكان ارائه لیست در اكثر مناطق این استان وجود ندارد، زیرا در 11 کرسی اصلاح طلبان هیچ نامزدی برای رقابت ندارند. از جمله درحوزه های انتخابیه شیراز، مرودشت، ارسنجان پاسارگاد، کازرون، لارستان، سپیدان، سروستان کربال کوار، نی ریز استهبان وممسنی.
در اصفهان نیز وضعی مشابه اعلام شده است. ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اصفهان اعلام داشت در کل استان 98 نفر به دعوت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اقدام به ثبت نام در این انتخابات کردند اما 79 نفر از آنها رد صلاحیت شدند و در شهر اصفهان هم با رد صلاحیت اکثریت قریب به اتفاق تمامی کاندیداهای اصلاح طلب اصفهان عملا امکان رقابت از ما سلب شد.
ما انتظار داشتیم سید محمود حسینی و عبدالرحمن تاج الدین در نهایت تائید صلاحیت شوند اما چنین نشد و "کیان ارثی" نیز پس از هماهنگی با ستاد ائتلاف اصلاح طلبان قرار شد از حوزه انتخابیه تهران بزرگ کاندیدا شود. بنابراین ما در اصفهان کاندیدائی نداریم که رقابتی بکنیم.
در آن گروه شهرهای استان اصفهان، از جمله کاشان، خمینی شهر، نطنز و نجف آباد که کاندیداهای مورد نظر اصلاح طلبان تائید صلاحیت شده اند با قاطعیت حضور خواهیم یافت.
چیزی نمانده که ندزدند!
اعلام آمار سرقت های کشف شده
درتهران، تنها درطول یک هفته!
از ابتدای اسفند طرح مبارزه با سرقت را نیروی انتظامی در تهران به اجرا گذاشته است. روز گذشته
رییس اداره ارتباط رسانهای این نیرو برای توضیح پیرامون این طرح یک مصاحبه مطبوعاتی انجام داد. او دراین مصاحبه گفت:
از 4 اسفند ماه تا امروز، یعنی بمدت 7 روز327 دستگاه خودرو و 264 موتورسیكلت ، 419 عدد لوازم منزل، 339 فقره سرقت از مغازه، 480 فقره سرقت لوازم داخل خودرو، 37 مورد سرقت كابل سیم برق، 41 فقره سرقت به عنف، 29 فقره سرقت احشام و 258 فقره سرقت از اماكن عمومی كشف شده است. همچنین 4 فقره سرقت مسلحانه رخ داد.
همچنین 21 فقره كلاهبرداری، 26 فقره جیببری، 31 فقره كیفقاپی، كشف و 6 نفر مالخر كه از سارقان وسایل مسروقه را خریداری میكردند، دستگیر شدند. جمعا هزار و400 سارق در هفت روز گذشته دستگیر شدند
دولت، عملا وارد مرحله
اعلام حکومت نظامی شده!
1- ابلاغیه حکومت نظامی در تابلو اعلانات خوابگاه دانشگاه امیرکبیر
2- ابلاغیه حکومت نظامی خطاب به مطبوعات و خبرگزاری ها
3- جلوگیری از سفر "پروین اردلان" و توقیف گذرنامه وی
بدنبال ابلاغیه وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد به مطبوعات برای تعیین چارچوب مطالبی که در باره فعالیت اتمی، انتخابات و... در روزنامه ها منتشر می شود، در یک اقدام دانشگاهی نیز یک ابلاغیه در تابلو اعلانات خوابگاه ها نصب شد که با ابلاغیه به مطبوعات همآهنگی دارد.
بموجب ابلاغیه ای که در خوابگاه دانشگاه امیر کبیر نصب شده و مدیرکل دانشجوئی دانشگاه آن را امضاء کرده، نگهبان خوابگاه می تواند هنگام ورود به خوابگاه وسایل شخصی دانشجویان را بازدید نماید، اجازه دارند به اتاق های دانشجویان وارد شده و وسایل شخصی آن ها را تفتیش کنند و ضمناهر گونه اجتماع مشکوک در حیاط خوابگاه ممنوع است.
در بخش دیگری از این ابلاغیه آمده است: حداقل پوشش در کلیه اماکن خوابگاه های پسرانه پیراهن آستین بلند و شلوار است، نگهداری نوار و سی دی های موسیقی غیرمجاز، آلات قمار، قلیان و… در خوابگاه ممنوع است و توهین به مسئولین و مقامات جمهوری اسلامی در خوابگاه جرم تلقی می گردد.
پلمب یک خبرگزاری
در یک خبر دیگر که در ادامه دو ابلاغیه مورد اشاره در بالا، معنائی جدی تر پیدا می کند،
خبرگزاری میراث فرهنگی وگردشگری(CHTN) وابسته به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی توسط ضابطین قضایی پلمب شد. این خبرگزاری در خیابان آزادی روبروی دانشگاه صنعتی شریف قرار داشت و ماموران وسائل این خبرگزاری را به خیابان ریختند. تا ساعت ها کارکنان و خبرنگاران این خبرگزاری در کنار وسائل بیرون ریخته شده تجمع کرده بودند.
پروین اردلان
و باز، در ادامه همین اقدامات که نوعی حکومت نظامی و ابلاغیه های آن را تداعی می کند، از سفر خانم پروین اردلان فعال حقوق زنان برای سفر به سوئد و دریافت جایزه "اولاف پالمه" که به وی تعلق گرفته جلوگیری کردند. وی که پس از عبور از همه مراحل و موانع قانونی در فرودگاه سوار هواپیمای آماده پرواز شده بود، بدستور ماموران امنیتی و دادستانی از هواپیما پیاده شده و گذرنامه وی نیز توقیف شد.
مصاحبه موسوی لاری
70 در صد را برده اند
30 درصد را برای رقابت گذاشته اند
موسوی لاری وزیر کشور کابینه محمد خاتمی و رئیس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، روز گذشته در یک مصاحبه انتخاباتی گفت:
اگر برگزار كنندگان انتخابات در مرحله برگزاری انتخابات از موضع قانونی و دفاع از قانون با مقوله انتخابات برخورد كنند، قطعا اكثریت كرسیهای – علیرغم همه رد صلاحیت ها- مجلس هشتم در حوزههایی كه رقابت وجود داشته باشد از آن اصلاحطلبان است.
طبعا آن چیزی كه امروز به عنوان لیست اصلاحطلبان ارایه میشود دربر گیرنده همهی كاندیداهایی كه از ابتدا پیشبینی كرده بودیم نیست.
اگر به صورت طبیعی لیست اولی كه مدنظر ما بود دچار مشكل نمیشد، امروز چهرههای شاخص بیشتر در فهرست انتخاباتی ما به چشم میخوردند. البته از آنجا كه هنوز لیست ما نهایی نشده است این احتمال وجود دارد كه چهرههای شاخص بیشتری را در فهرست نهاییمان داشته باشیم.
به احتمال زیاد فهرست نهایی كه ارائه خواهد شد لیستی كاملتر از لیستی است كه تا الان تهیه شده است. تا دو روز دیگر لیست نهایی و سراسری ستاد ائتلاف اصلاحطلبان اعلام خواهد شد. دراین صورت مشخص میشود كه ما در سطح كشور به چه میزان كاندیدا داریم.
موسوی لاری در باره کناره گیری امثال "عارف" معاون ریاست جمهوری در دوران خاتمی، علی اشراقی( نوه آیت الله خمینی) و چند تن دیگر گفت:
این مساله به دلیل فضایی است كه بر این انتخابات حاكم شده است.
ما در تهران و شهرستانها بین 110 تا 120 كرسی رقابتی داریم و حدودا با همه اغماضها در 30 درصد از كرسیها میتوانیم رقابت كنیم.
خبرنگار دیگری درباره تفاوت برگزاری انتخابات و تایید صلاحیتها در ایران و اروپا پرسید و مرعشی پاسخ داد: آنچه در ایران انجام میشود با كشورهای اروپایی تفاوت دارد. در نظامهای غرب، دموكراسی با احزاب تشكیل میشود و پالایش توسط شورای نگهبان ـ كه امروز مورد اعتراض ماست ـ در اروپا توسط احزاب انجام میشود. یعنی آنها خودپالایشی دارند. اما در نظام انتخاباتی ما هنوز جایگاه احزاب مشخص نیست. ما باید به این جمعبندی برسیم كه پالایش اولیه كاندیداها، توسط نهادهای مدنی انجام شود. ما در ایران با دموكراسی جوان مواجه هستیم و باید آن را كامل كنیم. نباید آن را با كشورهای غربی كه بیش از چند قرن سابقه دموكراسی دارند، مقایسه كنیم.
یكی دیگر از خبرنگاران پرسید كه چرا در لیست نهایی ستاد و در مجموعه ستاد به عنوان مثال از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب اسلامی كار استفاده نشده است؟ مرعشی پاسخ داد: ماموریتهای ستاد ائتلاف اصلاحطلبان تقسیم شده و هر كمیته ماموریتهایی را به عهده گرفت است؛ مثلا مسائل مربوط به جامعه كارگری بر عهده حزب اسلامی كار گذاشته شد و سعی كردیم كمیتهها را در میان اعضای مختلف تقسیم كنیم، در عین حال سازمان مجاهدین انقلاب ایران نیز فعال هستند.
مرعشی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: برنامه ما صراحتا دولت را از هرگونه تخصیص منابع بانكی به صورت منطقهای و بخشی منع میكند.
دولت نهم طلاییترین سالهای اقتصاد ایران برای جهش صنعتی را به سالهایی همراه با تورم و ركود تبدیل كرده است؛ لذا اولین اولویت ما در مجلس هشتم حتی اگر اقلیت باشیم نظارت بر دولت با ائتلاف با بخش خردورز اصولگرای مجلس است.
یكی دیگر از خبرنگاران پرسید چرا تاكنون لیست قطعی خود را ارائه ندادهاید عبدالله ناصری سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان به این پرسش، پاسخ داد: امروز لااقل در پایتخت كه پیشانی گروهها، جناحها و معنا كننده انتخابات است در جبهه اصلاحات هیچ اتفاقی نیفتاده و پیشبینی ما این است كه اتفاقی نخواهد افتاد و دور از ذهن میدانیم كه دوستانی كه از چهرههای شاخص تا این روزهای باقی مانده تایید صلاحیت شوند ولی شایعه آن وجود دارد. فرصتی هم برای تبلیغات نیست...
از پشت همان تریبونی که احمدی نژاد از آن استفاده کرد!
سخنرانی افشاگرانه و 8 مارسی
فاطمه حقیقت جو و مهرانگیز کار
سقوط پایگاه دولت کنونی، کل نظام را به خطر انداخته
فاطمه حقیقت جو نماینده مجلس ششم، که برای گذراندن یک دوره تحصیلی در امریکا بسر می برد، در دانشگاه کلمبیا(همان دانشگاهی که احمدی نژاد در آن سخنرانی کرد) بمناسبت فرا رسیدن روز جهانی زن سخنرانی کرد.
او در این سخنرانی که بخش هائی از آن را کاملیا انتخابی فرد، خبرنگار ایرانی مقیم امریکا روی وبلاگ خود نوشته، از محدودیت هائی که علیه زنان؛ روزنامه نگاران؛ فعالان سیاسی، کارگران و دانشجویان در دولت احمدی نژاد بوجود آمده سخن گفت.
حقیقت جو گفت که دولت احمدی نژاد از بیم رشد نهادها، نفوذ آنها در میان مردم و بالاخره پیوند همه آنها با یکدیگر نگران است.
او گفت که دولت کنونی و شخص احمدی نژاد بخوبی میدانند که پایگاه مردمی ندارند و آنچه را که در جریان انتخابات ریاست جمهوری داشتند از دست داده اند و چنانچه نتوانند فضای سیاسی کشور را کنترل کنند و محدودیت ها را تشدید، قطعا سقوط خواهند کرد، تا حدی که نظام را هم این خطر تهدید می کند.
آنها درجریان دوم خرداد توانستند توان و پایگاه سیاسی خود را تخمین بزنند و پس از مشاهده ضعف نفوذ خود در میان مردم، بلافاصله بعد از آن دستگاه امنیتی خود را بازسازی کردند.
گزارش همایش8 مارس در دانشگاه تهران
برای درمان درد مشترک
سرانجام کنار هم نشستند
زنان مجلس با زنان خارج مجلس
به ابتکار دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به مناسبت روز جهانی زن، همایشی برگزار شد. دراین همایش
سهیلا جلو دار زاده نماینده مجلس هفتم گفت: من مخالفتی با کمپین ندارم اما کمپین واقعی شرکت در انتخابات اخیر مجلس است!
جلودارزاده در اعتراض به سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه ها گفت تحصیل حق هر کسی است که شایستگی دارد وسهمیه بندی جنسیتی در این زمینه مخالف با حقوق بشر است و مجلس می تواند مانع این عمل شود.
درباره محدودیت های حقوقی زنان جلودارزاده گفت:
بدترین قانون در مجلس هفتم ماده 23 لایحه حمایت از خانواده است که متاسفانه این ماده زن را حتی در مرتبه پایین تر از حیوان در نظر گرفته و حق اطلاع دادن به همسر اول برای ازدواج مجدد را از او سلب کرده است. تلاش برخی از نمایندگان مجلس هفتم مانع از ارجاع مستقیم این لایحه به کمسیون قضایی شد چرا که اگر این لایحه به کمسیون مذکور ارجاع داده می شد بلافاصله و بی سرو صدا تصویب می شد.
درباره سهم ارث زنان با وجود آنکه با آقای خامنه ای در این زمینه صحبت شده بود و ایشان موافق اصلاح این قانون بودند اما برخی از آقایان معتقدند این کار خلاف شرع است و خواستار نظر کتبی اقای خامنه ای شده اند که خانم فیاض بخش نظر کتبی ایشان را گرفته اند و انشاءالله در زمان باقی مانده از دوره هفتم امیدواریم این قانون را به تصویب برسانیم.
در پاسخ به سوال یکی از حاضرین که پرسیده بود با کمپین یک میلیون امضا موافقید؟ جلودار زاده گفت:
مخالفتی با این حرکت و حرکات اصلاحی ندارم. من در دیدار با خانم طهماسبی از ایشان خواهش کردم هر اصلاح قانونی را که لازم است در اختیار ما قرار دهند تا به صورت طرح در مجلس مطرح شود. من در صحن مجلس نسبت به دستگیر اعضای فعال کمپین اعتراض کردم.
من اگر برای مجلس هشتم انتخاب شوم سعی می کنم فراکسیون دفاع از حقوق زنان را تشکیل دهم. زنان باید حضوری فعال داشته باشند و مانع راهیابی مردان و زنانی که تفکرات زن ستیز و سنتی نسبت به زن دارند به مجلس شوند و به کسانی که به فکر احقاق حق زنان هستند رای دهند.
در همین نشست، مریم بهروزی نماینده دیگر مجلس از جناح راست گفت: با فمینیسم و کمپین یک میلیون امضا مخالفم اما با برابری بین زن و مرد موافقم.
با اینکه مجلس و قانون گذاری برای بهبود وضعیت زنان موثر است اما نباید تنها به این کانال اکتفا کرد. برای تغییر باورها نسبت به زنان در جامعه نیاز به کار تشکیلاتی داریم باید زنان قابلی برای رفتن به مجلس داشته باشیم تا توانایی هایشان را در مجلس نشان دهند.
طرح اعزام دختران به خارج از کشور برای تحصیل و اصلاح سهم ارث همچنین بروز کردن مهریه زنان از طرح های پیشنهادی من بوده است.
الهه کولایی از دیگر سخنرانان این همایش بود که در پاسخ به انتقاد خانم بهروزی که گفت مجلس ششم فقط به مسائل اجتماعی زنان می پرداخت و مجلس هفتم به مسائل خانوادگی گفت: در مجلس ششم اگرچه نگاه ما به مسائل اجتماعی زنان بود اما این بدان معنی نیست که از حفظ کیان خانواده غفلت کرده ایم بلکه برای حمایت از نهاد خانوده باید به نفع زنان قانون وضع کنیم آیا لایحه حمایت از خانواده در مجلس هفتم در تضاد با منافع خانواده و حفظ این کیان نیست چون دغدغه ما حفظ کیان خانواده بود باید قوانین مربوط به خانواده را اصلاح می کردیم. کسانی را به مجلس بفرستید که جامعه را به عقب بازنگردانند.
ژیلا شریعت پناهی پژوهشگر دینی و از فعالان کمپین گفت: اسلام دین مردسالار نیست اما زبان عربی زبان مردسالاری است. مانند زبان فرانسه و المانی. بنابراین هرجا که در قران یا ایها الذین امنو ،یا ایها الناس امده خطابش عام است و مرد و زن را باهم درنظر می گیرد.
وی معتقد است مشکل در تفسیر قران به سه دلیل مختلف روی داده است
1-مثلا در ترجمه کلمه"نشوز" که به عدم تمکین زن اطلاق شده در حالی که معنی این کلمه مقدمات رسیدن به فحشا هم برای زن و هم مرد است.همچنین درباره کلمه "ضربوهن" در سوره نور چنین توضیح داد که قران می گوید اگر مردی فهمید زنش ناسزه است باید اول با او صحبت کند سپس بسترش را از او جدا کند و در مرحله آخر می تواند او را بزند اما چه زدنی زدنی که جای زدن نمامد و با چوب مسواک این زدن به این علت امده که مرد عرب جاهلی بر علیه همسرش خشونت بیشتری مرتکب نشود و شاید اگر در این زمان این سوره نازل می شد چنین کلمه ای وجود نداشت.اگر پیامبر سکوت کرده بود مطمئن باشید مردان عرب خشونت زیادی در حق همسرانشان روا می داشتند.
2-تخصیص زدن قران با احادیث: در قران برای قصاص از اصطلاح النفس به النفس یاد شده یعنی جان در برابر جان و در سوره نساء نیز آمده زن و مرد از یک جان هستند بنابراین طبق این دو آیه دیه زن و مرد برابر است. آقایان درباره دیه به احادیث استناد می کنند درحالیکه در برابر نص صریح قران نباید حدیث ملاک باشد و ائمه فرموده اند اگر دیدید حدیثی را از قول ما نقل می کنند که در تضاد با قران است بدانید به ما دروغ بسته اند. حدیث معتبر نباید با قران تضاد داشته باشد. درباره هر حدیث باید به سلسله سند وابسته به آن توجه کرد همچنین باید در نظر داشت راوی حدیث معصوم نبوده و امکان سهو خطا نیز بوده است.
وی سومین مشکل را تفاسیر غلط ذکر کرد و گفت در تفاسیر حق ندارید زن و مرد کنید. آیاتی در قران درباره حق طلاق مساوی برای زن و مرد داریم. بر اساس این ایات زن می تواند تنها به سبب کراهت از شوهرش از او با بذل تمام مهریه یا بخشی از ان طلاق بگیرد اما برای مرد طلاق دادن زن سخت تر است چرا که باید حکم معرفی کند اما زن هروقت که خواست می تواند طلاق بگیرد و بنابراین می بینیم برخلاف قوانین مدنی ایران که طبق تحقیقاتم 90درصد با قوانین مدنی ایران تعارض دارد طلاق گرفتن زن از مرد آسان تر است.
شریعت پناهی گفت: بر اساس قران اگر مردی زنش را در حال همبستری با مرد دیگری دید نمی تواند هیچ کاری انجام بدهد مگر رجوع به قاضی و باید نزد قاضی برود و 4بار سوگند یاد کند و در نهایت بگوید لعنت خدا برمن اگر دروغ گفته باشم زن او نیز باید 4بار قسم بخورد و بعد بگوید لعنت خدا بر من اگر دروغ گفته باشم و اگر در نهایت زن این مسئله را انکار کند قاضی باید به نفع زن رای دهد درحالی که در قانون مدنی ما مرد می تواند در این شرایط بدون اطلاع به دادگاه همسرش را بکشد.
درباره تعدد زوجات وی معتقد است در زمانی که عرب جاهلیت هرتعداد که می خواست همسر انتخاب می کرد قرآن ان را به 4 نفر محدود می کند و بعد می گوید به شرط رعایت عدالت وچون نمی توانید عدالت را رعایت کنید بهتر است به یک زن اکتفا کنید.قران می گوید هیچ مردی نمی تواند بین دو زن به عدالت رفتار کند.
نسرین ستوده حقوق دان و از وکلای کمپین یک میلیون امضاء نیز گفت: جنبش زنان ایران در طول 100 سال اخیر هم به ارتقای کمی و هم کیفی رسیده است هرچند که فشارهای بی سابقه ای را نیز متحمل شده است. چرا جنبش زنان در ایران اوج گرفت و زنان پای هزینه هایی که باید پرداخت کنند نشسته اند؟ این بدین علت است که زنان خواسته های خود را شفاف کرده اند و برای استمرار آن تلاش می کنند. اولین گام در تبعیض بین دختر و پسر در قانون مدنی ما سن بلوغ متفاوت بین آنهاست و اینکه قانون مدنی ما بین دختر 9ساله و زن 40 ساله فرقی نمی بیند. در حالی که از نظرعلم روانشناسی انتظار بیش از حد از بچه نوعی کودک آزاری است و این قانون جامعه ما را به سوی کودک آزاری گسترده سوق می دهد. وی در ادامه افزود اگر بلوغ فکری زن و مرد تا این اندازه متفاوت است پس چرا بر طبق قانون مدنی ما شهادت یک زن به تنهایی قابل قبول نیست؟
یکی دیگر از ضعف های قانون مدنی ایران سن ازدواج برای دختر و پسر است در سال 81 حداقل سن ازدواج برای دختر 13 سال درنظر گرفته شد و البته پدر می تواند دختر زیر13 سالش را نیز به شرط دادن حکم از سوی دادگاه شوهر دهد. و این مسئله ای است که در روستاهای ایران شایع است وی اظهار کرد در همه جای دنیا قاچاق زنان با عقد ازدواج اتفاق می افتد در کشورهایی که سن ازدواج در انها پایین است دختران به راحتی قاچاق می شوند.
قانون تعدد زوجات و صیغه سبب بالا رفتن نرخ جنایت، همسرکشی و سایر آسیب های اجتماعی می شود. بچه های حاصل ازتولد ازدواج های موقت اگر بزهکار شوند نباید تعجب کرد.
شهلا اعزازای استاد جامعه شناسی نیز گفت: طبق تحقیقات 91 درصد زنان و مردان مخالف چند همسری و ازدواج موقت هستند.
در حال حاضر قوانین ما منطبق بر شرایط حاکم بر جامعه ما نیست چرا که به عنوان مثال در تحقیقاتی که به عمل امده مشخص شده است 94درصد دختران و 84درصد پسران موافق یکسان بودن قدرت در خانواده هستند. همچنین 91درصد زنان و مردان مخالف چندهمسری و ازدواج موقت می باشند. بنابراین مردم ما به دنبال تشکیل خانواده بر اثر عشق هستند اما دولت ما برعکس ازدواج موقت را برای ارضای نیازهای جنسی مردان ترویج می کند و درحالی که مدام سعی در تشویق افراد به ازدواج است 28درصد جوانان فکر می کنند هرگز قصد ازدواج تا آخر عمرشان را ندارند.
72درصد جامعه وظیفه زن را فقط خانه داری نمی دانند بلکه معتقدند زنان باید کار کنند و نان آوری هم کار زن و هم کار مرد است بنابراین دولت موظف است برای همه افراد امکان اشتغال را فراهم کند چرا که در عصر حاضر خانواده برپایه عشق شکل می گیرد نه تامین معاش این تفاوتی است که خانواده مدرن با خانواده ماقبل صنعتی که ازدواج به سبب تولید صورت می گرفت دارد بنابراین دولت باید شکاف بین قوانین با واقعیت جامعه را در حال حاضر پرکند.
اگر تاکید دولت بر محیط گرم خانواده است باید قوانینی تصویب کند که این محیط را تهدید نکند زمانی کانون خانواده گرم است که خانواده ترکیب زن،مرد و فرزندان باشد نه ترکیب مرد،زنان و فرزندان. چنین ترکیبی به ایجاد ناهنجاری در جامعه می انجامد.
هر اندازه دولت متوسل به راه حل های سنتی برای حل مشکلات جامعه کنونی شود نه تنها سبب تشدید مشکلات می شود بلکه مشکلات دیگری بوجود می آید.
ناهید کشاورز دانشجوی دکتری جامعه شناسی و از فعالان کمپین نیز گفت: اسناد تاریخی نشان دهنده تلاش پیگیر زنان در سال های انقلاب مشروطه و حتی پیش از آن است. این زنان چه می خواسته اند؟ دستیابی به آموزش، تغییر برخی قوانین ظالمانه و تغییر عرف سرکوبگری که زنان را نیمه پست بشر می دانست. در فردای بعد از انقلاب اشاره کرد و گفت زنان اولین گروه هایی بودند که به تهاجم به حقوق خود و نقض آزادی های فردی اعتراض کردند. این اعتراض ها البته در جامعه آن روز ایران نادیده گرفت شد و حتی برخی از نیروهای «ترقی خواه» که با برابری حقوقی زنان در تئوری مخالفتی نداشتند اما مسائل زنان را در آن زمان حاشیه ای می دانستند و از زنان در آن زمان حمایت نکردند. سرکوب های بعد و شرایط جنگی کشور صدای زنان را به حاشیه برد.
اگر چه رئیس جمهور خاتمی با وجود طرح بحث شایسته سالاری هیچ زنی را به کابینه خود به عنوان وزیر راه نداد اما مسلط شدن گفتمان دمکراسی خواهی، حقوق بشر و جامعه مدنی به زنان این فرصت را داد تا هر چه بیشتر به گسترش گفتمان برابری خواهی در جامعه بپردازند. آنان در این فضا تلاش کردند با گسترش انجمن ها و تشکل های مستقل خود به طرح مسائل زنان بپردازند و از سال 84 و 85 با گسترش کمپین های مختلف در حوزه زنان و به ویژه در کمپین یک میلیون امضاء خواسته های خود را به طور مشخص مطرح کنند و در عرصه ملی این خواسته ها را مطرح کنند.
با تصویب قطعنامه جدید
آغاز مرحله جدید
زمین گیر شدن مقامات ج. اسلامی
سومین قطعنامه تحریم های شورای امنیت علیه ایران، سرانجام وعلیرغم همه خوش بینی ها و تبلیغاتی که بصورت جشن و پایکوبی در روزهای اخیر و بدنبال گزارش البرادعی راه انداخته بودند تصویب شد.
از 15 عضو شورای امنیت، تنها اندونزی که پرجمعیت ترین و بزرگترین کشور مسلمان جهان است به این قطعنامه رای ممتنع داد. با آنکه از قبل اعلام شده بود که این قطعنامه موجب محدودیت های جدید برای سفر مقامات ایرانی( بویژه آنها که در فعالیت های اتمی ایران سهم دارند) و فعالیت بانکی ایران خواهد شد، اما اکنون باید منتظر جزئیاتی بود که معمولا چند روز پس از تصویب قطعنامه ها به مطبوعات راه پیدا می کنند. بند مربوط به جلوگیری از سفر مقامات اتمی ایران به کشورهای جهان، چنان بی انتهاست که به این بهانه می توانند جلوی تحرکات دیپلماتیک جمهوری اسلامی را نیز در صحنه جهانی بگیرند.
به عقيده نماينده روسيه در سازمان ملل، محتواي قطعنامه مصوبه شوراي امنيت درباره ايران متوازن بوده و پيام ضرورت همكاري با جامعه بينالمللي را براي ايران در بر دارد.
روسيه محتواي قطعنامه 1803 مصوبه شوراي امنيت درباره ايران را متوازن دانسته و بر اين باور است كه قطعنامه جديد اين ويژگي را دارد كه براي ايران پيام ضرورت همكاري با جامعه بينالمللي را در بر دارد.
بشار جعفري، نماينده سوريه در سازمان ملل متحد در واکنش به صدور قطعنامه هزار و هشتصد و سه شوراي امنيت عليه برنامه صلحآميز هستهاي ايران گفت: شوراي امنيت شتابزده عمل کرد و پا را از گزارش محمد البرادعي، مدير کل آژانس بينالمللي انرژي اتمي فراتر گذاشت.
به گزارش شبکه تلويزيوني العالم، بشار جعفري در مقر سازمان ملل متحد در نيويورک گفت: موضوع مهم و اساسي براي ملتهاي منطقه آن است که سلاحهاي هستهاي در منطقه گسترش پيدا نکند. جنبههاي فني مربوط به غنيسازي اورانيوم يک موضوع مهم و اساسي نيست، زيرا جنبههاي فني به آژانس بينالمللي انرژي اتمي مربوط ميشود.
نماينده اندونزي با بيان اين كه با توجه به گزارش آژانس بينالمللي انرژي اتمي مبني بر اين كه با همكاريهاي ايران با آژانس، پيشرفتهاي مؤثري در پرونده هستهاي اين كشور به دست آمده است، اين قطعنامه را مؤثر ندانست...
سخنرانی البرادعی
آب سرد را دیروز، البرادعی
روی سر ذوق زده ها ریخت!
همزمان با آغاز مذاکرات در شورای امنیت و تصویب قطعنامه جدید علیه ایران، جلسه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز در وین تشکیل شد. موضوع اصلی این جلسه نیز پرونده اتمی ایران بود.
سخنرانی البرادعی در این نشست، آب سردی بود بر آتش مقامات جمهوری اسلامی که با انتشار آخرین گزارش او از شادی "گُر" گرفته بودند و برای هم نامه های تبریک می فرستادند.
البرادعی در همین نشست گفت که ایران باید به خواست آژانس پاسخ داده و پیرامون تولید سلاح اتمی توضیح بدهد. با این که ایران به بسیاری از سوالات درباره برنامه های گذشته خود پاسخ داده، این سوال جدی هنوز بدون پاسخ باقی مانده است.
البرادعی در همین سخنرانی که در بخش های خبری "یورونیوز" گوشه هائی از آن پخش شد، یکبار دیگر از ایران خواست به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل تمکین کرده و غنی سازی را متوقف کند!
ايران باید به اتهامات مطرح شده درباره وجود برنامه پنهاني اتمي خود شفافسازي كند، تا آژانس بتواند به نگرانيها پاسخ دهد.
هم خبرگزاری های داخلی و هم صدا و سیمای جمهوری اسلامی از سخنرانی البرادعی این دو بخش را حذف کرده و با بزرگ کردن آن بخش که وی گفته ایران به برخی سئوالات پاسخ داده، تلاش کردند، شادی اولیه خود را حفظ کنند و در گرما گرم انتخابات و شب عید، کام مردم را تلخ نکنند و همچنان روی موج تبلیغات عوام فریبانه جلو بروند!!!!
آخر چرا؟؟؟و به چه دلیل و با چه انگیزه ؟؟؟؟
زندان رجائی شهر
این روزها "ول وله" اصلاحات است!
فعالان حقوق بشر
چند روزیست که می گویند سفیری از جبهه عدالت در راه است ولی کیست ؟ از کجاست؟ سمتش چیست؟ نا معلوم است!
اما هر چه که هست یک چیز مشخص است آقای، خیلی آقای پرزوریست که همه چیز و همه کس را در زندانی مثل رجایی شهر که متولیانش حتی با آمدن کله گنده ترین بازرسین ککشان هم نمی گزد و در این اواخر حتی برای رئیس سازمانشان هم تره خرد نمی کردند به تکاپو وا داشته. تقریبا یک هفته ای بیشتر است که به برکت و بهانه نیم نگاهی به خبری نسبت به ورود این شخص و احتمالا همراهانش در هر اندرزگاه ده ها نفر مشغول تکاپو هستند. از واحد نقاشی و آهنگری و تاسیسات و کارگری و بنایی گرفته تا تزئینات و طراحی، خلاصه شبانه روز کار می کنند.
یکی لوله میکشد، یکی سنگ می تراشد و یکی در حال آوردن و جایگزین کردن تخت آهنی بجای چپرها و دخمه های پارچه ای در حسینیه هاست که در هر یک از آنها تا دیروز بیش از 90 نفر در 120 متر جا زندگی می کردند و یکی دیگر زندانیان را بر مبنای مقتضای زمان جا به جا و تفکیک می کند و تقریبا تلاش می کند که اندرزگاه ها را همطراز کند.
دیگری تعداد زیادی را هرطور شده حتی با دادن چند cc متادون وادار به رنگ آمیزی فوق سرعتی نموده، آن دیگری چراغ خانه ای(آشپزخانه) را که زندانیان خوابش را هم نمی دیدند راه اندازی می کند و آن دیگری نیز در این بین از قافله عقب نمانده و لامپ نصب میکند و تهویه ای را که زندانیان سالها آرزوی داشتنش را داشتند، نیز عده ای فیلم بردار آماتور از سازمان زندان ها برداشته و جاهایی که متعلق به کادر و پرسنل زندان است و اعیان نشین زندان محسوب می شود و هیچ ارتباطی به زندان ندارد را به زندانیان منتسب و بطور فرمایشی و نمایشی نشان داده و از آن فیلم برداری می کنند که بتوانند کسانی را بفریبند که بله از این امکانات زندانیان استفاده می کنند. در حالی که تعداد زیادی از زندانیان از هیچ کدام از این امکانات حتی اطلاعی ندارند و بهره مند هم نیستند .
آن طرف تر هم عده ای مشغول بازدید وجب به وجب محدوده داخلی بناها هستند که جایی بدون ترمیم و رنگ و لعاب باقی نماند. در این بین دادن رنگ و رو و کمیت مهم است، اگر کیفیت هم نداشت زیاد مهم نیست همین که این بازدید را بتوان با آن رد کرد خود موفقیت است. حال ملات کاشی کاری گچ باشد و یا سیمان یا خاک خالی فرقی نمی کند.
آنقدر وضعیت اضطراری و حیاتی است که "سهراب سلیمانی" مدیرکل زندان های تهران هم برای سرکشی وضعیت و پیشبرد عملیات پاکسازی و ترمیم و نوسازی در زندان رجایی شهر خود در مورخه 8/12/86 حضور یافت . همینطور "علی اکبری یثاقی" رئیس کل سازمان زندانهای کشور برای بازدید قبل از بازدید شاهرودی روز گذشته مورخه 12/12/86 به این زندان مراجعه و شخصاً در جریان آخرین صحنه سازیها قرار گرفت . هر چه هست، از برکت خبر حضور این آقای پر زور است ؟!
بازداشت
فرمانده نیروی انتظامی تهران
با 6 زن برهنه در یک خانه!
سردار سرتیپ پاسدار "زارعی" فرمانده نیروی انتظامی استان تهران و مسئول مستقیم اجرای طرح باصطلاح مقابله با اوباش در یک خانه فساد و در حالیکه با شش زن سرگرم عیش و نوش بود بازداشت شد. این بازداشت بدستور مستقیم آیت الله شاهرودی و از روی سر قاضی مرتضوی دادستان مرکز صورت گرفت و همین مسئله برای 48 ساعت به تند ترین واکنش ها در قوه قضائیه انجامید.
از آنجا که شاهرودی حدس می زده قاضی مرتضوی با توجه به رابطه بسیار نزدیکی که با "زارعی" دارد، او را از ماجرای بازداشت مطلع کرده و نجات خواهد داد، طرح بازداشت "زارعی" بدون اطلاع او صورت گرفت.
حتی گفته می شود برکناری رئیس دادگاه فرودگاه نیز در همین ارتباط و برای کور کردن پیوندهای وی با مرتضوی و زارعی صورت گرفته است.
صدور قرار وثیقه و آزادی زارعی و جلوگیری از پخش خبر به بهانه عدم تضعیف نیروی انتظامی نیز به معنای پایان کشاکش تند بین شاهرودی و مرتضوی نیست و در روزهای اخیر این مسئله در شعب دادگاه ها و دادسرای تهران بر سر زبان قضات و روسای این شعب و دادسراست.
در شعبه.... دادگاه های تهران، رئیس دادگاه، رئیس دفتر و حتی منشی دادگاه گفتند که شاهرودی تاکنون یک قدم از مجازات شدید زارعی عقب نشینی نکرده و بیت رهبری هم خواهان اجرای قانون شده است، اما بدون سرو صدا و پس از انتخابات!
مبنای اولیه تحقیقات مردم محلی بوده اند که خانه فساد در آن برپا بوده است. مردم این خانه را بعنوان خانه ای مشکوک معرفی می کنند و روز حمله به این خانه، سردار زارعی در کنار شش زن و دختر و در شرایطی زننده بازداشت می شود.
زنانی که در آن خانه بوده اند نیز بازداشت شده اند و در جریان بازجوئی و تحقیقات گفته اند سردار زارعی از ما خواسته بود لخت شده و دسته جمعی به صف شده و نماز بخوانیم!!!!
مناظره قاضي و متهم
در دادگاه «انصارنيوز»
جلسه رسيدگي به اتهامات حميد استاد مديرمسوول سايت «انصارنيوز» به شکايت سيدحسين موسويان و مجمع تشخيص مصلحت نظام در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان و به صورت علني برگزار شد.
قاضي حسينيان در ادامه گفت؛ شما هم در سايت تان به بيگانگان اطلاعات مي دهيد.
استاد با بيان اينکه ما اخبار فارس و کيهان را کار مي کنيم، توضيح داد؛ وزير اطلاعات مجرب ترين کارشناس امنيتي است.
قاضي حسينيان گفت؛ آيا شما نواري از وزير اطلاعات داريد که واقعاً اين حرف ها را گفته باشد؟
استاد اظهار داشت؛ مي توانيم نوار آن را پيدا کنيم. علاوه بر اين اگر اين طور نبود، وزير اطلاعات اين مطالب را در اختيار افکار عمومي قرار نمي داد و صريحاً نمي گفت که موسويان به بيگانگان اطلاعات داده است.
حسينيان در ادامه تصريح کرد؛ شما در خبر ديگري مطالبي به نقل از يک روزنامه ايتاليايي نقل کرده ايد.
وي در پاسخ به حميد استاد که مي گفت اين خبر نقل قول بوده، گفت؛ آيا شما مي گرديد يک جا ورق پاره يي پيدا کنيد که آن را چاپ کنيد؟ ممکن است يک فرد ضدانقلاب هم يک چيزي را بگويد.
پوربابايي در اين ميان اظهار کرد؛ به نظر شما آيا من مي توانم به نقل از سيا، موساد، جرج بوش يا کا گ ب مطالبي درج کنم؟ قطعاً اين طور نيست.
حسينيان خطاب به حميد استاد اظهار کرد؛ زماني افرادي از مشارکت تندروي هايي انجام دادند که به تحصن انجاميد و همين باعث ردصلاحيت بسياري از آنها در انتخابات مجلس شد.
استاد گفت؛ آنها که خائن بودند.
حسينيان خاطرنشان کرد؛ شما هم تندروي هايي مي کنيد که نتايج بدتري دارد. بايد مواظب باشيد که از چارچوب شرع و قانون بيرون نرويد.
استاد گفت؛ ما از اين چارچوب بيرون نرفته ايم.
قاضي حسينيان يادآور شد؛ هر کس سايت شما را بخواند از اين ادبيات مشمئز مي شود.
حميد استاد اظهار کرد؛ الحمدلله ما در تمام کارها نيروي ميداني خط مقدم و در صف اول بوديم. اين اتهامات را هم پاسخ مي گوييم چرا که از حرف حق واهمه يي نداريم.
در پايان جلسه دادگاه، قاضي حسينيان اعلام کرد پرونده براي رفع نقص راجع به اتهام توهين، تشديد قرار و تصميم گيري راجع به ادامه فعاليت سايت به دادسرا ارجاع مي شود......
حمله نماینده ولی فقیه درکیهان به
مهندس ميرحسين موسوي
چرا از تحریف کلام امام دفاع می کنید؟
حسين شريعتمداري نماینده ولی فقیه در كيهان در يادداشت روز اين روزنامه با اشاره به تاييد سخنان محتشميپور درباره نظريه امام در مورد نهضت آزادي، توسط ميرحسين موسوي نوشت: جناب آقاي مهندس موسوي اگرچه طي 10 سال گذشته در مقابل انبوه بي حرمتي هاي مدعيان اصلاحات به ارزش هاي اسلام، انقلاب و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام(ره) سكوت غيرقابل توجيهي داشته است ولي گمان نمي رفت و نمي رود كه خود ايشان نيز به جماعت تحريف كنندگان كلام حضرت امام(ره) بپيوندند! و مخصوصاً از تحريفي حمايت كنند كه به نفع نهضت آزادي -يعني گروهي كه به قول حضرت امام(ره) در خط آمريكاست- صورت گرفته است. اما، متأسفانه آقاي مهندس موسوي برخلاف آنچه انتظار مي رفت و كيهان نيز منتظر آن بود نه فقط اظهاراتي كه به وي نسبت داده شده را تكذيب نكرده اند بلكه با سكوت خود زمينه بهره برداري بيشتر از آن را نيز فراهم آورده است. بنابراين ضمن آن كه هنوز هم احتمال دروغ پردازي دوم خردادي ها از قول ايشان را منتفي نمي دانيم، ولي جايگاه حضرت امام(ره) و رهنمودهاي صريح آن بزرگوار عظيم تر و مقدس تر از آن است كه تحريف سخنان حضرتش قابل تحمل باشد... آقاي محتشمي پور در اظهارات خود، به تطهير نهضت آزادي پرداخته و اين تطهير را به حضرت امام(ره) نسبت داده است و حال آن كه ادعاي ايشان- و ادعاي آقاي مهندس موسوي كه از اين تحريف حمايت كرده است- با سخن صريح و مكتوب امام راحل(ره) درباره نهضت آزادي تضاد كامل دارد و از قضا -كه باعث عبرت نيز هست- كلام مكتوب و صريح حضرت امام(ره) پيرامون عدم صلاحيت نهضت آزادي در پاسخ به نامه خود آقاي محتشمي پور -هنگامي كه وزير كشور بود- نوشته شده و هر دو نامه -نامه محتشمي پور و پاسخ حضرت امام(ره)- نيز در جلد 20 صحيفه امام(ره) موجود است. بنابراين بايد از آقاي مهندس موسوي پرسيد حضرتعالي براساس كدام دليل و سندي از تحريف كلام امام توسط آقاي محتشمي پور حمايت مي فرمائيد؟!
به گفته "حیدر آبادی" مشاور بلندپایه دولت عراق، از آنجاکه ایرانیان از سوی آمریکایی ها احساس خطر می کنند، در تلاشند تا این احساس را تلافی کنند. هر زمان که آمریکا بر ایران خارج از عراق فشار وارد می کند، آنها در عراق پاسخ این کشور را می دهند و ما بهای این تقابل را با خون می دهیم.!!!!

"برزو درآگاهي" خبرنگار ويژه روزنامه آمريكايي لوس آنجلس تايمز در گزارشي به ديدگاه كنوني مردم عراق نسبت به جمهوري اسلامي ايران پرداخته و مدعي است: بسياري از مردم اين كشور نقش ايران را در امور داخلي شهر بصره به نوعي دخالت و براندازي قلمداد مي كنند.
به گزارش پايگاه خبري كانزاس سيتي آمريكا ، اين نويسنده مي نويسد: "حسين عتاب" استاد علوم سياسي عراق پس از سرنگوني "صدام حسين" در سال 2003 ، سه بار به ايران سفر كرده و ضمن ديدار از اماكن مذهبي ايران، اين كشور را به عنوان بزرگترين، غني ترين و قوي ترين همسايه مسلمان شيعه عراق در شرق ستوده است.
اما در همين حال احترام خاص وي به دولت ايران به واسطه آنچه از طرف وي و بسياري از مردم عراق دخالت ايران در امور داخلي شهر بصره خوانده مي شود، كاهش يافته است.
"عتاب" كه خود يك شيعه است، مي گويد: ما تصور مي كرديم ايران دست دوستي به سوي ما دراز كرده است، اما به نظر مي رسد كه اين كشور، عراق را به عنوان يك كارت بازي انتخاب كرده و ما نمي خواهيم بدين وسيله مورد استفاده قرار گيريم.
"محمود احمدي نژاد" رئيس جمهوري ايران سفر دو روزه خود به عراق را آغاز كرده، اما به ادعاي اين خبرنگار، سياستمداران عراقي درحالي كه از وي استقبال به عمل مي آورند، مي گويند رئيس جمهوري ايران و اطرافيان ماجراجوي وي بخشي از مشكل به شمار مي روند.
از آنجاكه عراق يك كشور عرب و ايران يك كشور فارس است، روابط بين تهران و رهبري شيعه حاكم كنوني بغداد تعميق مي يابد. اما حتي در ميان اكثريت مسلمان شيعه عراق نيز كه به ايران به عنوان حامي و پشتيبان خود نگاه مي كنند، نگراني هاي درخصوص بلندطلبي هاي استراتژيك و مانورهاي تاكتيكي ايران در عراق ملموس است. بسياري بر اين باورند كه عراق در خصومت 30 ساله بين آمريكا و ايران، به عنوان يك زمين جنگي در نظر گرفته مي شود و نداي وجدان تهران نسبت به قرباني كردن عراقي ها و ثبات اين كشور در جهت دستيابي به اهداف استراتژيك خود، ضعيف است.
به گفته "حيدر آبادي" مشاور بلندپايه دولت عراق، از آنجاكه ايرانيان از سوي آمريكايي ها احساس خطر مي كنند، در تلاشند تا اين احساس را تلافي كنند. هر زمان كه آمريكا بر ايران خارج از عراق فشار وارد مي كند، آنها در عراق پاسخ اين كشور را مي دهند و ما بهاي اين تقابل را با خون مي دهيم.
آیا جز این است که وقتی منتقدان له می شوند و مداحان بر صدر می نشینند و قدر می بینند، صدای مظلومان در هیاهوی تمجیدها و تملق ها گم می شود و مجریان اداره کشور، چنان شیفته خود می شوند که فکر می کنند صاحب معجزاتی بس شگرف شده و مردم را به نان و نوا رسانده اند و هیچ دردی در جامعه باقی نمانده جز غم تاریخی فلسطینیان و هیچ رسالتی برایشان باقی نمانده جز نابودی فوری غرب!
ماجراي مرد 45 ساله، "ظاهرا به خير گذشت؛ او روز يازدهم اسفند امسال، به بالاترين طبقه ساختماني در خيابان فاطمي تهران رفت تا خودش را از آن بالا پرت كند و خلاص!
از 14 ماه پيش تاكنون، او هيچ حقوقي نگرفته است. پليس و ماموران آتش نشاني، پيش از آنكه او خودش را بكشد به محل رسيدند و با مشغول كردن او، توانستند او را بگيرند و نجات دهند... .
اين، اما، ظاهر ماجراست. مرد، هر چند در روز يازدهم اسفند، از خطر سقوط نجات پيدا كرد ولي واقعيت زجرآور اين است كه او، از مدت ها پيش سقوط كرده است؛ نه فقط او، بلكه بسياري ديگر كه زير بار هزينه هاي سنگين زندگي، كمرشان شكسته است و بسياري از آنها، آرام و بي سروصدا و البته، مظلومانه مي ميرند و صداي خرد شدن استخوان هايشان را فقط خودشان مي شنوند، فقط خودشان و نه سياست بازاني كه اين روزها در انديشه شعارهاي تبليغي براي پوسترهايشان هستند و نه دولتمرداني كه قرار بود پول نفت را عادلانه و مهرورزانه بر سر سفره هاي مردم بياورند و نه حتي نمايندگان مردم، آنان كه سالهاست در خانه ملت جا خوش كرده اند و به نطق هاي پيش از دستورشان دلخوش اند!
خيلي ها از فقر و نداري و در حالي كه بر دريايي از معادن گرانبها و در حالي كه نفت شان را 100 دلار مي فروشند، خود را كشته اند، بيش از آنها، بسيار بوده اند و هستند كه به "جرم نداشتن پول" (و چه جرم وحشتناكي) مرده اند، چون پول پزشك، پول بيمارستان، پول دارو، پول تغذيه مناسب و ... نداشته اند؛ مرگ اينان را البته هيچكس خبردار نشده است، واقعا چه اهميتي دارد كه يك فرد فقير بميرد؟! در گواهي فوت آنها هم قيد نشده است كه علت مرگشان فقر بوده است، بي كفايتي مديران جامعه بوده است و بي تدبيري نمايندگان مردم .
بودجه دوهزار میلیاردی ایران
برای بازسازی
اماکن مذهبی عراق
ایران در آستانه سفر رییسجمهور این کشور به عراق، اعلام کرد، دو هزار میلیارد ریال برای بازسازی حرم امامان شیعه در سال آینده در شهرهای مذهبی، کربلا، نجف و سامرا اختصاص داده است.
معاون فرهنگي و امور بينالملل ستاد "بازسازي عتبات عاليات" گفت:" تمام هزينههاي اين صحن توسط خيرين ايراني تأمين خواهد شد."
"علي ميرانوری" تاکید کرد، ایران همچنین قصد دارد حرم امام اول شیعیان را در مدت 10 سال و در 140هزار متر مربع بسازد.
هزینه انجام این پروژه در این مدت، هشتهزار میلیارد ریال اعلام شده است.
شهرهای کربلا، نجف و سامرا هر سال شاهد حضور میلیونها ایرانی به منظور زیارت حرم امامان شیعه است.
خبرگزاری فرانسه چهارشنبه هفته گذشته در آستانه چهلمین روز کشته شدن امام سوم شیعیان خبر داد، بیش از شش میلیون زائر در این شهر گردهم آمدند.
از قدیم گفته اند : چراقی که به خانه رواست ، به مسجد حرام است . ...آن هم برای همسایه !...
«صدای زنگ خطر را نمی شنويد؟!»
جواد حسينی

۶ روز پيش با لحنی صريح همانند هميشه واقعيت را بيان کرد. آن روز هيچ کس تصور نمی کرد چند روز بعد رييس فدراسيون فوتبال در خبری رسمی نام علی دايی را به عنوان سرمربی تيم ملی اعلام کند.
تلفن اش بوق اشغال می زد اما پس از تماس های پی در پی تلفن اش آزاد می شود تا با او حرف بزنيم، قبل از هر حرفی می گويد: «اميدوارم در راه انجام اين مسؤوليت سربلند شوم.»
آقای دايی تبريک می گوييم، رييس فدراسيون فوتبال رسما شما را به عنوان سرمربی تيم ملی معرفی کرد.
< بله، مذاکراتمان به پايان رسيد و قرار شد از اين پس در خدمت تيم ملی باشم.
خبر سرمربيگری شما همه را شگفت زده کرد.
< تصميم دوستان اينگونه بود که در آرامش همه چيز پيش برود.
آينده را چگونه پيش بينی می کنيد؟
< من قبلا هم گفته ام نبايد گروه ايران را يک گروه آسان و ساده تصور کنيم. فوتبال هميشه سخت بوده و هست اما با توانايی های موجود در فوتبال ايران می توان به آينده اميدوار بود.
سرنوشت سايپا چه می شود؟
< با هماهنگی به عمل آمده قرار شده فعلا تمرينات سايپا را هم زير نظر داشته باشم اما يقين دارم با مديريتی که باشگاه سايپا دارد هيچ مشکلی به وجود نمی آيد. درست است که قرار است با تيم ملی کار کنم اما هيچ گاه خاطرات خوب سايپا را فراموش نمی کنم.
درباره همکارانتان تصميمی گرفته ايد؟ دستياران شما چه کسانی خواهند بود؟
< فعلا هيچ چيز مشخص نيست، بايد طی روزهای آينده صحبت ها و مذاکرات اوليه را انجام دهيم، سپس نام همکاران خود را اعلام کنيم.
انتظار سرمربی تيم ملی از مردم و رسانه ها چيست؟
< اميدوارم به لطف خدا شرايط برای موفقيت تيم ملی فراهم شود. فوتبال ما شايستگی های فراوانی دارد که تمام حريفان ما از اين موضوع واهمه دارند لذا بايد دست به دست يکديگر بدهيم تا فوتبال ايران دوباره به جايگاه واقعی خود در سطح دنيا برسد. من و تمام کسانی که در حال حاضر به نوعی جزو خدمتگزاران فوتبال هستيم به يک چيز فکر می کنيم و آن چيزی نيست جز نام ايران که بايد سربلند باشد. به شخصه از تمام افرادی که با من تماس گرفتند و تبريک گفتند ممنونم و اميدوارم با همت بچه ها و لطف خداوند متعال تيم ملی را به جام جهانی ببريم تا مردم ايران شاد و خرسند شوند.
ليست تيم ملی کی اعلام می شود؟
ان شاءالله طی چند روز آينده.
از کويت شناختی داريد؟
< قرار است دوستان اطلاعات فنی را در اختيارم قرار دهند تا با کوله باری پر به کويت سفر کنيم.
سرمربی تيم ملی چه زمانی برنامه های خود را برای آينده اعلام می کند؟
< به زودی ان شاءالله. قرار است جلسه ای در فدراسيون فوتبال داشته باشم، سپس طی يک جلسه مطبوعاتی تمام برنامه های خود را اعلام می کنم.
بنا به نوشتۀ روزنامۀ لوموند، سه روز پس از ارائۀ گزارش محمد البرادعی به شورای حکام، معاون وی، اولی هاينونن در نشستی در پشت درهای بسته، اسنادی را به شورا ارائه داد که نشان می دهد ايران پس از سال دوهزار و سه به فعاليت خود برای ساختن يک کلاهک هسته ای ادامه داده است.
اسنادی که هاينونن - که از سال ۲۰۰۵، رياست هیأت های بازرسی آژانس را در خصوص برنامۀ اتمی ايران بعهده دارد - ارائه داد، مربوط به سه پروژه در برنامۀ اتمی ايران بود: يکی دربارۀ تبديل دی اکسيد اورانيوم، دومی دربارۀ مطالعه در خصوص مواد انفجاری بسيار قوی و سوم مربوط به سوار کردن کلاهک بروی موشک است.
در اين جلسه، اولی هاينونن با تشريح نقشه ها و فيلم هايی ازاين نظريه دفاع کرده است که مطالعات و مدارک موجود که تاريخ تدوينشان بين نهم ژوئیۀ ۲۰۰۳ تا چهاردهم ژانویۀ ۲۰۰۴ است، جز در جهت کار گذاشتن کلاهک هسته ای - و نه کلاهک ميکروبی بروی موشک شهاب سه- انجام نشده است.
اولی هاينونن گفت:" اين جمعبندی را با تکيه بر مدارک و اطلاعات سه منبع انجام داده است. اول اطلاعت سرويس های اطلاعاتی چند کشور، دوم مدارک خود آژانس و سوم شبکه هايی که ايران بريا خريد قطعات به آنها متوسل می شده است".
در پايان نشست- نمايندۀ انگلستان در آژانس از اينکه برخی اسناد مربوط به پس از تاريخ ۲۰۰۳ بوده، تعجب کرده است.
نمايندۀ ايران، علی اصغر سلطانيه، اصالت اسناد ارائه شده را زير سوأل برد و گفت:" آزانس از محدوۀ اختياراتش پا را فراتر گذاشته است".
جمعبندی اولی هاينونن درست پيش از نشست شورای حکام و نيز قبل از نشست شورای امنيت منتشر می شود. در اين نشست، قرار است قطعنامۀ سومی عليه ايران تصويب شود.
گزارش هاينونن، نشان دهندۀ وجود اختلاف نظر در داخل آژانس است که خود بازتابی است از نظرات متفاوت درشورای امنيت دربارۀ اهميت و نقش فعاليت های هسته ای ايران و شيوۀ برخورد جامعۀ بين المللی با آن
رئيس دانشگاه تهران گفت: برای هيچ ماموريت ويژه ای به دانشگاه تهران نيامده ام بنده دانشگاهی ام و از سال ۵۶ دانشگاه تهرانی هستم. اکنون نيز در جايگاه خدمت به دانشگاه تهران قرار گرفته ام.
به گزارش رسیده ، فرهاد رهبر در اولين نشست خبری سی و يکمين رئيس دانشگاه تهران در پاسخ به سئوالی با اين مضمون که چرا پس از معاونت رياست جمهوری حاضر به پذيرش مديريتی در سطح رئيس دانشگاه شده است، گفت : مسئوليتها همه اعتباری هستند چه کسی گفته است رئيس سازمان مديريت بالاتر از رئيس دانشگاه تهران است، هر کسی نمی تواند رئيس دانشگاه تهران شود اما هر کسی می تواند وزير علوم شود.
وی افزود : بنده آدمی هستم که در هر سنگری که بگويند و البته به شخص بنده هم اثبات شود که می توانم در آن سنگر مفيد واقع شوم حضور پيدا می کنم.
رهبر در خصوص اينکه آيا سياستهای کاری وی با آيت الله عميد زنجانی تفاوت دارد، گفت: من ادامه دهنده راه عميد زنجانی هستم. آيت الله عميد زنجانی دانشگاه تهران را به سمتی هدايت کرد که در ميان ۵۰۰ دانشگاه برتر دنيا قرار گرفت. بنده به اين رتبه افتخار می کنم و ادامه دهنده راه وی خواهم بود.
رئيس دانشگاه تهران تاکيد کرد : نه تنها راه آيت الله عميد زنجانی بلکه راه گذشتگان دانشگاه تهران از جمله دکتر فرجی دانا و دکتر خليلی عراقی را نيز ادامه خواهم داد.
وی افزود: البته ممکن است سليقه مديريتی بنده با گذشتگان متفاوت باشد اما مسلم است مسير مديريت دانشگاه تهران در راستای ارتقای سطح علمی دانشگاه و قرار گرفتن دانش در خدمت جامعه است که اين همان استراتژی و هدفی است که آيت الله عميد زنجانی نيز همواره بر آن تاکيد می کرد.
رئيس دانشگاه تهران در پاسخ به سئوال خبرنگاران در خصوص اخراج برخی اساتيد در دوره رياست قبلی دانشگاه و اجرای احکام انضباطی برای دانشجويان گفت: دانشگاه سه پايه دارد و استاد و دانشجو و کارکنان اين سه پايه را تشکيل می دهند. يکی از مهمترين مسائلی که منجر به پيشرفت جامعه می شود نظم است. برای اينکه نظم برپا شود در هر جامعه ای مقررات تعبيه شده است و بی نظمی را نمی پسنديم.
رهبر افزود: با همه اساتيد رفيق هستم و به عنوان خدمتگزار در کسوت رياست دانشگاه تهران فعاليت می کنم اما هرگز بی نظمی را در هيچ جايی نمی پذيرم. در دوره بنده اگر از طرف فردی که حتی بالاترين استاد اين دانشگاه هم باشد موردی از بی نظمی اتفاق بيافتد ارفاق نمی کنم.
وی گفت: ترديد نکنيد که با بی نظمی مقابله می کنيم زيرا اگر وارد اين وادی نشويم نمی توانيم افق های بلندی را برای دانشگاه در نظر بگيريم. نظم يکی از اصول کار است و اگر بخواهيم بی نظمی را قبول کنيم به دانشگاه بی احترامی کرده ايم
داستان اورينتال کيش و سپاه پاسداران
زماني که آمريکا، سپاه پاسداران انقلاب ايران را در ماه اکتبر بخاطر مشارکت در امر تکثير و گسترش تسليحات و تأمين بودجه مالي تروريسم تحريم کرد، نام يک شرکت کوچک نفتي ايران با عنوان شرکت اورينتال نفت کيش را نيز در زمره ليست سياه قرار داد. به گفته وزارت دارائي آمريکا، اين شرکت يا در مالکيت سپاه پاسداران است و يا زير نظر سپاه اداره مي شود.
شرکت اورينتال نيز اعلام کرده است که اين اقدام آمريکا يک اشتباه بزرگ و سنگين است. همزمان با پافشاري آمريکا و متحدان غربي اش بر تحريم هاي مجدد سازمان ملل به منظور محدود کردن اهداف هسته اي ايران، پرونده اورينتال، چه سزاوار تحريم باشد چه نباشد، گواه بر عواقبي است که ليست سياه واشنگتن مي تواند بدنبال داشته باشد.
به گفته مديران و سهامداران اورينتال و بر اساس اسناد اين شرکت، سپاه پاسداران در سال 2006 مذاکراتي را در جهت خريداري شرکت اورينتال آغاز کرد. اما اين قرارداد هيچگاه به نتيجه نرسيد. در عوض، يک کنسرسيوم خصوصي اين شرکت را خريداري نمود.
تحريم ها، کسب و کار شرکت اورينتال را کساد کرده و باعث افزايش هزينه هاي آن شده اند. اين شرکت هم اکنون با ارسال نامه هايي به مقامات آمريکايي و ديپلمات هاي اروپايي در تلاش است نام خود را از زمره ليست سياه آمريکا درآورد. اورينتال با استخدام وکلاي آمريکايي به طور ناموفق تلاش کرده است پرونده خود را در واشنگتن به جريان اندازد. ابوالقاسم موسوي مدير عامل شرکت اورينتال مي گويد:" ما يک شرکت تجاري هستيم. ما مي خواهيم پول درآوريم و به اين مسأله فيصله دهيم."
به اعتقاد اقتصاددانان و تجار ايراني، تحريم هاي سازمان ملل و تحريم هاي يکجانبه آمريکا تأثير چنداني بر سياست خارجي ايران نداشته اند و در عوض به مردم عادي و شرکت هاي خصوصي لطمه زده اند. اما مقامات آمريکايي معتقدند که تحريم هاي سازمان ملل و اقدامات واشنگتن به دقت سران ايران را نشانه گرفته اند و تاکنون کارگر بوده اند. به گفته مقامات وزارت دارائي آمريکا، آنها همچنان نسبت به تصميم گيري خود در قبال شرکت اورينتال متعهد خواهند بود.
مقامات وزارت دارائي آمريکا دلايل موجهي براي اتخاذ موضع سختگيرانه در قبال شرکت اورينتال دارند. اين شرکت که از منابع نفت و گاز طبيعي سواحل درياي خزر و خليج فارس بهره برداري مي کند، در پاييز سال 2006 با مشکلاتي مواجه شد. به گفته مديران اورينتال، مالکان بخش خصوصي اين شرکت، از جمله سيروس ناصري نماينده اسبق ايران در سازمان ملل، بدنبال خريدار بوده اند. سپاه پاسداران يکي از طرفين ذي نفع است.
اما سپاه هرگز قراردادي را منعقد نکرده است. در عوض، يک کنسرسيوم به رهبري استراتس گروپ، يک شرکت مختلط خصوصي، پا به ميان گذاشت. به گفته مقامات استراتس، شرکت اورينتال براي اين کنسرسيوم، که تلاش مي کند سهام انرژي خود را افزايش دهد، يک قالب مناسب استراتژيک است.
شرکت استراتس يک شرکت کوچک ساختماني است که در دهه 1970 توسط محمد صدر هاشمي پايه گذاري شد. اين شرکت هم اکنون از محل بنگاه هاي معاملات ملکي، ساخت و ساز و سهام بانکي، سالانه 5 ميليارد دلار درآمد دارد. صدر هاشمي، تاجر مشهوري که قبل از انقلاب در ارتش خدمت مي کرد، اولين بانک خصوصي ايران، بانک اقتصاد نوين، را پايه گذاري کرده است.
او در مصاحبه اي خاطر نشان کرده است، شرکت استراتس قراردادهاي دولتي دارد، اما دولت هيچگونه مالکيت يا نفوذي بر شرکت او ندارد. به علاوه، اين شرکت هيچگونه قرارداد تجاري با سپاه پاسداران ندارد. مقامات شرکت IOEC نيز اعلام کرده اند که آنها هيچگونه ارتباطي با سپاه پاسداران ندارند و از اينکه نام شرکت اورينتال در ليست سياه واشنگتن آمده است، متعجب اند. وزارت دارائي آمريکا در ليست سياه خود نه نامي از شرکت استراتس و نه IOEC بخاطر ارتباط با سپاه پاسداران آورده است. نجف پزشکيان مشاور ارشد مدير عامل IOEC مي گويد، قرارداد اورينتال " يک فرصت عالي براي ما بود."
بر اساس اسناد فروش شرکت اورينتال، شرکت استراتس و IOEC در ژانويه 2007 قرارداد خريد شرکت اورينتال را امضا کردند. استراتس 51% سهام اورينتال، يکي از شرکت هاي وابسته به استراتس 1% سهام و IOEC 48% سهام اين شرکت را خريداري کرده اند.
موسوي در نامه اي به دفتر نظارت بر اموال خارجي در وزارت دارائي آمريکا، که با مقوله تحريم ها سر و کار دارد، درخواست کرده است نام شرکت اورينتال از ليست سياه واشنگتن خارج شود. اورينتال تاکنون هيچگونه پاسخي دريافت نکرده و تلاش کرده است با استخدام يک وکيل آمريکايي پرونده خود را در واشنگتن به جريان اندازد. اما به گفته مقامات اين شرکت، وکلاي آمريکايي اين کار را تقبل نخواهند کرد
چيپ کامينز ، وال استريت ژورنال
نقد درونساختارى
»خاطرات آيتالله منتظرى«
پاسداشت حقيقت
فهرست مطالب
مقدمه: خاطرهنگارى، معيارها و اصول 1
فصل اول: شكستن حرمتها؛ اولين گام 13
فصل دوم: شخصيتپردازى 29
فصل سوم: كُرسى انتقاد 49
فصل چهارم: جايگاه مهدى هاشمى 65
فصل پنجم: تهاجم در تهاجم 101
فصل ششم: فراز و فرودهاى قائم مقامى 125
موخره: فرصتهاى اندك و يادآوريها 183
مقدمه
خاطرهنگارى، معيارها و اصول
آيا ادعاى در اختيار نداشتن اسناد ساواك مربوط به آيتالله منتظرى، حقيقت دارد؟
ثبت خاطرات در زمان وقوع چه تفاوتهايى را با خاطرهنگارى در زمانى ديگر دارد؟
»شنيدهها« تا چه حد قابل اتكا و استناد هستند؟
براى ارزيابى صحت و سقم خاطرات چه نكاتى را بايد در نظر گرفت؟
صفحات 1-11
پاسداشت حقيقت
خاطرهنگارى، معيارها و اصول
بسمه تعالى
در ميان علوم و معارف بشرى، شايد بتوان گفت »تاريخ« از جمله مناقشهبرانگيزترين آنها بهشمار مىآيد. هنگامى كه در برابر كتابها و مقالات تاريخى قرار مىگيريم، نخستين مسئلهاى كه برايمان مطرح مىشود، ميزان صحت و سقم مدعيات مندرج در آنهاست. بديهى است براى پىبردن به اين مسئله راهها و شيوههاى خاصى وجود دارد از جمله بررسى اسناد و شواهد و قرائن، ملاحظه ديدگاههاى گوناگون و بلكه معارض درباره يك رويداد خاص، ارزيابى منطقى مدعيات و بررسى هماهنگى يا عدم هماهنگى ميان آنها و قس على هذا. با اين همه، چه بسا در نهايت نيز نتوان درباره يك موضوع به قطع و يقين رسيد و جالبتر اين كه بعضاً با كشف يا افشاى يك سند جديد، بسيارى از قطع و يقينهاى حاصله، رنگ مىبازند و مجدداً به ظن و گمان تبديل مىشوند. به هر حال، »تاريخ« عرصهاى است كه بايد با حزم و احتياط فراوان در آن گام نهاد.

اما در مجموعه عظيمى كه تحت عنوان »تاريخ« شناخته مىشود، مقوله »خاطرات« از جايگاه خاصى برخوردار است. كم نبودهاند افراد و شخصيتهايى كه با اقدام به ثبت مشاهدات و تجربيات خود در برههها و مقاطع مختلف راهى را به سوى شناخت بهتر وضعيت زمانه خويش براى آيندگان باز كردهاند و اين رويه همچنان ادامه دارد تا آنان كه پس از ما خواهند آمد نيز بتوانند نقبى به آنچه در اين دوران گذشت بزنند.
عدهاى »خاطرات« را جزو منابع درجه اول تاريخ مىدانند چرا كه حاكى از مشاهدات مستقيم يك فرد است اما در عين حال برخى ديگر براى آن كه چنين اعتبارى براى خاطرات قائل شوند، شروطى را قائلند. از نگاه اينان، به عنوان نمونه چه تضمينى وجود دارد كه يك فرد در بيان و نگارش خاطرات خويش، پا را از جاده صداقت بيرون نگذارده در جهت ارائه تصويرى مثبت از خود و همراهانش و ترسيم چهرهاى منفى از ديگران، دست به تحريف ماوقع نزده باشد؟ از كجا معلوم كه يك فرد »تمام حقيقت« را گفته باشد و نه بخشى از آن را؟ آيا بزرگنمايى و كوچك نمايى در بيان خاطرات يك فرد صورت نگرفته است؟ و خلاصه آن كه كثيرى از اين دست سؤالات و احتمالات را مىتوان درباره »خاطرات« مطرح ساخت كه مجموعه اين مسائل به خواننده گوشزد مىكند در مواجهه با »خاطرات« نيز همانند ديگر عرصههاى تاريخنگارى نبايد شرط احتياط را از دست داد.
شكستن حرمتها؛ اولين گام
موضع واقعى اتخاذ شده در خاطرات آيتالله منتظرى نسبت به حضرت امام چيست؟
آيتالله منتظرى: من نمىخواستم شريك در ظلم باشم.
متن كامل اين كتاب را از اينجادانلود كنيددر حالی که تمام خبرها، از انتخاب افشین قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی حکایت میکرد علی کفاشیان امروز از انتخاب علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی خبر داد.
این در حالی است که علی دایی حتی در میان گزینههای فدراسیون فوتبال برای تصدی پست سرمربیگری تیم ملی قرار نداشت.
این موضوع که چرا در لحظات آخر ناگهان گزینهای به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شده است که کمتر کسی در روزهای اخیر به او به فکر میکرد، باعث بحث و جدلهای فراوانی میان صاحبنظران و آگاهان ورزش شدهاست.
در همین حال یک منبعآگاه در فدراسیون فوتبال اظهار داشت : «سازمان تربیت بدنی مخالف حضور افشین قطبی به عنوان سرمربی در تیم ملی فوتبال ایران است».
به گفته این منبع آگاه که نخواست نامی از وی برده شود علت مخالفت سازمان تربیت بدنی با حضور قطبی در راس تیم ملی فوتبال ایران، جامه عمل پوشاندن به منویات رئیس جمهوری ایران است.
این منبعآگاه افزود «احمدینژاد خواستار آن شدهاست که محمد علیآبادی به هر شکل ممکن مانع از حضور سرمربی پرسپولیس در راس کادر تیم ملی فوتبال ایران شود».
گفته میشود سازمان تربیت بدنی به علت نسبتی که قطبی با فرح دیبا دارد، مخالف انتصاب وی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال است.
گفتنیاست افشین قطبی فرزند قطبی "آخرین رئیس سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران" در دوران پهلوی بوده است .
تحلیل واشنگتن پست
از تسهیلات و کمک آمریکا
به اقلیت ها

دهه هاست که آمریکا بودجه کمک مالی به مسیحیان، زرتشتیان و یهودیان ایران را برای فرار از شکنجه و آزار و اذیت تأمین می کند، اکنون برخی از رهبران این اقلیت های مذهبی انگیزه های آمریکا را زیر سؤال می برند، اما فرقه هایی که هزاران سال در ایران دوام آورده اند، در نتیجه مهاجرت به سرعت تحلیل می روند.
از اواخر دهه 1980، دولت آمریکا مهاجرت به آن کشور را برای ایرانیان خاصی آسان کرده است که زیر بار فشارهای مذهبی به خارج از ایران سفر می کنند، این تسهيلات از سوی رهبران اقلیت های مذهبی در ایران استقبال نمی شود. به گفته آنان دولت دینی ایران با آنها بدرفتاری نمی کند. به گفته برخی از رهبران مسیحی و زرتشتی، اقلیت ها اساسا ً ایران را ترک می کنند تا از طرح گرفتن اقامت قانونی در آمریکا در ازای پرداخت 3 هزار دلار استفاده کنند.
یوناتن بیت کلیا، یکی از رهبران آشوری و نمایندۀ مجلس که آمریکا را مسئول نابودی جامعۀ اقلیت خود می داند، می گوید:" مسیحیان و زرتشتیان بخاطر بیکاری و اقتصاد نابسامان، ایران را ترک می کنند، اما این مشکلات برای همه ایرانیان است. وقتی آمریکایی ها به آشوری های ایرانی اجازه اقامت [گرین کارت]می دهند. تنها هدفشان تبلیغ علیه ایران به عنوان بدرفتاری با اقلیت های مذهبی است."
طرح کمک به اقلیت های مذهبی ایران توسط انجمن کمک رسانی به مهاجران یهودی[هیاس] مستقر در نیویورک برنامه ریزی می شود. این انجمن سال گذشته برای کمک به مهاجرت اقلیت های غیرمسلمان ایران، حدود 3.4 میلیون دلار از بودجه دولت آمریکا دریافت کرد.
هیچگونه آمار و ارقام موثقی دربارۀ تعداد اقلیت های مذهبی در ایران وجود ندارد. بر اساس سرشماری انجام شده در سال 1976، 420 هزار غیرمسلمان در میان جمعیت 34 میلیون نفری ایران زندگی می کردند که بسیاری از آنها پس از انقلاب از کشور فرار کردند.
به رغم رویکرد خصمانه دولت ایران در قبال اسرائیل، یهودیان ایران می گویند به راحتی می توانند به تکالیف دینی خود عمل کنند. به گفته رهبران جوامع اقلیت، بیش از 25 هزار یهودی در ایران زندگی می کنند که این رقم بزرگترین جمعیت یهودیان در خاورمیانه به جزء اسرائیل بشمار می رود.
به گزارش وزارت خارجه آمریکا، در دهه گذشته 2842 یهودی بخاطر طرح هیاس، ایران را به مقصد آمریکا ترک کرده اند. به گفته یک مقام اسبق آمریکا که با این طرح آشناست، هم اکنون بیش از 10 هزار ایرانی منتظر سفر به وین هستند، جایی که هیاس سفر آنها را به آمریکا بعنوان پناهنده آسان می کند.
کوروش نیکنام نمایندۀ زرتشتیان ایران در مجلس می گوید:" این مهاجرت یک مشکل بزرگ برای همه اقلیت های غیرمسلمان ایران است. آرزو می کنم همه به ایران برگردند، اما گمان می کنم این آرزو محقق نشود. بنظر می رسد در 30 سال آینده هیچ زرتشتی در این کشور نماند."
هیاس اوایل دهه جاری توسط وزارت امور خارجه آمریکا انتخاب شد تا تنها سازمان رسیدگی به امور مهاجرت اقلیت های ایرانی از وین باشد. کنگرۀ آمریکا در سال 2004 قانونی را تصویب کرد که تأیید صلاحیت اقلیت های مذهبی ایران را بعنوان پناهنده آسان تر می کند.
بودجه اختصاص یافته آمریکا به فعالیت های هیاس به دلیل افزایش تقاضانامه های ایرانیان تقریبا ً سه برابر شده است، یعنی از 1.24 میلیون دلار در سال 2002 به 3.46 میلیون دلار در سال 2007 افزایش یافته است. آمریکا ایران را در زمرۀ هشت "کشوری" قرار داده که به گفته وزارت خارجه آمریکا مرتکب نقض شدید آزادی های مذهبی است.
گیدئون آرونوف مدیر اجرایی هیاس می گوید، این نامگذاری توسط آمریکا "مبنای واقعی یک برنامه پناهندگی برای اقلیت های مذهبی ایران را فراهم می کند. افرادی هستند که احساس می کنند وجود این برنامه لازم است تا امنیت آنها را تأمین کند."
یک تاجر ارمنی مسیحی در تهران می گوید، بیش از یک دهه است که بدنبال دلیل ماندن در ایران است. او می گوید:" اولین دلیل این است که پاسپورت های ایرانی ما بی ارزش هستند؛ ما به ویزای همه کشورها نیاز داریم. دلیل دوم این است که اقتصاد ایران ویران است. دلیل سوم، دختران من مجبورند حجاب اسلامی داشته باشند." این تاجر ارمنی معتقد است که انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور، حس تردید و بی ثباتی را افزایش داده است. او می گوید:" تهدیدهای خارجی در کارند، ممکن است جنگ شود. ما هر روز احساس فشار می کنیم. گمان می کنم دلایل ما برای مهاجرت با سایر ایرانیانی که می خواهند از ایران بروند، تفاوتی ندارند. اما بعنوان مسیحی، ترک ایران برای ما خیلی راحت تر است."
بتکولیا نمایندۀ مسیحیان آشوری در مجلس می گوید، او و هم مسلکانش "آزادتر از برادران مسلمان خود در ایران هستند." بتکولیا می گوید:" ما می توانیم مشروب بنوشیم، دخترها و پسرهای ما می توانند آزادانه در مهمانی هایمان در کنار هم باشند. ما می توانیم بخوانیم و برقصیم. در حالیکه مسلمانان ایران اجازه ندارند این کارها را انجام بدهند."
واشنگتن پست،تامس اردبرینک- کارین برولیئرد
ایران در پي جشن
امریکا دنبال قطعنامه

ماشاء الله شمس الواعظين، روزنامه نگار وتحليلگرسياسي درتهران درگفت وگوئی با مثبت خواندن گزارش اخيرمحمدالبرادعي، وجود تفسيرهاي مختلف در باره آن در طرف ايراني وآمريکايي را نگران کننده مي داند. تفسيرهايي که درايران با جشن وسرورهمراه مي شود ودرغرب کشورهاي عضوشوراي امنيت سازمان ملل را پشت ميزطراحي قعطنامه سوم تحريم ايران مي نشاند.
طي هفته گذشته برداشت هاي مختلفي نسبت به گزارش اخير آقاي البرادعي مطرح شده است که از شادماني درداخل تا صدور قعطنامه تحريم درخارج را دربرمي گيرد. اين تفاوت برداشت ها ناشي ازچيست؟
دو نکته دراين خصوص وجود دارد. يکي اينکه ايران در ارتباط با گزارش هايي که سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا ويا آژانس ارائه مي کنند نکاتي پيدا مي کند که براي حکومت ايران مثبت قلمداد مي شود. نبايد دور از انصاف هم برويم که نکات مثبتي دراين گزارش ها وجود دارد. به ويژه در گزارش اخير البرادعي از برخي پيشرفت هاي قابل توجه در مذاکرات با ايران برسر پرونده هسته اي سخن به ميان آمده است. ايران معتقد است که ادامه گفت وگو ها با آژانس بين المللي انرژي اتمي منجر به تحقق يک سري پيشرفت ها شده که اين پيشرفت ها مورد تاييد آژانس نيز قرارگرفته است. پس ايران ادامه گفت وگو ها را ثمر بخش مي داند. چون درهرگزارشي از تحقق يک سري پيشرفت ها سخن به ميان مي آيد. وقتي ايالات متحده نگاه مي کند به گزارش هاي صادره شده از سوي آژانس، نکاتي مي يابد که در آن از ثمربخش بودن تحريم هاي سازمان ملل حکايت مي کند. يعني فشارهايي که سازمان ملل آورده منجر به نتايج مثبتي شده اما پرونده هسته اي همچنان از ديد غرب پرونده مخاطره آميزي است وايران بايد به صورت کلي دربرابر اراده جامعه جهاني سرتسليم فرود بياورد.
يعني هر دوطرف گزارش هارا درجهت برنامه ريزي هاي خود مي دانند؟
بله، هم ايران و هم ايالات متحده آمريکا ادامه روند فعلي را براي دستيابي به هدف هاي هر يک از طرفين مفيد مي دانند. اين وضعيت پارادوکسيکالي را به وجود آورده است. يعني ايران مذاکرات را ثمربخش مي داند، ايالات متحده هم تحريم ها راثمر بخش مي داند که منجر به نتايجي شده که البرادعي درگزارشش ازآنها ياد کرده است. درواقع در يک دور باطل وتسلسل ابلهانه اي به سر مي بريم. چون دو طرف به سمت هايي مي روندکه اين پرونده حساس تر مي شود. اما حداقل مثبت پيش مي رود ومطابق نظر دو طرف است. ايالات متحده گمان مي کند که مطابق نقشه اي که مي کشد پرونده به پيش مي رود وايران هم فکر مي کند اين نتيجه مذاکرات است. براي خروج ازاين بن بست دو طرف ماجرا يعني واشينگتن وتهران بايد برداشت هاي خودشان را نسبت به آنچه که از پرونده هسته اي دنبال مي کنند تغيير بدهند تا يک نتيجه ثمربخشي براي جامعه جهاني وکاهش چالش مربوط به پرونده هسته اي به وجود بيايد.
ادامه روند فعلي چه نتايجي را دربرخواهد داشت؟
ادامه روند فعلي به رويارويي مي انجامد. براي خارج شدن از احتمال رويارويي به نظر مي رسد هم ايران بايد برداشت خود را از گام هايي که برمي دارد و آنها را مثبت ارزيابي مي کند عوض کند وهم ايالات متحده از آنچه فکر مي کند دارد به نتيجه مي رساند برداشتش را عوض کند. وقتي مي گوييم برداشتشان را عوض کنند منظورمان اين نيست که به سمت مذاکره حرکت کنند ويا حل وفصل ماجراي اتمي ايران. شايد وقتي برداشتشان را تغيير دادند پرونده هسته ايي ايران سريع تر حل وفصل بشود. به اين معنا که اگر بناست ايران درنهايت اين پروژه اي که درآن گام برمي دارد مي خواهد تعليق غني سازي را بپذيرد از همين الان گام هايي را که برمي دارد به آن سو تنظيم کند. ايالات متحده هم اگر فکر مي کند با تغيير برداشت خودش ايران را از غني سازي اورانيوم محروم خواهد کرد، آن را هم عوض کند، درغيراين صورت ما حتي بدون رويارويي هم نتيجه ها وهزينه هاي يک رويارويي را خواهيم پرداخت وبه نظر مي رسد دو طرف اين هزينه را خواهند پرداخت.
در اين گزارش بخشي اضافه شده درخصوص اطلاعات جديدي که دراختيار آژانس قرارگرفته است که ادعاهايي را درخصوص ادامه برخي تلاش ها غيرصلح آميزکردن برنامه هسته ايي ايران مطرح کرده وبه نوعي به نظر مي رسد چرخشي براي بازگشتن به سوي پيش ازانتشار گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا در حال شکل گيري است. اين موضوع چقدرجدي است؟
من شبي که اين گزارش منتشر شد گفتم که از فردا جنگ تفسيرها راه مي افتد. مقامات ايران درکمترازسه ماه دوبار به برپايي جشن اقدام کردند. يک بار پس از انتشار گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا، يک بار هم بعد از انتشار گزارش آقاي البرادعي. بنابراين ايراني ها مشغول برگزاري جشن هستند و آمريکايي ها مشغول برنامه ريزي براي گام هاي بعدي و صدور قطعنامه ها. اين تضاد در برداشت درمورد گزارش هايي که درمورد برنامه هسته ايي ايران منتشر مي شود نگران کننده است. يک جايي بايد اين تفاوت برداشت ها متوقف شود.
برخي مي گويند که بخشي ازاين نکات مثبتي که ايران به آن اشاره مي کند سوالاتي است که ايران براي پاسخگويي به آنها مشکلي ندارد. اما روح مخالفت کشورهاي غربي که برمي گردد به غني سازي اورانيوم و تهيه سوخت درمقياس صنعتي آن همچنان به قوت خود باقي است.
اصلا مساله پرونده هسته اي ايران جنبه هاي سياسي و جنبه هاي استراتژيکش برجنبه هاي فني اش مي چربد وغلبه دارد. هم رهبران ايران به آن آگاه هستند وهم آمريکايي ها. ايالات متحده سه روند را به صورت پيوسته نگاه مي کند. يک روند پرونده هسته اي ايران است. ديگر موضع ايران درمورد عراق وصلح درخاورميانه وموضعش درمورد اسراييل است وسوم حمايت ايران از جنبش هاي مقاومت عليه صهيونيسم درمنطقه است که درغرب حمايت از تروريسم خوانده مي شود. اخير مورد چهارمي هم اضافه شده که آن توانايي هاي موشکي ايران است. ايالات متحده آمريکا اين چهار روند را با هم به صورت پيوسته برخورد مي کند. شما نگاه کنيد که قطعنامه هاي 1737 و1747 صادر شد به تدريج پاي توان موشکي ايران را هم وسط آورده است. مگر نمي گفتند توان هسته اي خطرناک بوده است؟ پس چرا توان موشکي به آن اضافه شده است؟ چرا؟ براي اينکه مساله موشک ها درخاورميانه مساله موازنه قوا را درمنطقه به هم مي ريزد واسراييل از تک محوري برتري موازنه قوا خارج شده ومعادله جديدي در منطقه شکل گرفته که آن توان موشکي ايران است که از نظر ايالات متحده آمريکا بايد مورد درمان قراربگيرد. تفسيرهايي که گزارش ها مي شود متناسب با اين موضوع است. اگر اين مسائل وجود نداشت قرائت هايي که از گزارش هاي آژانس مي شد کاملا متفاوت مي شد واعتماد متقابل پيدا مي شد ومساله حل مي شد. چرا که همزمان مي بينيد همکاري هاي ايالات متحده وهندوستان برسرمساله هسته ايي وجود دارد. آنچه مسلم است اين که نه البرادعي ونه آمريکا که ايران به دنبال برنامه هسته ايي معطوف به تهيه سلاح اتمي است. نگراني جاي ديگري است. اگر ايران بتواند برسراين سه روند به نتيجه برسد به نظر مي رسد بتواند قادر باشد مساله هسته اي خودش را با غرب حل کند اگرچه دراين پروسه ممکن است که تعليق غني سازي اورانيوم را درمدت انجام مذاکره با طرف غربي بپذيرد. اين به نظر مي رسد که راهي براي حل مساله هسته اي است.
وضعيت کنوني را با وضعيت پس ازانتشار گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا درحال نزديک شده است؟
نه. به نظرم ازنظر فني زبان گزارش ها به منطق ايران نزديک مي شود. يادمان نرود درگزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا وگزارش البرادعي ايران از بسياري ازاتهام ها تبرئه شده و ازهمکاري ايران با آژانس صحبت شده است. ولي بلافاصله چون مسائل سياسي هنوز حل نشده موضوع را به نيت ها وانگيزه هاي ايران ارجاع مي دهند که مساله را نگران کننده مي کند وهرچه آقاي احمدي نژاد هم بربوق ضد اسراييلي درايران ميدمد فشار غرب برروي ايران افزايش پيدا ميکند. شما فقط سياست ايالات متحده را درمورد ايران نگاه نکنيد. سياست آنها را در رابطه با سوريه هم ببينيد. سوريه را مشروط مي کند به کاهش فشارها درلبنان و فراهم کردن شرايط براي انتخابات رياست جمهوري لبنان وهيچ کدامشان در مورد بلندي هاي جولان بحث نمي کنند و برسر مسائلي بحث مي کنند مثل رياست جمهوري لبنان که موضوعي سياسي است. مشروط سازي بسياري از روابط خاورميانه در سياست هاي منطقه اي آمريکا درراس دستور کار آمريکا قرارگرفته است که آن را دنبال مي کند وبا همه کشورها هم همين رفتار را دارد. البته کشورهاي هوادار آمريکا از همه اين فشارها درامان هستند و بلکه مورد حمايت ايالات متحده آمريکا قراردارند.
تبديل انتخابات به مناسک
دکترغلامعباس توسلی، استادجامعه شناسی دانشگاه تهران، می گوید با روندی که دربررسی صلاحیت ها دراین دوره مجلس شورای اسلامی مشاهده می شود، "درآینده انتخابات بیشتر شکل یک مناسک راپیدا می کند تا انتخابات واقعی. یعنی یک رسمی می شود که مردم بروند ورای بدهند." او روند تایید صلاحیت ها را مبتنی بر"تمنا" و"التماس" می داند تا اجرای قانون. این گفت وگو درزیر می آید.
سرنوشت انتخابات را بعد از اتمام روند تایید صلاحیت ها چگونه می دانید؟
به هرحال انتخابات برگزارخواهد شد. منتها این شکل شل کن سفت کن و اینکه عده ای را قبول کنند وعده ای را قبول نکنند، یا جواب برخی را بدهند وبرخی را ندهند و اینکه ماجرای تایید وعدم صلاحیت ها درست انجام شده یان ه روشن نیست. در درون حاکمیت هم اختلاف نظر زیاد است که این موضوع برای آینده جامعه ایران سودمند نیست. به نظرم این همه بحث والتماس وبخشش شایسته یک انتخابات آزاد نیست. باید افراد وگروه های مختلف با فراغ بال با داشتن وسایل ارتباط جمعی رادیو تلویزیون وحداقل روزنامه بتوانند درعرصه انتخابات حضور داشته باشند. روزنامه های امروز به گونه ای هستن که هرکسی کاندیداهای خودش را معرفی می کند و حضور نداشتن صداهای مختلف در روزنامه ها برای نهادینه شدن پایه های دموکراسی درجامعه مشکل ایجاد می کند. به هرحال مجلس نمایندگی کل مردم را دارد و باید کسانی انتخاب شوند که بتوانند از حقوق همه مردم دفاع کنند.
روند تایید صلاحیت ها در مجلس هفتم وهشتم را چگونه با همدیگر مقایسه می کنید؟
فکر می کنم در انتخابات مجلس هفتم با وجود همه اتفاقاتی که پیش آمد ازجمله تحصن وردصلاحیت گسترده باز یک اقلیت مشخصی از اصلاح طلبان به مجلس راه پیدا کردند. هر چند که خیلی کارای نداشتند. اما الان دایره خیلی تنگ تر شده است. اصلا خود این موضوع که افراد ردصلاحیت بشوند و بعد تایید صلاحیت بشوند نادرست است ومشکلات را زیادتر می کند.
یکدست شدن مجلس چه عواقبی خواهد داشت برای مجلس ومردم؟
یکدست شدن مجلس به سمتی می رود که صدای مخالف نباشد ودراین صورت چون حرف ها شنیده نمی شود اگر به سمت فساد برود جلوی آن گرفته نمی شود. اصل دموکراسی در حضور وجود گروه های اپوزیسیون وکسانی است که همفکر وهم نظر با کسانی که درقدرتند نیستند. اگر اینطوری پیش برود درآینده انتخابات بیشتر شبیه یک مناسک مي شود تا انتخابات واقعی. یعنی یک رسمی می شود که مردم بروند ورای بدهند. به هرحال این محدودیت ها وجود دارد و امکانات دیگر هم خیلی کم وجود دارد برای اینکه صدای مخالف برسد. برای مثال اینترنت اگر چه می تواند بخشی از مسائل را به مردم منتقل کند اما پدیده ای نیست که همه مردم بتوانند از آن استفاده کنند. اگر دراین محدودیت ها همین طور افزایش پیدا کند امید به رفتن به سوی دموکراسی کمرنگ و ما درمسیر یک دموکراسی محدودومشروط، برنامه ریزی شده وحساب شده از بالا همچنان حرکت خواهیم کرد.
مناسکی شدن مجلس چقدربا روح قانون اساسی مطابقت دارد؟
به قانون اساسی مواردی بعدها اضافه شده مانند نظارت استصوابی که اساسا هنگام تحریر قانون وجود نداشته است. اینها به این موضوع صورت قانونی داده اند که با روح دموکراسی مغایر است. مساله اینکه همین قانون اساسی ومواد مصرح درمورد آزادی احزاب، مطبوعات، اجتماعات وانتخابات کاملا رقابتی باید دست به دست هم بدهد تا یک فضای شفافی شکل بگیرد. اما الان محیط انتخابات شفاف نیست. یک روز یک تصمیم می گیرند وآن را اعلام می کنند روز بعد آن را عوض می کنند کم وزیاد می کنند. اینها اصلا با مکانیسم های برگزاری انتخابات سازگاری ندارد.
انتخاب چنین روشی برای برگزاری انتخابات به نظر شما چه صدمه ای به جامعه مدنی وفعالان سیاسی می زند که به گردش آزاد نخبگان برای حل مسائل معتقد هستند؟
من فکر می کنم نخبگان چنین روش هایی را برنمی تابند ونمی توانند این روش ها را حل شده فرض کنند. ما می بینیم گروه هایی مثل جبهه مشارکت ویا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نتوانسته اند کاندیداهایی را که می خواهند معرفی کنند و بسیاری از آنها ردصلاحیت شدند. حتی خود من که ثبت نام کردم هنوز جواب نداده اند که این نشان دهنده شفافیت روند است. آقا هاشمی می فرمایند که آقا یک مقداری کمتر ردصلاحیت کنید. این به این معنی است که چنین روندی که درقانون مراحل مختلف ان مشخص است به صورت خواهش وتمنا درآمده است. درحالی که باید قانونا چنین تقاضایی مطرح شود که چرا کسی رد می شود وکسی قبول می شود. اینکه ردصلاحیت ویا تایید آن براساس دیدگاه های سیاسی باشد تا قانون مشکل ایجاد می کند. فکر نمی کنم افرادی که در روزهای نزدیک به انتخابات تایید صلاحیت می شوند برای مردم شناخته شده نیستند. مردم از کجا آنها را می شناسند؟ آنها باید بتوانند درمحضر مردم مورد پرسش قراربگیرند و مردم بدانند برنامه هایشان چیست. بدون طی کردن چنین روندهایی دموکراسی ناقص است
تكذيب درخواست خاتمي از رهبري


سخنگوي ائتلاف اصلاح طلبان گفت: "آقاي خاتمي تا اين لحظه از هيچ يک از مقامات عالي کشور براي تائيد صلاحيت افراد تقاضايي نکرده است." اشاره عبد الله ناصري به "مقامات عالي نظام"، با توجه به رويه معمول استفاده از اين عبارت براي نام بردن از رهبر جمهوري اسلامي ايران، به معني تکذيب تقاضاي خاتمي از آيت الله خامنه اي براي تايد صلاحيت اصلاح طلبان است.
ناصري، در جلسه اي که به دعوت ائتلاف اصلاح طلبان استان اصفهان در دفتر جبهه مشارکت اين استان حاضر شده بود، اين موضوع را در حالي مورد تاكيد قرار مي داد كه پيش از اين و دقيقا بعد از رد صلاحيت گسترده اصلاح طلبان در هفته پاياني ديماه، گزارش هائی دریافت شد مبنی بر اینکه : "شنبه شب ششم بهمن ماه، جلسه مشترك هاشمي رفسنجاني، خاتمي و کروبي در منزل هاشمي برگزار و در آن مسايل مختلف مربوط به انتخابات مجلس هشتم بررسي شد. در اين نشست، شرکت کنندگان ضمن ابراز نگراني از وضعيت به وجود آمده مقرر کردند، با اطمينان دادن به مراجع مرتبط درباره پيگيري صادقانه و موثر موارد پيش آمده، به غير از برخي موارد مشخص، تاييد صلاحيت نامزدهاي اصلاحطلب با تاکيد بر نامزدهاي داراي تجارب مديريتي بالا، مصرانه پيگيري شود".
با اينحال اينك سخنگوي ائتلاف اصلاح طلبان کشور كه از ياران "حلقه باران خاتمي" نيز هست تاكيد دارد كه خاتمي از رهبري درخواستي براي رد صلاحيت ها نكرده است. او در اين مورد به طور شفاف گفته است: "بعد از جلسه سه نفره با آقايان کروبي و هاشمي رفسنجاني، ايشان با مقام معظم رهبري در ادامه روند ديدارهاي منظم مقام رهبري و آقاي خاتمي بعد از پايان دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي ديدار داشتند و ديدار ويژه اي در بحث انتخابات نبود."
كليددار ردصلاحيت ها
يك سال پيش كه اولين همايش فرمانداران دولت نهم برگزار مي شد، احمد جنتي، دبير شوراي نگهبان در حاشيه اين مراسم سخناني بيان كرد كه بازتاب کمي در خبرگزاري ها پيدا کرد. او در آستانه انتخابات خبرگان رهبري گفته بود "به جز توصيههاي رهبري، هيچ توصيهاي را نميپذيريم" و به اين ترتيب اشاره كرده بود كه تنها كسي كه مي تواند در مورد رد صلاحيت ها نظري مافوق بر شوراي نگهبان بدهد، "رهبري" است.
و چنين بود كه وقتي ديماه امسال رد صلاحيت گسترده دامن بيش از سه هزار كانديداي عمدتا اصلاح طلب را گرفت، اولين راه حل روحانيان سرشناس اصلاح طلب و نزديك به رهبري اين بود كه از رهبري در اين مورد كمك بخواهند. پس از اين بود كه روزنامه "اعتماد" در تيتر نخست خود باعنوان سه پيشنهاد براي خروج از بن بست نوشت: "سيدمحمد خاتمي، اکبر هاشمي رفسنجاني و مهدي کروبي براي حل معضل ردصلاحيت گسترده اصلاح طلبان به صورت جداگانه با مقام معظم رهبري ديدار مي کنند. اين موضوع يکي از تصميماتي است که در جلسه فوق العاده اين سه شخصيت تاثيرگذار نظام براي خروج از بن بست ردصلاحيت ها اتخاذ شد."
پس از درج خبر جلسه سه روحاني عالي رتبه، اينگونه اخبار منعكس شد كه كروبي، هاشمي و خاتمي جداگانه در ديدارهاي ادواري شان با رهبري از وي خواهند خواست كه مشكل رد صلاحيت ها را حل كند. در مقابل نيز جناح اصولگرا كه حمايت ضمني خود را از رد صلاحيت ها اعلام كرده بود با اين گونه رايزني ها به مخالفت پرداخت. حتي هفتهنامه صبح صادق، ارگان نهاد نمايندگي ولي فقيه در سپاه، با اشاره به اظهارات چند روز قبل محمدعلي ابطحي در روزنامه كارگزاران كه از لابيها و رايزنيهاي آقايان خاتمي، هاشمي و رفسنجاني و كروبي در مورد بررسي صلاحيت نامزدهاي اصلاحطلب خبر داده بود، نوشت: "اين خبر و هر خبري از اين دست حاوي دو پيام منفي و ناخوشايند است. از نظر اين نشريه، دو پيام مذكور از اين قرارند: اولا افرادي در تلاش هستند تا به شكل غيرقانوني و اعمال فشار در كار يك نهاد قانوني دخالت و خواسته خود را بر آن تحميل كنند و ثانياً، دخالت اين افراد كه با انگيزه سهيم شدن در قدرت صورت ميگيرد به شكل زورگيري انجام ميپذيرد و آنها تلاش ميكنند براي كساني مجوز حضور در انتخابات را بگيرند كه از نظر شوراي نگهبان صلاحيت حضور در انتخابات به عنوان نامزد انتخاباتي را ندارند. شايد به زعم و گمان آنها برخي از اين افراد فاقد صلاحيت مجوز حضور در انتخابات را بگيرند، اما آيا مردم هم اين اقدام غيرقانوني را ناديده ميگيرند و به آنها رأي ميدهند، در گذشته كه فرجام اين اقدامات براي افزونخواهان تلخ بود، يقيناً اين مرتبه نيز همينگونه خواهد بود چرا كه ميوه ريشه تلخ، تلخ است."
فرمانده خلاف کار کيست؟

پنج روز پس از انتشار اخباري در مورد برکناري يک فرمانده نيروي انتظامي به دليل اعمال خلاف اخلاق، روز يک شنبه مراسم توديع و معارفه فرمانده نيروي انتظامي استان تهران در حالي در کرج برگزار شد که از ورود خبرنگاران در هنگام ارائه گزارش رضا زارعي فرمانده برکنار شده اين نيرو جلوگيري شد.

روز گذشته خبرگزاري ايسنا در گزارشي ازتوديع و معارفه فرمانده نيروي انتظامي استان تهران، خبر داد که "در پي پذيرش استعفاي سردار زارعي، فرمانده پيشين انتظامي استان تهران، سردار عليرضا اكبرشاهي، فرمانده پيشين انتظامي استان يزد، با حكم سردار احمديمقدم، فرمانده ناجا، از امروز رييس پليس اين استان شده است".
حسين ذوالفقاري جانشين فرمانده نيروي انتظامي که به عنوان مقام مافوق در اين مراسم حاضر شده بود، طي اظهاراتي دوره 3 ساله فرماندهي رضا زارعي در استان تهران را "گسترده و مؤثر" خواند و از وي به عنوان "پاسداري كه خدمات زياد و ارزندهاي براي استان تهران و جامعه از بدو حضورش در ناجا انجام داده" نام برد. اما توضيحي در مورد دلايل تغيير فرمانده نيروي انتظامي در کمتر از 12 روز به انتخابات مجلس و نزديک به دو هفته به پايان سال ارائه نکرد.
خبرگزاري مهر نيز در گزارش خود از اين جلسه تاکيد کرد که "در اين مراسم از ورود خبرنگاران به سالن اجتماعات در زمان ارائه گزارش عملکرد سردار زارعي جلوگيري شده است"
دهه 1340 (8 سال پس از کودتای 28 مرداد) بحران اجتماعی با چند اعتصاب پراکنده و اعتراضات مردم آغاز شد. این بحران همزمان شد با روی کار آمدن دمکرات ها در امریکا و رئیس جمهور شدن "کندی". فشار به شاه برای اصلاحات، با هدف جلوگیری از فروپاشی نظام پس از کودتا آغاز شد. سیستم ارباب و رعیتی در روستاها و حاکمیت فئودال ها بر کشاورزی ایران و نشستن خوانین در مجلس شورای ملی می بایست اصلاح شده و دگرگونی هائی در آن ایجاد میشد. در شهرها نیز صنایع مونتاژ باید تقویت می شد. شاه زیر فشار امریکا برای این رفرم نمی رفت و امریکا نگران از وقوع یک انقلاب در ایران، ابتدا به شاه فشار آورد تا فضای سیاسی کشور را باز کند و بجای حمایت از دستگاه فاسد حکومتی، سران باقی مانده جبهه ملی – غیر از مصدق- را در قدرت دولتی سهیم کند. شاه پس از مدتی خلیل ملکی را به توصیه اسدالله علم که بعدها نخست وزیر و وزیر دربار شد ملاقات کرد و تمایل خود به حضور سران جبهه ملی در دولت را با وی در میان گذاشت تا او نیز به دوستان خود اطلاع بدهد. جبهه ملی با این پیشنهاد و تمایل برخورد منفی کرد و به امید بهره گیری از بحران و سهم بیشتر در حاکمیت، آن را رد کرد و به میتینگ های خود افزود و شمار بیانیه های خود را افزایش داد. میتینگ و تظاهرات میدان جلالیه تهران اوج این مرحله از اقدامات جبهه ملی است. روحانیت منتظر نتیجه این کشاکش بود. در رهبری حزب توده ایران در مهاجرت نیز بحران به بحث گذاشته شد و از جمله طرح هائی که در دستور بررسی قرار گرفت بازگشت به کشور بخشی از رهبری حزب توده ایران بود. از جمله بازگشت ایرج اسکندری عضو وقت هیات سیاسی حزب که سابقه حضور در ترکیب کابینه قوام و مجلس شورای ملی را داشت. شادروان اسکندری پیشنهاد کرده بود که جمعی از اعضای رهبری حزب مستقیما و با هواپیما در تهران باز گردد. بازداشت او در فرودگاه، در آن شرایطی که شاه در آن قرار گرفته و تبلیغات وسیعی پیرامون گشایش فضای سیاسی ایران و رفرم و اصلاحات راه انداخته بود، بعید به نظر می رسید، ضمن آنکه اگر چنین بازداشتی صورت می گرفت خود به یک حادثه رسوا کننده فضای سیاسی تبدیل می شد.
رد پیشنهاد شاه از سوی جبهه ملی و نخست وزیر شدن "علی امینی" نیز پیشنهاد ایرج اسکندری را از دستور کار هیات سیاسی حزب توده ایران خارج نکرد، ضمن آنکه در ایران نیز حزب بر فعالیت های خود افزود و در میتینگ پرجمعیت میدان جلالیه تهران، سهم بزرگ را نیروی توده ای برعهده داشت و اعضای سابق سازمان جوانان حزب توده ایران مانند بیژن جزنی و ظریفی نقشی اجرائی مهمی در این مرحله برعهده گرفته بودند.
بحث پیرامون این دوران را کیانوری در کتاب "گفتگو با تاریخ" اینگونه ادامه میدهد:
کیانوری: بزرگترین اشتباه جبهه ملی این بوده که تصور کرده بود ضعف شاه در نتیجه نیروی داخلی جبهه ملی و میتینگ 150 هزار نفری یا شصت هزار نفری است، درک نکردند که این سیاست امریکاست که با تمام قدرت به شاه فشار می آورد.
س: نقش مصدق - دراین دوره- چه می شود، چرا ساکت ماند؟
کیانوری: دکتر مصدق مدت ها سکوت کرده بود. خبرهائی امید بخش به او می دادند، اما او تصور می کرد محال است امریکا در حالی که شاه وی را در خانه اش- در دهکده احمدآباد- تهران زندان نگه داشته، بیاید به جبهه ملی قدرت بدهد. این به همان اندازه اشتباه است که ملکی کرد و فکر کرد چنین چیزی اصولا ممکن است انجام بگیرد.
به نظر من مصدق در این دوران قصد نداشت در کار جبهه ملی که در خارج فعال بود مداخله کند، چون داخل میدان نبود و از جزئیات سیاست روز هم مطلع نبود. شاه هیچ جور نمی گذاشت او با بیرون ارتباط برقرار کند و تحت نظر کامل بود. تنها دکتر غلامحسین- پسرش- بود که می توانست به دیدنش برود. حتی چیزهایی هم که می نوشت، به صورت پنهان بیرون برده می شد یا به دستش می رسید. به این ترتیب او واقعا فعالیت نداشت و در محاصره کامل بود. به خودش هم اجازه نمی داد امر و نهی بکند، دخالت بکند و توصیه بکند. شاید اگر توصیه می کرد آنها می پذیرفتند.
س: او در انحلال «جبهه ملی» سوم دخالت کرد! پس تا حدی امکان فعالیت برایش بود.
کیانوری: او می گفت چرا شما(جبهه ملی سوم) همه احزاب را نمی پذیرید، همه بایستی درون جبهه باشند.
بهر حال اصلاحات با نخست وزیر شدن امینی شروع شد. بین جبهه ملی و امینی یک اختلاف شدید، مبارزه تبلیغاتی- مطبوعاتی پیش آمد. اول ارسنجانی علیه جبهه ملی یک نطق فوق العاده سختی کرد، با این مضمون که اینها جلوی کار ما را گرفته اند. کریم سنجابی از سوی رهبری جبهه ملی پاسخ بسیار تندی به دولت امینی داد و دولت امینی را غیر قانونی اعلام کرد. او گفت این دولت فایده ندارد، برای اینکه از طرف مجلس مورد تائید قرار نگرفته است. جبهه ملی گفت ما بایستی حتما انتخابات آزاد را عملی کنیم و برای این کار باید دولت امینی برکنار شود.[امینی] در یک گفت و گو با خبرنگار یوناتید پرس گفت «بدرستی می دانم که آنها- جبهه ملی- از طرف حزب زیر زمینی کمونیست- حزب توده ایران- قویا پشتیبانی می گردند.»
این گفتار دولت امینی است، بدنبال آن تعریفی که رادیو مسکو از میتینگ میدان جلالیه کرد. بدون شک توده ایها در اینجا بودند. حتی آنطوری که ملکی گفته است، شاه می خواسته فقط جبهه ملی علیه توده ای ها موضع بگیرد و اینها حاضر نشدند، برای اینکه می دانستند عده زیادی از جوانان توده ای در این تظاهرات شرکت می کنند، آنها نمی خواستند که اینها را از دست بدهند.
واقعیت این است که وقتی رادیو مسکو از میتینگ تعریف می کند، برای آنها معنی دارد، یعنی شوروی ها و توده ای ها موافق هستند و به این جریان کمک می کنند. این حقیقت دارد و این چیزی هم که امینی گفت نه برای ترساندن بود، بلکه واقعیت بود و برای ترساندن بقیه مردم از اینکه این توده ای ها، کمونیست ها و شوروی ها الان با هم همدست هستند این حرف ها را زد. خلاصه این دعوا خیلی به سختی در گرفت. بالاخره جبهه ملی در سالگرد سی ام تیر مراسمی را تدارک دید ولی دولت امینی قدغن کرد. دولت هر گونه تظاهرات را قدغن کرد.
در این مرحله جریانی دیگری پیش می آید. جریان حمله به دانشگاه. با وضعی وحشتناکی، پلیس و سربازان مسلح همه راهها را بستند که جبهه ملی تظاهرات نکند. دکتر صدیقی، دکتر امیر علایی، داریوش فروهر، مهندس خلیلی، مهندس حسیبی، مهندس زیرک زاده، مهندس حق شناس، دکتر سنجابی، دکتر خنجی و صدر را بازداشت کردند و نگذاشتند حتی برسر قبر شهدای سی تیر در ابن بابویه بروند. شماری هم در روزهای قبل بازداشت شده بودند. از جمله کریم آبادی، کشاورز، صدر، قاسمیه، مانیان، بهنام، صادقی و سعید فاطمی. بعد هم آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان، مهندس عطایی، دکتر سحابی، نزیه، عباس رادنیا و جمعی دیگر را با هم بازداشت کردند.
در دوم خرداد سال 1340 اعلامیه شدید اللحن جبهه ملی علیه دولت امینی صادر شد. دستگاه حاکمه بار دیگر به حربه پوسیده و قدیمی خود که بی اعتباری آن بر همه جهانیان آشکار است، متوسل شده و با تمام قوا به صورت تهمت و افترا اعلام کرد که کمونیست ها در روز سی ام تیر قصد اشغال خاک ایران را داشتند. حتی امینی گفت: آنان که اعلام میتینگ کرده اند آلت دست کمونیست هایی هستند که با دستور سیاست های خارجی قصد اخلال دارند. در اروپا و ایران افشاگری بسیار مفصل علیه امینی شروع شد و روزنامه «باختر امروز» مطالب مفصلی علیه او نوشت.
از طرف دیگر، امینی هم برای وضع قوانین جدید و برای اجرای کارهای خودش تقاضای اختیارات کرد و شاه هم اختیارات را داد تا در قوانین موجود تغییراتی بوجود بیآورد.
در این زمان اتفاقات تازه ای افتد که شرایط را بحرانی تر کرد. آقای شمشیری- که از بازاریان سرشناس طرفدار دکتر مصدق بود- در 20 آبان 1340 فوت کرد. شمشیری را گرفته و همراه آقای مانیان به خارک تبعید کرده بودند. او بعدا با توصیه هائی آزاد شده بود اما پیرمرد فوت کرد. تظاهرات 16 آذر هم در دانشگاه به واقعه ای وحشتناک تبدیل شد.
دانشجویان تظاهرات آرامی را در داخل دانشگاه شروع کرده بودند. بدون هیچ مقدمه ای یکباره نیروی نظامی و پلیس، چتربازها و غیره و... حمله وحشتناکی به دانشگاه کردند. دانشجویان ضرب و شتم شدند و به تاسیسات هم خسارات زیادی وارد کردند.(حادثه ای شبیه 18 تیر 1378 در جمهوری اسلامی که گویا کپی برداری از آن واقعه شده بود)
باز دوباره صدیقی، سنجابی، زیرک زاده، حسیبی، خنجی، امیرعلایی، فروهر، شاپور بختیار و مسعود حجازی؛ همه اینها بازداشت شدند. در دانشگاه چه گذشت؟ کافی است که فقط این نامه آقای دکتر فرهاد رئیس دانشگاه تهران را به نخست وزیری بخوانیم:
جناب آقای نخست وزیر!
پیرو مذاکرات امروز صبح، در ساعت 11، سربازان و چتربازان دانشگاه تهران را اشغال کردند، هیچ دلیلی در بین نبود که نظامیان آئین دانشگاه را نقض کنند. پس از حمله به داخل دانشگاه سربازان بدون فرق و تفاوت، یکسان به دانشجویان پسر و دختر حمله کردند. دانشجویان بسیاری را به قصد کشت مضروب کردند، من هیچ گاه ندیده و نشیندم تا این حد بی رحمی، سادیسم، خشونت و خرابکاری از ناحیه قوای دولتی انجام شود. بعضی از سربازان در تالارهای درس دانشگاه از دختران ازاله بکارت کردند. هنگام سرکشی در بناهای دانشگاه صحنه هایی نظیر هجوم قوم و قشون وحشی به خاک دشمن را در برابر چشمانم مجسم ساختم. کتاب ها پاره شده بود، نیمکت های درس شکسته شده بود و ماشین های تحریر شکسته و خرد شده بود. تجهیزات آزمایشگاهی دانشگاه یا خراب یا غیر قابل استفاده شده بود یا به سرقت رفته بود. عمل خرابکاری سربازان که به دانشگاه غیر مسلح حمله کرده بودند فجیح بود، بدون آنکه افسران آنان را منع کنند و در جلوگیری از این اعمال دخالت کنند، حتی بیمارستان دانشگاه از خرابکاری سربازان در امان نمانده بود. عده زیادی از سرپرستان و بیماران مضروب شده بودند یا مجروح. همین اعمال در کلوپ دانشگاه و خوابگاه دانشجویان خارجی به وقوع پیوست. در حال حاضر عده بسیاری از دانشجویان که به سختی مضروب شده اند، در بیمارستان دانشگاه تحت مداوا قرار گرفته اند. به عنوان رئیس دانشگاه تهران و به عنوان نماینده دانشکده و شورای دانشجویان، من به این عمل جنایی و خشونت آمیز اعتراض می کنم. تمام رؤسای دانشکده ها و نیز خود من استعفای خود را به شما ابلاغ می کنیم و این استعفانامه مادام که مسئولین این وحشیگری های حیوانی مجازات نشوند معتبر خواهد بود.
دکتر فرهاد رئیس دانشگاه تهران
کمیسیون رسیدگی، به ریاست یک سپهبد تشکیل شد. اعتراضات عمومی در خود جامعه نسبت به این عمل خیلی شدید بود و در خارج هم اعتراضات فوق العاده شدید می شد. هیأت سه نفری متشکل از سپهبد صادق احمدی، احمد معاون راد بصیری و سپهبد وفا انتخاب شد. این کمیسیون در بهمن ماه تشکیل شد ولی گزارش در سال 1340 به دولت تقدیم شد. در این گزارش تقریبا همین مطالبی که آقای دکتر فرهاد نوشته آمده است.
تیمسار بختیار- بنیانگذار و اولین رئیس ساواک شاهنشاهی- که در حادثه دانشگاه نقش داشت احساس کرد که رفتنی است. شاه او را برای توضیحات به امریکا فرستاداما آنجا او را نپذیرفتند. مدت زیادی معطل شده بوده که با کندی ملاقات بکند اما کندی حاضر به ملاقات وی نشده بود. شاه هم از بختیار به اندازه کافی راضی نبوده و احساس می کرد او می خواهد جای او را بگیرد، چون در خانه اش که نزدیک کاخ شاه بود مهمانی هائی می داد که در آنجا شب ها چنان سرو صدائی راه می انداختند و شعارهایی علیه شاه، و خانواده اش می گفتند و فحاشی می کردند. مهمان ها این گزارش ها را به شاه می دادند، شاه هم او را مرخص کرد. البته نامه ای هم سفیر ایران در سوئیس- هرمز قریب، رئیس بعدی تشریفات دربار شاه- به تهران می نویسد مبنی بر این که حمله به دانشگاه تهران چقدر تاثیر وحشتناکی در اروپا به دنبال داشته است. هرمز قریب در آخر نامه اش می نویسد که رئیس اتحادیه دانشجویان سوئیس به او اطلاع داده که در دهم ماه ژوئن کنگره بین المللی سازمان های دانشجویی در دانشگاه لاوال کانادا تشکیل خواهد شد که سازمان های دانشجویی 73 کشور در آن شرکت می کنند و قرار است هیات نمایندگی سوئیس، که اطلاعات کافی و دلایل محکمی دارد با طرح هیات نمایندگی مالزی مخالفت کرده و نخواهد گذاشت قطعنامه تصویب شود. خلاصه این وضع پیدا می شود. بالاخره دکتر امینی در 27 تیر 1341 مجبور به استعفا شد. شاه به امریکا سفر کرد و با کندی صحبت می کرد و قول و قرار گذاشت. ما می دانیم که هم امریکایی ها و هم انگلیسی ها همیشه به دنبال قدرت ثابتی در یک کشور هستند که می خواهند زیر نفوذ بگیرند و همیشه او را از یک قدرت پراکنده و دست دوم که نیرویی از خودش ندارد، مطمئن تر می دانند. بالاخره پادشاه، پادشاه است، ارتش دنبالش است و خوب او وعده می دهد که ما اصلاحات ارضی را انجام می دهیم.
شاه ترسیده و چوبش را هم خورده و وعده داد که اصلاحات ارضی را همان جور انجام خواهد داد و مدتی هم همان ارسنجانی را به عنوان وزیر اصلاحات ارضی نگه می دارد تا اینکه بعد از مدتی علم روی کار می آید.
شاه تصميم میگيرد كپی احزاب انگلستان را در ايران پياده كند. مثل انگلستان حزب كار و حزب محافظه كار درست میكند: يكی از آنها كه اسدالله علم در راس آن است به نام حزب مردم است. سعی میكنند عناصر خوشنام و شخصيتهايی را پيدا كنند، مثل پروفسور يحيی عدل، سناتور دكتر فرهاد رئيس دانشگاه تهران- از ميان وكلا دكتر موسی امير، دكتر حسن افشار، دكتر بينا، مهندس قباد ظفر- كه اگر آن هم نمرده باشد میتوانيم بگوييم كه يك وقت تودهای بود. مهندس قباد ظفر، همان كه آرامگاه رضاخان را ساخته از بختياریها هست. مهندس مهدی شيبانی، مهندس محمد الهی، دكتر پرويز خانلری، دكتر حسن ستوده، دكتر حسن مظاهر، دكتر علی معارفی، دكتر امير بيرجندی، يعنی همه اينها عدهای از نخبگان جامعه بودند. حزب مليون هم با شركت دويست نفر از نمايندگان مجلس و سناتورها به دعوت دكتر اقبال تشكيل میشود. يعنی او میشود رئيس حزب مليون كه همه آشغالها هم جزو آن بودند. مثل محمود جم، عميدی نوری، مطيع الدوله حجازی، سرتيپ صفاری، حبيب الله آموزگار، عماد تربتی، دكتر بيانی، دكتر هدايتی، دكتر كاسمی، امين الله اردلان، حسان الدين دولت آبادی، دكتر صورتگر، رضا انصاری، فاضل سرجويی. اين دو حزبی است كه خود شاه درست میكند. گاه گاهی هم بين اينها درگيریهايی پيدا میشود. اينها در خواسته هايشان میخواهند از قوانين مربوط به كار طرفداری كنند. حتی در يك مورد هم مرگ مشكوكی رخ میدهد و يكی از رهبران حزب مردم در جاده مازندران از بين میرود. ظاهرا او كسی بوده كه جدا خواستار بهبودی قانون كار بود. در اينجا حزب ديگری هم به خودی خود تشكيل میشود، يعنی حزب سوسيال دموكرات كه در 28 مرداد 1336 تشكيل میشود. عدهای از وكلا را پيدا میكنند، سردار فاخر را جذب میكنند. حزبی هم محمد شاهكار به نام جمعيت آزادی درست میكند. مهندس كاظم جفرودی و منوچهر تيمورتاش پايه گذاران اين جمعيت آزادی بودند.
گروه "نگهابان آزادی" هم سوم شهريور 1336 تشكيل میشود. اينها احزابی هستند كه در دوران شاه پيدا میشوند، البته دو حزب اساسی همان حزب مردم و مليون بود و اينها فقط در آن نقش كوچكی بازی میكردند. در اينجا مساله اصلاحات كشاورزی مورد نظر كندی شروع میشود و بعدش امينی روی كار میآيد. كندی از خود شاه خواسته بود اصلاحات كند، ولی وقتی میبينند شاه كار اساسی انجام نمیدهد، امينی را میآورند.
رسيديم به آغاز فعاليت جبهه ملی در سال 1339. جبهه ملی در سال 1339 شروع به فعاليت كرد و آن وقتی است كه مجبور شدند انتخابات خيلی قلابی اقبال را [باطل] بكنند. بعد جبهه ملی در تيرماه سال 1339 شروع به فعاليت كرد. جبهه ملی يك هيأت مؤسس 35 نفری داشت كه گروه اصلی و اوليه آن را آقا سيد باقر كاظمی، الهيار صالح، دكتر صديقی، دكتر سجادی، دكتر آذر، مهندس بازرگان، كاظم حسيبی، مهندس زيرك زاده و آيت الله طالقانی تشكيل میدادند. اينها در اعتراض به انتخابات قلابی كه انجام شده بود و انتخاب شريف امامی به عنوان نخست وزير، تحص كردند. 14 نفر از برجستگان جبهه ملی به مجلس سنا رفتند و در آنجا تحصن كردند كه بالاخره به لغو انتخابات تمام شد و در انتخابات بعدی صالح از كاشان به نمايندگی برگزيده شد كه وكيل شد. اين آغاز مجدد فعاليت جبهه ملی است كه اسمش هم جبهه ملی دوم است .
كندی در 30 دی ماه 1339 سوگند میخورد ولی البته چند ماه پيش در نوامبر انتخاب میشود. در سوگندش از چيزی كه شاه خيلی وحشت میكند، سخن گفته و میافزايد به آن كسانی كه در بيغولهها و روستاهای نيمی از كره زمين زندگی میكنند و در فكر پاره كردن بندهای نگون بختیاند تعهد میسپارم كه بهترين و بالاترين كوشش خود را تا هر زمان كه لازم باشد برای آنها به كار بندم. اين يك پيام دارد. پيامی است كه به دنيا داده است. شاه از اين پيام وحشت میكند. واقعا وحشت میكند، بويژه اينكه سرو كله امينی هم پيدا میشود. امينی هم كه در كودتای در كودتای سرلشكر قرنی اسم او هم آمده بود. شاه امينی را كه در امري